۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۰
  • 245 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

نظریه ی «مدینه فاضله» از جناب فارابی را چند جلسه بررسی کردیم چرا که نظریه ی ایشان فلسفه ی سیاسیِ اسلام و همچنین سیاستِ فلسفه ی اسلام را به عنوان یک تمدن به زیبایی شرح می دهد.

زیر ساخت یک تمدن ، فلسفه ی آن تمدن است و هر تمدنی فلسفه ای را به عنوان مبنای خود دارد.
نظریه ی فارابی برای کشف فلسفه ای که مبنای تمدن اسلامی است ، بسیار کمک کننده است و نکات قابل تأملی دارد.

مرحوم فارابی در کتاب فصوص المدنی می گوید؛
مدینه فاضله پنج رکن دارد:

رکن اول← اهل فضائل و حکمت [طبقه ی رئیسه]

در مدینه فاضله ، رئیس و حاکم کسی است که علاوه بر افضل بودن حکیم هم باشد.
در جلسات قبل مفصل شرح دادیم که از نظر فارابی رئیس و حاکم ، پیغمبر است.

رکن دوم←ذوالالسنه(زبان دارها)

به زبان امروزی یعنی؛ رسانه دارها [صاحبان رسانه]
ببینید فارابی (فیلسوف قرن سوم ) چقدر زیبا و دقیق ، ساختار را طراحی می کند و می گوید؛ رسانه دارها و کسانی که صاحب خطابه و شعر و کتابت هستند ‌ مروّجان اصول «رئیسِ اول» اند.

رئیسِ اول ، پیغمبر است چرا که خداوند ، اول رئیس ، خلق کرد و بعد عالم را آفرید.

این حرف خیلی زیبا و دقیق است می گوید در این مدینه فاضله ، رئیس ، باید تریبون و خطیب داشته باشد تا حرف او را به بقیه برساند.

رسول الله که رئیس است ، علی خطیب اوست!
علی که رئیس است ، عمار خطیب اوست!

پس برای رئیس ، رسانه و افرادی لازم است که با طبقات جامعه ارتباط برقرار کنند تا حرف و هدف رئیس را به گوش همه برسانند.

رکن سوم←مُقَدِران

کسانی که تقدیرات نظام را رقم می زنند و نظام اقتصادی ، برنامه ریزی و خزانه کشور(بیت المال) به دست آنهاست.

رکن چهارم← مجاهدان

کسانی که حریم مدینه ی فاضله را از تجاوز مُدونِ غیرِ فاضله حفظ میکنند.
مدینه ی فاضله با مدینه های غیر فاضله درگیر است پس به اقتدار نظامی نیاز دارد.

رکن پنجم←مالیان

کسانی که تجارت می کنند و تهیه ی ارزاق طبقاتِ دیگرِ مدینه بر عهده ی آنهاست و به معاملات و صناعات اشتغال دارند.

کاسبان و تجار ، غیر از برنامه ریزها و مُقَدِرها هستند چون مقدرها ، بیت المال دستشان بود و تقسیم بیت المال می کردند اما مالیان کسانی هستند که تجارت می کنند و مالیات می دهند.

مطالبی که ذکر شد پنج رکنِ مدینه فاضله بودند.

جناب فارابی در ادامه نکته ای را بیان می کند و می گوید ، جدای از این پنج رکن در مدینه فاضله گروه دیگری هم وجود دارد به نام «نوابت»

«نوابت» یعنی ؛ علف هرز!
آنها کسانی هستند که با نظامِ مدینه هماهنگی و سازگاری ندارند و در حکم علف هرز هستند و در شش دسته قرار می گیرند:

دسته اول←شکارگر
کسانی هستند که اعمالشان موجب سعادت حقیقی است اما غرض و هدفشان چیز دیگر است و مشکل دارد.

دسته ی دوم←معرضه
کسانی که آرای قانون گذار مدینه فاضله(حرف پیغمبر) را میگیرد و به علت دل بستگی به مدینه جاهله آن را تحریف می کند.

دسته سوم←مارقه
کسانی که در شناخت هدف قانون گذار (پیغمبر) ،قصور ورزیده و به اعمال ناشایست می پردازند.

امیرالمومنین(علیه السلام) با این دسته مواجه بود

قاسطین و ناکثین و مارقین

دسته چهارم← کسانی که شبهه می پراکنند و خود و دیگران را در تردید قرار میدهند.

دسته پنج و شش← کسانی که برای نیل به اهداف جاهلیت در طرد و انکار حقیقت می کوشند.

در ادامه ایشان برای کنترل نوابت که حکم علف هرز را دارند وظایفی را مشخص می کند و برای ریشه کن کردنشان چهار راهکار می دهد:

۱-اخراج از مدینه
۲-عِقاب و کیفر
۳-گماردن به کار و بیگاری
۴-حبس و زندان [حصر]

جناب فارابی می گوید کسی که قرار است رئیس باشد باید این ریاست ، فطرتاً به او داده شده باشد.

گفتیم که نظر ایشان بر این است که خداوند ، اول یک رئیس را آفرید و بعد از او عالَم را خلق کرد.

فارابی برای رئیسِ اول ده ویژگی را مطرح می کند که خیلی جالب و قابل تأمل است وقتی به این ویژگی ها می پردازیم تازه متوجه می شویم که چقدر در تبین ولایت فقیه مقصر بودیم که جنبه ی فلسفیِ لزومِ ولیّ فقیه را بیان نکرده ایم.

البته ولایت فقیه مسئله ای است که شعبی از آن فقهی است ولی اصل مبحث یک مبحث فلسفی و عقلانی است.

فارابی می گوید مملکت را بدون رئیس نمی شود اداره کرد بعد ایشان از بالاترین درجه شروع می کنند و ویژگی های رئیس را بیان می کنند و کم کم رده های پایین با کمترین صلاحیت ها را ذکر می کنند تا وقتی هیچ کس نیست ، او که حتی کمترین صلاحیت را دارد رئیس باشد.

در این جلسه به ویژگی های رئیسِ اول می پردازیم ، رئیس اول باید:

۱-تام الاعضا باشد و قوه های او در انجام کارها توانمند باشند.

۲-خوش فهم و سریع الانتقال باشد.

۳- خوش حافظه باشد و آنچه می فهمد و می شنود را به حافظه بسپارد.

۴- هوشمند و با ذکاوت باشد و به ربط و درک روابط عِلّی توانا باشد.

۵- خوش بیان باشد.

۶- دوستدار تعلیم و تعلّم باشد.

۷- در خوردن ونوشیدن و مسائل جنسی مریض و آزمند نباشد.

۸- کریم النفس و دوستدار کرامت باشد.

۹- دوستدار راستی و راست گویان و دشمن دروغ و دروغ گویان باشد.

۱۰- به درهم و دینار و متاع دنیا بی اعتنا باشد.

واقعا منشور کوروش را با این حرفها مقایسه کنید ، خدا وکیلی، بدون هیچ پیش داوری کدام یک قوی تر است ؟
مدینه فاضله فارابی قوی تر است یا منشور کوروش؟

مرحوم علامه در المیزان در سوره مبارکه کهف احتمال میدهند کوروش همان ذوالقرنین بوده باشد و برسر این قول ، جدی بحث میکنند البته ما کاری به این چیزها نداریم که کوروش که بود! بحث بر سر این است که محتوایی که از این دو نفر رسیده است کدامش قوی تراست؟…قضاوت با شما !

جناب فارابی در ادامه می گوید اگر رئیس اول نبود ،
باید کسی رئیس باشد که تابع مماثل باشد .
مماثل یعنی؛ اگر چه او تلقی وحی نمی کند اما ویژگی های دیگر پیغمبر ، مثل عصمت و علم و سایر توانمندی های او را دارد.
در نگاه ما ، اینچنین کسی همان امام معصوم است.

در نوبت بعد ، اگر امام معصوم هم نبود ریاست جامعه با فقیه است و می گوید اگر در جامعه ای فقیه وجود نداشت باید ولایت مؤمنِ صالح را پذیرفت و او را اطاعت کرد .
ساختار سیاسی را این طور دقیق و شفاف طراحی ، برنامه ریزی و بیان می کنند ، این حرفها خیلی جدی ست و جای تأمل دارد.

دیدگاه خود را بنویسید: