۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث منبری
  • شناسه : 1448
  • 11 شهریور 1399 - 18:15
  • 1917 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

💠جلسه دوم

🔶 از آیات بسیار جالب و جامع قرآن آیه ۱۴۶ سوره مبارکه آل عمران است ، در این آیه سه ویژگی برای یاران پیغمبر ذکر شده است:

فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ(آل عمران:۱۴۶)

«پس براى آنچه در راه خدا به آنان رسید، نه سستى کردند و نه ناتوان شدند و نه تن به ذلّت دادند و خداوند صابران را دوست دارد»

سه واژه مهم در این آیه این است:

۱-وَهن
۲-ضعف
۳-استکانت

این سه واژه با هم فرق می کنند اما همه زیر مجموعه صبر هستند چراکه در آخر آیه آمده است«وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»

می دانید که صبر انواع مختلف دارد.

صبر به خاطر از دست دادن چیزی یا کسی که دوست دارید.
صبر به خاطر رخ داد و اتفاقی که خوش آیند شما نیست.
صبر بر انجام کاری که سخت است اما تکلیف آن است که انجامش دهید.
صبر در برابر کاری که نباید انجامش بدهید و….

اما صبر که در این آیه آمده است منظور صبر در برابر خستگی است ، یعنی به قولی اگر توانتان در حال از دست رفتن است و اینقدر شرایط سخت است که جانتان بر لب رسیده اگر صبر کنید ، این صبر را خدا دوست دارد.

جاهای دیگر میگوید به صابرین بشارت بده.

وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ(بقره:۱۵۵)

«وصابران (در این حوادث وبلاها را) بشارت بده»

پس معلوم میشود بعضی صبرها را خدا بشارت میدهد اما بعضی صبرها را خدا دوست دارد.

بعضی صبرها واقعا سخت است. صبر در برابر خستگی ، کم نیاوردن و جا نزدن از این نوع است.

معلوم میشود کم آوردن دست خود ماست. اگر کسی گفت نمی توانم و یا از پسش بر نمی آیم حرفش بی معنی و بی ارزش است.

اگر خدا تکلیف کرد ، اگر بلا داد صبرش را هم در آن گذاشته است باید بگردی و صبر را پیدا کنی.

خداوند بیشتر از طاقت کسی به او بلا نمیدهد.

سه واژه در این آیه آمده است به ترتیب آنها را توضیح می دهیم؛

ترتیب مهم است اول اگر “وَهن” را رد کردی “ضعف” بر تو غلبه می کند اگر از پس ضعف بر آمدی با “استکانت” رو به رو می شوی.

اکثریت ما در همان مرحله “وَهن” کم می آوریم و جا می زنیم.

تعبیر “وَهن” را قرآن راجع به تار عنکبوت به کار برده است و می فرماید:

وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ ۖ (عنکبوت:۴۱)

«و البتّه سست‌ترین خانه‌ها خانه‌ى عنکبوت است»

حالا درباره یاران پیغمبر همین تعبیر را به کار می برد و می فرماید: «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ »
یعنی اینها سست نیستند و محکم و استوارند و با بقیه ی مردم فرق دارند.

امام حسین علیه السّلام ویژگی مردم را اینطور بیان می کند:

اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛

«به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى که دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‌شوند»

می گویند شخصی بعد از چند روز از جبهه برگشت پرسیدند : چه شد؟!

گفت به ما گفتند اسلام در خطر است ، رفتیم ، دیدیم ما در خطریم ، برگشتم!

بعضی ها دین را تا جایی قبول دارند که منافعشان در خطر نباشد.

اصلی ترین عامل خستگی تعلق به دنیاست.

اینهایی که میگویند خسته ایم ، حال نداریم ، انگیزه نداریم و …بدانند انسان اگر علاقه به دنیا نداشته باشد کم نمی آورد.

علاقه های کوچک انسان را شل می کند و در مسیر حرکتشان اگر فشار زیاد شود زود خسته می شوند.

اینها به درد پیغمبر و اهل بیت نمی خورند.

آدمی که هرچی فشار بیشتر شود انرژیش هم بیشتر میشود او رفیق راه است

🔶 این آیه خیلی زیبا مومنین را توصیف می کند و می فرماید:

وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا (احزاب:۲۲)

«و همین که مؤمنان دسته‌ها (ى لشکر دشمن) را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفتند. و (دیدن لشکر مهاجم) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»

حالا ببینید قرآن در ارتباط با منافقین چه میگوید:

وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا (احزاب:۱۲)

«وآن گاه که منافقان و کسانى که در روحشان بیمارى (شکّ و تردید) بود، گفتند: خدا و پیامبرش جز وعده‌هاى فریبنده به ما ندادند»

تفاوت نگاه را دقت کنید!

مومن نه تنها نمی ترسد و شکایت نمی کند بلکه از اینکه وعده خدا محقق شده خوشحال هم هست و
میگوید خدا وعده داد جنگ می شود و تحریم می شویم و … الان با دیدن این اتفاق ها خوشحال اند که وعده خدا تحقق پیدا کرد و از طرفی ایمانشان قوی تر هم می شود.
این نگاه خاص است و جای بحث دارد.

ما منافق هنوز دشمن به او نزدیک نشده لرز میگیرد و فورا میگوید برویم با مذاکره جلوی جنگ را بگیریم!

یک آیه در قرآن هست که میگوید این که منافقین جنگ نیامدند خیلی هم خوب است اصلا بهتر که نیامدند:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مَا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ (توبه:۴۷)

«اگر (منافقان) همراه شما به جنگ بیرون آمده بودند، جز فساد، (تردید و اضطراب، چیزى) بر شما نمى‌افزودند و به سرعت در میان شما رخنه مى‌کردند تا فتنه پدید آورند.»

میگوید منافق روحیه شما را سست می کند. حضرت امام (ره) در جملاتشان می فرمایند :

«اینهایی که می گویند مردم از جنگ خسته شده اند ، کسانی هستند که خودشان یک روز جبهه نرفته اند!»

این حرف امام (ره) خیلی جالب و قابل تأمل است. همین الان کسانی که از مسائل اقتصادی و تحریم خیلی ناراحت هستند و ناله می کنند کسانی هستند که اصلا به آنها فشار هم نیامده!

گران ترین گوشی ، گران ترین ماشین و بیشترین تجمل و ریخت و پاش را دارند و بعد از وضعیت اقتصادی ناله می کنند!

بعد از آن طرف کسانی که گرفتار قرض و قسط و بدهی و گرانی ها هستند امیدوارانه میگویند ؛ بالاخره درست میشود!

فشار افزایش دلار روی مردم است اما غُرش را کسی می زند که خودش دلالی می کند و سود هم می برد.

واقعا این از عجایب است ، کمترین فشار روی اینهاست ولی زودتر از همه هم اینها خسته می شوند!

اما قرآن می گوید هرکس هر چقدر به پیغمبر نزدیکتر باشد فشار رویش بیشتر میشود اما خستگی اش کمتر است.

اصلا شنیده اید یک بار امیرالمومنین ناله کند یا بگوید خسته شدم؟ آیا کسی هم بود که بیشتر از علی تحت فشار باشد؟

فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه فرمودند: هر زمان فتنه ای شد این علی بود که وارد میدان شد ، جنگ و خون ریزی و دردش برای او بود ، نان و پست و مقام و غُرغُرش برای شما!

امیرالمومنین(ع) خطاب به مردم کوفه فرمود:

من به شما می گویم بیایید برای جنگ ، تابستان ها میگویید گرم است ، زمستان می گویید سرد!

امثال مالک که خط مقدم بودند برای جنگ اعتراضی نداشتند ، آنها که در خانه هایشان لَم داده بودند شکایت می کردند که خسته شدیم از جنگ!

بروید صحیفه امام (ره) را بخوانید انس بگیرید با آثار امام .

یکی از حرفهایی که ایشان می زند در مورد تفاوت بالاشهری ها و پایین شهری هاست[ منظور محل زندگی نیست منظور نوع منش و رفاه زدگی آنهاست.]

می گوید از این بالا شهری ها کسی جبهه نمی رود. بین آنها یک رزمنده یا شهید پیدا نمی کنید. اگر هم پیدا کنید این کسی بوده که از این خانواده بریده است.

آن وقت غرغرها مال این هاست! رای ها هم مال اینهاست و هیچ شرایطی هم برایشان قابل تحمل نیست و از همه چیز شکایت دارند.

🔶 در زمان امام حسن مجتبی (ع) فشار مردم برای نجنگیدن و اعلام خستگی آنها از شرایط موجود ، باعث شد حضرت از سر ناچار با معاویه براساس شروطی که مطرح شد بیعت کند آن وقت دوباره همین مردم امام را سرزنش کردند که تو با این صلح مایه ذلت مومنین شده ای!

خودشان در مقابل معاویه کم آوردند و عقب نشینی کردند و بعد خودشان به خاطر صلح و اعتراض ناله سر دادند.

بعضی ها فکر می کنند اگر جلو دشمن کوتاه بیایند منفعتی برایشان دارد درحالی که اصلا اینطور نیست.
باید محکم بود.

اولین ویژگی یاران پیغمبر این بود که سست نبودند.

آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم (جلد ۱۵ صفحه ۷۰۳) در ارتباط با آیه :

فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ(آل عمران:۱۴۶)

«پس براى آنچه در راه خدا به آنان رسید، نه سستى کردند و نه ناتوان شدند و نه تن به ذلّت دادند و خداوند صابران را دوست دارد»

تفاوت سه کلمه ” وَهن” ” ضعف ” و “استکانت” را اینطور بیان می کند:

وَهن ترسیدن از تهاجم دشمن است.
اسم جنگ که می آید جا می زند ، تا می گویند سایه جنگ ، فورا دست و پایش را گم می کند!
و هر چه دارد و ندارد را خودش تقدیم می کند!

دشمن تا جایی که شما برایش سود داشته باشید نگه تان می دارد ، وقتی برایش ایجاد هزینه کنید دیگر دست از حمایت شما بر می دارد.

طفلان مسلم را به بدترین نحو سر برید برد مجلس ابن زیاد تا پاداش بگیرد اما دستور داد سر خودش را هم ببرند.

حالا به این آدم بگویی برو به امام حسین کمک کن میگوید نه آنجا بروم کشته می شوم!

حماقت یعنی همین ، نمی داند اگر در جبهه حق کشته نشوی ، در جبهه باطل کشته می شوی !..

همه ی آنهایی که برای ظالم و ظاغوت نوکری کردند از این می ترسیدند که اگر ولی خدا را کمک کنند برایشان هزینه دارد.

روایت هست هر کس در کمک کردن به ولی خدا کم بگذارد خدا او را مبتلا می کند به دشمن خدا در حالی که هیچ چیز هم نصیبش نمی شود.

تا توان دارید باید از ولی خدا حمایت کنید ، و در این راه باید خستگی ناپذیر باشید ، نه سستی به خرج دهید و نه جا بزنید.

اگر این طور بود در قیامت حسرت زده نیستید

(Visited 10 times, 2 visits today)

۱ دیدگاه

  1. 😍😍😍😍🌹❤️👌

دیدگاه خود را بنویسید: