۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اسلایدر » پادکست
  • شناسه : 4994
  • ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ - ۲۲:۴۸
  • 1094 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

متن پادکست :

«اصلا خدا چرا بلا می‌فرستد؟»

آقای امینی خواه: حضرت یونس (ع) در شکم نهنگ به خدا فرمودند که: «خدایا من در اینجا کمی گرفته ام، اجازه می­دهید من اینجا کمی برقصم.» (چالش رقص در شکم نهنگ)!

قرآن برای خواندن در ختم و حفظ و این‌گونه موارد نیست، وگرنه یک مجلسی راه می­اندازیم و قرآن را حفظ می­کنیم. این عمل به قرآن است که قرآن جلوی چشم شما است و از آن فرمول بگیرید. قرآن حضرت یونس (ع) را به یک مدل خاصی معرفی کرده است. همه پیامبران را خداوند تحویل گرفته است، (حالا حضرت یونس (ع) را هم تحویل گرفته است و شب جمعه هم هست و اموات هم همگی در کربلا هستند و مثلاً حضرت یونس (ع) می­خواهند بروند؛ ولی یک‌مرتبه بگویند چه چیزی شده است اینجا همگی جمع شده ­اید و در اینجا در این وضع کرونایی از ما بدگویی می­کنید، حضرت یونس (ع) ناراحت و دلخور می­شوند و کربلا می­روند و ما را نفرین می­کنند)، خداوند به پیغمبران دیگر که می­رسند، به پیامبر ما می­گویند که از آن­ها یاد بگیرید، « فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ»؛ حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع)، حضرت یحیی (ع) و حضرت زکریا (ع) را ببینید، به حضرت یونس (ع) که می­رسد چه چیزی می­گوید؟ «وَلَا تَکُنْ کَصَاحِبِ الْحُوتِ؛ مانند این رفیق نهنگ نباشید؛ رفیق نهنگ! حوت؛ یعنی نهنگ و صاحب هم به معنای رفیق است.» و در جای دیگر می­فرماید: « ذَا النُّونِ؛ نون به معنای ماهی بزرگ است.» مانند آن مرد صاحب بزرگ؛ یعنی حضرت یونس (ع)؟ خیر! آن صاحب ماهی گنده! «إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً؛ با عصبانیت رفت؛ فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ؛ گمان کرد که کاری به او نداریم؛» او را نابود کردیم. شما اگر نهنگ را از نزدیک ببینید متوجه می­شوید که چهل روز در شکم نهنگ رفتن به چه معناست؟! خداوند شوخی ندارد، با حضرت یونسش (ع) شوخی ندارد.

در حالت کلی  و طبق روایت حضرت یونس (ع) دو شاگرد، یکی عالم و یکی عابد داشتند؛ شاگرد عابد به حضرت یونس (ع) گفتند که فرار کنیم؛ شاگرد عالم گفت که شما بروید من هستم. آن­ها رفتند و عالم آمد و مردم را جمع کرد و گفت ببینید عذاب در حال آمدن است و این بالا است و من خبردارم و می‌آید و به سر شما برخورد می­کند. گفت این را که می­گویم گوش دهید؛ خانم ­ها یک‌طرف باشند، بچه ­ها یک‌طرف، حیوانات یک‌طرف و آقایآن‌هم یک‌طرف باشند. آن­ها را از هم جدا کرد و حیوانات را هم از هم جدا کرد؛ نر و ماده و بچه ها را از هم جدا کرد. بچه ­های کوچک شروع به گریه کردن کردند و صدای گریه و جیغ پیچید؛ مادرها هم به گریه افتادند و می­خواستند که بروند و فرزندانشان را بگیرند، عالم گفت خیر این کار را انجام ندهید و با بچه­ها کاری نداشته باشید. مادرها دل­هایشان آشوب شد و این­ها هم به گریه افتادند. از گریه­ی مادرها، پدرها هم به گریه افتادند. گفت: «خیلی خب، اکنون زمان توبه است.»

طبق روایت عذاب تا نوک کوه آمده بود و آیه قرآن‌هم می­فرماید که: «از هیچ امتی عذاب رفته را برنگردانیدم؛ إِلَّا قَوْمَ یُونُسَ» سوره­ی ­مبارکه­ی یونس است؛ اصلاً سوره­ی یونس را به دلیل قوم یونس به این نام، نام‌گذاری کرده­اند و نه به دلیل خود حضرت یونس (ع).

حال قرار بود این صد هزار نفر عذاب شوند و یک نفر نجات پیدا کند و آن‌هم چه کسی بود؟ حضرت یونس (ع)؛ شب چه اتفاقی افتاد؟ همه­ی آن صد هزار نفر آسوده سر بر بالین گذاشتند و یک نفر داخل شکم نهنگ بود و آن‌هم چه کسی بود؟ حضرت یونس (ع). بعد که در داخل شکم نهنگ افتاد چه چیزی گفت؟ خدایا حالا دیگر با ما! این افرادی که توبه کردند من آن­ها را آدم کردم و من بودم که آن عالم را تربیت کردم. چه چیزی گفت؟ اصلاً حرفی از من زد.

این ذکر یونسیه که بزرگان می­فرمودند که: «کسی به‌جایی نمی­رسد مگر به‌واسطه ذکر یونسیه» و بزرگان می­فرمودند که:«از عرفا سراغ ندارم که سحر مشغول یونسیه نبوده باشد؛» ذکر یونسیه برای این قسمت است.

«لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ؛ من خطا کردم، من ظلم کردم؛ تو درست می­گویی.»

بنده هر زمان داستان یونس را می­شنوم تنم می­لرزد. خیلی ماجرای عجیب‌وغریبی است. بعد خداوند می­فرماید که من با یونس (ع) این‌گونه رفتار کردم، شماها که بسیجی ها آخرالزمان، جای خودتان را دارید. «لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ»؛ اصل ماجرا این است؛ بهداشت و این‌گونه موارد، در مرتبه های پنجم و ششم است. مراعات کند، دست­ها را آن‌جور کند و چشم­ها را این‌جور، باید نسبت به کرونا مراقبت کنیم همان‌گونه که نسبت به تصادفات مراقبت می­کنیم، که کمربند می­بندیم، سرعت‌بالا نمی­رویم، اطراف را نگاه می­کنیم.

از امام کاظم (ع) روایت صحیح است که می­فرمایند: «هیچ بلایی نیست که بر بنده مؤمن نازل شود، اگر بلا دارید، دعا هم دارید، زود از بلا خارج می­شوید.» رمز و قاعده آن دست شما است، قاعده آنچه چیزی بود؟ تضرع. شما را می­زند، تا چه زمانی؟ تا زمانی که تضرع شمارا ببیند تا جایی که بگوید خداوندا من عبد هستم و شما صاحب و مولا و رب من هستید. 

رهبر انقلاب: «اگر از این راه رفتید، آن‌وقت نتایج خوبی به دست شما خواهد رسید. آن نتایج خداوند در قرآن مکرر درآیات متعدد قرآنی بیان کرده است.»

امام خمینی (ره): «قرآن کتاب آدم سازی است. اتکای به قرآن بکنید. اسلام انسان درست می­کند.»

رهبر انقلاب: « وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُم تُرحَمونَ؛ رحمت الهی؛ لَعَلَّکُم تُفلِحون؛ فلاح؛ یعنی رستگاری؛ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ‌؛ موجب هداست است؛ یَجعَل لَکُم فُرقانًا؛ یعنی قدرت تشخیص؛ چیز دیگری مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً؛ یعنی بن‌بست شکنی؛ یعنی بصیرت؛ این­ها وعده­های الهی است برای تقوا.»

۱ دیدگاه

  1. با سلام و تشکر از زحمات شما
    در برخی از صوت ها افکت ها مانع از شنیده شدن اصل مطلب می شود و کیفیت صداها پایین می آید

دیدگاه خود را بنویسید: