۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۴۶
  • 273 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره حجرات را بر مبنای کشف نظام تسخیر مرور میکردیم. در آیه اول این سوره میفرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(حجرات:۱)

«خودتان را مقدم بر خدا و رسول خدا نکنید.»

دو واژه را اینجا بحث کردیم:

۱-ولایت
۲-عقل

چرا نباید انسان از خدا و رسول جلو بزند؟
زیرا آنها عقل محض هستند .

در ادامه آیه میفرماید :

…وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (حجرات:۱)

« تقوای خدا را پیشه کنید ، زیرا خدا شنوا و داناست.»

اصل تقوا چیست؟
ما تقوا را چه تعریف میکنیم؟

به عنوان مثال در خواستگاری ، طرفین (اگر مومن باشند) به دنبال چه ویژگی هستند؟!
مسلما در بسیاری از موارد اولین ویژگی که بیان می شود این است که فلانی با تقواست!

با تقواست یعنی چه؟
اولین چیزی که بعد از شنیدن این حرف به ذهن شما می آید چیست؟
تعریف قرآن از تقوا چیست؟

وقایت یعنی؛ حفظ و نگهداری.

یک چیز در چه شرایطی نگهداری میشود؟

جواب←در شرایطی که سرجای خودش باشد.

تقوا یعنی سرجای خودت باش ، یعنی؛ حد خودت را بدان.

اولین مرتبه که انسان بخواهد حد خود را بداند در ارتباط با ولایت خدا و رسول است.

یعنی اگر گفتند کسی انسان با تقوایی است اولین چیزی که به ذهن شما می آید این است که او ولایت را با اعماق جانش پذیرفته!

تقوا باید در کنار «ولایت» معنا داشته باشد!

برای مثال می دانیم که نماز جمعه آورده ی حکومت اسلامی است و محوریّت خطبه ها در نماز جمعه دعوت به تقواست!

پس با این وجود اصلا حکومت با چه اداره میشود؟

جواب در جمله ای است که رهبری در سخنرانی اخیر بیان داشتند و روشن فرمودند : «اینها تقوا ندارند – مسئولین جدید و قدیم – اینها به جای اینکه سیاستشان دینی باشد ، دینشان سیاسی کاری است.»

کسانی که وقت پاسخگویی می گویند نصف بودجه در اختیار ما نیست اما بعد با ژست طلبکارانه مدعی هستند که پول موشک ها را ما دادیم.

چرا ما نسبت به تقوای مسئولانمان حساس نیستیم؟ مسئول بی تقوا جامعه را به لجن میکشد.

مسئولی که از هر فرصتی استفاده می کند تا با سیاسی بازی در جهت منافع خودش روی احساسات مردم موج سواری کند تقوا ندارد.

تقوا یعنی هرکسی وظیفه خود را بداند.
مسئول اجرایی ، وظیفه اش قانون گذاری نیست ، وظیفه اش مچ گیری و شفاف سازی در نهاد های دیگر نیست!
مسئول اجرایی باید کار خودش را بکند و به وعده هایی که داده عمل کند و نسبت خود را با مسئول بالا دست درک کند.

در روایت فرمود: از نشانه ظالم این است که نه نسبتش را با بالا دستش میداند نه با پایین دستش.

«وَ لِلظَّالِمِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: یَقْهَرُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِیَهِ، وَ مَنْ هُوَ دُونَهُ بِالْغَلَبَهِ، وَ یُظَاهِرُ الظَّلَمَهَ.» (قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، النص، ص: ۲۸)

به ما فوقش عصیان میکند و به مادونش زور میگوید.

عمده مسئولین ما اینجوری هستند که نسبت به بالا دستی نفاق و تزویر دارند و نسبت به پایین دستی دیکتاتور هستند!

کسی حق ندارد نقدشان کند ، کسی حق ندارد حرف بزند! اینها بی تقوایی است ، جامعه را بی تقوایی مسؤلین خراب میکند.

آمدن زلزله ، اول به خاطر بی تقوایی مسئولین است. [در این رابطه روایت فراوان است.]

آن جوانی که چهار نخ مویش را بیرون ریخته عامل زلزله است!؟!….نه!… گناه مسئولی که از ساعت کار می زند تا زیارت عاشورا بخواند ، آن مسئولی که ارباب رجوع را به خاطر صبحانه خوردن و تلفن غیر ضروری پشت در اتاق معطل می کند به مراتب بیشتر است.

فساد جامعه از بی تقوایی مسئولین است ، آنها هارپ هستند و عامل سونامی.

اصل زلزله به خاطر گناهان علنی و پنهانی مسئولین و سردمدارن و کسانی است که کار به دست آنها سپرده شده است.

مواخذه ای که خدا به مسئولین دارد در نسبت با مردم قابل مقایسه نیست.

دروغ مسئولین با دروغ مردم اصلا قابل قیاس نیست!

چرا ما حساس نیستیم؟
چرا در مقابل دروغ و تهمت و برهم زدن آرامش مملکت سکوت می کنیم؟
اصل نهی از منکر اینجا خودش را باید نشان بدهد.

غربت امیر المومنین برای چه بود؟
چرا ولایت تنها میشود؟
آن هم با وجودی که مردم علی را دوست دارند ، حسین را دوست دارند!
شوخی نیست به امام حسین (علیه السلام) گفتند:

قُلُوبُهُمْ مَعَکَ وَ سُیُوفُهُمْ عَلَیْکَ. (دلائل الإمامه (ط – الحدیثه)، ص: ۱۸۲)

«دلهای آنان با شماست اما شمشیرهایشان بر شماست.»

دوستت دارند اما می خواهند تو را بکشند!
چرا اینچنین اتفاقی می افتد؟

این عقل فعال در این جامعه هست اما نه تنها نسبت ها با او قطع است بلکه همه با او درگیر اند.

إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ… ( مجادله:۵)

«کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت می ورزند…»

اصلا نسبت به عقل منفصل کرنش ندارند، با این شرایط معلوم است جامعه پیشرفت نمی کند و تمدن ساخته نمی شود و جامعه در ابتدائیات خودش می ماند. در روایت آمده است که بعد از پیغمبر :

« ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِیِّ ص إِلَّا ثَلَاثَهَ نَفَر» (الإختصاص، ص: ۶)

«مردم بعد از پیامبر مرتد شدند مگر سه نفر.»

سه نفر بعد از پیغمبر مسلمان ماندند همه مرتد شدند! البته نه از نظر فقهی از نظر سیاسی.

چند روز قبل ولایت را پذیرفته است و بیعت کرده اما الان اصل ولایت را منکر می شود!

خیلی عجیب است بعضی ها دعوت به وحدت میکنند اما اصلا معنای وحدت را نفهمیده اند.
تا کسی نقدی از مسئولین دارد فورا صدای اینها بلند می شود که وحدت داشته باشیم.

متاسفانه امروز در جامعه ما کسانی هستند که اگر از یک گناه ، بدعت و انکار ضروری دین ، توسط مسئولی انتقاد شود میگویند چرا غیبت میکنید؟! این موجب تضعیف حکومت اسلامی است!

مگر هر شخصی در هر پستی قرار بگیرد این شخص معادل نظام اسلامی است؟
اگر باب انتقاد از حکام باز نباشد اساس اسلام از بین خواهد رفت و داستان معاویه تکرار میشود.

برخی از مسئولین همان کسانی هستند که امیر المومنین در خطبه ۱۲۱ نهج البلاغه فرمودند:

أُرِیدُ أَنْ أُدَاوِیَ بِکُمْ وَأَنْتُمْ دَائِی کَنَاقِشِ الشَّوْکَهِ بِالشَّوْکَه؛

«من مى خواهم به وسیله شما دردم را درمان کنم در حالى که خودتان درد من هستید.»

یعنی گاهی خود مسئول ، منشاء درد است.
اینکه رهبر فرمودند باید پاسخگو باشند برای همین است!
این که فقط ژست بگیرید و مدعی باشید درست نیست ، وضع معیشت مردم محصول کار همین مسئولین است.
بی تقوایی یعنی این که به جای پاسخ گو بودن طلبکار باشید و کوتاهی خود را گردن این و آن بیندازید.

مسئولی که در اوج بحران و تلاطم جامعه پاس گل بدهد به دشمن داخلی و خارجی بی تقوایی خودش را نشان می دهد.

جامعه دینی مسئول باتقوا می خواهد!

مهم ترین عامل اصلاح جامعه ، اصلاح سیاستمداران است.

مسئول با تقوا نمی خواهید ، جامعه سکولار بزنید! نمی شود اسم جامعه ، اسلامی باشد و چند آخوند ، دولت و مجلس و قوه قضاییه را در دست بگیرند اما محتوی تماماً سکولار باشد!

منظور ما از مسؤل این وری و آن وری نیست!
بی تقوایی که اصلاح طلب و اصول گرا ندارد ، در سوره حجرات کلید واژه ای که در بحث جامعه سازی مطرح میکند تقوا است.

إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم ۚ (حجرات:۱۳)

«گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست»

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى…(حجرات:۳)

«..همانهای که خدادلهایشان را به تقوی آزموده است..»

در جامعه ی دینی ، خداوند برای تقوا ،امتحان می گیرد!

مسئولین کسانی اند که باید از محک تقوا در آمده باشند و باید هرکس با تقواتر است رده مسئولیت او بالاتر باشد.

یقینا با این اوصاف کسی که تقوا دارد و تخصصی ندارد مسئولیتی هم نمی پذیرد.

پس تقواست که همه مفاهیم را پوشش میدهد.

در جامعه ی امام زمان رده بندی مسئولین بر اساس فن بیان نیست که هر کسی بهتر بلد است مردم را خام کند او مسئول باشد. همه چیز بر اساس تقواست ، هرکس متقی تر است ، سعه صدر بیشتر دارد ، بیشتر کظم غیظ می کند ، بیشتر تحمل دارد و بیشتر سینه اش را سپر میکند او مسئول رده بالاتری است ، بله اصل ماجرا تقواست!

دیدگاه خود را بنویسید: