۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » جزوه » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۰۹ فروردین ۱۳۹۹ - ۴:۲۸
  • 918 بازدید

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.
دریافت فایل pdf

بسم الله الرحمن الرحیم

آینده انقلاب(جلسه پنجم)

جمع بندی از صحبت های قبل

گفتیم که مدل حضرت موسی و فرعون تفاوتش در عبودیت خداوند متعال است. انسان هویتش به عبودیتش است و این انسان باید با پای خودش برود و با عقل حرکت کند.

در نظام فرعونی ، عبودیت فرعون مطرح است. در آن دیکتاتوری و جباریت مطرح است. عقل باید از کار بیفتد. فَاسْتَخَفَّ قَوْمَه[۱]‏ نباید بفهمد و مشغول لهو لعب شود. نفهمد و اگر خواست اقدام و واکنشی داشته باشد حذف شود. با یک برخورد سلبی حذف می شود.

اما مدل موسی ، عبدالله پرورش می دهد.

قرآن هم دو جریان گفته است. جریان ولایت الله و ولایت طاغوت.

پس ما مسیرمان مسیر عبودیت به سمت توحید است. و اگر خواست به سمت خداوند متعال حرکت بکند نیازمند است به یک نظام اعتباری الهی که اسم آن را شریعت می گذاریم. که بر مبنای آن حرکت بکنیم.

دعوا سر بندگی است. سر عبودیت است. موسی می گوید رب مان الله است و فرعون می گوید رب من هستم.

این دیکتاتوری های فردی است.

نظرعلامه طباطبایی درباره غرب و دیکتاتوری های اجتماعی

مرحوم علامه طباطبایی، جلد ۴ تفسیر المیزان آیه آخر سوره مبارکه آل عمران ۷۰ صحفه آنجا بحث دارند. فوق العاده است. مربوط به دهه ۳۰ هست. آن وقت ایشان قبل از ۴۱ امام خمینی می فرمایند: دو جریان در عالم داریم یکی جریان بندگی خداست و شریعت. و یکی الان جریان دموکراسی است.

علامه طباطبایی می تازد به غرب گراها، غرب دوست ها و هر کسی که در مورد غرب هر فضیلتی را قائل است. می گوید اینها صداقت دارند؟ نظم دارند؟ بیا برایت توضیح دهم. علامه می تازد به این غربیها. المیزان را مطالعه کنید.

ایشان در مورد دموکراسی می فرمایند: دموکراسی تمدن است یا توحش؟ دموکراسی پیچیده ترین توحش تاریخ است. ما در طول تاریخ به این میزان توحش نداشته ایم. چرا؟

استدلال را ببینید.

دیکتاتوری های قبلی یک فرد بر جامعه بود. یک کسی رئیس می شد و دعوت به عبودیت به خودش می کرد. یک فرعون داشتیم. در طول تاریخ پیش نیامده است که ۸۰ میلیون فرعون ۱۰۰ میلیون فرعون بقیه را بدرند. می گوید دموکراسی دیکتاتوری یک ملت بر ملل است.

در خود آن ملت هر چیزی که اکثریت گفت. اگر ۳۰۰ میلیون اند مثلا ۲۰۰ میلیون نظرشان بر ۱۰۰ میلیون غالب می شود. این یک بخش دیکتاتوری. بخش بعدی هر ملتی که ضعیف است خورده می شود. ملت ضعیف خورده می شود. من می شوم ابر قدرت؛ می شوم هژمونی. باید قبول کنید و تسلیم شوید.

ونزوئلا را ببینید. یک کشوری که آن هم درگیری اش با نظام سلطه درگیری در ابعاد خیلی خاص مثل نفت است و همه جانبه نیست. چه ها که نمی کنند! چه بلایی که سرشان در نمی آورند! در انتخابات شکست هم که می خورند آن یکی را می آورند بالا.

چرا چون می توانند؟ جنگ جنگ قدرت است. دعوا سر فرد نیست. سر صدام حسین، ترامپ و اوباما نیست. یک مملکت است. یک حکومت است و ساختار های دیگر را می بلعد. به این می گویند نظام سلطه.

این ها حرفهای علامه طباطبایی. زندگی اجتماعی آنها خوب است. اینها خوب بلدند که در این ساختار خوب زندگی کنند. همه با هم می بندند و می بلعند و همه با هم مرتبط می خورند.

این ها را دهه ۳۰ علامه گفته است.

همه با لبخند می خورند. تقسیم می کنند. ثروت های شما از کجا آمده است؟ این نیجریه های بدبخت و این آفریقایی های بدبخت را دریده اید.

حیاتی ترین حرف انقلاب: نه می خواهیم گرگ باشیم نه میش

این ذخایر نفتی جاهای مختلف را کنده اید. معدن های طلا را برده اید. رسما می گویند این مستعمره پرتغال است این مستعمره انگلیس است و.. میگویند این کشور مال بریتانیا است.

کانادا می خواهی شهروند بشوی باید در سوگند نامه قسم بخوری که منافع ملکه انگلیس را تامین کنید.

خوردن و بردن ولی محترمانه خوردن. ثروت پیدا می کنند کشور و خیابان ها را آسفالت می کنند. آپارتمان اصلا نمی خواهد پول داری خیابان ها را پهن می کنی و ویلایی می سازی. نفت های بقیه را خورده ای و پول را اینجا تقسیم می کنی و تکنولوژی و پیشرفت حاصل می شود.

عالم تقسیم می شود به این که یا باید زور بگی یا باید زور بشنوی.

حیاتی ترین حرف انقلاب اسلامی این است که امام می گوید ما نه می خواهیم گرگ باشیم نه میش. [۲] نه ظالم نه مظلوم. نه سلطه گر نه سلطه پذیر ما می خواهیم محاسبات را در عالم عوض کنیم.

یا باید با من باشی و زور بگویی یا باید زور بشنوی. که باز یعنی با من باشی.

ما یک دستگاه جداییم و انقلاب را نباید با هیچ جای دنیا قیاس کرد.

ما جمهوری اسلامی را نمی توانیم با هیچ جای دنیا قیاس کنیم .شرایط برابری نیست. به اصطلاح فلاسفه وحدت مقسمی نداریم. یک وقت می گویی در این میدان دو این اینقدر دوید و آن یکی آن قدر دوید. ولی یک وقت یکی روی آب است و یکی روی زمین. این را نمی آیند قیاس کنند که تو چند متر دویدی و تو چند متری دویدی.

این اصلا فضایش فضای دیگری است. ما الان در عالم هیچ کشوری معادل و هم جنس خودمان نداریم. بلکه همه کشور ها به دو دسته تقسیم می شوند. یا دارند زور می گویند یا دارند زور می شنوند.

استقلالی در عالم نیست. یا روی این سوار است یا سواری می دهد. همه به هم بند هستند. یک جامعه بین الملل است. یکی از این سیستم آمده بیرون و می گوید نه سواری می دهم نه سواری میگیرم و با همه هم خوب هستم به شرطی که در کار من دخالت نکند و زور نگوید.

ما مظلوم نمی شویم نه این که تکوینا ظلم به من نمی رسد. من زیر بار ظلم نمی روم. وقتی خواسته باشید زیر بار ظلم نروید طبعا ظلم می بینید. دو تا معناست. یک وقت می گوییم مظلوم نیستم. ما الان مظلوم ترین کشور دنیا هستیم. نه به معنایی که ظلم را پذیرفته ایم و در این ساختار داخل شده ایم.

امام حسین علیه السلام گفتند زیر بار ذلت نمی روم. خب شهیدت کردند. زیر بار زور نمی روم و با زور گرفتن شهید کردند.

ما را باید با خود ما قیاس بکنید. انقلاب گفته است من می خواهم زور نگویم و زور نشنوم. با ایدئولوژی ساختار می سازم. باید بررسی کنیم که با این ایدئولوژی هر جا رفته است موفق بوده یا نه؟ ما هرجا مستقل شدیم پیشرفت کردیم یا عقب گرد کردیم؟

قرآن می فرماید: لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون‏[۳]  ُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم‏[۴]  أَعِزَّهٍ عَلَى الْکافِرین‏[۵] آیات زیادی داریم. این اصل ، مبنای انقلاب است. امام فرمودند ما همه انقلابمان از توحید در می آید. [۶] خدا گفته است غیر از من را نپرستید. همه حرف همه انبیاء این است.  أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏[۷] ما هر جا پیامبری فرستادیم. وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏ [۸]حرفش این بود. که خدا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.

حالا ما در حوزه هایی که به مردم خودمان تکیه کردیم و اعتماد کردیم چطور بودیم؟

آیا رشد داشته ایم یا نه؟

ما در فضای علمی مثل نانو .. رشد داشته ایم یا نه؟ در مورد رشد قهری صحبت می کنیم. عامل رشد را کاری نداریم. از جهت امنیتی؟ از جهت سیاسی؟ از جهت اقتصادی؟

کلیت را می خواهم بگوییم. ضریب جینی ما نسبت به قبل انقلاب خیلی کمتر شده است. یعنی یک کارگر با پول ماه می توانست ۱۰ نان سنگک بخرد اما الان می تواند ۱۰۰ نان سنگک بخرد. آمار دقیقش موجود است این یک مثال است.

ما یک مشکلی داریم که تابع ذهنیاتمان هستیم. کلیت زندگی ها به هم نزدیک شده است. نمی خواهم بگویم رشد کرده است. دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ را هم دیده ایم. در این چند سال ضریب جینی ما در این ۵ سال رشد معکوس داشته است. هر چه فقرا و اغنیا نزدیک بشود ضریب جینی کم می شود.

مشکلات جدی داریم. دخل و خرج جور در نمی آید. وقتی در اجاره خانه می ماند می فهمیم یعنی چی؟ اما این اشکال را توضیح می دهم چیست.

عامل آن رشد و پیشرفت چه بوده است؟

برخی می گویند قهری بوده است. انقلاب بود و نبود همین پیشرفت ها را داشتیم. جواب من فلسفی و فیزیکی است. اصل با حرکت است یا توقف؟ اصل در یک جسم چطور است؟ یک شی اگر رها باشد و هیچ عامل بیرونی بر آن تاثیر نگذارد ساکن است یا متحرک؟ اصل همه اشیاء سکون است. بله آن که عالم در حال حرکت است (حرکت جوهری) را کاری نداریم. اصل بر این ماشین این است که باید راه برود یا بایستد؟

 اصل سکون است مگر تحرکی در آن ایجاد شود. حرکت دلیل می خواهد. سکون دلیل نمی خواهد. وجود دلیل می خواهد عدم دلیل نمی خواهد. وجود چیزی دلیل می خواهد. اگر چیزی هست وجود دارد و علتی دارد.

هیچ چیزی خلقا و طبعا به وجود نمی آید. این چیزی که هست خودکار وجود نداشته. به وجود آورده اند. ما در ۴۰ سال انقلاب به یک صورت رشد نداشتیم. اگر قهری می بود که باید ثابت می بود. هر وقت باور کردیم خودمان را و به کسی سواری ندادیم و کار را به عموم مردم سپردیم. یعنی یک طبقه الیگارشی شکل نگرفته ـ به قول مارکسیستها بورژوازی ـ یک طبقه حاکم شکل نگرفته است ، رشد کرده ایم. در نظام خودمان همین طور بوده است. یک وقت می خواهیم خصوصی سازی کنیم یک طائفه ای رشد کرده است. با این خصوصی سازی ها کار ندارم. آن خصوصی سازی هایی که دست همه بوده است.

مدل واضح ، جنگ تحمیلی است. در جنگ؛ از روستاهایی که برای ورود به آن باید پیاده بالای کوه می رفتیم ، از این روستاها شهید داشتیم. برخی از این شهدا فرمانده بودند در حالی که در جامعه کنونی هیچ کاری به او نمی دادند.

فرمانده کل ما محسن رضایی چند سالش بوده است؟ ۲۲ یا ۲۳ بوده است. در بین فرماندهان ما ۱۸ سال … هم داشته . تنها جنگی که تمام دشمنان ما با هم متحد بودند. در جنگ دیگری شریک استراتژیک نبودند. ما از ۸۰ تا کشور اسیر گرفتیم. بعد پنج استان ما سقوط کرده بود. ۱۲۰۰ کیلومتر درگیر جنگ بودیم.

یک میلیون آدم هم بیشتر جبهه نرفته بود. با سیصد هزار شهید که خیلی محصول بمباران بوده است.

این مدل جواب داده است. اعتماد به مردم کردیم. ساخت موشک سخت تر است یا ساخت ماشین؟!

ما چه قدر بی عرضه ایم. اگر موشک نداشتیم و ماشین نداشتیم می گفتیم که کلا بی عرضه ایم. ولی موشک را بسازی و ماشین نداشته باشی این اوج بی عرضگی است. چرا این اتفاق نیفتاده است؟ نمی گذارند؟! مگر برای موشک می گذاشتند؟ رسما از مسئولین کشور می گویند باید بودجه نظامی را صفر کنیم تا پیشرفت کنیم. مثلا خیلی موافق ساخت موشک بودند که ساخته شود؟

این انگیزه ، این جدیت ، این خلوص نیست. یکی از مشکلات جدی ما این است که نه فقط به بیرون وابستگی داریم، به خودمان هم وابستگی نداریم.

دولت تقصیرهایی دارد اما…

خیلی ها همه تقصیر را گردن آقای روحانی می اندازند. غلط است. دولت حتما تقصیرهایی دارد. این خیلی حرف غلطی است که مردم باید حواسشان را جمع می کردند که رای ندهند. بله در فضای سیاسی که رقیب بخورد زمین چیزی دست بگیرند این حرف ها که میزنم مطرح نمی شود.

اگر طیف مقابل رای آورده بود خیلی وضعیت درست بود؟ تا وقتی منتظر نشسته ایم که چهار نفر بیایند وضعیت را درست کنند کار درست نمی شود. ما کی خرمشهرمان سقوط کرد؟ تاوقتی مردم ما منتظر بودند بنی صدر بیاید کاری کند. بنی صدر وعده داده بود من درست می کنم.

خیال که راحت شد که بنی صدر کاری نمی کند خودشان به خط زدند و آزاد کردند. ما تا خیالمان راحت نشود مسئولین بخواهند هم نمی توانند غلطی بکنند ـ چه برسد که نخواهند! ـ هیچ اتفاقی نمی افتد در این مملکت. کاری که رهبری می کند یعنی در واقع خود خدا می کند این است که ایجاد تجربه می کند تا مردم از گفتمان های تقلبی کنده شوند.

به این باور برسند که از مسئولین آبی گرم نمی شود. چه این طرف چه آن طرف. با یکی از مسئولین اصولگرا یک سفر کربلا به همراه صداوسیما داشتیم. ما جزو تیم بودیم. یکی از آقایان مجمع تشخیص مصلحت در تیم ما بود. اولی که به فرودگاه امام آمدند سرمیزی همه کیک می خوردند. بعد یک آقایی دیدم که خیلی آشناست و چرا این رفتارهای مسخره را انجام می دهد؟ بعد فهمیدم که این آقای دکتر فلانی است که در مجلس تشخیص مصلحت نظام است.

مجلس مان همین طور. به یک چیز ایمان می آورم که این انقلاب معجزه است. که با امثال این آدم ها هنوز خداوند حفظ کرده است. این واقعا اعجاز است!

آینده انقلاب به این وابسته است که به این نتیجه برسیم. مردم به یاس برسند. نه یاس از بیرون بلکه یاس از مسئولین. در این حالت وضعیت اقتصادی، فرهنگی و.. درست می شود که مردم خودشان دست به کار شوند.

ما تجربه کردیم وقتی کار دست مردم بوده است پیشرفت کرده ایم. خیلی هم پیشرفت کرده ایم. چرا در عرصه های دیگر این اتفاق نمی افتد؟

مدل مردمی یعنی این که فرصت برابر برای همه مردم. هر کسی که توانی دارد می آید و بخشی که می تواند را دست می گیرد و با اتحاد و همکاری کار پیش می رود. در زمینه های نظامی و .. کسی فرصت برابر داد یا مردم فرصت برابر ایجاد کردند؟

راهکار اصلاح نظام آموزشی و فرهنگی چیست؟ همین استفاده از پیام رسان های داخلی که باب شد. که باید خودمان از خودمان داشته باشیم. مثل چین که یک شبکه ملی دارد و همه چیز از خودش دارد. چرا این فرهنگ نمی آید؟ این اپلکیشن ها از تلگرام اول خیلی بهتر بود. چرا نگرفت؟

چون سایه هژمونی را نتوانستیم کنار بزنیم. این جواب ۱۰ جلسه گفتگو می خواهد. ما هنوز درگیر این هستیم که سند ۲۰۳۰ نیاید و اجرا نشود. بعد کلی بحث بین سران راه می افتد اما بعد می بینیم اجرا می شود.

کدام انسان در این فرهنگ ساخته می شود. انسان ما ساخته می شود؟ یا انسانی که یا زور می خواهد یا زور می گوید؟ من با بحث آموزش جنسی کار ندارم. این ها شوخی است.

کدام آدم را می خواهی بسازی . خروجی این نظام آموزشی چه می شود؟ آخر می شود یک مسئولی که یا زور بگوید یا زور بشنود.

ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم می خواهیم با موسی باشیم یا با فرعون؟ ۴۰ سال شده و هنوز در این برزخ هستیم. تا تعیین نکنیم حسابمان را صاف نکنیم کاری انجام نمی شود.

اگر این باور آمد در جامعه که یک آدمی در طراز موسی باید بسازی. فرهنگ، اقتصاد و… اصلاح می شود. بحث مفصل دارد.

الان چه کسی از تلویزیون راضی است؟ نه حزب الهی راضی است نه لیبرال. بعد امام می گوید ۱۰۰ درصد آثار اسلامی بسازید.[۹] پشتمان می لرزد که یک ۲۰ درصد بذارید برای جذب مخالفان اسلام!

ما در مسیر کفر به طاغوت داریم حرکت می کنیم.

در سیستم ما چرخشی است بین پولدار ها. یعنی کسی که می خواهد خوب تربیت شود باید مدرسه غیر انتفاعی برود که مال پول دارهاست.

نسل بعدش همین افراد وارد دانشگاه ها می شوند. این اولیگارشی است. این ناعدالتی است. این فرصت برابر از بین می برد. نمی گذارد این طبقه وارد ماجرا شود. باید دکتری داشته باشی.

برخی ها هنوز دل به مدل رضاشاه دارند

مدل فرعونی از اینجا شروع می شود که آینده مال کسی است که قدرت دارد. قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى‏[۱۰] آینده تاریخ و انقلاب به تناسب قدرت تعریف نمی شود به تناسب عبودیت تعریف می شود.

نقطه اولش این است که باید به یاس برسیم. تا از غیر خدا به یاس نرسیم با خدا نمی بندیم. تا با خدا نبندیم اتفاقات بعدی که بخواهد بیفتد نمی افتد. این مشکل جدی ماست. از فرعون به طور کامل نکندیم. چه فرعون های بیرون چه فرعون های درون.

هنوز برخی دل به مدل رضا شاه دارند. با برخی می نشینیم می گوییم مدلت چیست مدل رضاشاهی می دهد. این درد را کجا ببریم؟ واقعا مسئول طراز در یک قشری، رضا شاه است. که چهار نفر را بگیرند و بیندازند در تنور. این مدل امیر المومنین است؟

داستان رفتار حضرت علی ع با همسر پیامبرص

همسر پیامبر روبروی امیر المومنین ع ایستاد. کتاب فروغ ولایت فروغ ابدیت از آیت الله سبحانی است بخوانید. پانزده جلد هم آقای ری شهری چاپ کرده اند دانشنامه امیر المومنین. همسر پیامبر آمد و روبروی امیر المومنین جنگ راه انداخت. یک عنصر داخلی است که در نظام امیر المومنین رشد کرده است. جنگ راه انداخت. ۱۰ هزار آدم را به کشتن داد. طلحه و زبیر کشته شدند. همسر پیامبر دستگیر شد. حضرت با عزت و احترام برش گرداندند. بردند مدینه. ابن ابی الحدید در جلد شش شرح نهج البلاغه از استادش ابویعقوب نقل می کند. گفت پرسیدم اگر این کاری که با علی کرد با خلیفه دوم انجام می داد چه می کرد؟ گفت اول می کشت. بعد تکه تکه می کرد. بعد می سوزاندش و بعد خاکسترش را به باد می داد.

علی خیلی مرد بود که حرمت ها را نگه می داشت.

اگر عبودیت خداوند بیایید…

بعد می گوید آقا دو نفر را بسوزان کار درست می شود. این مدل امام علی نیست. در تنور درست نمی شود. باید مردم راه بیفتند. ما آن مبانی را گرفته ایم که حامی مظلوم هستیم. حامی مظلوم باشید نه حامی مظلوم نما. الان در انتخابات ما مظلوم نمایی می کند و بالا می آید.

انتقاد و حرف زیاد داریم.

اگر عبودیت خداوند آمد این ریشه آمد این فروع و برگ ها در می آید.

ایمان مردم محکم است. چهل سال است که مسئولین می خواهند انقلاب را ساقط کنند اما مردم نمی گذارند. زحمت ها مال این هاست و فرار در سختی ها مال مسئولین است!

فرماندهان جبهه نمی گفتند برو می گفتند بیا و مردم راه می افتند. هر وقت از کفر و نفاق بریدیم راه می افتیم.


[۱] الزخرف : ۵۴

[۲] صحیفه نور، جلد: ۱۰، ص : ۵۸ و
۵۷

[۳] البقره : ۲۷۹

[۴] الفتح : ۲۹

[۵] المائده : ۵۴

[۶] صحیفه امام، ج۵، ص ۸۱

[۷] النحل : ۳۶

[۸] همان

[۹] صحیفه امام، ج ۱۱، ص: ۱۹۵-۲۰۳

[۱۰] طه : ۶۴

دیدگاه خود را بنویسید: