۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۳:۴۱
  • 902 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

سوالی مطرح شده است که باتوجه به پارت اولِ بحث گفتید اصالت با عبودیت است در حالی که برخی آیات قرآن اصالت را به انسان داده آنجا که می فرماید:

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسرا:۷)

اگرکارخوب انجام بدهید خیرش به خودتان می رسد.

مسئله دیگر اینکه در جلسات قبل جمله ای از حضرت امام(ره) بیان شد که «اسلام همه اش سیاست است.»
و این هم با آن اصالت خدایی که گفتید جور در نمی آید.

🔷توضیح← ببینید این که گفته می شود خدا اصالت دارد یا انسان ؟
پاسخش این است که در عالَم خدای متعال پرستش می شود و او رب است و اطاعت می گردد.
پذیرش این امر که خدای متعال محور است و اوست که باید عبودیت بشود ، نفعش به انسان می رسد.

پس اصالت با خداست و منفعت با انسان .

نکته ای که اینجا مطرح است این است که عبودیت انسان ها درگرو رابطه ایشان با همدیگر است .

اصل معنویت و فضایل انسانی در جامعه کسب می شود ، اگر کسی بخواهد تنها زندگی کند اگر نگوییم هیچ فضیلتی از فضایل انسانی را کسب نخواهد کرد ،باید بدانیم که عمده ی فضایل را کسب نخواهد کرد.

برای مثال شب هجرت پیامبر اکرم (ص) که به لیله المبیت معروف است واقعه بی نظیر تاریخ است که اثر و اهمیت این کار در قیامت فهمیده می شود و در روایت آمده است که در قیامت خداوند به هر نفس از نفس های امیرالمومنین (علیه السلام) وقتی به جای پیامبر خوابیده بود طیف گسترده ای را می بخشند .

امام صادق علیه السلام فرمود:

شبى که على علیه السلام در بستر [پیامبر خدا به جاى وى‏] خوابید، خداى متعال، به دو فرشته از فرشتگانش که در میان فرشتگان بیش از همه با یکدیگر الفت و برادرى داشتند، وحى فرمود که: «مى ‏خواهم یکى از شما دو تا را بمیرانم. پس انتخاب کنید».
هر یک از آن دو، مُردن را به دیگرى حواله داد و هر کدام از آنها، ماندن را برگزید. پس خداوند متعال، به آن دو وحى فرمود که: «شما کجا و این بنده‏ ام که مُردن را برگزید و در بستر پسر عمویش خوابید تا با جان خویش، او را از نابودى نگه دارد، کجا؟! هان! من دانستم که او از صمیم دل، حاضر است خودش از بین برود؛ امّا مویى از بدن پسر عمویش کم نشود! فرود آیید و تا به صبح، از او پاسدارى کنید».

(کنزالفوائد ، ج ۲ ، ص ۵۵٫)

برای ملائکه چیزی به اسم ایثار معنا ندارد چرا که مقامشان مقام ثابتی است و رشد و فضیلتی در آن نیست چراکه روابط اجتماعی ندارند و وظیفه و فعالیت هر مَلَک مستقل از سایر ملائکه است.

ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ (صافات:۱۶۴)

اینجاست که مشخص می شود ایثار سرآمد فضایل انسانی است. و ایثار تنها در زندگی جمعی معنا پیدا می کند و همین اسمش سیاست است.

سیاست که فقط به معنی مرگ بر آمریکا گفتن نیست. پیاده روی اربعین یک حرکت سیاسی است.
درواقع حرکت اجتماعی تعبیر عربیش همان سیاست است.

ساسَهَ الْعِبَادِ «سیاست مداران جامعه» که در زیارت جامعه کبیره می گوییم نیز همین است.

حالا در حرکت اربعین بعضا یک شعار مرگ برآمریکا نمی شنوی البته در این مسیر عکس رهبر معظم انقلاب به کرات دیده می شد و حتی کاریکاتور ترامپ هم دیده می شد اما هیچ مرگ برآمریکایی گفته نمی شود اما آمریکایی ها از این اجتماع پیاده روی بدشان می آید.
چون این حرکت ، یک مدل ساختار اجتماعی دیگری را تعریف میکند ، اصلا دین یعنی همین ، یعنی اجتماع.

دقت کنید که فاصله بین حضرت آدم تا حضرت نوح ۸۰۰ سال است و خدای متعال بعد از هشتصد سال کتاب فرستاد ، هیچ قومی را قبل قوم نوح در قرآن نمی بینید که درگیری و اختلاف داشته باشند .
درگیری ها در قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و موسی و عیسی بوده…یعنی همین طور که بشر به جلو می آید ، اختلافات بیشتر می شود و گرنه قبل از حضرت نوح ، ادریس هم بود اما کتاب نداشت و قرآن در رابطه با او می فرماید:

وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا(مریم:۵۷)

یک گوشه ای عبادت می کرد و او را سیر می دادیم در ملکوت.

مرحوم علامه در اینجا بحث مفصلی دارند و می فرمایند همه ی انبیا تا قبل از پیغمبر اکرم رسالت وکارکردشان این بود که رفع اختلاف کنند و تا زمان حضرت نوح دین بود ، شریعت بود ، احکام بود نماز می خواندند ، قربانی داشتند اما کتاب وجود نداشت.

کتاب از زمان حضرت نوح آمد و دعواها هم از آنجا شروع شد. در سوره مبارکه مومنون می گوید قوم نوح می گفتند انبیا قبل اینچنین حرفهایی نمی زدند.

یُریدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ … (مومنون:۲۴)

می گفتند نوح آمده ریاست کند ، انبیا قبلی طمع ریاست نداشتند ، اما نوح می خواهد رئیس باشد .

همه انبیا تا قبل پیغمبراکرم آمدند رفع اختلاف کنند پیغمبراکرم آمد اجتماع بسازد.

علامه طباطبایی می فرمایند اولین پیغمبری که گفت کارکرد دین اجتماع است و باید در محور عبودیت دور هم جمع بشویم پیغمبر اکرم بود .

در سوره مبارکه نور آیه ۵۵ قرآن می فرماید بشر و جامعه ، غایتش وقتی است که:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون (نور:۵۵)

یعنی یک جایی می رسد که اولیاء من استخلاف پیدا می کنند ، قدرت به دست اولیاء من است و دین حاکم می شود دینی که من از آن راضی هستم. «دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ»

چون دوتا دین داریم یکی دین مرتضی و دیگری دین غیر مرتضی داریم.
(درجلسات آینده این بحث را باز می کنیم)

تعریف ما از دین غلط است ، فکر می کنیم کفار دین ندارند در حالی که قرآن می فرماید:

لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِیَ دینِ (کافرون:۶)

دو قطبی ولاییون و غیر ولاییون معنا ندارد و اصلا آدم غیر ولایی در عالَم وجود ندارد:

أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ… (بقره:۲۵۷)

هیچ کس خارج از ولایت نمی تواند زندگی کند و همه کارکرد و ساختار اجتماعی برمبنای ولایت است ، یا ولایت الله یا ولایت طاغوت.

در آیه ۵۵ سوره نور می فرماید زمانی که دین مرتضی حاکم بشود ، ولایت من حاکم می شود و امنیت به وجود می آید یعنی تمام نیازهای بشر تامین می شود،
اصل معنای امنیت یعنی تامین همه مایحتاج بشر.
و در ادامه آمده :

یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً … (نور:۵۵)

عالَم بر محور عبودیت شکل می گیرد و فقط من پرستیده می شوم و شریک نخواهم داشت ، اجتماع و تمدن بر محور عبودیت است، البته منفعتش هم می رسد به خود بشر.

اینجاست که می بینم تعریف پیامبراکرم از دین چیست و در کجاست که می فرماید کسی مسلمان نیست که:

«مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۱۶۴)

کسى که صداى انسانى را بشنود که فریاد مى زند: اى مسلمانان (به دادم برسید و کمکم کنید) کسى که این فریاد را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست.

حضرت فرمودند کسی بشنود یک “مرد” نگفته یک مسلمان ، اگر یک نفر با هر دینی استغاثه کند جوابش را ندهید مسلمان نیستید.

کارکرد دین این است ، حالا شما بگویید جواب آن را بدهی سیاسی شده ای.

این داخل کشور است ، هم وطن است ، آن بیرون است پس چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است…کسی که این حرف را می زند اصلا دین را نفهمیده .

شاخصه ی اصلی اسلام و اصل کارکرد دین استکبار ستیزی ، مبارزه با ظلم و مبارزه با طاغوت است .

علامه با ترکیب آیات این مفهوم را می رساند و تفسیر به رای نمی کند و توسط قرآن دین را معنی می کند .

(در جلسات آینده بحث های مهمتری را بیان خواهیم کرد.)

دیدگاه خود را بنویسید: