۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۸:۳۹
  • 315 بازدید

✔ سلسله مباحث مهندسی خلقت که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی ارائه شده در چند بخش پیگیری می شود که شمای کلی آن بدین شرح است:

بخش اول: مقدمات

در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

بخش دوم: نظام تسخیر

در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

بخش سوم: نظام تقدیم

در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

✔ در انتهای این بخش به شرح و بررسی کتاب آن سوی مرگ پرداخته شده است.

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتیم که کتاب های قبل «رفع» اختلاف می کردند و قرآن «دفع» اختلاف می کند بین رفع و دفع تفاوت است.
به عنوان مثال یک نفر می خواهد وارد اتاق شود، وارد میشود و شما بیرونش می کنید این می شود “رفع” این شخص!
یه وقت هم هست یک مامور جلوی در ایستاده و اجازه ورود به شخص را نمی دهد ، این می شود “دفع”.

کتب قبل کارکردشان “رفع” اختلاف بود، قرآن می فرماید:

أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ ۚ (بقره:۲۱۳)

«با آنان (پیامبران) کتاب آسمانى را به حقّ نازل نمود تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند حکم کند.»

پس مردم اختلاف کردند بعد این کتب و انبیا آمدند تا با تعیین حقوق و قوانین جزایی و کیفری «رفع» اختلاف کنند تا مردم به حقوق همدیگر تجاوز نکنند.

اما قرآن کارکردش «دفع» اختلاف است و اساسا جوری تمدن می سازد که اختلاف در آن پیش نیاید ، اختلافی هم که گفته میشود اختلاف غیر نرمال است چون قرآن می فرماید:

وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً وَاحِدَهً وَلَا یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ(هود:۱۱۸)

«اگر پروردگار تو مى‏ خواست قطعا همه مردم را امت واحدى قرار مى‏ داد در حالى که پیوسته در اختلافند.»

حرف قرآن این است که بشر تا قیامت در اختلاف است ، این که بشر در اختلاف نباشد که معنا ندارد!
اما باید روشن بشود این که گفته در اختلاف اند به چه معناست ؟

منظور این است که یعنی نمی شود دو نفر به طور کامل با همدیگر تطبیق داشته باشند و دقیقا یک جور فکر کنند چرا که این به هیچ وجه ممکن نیست ، وجود اختلاف در بشر طبیعی است، اما آن چه که باید توجه بشود این است که «اختلاف اجتماعی» یک چیز غیر طبیعی است ، یعنی در ساحت اجتماع بخواهد اصطکاک ایجاد بشود و یا درگیری باشد این معنا ندارد.

حالا سوالی که مطرح است این است که مثلا قرآن و پیغمبراکرم چه کار می کنند که انبیای قبلی نکردند؟!

برای مثال بشر در اقتضای طبیعت خودش ازدواج می کند از اول هم همین طور بوده و هر انسانی به جنس مقابل برای بقای نسل کشش داشته و رو به ازدواج آورده و این مسئله چیزی نبوده که به خاطرش دین مطرح شود و دین نیامده که دستور بدهد “برو ازدواج کن”. این که می گویند دین به ازدواج سفارش کرده است عجیب است .ببینید از زمانی که بشر بود و حتی کتاب هم نبود مسئله ازدواج میان انسانها وجود داشته است ، پس دین نمی آید سفارش به ازدواج کند ،دین می آید برای زن و مرد در قالب همسری تعریف نقش می کند ، آن هم بر مبنای عبودیت.

در امتهای قبل برای زن و شوهر متناسب با سطح فهم و ادراک و «تعقل اجتماعی» که داشتند یک سری حقوق ابتدایی درنظر گرفته شده است.

«عقل اجتماعی» از کلید واژه های المیزان است و بیان می کند که این عقل اجتماعی به مرور رشد کرده است.
این به این معناست که امت رسول اکرم از امتهای قبل ، عقل اجتماعیشان بیشتر است.

سوال پیش می آید اگر یک انسانی در امت پیغمبر به کمال برسد و یک انسانی در امت موسی !
مسلماً آن شخصی که با پیغمبر ما به کمال رسیده بالاتر است.
آیا آن شخص از امت حضرت موسی می تواند اعتراض کند که خدایا اگر مرا هم در امت پیغمبر قرار میدادی من هم همین قدر رشد می کردم!

جواب ساده است این حرف مثل این می ماند که یک بچه هفت ساله چون کلاس اول ابتدایی را شاگرد اول شده بگوید اگر من را ببرید در هجده سالگی و کنکور بدهم ، حتما رتبه یک می شوم!

هرکس به حسب استعدادها و توانایی های که خداوند به او داده اگر به آن نقطه کمالی که برایش درنظرگرفته شده است برسد هیچ تفاوتی در کارکرد اجتماعی با آن شخصِ دیگر ندارد ، چرا که هر دو به آن غایتی که برایشان در نظرگرفته شده است رسیده اند پس همان قدر این فرد تحسین می شود که فرد دیگر در جایگاه بالاتر.

اما باید توجه بشود که تفاوت است بین آن شخصی که ۱۹ساله است و رتبه ی یک کنکور شده با آن بچه ی هفت ساله ای که شاگرد اول مدرسه شده!

نکته بعد اینکه انتخاب همسر و فعل ازدواج که در همه ی ادیان تعریف شده است پس پیغمبر اکرم و قرآن چه تعریف ویژه ای از این جایگاه ارائه داده اند؟

ببینید قرآن تعریف ویژه ای در مورد همسر و ازدواج بیان می کند که این اصلا در تاریخ سابقه ندارد و جایی دیده نشده. می فرماید:

هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ …(بقره:۱۸۷)

«آنها(همسرانتان) براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس.»

در رابطه با دوران حضرت سلیمان قرآن دارد:

یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ..(بقره:۱۰۲)

«میان مرد و همسرش جدایی می افکندند.»

چندجن آمده بودند در منطقه حکومتی سلیمان و بین زن و شوهر اختلاف می انداختند و ایشان این اختلافات را درمان کردند . پس زن و شوهر و اختلاف و نزاع بوده و پیغمبر ما تنها یک تعریف جدید آن هم در کارکرد عبودیت آورده اند.

هر دینی حد و حدودش در اندازه ی آن آدمهای کاملی است که تولید می کند.

کدام مکتبی توانسته مثل امیرالمومنین(ع) و فاطمه زهرا(س) تولید کند و اینچنین خروجی هایی داشته باشد؟
اسلام سطحش سطح این افراد است و در این تراز آدم تربیت می کند. خروجی های اولیه و بالذاتش اینها هستند ، دین منعی ندارد و کم کاری از ماست ، شما اگر کاملا خودت را تطبیق بدهی با دستورات دین و با حقیقت آن پیوند بخوری ، می توانی برسی تا حد و تراز این عزیزان.

خدا رحمت کند آقای بهجت می فرمود :
از نوع دستوراتی که خدای متعال به ما داده فهمیده می شود که خدای متعال از تک تک بشر عصمت کبری را اراده کرده است .

این حرف خیلی عجیب است ، همین که به بشر گفته این کار را انجام بده اگر همه را انجام بدهد و آنهایی که گفته انجام نده را انجام ندهد انسان به عصمت می رسد ، خدای متعال از تک تک انسانها عصمت خواسته نه فقط اینکه ظلم نکنند ، هدف بالاتر از این هاست.

وقتی پیغمبراکرم فردای ازدواج امیرالمومنین و فاطمه زهرا آمد تا به آنها سربزند ، سوال جالبی پرسید، فرمود:

همسرت را چگونه یافتی ؟

این سوال خیلی عجیب است ،چون علی و فاطمه همدیگر را از قبل می شناسند پس سوال در کارکرد همسری پرسیده شده نه در شناخت… چون آنها از هم شناخت داشتند ،در زمان هجرت این امیرالمومنین بود که فاطمه زهرا را سوار بر شتر کرد و از مکه به مدینه برد و تحویل پیغمبر داد ، اینها یعنی شناخت .
پس سوال از قالب و جایگاه همسری پرسیده می شود و جواب علی (سلام الله علیه) زیباست، می فرماید:

نِعمَ العَونُ عَلی طاعَهِ اللهِ
«بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار» ( مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏۳، ص: ۳۵۶)

نگفت ظلم نمی کند ! نگفت حقوق مرا ادا می کند.
فرمود خوب کمکیست برای اطاعت خدا.

همسر در نگاه اسلام تعریفش این است که لباسی برای شماست.
لباس دو حیثیت دارد ،یک طرفش درونی است یک طرفش بیرونی.

مرحوم علامه ذیل این آیه می فرماید این از تشبیهات فوق العاده قرآن است. چون لباس از جنبه درونی محرم به همه عیوب و متصل به آنهاست و از جهت بیرونی هم دافع آسیب ها و گزندها و خطرهاست. و این تعریف یک تعریف اجتماعی است برای همسر .

پس روشن می شود که اسلام برای تک تک آدم های زندگی ما نقش و تعریف مشخص در جهت عبودیت دارد.
همسر ، همسایه ، پدر ، مادر ، فرزند ، استاد ، دوست و شاگرد… دین در ارتباط با تک تک اینها برنامه مشخص ارائه می دهد.

شما ببینید در قرآن می فرماید:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ (حجرات:۱۰)

«در حقیقت مؤمنان با هم برادرند»

کدام دینی ساختار اجتماعی را اینجور تعریف کرده است ؟!
سوره مبارکه حجرات را مطالعه بفرمایید عمده پیام این سوره نحوه زیستن ما با همدیگر است.

می گوید مومن برادر مومن است. بعد در ادامه می گوید اگر میگویم غیبت نکن نه به خاطر این است که ظلم نکنی ، من می گویم غیبت نکن چون برادرت است.

وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ …(حجرات:۱۲)

«غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید…»

برادر است چطور دلت می آید به برادرت آسیب بزنی؟ آسیب به برادرت آسیب به خودت است ، آسیب به اجتماع است. اگر آبروی اجتماعی ، او لکه دار بشود آبروی اجتماعی تو لکه دار شده است. آبروی اجتماعی تو لکه دار بشود سطح دیانت و سطح عبودیت تو پایین می آید.
شما به هم متصل اید:

الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ …

«ِ مؤمن برادر مؤمن است (آنها) همچون یک تن اند» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۱۶۶)

این میشود تعریف مهندسی خلقت و گفتیم که در این عالَم همه ترکیبات و مخلوقات نسبت به هم تاثیر پذیری و تاثیرگذاری دارند.

(شرح بیشتر موضوع و به ثمر رساندن بحث ، ان شاء الله در جلسات آینده )

دیدگاه خود را بنویسید: