۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۶
  • 196 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی قبل در ارتباط با ماجرای سال ۸۸ با چند دانشجو ، مناظره ای داشتم اتفاقا این جوان ها بچه های مومن و هیئتی بودند اما در اتفاقات بعد از انتخابات سال ۸۸ مثل بقیه اعتراض داشتند و حتی دستگیر شده بودند و از نظام دل پری داشتند.

در ابتدا ، بحث را از ولایت خدا شروع کردیم و بعد در طول مناظره صحبت رسید به وحی ، پیغمبر و عصمت پیامبر و اهل بیت.

جالب است بدانید بعد از سه روز که مفصل راجع به خدا و هدایت صحبت کرده بودیم و رسیده بودیم به این که خداوند اگر بخواهد ولایتش را اعمال کند ، چطور این کار را انجام می دهد و سیکل و چارچوب ولایت خدا را کامل شرح دادیم و بدون این که بحث را سیاسی کنیم به توضیح ولایت پیغمبر رسیدیم.

در اینجای بحث یکی از بچه ها گفت نمی توانم این تقریر از نبوت و عصمت را قبول کنم ، از نظر من وحی چیزی نیست که مختص به پیغمبر باشد و هرکدام از ما یک تلقی مختص به خود را داریم و حقیقت مانند شیشه ای است که شکسته و هر کس مقداری از آن را برداشته و دریافتی از آن دارد!

حرفش این بود که قبول دارم پیغمبر هست اما ولایت او را به این صورت که شما می گویید قبول نمی کنم.

در جواب گفتم قرآن میگوید پیغمبر ولایت دارد ، باز این آقا ساز مخالف زد ، رفیقش که دید این اصلا کوتاه بیا نیست گفت: ببین با پیغمبر که ما مشکل نداریم ، چرا مخالفت می کنی؟!

جوابش جالب بود ، آهسته برگشت و در گوش او گفت: ببین ، این پیغمبری که او میگوید را اگر قبول کنیم ‌، خامنه ای اثبات میشود!

در طول صحبت اصلا به دنبال این نبودم که در مورد ولایت فقیه بحث کنیم اما بعد از حرف آن پسر به این حرف امام خمینی (ره) رسیدم که فرمود :«ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.»

اگر کسی با ولایت فقیه مشکل دارد معلوم می شود ، ولایت رسول الله را درست نفهمیده و شأن پیغمبر برای او تبیین نشده است.
باید جا بیندازیم که شأن پیغمبر ، ریاست است ، او رئیس است و حکم می کند.
سنگین ترین قسم قرآن در این آیه آمده است و در رابطه با حاکم بودن رسول الله است ، خداوند می فرماید:

فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ..(نساء:۶۵)

«پس چنین نیست که اگر مردم رسالت تو را تصدیق کنند مؤمن باشند ؛ به پروردگارت سوگند تا آنان تو را در آنچه میانشان مایه اختلاف است حاکم(داور) نسازند..»

به خدا قسم آنها ایمان ندارند مگر اینکه تو بین آنها حَکَم بشوی و قضاوت کنی!
و در ادامه می فرماید:

ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً(نساء:۶۵)

«..تا آن گاه که از داوری تو در خود احساس هیچ گونه دلتنگی نکنند و کاملاً تسلیم حکم تو نباشند ، مؤمن نخواهند بود»

می گوید اگر نسبت به حکمی که تو صادر کرده ای حتی در دلشان ذره ای حَرَج باشد و تسلیم محض نباشند ، مومن نیستد!
پس ببینید ولایت پذیری این طور است که مشخص می شود.

در ماجرای سال ۸۸ دعوا بر سر ولایت فقیه نبود بلکه بحث بر سر قانون بود ،شما در جنگل آمازون هم زندگی کنید باید قانون را رعایت کنید حتی یک جامعه بدوی هم رعایت قانون را می فهمد.

ایستادن در مقابل ولایت فقیه از وقتی شروع میشود که عده ای با اسم امام زمان (علیه السلام) بخواهند رو به روی ولی فقیه بیاستند.
امام زمان را قبول دارند ، اسم او از دهانش نمی افتد و حتی به ظاهر در چارچوب و سیکل ولایت فقیه خدمت کرده است اما اصلا نمی فهمد ولایت فقیه یعنی چه!

متاسفانه گاهی در پشت پرده حرف هایی زده میشود که مثلا مگر نایب دوم امام زمان فقیه بود؟

چون او روغن فروش بود پس نائب امام زمان نیازی نیست الزاما فقیه باشد!

این حرف را کسانی می گویند که تفاوت نائب خاص را با نائب عام نمی فهمند.
نمی دانند شأن رسول برای ولایت ، شأن فقاهت و عقلانیت رسول است.
ببینید در تمدن سازی ، ما دو مبنا بیشتر نداریم یا تمدن بر مبنای وحی ساخته می شود یا بر مبنای وهم.

(این بحث بسیار مهم و مفصل است در جلسات بعد روشن تر بیان خواهیم کرد)

مدرنیته بر مبنای توهم و وهم ساخته شده است و عقلانیت پشت آن نیست.

عقلانیت یعنی ؛ رسول الله.

یک وقت خود او به حقایق متصل است و آن را کشف می کند و به مردم می گوید و نظام سازی می کند.

یک وقت کسی که به معارف او اشراف و تسلط دارد ، سلامت نفسانی دارد و عادل و فقیه هم هست ، به جای او نظام سازی می کند.

یک نکته را بگویم عده ای اعتراض دارند که چرا باب نقد از رهبری را بسته اید ، از او می ترسید؟

جواب ← نقد از رهبری ترس ندارد و تا به حال کسانی که ایشان را نقد کرده اند هیچ اتفاقی برایشان نیفتاده است ، این سایر مسؤلان نظام هستند که با کوچکترین نقد ،پدر افراد را در می آوردند ، نقد از آنها شجاعت می خواهد که با کمترین مخالفت می خواهند شما را از زندگی ساقط کنند.

پس عدم انتقاد از رهبری به خاطر ترس نیست.

کسی با نقد مخالف نیست همان طور که امیرالمومنین (علیه السلام) فرموند: مرا نقد کنید! من خودم را بزرگتر از این نمی دانم که نقد شوم! (نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۶)

منظور حضرت از نقد چه نوع نقدی است؟
آیا منظور این است که نقد مبنایی کنید؟
یعنی می گوید اگر من که اتصال به وحی دارم و چیزی می گویم شما با عقل تجربی ات بیایی و آن را نقد کنی؟

منظور امیرالمومنین این است که «نقد ساختاری» کنید؛
مثلا بگو آقا، این ساختار درحکومت تو اجرا نمی شود ، یا فلان مسئول کار را بلد نیست و در انجام وظیفه کوتاهی می کند.

حالا در ارتباط با ولایت فقیه تکلیف چیست؟

اولا که ولی فقیه معصوم نیست و ما می توانیم نقد مبنایی هم بکنیم.

رهبر معظم انقلاب فرمودند من در اوایل انقلاب به حضرت امام گفتم :
آقا ، شما در سخنرانی ای که داشتید ، چرا از معاویه اسم آوردید و او را علنا طعن کردید؟
با این حرف شما قلب سیصد میلیون مسلمانِ همسایه، جریحه دار شد ، مردم کشورهای همسایه به معاویه علاقه دارند و او را خلیفه می دانند.

می گوید امام خمینی سری تکان دادند و دیگر تا آخر عمر اسمی از معاویه نیاوردند.

این چه نقدی است؟
آیا حضرت آقا آن زمان ولایت پذیری داشتند یا نه؟

ببینید چون ولایت پذیر است پس نقد مبنایی می کند.
و این نقد را طوری نمی گوید که به ساختارِ نظام ولایت فقیه آسیب برساند.

ماجرای جالبی را بیان می کنم که بسیار قابل تأمل است ، زمانی که حضرت آقا به رهبری انتخاب شدند ، مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی که بیش از بیست سال از حضرت آقا بزرگتر بودند برای ایشان عبایی هدیه فرستادند و خطاب به رهبری فرمودند:

«اگر دیدم کاری را شما انجام می‌دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می‌دهم. اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی‌کنم و تضعیف شما را حرام می‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی‌خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده‌ام.»

حالا شرایط این طور است هرکس نقد دارد اول پشت بلندگوها اعلام می کند و بعد کارش را توجیه می کند.

ولیّ فقیه را چه زمان و چطور باید نقد کرد؟

اول آن طرحی که او داشته و ارائه داده است را پیاده کنید اگر به جامعه آسیبی وارد شد پس نقدش کنید!
مشکل این است که حتی ده درصد از مبانی فکری و تئوری که ایشان برای نظام سازی ارائه داده اند اجرا نمی شود!

و با این وجود ، خود ایشان جلو دار نقد از خودش هم هست ، ببیند در ماجرای تحدید نسل ـ که اول دهه هفتاد کلید خورد و در تبلیغات و پشت شامپوها و خمیر دندان ها می نوشتند دو بچه کافیست ـ که البته این هم کار دولت بود و مرحوم علامه طهرانی در کتاب شریف رساله ی نکاحیه می گوید رئیس جمهور وقت برای این ماجرا به رهبری فشار آورد اما رهبری مخالف بود.
بعد خود رهبر چندسال قبل در یک سخنرانی فرمودند من در محضر خدا عذرخواهی می کنم چرا که این سیاست ، اشتباه بود البته در آن زمان تا حدی لازم بود اما دیگر افراط شد.

ببینید وقتی او جهت را داده است و مخالفت کرده و شخص دیگری امر او را اجر نکرده ، دیگر رهبر نباید نقد شود بلکه کسی که اجرا نکرده را باید نقد کرد.
و یا مثلا در رابطه با «اقتصاد مقاومتی» هشت سال است که رهبر حرفش را مطرح کرده است اما چقدر این پیاده شده؟!
اول این باید اجرا شود اگر آسیب زا بود بعد رهبر نقد شود.

دولت و مجموعه های نظام را باید از اصل نظام جدا کرد ، اگر مردم اعتراض یا نقدی دارند نقد به دولت و نقد از اجراست.
مردم که نمیگویند چرا گفتید اقتصاد مقاومتی؟
میگویند این اقتصاد مقاومتی ثمره اش کجاست؟

ثمره را باید از دولت و مجلس خواست ، نباید مسؤلان فاسد خود را پشت رهبری پنهان کنند و همین که کسی نقدشان کرد فورا بازی سیاسی راه بیاندازند و بگویند نقد شما نقد از رهبری و تخریب نظام است.

باید بگویید ما تو را که فاسد هستی نقد می کنیم ، با رهبری و نظام چه کار داریم؟!
بدانید اگر ولایت مدار به معنای اصلی باشید خداوند امور شما را اصلاح می کند:

یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظیماً(احزاب:۷۱)
«تا خدا اعمالتان را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هر کس خدا ورسولش را اطاعت کند مسلما به رستگاری عظیمی نایل شده است.»
این وعده خداست اگر شما از رسول خدا اطاعت کردید و شأن ولایتش را به جا آوردید پس امورتان اصلاح میشود و پیش خواهد رفت!

دیدگاه خود را بنویسید: