۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۳:۲۵
  • 497 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ماجرای گوساله سامری که بنی اسرائیل به گوساله پرستی مبتلا شدند ،قرآن تحلیل جالبی دارد که بسیار منحصر به فرد است .
خدای متعال نقدی دارد به ماجرای گوساله پرستی و صلاحیت این گوساله را برای پرستش رد می کند ،
و دلایلی که می آورد خیلی عجیب است .

وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لَا یُکَلِّمُهُمْ وَلَا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ(اعراف:۱۴۸)

این قوم با زیورآلاتشان گوساله ای درست کردند و مشغول پرستش آن شدند.
خدای متعال بسیار زیبا و دوست داشتنی این کار را نقد می کند و می فرماید:

أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لَا یُکَلِّمُهُمْ وَلَا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا…(اعراف:۱۴۸)

چرا گوساله را می پرستند ؟ گوساله که با شما حرف نمی زد ! گوساله که به شما راه را نشان نمی دهد؟!

خدایی، خدا است که با تو حرف بزند .خدایی، خداست که هدایتگر باشد.

در این نقد زیبا ، خداوند نه به جسمانیت گوساله کار دارد نه به محدودیتش ،بلکه میگوید چرا خدای تو با تو حرف نمی زند؟

مرحوم علامه طباطبایی می فرماید که از بین همه صفاتی که منافی با پرستش گوساله است ، خداوند خصوص حرف نزدن و هدایت نکردن آن را ذکر نموده و با جسمیت ،مصنوعیت، محدودیت ،گنجیدن در مکان و زمان و امثال اینها کار نداشته و این در حالی است که آنها هم منافات با اُلوهیت داشته اند .
چرا خداوند تنها این دو را گفته است ؟!

چون هرکس هرچیزی را اله و معبود خود بداند ناگزیر است که آن اله را به آن نحوی که خودِ او دوست دارد پرستش کند، لاجرم آن اله می بایست راه پرستش مورد علاقه خود را به بندگان خود معرفی کند و این خود مستلزم تکلم و تفهیم است.

اساس رابطه ما با خدا این است که خدا با انسان حرف می زند و آنچه مورد رضایت و خشمش است را بیان می نماید.

دراینجا نقدی وارد است به خدا پرستی خودمان.

ما چقدر با خدا حرف می زنیم ؟
منظور از حرف زدن ، دعا کردن نیست .دعا کردن بعضاً نشأت گرفته از حس منفعت طلبی ماست ، چرا که از ناراحتی ها و گرفتاری ها و مشکلاتمان می گوییم.
این نوع حرف زدن هنر نیست ، اما خوب و اثر بخش است.
اما باید بدانیم که اصل ارتباط انسان با خداوند ، در تکلم خدا است با انسان.
عیار خداشناسی ما در شبانه روز به زمان هایی است که به حرف هایی که خدا می زند گوش بدهیم.

خداوند در قرآن بسیار از حضرت موسی صحبت کرده است ، صفت بارز حضرت موسی ، کلیم الله بودن اوست و این که آن حضرت در رابطه با تمام اتفاقات نظر خدا را می پرسید و با خدای متعال گفتگو می کرد.

از جذابترین برنامه های تلویزیون در کل دنیا، برنامه هایی ست که با حضور سلبریتی ها اجرا شده اند وآنها از خصوصیات اخلاقی و علایقشان صحبت می کنند و این برای مردم جذابیت دارد و بعضاً بلافاصله بسیاری از افراد در رابطه با هر موضوعی از اینها تبعیت و پیروی می کنند.

چنین دیدگاهی در برنامه معنویت ما نیست که طی یک برنامه مُدوّن پای حرف خداوند بنشینیم و نظرش را در مورد پدیده های متفاوت بدانیم و چون او معشوق و اله ماست تمام حرف هایش را بپذیریم.

تا به حال با این دید به قرآن نگاه کرده ایم که این کتاب ، سخنان و نظرات خدای متعال است و خداوند نقش ما در این عالَم ، و نسبت ما با این عالَم ، و اجزای مختلف این عالَم و نسبتشان با همدیگر را چطور تعریف می کند؟

برای همین است که خداوند در نقد گوساله سامری برهان تکلم را بیان می کند.این برهان عمیقاً شیفته کننده است. خداوند از این منظر بسیار زیبا و دلبر است ،اگر برهان تکلم در مدارس بیان می شد ، همه شیفته ی خداوند می شدند.

این که برای افراد بگویی خدایی ، خداست که خلق کند و خلقتش نظم داشته باشد و در پس این خلقت عقل و شعور داشته است ، این نه تنها جذابیت ندارد ، دلربا هم نیست. اینجا است که دلیل تضاد افکار عمومی با معنویت پیدا می شود ،تعریفی که از خدا ارائه داده می شود غلط است و هیچ کشش و دلربایی ایجاد نمی کند.

دیدگاه خود را بنویسید: