۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۸:۴۳
  • 309 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

در این جلسه آیه ۱۱۰سوره مبارکه آل عمران و نکاتی که مرحوم علامه در رابطه با آن در المیزان مطرح کرده اند را بیان می کنیم.

این از آیات بسیار عجیب قرآن است تعابیر را دقت بفرمایید می فرماید:

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْراً لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (آل ‏عمران :۱۱۰)

«شما بهترین امّتى هستید که براى مردم ظاهر شده ‏اید. به خوبى ‏ها فرمان مى‏ دهید و از بدى ‏ها و زشتى ‏ها، نهى مى‏ کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب (نیز به چنین آئین درخشانى) ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند، ولى بیشترشان فاسق‏اند.»

قرآن تصریح دارد که امت پیامبرِ آخرالزمان بهترین امت ها در طول تاریخ است .
مرحوم علامه می فرماید این که در آیه آمده اخراج شدند (أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ) یعنی رو نمایی کردم از این امت ، همه عالَم منتظر آمدن این امت بودند تا آنها را ببینند ، تمام انبیا منتظر بودند آنها ظهور کنند.

همه ی انبیا وعده می دادند به امت خود که شما نفهمیدید اسلام چیست یک امتی در آخرالزمان می آید یک احکام و دین ویژه دارند آنها بهترینند ،ببینید قران می فرماید: (کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ )
یکی از ویژگی های برجسته ای این امت ، این است که:(تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ)

آنها امر به معروف دارند ، هیچ دین و امتی امر به معروف نداشته اند ، امتهای قبل «موعظه» داشتند اما امر به معروف و نهی از منکر نداشتند ، این فضیلت تنها متعلق به امت اسلام است.

امیر المومنین در نهج البلاغه فرمودند :
تمام نیکی ها دربرابر امر به معروف ونهی از منکر مانند قیاس آب دهان شماست با دریا. (نهج البلاغه ، حکمت ۳۷۴)

یعنی هیچ چیزی قابل قیاس با امر به معروف و نهی از منکر نیست. امر به معروف و نهی از منکر یعنی «ولایت مردم بر مردم»

(در این باره در جلسات بعد صحبت خواهیم کرد. چرا که در آینده وارد بحث ولایت خواهیم شد.)

قرآن و اسلام به بشر «ولایت» داده است ، آنجا که می فرماید:

وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ ۚ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ …(توبه:۷۱)

«مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ …»

هم مرحوم علامه در المیزان این بحث را مطرح کرده اند و هم استاد آیت الله جوادی آملی در این باره می فرمایند: امر به معروف و نهی از منکر از ولایت شما از همدیگر نشأت می گیرد و این «موعظه» نیست چرا که قرآن صریح بیان کرده.

در رابطه با وجود «موعظه» قرآن داستان حضرت موسی را بیان می کند که به بنی اسرائیل گفتیم شنبه ها روز تعطیل است و کسی حق شکار و ماهیگیری ندارد ، برعکس شنبه ها هرچه ماهی بود می آمد روی آب ، آنها طاقت نیاوردند یک سری حوضچه درست کردند و در آن را شب شنبه باز می کردند و ماهی ها همه می رفتند در آن حوض بعد اینها یکشنبه می آمدند و ماهی ها را برمی داشتند ، خدای متعال به اینها فرمود تا سه روز دیگر عذابتان می کنم ،در سوره مبارکه بقره و سوره اعراف این ماجرا نقل شده است:

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ(بقره:۶۵)

«کسانى از شما را که در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانى طردشده باشید»

خداوند متعال به ماهیگیرانی که روز شنبه شکار کردند فرمود: شما را به شکل میمون مسخ می کنم تا دیگر با احکام خدا بازی نکنید .
آمده است که در این سه روز جمعی از مومنین از قوم حضرت موسی آمدند و با اینها که شنبه شکار کرده بودند حرف می زدند عده ای دیگر آمدند و به موعظه کننده ها گفتند:

لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا ۖ.(اعراف:۱۶۴)

«برای چه قومی را که خدا هلاک‌کننده‌شان است، یا آنان را به عذابی سخت عذاب خواهد کرد، پند می‌دهید؟»

این افراد جواب دادند:

قَالُوا مَعْذِرَهً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (اعراف:۱۶۴)

گفتند: «تا معذرتی پیش پروردگارتان باشد و شاید که آنان پرهیزکاری و مراقبت کنند.»

یا جای دیگر قرآن بیان می کند:

عُذْرًا أَوْ نُذْرًا (مرسلات:۶)

«تا عذر و حجت (نیکان) و بیم و تهدید (بَدان) شود»

می گویند این کار را می کنیم تا نزد خداند عذر داشته باشیم که وظیفه مان را ادا کردیم ، وقتی روز سوم شد و عذاب آمد هم آنهایی که شنبه شکار کرده بودند را برداشت و هم آنهایی که در این سه روز به موعظه گر ها می گفتند چرا موعظه می کنید .
فقط آنهایی که در این سه روز تذکر می دادند زنده ماندند.

تازه این کاری که اینها انجام دادند با همه ارزشی که دارد ، امر به معروف و نهی از منکر نبود چون اینچین چیزی در کتاب آنها نیامده نبود.

«امر به معروف و نهی از منکر» حرف قرآن است و از «ولایت» نشأت می گیرد :

وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ ۚ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ …(توبه:۷۱)

«مردان و زنان باایمان، ولیّ یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ …»

«تذکر دادن» که امر به معروف نهی از منکر نیست ،این موعظه ها در همه ی اقوام بوده است.

گاهی سوالی مطرح می شود که چرا انبیا به دنبال ایجاد حکومت بودند آن هم تا جایی که حاضر بودند در این راه کشته شوند؟
برای جواب باید روشن شود که خاصیت تشکیل حکومت چیست.
امر به معروف و نهی از منکر هم در همین راستا تعریف میشود که حاکمیتی باشد که زمینه های رشد را تعریف کند و موانع رشد را بردارد و نسبت به این مسائل حساس باشد.

اگر حکومت به دست طاغوت باشد یعنی رسانه در دست اوست ،یعنی آموزش و پرورش در دست اوست ، نظام قضایی و جزایی در دست اوست ،
وقتی همه جایگاه ها و ساختارها در دست او باشد پس قوانین را او تعریف می کند و موانع ایجاد می شود برای رشد عمومی مردم…انبیا آمدند تا موانع را بردارند وهمه را در مسیر رشد و عبودیت قرار بدهند.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« نَحْنُ أَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا کُلُّ بِرٍّ فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِیدُ وَ الصَّلَاهُ وَ الصِّیَامُ وَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسِی‏ءِ وَ رَحْمَهُ الْفَقِیرِ وَ تَعَهُّدُ الْجَارِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ کُلُّ قَبِیحٍ وَ فَاحِشَهٍ فَمِنْهُمُ الْکَذِبُ وَ الْبُخْلُ وَ النَّمِیمَهُ وَ الْقَطِیعَهُ وَ أَکْلُ الرِّبَا وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ بِغَیْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّی الْحُدُودِ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ وَ رُکُوبُ الْفَوَاحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ* وَ الزِّنَا وَ السَّرِقَهُ وَ کُلُّ مَا وَافَقَ ذَلِکَ مِنَ الْقَبِیحِ فَکَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مَعَنَا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفُرُوعِ غَیْرِنَا.» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸، ص: ۲۴۳)

«ما ریشه هر گونه خیر و خوبى هستیم و همه نیکیها از شاخه‏ هاى ماست، و از جمله نیکیهاست یکتاپرستى و نماز و روزه و فرو خوردن خشم و چشم پوشى از تبهکار و مهربانى به کم توشه و دلجویى از همسایه و اعتراف به فضیلت اهل فضل، و دشمنان مایند ریشه هر شر و تباهى و از شاخه آنهاست زشتى و هرزگى. از آنهاست دروغ و بخل و سخن چینى و بریدن از خویشاوندان و رباخوارى و به ناحق خوردن مال یتیم و تجاوز به حقوقى که خداوند تعیین کرده و ارتکاب کارهاى پنهان و پیداى پلید و زنا و دزدى و کارهاى زشتى مانند اینها، و لذا دروغ مى ‏گوید هر که گمان مى ‏کند که با ماست لیکن به شاخه‏ هاى دیگرى جز ما چنگ مى‏ زند.»

پس روشن شد که ولایت حافظ تمام معروف هاست و حفظ حریم «ولایت» و برداشتن موانع از مسیر ولایت می شود «امر به معروف و نهی از منکر» .

(ان شاءالله در جلسات بعد وارد بحث ولایت خواهیم شد.)

دیدگاه خود را بنویسید: