۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۳
  • 377 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

هندسه کلی بحث از شروع تا به امروز به این صورت بوده که ما در ابتدا بحث نظام تسخیر را با توجه به کلام مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه ی آخر سوره مبارکه آل عمران شروع و نظام اجتماعی را از دیدگاه ایشان بررسی کردیم.
بعد به تناسب بحث وارد سوره مبارکه حجرات شدیم و تا آن مقدار از نظریه ی ایشان که مطرح شده بود را با سوره حجرات تطبیق دادیم و به مناسبت آیه ی اول سوره حجرات بحث از پیغمبر شد و گفتیم که منظور از رسول الله در این آیه عقلانیت است.
جلساتی را درباره ی این عقلانیت بحث و نظامی که مبتنی بر این عقلانیت شکل میگیرد را بیان کردیم تا رسیدیم به مدینه فاضله ی فارابی و ان شاالله در این جلسه مدینه فاضله را تمام می کنیم.
مجدد بر میگردیم به سوره حجرات و طی چند جلسه آیات را بررسی می کنیم و دو مرتبه بر می گردیم به بحث آیه ی آخر سوره ی آل عمران و آن را به اتمام می رسانیم و پرونده نظام تسخیر را می بندیم و وارد نظام بعد می شویم.

گفتیم از نظر فارابی پیغمبر نه تنها «عقل ِاول» است بلکه رئیس ِاول هم هست و خدای متعال قبل از اینکه عالَم را خلق کند اول عقلِ منفصل و فعال را برای این عالَم آفریده است.
پیغمبر فرمود :

«َ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص أَوَّلُ شَیْ‏ءٍ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى مَا هُوَ فَقَالَ نُورُ نَبِیِّکَ یَا جَابِرُ خَلَقَهُ اللَّهُ ثُمَّ خَلَقَ مِنْهُ کُلَّ خَیْرٍ.» (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱۵، ص: ۲۴)

اولین چیزی که خدای متعال آفرید نور پیغمبر بود.

و در روایت دیگر آمده:

«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ العقل» (الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه (کلیات حدیث قدسى)، ص: ۲۸۹)

اولین چیزی که خدای متعال آفرید عقل است!

عرفا این دو روایت را با هم ترکیب کرده اند و می گویند:
نور نبی شما همان عقل کل است ، ابتدا نور او آفریده شده است و بعد درشعاع نور او همه عالَم خلق شده است.
یعنی ؛همه ی عالم در پرتوی تبعیت از این عقل ، رشد و به کمال خواهد رسید.

فارابی بعد از بیان ویژگی های پیامبر می فرماید اگر در جامعه فقدان پیغمبر بود ، وظیفه ی ما چیست!؟

رتبه دوم بعد از پیغمبر ، ریاست تابعه ی مماثل است.
تابع مماثل فردی است که به غیر از وحی ، سایر ویژگی ها و توانمندی های پیامبر را داشته باشد.
تابع مماثل ولیّ معصوم است.

(جالب است بدانید که در مورد تشیع فارابی اختلاف است اما کسانی که قائل به تشیع ایشان هستند میگویند هر کس مدینه فاضله فارابی را خوانده باشد و آن را فهمیده باشد نمی تواند بگوید فارابی شیعه نبوده چرا که این حرفها از غیر شیعه بر نمی آید و هندسه ای که او طراحی میکند بر اساس مبانی کلامی و نظری شیعه است.)

در صورت عدم حضور تابع مماثل ، حاکمیت جامعه با «رئیس سنت» است.

رئیس سنت که در زمان او نیاز به «فقه» است.
یعنی؛ وقتی نه پیغمبر هست و نه امام معصوم ، رئیس سنت بر مبنای عمل به اصول ِرئیس اول نظام سازی می کند.

چرا که این شرایط مبنای تحقق حاکمیت و ریاست در خارج و در مرحله ی عمل است و رئیس ، اعم از رئیس اول ، مماثل و رئیس سنت باید بر خوردار از انها باشد و چون رئیس سنت با فرشته ی وحی ارتباط ندارد پس باید مسائل زمان خود را با فقاهت پاسخ بدهد .

ببینید این حرفها از یک فیلسوف قرن سوم گفته شده ، نه امام خمینی(ره) !

حالا بعضی ها انقدر بی سواد اند که تا بحث ولایت فقیه می شود فوراً می گویند ولایت فقیه را خمینی آورد !

تعریف فارابی از فقه [در کتاب احصاء العلوم] این است که؛
«صناعتی است که انسان را در مواردی که واضع شریعت به حکم تصریح نکرده است ، توانا می کند تا با کمک آن به استنباط و استخراج احکام بپردازد.
او قدرت این را دارد که وقتی با سوال جدید مواجه شد به مبانی مراجعه کند از آن مبانی جواب را بیرون بکشد و بر اساس آن حکومت را اداره کند.»

به زیبایی بیان می کند که اصل کارکرد “فقه” در اداره حکومت است پس اینجاست که روشن می شود اصلِ دین سیاست و ریاست است و هر کس فهمش نسبت به دین بالا باشد به روشنی به این مهم دست می یابد.

با توجه به نظر فارابی «ریاست سنت» همان ولایت فقیه است.
در ادامه ایشان برای رئیس سنت ، هشت ویژگی را بیان می کنند:

۱- شناخت شریعت
۲- شناخت مقتضیات زمان
۳- شناخت ناسخ و منسوخ
۴- شناخت وآشنایی با زبان و لغت
[زبان منظور همان زبان علم است یعنی هم زبانی که می خواهد براساس او استنباط کند را بداند و هم زبانی که می خواهد بر اساسش بیان کند]
۵-آشنایی با ارزش ها و هنجارهای زمان نزول [تاریخ دان هم باشد]
۶-شناخت استعمالات واستعارات [بلاغت هم بداند ]
۷-شناخت مشهودات زمان خطاب
۸-شناخت روایت و درایت

در ادامه میگوید اگر در جامعه ، فقیه نبود ، وظیفه ما این است که حکومت را به دست روسای افاضل بسپاریم.

و در صورت نبود روسای افاضل ، اداره حکومت بر عهده ی شورای رهبری است ، یعنی؛ منفصلاً افرادی که هشت ویژگی ذکر شده برای رئیس سنت را دارند می بایست کنار هم جمع شوند و یک شورا تشکیل دهند.

پس تا اینجا روشن شد که ریاست حکومت در مدینه فاضله به این ترتیب بود:

مرحله اول←ریاست رسول الله
مرحله دوم←ریاست تابع مماثل(امام معصوم)
مرحله سوم←رؤسای سنت (ولیّ فقیه)
مرحله چهارم←رؤسای افاضل
مرحله پنجم←شورای رهبری

در اینجا بحث مدینه فاضله فارابی به اتمام رسید.
پس روشن است که رکن اصلی ساختن جامعه و تمدن ، ولایت است.

لازمه ی ساخت تمدن الهی و اولین شرط برقراری این جامعه چیست؟

گاهی تحلیل های غلط از یک مسئله ، موجب عدم فهم و درک آن مسئله است.
به عنوان مثال می پرسم ، انقلاب اسلامی پیروز بوده یا نه؟!
شرایط بعد از انقلاب بهتر بود یا قبل از آن؟!

برای این که تحلیل ها درست باشد باید از موضع دین ، به مسئله نگاه کرد ،با توجه به مباحث این جلسات روشن است که جایگاه ولایت نسبت به سایر مسائل چقدر ممتاز و ویژه است.

در این انقلاب توانستیم جایگاه ولایت را در یک سطح ، تثبیت و حتی تقویت کنیم.

البته در حال حاضر ارتباط ولایت با سایر اجزا خیلی مشکل دارد و در این هم شکی نیست اما اصل ، این است که انقلاب توانست قوه عاقله نظام را جا به جا کند.

یعنی درست است که مردم به مانند پیش از انقلاب از نظر معیشت و اقتصاد و… دچار مشکلات عدیده هستند اما انقلاب مسئله حاکمیت را درست کرده و جایگاه ولایت را به فرد درست سپرده است.

نکته جالب اینجاست که طرح دشمن یا با توجه به واژه قرآن طرح «شَیاطینَ الإِنسِ وَالجِن / انعام:۱۱۲» به عنوان دشمن ، این است که ساختار حکومت را نگه دارد اما در رأس این حکومت ، فردی دیکتاتور و منافق که مطلوب و گوش به فرمان و تسلیم آنهاست قرار بگیرد یعنی طرف آخوند باشد اما مثل پهلوی عمل کند و اسلام تبدیل شود به یک مدل کاریکاتوریِ فورمالیته ی بی سر و ته!

این همان مدلی است که در سعودی پیاده شد و خیلی هم جواب گرفتند ، رئیس حکومت هر دو قشر را راضی نگه می دارد رئیس حکومت هم خادم الحرمین است و نماز می خواند و جشنواره های قرآنی را برگزار می کند و هم آزادی های مدنی می دهد و حجاب را آزاد اعلان می کند و مجوز دیسکو و کازینو را صادر می کند.

هدف دشمن تحریف اسلام است یعنی در عین حال که اسم اسلام هست اما اسلام بروز ندارد.

بحث این است که صورت انقلاب باقی بماند اما سیرت آن از بین برود.

لذا یک سری طرح هایی که بسته های آموزشی است را به ما می دهند تا آنها را پیاده کنیم هدف این است که نظام آموزشی را متناسب با برنامه ی آنها بنویسیم.
بعد یک عده در کشور مخفیانه این را پیاده میکنند.

اصل اخلال ، تعارض و محاربه ی با نظام اینجا خودش را نشان می دهد اینکه نرم افزار نظام را هم سو با هدف دشمن به هم بریزند و ساختار و چهارچوب نظام را از درون نابود کنند.

پروژه ی نفوذ همین است به جایی که خودشان بگویند و برایشان هزینه داشته باشد ، به درون دولت و مجلس نفوذ می کنند و حرف آنها را آن نماینده ای که روی پیشانی اش جای مهر است و ظاهرش حزب اللهی است می زند.

حالا با این شرایط که کمی دقت کنید می فهمید چه کسی در کشور بلندگو گرفته و حرف دشمن را تکرار می کند یک عده هم که از نظر سیاسی خیلی کودن هستند با وجود تحصیلات دانشگاهی و یا حتی مدرک دکتری می گویند “اعتراضات مردم به خاطر هزینه هایی است که به خاطر موشک کرده اید.”

این است که می گوییم علم با شعور نسبت مساوی ندارد!

واقعا بعضی ها با این درصد از آی کیو چطور دکتر شدند؟

حتی از درک بدیهیات هم عاجزند ، نمی توانند بفهمند آنهایی که به کف خیابان آمده اند دو دسته اند.

یک دسته منتقدانند که انتقادشان هم به حق است.

یک دسته هم آشوب میکنند و اصلا شعار اقتصادی در حرف های آنها نیست!

دشمنان با طرح دقیق ، آشوب ها را شروع می کنند و می دانند کجا را هدف قرار بدهند و روی چه شهرستان هایی تمرکز کنند تا مردم زود تحریک شوند و حتما کشته هم بدهند!
قشنگ پیداست که بافت های اجتماعی را می شناسند.

آدم یک مقدار درک سیاسی داشته باشد میفهمد یک عده دارند مطالبه ی به حق مردم را به حاشیه می کشانند.

مرحوم ایت الله حائری فرمودند: ببینید کار من و شما در این نظام چیست؟

کار ما این است که بین قوه ی عاقله ی نظام و اعضای نظام ، تناسب ، انسجام و نسبت ایجاد کنیم.

بعد مثال زدند که مثلا وقتی رهبر معظم انقلاب دست راست شان دچار اختلال است این که شما دست چپ ایشان را هم مختل کنید این لطف است؟!
به جای این که آن دست سالم را از بین ببرید ، روی آن دست بیمار کار کنید تا راه بیافتد.

یعنی؛ وقتی یک گوشه ای از نظام دچار اختلال است ، باید راهش بیندازید ، نه اینکه به خاطر آن کلیّت نظام را زیر سوال ببرید.

بعضی ها هنرشان این است که شورای نگهبان و قوه ی قضائیه را بزنند دولت را به طور کامل زیر سوال ببرند در حالی که باید نگاه ما یک نگاه حمایتی باشد و آنها را اصلاح کنیم ، اعتراضِ به حق و به جا اصلا کار اشتباهی نیست ، اما این که از دولت ناراضی هستند بگویند نارضایتی از کل نظام است اشتباه است.

ارتباط عقل با اعضا باید بر قرار باشد.

حوزه و دانشگاه هر دو در به وجود آمدن شرایط موجود مقصر اند ، اگر دانشگاه در این سالها در تولید علم به خودکفایی رسیده بود تحریم ها به این میزان اثرگذار نبود. قدرت یک نظام به علم است.
کشوری که از نظر علم ضعیف باشد وابسته و شکست خورده است و به راحتی اقتصادش به خاطر تحریم ، فلج می شود.

دیدگاه خود را بنویسید: