۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۰
  • 730 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

تشبیهی در جلسه قبل خدمت عزیزان عرض شد، البته قرآن را نباید تشبیه کرد ، چون قرآن اشرف حقایق است و بالاتر را با پایین تر تشبیه نمی کنند ، اما ما این گوگل ارث (نقشه سه بُعدی زمین) را بیان کردیم چرا که برای روشن شدن و باز شدن بسیاری از زوایای قرآن ، نکات خوبی دارد.

وقتی در گوگل ارث آن تصویر اولی که از نقشه دارید را نگاه می کنید، این یک مختصات کلی به شما می دهد که در مجموع می بینید که کره زمین چند تا قاره دارد ،چقدر از آن آب و چقدرش خشکی است و اتصال اینها به همدیگر چطور است ، پس این نقشه ابتدا یک تصویر کلی به شما می دهد.

در ارتباط با قرآن هم همین طور است ، قرآن هم یک نقشه کلی از عالَم است و یک علم اجمالی به ما میدهد.
می گوید قیامتی هست،خدایی هست،ملائکه ای هستند،غیبی هست و این نکات ، همه اجمالی است و برای ما شفاف نیست، شفافیت این موضوع ها وابسته است به اینکه که شما به عمق آیات راه پیدا کنید تا مفهوم شفاف تر شود ، همان طور که هر چه بیشتر روی نقشه زوم کنی، تصویر واضح تر میشود.
خود قرآن هم به این شفافیت اشاره کرده و فرموده:

کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ (تکاثر:۵و۶)

شما اگر (عِلْمَ الْیَقِین) داشته باشید همین جا در همین دنیا جهنم را می توانید ببینید.

مرحوم آیت الله بهجت اینگونه بودند که شب های جمعه در نماز ، رکعت اول ، سوره جمعه و رکعت دوم سوره اعلی را می خواندند و وقتی در سوره اعلی به این آیه ی

ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیهَا وَ لا یَحْیَا (الأعلى:۱۲و۱۳)

می رسیدند گریه شان اوج می گرفت .البته ایشان چند جای نماز این طور حزین می شدند یکی در سلام سوم نماز وقتی می گفتند:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

و یکی هم وقتی به آن آیه ی سوره اعلی می رسیدند . برخی از اساتید می فرمودند رمز این حال این است که چون ایشان حقیقت آیه (یعنی جهنم) را می بینند ، از همین دیدن است که متاثر می شوند و اشک می ریزند.
نه از فهمیدنش بلکه از دیدنش.
اگر کسی اینقدر در قرآن عمیق بشود ، حقایق اینطور برایش روشن و شفاف می شود.

خود قرآن فرموده: لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ(تکاثر:۵)

استاد آیت الله جوادی آملی در رابطه با علم یقین می فرماید، این عبارت در رابطه با این دنیاست ، وگرنه در آن دنیا کفار هم همه چیز را می بینند ، دلیل ندارد که بگوید علم یقین داشته باشید جهنم را می بینید !
پس در این دنیاست که اگر علم یقین داشته باشید حقایق اشیا را می بینید ، حقایق نفوس را می بینید ، ملکوت عالم را می بینید ، چون هر خبری هست در ملکوت است در مُلک که خبری نیست و این دیدن وابسته به شفافیت است.

آدمهایی که لایه به لایه توانسته اند حجاب ها را از نفس خودشان کنار بزنند و … فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ (ق:۲۲) بشوند ،یعنی پرده ها کنار برود و چشم ها تیز بین بشود…آن وقت است که تا اعماق ماجرا را می بینند.
حجاب های نورانی و ظلمانی کنار زده می شود و انسان به معدن عظمت می رسد ، درست مثل همان حالتی می ماند که شما روی نقشه زوم می کنید…زوم کردن یعنی اینکه شما لایه لایه حجاب ها را کنار زده اید.

این لایه ها را چه چیزی از نفس ما کنار می زند؟

در جلسه قبل عرض کردم قرآن می فرماید با تقواست که حجاب کنار می رود. پس اگر شما با تقوا یک لایه را کنار زدی فهمت از عالم عمیق تر می شود:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانًا… ( الأنفال:۲۹)

تقوا که داشته باشید به شما فرقان می دهند. عمیق تر می بینید ، خوب تشخیص میدهید و جزئیات برایتان مشهود می شود.

… وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ …(بقره:۲۸۲)

می گوید تقوا داشته باش ، من معلمت میشوم ، با تقوا و طهارت حجاب ها کنار زده میشود لذا فرمود:

لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه:۷۹)

حقیقت قرآن و آن لایه ی عمیق قرآن که اگر کسی به آن لایه برسد همه عالَم برایش شفاف می شود ، و همه عالم را در تمام جزئیات و ابعاد و زوایا می تواند بشکافد این وابسته به طهارت است .که بالاترین درجه طهارت مربوط به اهل بیت است .

…یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (احزاب:۳۳)

لذا بالاترین درجه درک از این قرآن را اهل بیت دارند.

وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ(انعام:۵۹)

آنها هستند که همه ی حقایق این عالَم را از قرآن درک می کنند .یعنی برای تک تک احادیث و روایاتی که ذکر کردند منبع قرآنی دارند ، اینجاست که می فرماید هر سخنی که به زبان آوردم از من بپرسید از کجای قرآن بیرون کشیده ام.

سوالی که پیش می آید این است که اگر واقعا همه چیز قرار است با قرآن روشن شود ، دیگر ابتلا و امتحان معنا ندارد ، برای مثال امیرالمومنین می داند اگر به جای پیامبر بخوابد ، کشته نمی شود، خب این که دیگر فضیلتی ندارد یا ابراهیم خلیل الرحمان می داند هر چقدر این چاقو را بر گلوی فرزندش بکشد، سرش بریده نمی شود، هر کس دیگر هم جای او بود این امتحان را حاضر بود پس بدهد.

این سوال به راحتی با مثال همین گوگل ارث روشن می شود .وقتی شما زوم می کنید یک جاهایی منطقه ممنوعه است و برای شما باز نمی شود، و هرچه تلاش کنید چیزی از مختصات را نمی بینید، چون آن منطقه برای نقشه تعریف نشده است.

خدای متعال هم می فرماید من به تو علم کتاب می دهم اما من یک علم مستأثر هم دارم و این علم را در اختیار هیچ کس قرار نمی دهم ، چرا که با همین علم از پیامبران و امامان امتحان می گیرد.

ارتباطش با اختیار هم این است که شما اگر قرار باشد همه چیز را بدانید و پس خیلی راحت مراجعه می کنید و می فهمید آینده خودتان چطور رقم خواهد خورد ، این موضوع یک حالت منعطفی دارد که توضیحش این است.

مثلا می گویند که شما در آینده فلان کس خواهید شد ، اینچین اتفاقی با علم به این است که شما قوایی دارید و این قوا را در مسیر درست فعال خواهید کرد و روند طبیعی فعال شدن این قوا این است که شما به آنجا که گفتیم می رسید.

از این ماجراها زیاد است و در حالات بزرگان فراوان شنیده شده ، در مورد خود حضرت امام خمینی(ره) مرحوم آیت الله شاه آبادی و مرحوم آیت الله سید حسین قاضی و مرحوم آیت الله سیدعلی آقای قاضی فراوان به ایشان گفتند که رهبر می شوید.
اینچین پیش گویی هایی که به حقیقت می پیوند به این دلیل است که برای رسیدن به آن هدف شما مسیری دارید که اگر در آن مسیر حرکت کنید به مقصد درست می رسید، اینجا مقوله اختیار حرف اول را می زند.

مثل همان مثال نرم افزار ویز که زدیم به شما میگوید اگر فلان مسیر را با این سرعتِ مشخص حرکت کنید در این بازه زمانی به مقصد می رسید…اگر شما سرعتت عوض شود و یا مسیرت را تغییر بدهید مختصاتی که به شما داده بود بهم می ریزد ، پس مشخص می شود مسئله اختیار نه تنها زیر سوال نمی رود بلکه خیلی هم مهم است.

دیدگاه خود را بنویسید: