۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پادکست
  • شناسه : 3666
  • ۲۷ دی ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۱
  • 409 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

متن پادکست:

«امام رئوف»

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى»

ابراهیم بن عباس می­گوید: «ما رایت الرضا سُئِل عن شیء قَطُّ الّا عَلِمَه؛ من امام رضا (ع) راندیدم که از چیزی سؤال شود مگر اینکه حضرت جواب آن سؤال را می­دانستند.»

مأمون حضرت را امتحان می­کرد و از همه موارد مختلف سؤال می­کرد و حضرت جواب می­دادند. این قسمت بسیار جالب بود که:
«وَ کان کلامه کله وَ جَوَابُهُ وَ تَمَثُّلُهُ انْتِزَاعَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ». تمام کلام امام رضا (ع) و جواب­ها و مثال­های امام رضا (ع برگرفته از قرآن بود.

«و کان یَخْتِمه فِی کُلِ ثَلَاثٍ» و حضرت، قرآن را هر سه روز یک‌بار ختم می­کردند. «وَ یَقُولُ: لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَخْتِمُه فِی أَقَربهَ مِنْ ثَلَاثٍ لَخَتَمْتُ» حضرت فرمودند: اگر بخواهم زودتر از سه روز ختمش کنم. «وَ لَکِنْ مَا مَرَرْتُ بِآیَهٍ قَطُّ إِلَّا فَکَّرْتُ فِیهَا» ولی من از کنار هر آیه­ای که از آن رد می­شوم به آن فکر می­کنم. «وَ فِی أَیِّ شَیْ‌ءٍ أُنْزِلَتْ وَ فِی أَیِّ وَقْتٍ فَلِذَلِکَ [صِرْتُ] أَخْتِمُهُ فِی کل ثَلَاث أَیَّام؛ برای همین است که سه روز طول می­کشد، وگرنه سه روز برای من زیاد است.

«مَا رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه‌السلام جَفَا أَحَداً بِکَلَامِهِ قَطُّ وَ مَا رَأَیْتُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ کَلَامَهُ»؛ من ندیدم که حضرت کلام فردی را قطع کنند. «حَتَّى یَفْرُغَ مِنْهُ»؛ صبر می­کردند تا فرد صحبتش تمام شود و بعد حضرت سخن می­گفتند. «وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْحَاجَهٍ یَقْدِرُ عَلَیْهَا»؛ اگر حضرت، توان برآورده کردن حاجتی را داشتند، کسی را رد نمی­کردند. می­توانستند کاری را انجام دهند، انجام می­دادند. «وَ لَا مَدَّ رِجْلَیْهِ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ»؛ هیچ زمانی اگر فردی در محضر حضرت بودند، حضرت پای خود را دراز نمی­کردند. «وَ لَا اتَّکَأَ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ»؛ هیچ زمانی، اگر فردی در محضر حضرت بودند، حضرت تکیه نمی­دادند. «وَ لَا رَأَیْتُهُ شَتَمَ أَحَداً مِنْ مَوَالِیهِ وَ مَمَالِیکِهِ قَطُّ»؛ هیچ زمانی من ندیدم که حضرت به یکی از بردگان، نوکران و زیردستان و افرادی که در دستگاه حضرت مشغول هستند، حضرت با یکی از آن­ها تند برخورد کنند با یکی از آن­ها برخورد زننده­ای داشته باشند. «وَ لَا رَأَیْتُهُ تَفَلَ قَطُّ»؛ هیچ زمانی ندیدم، حضرت آب دهان بیندازد. «وَلا رَأیتُهُ یُقَهقِهُ فی ضِحکِهِ قَطُّ»؛ هیچ زمانی ندیدم که حضرت قهقهه بزنند. «بَل کانَ ضِحکُهُ التَّبَسُّمُ»؛ بلکه خنده حضرت، تبسم بود.

«وَ کَانَ إِذَا خَلَا وَ نُصِبَتْ مَائِدَتُهُ أَجْلَسَ مَعَهُ عَلَى مَائِدَتِهِ مَمَالِیکَهُ حَتَّى الْبَوَّابِ وَ السَّائِسِ»؛ زمانی که خلوت می­کردند و سفره حضرت پهن می­شد، حضرت تمام زیردستان خود حتی دربان و نگهبان، همگی را سر سفره می­نشاندند و غذا می­خوردند.

«وَ کَانَ علیه‌السلام قَلِیلَ النَّوْمِ بِاللَّیْلِ کَثِیرَ السَّهَرِ»؛ حضرت در شب خوابشان کم بود و بیداری ایشان زیاد بود. «یُحْیِی أَکْثَرَ لَیَالِیهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ» و حضرت بیشتر شب­هایشان را از اول شب تا صبح را احیا می­گرفتند. «وَ کَانَ کَثِیرَ الصِّیَامِ» و خیلی هم روزه می­گرفتند. «فَلَا یَفُوتُهُ صِیَامُ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ»؛ روزه دهر، که سه روز در ماه است، هیچ‌وقت از حضرت فوت نمی­شد.

 «وَ کَانَ علیه‌السلام کَثِیرَ الْمَعْرُوفِ وَ الصَّدَقَهِ»؛ حضرت خیلی اهل کار خیر بودند. «وَ الصَّدَقَهِ فِی السِّرِّ»؛  خیلی صدقه مخفیانه انجام می­دادند. «وَ أَکْثَرُ ذَلِکَ یَکُونُ مِنْهُ فِی اللَّیَالِی الْمُظْلِمَهِ»؛ بیشتر صدقه­ها را در لیالی مظلمه می­دادند. حضرت بیشتر صدقه­های خودشان را در شب­های تاریک می­دادند، زمانی که ظلمت محض باشد تا هیچ فردی باخبر نشود.

«فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ رَأَى مِثْلَهُ فِی فَضْلِهِ فَلَا تُصَدِّقُ»؛ اگر فردی خیال کرده است که مانند در فضل امام رضا (ع) را دیده است، صحبتش را باور نکنید. محال است که فردی مانند امام رضا (ع) دیده باشد.

لایق وصل تو که من نیستم *** اِذن به یک‌لحظه نگاهم بده

دیدگاه خود را بنویسید: