۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۳:۳۵
  • 375 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

تنها ابراز ارتباطی برای درک عالَم ، قرآن است ، در حال حاضر بحث معرفت شناسی نمی کنم که دیگر حواس ادراکی انسان چه جایگاهی دارد و حس چه می شود؟ عقل چه میشود؟ و…

تمام اینها در جایگاه خود برای کشف فرمولها و ضوابط هرچند معتبر و لازم هستند اما کفاف نمی دهند.

اول قرآن باید خودش ، خودش را معرفی کند تا از آن رمزگشایی کنیم و بعد توسط این رمزها اسرار عالَم را درک کنیم.

قرآن حقیقت است و حقیقت به میزانی در اختیار شما قرار می گیرید که زمینه فهم حقیقت را داشته باشید. هر چقدر انسان لطیف تر بشود و حجاب ها از قلب او برداشته بشود ، عمق قرآن بیشتر برای او نمایش داده می شود.

فقط آنچه که باید مورد توجه و دقت قرار بگیرد این است که قرآن خودش ، حجاب را کنار نمی زند تا لایه ها و اعماق وجودی خود را به نمایش بگذارد، در واقع ابتدا خودش این قابلیت را ندارد که نشان بدهد در چند لایه تعریف شده است!

ببینید مثلا گوگل ارث در چند لایه تعریف شده و هر لایه ای در دسترس همه است ، ولی قرآن لایه بندیش متناسب با لایه بندی نفس است ، یعنی هر مقدار حجاب از قلب برداشته شود ، یک مرتبه حجاب از قرآن هم برداشته می شود و هرچه این حجاب ها بیشتر برداشته شود چه حجاب های نورانی و چه ظلمانی ، آن وقت است که دستیابی به معدن عظمت و حقیقت قرآن امکان پذیرتر می شود.

امام رضا(علیه السلام) می فرماید که من هر سه روز یک ختم قرآن می کنم (روزی ده جزء)

عبارات حضرت در این روایت جالب است ،در ادامه می فرمایند اگر می بینید سه روز طول می کشد به این دلیل است که من کُند قرآن می خوانم و در آیات تدبر می کنم ، وگرنه حقش این است که روزی یک ختم قرآن داشته باشم .

در مورد بعضی از اصحاب مثل حبیب بن مظاهر روایت شده که زمان به شهادت رسیدن ایشان ، وقتی امام حسین(علیه السلام) بالای سرش حاضر شد در تعبیر مقتل آمده شکست در چهره اباعبدالله دیده می شد(چهره شکسته شد و حضرت غم سنگینی پیدا کرد) و فرمود:
خدا رحمتت کند ، تو کسی بودی که شبی یک ختم قرآن داشتی.

و حتی در ماجرای کربلا اباعبدالله در شب تاسوعا با وجودی که دشمن آرایش نظامی گرفته و همه منتظر جنگ در روز تاسوعا هستند، حضرت می فرمایند : عباس جان برو با اینها صحبت کن، تو می دانی من چقدر به تلاوت قرآن علاقه دارم ،می خواهم یک شب فرصت اضافه داشته باشم و تا صبح ختم قرآن کنم .

این نوع ارتباط با قرآن عجیب است. مگر قرآن چقدر عمق دارد که هر چه وارد می شوند باز هم چیزی برای کشف وجود دارد؟

سه چیز انتها ندارد:
۱- اسما و صفات الهی ، هر چقدر شما در این اسما و صفات وارد شوید ، تجلیات و رحمت خداوند تمام شدنی نیست.

کلمات خدا تمام نمی شود، کلمه یعنی بروز آنچه در درون است!
این که خداوند تولید می کند و بروز می دهد تمام شدنی نیست!
لذا بعضی ها میگویند آیا ما در بهشت حوصله مان سر نمیرود؟
این سوال یعنی او نمی داند که اسما و صفات خداوند تمام شدنی نیست!

۲- نفس انسان ، حقیقت نفس انسان هم به گونه ای است که تمام شدنی نیست.

در تشهد درمورد پیغمبر اکرم میگوییم :

وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ

درجه پیغمبراکرم درحد اعلی است دیگر چه قدر می خواهد بالاتر برود؟ آیا این ارتقاء پیدا کردن شدنی است؟ بله. ترقی انسان تمام ناشدنی است. چون نفس انسان تمام ناشدنی است.

۳- قرآن ، حقیقت قرآن نیز تمام شدنی نیست!

حضرت امام خمینی (ره)می فرمودند خدا در دو چیز تجلی کامل کرده است یکی در وجود اهل بیت و یکی در قرآن ، هرچقدر و در هر زاویه ای با آنها ارتباط برقرار کنید معارف و حقایقی که در اینها هست تمام نمی شود !

به هر میزان که ظلم در انسان باشد ایجاد حجاب می کند ، البته ظلم هم درجات دارد ،زمانی کسی به حقیقت کامل قرآن می رسد که هیچ مقداری از ظلم در او نباشد.
وقتی کسی هیچ ظلمی در او نباشد ، این حقیقت ولایت است و حقیقت ادراک قرآن همین جاست.

لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (بقره:۱۲۴)

اگر کسی ولایت دارد به خاطر همین ادراک قرآن است ، و او تکویناً حقایق قرآن را در عالَم بسط می دهد و او قوه عامله ی عدالت محض است و ذره ای ظلم در او نیست.

در ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) به خاطر یک ظلم که مرتکب شد ، محروم می شود ، دوباره پاک می شود، کلمات به او القا می شود.

فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیم‌(بقره:۳۷)

تدبر در قرآن یک کلید است.
برای فهمیدن مراتب انگیزشیِ ارتباط با قرآن ، خودِ قرآن می فرماید من خودم را دراختیار کسی می گذارم که :
مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ…(مائده:۱۶)

(درباره این آیه هم مفصل بحث می کنیم)

یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

(مائده:۱۶)

اگر قرآن قرار است کسی را به جایی برساند ، آن کسی را هدایت می کند که به دنبال رضوان خدا باشد.

دیدگاه خود را بنویسید: