برگ برنده

برگ برنده

برگ برنده . 1405/01/21
00:32:05
158

معرفی
رویکرد تحریم در برابر تحریم؛ نسخه‌ایی موثرتر از ضعف در برابر تحریم در مذاکرات.

دوری از سوءظن و خوش‌خیالی و حمایت منطقی از تیم مذاکره‌کننده

خطوط قرمز مطالبات مردمی در مذاکرات
۱_عدم گشایش تنگه هرمز
۲_حفظ جبهه مقاومت
۳_استفاده از انرژی هسته‌ای
با هر غلظتی
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی نبینا مصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین.
رحمت خداوند بر ظالمان.
من آغاز، قیام، و تسلیت عرض می‌کنم چهلم رهبر شهید، رهبر عزیزمان، و شهدای عزیزی را که این چند وقت از دست دادیم، خصوصاً بچه‌های خردسال در مین. آرزوی پیروزی داریم برای رزمندگانمان.

ان‌شاءالله بحثی که امشب بنا دارم چند دقیقه‌ای محضر عزیزان داشته باشم، به نظرم بحث مهمی است. یکی از نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی که مردم عزیزمان الان با آن مواجه‌اند، قضیه آتش بس و مذاکره است. برای عزیزان سؤال پیش آمده که: "چه شد که یهو مذاکره کردیم؟ چه شد که یهو آتش بس؟ چرا یهو قطع شد؟" خصوصاً حرف‌هایی که ترامپ چند وقت بود روی آن تاکید می‌کرد که: "ایرانی‌ها دنبال مذاکره با من هستند، یک طیفشان دارند التماس می‌کنند و من مشغولم و داریم حرف می‌زنیم و به نتایج خوبی داریم می‌رسیم." و هی آمد، تهدیدهای خودش را شدیدتر کرد. آن ساعت نهایی که اعلام کرده بود، به ساعت اعلام آتش بس و مذاکره تبدیل شد.

دل یک تعداد از مردم ما خالی شد که: "نکند مسئولین ما ترسیده‌اند؟ جا زده‌اند؟ تسلیم شده‌اند و حرف ترامپ را پذیرفته‌اند؟"
مردم اطلاعات زیادی شاید، خیلی‌ها، همه‌مان، همین‌طور نسبت به میدان جنگ نداریم. به هر حال، جنگ بخشی از اسرار طبقات ممتاز فرمانده‌هاست و از بخش زیادی از مطالب، خبر دارند که به ما نمی‌رسد. همین، زمینه‌ساز ابهام می‌شود برای مردم و اینکه: "چی دارد می‌گذرد؟ چه شد؟"

از ما زیاد می‌پرسند که مثلاً: "رهبر عزیزمان! خب، این همه مردم پای کار بودند. قبلاً می‌گفتیم، می‌رفتند مذاکره، جواب می‌دادید: 'مردم این‌طور انتخاب کرده‌اند، مردم همراهی نکرده‌اند، مردم مذاکره می‌خواهند.' الان کسی مذاکره نمی‌خواهد. آتش بس نمی‌خواهد. همه هم اعلام کرده‌اند. همه هم پشت رهبر هستند. چرا رهبر دارد به مذاکره و آتش بس تن می‌دهد؟ چرا ادامه نمی‌دهید؟"

بعضی آدم‌های کم‌عمق و هیجانی هم همین‌جور شروع می‌کنند به پمپاژ احساسات. یکی برداشته نوشته: "من این سردار موسوی، سید مجید نقطه‌زن، این‌ها را حلالش نمی‌کنم، اگر این آتش بس ادامه داشته باشد." یک آدم‌های هیجانی شروع می‌کنند این وسط.

من چند کلمه مهم می‌خواهم در مورد این قضایا عرض کنم. ان‌شاءالله که مورد عنایت روح رهبر شهیدمان باشد و ان‌شاءالله که گره‌گشا باشد.
در ابتدا ببینیم شرایط جنگمان چه بود و این داستانی که الان پیش آمده، چیست. این خوب باید تبیین شود و توضیح داده شود. من نکاتی به ذهنم رسیده، نوشته‌ام و عرض می‌کنم خدمتتان. شما هم روی این‌ها توجه کنید.

ببینید، ما با یک چالش بزرگی همیشه مواجه بودیم؛ آن هم تحریم دشمن بود. با یک جریان داخلی هم مواجه بودیم. راه‌حلش در برابر تحریم دشمن چه بود؟ مذاکره. بله، درست است. دشمن از یک اهرمی استفاده کرده بود؛ زمان تحریم. ۱۵ سال است از این اهرم استفاده می‌کند. اولش هم ۱۵ سال پیش اوبامای ملعون گفت: "این‌ها تحریم‌های فلج‌کننده است، کمر جمهوری اسلامی را می‌شکند." یک تعدادی در کشور ما با همین حرف‌ها رای آوردند: "چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد، چرخ زندگی مردم هم بچرخد." هسته‌ای را پیوند دادند به زندگی مردم. تحریم‌ها را فلج‌کننده دانستند. راه‌حلش را هم تعطیل کردن هسته‌ای دانستند.
یک کلیدی درآوردند، کلید قلابی دروغین، گفتند: "با این، همه مسائل حل می‌شود. می‌رویم می‌نشینیم صحبت می‌کنیم. هسته‌ای را که کوتاه بیاییم، همه چیز حل می‌شود." رفتند صحبت کردند. کوتاه آمدند، ولی چیزی حل نشد. هسته‌ای را هم دادند، ولی چیزی حل نشد. دروغ هم گفتند به مردم خودمان، ولی چیزی حل نشد. به نفع دشمن هم برایش امتیاز هم گرفتند، ولی چیزی حل نشد.

این شد یک سابقه ذهنی بد برای مردم از مذاکره. ترسی در دل مردم افتاده. حق هم دارد. "مُجَرِّبُ المُجَرَّبْ دَامٍ" کسی که چیزی را که تجربه کرده، دوباره تجربه کند، بدبخت می‌شود. ما چند بار تجربه کردیم مذاکره جواب نمی‌دهد و آسیب‌هایش را دیدیم. مردم حق دارند. ولی مسئله‌ای که هست این است که آن مذاکره چه بود؟ آن مذاکره این بود: دشمن ما را تحریم می‌کرد و ما به دشمن می‌گفتیم: "بیا این تحریم را بردار. ما مذاکره می‌کنیم، گفت‌وگو می‌کنیم. اگر کاری لازم است انجام می‌دهیم، تو تحریم‌ها را بردار."
رهبر شهید ما اصرار داشت که ما به دشمن این پالس را، به قول امروزی‌ها، ندهیم. این واکنش را ندهیم که دشمن احساس کند دارد ما را فلج می‌کند. با تحریم اهرمش اثرگذار است. "اگه اینو به دشمن نشون دادی دیگه ول نمی‌کنه."

یک عده داخلی که واقعاً خیانت کردند، واقعاً خیانت کردند، همین حس را در برابر دشمن داشتند. آمدند گفتند: "خزانه‌مان خالی است و هیچی نداریم و بدبختیم و بیچاره‌ایم و تحریم باید برداشته بشود. آب خوردن داشته باشیم، تحریم برداشته نشود، هیچی نداریم. هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. سرمایه در کشور نمی‌آید. سرمایه‌گذاری نمی‌شود. پول نداریم، حقوق نداریم."

رهبر شهید فرمود: "ما راه‌حل داریم برای تحریم. یک کار کنید: تحریم‌ها بی‌اثر بشود، خنثی بشود. اگر آنها هم برنداشتند، ما فلج نشویم. راه‌حل داشته باشیم."
نکرد آن آقای روحانی. نکرد این کارها را. ۸ سال مملکت را معلق کرد، معطل کرد، بیچاره کرد. آخر ۸ سال هم با آن زبان درازش آمد گفت: "برگردم ۸ سال قبل، دوباره همین کارها را می‌کنم."
حالا ان‌شاءالله برسد روزی که بتوانیم ایشان را محاکمه کنیم، دل مردم خنک بشود، ان‌شاءالله.

مسئله‌ای که هست چیست؟ مسئله‌ای که هست این است که ما در این جنگ از قضیه تحریم‌ها عبور کردیم. چه‌کار کردیم؟ جبهه داخلی می‌گفتند: "آقا، اگر ما مذاکره نکنیم، تحریم برداشته نمی‌شود." آن ورش: "اگر مذاکره نکنیم، جنگ می‌شود." رفتیم مذاکره کردیم، تحریم هم برداشته نشد، جنگ هم شد.
این سری ما چه‌کار کردیم که دیگر ابتکار عمل و قدرت، آمد دست جمهوری اسلامی و مردم؟ این سری ما در برابر تحریم، تحریم کردیم. برای اولین بار. کاری که باید از اول می‌کردیم و نکردیم. کاری که از اول امام فرموده بود: "اگه این‌ها وارد خلیج فارس شدند و حرکتی انجام دادند، بزنید که بزرگ این‌ها از دنیا رفت."

او هم همین‌جور می‌ترسید واکنش نشان بدهد. گفت: "مگر شوخی است؟ ما آمریکا را در این منطقه بزنیم، جنگ می‌شود و فلان و این."
رهبر عزیز ما، رهبر شهید ما، می‌فرماید: "ما در برابر تحریم باید تحریم کنیم. ما باید اروپا را تحریم کنیم. ما باید آمریکا را تحریم کنیم." می‌خندیدند. مسخره می‌کردند. این سری از این کارت استفاده کردیم. دشمن را تحریم کردیم. تنگه هرمز را بستیم. شرایط برای اولین بار تحریم دشمن، خنثی شد. تحریم دیگر بی‌اثر شد. میدان دست ما افتاد. این نکته خیلی مهمی است.

بعدش چی شد؟ دشمن که جنگ را شروع کرده بود، جنگ را برای چه شروع کرده بود؟ بجنگد؟ متخصص جنگ نیستند این‌ها. این‌ها متخصص ترورند. این‌ها ارتششان برای جنگ تعریف نشده. این‌ها ارتششان برای ترور تعریف شده. آمد ترور کرد. به قول خودش، "کمک عمو ترامپ رسید." برای چه‌ها؟ برای جبهه معارض، کودتاچی فتنه‌گر داخلی. قرار بود چه‌ها اینجا براندازی کنند؟ داخلی‌ها؛ آن‌هایی که ۱۸ و ۱۹ دی را رقم زدند. آن‌هایی که قرآن آتش زدند. آن‌هایی که "مرگ بر دیکتاتور" می‌گفتند، پرچم آتش می‌زدند. بنا بود کار آن‌ها را راحت کند. ترامپ، سران را زد که آن‌ها بتوانند کاری بکنند. آن‌ها هم بی‌عرضه. مردم هم در صحنه. شرایط عوض شد.
ما هم در لحظه تنگه هرمز را بستیم. تحریم کردیم. پایش گیر افتاد. آمریکا نمی‌خواست وارد جنگ بشود، افتاد تو جنگ. از آنجا به بعد وارد جنگ شد که تحریم ما را بردارد. تنگه را آزاد کند. ادامه جنگش برای این بود.

قدم اول که زد که نظام سقوط کند و جبهه داخلی بیاید وسط، نشد. شکست اولش.
رهبر عوض بشود، از جنس خودشان باشد، نشد. شکست بعدی و مردم آمدند تو خیابان. مطالبه کردند. یک سوسوهایی داشت می‌آمد. مجلس خبرگان یک حرف‌هایی، زمزمه‌هایی: "فعلاً رهبر انتخاب نکنید. بزنید جنگ." همین آقای روحانی و طیفش. دوباره همیشه می‌درخشند. هر جا حرف از خیانت است، اسم روحانی و رفقایش می‌درخشد. "رهبر انتخاب کردن است. حالا اجازه بدین دعوای قدرت مگر داریم؟" از دهن مگر می‌افتد از این حرف‌ها.

مردم کف خیابان مطالبه کردند. مجلس خبرگان را به خط کردند. خط دادند به اعضای خبرگان. در سخت‌ترین شرایط خبرگان جلسه برگزار کرد. رهبر را انتخاب کردند. شکست دوم آمریکا.
رهبر معظم، اولین بیانیه‌ای که دادند، تنگه هرمز را اشاره کردند. شکست بعدی آمریکا. همه فشارش را آمریکا گذاشت (برای) تحریم را برداشتن.
اولاً معلوم شد که تحریم می‌شود کرد آمریکا را. بعد نشان دادیم که چقدر تحریم اثر دارد. بعد معلوم شد که دشمن وقتی که نشان می‌دهد تحریم رویش اثر می‌کند، چقدر شما از این ابزار احساس قدرت می‌کنید. همان کاری که ۱۵ سال پیش ما باید در برابر آمریکایی‌ها می‌کردیم و نکردیم.

باید به دشمن می‌گفتیم: "تحریم تو اثری ندارد. ما لنگ تحریم تو نیستیم." الان هم اگر آمریکایی بگوید: "هرمز به درد ما نمی‌خورد. بستنش هزینه برایمان ایجاد می‌کند." درست است آقا؟ انگار نه انگار. ما به این تنگه نیاز نداریم. از راه‌های دیگری من نفتم را تأمین می‌کنم. شرایط اقتصادم را بالا می‌آورم. بی‌اثر کردن تحریم.
وقتی این‌جور با شما رفتار کرد، شما می‌فهمی اهرم فایده ندارد. آبرویت را می‌برد. آسیب برایت دارد. هزینه هم همین کار را ما باید در برابر آمریکایی‌ها می‌کردیم از اول تحریم‌ها. نکردند. این خیانت بزرگی است که در حق شما ملت.

این دروغ‌های بزرگی که گفتند. آوردند گفتند: "آقا، تحریم پدر ما را درآورده." عجب! پس این‌ها دارد کمرشان می‌شکند. من برای چه باید این ابزار را رها کنم؟ برای چه باید مذاکره تحریم این‌ها را بردارم؟ مذاکرات تبدیل به چه شد؟ تبدیل به این شد که از این اهرم تحریم استفاده کند. هی فشار بیاورد. هی درخواست بعدی، درخواست بعدی، درخواست بعدی. "این‌ها سبیلشان پیش من گیر است. این‌ها لنگ قضیه است. این‌ها کاری نمی‌توانند بکنند." وقتی این شکلی شد، او هی فشار می‌آورد.

این سری چه شد؟ ما تحریم کردیم. شروع کرد سروصدا کردن: "می‌زنم تأسیساتتان را نابود می‌کنم. برتان می‌گردانم به عصر حجر. ال می‌کنم، بل می‌کنم. یالا، تنگه را باز کن. ۴۸ ساعت وقت می‌دهم." دید کسی اینجا "محل سگش" هم نمی‌گذارد. ۵ روز، کسی "محل سگش" هم نمی‌گذارد. ۵ روز را کردم ده روز. "من که نیاز ندارم. آن‌ها که نیاز دارند، خودشان بیایند باز کنند." دید برای هیچ‌کی محل نگذاشت. اروپایی‌ها محل سگ نداشتند. گفت: "باشه. دارم براتون. شما در اوکراین از من کمک می‌خواهید ها." باز کسی به "محل سگ" نگذاشت.
"می‌زنم تأسیسات را پودر می‌کنم. شما را، تمدنتان را نابود می‌کنم. ال می‌کنم، بل می‌کنم."

این مردم فوق‌العاده و بی‌نظیر گفتند: "هر جا می‌خواهی بزنی، ما قبلش می‌رویم دورش وایمیستیم."
پل می‌خواهی بزنی؟ می‌رویم روی تأسیسات برق و گاز و آب و این‌ها را می‌خواهی بزنی؟ دورش وایمیستیم. گزینه نظامی را از دست دشمن خارج کردند. گزینه نظامیش را بی‌اثر کردند. فهمید.

با گزینه بعدش چی شد؟ فشاری که آورد، به در دیوانگی زد. این‌ها را بترساند. خودش را رسوا کرد در عالم افکار عمومی دنیا. وایستاد روبرو که: "خداحافظ. کثافت! تأسیسات بزنی؟ با آب و برق چه‌کار داری؟"
بعد آمده بود گفته بود: "کمک‌های عمو ترامپ رسید." این جبهه داخلی را می‌خواست فعال کند. جبهه داخلی دیگر "تفم." جبهه داخلی را از دست داد. جبهه داخلی خودش هم از دست داد. پیش مردم آمریکا هم بی‌آبرو شد. فرمانده‌های نظامی گفتند: "این دیوانه‌بازی‌ها چیست انجام می‌دهی؟" آن‌ها را هم از دست داد. همه را از دست داد.

گزینه نظامی بی‌اثر شد. از کار افتاد. برای اینکه تحریم را از شما بردارد. مسئله این است که الان دمش در دست شما است. گیر است. تحریم شده توسط شما. قبول کرد بیاید پای میز مذاکره. مذاکره نه مثل سری قبل که شما را تحریم کند، شما برای رفع تحریم‌ها بروید پای میز مذاکره. این سری آمریکا برای رفع تحریم‌ها آمده پایین میز.
گرفتید مطلب را؟ این‌ها مهم است و به آن. این‌ها همش پیروزی است. همه این‌هایی که تا حالا رخ داد، برای ما قدرت آورد. آمریکا قبول کرد بیاید پای میز.

خب آقا، آمریکا حرف مفت زیاد می‌زند. دروغ می‌گوید. وسط مذاکره ترور می‌کند. دبه در می‌آورد. باشد. این سری با قضیه‌های قبلی فرق می‌کند. چرا؟ برای اینکه اولاً آمریکا لنگ ما است. تنگه هرمز را بستیم و ما تحریم را عملی کردیم. این یک کارت دست ما است. او باید دم تکان بدهد. او باید راستگوییش را برای ما اثبات کند. مثل سریال قبلی نیست که ما بیاییم برویم رآکتور در قلبش بتن بریزیم و آب سنگین را تعطیل کنیم. کیک زردها را بدهیم. ۱۱ تن اورانیوم. اورانیوم به ما حمله کرد. ۱۱ تن اورانیوم آقای روحانی داد و رفت. ۱۱ تن، ۱۱ هزار کیلو. الان دنبال ۴۰۰ کیلو می‌گردد. خیانت‌ها یکی دو تا نیست.
اثبات کند که راست می‌گوید. دمش دست ما است. گفته: "من بابت ده تا شرطی که ایران گذاشته، آمده‌ام پای میز مذاکره." البته بعد زیرش زد، گفت: "من ۱۵ تای خودم."

هر حرف مفتی که بزند. هر سخن رایگانی که بگوید. مسئله این است که الان دمش در دست من و شما گیر است. او یک چیز روی کاغذ نمی‌خواهد. یک چیز عملی واقعی می‌خواهد. آن هم باز شدن تنگه هرمز است.
درست شد آقا جان؟ تحریمش باید برداشته بشود. در این قضیه الان آمریکا که آمده می‌خواهد مذاکره کند، چند تا اتفاق رخ می‌دهد:
۱. یا این‌طور می‌شود که می‌زند زیر میز، دوباره می‌جنگد. این معلوم می‌شود که در از بین بردن تحریم شکست خورد و آبرویش می‌رود.
۲. یا می‌پذیرد از شما شرایطتان را برای اینکه تحریمش برداشته بشود، که اگر این را پذیرفت، نابود می‌شود آمریکا. بین دو تا چیز الان. یا نابود بشود، یا دست و پایش.

راه سوم: یا باید تحریم شما را بپذیرد و شرایط شما را. الان دیگر دست برتر مایی. این تیم مذاکره کننده، البته هنوز معلوم نشده کی می‌خواهد مذاکره کند. شروع کرده‌اند این‌ها شرط. دمششان گرم آقای قالی. چند دقیقه که: "ما هیچ مذاکره‌ای با آمریکایی‌ها نداریم، مگر اینکه اول باید آتش بس در لبنان برقرار بشود. بعد هرچی که در این سال‌ها از ما بلوکه کرده آمریکا، دارایی ما را که نگه داشته، اول باید آزاد کند. بعد تازه بیاییم بنشینیم."
او خرش دست ما گیر است. این ادارات هست. کارت گیر می‌افتد. الان دیگر. بعد دیگر ما هم که اصلاً تخصص همین را داریم دیگر. کسی کارش پیش ما گیر بیفتد، چه پدری ازش در می‌آوریم دیگر.
کار آمریکایی‌ها پیش ما گیر افتاده است. آقا، از این اداره به آن اداره. اینجا مدارکت کامل نیست. عکس باید بیاوری. شناسنامه. طبقه ۴ مسئولش من نیست. جلسه دارد. نیامده. سیستم قطع است. دیگر شروع شد. آقا، کار ما با آمریکایی‌ها شروع شد.

"اول باید تحریم‌ها را برداری. باید اموالی که بلوکه کردی برداری. داروی... را باید فلان کنی. از غزه باید بیایی بیرون. سربازانت را باید برداری. منطقه را باید خالی کنی. لبنان را دیگر نباید بزنی. حرکت اول را که کردی، باید چک کنم این را. باید تضمین بدهی. بعد تازه برود شورای امنیت. بعد باید برود سازمان ملل. بعد تصویب بشود. باید نتیجه‌اش بیاید. ۶ ماه باید انجام بدهی زیر ساطور ما."
فرق این مذاکره با مذاکره‌های قبلی این است: آمریکا لنگ شما است. چرا؟ چون کارش گیر افتاده. تحریم رویش اثر کرد.

جهان روز ۹ اسفند که آن روز ما این رهبر عزیز را از دست دادیم، با جهان ۸ اسفند تفاوت کرد. دنیا برای آمریکایی‌ها عوض شد. دوره جدیدی شروع شد. دوره تحریم ایران. ایران از این به بعد.
دنیا دیگر! من و شما وظیفه‌مان چیست؟ چه‌کار باید بکنیم در این شرایط؟ البته بنده نکته زیاد نوشته‌ام که بخواهم عرض بکنم، ولی چون نمی‌خواهم خسته‌تان بکنم، کوت<unk>ه می‌کنم عرضم را.

شما عزیزان اولاً باید از تیم مذاکره‌کننده حمایت کنید. برای اینکه مذاکره‌کننده‌های ما نماینده ما هستند، قابل اعتمادمان هستند. هیچ کسی حق ندارد شعار "نمی‌دانم مرگ بر سازشکار"، "رئیس‌جمهور"، "وزیر امور خارجه" بدهد. ابداً. این‌ها کلاً ممنوع است. در این شرایط هم بیشتر ممنوع است. به خاطر اینکه اساساً ما در وضعیت برد وارد مذاکره می‌شویم. البته باید کار این آقایان را هم به شدت بهش نظارت داشت و حساسیت داشت، که یک وقت خدای نکرده جایی سستی و اهمال و ساده‌گیری و این‌ها رخ ندهد. پوزش می‌طلبند و یک کارهایی می‌کنند و به هر حال هزینه دارد، خطر دارد. حواسمان را هم جمع می‌کنیم. نه فحش می‌دهیم، نه سوءظن داریم، نه خوش‌خیالی.

نکته بعدی: ما باید پافشاری کنیم روی اینکه: "آقای جمهوری اسلامی، ما وایستادیم. رگ گردنمان را گذاشتیم. تنگه هرمز اگر خواست باز بشود، باید گردن ما بریده بشود." این برای اینکه ابزار قدرت ما است.
اگر مدل آقای ظریف بخواهیم پیش برویم، بدبختیم. دیدید ظریف دو سه هفته پیش چه نوشته بود؟ که: "آمریکا بیاید تحریم‌ها را بردارد، که مال برجام بوده و بر می‌داشته." موجودات عجیبی واقعاً کار آمریکا و اسرائیل و این‌ها را در می‌آورند.

"خیلی تأکید: آمریکا بیاید تحریم‌ها را بردارد، که بر می‌داشته." بعدش ما چه‌کار کنیم؟ "یکی ما هسته‌ای را تعطیل می‌کنیم." ایران، شما نابودید. در این شک نکنید. انجام بدهید، نابودید برای همیشه. چون دیگر نمی‌توانید تحریم بکنید. همه همه تحریم‌ها رویتان اثر می‌کند. هم جنگ رویتان اثر می‌کند. هم دیگر ابزار قدرتی ندارید. همه‌تان را می‌بلعد. نجاست هم می‌پاشم به کل این کشور و برای همیشه نابودیم. کلاً گرفتی چی شد؟
ابزار قدرت ما یکی این‌ها است. یکی اینکه "تحریم را قبلش باید بردارد." آن که هیچی. "هسته‌ای را هم تعطیل نخواهیم کرد. دستش هم نمی‌زنیم. اختیارش با خودمان است." تا قبلش ما می‌خواستیم اثبات کنیم که ما بمب اتم نداریم و این‌ها. این مال آن وقتی بود که تحریم دست آن‌ها بود. که ما می‌خواستیم اثبات کنیم ما اتم نداریم. الان اتم هم داریم. چه غلطی می‌خواهی بکنی؟ من تحریمت کردم.
درست شد آقا؟ مطلب روشن است. چه غلطی بکنی!

رئیس آژانس برگشته، گفته: "این هسته‌ای ایرانی‌ها را فقط باید با اتمی از بین ببریم." این رئیس آژانس. این مثلاً آژانس راه‌انداخته است، یک سری کشور رفته‌اند عضو شده‌اند که منافعشان تأمین بشود. آژانس از این‌ها حمایت کند. آژانس هسته‌ای! مثل اینکه مثلاً یک خیریه راه‌اندازیم، یک تعداد آدم بروند آنجا عضو بشوند که آن خیریه از این‌ها حمایت کند. بعد رئیس خیریه! آژانسی شد.
"آژانس را قبول داریم؟ نه. از این به بعد چیزی تضمین می‌دهیم؟ نه. دیگر اصلاً بناست ما چیزی را برای شما اثبات کنیم. شما باید برای ما اثبات کنید. ما هر کار دلمان بخواهد می‌کنیم. در هر مقدار درصدش هم می‌خواهیم هسته‌ای می‌سازیم. بمب هم لازم باشد می‌سازیم. به هیچ احدی هم ربط ندارد." الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر.

نکته دوم: اصرار و پافشاری روی این مطلب است که باید این تنگه بسته بماند. ما هم از مسئولینمان حمایت می‌کنیم.
در این مذاکرات خط قرمز: اولاً ۱۰ تا بندی که جمهوری اسلامی مطرح کرده، خیلی خیلی، آن هم به حسب ظاهر پذیرفته. سر این ده تا صحبت کند. بامبول در می‌آورد. زیرش می‌زند. قطعاً خیلی از این‌ها را قبول نمی‌کند. ما باید روی ده تا ببندیم. بعد دیگر یکم بهش تخفیف بدهیم که مشتری شود مثلاً. حالا دو تا سه تاش را هم حالا ندید می‌گیریم. بعد روی هفت تا می‌بندیم. دیگر حالا خیلی دیگر دارد زور می‌زند، پدر خودش را در می‌آورد، روی پنج تا می‌بندیم.

خط قرمز راه ندارد. یکی همین هسته‌ای که سمتش نیاید. یکی جبهه مقاومت. همه جبهه مقاومت. غزه، لبنان، یمن، عراق. از همه این‌ها آتش بس بشود. جنگ تمام بشود. بیاید بیرون. و یکیش هم تنگه هرمز است.
مدیریت تنگه هرمز از این به بعد با ما است. هر جور دلمان بخواهد. هر جور منفعت و مصلحت کشور خودمان باشد، با این تنگه برخورد می‌کنیم. دست هیچ‌کی دیگر نیست. این را باید شما در خیابان داد بزنید. از این نباید کوتاه بیایید. هرچی شما به این اصرار کنید، هرچی این را داد بزنید، دست آن تیم مذاکره‌کننده قوی می‌شود.
ملت! ما کوتاه نمی‌آییم. ما اگر تنگه هرمز را باز کنیم، برگردیم ایران، ملت ایران ما را می‌کشند. ما برگشت نداریم. این تنگه همینی که هست. شرایطش همینی که هست. این را باید داد بزنید. باید اعلام کنید. بدون اینکه این و آن را متهم کنید. مشغول همدیگر بشوید. مشغول حواشی بشوید. با چشم باز، با حواس جمع و رصد کنید تیم مذاکره‌کننده مدل چه قول و قرارهایی می‌دهد. آن‌ها هم باید به ما اعلام کنند. این سری با سریال قبلی هم فرق می‌کند. چون مردم کف خیابان هستند. مردم دارند کشور را اداره می‌کنند. مردم همه کار را دارند انجام می‌دهند.

یک تعداد هم بریزند تو خیابان برقصند، "ما پیروز شدیم" و این حرف‌ها. "فرانچسکویی بود. آمد یک چیزی گفت در گوش ما و آخر گردن فرانچسکو و فرانچسکو بازار." این‌ها همه را می‌زنیم. این سری دیگر گذشت. "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت." تمام شد آن دوران.
مسئول! نون و گزارش بدهم. از این چند تا چیز هم کوتاه نمی‌آییم. تا جایی که بشود باید به‌تیغ‌ان به دشمن فشار آورد. دشمن جنگ هم بشود، ما هراسی نداریم. چون ادامه جنگ جز خسارت و بدبختی برای آمریکا هیچی ندارد. صدای مردم آمریکا در آمد.

یک ترفندی هم خواست پیاده کند. این را هم باید بدلش را ما بزنیم. حواستان جمع باشد. آمد چه‌کار کرد؟ آمد لبنان را از ایران جدا کرد. اولاً می‌گوید: "لبنان دولت نیست. یک گروه مقاومت است. یک دولت رسمی نیست. بعد یک گروهک تروریستی که مثلاً مجامع بین‌المللی اعلام کرده‌اند که این تروریستی است."
می‌گوید: "ایران، اگر می‌خواهی تحریمت را بردارم، باهات راه بیایم، دست از این گروه بردار." یا ایران دست برمی‌دارد یا دست برنمی‌دارد.
اگر ایران دست برداشت، به همه این‌هایی که در منطقه ما را کمک می‌کنند می‌گوید: "ایرانی‌ها به خاطر پول و منافع خودشان، شماها را فروختند. عراقی‌ها، لبنانی‌ها، یمنی‌ها. دیدی؟" یک برد برای او.
اگر ما دست برنداریم، یک چیز می‌گوید: "مردم ایران، دیدید این‌ها به خاطر لبنانی‌ها شما را بردند تو فشار تحریم و بدبختی و جنگ. به خاطر آن‌ها شما را بدبخت کردند." که جفتش هم دروغ است.

ما باید چه‌کار کنیم؟ در ترفند مردم آمریکا بگوییم: "ما با آمریکا آتش بس کردیم." اگر جنگ هم شد، البته آتش بس که هنوز آتش بس هم نیست. فعلاً به تعبیر رهبر عزیزمان، "سکوت صحنه نبرد" است. یعنی فعلاً تیر و ترقه صدایش نمی‌آید. دست او هم زیر ساطور ما است. آن‌ها باید نشان بدهند می‌خواهند بجنگند یا نه. آن‌ها باید نشان بدهند که اگر خواستند بجنگند، معنایش برای مردم آمریکا این است: "مردم آمریکا، این‌ها به خاطر اسرائیل شما را بردند تو تحریم. تنگه هرمز. اقتصادتان را گرو گرفته‌اند. نفت و بنزین و معیشتتان را فلج کرده‌اند که طرف اسرائیل باشند."
بازی که سر ما می‌خواست در بیاورد بین ما و لبنان، ما باید فن بدل بزنیم بین این‌ها. و به همه دنیا بگوییم، مخصوصاً مردم آمریکا که: "این دولت شما به خاطر اسرائیل دارد شما را نابود می‌کند. از نون خوردن می‌اندازد. بنزینتان را دو برابر کرده است." این اهرم تحریم را وقتی استفاده کردید، اثر می‌کند.

مردم آمریکا باید فشار بیاورند. ۷۰ درصد مردم آمریکا مخالف با جنگ ترامپند. ۷۰ درصد مردم ایران موافق با جنگ ترامپ. می‌دانید کیه؟ ۷۰ درصد ایرانی‌ها می‌گویند: "بجنگ!" ۷۰ درصد آمریکایی‌ها می‌گویند: "نجنگ!"
این میدانی که برتریش با ما است. باید فشار را از آنجا بیشتر کنیم. افکار عمومی مردم آمریکا دارد فشار می‌آورد. ۷۰ درصدی که می‌گویند: "نجنگ!" یک مشت دیوانه ترامپ. برگشت به مردم. الان هم به شدت فضاشان به هم ریخته است.

البته ببینید، قرآن می‌گوید: "یهود و نصاری از شما راضی نمی‌شوند. از دشمنی شما دست برنمی‌دارند." این اختلافی که بین آمریکا و اروپا و این‌ها شده، این نیست که مثلاً یک تعداد از این‌ها آمده‌اند طرفدار ما شده‌اند، مسلمان شده‌اند و حرم امام رضا در مراسم شرکت کنند. این‌ها نیست.
آن‌ها دشمنی‌شان با ما برقرار است. اختلافی که الان بین جان کری با ترامپ، بین اوباما با ترامپ، بین هیلاری کلینتون با ترامپ است، دعوا سر چیست؟ می‌گوید: "احمق! ایرانی‌ها این شکلی از بین نمی‌روند." تعداد دشمنند. در این مسئله اختلاف نظر نیست. مسئله این است که می‌گوید: "این روش جواب نمی‌دهد." سر همین هم دارند به جان هم می‌افتند.

یکم دیگر مقاومت کنیم. از این اهرم قدرتمان استفاده کنیم. ان‌شاءالله از تو متلاشی می‌شوند. ان‌شاءالله به جان هم می‌افتند، هم آمریکایی‌ها، هم آمریکایی و اروپایی‌ها.
یک کم هم فشار از آمریکایی‌ها در این منطقه. یعنی فشار بهشان بیاید، دستشان کوتاه بشود. چین و تایوان هم شروع کرده‌اند، داد و دعواشان را می‌بینید. یک‌دست آمریکا از این منطقه کوتاه بشود. چین هم می‌زند تو سر تایوان. تخمه می‌شکنیم. تنگه هرمز هم بستیم. می‌رویم شب‌ها می‌نشینیم لب اینجا، کشتی از اینجا رد بشود. فقط این مقاومت من و شما را می‌طلبد. خیابان‌ها را نباید رها کرد. با قدرت بیشتر، با صلابت بیشتر، اختلاف تفرقه، بد و بیراه ممنوع. با دل قرص، با اطمینان، حمایت از تیم مذاکره‌کننده و با چشم باز میدان رصد کردن، که ان‌شاءالله بتوانیم این امتیاز فوق‌العاده را نقدش کنیم و کمر این‌ها را بشکنیم.

شاد باشد روح این مرد بزرگ که با شهادتشان برایمان قدرت تولید کردند. شهادتش هم برای ما نعمت بود. و چقدر این مرد، همه وجودش، همه وجودش، همه وجودش بود. شهادت ملت آورد. کف خیابان و به ما این پُوان را، این امتیاز و این قدرت را داد؛ دنیا را تحریم کنیم. دشمنانمان را بیاوریم دستشان را زیر ساتور. قدرت تولید. قدردان نعمت باشیم. تا پیروزی! نه. چیزی نمانده است.

الهی ان‌شاءالله به همین زودی زود احساس پیروزی را در دلمان احساس کنیم. هرچند غم از دست دادن این رهبر عزیز، برای التیام‌پذیری نیست. ان‌شاءالله به عنایت الهی به همین زودی زود بتوانیم از قاتلان ایشان هم انتقام بگیریم و دانه به دانه‌شان را قصاص کنیم. ان‌شاءالله.
خدایا، در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. پیروزی نهایی به همین زودی زود نصیب این ملت قهرمان بفرما. شر دشمنانمان را به خودشان برگردان. از درونشان متلاشی و نابودشان بفرما. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو را به همین زودی زود به ما برسان. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات برگ برنده

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00