۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اسلایدر » عکس
  • شناسه : 5201
  • ۱۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۱:۲۲
  • 289 بازدید

سه سکانس از زندگی

امام صادق علیه السلام

در سه اپیزود!

معلّی بن خنیس: امام صادق علیه السلام در شبی که باران نم نم می‌بارید، منزل خود را به قصد صُفّه (سایبان) بنی ساعده ترک کردند. من به دنبال آن حضرت به راه افتادم. ناگاه چیزی از دستشان افتاد، فرمود: بسم الله،خدایا آن را به ما برگردان. من خود را به ایشان رساندم و سلام کردم.
فرمود:تویی معلّی؟ عرض کردم:آری، فدایت شوم.
فرمود با دستت جستجو کن و اگر چیزی یافتی آن را به من بده.
من تکه های نان پراکنده ای را پیدا کردم و آن را به طرف حضرت بردم که به ایشان بدهم. دیدم انبان نانی بر دوش دارد.

عرض کردم:فدایت شوم،اجازه می‌دهید من حملش کنم؟
فرمود: نه، من خود سزاوارتر به این کارم؛ اما با من بیا.
به صُفه بنی ساعده رسیدیم، دیدیم عدّه ای خوابیده اند. حضرت زیر جامه هر یک از آن ها یکی دو گرده نان می‌گذاشت تا به آخرین نفر آن ها رسید.آن گاه برگشتیم. من عرض کردم:فدایت شوم، این ها حق را می‌شناسند؟(به امامت شما معتقدند)؟
فرمود:اگر می‌شناختند، آرد هم به آن ها می‌دادیم.
ثواب الاعمال، صفحه۱۷۳

سکانس اول

ابوعمرو شیبانی:
امام صادق علیه السلام را دیدم که در دستش بیلی بود و پیراهنی ضخیم بر تن داشت و در بوستان خود کار میکرد و عرق از پشت او سرازیر بود. عرض کردم: فدایت شوم، اجازه بدهید من جای شما کار کنم.
فرمود:من دوست دارم که مرد، برای تامین معیشت خود، در گرمای آفتاب اذیّت شود.

الکافی، جلد۵، صفحه ۷۶

سکانس دوم

یکی از دوستان امام صادق علیه السلام به نزد حضرت آمد و به حضرت و پسرشان اسماعیل که همراه حضرت بود سلام کرد.نزد حضرت نشست.
حضرت از جا بلند شدند و به سمت منزل حرکت کردند. او نیز به همراه حضرت حرکت کرد. امام صادق علیه السلام به در منزل خود رسیدند. وارد خانه شدند و مرد را در بیرون منزل رها کردند.

اسماعیل به حضرت عرض کرد:
پدرجان! ای کاش او را به منزل تعارف می‌کردید!
حضرت فرمودند:موقعیت من برای ورود او به منزل فراهم نبود!
اسماعیل گفت:پدر!شما تعارف هم می‌کردید او وارد نمی‌شد!
حضرت فرمودند: پسرم! من خوش ندارم که خدا نام مرا در زمره “زیاده تعارف کنندگان” ثبت کند.

المحاسن ، ج۲ ، صفحه۴۱۷

سکانس سوم

۲ دیدگاه

  1. باسلام وخداقوت به جناب آقای امینی خواه،وتشکر بابت تفسیر کتاب آنسوی مرگ ،این تفسیر به من خیلی کمک کرد چون من تازه دخترم را ازدست داده ام ومیخواستم بپرسم قرار بودبرزخ کودکان راهم تفسیر کنید وان شاا… چه موقع این کار انجام میشود

    • با سلام و احترام، سلسله جلسات سه دقیقه در قیامت که به پایان رسیده است، انشالله اگر فرصت مهیا باشد و زمان اجازه دهد شاید در آینده در مناسبت های بعدی در این مورد صحبت کنند.

دیدگاه خود را بنویسید: