۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۹
  • 294 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

این که جلسه قبل گفته شد نسبت های ظاهری را ملاک قرار ندهیم مطلق است یا خیر؟

گاهی سوال می پرسند ؛ چرا در مورد سادات و امام زاده ها بر رعایت ادب و احترام تاکید شده در حالی که ما در مورد ایمان و عمل صالح آنها چیزی نمی دانیم؟

یکی از شبهات وهابیت این است که میگوید چرا هر امام زاده و سیدی که پیدا می کنید برایش مقبره درست می کنید و به او توسل می گیرید؟
آیا یقین دارید او ایمان و عمل صالح اش در درجه اعلی بوده؟!

جواب←دو ملاک موجود است ، یکی ملاک ایمان و عمل صالح است و دیگری خودِ نسبت داشتن با پیغمبر اکرم (ص) ، که این توجه به نسبت هم باید در تبع ایمان و عمل صالح باشد.

اگر چه نسبت داشتن با رسول اکرم (ص) موضوعیت دارد اما اگر “شک” داریم که این سید و امام زاده ، ایمان و عمل صالح دارد یا ندارد ، تکلیف چیست؟!

تا وقتی که شک داریم ، می بایست نسبت به کفر او برائت جاری کنیم و اصل را بر داشتن ایمان و عمل صالح بگذاریم.

مثلا این که می گویند به علما احترام بگذارید یعنی هرکس در سیمای علما بود اصل بر این باشد که به او احترام بگذارید مگر این که خلافش ثابت شود.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود : به فرزندان من [سادات] احترام بگذارید ، خوب های آنها را به خاطر خدا ، و بد ها را به خاطر من.

این که احترام بگذاریم یک بحث است و این که شأن و شئون اجتماعی بخواهد پیدا شود یک بحث دیگر است!

این که یک بزرگواری صرفا بابت انتساب به یک بیت بخواهد به یک جایگاه ویژه برسد امر مقبول و پذیرفته شده ای نیست.
البته اگر کسی شرایط و صلاحیت ایمانی را دارد و بعد فاکتورهایی مثل انتساب به فلان بیت و شخصیت را هم دارد هیچ ایرادی ندارد بلکه خیلی هم خوب است ، حرف ما چیز دیگری است.

مرحوم شیخ مفید در مورد این که آیا اصل بر احترام به همه سادات و امامزاده هاست؟! بحث جالبی دارند و می فرمایند:
هرکسی که انتساب به پیغمبر داشت اصل بر این است که به او احترام گذاشت ، مگر این که اثبات بشود او صلاحیت ندارد و مثل موسی مُبَرقَع و جعفر کذاب هست.

[موسی مُبَرقَع ؛ فرزند امام جواد (ع) و برادر امام هادی(ع) بود.
جعفر کذاب ؛ فرزند امام هادی (ع) و برادر امام حسن عسکری(ع)بود.]

این دو نفر انسانهای فاسق معرفی شده و توسط اهل بیت مورد لعن قرار گرفته اند.

[نکته؛ حرمی که در شهر قم ، به حرم موسی مبرقع معروف و محل زیارتگاه مردم است ، در واقع متعلق به پسر موسی ، محمد بن موسی مُبَرقَع است.]

موضع گیری های اهل بیت در ارتباط با ساداتی که از راه راست منحرف شده بودند خیلی جالب و قابل تأمل است.

پیغمبراکرم (ص) به فاطمه زهرا(س) فرمودند : هرگز خودت را به این که دختر من هستی دلخوش نکن ، اصل ، اعمال و عبودیّت خود توست.

در عین حال می بینید حضرت زهرا(س) در خطبه فدک و خطبه ای که با زنان مهاجر داشتند این تعبیر را به کار بردند:

أما کان رسول الله(ص) أبی یقول: المرء یحفظ فی ولده؟

«آیا پدرم رسول خدا(ص) نمی‌فرمود: [حرمت] هر مردی در [احترام به] اولادش حفظ می‌‎شود؟»

پیغمبراکرم (ص) فرمود اگر خواستید به کسی احترام بگذارید احترام او را در فرزندانش نگه دارید یعنی؛ اگر شما به کسی علاقه دارید علاقه را در احترام به فرزند نشان بدهید!

این روایت را با صحبتهای قبل، چطور جمع کنیم؟

اگر احترام بگذاریم آقازادگی پیش می آید و اگر احترام نگذارم اهانت به شخصیتِ فردِ مورد علاقه ماست!

فرهنگ آقازادگی اینجور پیش می آید که دیگران به فرزند یک شخصیت احترام می گذارند بعد کم کم او سوءاستفاده می کند و دچار توهم می شود که خودِ اوست که اهمیت دارد و شخصیت خاصی است.

مثلا اگر کسی از بیت امام منش او ، منش امام بود احترام و علاقه ما به او دو چندان میشود اما اگر صلاحیت ها را نداشت فقط چون فرزند و ذریه امام است باید به او احترام بگذاریم و لزوما برای او جایگاه اجتماعی قائل نیستیم.

مثلا اینطور نیست که بگوییم فلان شخص چون یادگار امام است ، لازم نیست مثل بقیه برای ورود به مجلس خبرگان امتحان اجتهاد بدهد و مستثنی است ، خیر اینچنین چیزی مقبول نیست.

پس در عین حال که منتسب بودن به یک شخصیت برای ما قابل احترام است ، اما هرگز ملاک دادن جایگاه اجتماعی نیست اما در عین حال هم کسی حق توهین و اهانت به آنها را ندارد چرا که اهانت به این ها اهانت به آن شخصیت است.

دیدگاه خود را بنویسید: