۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۵۹
  • 265 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به آیات ابتدایی سوره حجرات اگر جامعه ای بخواهد با هندسه عالَم تناسب داشته باشد باید آن جامعه حول محور ولایت خدای متعال و ولایت رسول شکل بگیرد.
ولایت در جامعه سرایت دارد و منتشر است و موجب می شود که آن جامعه اهل تقوا باشد.

قرآن می فرماید:

وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقینَ(جاثیه:۱۹)

«و خدا دوستدار متقین است»

ولایت خدا بر کسانی است که تقوا دارند و جامعه اگر جامعه ی با تقوایی بود از ولایت خدای متعال و ولایت رسول الله بهره دارد و با این موتور پیش می رود.

ولایت موتور جامعه است [این ولایت یا ولایت حقه است یا ولایت طاغوت]

اگر قرار باشد ولایت حقه در جامعه جاری بشود ، اولین رکن مورد نیاز ، “تقوا” ست ، اولین رکن تقوا هم ادب و خضوع دربرابر ولی الله است.

رکن اول برای ساخت یک جامعه مومن و سالم ، کرنش در برابر ولی خداست.

چرا که موتور ولایت حقه را استکبار متوقف می کند.

تکبر و استکبار در برابر ولیّ حق ، مانع از این است که اعضای این سیستم با موتور (ولایت) ارتباط برقرار کنند.

اولین شرط تقوا ، ولایت پذیری است. اگر تقوا آمد جامعه هم آباد می شود.

عده ای معتقد اند ، جامعه با قانون آباد می شود ، این طور نیست ، جامعه با قانون می شود جنگل منظم.

مرحوم آقای صفایی حائری تعبیر زیبایی دارد می فرماید که روابط و خدمات متقابل خرس و زنبور روابط بسیار حسنه ای است و خرس ، کندو را از انواع خطرات حفظ می کند تا کسی به حریم زنبور نزدیک نشود.
دلیل این حمایت این است که قرار است همه ی عسل برای خرس باشد.
به ظاهر شاید این روابط حسنه و خیرخواهانه به نظر برسد اما عمق مسئله این است که این مراقبت برای این است که در زمان مناسب کندو را بردارد و ببرد.

نظامی که قانونمند اما بی تقوا باشد ، نظام خرس و زنبوری است یعنی یک عده آدم قلدر هوای رعیت را دارند برای این که رعیت عسل و کندوی اینها را بدهد.

اگر هر کس به کندوی آنها نزدیک شود چون ناقض حقوق زنبور است پس باید تحریم شود!

حقوق از نظر آنها چیزی است که منافع خودشان را در بر می گیرد.

باید بپرسیم چه کسی به شما گفته که شما عقل فعال و عقل منفصل جامعه هستید؟

اصل دعوای دین با استکبار بر سر این است که آنها چرا و به چه دلیلی ولایت خود را بر مردم تحمیل می کنند.

کسی که استکبار ستیزی را نفهمیده اصلا دین را نفهمیده است.

شما باید مدافع حریم ولایت باشید.
مدافع نه این است که یعنی کفن بپوشیم و برویم در خیابان!
مدافع حریم ولایت بودن یعنی آن دِیتایی که او آورده است را مراقبت کنید و آن را نشر بدهید.
ساختارهای سیاسی ـ اجتماعی را متناسب با نظر او بسازید.
الگوی پیشرفتتان متناسب با او باشد.
این نیاز به تقوا دارد.

در حال حاضر دنیا می گوید همه چیز باید بر اساس قانون باشد ، ما با این حرف مخالف نیستیم ، ما با نگارنده قانون مشکل داریم!

به عنوان مثال جریمه های مربوط به راهنمایی و رانندگی مدام در حال افزایش است چون تفکرشان بر این است که چند برابر کردن جریمه ، بازدارنده است.
می گویند چون فلان کشور غربی این کار را انجام داد و نتیجه بخش بود پس ما هم همان قانون را اعمال کنیم ، اینها نمی فهمند جامعه به چیز دیگری نیاز دارد.

این که در کشورهای غربی در قوانین سختگیر هستند و مردم هم نسبت به این فشارها پذیرش دارند به این خاطر است که سالها تحت یک جو خفقان آور آنها را پرورش داده اند ، از دوران دبستان تا دانشگاه روی افراد کار می کنند.

تعبیر قرآن این است که ولایت طاغوت ، با استخفاف جامعه را اداره می کند:

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ ۚ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ (زخرف:۴۵)

«پس فرعون قوم خود را سبک شمرد و آنان او را اطاعت کردند زیرا آنان قومى فاسق بودند.»

[«إِسْتَخَفَّ»: سبکسر و فرومایه کرد. کم خرد و بی‌خبر نمود]

چرا همه در جامعه فرعونی مطیع هستند چون اول استخفاف و استضعاف می کند.

اول عقل فعال آدم ها را از کار می اندازد و بعد خود را به عنوان عقل فعال و منفصل آنها جا می زند.

استخفاف یعنی؛ اول مردم را با ابزار قدرت و شهوت – خفیف ، سبک و تهی میکند تا تبدیل شوند به انسان های بزدل و ترسو و خوشگذران و بعد بر آنها حکومت می کند.

ببینید در جامعه غرب ، پلیس مظهر قدرت و غلبه است. قانون دارند که اگر پلیس لبخند بزند باید جریمه شود.

و یا در خیابان بابت سرعت سختگیری ندارند اما اگر به سبب سرعت بالاتر از حد مجاز کسی تصادف کرد دیگر بیمه شامل حال او نیست ، اینها بازدارندگی دارد.

قرار نیست ما هم با استخفاف مردم را پیش ببریم
هر چیزی یک فرهنگی دارد و پیش تر گفتیم جامعه یک روحی دارد که این روح ما را پیش می برد .
روح جامعه ما تقواست که متاسفانه این را نادیده می گیریم و مشکل از اینجاست.

برای همین این جریمه ها در بسیاری از کشورها جواب می دهد اما در کشور ما اثرگذار نیست!

چون اینجا یک جامعه ی مؤمنانه است و در جامعه ی ایمانی ، مردم عقل و شعور دارند پس از گلوله نمی ترسند ، آخر هفته در کاباره و کازینو تخلیه نمی شوند خانواده دارند و عاطفه دارند اینجور جامعه ای فقط با «تقوا و ادب» اداره می شود.

متاسفانه این دو را نه در دانشگاه تعلیم می دهند و نه در مدرسه یا صدا و سیما به آن بها می دهند!

ببینید کجای دنیا قانون است که شما اگر سیر خوردید در یک جمع عمومی شرکت نکنید؟!

هیچ جای دنیا همچین قانونی نیست.
این حرف ، قانون پیغمبر است که بر اساس تقوا بیان شده.

مسئله ی دین حداکثری یا دین حداقلی چندین سال است که مطرح می شود.

میگویند شما آخوندها همه چیز را میندازید روی دوش دین. لازم نیست برای هرچیزی پای دین را وسط بکشید.

دیگر برای یک سیر خوردن هم دین باید نظر بدهد؟

ما عقل داریم و برای خود ضوابط و مقررات اجتماعی و مدنی می نویسیم و بر اساس آن زندگی را اداره می کنیم .
فقط یک سری مسائل می ماند که فراتر از عقل ماست و تنها برای آنها می رویم سراغ دین .

این حرف به خاطر این است که قرآن را نفهمیده اند ، قرآن کارکردش این است که در همه ی شئونات زندگی بشر دخالت کند چون می خواهد او را پرورش بدهد.
خداوند ، رب است و ما عبد هستیم.

جلسات قبل گفتیم جامعه آرمانی جامعه ای است که همه عبد هستند و حرکتشان به سمت خداست.
این جامعه جامعه ای است که بر محور عبودیت دور هم جمع شده اند و هر فرد تنها نقشی که از خودش می داند نقش عبودیت است!

اگر کسی ظلم نمی کند نه به این خاطر است که ظلم بد است چرا که حیوانات هم نسبت به همنوع خود ظلم نمی کنند ،
خیلی از تعریفاتی که ازجامعه مطرح می کنند توصیف یک جامعه حیوانی است.

جامعه منظم!!… زنبورها از همه منظم ترند.
جامعه پر بازده و تولیدگر!!.. گاوها و گوسفندها از همه تولید بیشتری دارند.

جامعه انسانی یعنی جامعه ای که همه در نقش خودشان اند و نقش اساسی هر کس عبودیت اوست.
اگر من به شما ظلم نمی کنم بر این اساس است که نه تنها من عبد هستم شما هم عبد هستی!

این حرفها غریب است این ها از تقوا منشأ می گیرد ، به خطبه های نماز جمعه دقت کنید.
این که اولش دعوت به تقوا می کنند دلیل و فلسفه خاص دارد.

خطبه نماز جمعه یعنی جایی که یک شهر و یک منطقه را رهبری می کنند به سمت خدا.

نماز جمعه مرکز عبودیت و پمپاژ تقواست.[تقوای سیاسی و اجتماعی]
اگر نماز جمعه در معنای حقیقی خودش باشد آن مسئول بی غیرت ، فساد نمی کند.
امام جمعه نباید فرصت بدهد که شهردار یا فلان مسئول در شورای شهر فساد کندـ

دعوت به تقوا یعنی چه؟

اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله…

«من خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می نمایم»

تقوا یعنی؛خودت با همین مردم ، جلوی فساد مسئول بی کفایت شهر و کسی که بیت المال را غارت می کند بایست!

نمازجمعه محل نظارت مردم بر مسئولین و جامعه است و کسی که امام است ، در رأس تقوا ، نظارت و عدالت است او زبان مردم است.

ببینید مشکل این جناح و آن جناح نیست ، در ما درد دین است.

حرف این است که جامعه برای اداره نیاز به تقوا دارد.

مثلا تقوا در محیط دانشگاه لازم است ، مدرک و نمره خوب است اما وقتی کسی بر اساس نیاز جامعه وارد دانشگاه نشده است یعنی آن جامعه ی علمی تقوا ندارد ،چون خودش را متولی رفع نیاز مردم نمی داند. این یک جامعه علمی بی تقواست چرا که یک سری اعتباریات درست کرده و بر همان اساس دانشجو می پذیرد.

تقوا یعنی این که خدا را لحاظ کنید و ببینید این درسی که می خوانید چقدر از نیاز مردم را بر طرف می کند.

دولت این همه هزینه می کند این همه دانشجو تربیت می کند اما ده درصد نیاز مردم هم برآورده نمیشود.

این بی تقوایی است که در رشته ای دانشجو می گیرند که اصلا کار نیست .

تلف کردن عمر دانشجو بی تقوایی است.

این که بعضی رشته ها نیاز هست ولی چون شأن اجتماعی ندارد انتخاب نشوند هم از بی تقوایی است.

دیدگاه خود را بنویسید: