۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۵
  • 557 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

این جلسه را با یک سوال شروع می کنم.

شاید برای بسیاری از ما جالب باشد ، که اگر انسانی را سراغ داشته باشیم که سر از غیب دربیاورد و وقایع آینده را پیش گویی کند. و این پیشگویی هم مبتنی به واقعیت باشد ، نه از روی حدس و گمان.

اگر یک همچنین انسانی واقعا دردسترس ما باشد ما برای فهمیدن آینده ی خودمان به او مراجعه خواهیم کرد یا نه؟

قطعا مراجعه می کنیم.

جناب رجبعلی خیاط می فرمود : بعضی ها نخ سوزنشان هم گم می شود به سراغ من می آیند و از من می پرسند… مسائل جزئی را می پرسند تا اینکه مثلا نوه سوم من چه کاره میشود…یا من برای پسرم از کجا زن بگیرم؟

اگرکسی بداند همچنین فردی وجود دارد که خبر دارد از مسائل ، حتما می رود و جزئیات آینده اش را از او می پرسد . خب حالا سخن من این است.

در رابطه با حضرت امام خمینی(ره) یک سری خاطرات ذکر شده که اینها را نمی شود رسانه ای کرد، و حتی در مستند امام هم نمی شود اینها را پخش کرد،برای اینکه عموم مردم اگر این خاطره را بشنود ذهنیتشان نسبت به امام ممکن است خراب بشود.

مرحوم حاج احمدآقای خمینی می فرماید که ما ماجرای حزب جمهوری که پیش آمد و هفتاد نفر از سران مملکت و نیروهای نخبه و ناب ، درست بعد از یک هفته که بنی صدر سقوط کرده و کشور در بحران بود به شهادت رسیدند ، مانده بودیم که این خبر را چطوری به امام بدهیم ، که امام شوکه نشود و  سکته نکند.

کلی مقدمه چینی کردیم قرار شد من بروم و به امام اینجور خبر بدهم که: آقای بهشتی بستری شدند بیمارستان، و حالشان خوب نیست ، بعد بگم ایشان از دنیا رفت و بعد کم کم شهادت بقیه را هم به امام خبر بدهم.

در زدم وارد اتاق شدم و عرض کردم آقا یک خبری برای شما دارم ، آقای بهشتی …

میگوید امام نگذاشت جمله ام تمام بشود فرمود: قضیه حزب جمهوری را می خواهی بگویی؟ حزب را منفجر کردند؟

حاج احمدآقا متعجب پرسیده بودند:  شما از کجا فهمیدید؟

امام گفته بودند که: الان بی بی سی گوش میدادم، آنجا گفت.

حاج احمد آقا می گوید ما ماندیم ببینیم امام موضعش نسبت به این موضوع چیست، وخیلی نگران بودیم برای حال ایشان… چون یک روز قبل از انفجار حزب ، آقای خامنه ای را ترور کرده بودند، و از طرفی هم امام یک سال قبل عمل قلب کرده بودند، و این شرایط خیلی تنش زا و بد بود برای ایشان.

میگوید  آمدم ببینم آقا چه کار می کند ، بعد این ماجرا…دیدم امام مثل یک پیرزن نشسته و قرآن می خواند.

شبی هم که اعلام جنگ شد امام نشسته بود قرآن می خواند. این تکه از خاطره که نمیشود گفت این است که، امام روزی دوازده نوبت قرآن می خواندند.

شما این مطلب را به مردم بگویی، عده ای ناراحت می شوند و اعتراض می کنند که مگر رهبر بیکار است؟ کشور انقدر کار و مشکلات دارد آن وقت شخص اول مملکت کار را بگذارد کنار و دائم بنشیند قرآن بخواند ؟ کار مردم واجب تر است یا قرآن خواندن؟

نظر مردم نسبت به قرآن خواندن این است که یک امر عبادی است.

اما نگاه اهل بیت نسبت به قرآن این است که این همان رفیقیست که چشم برزخیش باز است و باید بروید همه چیز را از او بپرسید.

ویژگی امام خمینی این بود که امام، قرآن را رمزگشایی کرده بود و بلد بود وقتی سوال دارد چطور برود و از این قرآن بپرسد و جواب بگیرد.

ما که بلد نیستیم می رویم قرآن را فقط به چشم عبادت نگاه می کنیم و می گوییم مگر بیکاری یک بار خواندی بس است؟!

امام که به خاطر ثواب قرآن نمی خواند، نگاه امام مسیر یابی ست.

خب قرآن ! حزب جمهوری منفجر شد ، بگو چه کار کنیم؟

الان جنگ شد ، بگو چه کار کنیم؟

قطعنامه را امضا کردیم ، بگو الان چه کار کنیم؟

حکیم الهی ربانی چنین شخصیتی دارد . ما تصورمان راجع به امام خمینی چیست؟

حاج آقا مصطفی خمینی سال ۵۶ از دنیا رفتند. ایشان یک تفسیری دارند پنج جلد است ، یک جلد و نیمش تفسیر سوره حمد است و بقیه آن تفسیر چهل و شش آیه اول سوره بقره است . این تفسیر معادل ندارد ، چرا که به هر آیه که رسیده است آیه را از نظر علم بلاغت ، اصول ، فقه، فلسفه ، کلام  و .. نزدیک به بیست یا سی تا علم دیگر مورد بررسی قرار داده است .

در تفسیر ایشان سه جا درباره امام (خمینی) دهه چهل صحبت کرده و تعبیرش این است.

هرجا که می خواهد نقل قول قرآنی از پدرش (امام خمینی) بکند میگوید پدرم که به اسرار قرآن آگاه است اینگونه فرمود (و قال الوالد المحقّق العارف برموز الکتاب و بعض أسراره‏)

این مشخص است که ایشان امام  را شناخته و می داند که امام چه ارتباط عمیقی با قرآن دارد.

واژه زیبایی که میشود راجع به امام به کار برد این است که امام ، مهندسی قرآن بلد بود.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود:

اگر همه عالم مرا رها کنند و تنها بگذارند،و من درغربت قرار بگیرم، اگر قرآن با من باشد وحشتی نخواهم داشت.

چرا؟

چون قرآن رفیقیست که از همه ی حقایق خبر دارد و امام معصوم با این رفیق انس دارد و حتی گفته شده که در روز قیامت ، قرآن به صورت یک موجود بسیار زیبا محشور میشود و تازه در  آنجاست که همه متوجه می شوند که هیچ کس نتوانسته از او استفاده کند و قرآن بکر (دست نخورده) است . یعنی هیچ کس واقعا نتوانسته آن را رمزگشایی کند.

رمزگشایی و فهمیدن اسرار قرآن در اثر انس با قرآن ایجاد میشود.

اینکه چطور به رموز قرآن دست پیدا کنیم ،فرمول هایی دارد..که ان شاءالله در جلسات آینده بیشتر صحبت می کنیم.

دیدگاه خود را بنویسید: