۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • شناسه : 723
  • 30 فروردین 1399 - 18:34
  • 957 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

رکن نظام تسخیر ، توحید و ولایت است.
ما بنده ی خدا هستیم و اولین نسبت ما نسبتِ با خدای متعال و دومین نسبت ما نسبتِ با رسول الله است.

هویت یک انسان را این دو شکل می دهند!

نسبتِ با خداوند و رسول الله اگر از انسان گرفته شود در اولین قدم خودِ انسان بی هویت می شود و در قدم بعد تمدنی که توسط او ساخته می شود بی هویت است!

تمدن الهی تمدنی است که دو رکن «توحید و ولایت» در آن پذیرفته شده باشد.

آیه اول سوره حجرات فرمود خود را بر خدا و پیغمبر مقدم نکنید و تقوا داشته باشید.

این ها از ارکانِ بافت یک جامعه دینی و الهی هستند.
جامعه ی مهدوی که نمونه ی کاملی از جامعه الهی است دورانی است که نظام تسخیر در کمال بروز پیدا می کند.

اولین شأن در نظام جامعه مهدوی ، شأن عبودیت است.
خداوند در قرآن می فرماید:

یَعْبُدُونَنىِ لَا یُشْرِکُونَ بىِ شَیًْا…(نور:۵۵)

« مرا می پرستند و هیچ چیزى را با من شریک نمی کنند.»

دومین شأن ، شأن ولایت ، ادب و فرمان پذیری است.

انسان باید جایگاه خود نسبت به ولیّ را بشناسد. از این شناخت است که ولایت مداری حاصل می شود.

می فرماید کسانی که در برابر پیغمبر آداب را رعایت می کنند دلهایشان امتحان تقوا را پس داده است.

نکته اول این است که انسان وقتی با ولیّ خدا مدام در ارتباط باشد به مرور دچار ظاهرگرایی می شود و این شئون ظاهری او را از شئون حقیقی غافل می کند.

برای همین است که میگوید پیغمبر را به عنوان فردی ما بین خودتان نبینید.

نگویید او هم مثل ما یک عرب است یا او هم یک قریشی است.
روابطتتان بر اساس روابط کاریزماتیک نباشد چرا که او یک رهبر الهی است نه یک رهبر کاریزماتیک !

اگر رهبر ، در جامعه به عنوان یک شخصیت کاریزماتیک شناخته شود ، هویت الهی و جایگاه ولایت خود را از دست خواهد داد.

کاریزما یعنی؛ یک شخصیت را صرفا به سبب دارا بودن یک سری ویژگی مثل جذابیت و یا قهر و غلبه به حساب بیاوریم و یا اطاعت کنیم.

تعریف قرآن از فرعون با تعریفی که امروز از کاریزما می شود دقیقا یکی است.
[یعنی فرعون یک شخصیت کاریزماتیک بود.]

ولایت حقه یعنی شما از روی ایمان و باور ، او را بپذیرید و این ایمان در رفتار ظاهری شما [ادب و متانت] نسبت به رسول الله بروز پیدا کند.

یکی از مشکلات اساسی در جامعه دینی این است که مردم ایمان دارند اما ایمان بروز پیدا نمی کند.

خدا را فقط در مسجد می بینیم و در اجتماع او را از یاد می بریم ، ایمان در مسجد بروز دارد اما در پمپ بنزین و پشت فرمان دیگر خود را نشان نمی دهد.

متاسفانه در حال حاضر شرایط در فضای مجازی هم به این صورت است چون افراد در فضای مجازی یک هویت و من جدید پیدا می کنند که با واقعیت متفاوت است.

در فضای واقعیت هر کس اقتضای شأن و موقعیت اجتماعی و… را نگه می دارد اما در فضای مجازی این طور نیست.
چرا که این فضا یک “من” و زندگی دیگر به شما می دهد.
اگر ادب توحیدی و ولایی در افراد بروز پیدا نکرده باشد برای او نه تنها در فضای حقیقی مشکل ایجاد می شود بلکه در فضای مجازی هم به مراتب مشکلات بیشتری وجود خواهد داشت.

آنچه که اهمیت دارد تقوای دل است ، قرآن در این باره می فرماید:

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى (حجرات:۳)

«همانهایند که خدادلهایشان را به تقوی آزموده است.»

کسانی که احترام پیغمبر را نگه می دارند و گول ظاهر را نمی خوردند و شأن رسالت را فراموش نمی کنند و می دانند او رسول الله است نه یک شخصیت کاریزماتیک ، تقوای دل دارند.

در همین زمان هم عده ای از مسئولین نظام با ولایت فقیه مشکل دارند و بعضاً حتی آن را قبول ندارند اما چون این جایگاه ، یک جایگاه عظیم و محبوب در جامعه و میان مردم است جرأت ابراز مخالفت علنی با آن را ندارند.

اینطور ادب نگه داشتن که ولایت مداری نیست!

مرحوم علامه می فرماید امتحان به معنای تمرین دادن است و چون خدای متعال دل را با تقوا تمرین داده است پس در مقابل پیغمبر آداب ظاهری را رعایت می کنند.
وقتی آداب ظاهری رعایت شود کم کم آن شأن و جایگاه در باور انسان عظمت پیدا می کند.

بعضی ها می پرسند چه کار کنیم تا در زیارات بیشتر استفاده ببریم؟

اینها از کلید های قرآنی است هرچقدر آداب زیارت را بیشتر رعایت کنید بیشتر به مقام امام توجه پیدا می کنید و هر چه مقام امام را بیشتر درک کنید در نتیجه بهره و لذت بیشتری از زیارت خواهید برد.

به همین سبب است که قرآن برای دیدار با پیغمبر آداب مطرح کرده است .

در سوره مبارکه مجادله می فرماید وقتی می خواهید خدمت پیغمبر برسید پول[صدقه] بدهید:

أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ.(مجادله:۱۳)

«پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید»

در سوره احزاب می فرماید وقتی هم که آمدید منتظر بمانید تا پیامبر به شما اجازه ی ورود بدهد اگر اجازه نداد برگردید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُم

«ای کسانی که ایمان آوردید به خانه‌های پیغمبر داخل مشوید مگر آنکه اذنتان دهند»

بعد در ادامه میگوید اگر اجازه داد و شما را برای غذا دعوت کرد به این طرف و آن طرف نگاه نکنید و همین که غذا را خوردید بلند شوید و بروید:

أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَٰکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا

«مگر آنکه اذنتان دهند و بر سفره طعام دعوت کنند در آن حال هم نباید زودتر از وقت آمده و به پختن و آماده شدن آن چشم انتظار گشایید بلکه موقعی که دعوت شده‌اید بیایید و چون غذا تناول کردید زود (از پی کار خود) متفرق شوید»

می گوید آنجا محل سرگرمی نیست که بنشینید و تعریف کنید:

وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ

«نکند آنجا برای سرگرمی و انس به گفتگو پردازید»

جالب است بدانید و وقتی دیدار با پیامبر پولی شد دیگر کسی سراغ او را نگرفت و تنها کسی که به این آیه عمل کرد امیرالمومنین(علیه السلام) بود حضرت کارگری می کرد و بعد پول را صدقه می داد و خدمت پیامبر می رسید و از ایشان سوال می پرسید.

چرا امیرالمومنین تا این حد ادب را رعایت می کند ، اصلا او چه نیازی به سوال پرسیدن دارد مگر نه اینکه
او خودش حقیقت پیغمبر است ؟!
در رابطه با امیرالمومنین پیغمبر فرمود:

انَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَهٍ وَاحِدَهٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى‏

«من و علی از یک ریشه و درختیم و بقیه‌ی مردم از درختان دیگر »
و در جاهای دیگر فرمودند:
من و علی از یک نوریم!
من و علی از یک حقیقتیم!

مرحوم علامه طباطبایی می فرمود تا وقتی که پیغمبر زنده بود امیرالمومنین حتی یک خطبه نخوانده است.
آداب ولایت مداری را ببینید ، آن هم از کسی که علم او علم پیغمبر است.

به مدت ده روز علی صدقه می داد تا به دیدار پیغمبر بیاید. ده روز این اتفاق افتاد هیچ کس نمیاید خدا آن حکم را برداشت :

أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ ۚ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ …(مجادله:۱۳)

«آیا از اینکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید (از فقر) ترسیدید؟ پس حال که اداء صدقه نکردید و خدا هم شما را بخشید…»

اهل این آداب نبودند چون دلهایشان تقوا نداشت.
دل که تقوا داشته باشد جایگاه خودش را نسبت به ولیّ الله می داند ولی اگر تقوا نداشته باشد می گوید او فقط حرفهای خوب میزند و به پیغمبر صرفا به عنوان یک خطیب نگاه می کند و الهی بودن او را باور نمی کند.
تنها کسی که حقیقتش به حقیقت پیغمبر پیوند خورده بود امیرالمومنین بود.

یک آیه دیگری هم در مورد تقوای دل وجود دارد که می فرماید:

وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب (حج :۳۲)

«هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد ، این کار نشانه ی تقوای دلها(ی آنها ) است. »

تعظیم شعائر الهی از تقوای قلب است و جامعه با تعظیم شعائر الهی آباد می شود.

به نظر شما در حال حاضر موفق ترین جامعه در ولایت مداری در دنیا کدام جامعه است؟

ولایت مدارییِ واقعی و بدون دیکتاتورییِ ظاهری در حال حاضر در “بریتانیا” وجود دارد!!

آداب برخورد با ملکه الیزابت بسیار جالب توجه است ، برای این دیدار بیش از بیست پروتکل وجود دارد ،از نحوه ی ایستادن ، دست دادن ، سلام کردن و … همه باید رعایت شود ، البته این ها قانون نیست که اگر انجام ندهی مجازات شوی ، اما این نکته که چرا روی این آداب مانور می دهند مهم است ، دلیل این آداب ظاهری این است که موجب می شود این شخصیت خواه ناخواه در میان مردم ابهت پیدا کند و مردم ناخودآگاه در برابر کسی که می بیند دیدار با او آن همه مراحل دارد تسلیم باشند.

این است که می گوییم آداب ظاهری باعث تعظیم و بزرگ شدن آن شخص در دل می شود.

به عنوان مثال ببینید هر کس که استکبار دارد -در داخل و خارج از کشور-از پیاده روی اربعین می ترسد.

چون در این پیاده روی بدون این که کسی چیزی بگوید امام حسین (علیه السلام) در دلها بزرگ می شود.
اینها بزرگترین سند حقانیت آنهاست و تعظیم شعائر باعث می شود توجه دنیا به امام شیعیان جلب شود و وقتی ادب و احترام به آن حضرات را ببینند تحت تاثیر قرار بگیرند.

پس رعایت آداب ظاهری جامعه را ولایت مدار خواهد کرد!

دیدگاه خود را بنویسید: