۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۳۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۸:۵۱
  • 223 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

مبنای بحث ، بررسی تمدن اسلامی و کشف مختصات آن براساس سوره مبارکه حجرات است. در سوره حجرات رسیدیم به آیه ی نبأ که مسئله ی رسانه را مطرح می کند ، عرض کردیم از ارکان تمدن ، رسانه است.

بحث نظم و ترتیب آیات بسیار مهم و قابل تدبر است!

خداوند اول فرمود از خدا و پیغمبر جلو نیافتید و در مورد آداب رفتار با پیغمبر مطالبی را بیان می کند و بعد به بحث رسانه و این که اخبار و اطلاعات را از چه کسانی بگیرید می پردازد.

سوال پیش می آید ؛ ربط بین این آیات با تمدن و جامعه اسلامی چیست؟

گفتیم جامعه تشبیه میشود به یک” پیکر ” وطبق نظریه فارابی پیغمبر در حکم مغز و قلب جامعه است.

وقتی قرار است جامعه ساخته شود ، مثل یک کودک اولین عضوی که از او شکل می گیرد ، قلب است و بعد به ترتیب مغز ، سر ، چشم و گوش و…!

یک جامعه بخواهد تشکیل شود مرتبه به مرتبه ساخته می شود ، اولین مرتبه در جامعه و تمدن اسلامی «ولایت» است!

جامعه باید اول در مرحله ی تثبیت ولایت شکل بگیرد چرا که ولایت ، حکم قلب و مغز جامعه را دارد.

درمرتبه دوم جامعه نیاز به چشم و گوش دارد.

به همین دلیل ترتیب آیات قرآن به این صورت است که در آیات ابتدایی آداب برخورد با پیغمبر و جایگاه آن را مطرح می کند در واقع خداوند مغز و قلب جامعه را شکل می دهد و بعد در ادامه ، آیات رسانه را بیان می کند چراکه رسانه در حکم چشم و گوش جامعه است.

متاسفانه ضعف ما در رسانه بسیار جدی است ، خیلی مباحث مهمی در مورد رسانه در حوزه و دانشگاه باید مطرح می شد که نشده.

امام حسین کشته شد تا به شیعه تریبون بدهد!

در طی یک آمار گیری مشخص شد گوش دادن به سخنرانی دینی در ماه محرم بیشتر از ماه رمضان است!

در مورد رسانه خصوصا مسئله خبر باید بیشتر صحبت کنیم.
رسانه یک تعریف عام دارد و شامل هر نوع ابلاغ پیام میشود اما خبر لزوما هدفش این است که گزارشی از واقعیت ها بدهد ، گفتیم خبر نیاز حیاتی جامعه است!

قرآن می فرماید فاسق نباید متولی خبررسانی باشد:

إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا(حجرات:۶)

«اگر فاسقی برایتان خبری آورد تحقیق کنید»

تعبیر فاسق تعبیر فوق العاده ای است. در سوره مبارکه حجرات سه بار درمورد فسق صحبت کرده یکی دیگر از این آیات این است که می فرماید:

وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ (حجرات:۷)

«ولی خدا ایمان را محبوب شما ساخت و آن رادر دلتان بیاراست و کفر و فسق و عصیان را در نظرتان مکروه گردانید»

جامعه با ایمان ساخته می شود و با توجه به این آیه سه چیز برای ایمان ، خطر دارد « الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ»
سه واژه طلایی که معنای هرکدام با دیگری کاملا متفاوت است اما متاسفانه ما فسوق و عصیان را گناه معنی می کنیم.

فسوق یعنی؛ خروج از مقررات و ضوابط الهی.

کسی که مقید نیست و از مقررات عبودیتی و تعبدی خارج شود فاسق است و چون این شخص حب و بغض هایش تربیت نشده است پس نباید متولی خبر رسانی باشد.

در جامعه انسانی [ حتی لفظ جامعه اسلامی را به کار نمی برم چراکه جامعه یا انسانی است یا حیوانی ، جامعه انسانی همان جامعه اسلامی است] کسی که خبر را می رساند باید بر اساس وظیفه خبر رسانی کند نه براساس غریزه!

مرحوم صفایی حائری تعبیر فوق العاده ای دارد و می فرماید فرق انسان و حیوان در چیست؟

تفاوت انسان و حیوان در این است که حیوان بر اساس غریزه زندگی می کند و انسان بر اساس وظیفه!

جامعه انسانی جامعه ای است که انسان ها در آن بر مبنای وظیفه زندگی کنند و اگر بر مبنای غریزه زندگی کنند جامعه حیوانی است!

در مسئله ی خبر رسانی هم همین طور است اگر بر اساس غریزه خبررسانی کنند یعنی برای جلب توجه و فروش ، تیتر بزنند یا برای لایک خوردن خبر بگذارند
اینها بی تقوایی است و از انسانیت و عبودیت خارج است .

جیمز پاتر یکی از اندیشمندان آمریکایی و فوق تخصص رسانه است او کتابی دارد تحت عنوان “مبانی سواد رسانه ای” که در آن به بازشناسی رسانه های جمعی پرداخته و در آن نکات بسیار قابل تأملی را بیان داشته است. با وجودی که نویسنده این کتاب یک انسان لیبرال است اما تکنیکال مطالب را نوشته و ذات رسانه را معرفی می کند پس به بررسی چند نکته از این کتاب می پردازیم؛

🔸نکته ۱←اخبار ، واقعیت را انعکاس نمی دهند ، آنها ساخته ی خبرنگاران هستند.

🔸نکته۲←آنچه ما به عنوان خبر از رسانه ها دریافت می کنیم خودِ آن رویدادها نیستند برخلاف آن ، رسانه ها تنها داستان هایی درباره اخبار به ما ارائه می کنند.

می گوید شما واقعیت را از زاویه ی دید خبرنگار می بینید ، پس با توجه به تحلیل خبرنگار است که یک خبر به دست شما می رسد!

این حرف خیلی مهم است!

به عنوان مثال این که شما با کمک چه کتابی گذشته را بررسی و از تاریخ ، اطلاعات کسب کنید هم وابسته به آن تاریخ نگاری است که تاریخ را نقل کرده!

به همین خاطر است که قرآن میگوید به حب و بغض های متولی خبر توجه کنید و از فاسق خبر نگیرید. تاکید قرآن بر این است که ببینید سرسپردگی او به خدا ، پیغمبر و حقایق چقدر است بعد گزارشش را گوش بدهید.

🔸نکته۳← این داستان ها ساخته ی خبرنگارانی هستند که خود از قید و بندهایی اثر می پذیرند که از کنترل آنها خارج است.

یعنی خبرنگار در گزارشی که نقل می کند از قید و بندهایی که در وجودش هست نمی تواند خلاص شود .در نتیجه وقتی آن گزارش را به شما می دهد پس قید و بندهای وجودی خودش را هم نشان می دهد.

سوال؛ شما وقتی پای سخنرانی کسی می نشینید نکاتی که آن سخنران میگوید را می گیرید یا حب و بغض هایش را؟

جواب؛ شما حب و بغض های او را میگیرید!
چراکه بعد از گذر چند ماه حرفهای آن سخنران را فراموش کرده اید اما حب و بغض های او در وجودتان هست.

امام جواد(علیه السلام) فرمود:

مَنْ أَصْغَى‏ إِلَى‏ نَاطِقٍ‏ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.
( بحارالأنوار، ج ۲، ص ۹۴)

«هر کس به سخن سخنرانى گوش دهد، او را پرستش کرده است. پس اگر او از خدا سخن بگوید خدا را پرستیده است، و اگر از زبان ابلیس سخن بگوید ابلیس را عبادت کرده است.»

ما سه نوع گوش دادن داریم:
۱-سماع
۲-استماع
۳-اصغاء

مرحله اول←سماع یعنی؛ حرفی به گوش شما میرسد و شما توجه خاصی به آن ندارید.

مرحله دوم← استماع یعنی؛ هم به گوش شما میرسد و هم آن را می فهمید.

مرحله سوم← اصغاء یعنی؛ علاوه بر گوش ، دل هم می سپرید.

حالا در این روایت حضرت می فرماید«مَنْ أَصْغَى» به هرکسی که اصغاء کنید ، چون دل می سپرید پس او را می پرستید «فَقَدْ عَبَدَه» یعنی شعبه ای از عبودیت است. پس اگر حرفی که او می زند حرف خداست ، شما خدا را می پرستید و اگر حرفی که او میزند حرف شیطان است «فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ» ، شیطان را می پرستید.

شما پای سخنرانی هر کسی می نشینید در واقع خود را درکانال عبودیت او قرار می دهید.

برای همین است که باید دقت داشته باشید از چه کسی خبر می گیرید. از کدام رسانه بهره می برید. در کدام کانال تلگرامی عضو هستید. چه چیزی را گوش می دهید و چه چیزی را می بینید.

بعضی ها میگویند من خودم تشخیص میدهم ، این اصلا نفهمیده که بحث سر تشخیص نیست بحث سر این است که شما می نشینید و حرفهای فلان کس را گوش میدهید بعد هم تحلیل هم می کنید و حتی آن حرفها را رد هم می کنید اما بعد از چند سال می بینید حب و بغض هایی که او داشته ، به شما منتقل شده است!

خیلی از دانشجوهای خوب و حزب اللهی همین جوری عقایدشان عوض شد و هم افق شدند با آدم هایی که زمانی با آنها مخالف بودند.

قرآن می فرماید فاسق اگر خبر آورد باید وسواس داشته باشید، فَتَبَیَّنُوا «تحقیق کنید»

نسبت به خبر فاسق باید دقیق بود و نباید به او دل سپرد.
وقتی عادی برخورد کنید بعد از مدتی بغض شما از بین میرود و اگر اوایل از بعضی حرفها ناراحت می شدی اما الان دیگر حسی نداری چون آرام آرام افق نگاه تو عوض شده.

🔸نکته ۴← خبر دو نوع است؛ خبر سخت و خبر نرم! خبرسخت یعنی؛ خبری که در لحظه ، گزارش می شود.
خبر نرم یعنی؛ خبری که مربوط به سبک زندگی افراد است مثل مطالب مربوط به سلبریتی ها.

رسانه های امریکایی به این نتیجه رسیده اند که باید خبر سخت را از کانال خبر نرم به مردم بگویند. لذا اول سبک زندگی مردم را عوض می کنند و بعد در قالب سبک زندگی ، خبر سخت را به مردم میدهند!

🔸نکته ۵← رسانه ها در پوشش خبری دو نوع نابهنجاری درست می کنند؛

۱- نابهنجاری آماری ( مثلا یک خانم چهارقلو به دنیا می آورد ، این که یک خانم چهارتا بچه داشته باشد عجیب نیست اما چهارتا را یک جا بیاورد عجیب است پس این یک نابهنجاری است که ارزش خبری پیدا می کند.)

۲-هنجار بنیاد ، یعنی هر دیدگاه و رویدادی که خلاف هنجارها و قوانین باشد.

کار رسانه حرکت روی لبه ی هنجارهای جامعه است. رسانه آرام آرام هنجارها را عوض می کند بدون این که کسی بفهمد. مثلا به کسی تقدس میدهد یا از کسی تقدس میگیرد یا به فعلی تقدس میدهد یا از فعلی تقدس میگیرد.

مثلا گاهی در قالب خبر میگویند قرار است جنگ شود اگر جنگ شود تلفاتش این است ، صدماتش به این حد است و… وقتی کسی بارها و بارها این حرف ها را تکرار کند ، برآیند این خبر این است که مردم ، بدانید جنگ خیلی مهم است و آن را جدی بگیرید.

کم کم دل همه خالی میشود که نکند واقعا جنگ شود؟!
رسانه های آمریکایی اینجور عمل می کنند. اول مردم را از جنگ می ترسانند و بعد هرچیزی که قرار است در جنگ بدهی را مفت و مجانی از طرف می گیرند.
اینچنین رفتاری کار فاسقین است.

🔸نکته ۶← وقتی زیاد در معرض ناهنجاری قرار بگیرید ممکن است ناهنجاری ها را به اشتباه هنجار قلمداد کنید.

گفتیم که خبرِ بی طرف ، وجود ندارد ، قطعا در هر خبری سوگیری هست. چرا که آن خبرنگار حب و بغض هایی دارد و قطعا علاقه و تنفر او در خبرش دیده می شود.

خبرِ بدون ارزش گرایی نداریم چرا که قطعا متولی خبر ، مبانی ارزشی خودش را همراه خبر نشان می دهد.

مشکل جامعه ما با کسب سواد رسانه حل می شود ، نه با فیلتر و…
قرآن نمی گوید فاسق را خفه کنید ، چون در هر حال فاسق حرف خودش را می زند ، پس قرآن می خواهد شما قدرت تحلیل خود را بالا ببرید پس می فرماید:

إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا(حجرات:۶)

«اگر فاسقی برایتان خبری آورد تحقیق کنید.»

دیدگاه خود را بنویسید: