۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۳
  • 514 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

تعریف تقوا چیست؟
تعریف رایج ، پرهیزگاری و خویشتن داری است. ما در این جلسات همین تعریف را به عبودیت ربط دادیم یعنی؛ انسان از خود مراقبت و خویشتن داری کند تا از حریم عبودیت خارج نشود!

تعریف دقیق قرآن از تقوا این است ، نه این که یک سری کارها رو ترک کنید!
مثل بیماری نیست که باید از یک سری چیزها پرهیز کنید. بلکه
مثل یک شأنی است که این شأن اقتضا دارد آدم یک سری کارها را نکند.

آن پرهیز برای این نیست که سلامت را حاصل کند ، مسئله فراتر از این هاست ، اگر شما کاری را انجام نمی دهید به این خاطر است که شأن تان حفظ شود.

آن شأن ، شأن عبودیت است.

شما عبد هستید و در مراتب عبودیت رشد می کنید ، تقوا شما را در دایره عبودیت محفوظ نگه می دارد.

در جلسه قبل مطالبی در ارتباط با ائمه جمعه و نماز جمعه مطرح شد.

گفتیم که ظرفیت نماز جمعه ها خیلی کم ، فعال است.
حرف ما خصوصا ناظر به شهرهای کوچک است. چون کارایی اجرائی ائمه جمعه در آنجا بیشتر است.
یکی از کارهایی که ائمه جمعه می توانند انجام بدهند تشکیل کارگروه ازدواج است!

نماز جمعه می تواند مرکزی باشد برای اینکه دختران و پسران خوب شناسایی و به هم معرفی شوند وازدواج صورت بگیرد.

وَ تَعاوَنُوا عَلَی البِّرِّ وَ التَّقوَی (مائده/۲)

«به یکدیگر بر انجام کارهای نیک و پرهیزگاری، کمک نمایید»

مسجد محلی است برای تعاونِ برّ و تقوا.

در روایات هست که خواستگاری و عقد در مسجد صورت بگیرد و مسجد مرکز مشاوره و مرکز رسیدگی به امور مردم باشد!

متاسفانه در حال حاضر مسجد گاهی وقت اذان صبح حتی درش باز نیست.

کار دیگری که ائمه جمعه می توانند در شهر های کوچک انجام بدهند ، تولید اشتغال است!

جوانی که در یک شهر مشغول به کار است و اهل نماز و مسجد هم هست را می توان از طریق فضای مسجد و نماز جمعه اشتغالش را رونق داد.

گفتیم نظام ، نظام تسخیر است ، حالا نظام تسخیر باید به نحو ولایی اداره بشود ، در یک شهر امام جمعه ولایت دارد.

ولایت ائمه جمعه در طول ولایت ولی فقیه است و این زنجیره ادامه دارد تا برسد به ولایت خدا.

این ولایت ها عین عدالت است ، ولایت به آنها داده شده تا نظام تسخیر را اداره کنند.

جوان هایی که در نماز جمعه شرکت کرده اند یک سری مشاغل دارند و بقیه مردم هم یک سری نیاز دارند پس می شود این ارتباط متقابل به درستی مدیریت شود.

مثلا یک سری کوپن ها و کارت تخفیف ویژه در اختیار نماز گزاران قرار بگیرد و بگویند افرادی که این کارت را دارند اگر از مغازه فلان کس خرید کنند ۲۰ درصد تخفیف می گیرند.

جالب است که بدانید گفته شده نماز جمعه وقت خرید و فروش است.

جمعه روز کاسبی است نه روز تعطیل ، می گوید همه در نماز جمعه جمع بشوید بعد خرید و فروش کنید.

فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (جمعه:۱۰)

«و چون نماز گزارده شد در [روى] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید»

خرید و فروش یعنی اینکه هرکس متناسب با شغلش کالایی که دارد را با درصدی زیر قیمت عرضه کند.

در ایام حج هم شرایط اینگونه است ،نظام اقتصادی حج یک نظام فوق العاده و با یک گردش مالی بالاست.
از همه جای دنیا مردم جنس هایشان را می آورند و خرید و فروش می کنند.

در روایت آمده است که خداوند برای اینکه نظام اقتصادی حج بچرخد و جنس ها به فروش برسد و این کاسب ها سال بعد هم بیایند، ملائکه ای را در شکل آدم می آفریند تا از کاسب ها جنس ها را خریداری کنند و بعد چون آن جنس به درد مَلَک نمی خورد آنها را در دریا می اندازند.

آیا نمی شود همچنین فعالیت هایی را در نماز جمعه انجام داد؟
تقوا این نیست که فقط بگوییم:

اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله…

«من خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می نمایم»

برخی از ائمه جمعه رسما زینت المجالس اند ،
به جای شرکت نمایشی از این مجلس به آن مجلس ، این جلسات را تعطیل کنند و گره از مشکلات مردم و جوانان باز کنند.

تقوا در جامعه دینی یعنی با توجه به نظام تسخیر به هم کمک کنیم و بدانیم تقوا شأن اجتماعی می آورد.

دقیقا برعکس نظام های غیر دینی ، در نظام های غیر دینی ، شما یک شأن اجتماعی دارید و بر اساس آن شأن اجتماعی است که معلوم می شود تقوا دارید یا نه.
[تقوا متناسب با خودِ آن نظام]

مثلا یک جایگاهی را طراحی میکنند به عنوان یک جایگاه فرهیخته ، اگر شما شرایط آن را رعایت کردید با توجه به آن نظام ، شما قانون مدار و با تقوا هستید.

در نظام الهی هر فرد یک سری تکالیف الهی دارد و موظف است به آنها عمل کند و همین عمل برای او شأن اجتماعی می آورد.

در نظام غیرالهی یک ریاست هست و یک رئیس و اگر شما جایگاه و قوانین مربوط به آنها را رعایت کردید پس شما هم در این نظام سهم دارید ، اما رئیس نمی شوید بلکه یک مزدور هستید که حقوق خود را می گیرید.

ولی در جایگاه نظام دینی هر چقدر که تقوای فرد بیشتر و بالاتر می رود ، شأن اجتماعی او هم رفیع تر می شود.

مثلا در جبهه کسانی فرمانده می شدند که تقوای بیشتری داشتند ، مهم دکتر و مهندس و… بودن ، نبود.

تقوا اینجا یعنی ولایت مداری ، فرمان پذیری ، تقوا در اجرا ، تقوا در اداره و تقوا در دستور.

مثلا حاج عبدالحسین برونسی یک بنا بود اما فرمانده ای می شود که چندین دکتر و مهندس زیر دست اویند.

جامعه دینی نظامش متفاوت است اما جای دیگر به نام دکتر ، رئیس ، مهندس و… مقام اعتباری ایجاد می کنند و شاهد هستیم پاچه خواری و نفاق و تزویر در این جامعه بیشتر است.

جالب اینجاست که به ما می گویند در جامعه دینی است که نفاق شکل می گیرد.
می گویند اگر دین را بردارید دیگر نفاق معنا ندارد.

بله نفاق بر سر دین معنا ندارد نفاق روی پول که معنا دارد !
به خاطر پول سر خم می کند و نوکری و حتی عبودیت رئیس را دارد.

اما در جامعه دینی همه بنده خدا هستند و کسی که رئیس است بیشتر در خودش احساس عبودیت می کند.

مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الامال روایتی را نقل می کنند که بسیار قابل تأمل است.

در ماجرای شهادت امام جواد (علیه السلام ) امام هادی هشت ساله بودند به دلیل اجباری که پیش آمده بود امام هادی ناچار به مکتب می رفتند و با وجودی که ایشان به استاد و معلم نیاز نداشتند اما معلمی به منزل ایشان می آمد و به او درس می داد.

استاد میگوید امام هادی کاغذهای تکالیف را در دست داشتند و ناگهان کاغذ از دست او افتاد و دست گذاشت به پیشانی و بلند شد و دوان دوان به سمت دهلیز درونی منزل رفت و بعد صدای ضجه و گریه از داخل خانه بلند شد وقتی که مدتی گذشت و حضرت برگشتند عرض کردم چه شده؟

فرمود: پدرم امام جواد (علیه السلام) در بغداد به شهادت رسید و من فهمیدم از الان امام شده ام.

پرسید از کجا می فهمید که امام شده اید مگر علامت امام شدن چیست؟

جواب فوق العاده است ، حضرت فرمود:
ما اهل بیت وقتی امام می شویم در خودمان یک ذلت عبودیت در برابر خدا می یابیم که تا به حال سابقه نداشته است و احساس می کنیم که در این عالَم ، خدا هیچ موجودی ضعیف تر از ما ندارد از این روست که می فهمیم امام شده ایم.

این حرف خیلی سنگین و عمیق است.
یعنی چون می رسیم به قله عبودیت حالا امام شده ایم و باید بقیه را هم با خود ببریم.

این مهندسی ویژه خداوند است. این طور نیست هر کس دیکتاتورتر و زورگوتر است امام باشد .

ببینید چرا امام جماعت باید از ماموم پایین تر باشد؟

امام جماعت باید در این نماز از همه پایین تر باشد چون می خواهد دیگران را به سمت خدا ببرد ، این پایین بودن نماد این است که بین شما این فرد در پیشگاه خداوند ، خودش را ذلیل تر می بیند پس برای همین او امام جماعت شده است.

حالا تصور کنید دادن پست و مقام به مسئولین هم روی این حساب باشد.
هرکسی که بیشتر خودش را عبد می داند بالاتر است.

به همین دلیل مالک نماینده امیرالمومنین می شود و تعابیر حضرت در ارتباط با او عجیب است در جایی می فرماید:
نسبت مالک با من ، نسبت من با پیغمبر است.

و یا حضرت در توصیف مالک فرمودند:
آنقدر مالک محو جمال و جلال خداست که اگر در شب تاریک ، در بیابان ، سگی در حال شیر دادن به بچه اش باشد [سگ در حالت شیر دادن به بچه اش شدیداً هار می شود] و مالک ناگهان پا بر روی سینه ی این سگ بگذارد و آن سگ به او حمله کند ذره ای ترس در دل مالک نمی آید.

به این دلیل است که او مسئول جامعه دینی می شود
چون او در اوج و غرق در عبودیت است.

حضرت امام هم این طور بود که می گفت آمریکا کیست؟! ابرقدرت یعنی چه؟!

تا خدا هست تعریف قدرت برای دیگری معنا ندارد.

ولایت این است ، مسئولیت ها باید روی این حساب بین افراد واگذاری بشوند.

دیدگاه خود را بنویسید: