۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۵:۱۵
  • 505 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی گفته می شود ، اگر همه را سفارش بکنیم که خودشان به محضر قرآن بروند و در آن تدبر بکنند و بین آیات پیوست ایجاد کنند ، این خطر گمراهی و سوء برداشت و تفسیر به رای دارد پس چه ضمانتی است که انسان به خطا و گمراهی نیفتد؟

جواب ساده است ، خودِ قرآن این امر را ضمانت می کند!
و با واژه های لطیف در سوره آل عمران می فرماید:

…مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ …(آل عمران:۷)

آیات محکم قرآن ، مادر کتاب است، بسیار زیبا تعبیر کرده و فرموده : مُحْکَماتٌ هُنَّ « أُمُّ الْکِتاب ِ»

حضرت استاد آیت الله جوادی آملی در ذیل این آیه فرموده اند : دست که در دست این مادر بگذارید دیگر گم نخواهید شد ، اگر قرآن سفارش می کند به تدبر و این که آیات مثانی را به هم پیوست بدهید، ابتدا دست شما را در دست أُمُّ الْکِتاب که منظور آیات محکم قرآن هستند می گذارد.

اگر کسی آیات محکم قرآن را بشناسد و آنها را درک کند ،زمانی که دیگر آیات را با هم پیوست می دهد دچار سوء برداشت و گمراهی نخواهد شد.

به عنوان مثال سوره مبارکه توحید از محکمات قرآنی است ، در روایت فرموده اند : چون خدای متعال می دانست در آخرالزمان افراد مُتَعمِّقی می آیند برای همین سوره مبارکه توحید را نازل کرده است.

معمولا کسانی که فلسفی هستند این روایت را اینطور ترجمه می کنند که در آخرالزمان انسان های متعمقی (ژرف اندیش) می آیند و فقط آنها سوره توحید را درک و تفسیر می کنند.

درحالی که وقتی روایات را بررسی می کنید ، می بینید بر خلاف نظر ما ، واژه تعمق واژه مثبتی نیست ، بلکه در روایت وقتی بخواهند کسی را طرد کنند می گویند این انسان متعمق است !
در حکمت ۳۱ نهج البلاغه ملاحظه می فرمایید که حضرت می فرمایدند چهار چیز از ریشه کفر است یکی از آنها تعمق است.

خب حالا با این ترجمه ای که ما کردیم در این روایت معنای آمدن انسان های متعمق چه می شود؟

در آخرالزمان مردمی می آیند که اینها سخن بیهوده و پراکنده زیاد میگویند وخداوند با سوره توحید جلوی بیهوده گویی اینها را گرفته است.
برای روشن شدن موضوع به این آیات دقت کنید ، قرآن می فرماید:

الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‌(طه:۵)

خدای رحمان بر عرش نشسته است.

إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ (قیامت:۲۲)

روز قیامت نظر می کنند به خداوند.

یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ (فتح:۱۰)

دست خدا بالای دست هاست.

با شنیدن این آیات بعضی از مفسرین وهابی می گویند خدا جسم است.

در اینجا محکمات قرآن جلوی به اشتباه افتادن را می گیرد. در سوره توحید آمده است:

اللهُ الصَّمد
خدا بی نیاز است.

وقتی کسی بی نیاز است یعنی ترکیب ندارد ،چون ترکیب است که نیاز آور است.
وقتی کسی ترکیب نداشت ،جسم ندارد و وقتی کسی جسم نداشت ، جایی نمی نشیند ، دستی ندارد و کسی به او نگاه نمی کند.

اینجاست که می فهمیم بعضی از آیات تشبیه و تمثیل هستند.

پس با وجود آیات محکم راه تدبر بسته نمی شود.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید در قرآن آیه ای به عظمت این آیه نداریم

لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ (شوری:۱۱)

این آیه مادر ام الکتاب است. این محکمترین آیه قرآنی ست،اصلا نمی گذارد شما مسیر را منحرف شوید.

درست است که به خاطر متشابهات گاهی ماجراهایی تاریخ رخ داده مثل ماجرای جنگ نهروان که همه بر اساس یک آیه قرآن بود

… إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ … (انعام:۵۷)

خب این آیه متشابه است !
اما اگر برای این آیه هم به محکمات رجوع می شد ، مسئله به راحتی حل بود و کسی با لفظ قرآن به جنگ با عینیت قرآن نمی رفت.

در اینجا سوالی مطرح می شود که چطور می شود
أُمُّ الْکِتاب را پیدا کرد؟

برای پیدا کردن أُمُّ الْکِتاب.

اولین مرحله ، قرائت قرآن است. هرچه بیشتر قرآن را قرائت کنیم فهمش راحت تر می شود. خود قرآن می فرماید:

…فَاقْرَئُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ. …(مزمل:۲۰)

هرچه قدر برایت میسر است قرآن بخوان.

مداومت در قرائت قرآن کم کم شما را آشنا می کند با محکمات قرآن.

اینجا سوال پیش می آید ،پس روایات چه جایگاهی دارند؟ آیا قرآن خودش کفایت می کند؟

ماجرای جالبی هست که روزی شخصی به یک نفر که مشکلی داشت گفته بود ، راه حل مشکل تو خواندن یکی از آیات سوره یاسین است.

وقتی آن فرد اصرار کرده بود که بگو کدام آیه است ، جواب نداده بود ، این فرد هم گفته بود حالا که نمی گویی عیب ندارد من میروم و کل سوره یاسین را می خوانم.
این حرف مثل این می ماند که مریضی برود نزد دکتر و اگر دکتر دارو را به او نگفت ، بگوید عیب ندارد میروم کل داروخانه را می خورم.

این که یک عده می گویند چون همه چیز در قرآن هست خودم میروم از قرآن نکات را بیرون می آورم و نیازی به روایات نیست، دقیقا مثل همان کسی است که گفته است میرم همه داروخانه را می خورم ،نیازی به نسخه نیست!

درست است که در اولین ارتباط ظاهری با قرآن خیلی از مسائل کشف می شود ، اما وقتی چیزی عمیق است.
نیاز به مفسر دارد.

گاهی یک روایت که اهل بیت بیان کرده اند ترکیب بیش از صدآیه است که در یک جمله خلاصه شده است.
الان متوجه جایگاه و خاصیت روایت شدید؟ کارکرد روایت ترکیب آیات است.
در ضمن خودِ قرآن به آنها جایگاه و شأن بیان داده است آنجا که می فرماید:

… لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس ِ… (نحل:۴۴)

من قرآنم ،من تبیان هستم ،همه جایگاه ها را من تعریف می کنم ، من منتظر نمی مانم توی پیغمبر بیایی و مرا تفسیر کنی ، روایت مرا بیان نمی کند ، بلکه من « تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ …(نحل:۸۹) » هستم .

من همه عالم را تعریف می کنم و برای تفسیرم معطل پیغمبر هم نمی مانم. بلکه این منم که به پیغمبرم جایگاه بیان می دهم ، من به مردم می گویم به حرف این پیغمبر گوش کنید نه این که پیغمبر به مردم بگوید حرف قرآن را گوش کنید .

این حرف خیلی سنگین است، من هستم که به مردم میگویم :

وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ… (حشر:۷)

هرچه پیغمبر گفت انجام بدهید.

اینجاست که فضا باز می شود تا جایگاه پیغمبر و اهل بیت و بیانِ آنها حجت پیدا کند در واقع قرآن است که به آنها حجت می دهد ، و مشخص می شود که ما برای فهم آیات منتظر روایت نمی مانیم ولی خود قرآن به ما گفته است اگر امام در تفسیر من چیزی گفت بپذیرید.
برای تطبیق موضوعاتِ من و برای فهم دقیق ترِ من، حرف امام و پیغمبر را هم گوش بدهید ،( این موضوع نیاز به شرح بیشتر دارد که در جلسات بعد بیان خواهد شد.)

دیدگاه خود را بنویسید: