۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پادکست
  • ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۳
  • 4146 بازدید

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

با این ها کلاس بزار

فرمود: اَکثِروُا مِن الاِخوان (۱)، رفیق هایتان را زیاد کنید؛ رفیق زیاد داشته باشید.

الان شما توی لیست مخاطبینتان چند تا رفیق دارید؟ آدم چند تا رفیق دارد؟ چند رفیق صمیمی دارد؟ چند نفر برای آدم می‌میرند؟ آدم برای چند نفر می‌میرد؟

این ها مایه‌ی افتخار است؛ با این ها کلاس بزار؛

چرا با ماشین بابات کلاس می‌ذاری؟ چیه مثلا، که چی؟ با این ها کلاس بزار.

یک حقیقت داریم، یک مجاز؛ حقیقت و مجاز یعنی چه؟ مثلا می‌گوییم آقا فلانی مثل ماه می‌ماند؛ یعنی ماه زیبا است. زیبایی این آقا را به ماه تشبیه می‌کنید. زیبایی ماه حقیقت است. آن کسی که می‌گویید او مثل ماه می‌ماند مجاز است.

علامه طباطبایی (ره) می‌فرمایند این که می‌گوییم این ها برادرند. مومن با آن مومن دیگر برادر است؛ این حقیقت است یا مجاز؟ اکثرا گفتند مجاز است؛ گفتند یعنی یک برادری داریم که از یک پدر و مادر هستند. این هایی که مومنن هم انگار از یه پدر و مادر هستند. شبیه آن برادر هستند که از یک پدر و مادر هستند. علامه طباطبایی (ره) فرمودند: این نیست ها! برعکس است؛ برادری حقیقی، برادری مومن با مومن است. برادری پدر و مادری مجازی است. از باب اینکه شبیه آن است به او برادر می‌گویند ؛ برعکسشه؛

اصل برادری، برادری ایمانی است؛ رفیق است؛ برای این باید مُرد؛ این را باید حمایت کرد؛ هوای این را باید داشت؛ باید عاشق این بود؛ به این باید سر زد؛ مَا التَقَی مومِنان قَط الا کانَ أفضَلَهما وَ أشَّدَهُما حُباً لأِخیِه (۲)

دو نفر که به هم می‌رسند؛ تو این دو نفر کی بهتر است؟ آن که طرف مقابل را بیشتر دوست دارد؛ میزان حُبّ او را اندازه‌گیری می‌کنند و می‌گویند این الان بهتر است؛ برتری با این است؛ با سوادترینشان؟ نه! نماز بیشتر خوانده؟ نه! سن‌اش بیشتر است؟ نه! آن که بیشتر علاقه دارد به طرف مقابل؛ خدا هم این را بیشتر دوست دارد.

اصلا خدا دوست داشتن را دوست دارد؛ خدا رحمت را دوست دارد؛ خدا از محبت، خوشش می آید؛ واسه خودش چون چیزی غیر از این نیست، جز رحمت و محبت؛ از هر کسی ببیند خوشش می آید؛ در مورد شهدا آیه‌ی قرآن می‌فرماید: شهدا وقتی از دنیا می‌روند؛ دائم از رفقاشون آمار می‌گیرند.

یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم (۳) خدایا این رفیقامون چی شدند؟ چه کار می‌کنند؟ چرا نمی آیند؟ رفته جا گرفته براش؛ رفیق این است؛ استاد ما می‌فرمود که همه غصه‌ی شهدای کربلا می‌دانی چه بود؟ خیلی حرف عجیبی است! می‌گفت این همه غصه، دغدغه، نگرانی، ناراحتی‌هایی که شهدای کربلا داشتند بابت چه بود؟ بابت این بود که این ها از شهادتشان تا شهادت امام حسین (ع) مثلا نیم ساعت طول می‌کشید؛ این ها مانده بودند که این نیم ساعت را آن طرف چه کار کنند تا وقتی که امام حسین (ع) بیایند؛ همه‌ی مصیبت شهدای کربلا این بود؛ از این طرف دوست داشتند که زودتر از همه شهید بشوند؛ از یک طرف اگر زود شهید می‌شدند، می دانستند که باید آنطرف خیلی صبر کنن تا امام حسین (ع) بیایند؛ فراق را نمی‌توانستند تحمل کنند؛ یعنی چه؟

بعد شما میروید و زیارت امین الله را می‌خوانید: و اجمع بَینی وَ بَینَ اولیائی

می‌گویی یه حاجت دارم؛ می‌خواهم با این ها باشم.

فمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ عَدوِکُم یا لامَعَ غَیرِکُم(۴) می‌خواهم فقط با شما باشم؛ چه حسی است؟ این چه علاقه و چه محبتی است؟ چه کششی است؟ فرمود: از اضافه‌ی گل ما خلق شدید؛ هر کسی محبت ما را دارد، از اضافه‌ی گل ماست؛ هر کسی هم ندارد، معلوم می‌شود که به ما ربطی ندارد.

این روایت محشر است. فرمود: أکثِروا مِنَ الإِخوانِ رفیق هایتان را زیاد کنید؛ رفیق زیاد داشته باشید؛ الان توی لیست مخاطبینتان چند تا رفیق دارید؟

فَإنَّ رَبِّکُم حَیِیُّ کَریم خدا با حیائه و کریمه؛ یک خدای خجالتی‌ای داریم فداش بشم؛ اصلا؛ مهربون، خجالتی، با رودروایستی؛ خب، بعد خدا خجالتیه چی می‌شه؟ یَستَحیی أن یُعَذِّبَ عَبدَهُ بَینَ إخوانِهِ یَومَ القِیامَهِ خیلی قشنگه؛ خدا روز قیامت خجالت می‌کشد یک نفر را بین رفیق هایش عذاب کند. رفیق هایت را زیاد کن؛ یعنی بین ۵۰۰ نفر رفیقت یکی هم بهشتی باشد، خدا می‌گوید او بهشتی است؛ بعد پیش او خجالت می‌کشد. این را هم یک جوری راه بیندازید برود.

اولین کسی که داخل بهشت می رود امیرالمومنین (ع) است. با اینکه حق اینست که حضرت زهرا (س) بیایند. اما حضرت زهرا (س) نمی روند. می‌فرمایند من یک عهدی با خدا دارم. آن را انجام بدهم می آیم؛ روایت است ها! توی بحار؛ فرمود: یکی اینکه اول، محبین فرزندانم، فقط هم نه حسن (ع) و حسین (ع)، محبین فرزندانم، این ها را جدا کنم؛ که اصلا واسه همین می‌گویند فاطمه (س)؛ چون جدا می‌کند؛ این ها را جدا کنم؛ یه دور دیگه محبینِ، محبین را جدا کنم؛ بعد برم محبینِ محبینِ محبین را جدا کنم؛ یه ذره بوی محبت میده وَرِش ‌دارم می‌برم بهشت؛ این حیفه؛ این نباید اینجا بماند. تعلق دارد؛ چقدر این رفاقت‌ها ارزش دارد.

۱: وسائل الشیعه

۲: الکافی، کلینی

۳: سوره آل عمران، آیه ۱۷۰

۴: زیارت جامعه کبیره

۱ دیدگاه

  1. من فقط یکی از این دوستا دارم.

دیدگاه خود را بنویسید: