۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۳:۱۶
  • 500 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

بحثی که در این جلسه بیان خواهد شد را مرحوم علامه ، در جلد چهارم المیزان و در ذیل آیه آخر سوره آل عمران مطرح فرمودند:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا…(ال عمران:۲۰۰)

ایشان در مورد واژه « رابِطُوا » وارد بحث می شوند و مرابطه را این طور توضیح میدهند و می فرمایند:

انسان اساساً یک موجود محتاج است و خدای متعال این موجودِ محتاج را در هندسه عالم بگونه ای آفریده است که احتیاجات او به واسطه ی نوع بشر تامین می شود .
البته انسان یک سری از احتیاجاتش از روابط کیهانی تامین می شود ، اما بخش عمده ای از تامین نیازها در ارتباط با انسان های دیگر است ، که البته این هم از مدیریت خداوند است که خداوند عالَم ، نیازهای انسان را به واسطه ی افراد دیگر ، تامین می کند.

📘 متن المیزان←«اجتماع انسانى مانند سایر خواص روحى انسان و آنچه که مربوط به او است از روز آغاز پیدایش بصورت کامل تکون نیافته تا کسى خیال کند که اجتماع نمو و تکامل نمى ‏پذیرد، نه در کمالات مادى و نه در کمالات معنوى بلکه اجتماعى شدن انسان هم مانند سایر امور روحى و ادراکیش دوش به دوش آنها تکامل پذیرفته، هر چه کمالات مادى و معنویش بیشتر شده، اجتماعش نیز سامان بیشترى به خود گرفته است و مسلما انتظار نمى ‏رود که این یک خصوصیت از میان همه خصوصیات و خواص انسانیت مستثنا باشد، یعنى خصوص اجتماعى بودنش از همان اول پیدایشش بطور کامل تحقق یافته باشد، و اجتماع امروزیش با اجتماع روز اول خلقتش هیچ فرق نکرده باشد، بلکه این خصیصه انسان مانند سایر خصائصش که بنحوى با نیروى علم و اراده او ارتباط دارند، تدریجا بسوى کمال در حرکت بوده و کم کم در انسان تکامل یافته است.»

🔷توضیح← علامه طباطبایی در اینجا منظورشان این است که جامعه انسانی مثل خود انسان به مرور رشد داشته است و بشر هرچه جلوتر رفته تجربه های بیشتری پیدا کرده و تمدن عظیم تری را شکل داده و روابطش گسترده تر شده است.
و انسان در طول تاریخ و در گذر زمان کمالات فردی و اجتماعیش پیشرفت داشته است.
اولین جامعه ای که در عالَم شکل گرفته است، یک جامعه دو نفره بود ، یک زن و شوهر (آدم و حوا)
اینها بر اساس تمایلات و نیازهای اولیه شان به همدیگر روی آوردند .

📘متن المیزان←«آنچه بعد از دقت و تامل در حال این نوع از موجودات یعنى انسان روشن مى‏شود این است که اولین اجتماع و گردهم ‏آیى که در بشر پیدا شده گردهم ‏آیى منزلى از راه ازدواج بوده، چون عامل آن یک عامل طبیعى (منظور ازدواج ) بوده است که همان جهاز تناسلى (که زن و مرد هر کدام جهاز تناسلى مخصوص به خود را دارند) است، و این خود قوى ‏ترین عامل است براى اینکه بشر را به اجتماع خانوادگى وادار نماید زیرا معلوم است که این دو دستگاه هر یک بدون دیگرى بکار نمى ‏افتد، به خلاف مثلا جهاز هاضمه

🔷توضیح← علامه می فرمایند برای مثال شما جهاز هاضمه یا همان دستگاه گوارشیتان به تنهایی کار می کند، البته درست است که برای تامین نیازِ آن ، شما به دیگران نیاز دارید اما این افراد برای تامین نیازِ شما مقدمه اند و در واقع شما خودتان به تنهایی ، نیاز را برطرف می کنید ،ولی در مسئله ازدواج اینطور نیست و خودِ این نیاز ، برای تامینش وابسته به یک فرد دیگر است .

نیاز یک مرد به یک زن و نیاز یک زن به یک مرد باعث ازدواج میشود، و ازدواج باعث به وجود آمدن کوچک ترین جامعه که خانواده است میگردد.

و این نشان دهنده مهندسی خداوند است که خدا بشر را ضعیف و محتاج آفریده :

خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً ( نساء:۲۸ )

📘متن المیزان←«که اگر فرض کنیم در محلى و زمانى یک فرد انسان تک و تنها باشد، مى ‏تواند با جویدن برگ و میوه درختان تغذى کند ولى نمى ‏تواند به تنهایى فرزندى از خود منشعب سازد و همچنین دستگاه‏ هاى دیگرى که در بدن انسان تعبیه شده، براى بکار افتادنش نیازى به انسانهاى دیگر ندارد و تنها جهاز تناسلى است که باید در بین دو نفر مشترکا بکار بیفتد، دو نفر از جنس مخالف (یعنى یک مرد و یک زن).
بعد از تشکیل اجتماع کوچک یعنى خانواده،
یک مشخصه دیگر بشرى خودنمایى کرد، که ما در مباحث گذشته این کتاب آن مشخصه را استخدام نامیدیم»

در اینجا واژه دیگری مطرح می شود به نام «استخدام» .استخدام همان ،تسخیر است ، وقتی بشر قرار است با یک بشر دیگر زندگی کند اینها باید همدیگر را در جهت تامین نیازهایشان تسخیر کنند.

یک زن احتیاج به امنیت و قدرت دارد که آنها را مرد تامین می کند( مرد از نظر فیزیولوژیکی قوی تر است پس باید برای زن تامین امنیت کند) و زن هم توانایی هایی دارد و باید به وسیله ی آنها مرد را تامین کند .

و هر کدام از زن و مرد می بایست در جهت رفع نیاز از دیگری خودش را مُسخّر همسر خود قرار بدهد.
بشر وقتی قرار است با یک بشر دیگری زندگی کند موظف است این اصل اولیه را بپذیرد که باید به استخدام دربیاید. اساسا همین واژه «تعهد» برای همین شکل گرفته است و هیچ زن و شوهری نیستند که بدون تعهد ازدواج کنند ، اصل ارتباط در این است که دو طرف ، شروط و ضوابطی را برای هم تعیین می کنند که طرفین باید به آن پایبند باشند ،این می شود استخدام.

زن به استخدام مرد درمی آید و مرد به استخدام زن.
اینجاست که روشن می شود ، عالَم ، عالَم تسخیر و نظام ، نظام تسخیر است.

📘متن المیزان←یعنى اینکه هر انسانى بخواهد به وسیله انسانى و یا انسانهایى دیگر حوائج خود را بر آورد و سلطه خود را گسترش دهد، آن گاه برایش ممکن است که اراده خود را بر آن انسانها تحمیل کند تا هر چه او مى ‏خواهد آنها بکنند و رفته رفته این خصیصه به صورت ریاست جلوه کرد، ریاست در منزل، ریاست در عشیره (فامیل)، ریاست در قبیله، ریاست در امت.

🔷 توضیح← از اینجا جامعه می رسد به مرحله ریاست ،جامعه اولیه که زن و شوهر بودند و یک خانواده دو نفره را تشکیل می دادند که
البته در خود این خانواده هم ریاست معنا دارد اما وقتی که تعداد خانواده ها بیشتر بشود و روابط به بیرون از خانه هم برسد و ارتباطات پیچیده تری شکل بگیرد ، ریاست هم معنای دیگری پیدا می کند که می شود آن را تعبیر به حکومت یا قدرت کرد.

در اینجاست که این نیاز به وجود می آید که یک مجموعه یا حاکمیتی این تسخیر و استخدام را مدیریت کند که البته این حاکمیت باید ضابطه مند باشد وگرنه ظلم ، استبداد ،قتل عام ،دیکتاتوری پیش می آید.

نظام تسخیر برای اجتماع یک حاکمیت را مطرح می کند و پیشرفت این اجتماع در گرو این است که همه ، ریاست این رئیس را بپذیرند و آن رئیس هم باید طبق ضابطه حکم بکند در این صورت است که یک نظام تسخیری منسجم در عالم شکل می گیرید.
بحث نیاز به شرح بیشتر دارد که ان شاءالله در جلسات بعد بیان خواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید: