۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۱
  • 1320 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

یک واژه ی کلیدی و زیبا در این آیه وجود دارد ، آن هم کلمه ی «عنَت» است:

وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ (حجرات؛ ۷)

«و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست اگر در بسیاری از امور از، شمافرمان ببرد به رنج می افتید»

عنَت به معنای از هم گسستگی ، شکست و فروپاشی ست!
قرآن در این آیه راه براندازیِ جامعه مومنانه را بیان می کند ومی فرماید:
اگر پیغمبر مطیع شما شد ، شما در مسیر براندازی و فروپاشی قرار گرفته اید.

بحث انحطاط تمدن ها بحث مهمی است.

یک تمدن مومنانه تنها در یک صورت ، حفظ میشود آن هم زمانی است که ارتباط کالبد این تمدن با روح و عقل این تمدن قطع نشود.

در جلسات قبل گفتیم از نظر فارابی نقش پیغمبر در جامعه نقش قلب و مغز است.

اگر ارتباط قطع شد بدن تبدیل می شود به یک بدن بی خاصیت که دیگر برای آن شخص ارزشی ندارد. به همین سبب اعضای کسی که مرگ مغزی می شود را به دیگران هدیه می دهند.

این همان حالت «عنَت» است.

اگر به جای اینکه جامعه مطیع پیغمبر باشد پیغمبر مطیع جامعه شود حالت «عنِت» رخ میدهد و جامعه دچار آشوب و به هم ریختگی می شود.

اما نکته جالب این است که می فرماید :

«فِی کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ»

این حرف یعنی می شود در یک سری از امور پیغمبر مطیع مردم باشد.

خود قرآن این امور را معرفی کرده است:

وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ (شوری:۳۸)

«کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می‌دهند»

می گوید آن اموری که امر خود مردم است را از خودشان مشورت بگیر.

حدودِ مردم سالاری دینی اینطور مشخص میشود.

چه زمانی مشخص میشود که یک امری وابسته به رای مردم است؟!

وقتی که خودِ پیغمبر ، آن را به رای مردم بگذارد.

این بحثها جدی است ، در کشور ما سالهاست که بحثی مطرح است تحت عنوان “مشروعیت و مقبولیت”

می پرسند یک جامعه و حکومت دینی مشروعیت و مقبولیتش چطور است؟! و مقبولیت چه اثری در مشروعیت دارد؟

نکته قرآنی اش این است که هر وقت به مقبولیت از طرف ولیِّ جامعه ، مشروعیت داده شد پس آن مقبولیت مشروعیت دارد.

یعنی؛ مردم نیستند که ولیّ را ولیّ می کنند.
مردم نیستند که به کسی ولایت میدهند.
در واقع مردم آن ولایت را نافذ می کنند.

ولایت یک سری حیطه ها و زوایایی دارد که خودِ آن ولیّ ، گاهی آنها را به مردم افاضه می کند ، یعنی؛ آن حیطه ها به دستور ولیّ ، وابسته به رأی مردم می شود.

اگر شخصی هم در این سیستم رئیس جمهور شود ، رئیس جمهورِ برآمده از ولایت است.

یعنی رأی مردم به خودی خود که کسی را رئیس جمهور نمی کند ، درواقع این ولیّ است که به رأی مردم مشروعیت داده است تا با رأی آنها رئیس جمهوری انتخاب شود و او تنفیذش کند.

اگر این تنفیذ صورت نگیرد اصلا ولایت و مشروعیتی نیست.

گاهی بحث به این می رسد که فلانی رأیش از دیگری بیشتر است و یا حتی پا را فراتر میگذارند و به ولیّ میگویند خودت بیا با فلان کس رأی گیری کن تا مشخص شود کدام رأیش بیشتر است.

اینها اصلا نمی دانند هر چند عدد رأی که این رئیس جمهور دارد همه متعلق به ولیّ است و حجیّت و اعتبار آن رأی زمانی است که ولیّ به آن مشروعیت دهد و او را تنفیذ کند.

اگر این حرفها جا بیافتد درواقع جایگاه شورای نگهبان و تایید صلاحیت به زیبایی مشخص می شود.

تایید صلاحیت کاندیداها یکی از شئون ولایت است.

اگر جایگاه ها و روابط بین اعضا در جامعه درست شناخته شود ،جامعه پیش میرود اما اگر ارتباط با این عقل منفصل قطع بشود جامعه دچار آسیب میشود و پیشرفت نمی کند.

یکی از نکات جالب و ظریف قرآن این است که در آخر سوره مبارکه توبه می فرماید:

عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم (توبه:۱۲۸)

«به یقین،[ رسولی از خود شما بسویتان آمد ]که رنجهای شما بر او سخت است»

یکی از ویژگی های پیغمبر این است که وقتی مردم دچار عنَت می شوند برای او سخت و ناراحت کننده است .

خودِ این عنَت محصول عدم اطاعت از پیغمبر است.
هروقت جامعه دچار مشقت میشود به خاطر این است که جامعه حرف ولیّ را نپذیرفته است.

مشقّت دو گونه است؛

یه وقت مشقت در مسیر تحقق ولایت است ، این مشقت توأم با رشد است.

برای روشن شدن ، مثالی را مطرح می کنیم ، قضیه مثل رفتن به کوه می ماند.
زمانی که شما در یک مسیر سخت ، یک راه بلد و راهنمای با تجربه داشته باشید ، تحمل سختی راحت تر می شود چرا که می دانید انتهای مسیر به مقصدی که می خواهید خواهید رسید ، اما اگر شما در یک مسیر سخت و ناآشنا با وجود راهنما ، مستقل از او عمل کنید ، هم سختی راه را دارید و هم ناراحتیِ گوش ندادن به حرف راهنما.

به سختی دوم میگویند «عنَت».

اگر به حرف راه بلد گوش ندهید هم به مشقت می افتید و هم به هیچ جا نمی رسید.

آسیب های جامعه ، حاصل سختی از نوع دوم است ،
چون سختیِ نوع اول ، عین رحمت است و موجب رشد می گردد.

اما سختیِ نوع دوم ، فقط جامعه را عقب می اندازد.

قرآن میگوید پیغمبر به خاطر عقب افتادن مردم ، غصه می خورد ، او آدمِ غر زدن و سرزنش کردن نیست که بگوید دیدید به خاطر گوش نکردن به حرف من خسارت زده شدید؟!؟

حرف قرآن این است که پیامبر بیشتر از همه غصه می خورد.

ولایت فقیه ولایت رسول الله است آن هم در سطوح پایین تر.

مثلا رهبر معظم انقلاب در بحث اشتغال و اقتصاد چند سال که اسامی سالها را به مباحث اقتصادی اختصاص میدهند و برای اشتغال راهکار می دهد.

فرمود جنس قاچاق را جلوی مردم آتیش بزنید ، واردات را کنترل کنید ، تولید را رونق بدهید ، سیاست های اقتصاد مقاومتی رو ابلاغ کردند ، اما عمده اینها پیاده و اجرا نشده اند ، اما می بینیم به جای اینکه موضع طلب کارانه بگیرند صادقانه میگویند من از جوان بیکاری که خجالت زده به خانه اش بر می گردد ، و جلوی خانواده اش خجالت می کشد بیشتر از او خجالت زده ام.

این است تفاوت ولایت با بقیه حکومت ها.

حالا یک عده میگویند این نظام ، دیکتاتوری است ، خنده دار است ، معلوم است اینها اصلا نمی دانند دیکتاتوری یعنی چه!

ولایت عین رحمت است ، با مدارا و رحمت جامعه را پیش می برد. برای همین فاطمه زهرا (س) فرمودند:

تفاوت علی با بقیه در این است که علی اگر حاکم باشد شتر خلافت را با نرمی و محبت می برد. طوری که پوزه شتر زخم نمیشود. درحالی که بقیه طوری سفت و سخت شتر رو می کشند که هم پوزه شتر زخم میشود و هم دست و پای شتر آسیب میبیند.

همین هم شد و همه دیدن چه مصیبتی به سر مردم آمد و کسی جرات نداشت حرف بزند.

اما به فرموده ی قرآن:

عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم

امیرالمومنین بیشتر از همه از سختی مردم در غم بود.

دیدگاه خود را بنویسید: