۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سخنرانی » سلسله مباحث منبری
  • ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۸
  • 694 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

شیخ مفید در الارشاد مردم کوفه را به پنج دسته تقسیم می کند که جامعه زمان امام حسن و امام حسین علیهما السلام را تشکیل می دادند:

گروههاى گوناگونى از مردم بودند، برخى شیعیان خود و پدرش بودند، و برخى از خوارج بودند که اینان هدفشان تنها جنگ با معاویه بود (اگر چه علاقه نیز بامام علیه السلام نداشتند ولى از هر راهى میسر بود میخواستند با او بجنگند) و برخى از آنان مردمانى فتنه جو و طمع کار در غنیمتهاى جنگى بودند (و میخواستند از این آب گل آلود بهره مادى ببرند) و برخى دو دل بودند و عقیده و ایمان محکمى در باره آن حضرت علیه السلام نداشتند، و برخى روى غیرت و عصبیت قومى و پیروى از سران قبائل خود آمده بودند و دین و ایمانى نداشتند

امام حسین ع با این ۵ گروه در کوفه روبه رو بودند، البته بخش اعظمی از مردم کوفه را نیز موالیان تشکیل می دادند که جزو عوام جامعه بوده و دارای تحلیل سیاسی درستی نبودند؛ برای بررسی چگونگی عملکرد این موالیان در ماجرای کربلا لازم است بررسی کوتاهی بر زندگی آن ها در کوفه داشته باشیم:

این طبقه در زمان حکومت خلیفه دوم از حقوق اجتماعی محروم شدند ، ارث نمی بردند ، دارای مقرری مشخصی نبودند و تبدیل به شهروندان درجه ۲و ۳ شده بودند، اما در زمان حکومت امیرالمومنین، ایشان همه را برابر اعلام کرد و تبعیض و اختلاف طبقاتی را از میان برداشت؛ امیرالمومنین نصف بیت المال را بین عرب ها و نصف دیگر را بین موالیان تقسیم کرد که همین ها باعث اعتراض گسترده طبقه اشرافی کوفه شده بود.

بعد از امیرالمومنین و در زمان معاویه، اوضاع موالیان تغییر کرد، معاویه حقوق آن ها را از سالی ۱۰۰۰۰ درهم به ۱۵ درهم رسانید! و دستور تبعید آن ها را به مناطقی مثل خراسان و بصره صادر کرد.

با وجود اینکه این موالیان تفاوت حکمرانی بنی امیه و بنی هاشم را در طول این سال ها دیده بودند اما باز هم در زمان امام حسین ع ، به دفاع از ایشان برنخواسته و اکثرا ساکت نشستند، زیرا همان طور که ذکر شد این ها از عوام محسوب می شدند و بیشتر منتظر بودند تا واکنش فرماندهان خود را ببینند، افرادی مثل عبیدالله بن حر جعفی، که این ها هم اکثرا عافیت طلب بودند و خودشان را خرج نمی کردند.

جمعیت زیادی همراه اباعبدالله ع از مکه به سمت کوفه به طمع به دست آوردن منصب و جایگاهی در حکومت، ایشان را همراهی می کردند، اما در منطقه “زباله” و بعد از شنیدن خبر شهادت مسلم ، امام حسین طی سخنانی فرمودند که این کاروان شهادت است و هر کس که آماده بذل خونش در راه دین است با ما همراهی کند. (نزهه الناظر و تنبیه الخاطر،ص۸۶)؛ بعد از این سخنان قسمت عمده ای از سپاه امام از ایشان جدا شدند و اباعبدالله با سپاهی حدودا ۱۰۰ نفره به راه خود ادامه دادند.

به تعبیر دکتر علی الوردی یکی از نویسندگان معاصر عراقی، جامعه کوفه ” المجتمع المزدوج” است. به این معنا که این جامعه دچار دوگانگی رفتاری با دو دسته سیاستمدار است. دسته اول آن هایی هستند که با کرامت با مردم رفتار کرده و مردم آن ها را دوست دارند و دسته دوم کسانی هستند که با شدت و زور و کشتار با مردم رفتار میکنند و مردم به آن ها احترام می گذارند؛ کوفیان در برخورد با دسته اول از سیاستمداران دست به طغیان زده و ممکن است آن ها را بکشند، اما در مقابل دسته دوم همیشه خاضع و ذلیل اند!

این تحلیل درواقع، بیان روشنی از جمله (قلوبهم معک و سیوفهم علیک) است که از اوضاع کوفه به امام حسین گفته شد؛ درواقع جامعه کوفی صفت، همیشه با علی ع و آل او که با کرامت انسانی با آن ها رفتار می کند چنین رفتاری داشته اما با حاکمان خون ریزی که هیچ گونه مشروعیت و حقانیتی نداشتند، تنها به دلیل زور و قدرتشان برخورد ذلیلانه ای داشتند.

دیدگاه خود را بنویسید: