۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اسلایدر » سخنرانی » سلسله مباحث منبری
  • شناسه : 3772
  • ۰۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۳:۲۱
  • 1217 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

بسم الله الرحمن الرحیم

متن سخنرانی فاطمه سلام الله علیها و افکار عمومی، جلسه دوم :

طرح دو سوال اساسی در جنگ نرم

یک سوال بسیار مهم که در جنگ نرم مطرح می شود، این است: در فضای جنگ نرم و درگیری رسانه ای، چه زمانی باید حرف زد و چه زمانی باید سکوت کرد؟ چه کسی  باید حرف بزند و چه کسی باید سکوت کند؟ این دو سوال بسیار مهم است.

هرکسی نباید حرف بزند و در هر زمانی هم نباید حرف زد. موضع گیری از هر کسی لزوما گره گشا نیست و این موضع گیری در هر وقتی هم کارساز نیست. بعضی با سکوتشان کمک می کنند و بعضی با سخن گفتن.

دوستان طلبه درباره ی مراجع معظم تقلید می پرسند: موضع گیری در مباحث سیاسی داشته باشند یا نه؟ عرض کردم همیشه اینگونه نیست که از همه بخواهیم در مورد یک مسئله موضع گیری کنند. گاهی برخی اشتباه می کنند و تلقی آنها غلط است. می خواهند مراجع را به موضع گیری سوق دهند، در حالی که همیشه لازم نیست. بعضی با سکوتشان کمک می کنند. بعضی همین که موضع نمی گیرند خودش کمک است. لذا بعضی را باید دعوت کرد به اینکه موضع نگیرند. در مسائل ورود نکنند. جایگاه افراد متفاوت است. افراد متفاوت هستند. نهادهای فکری متفاوت هستند. ادبیات متفاوت است. بعضی ادبیاتشان همه فهم نیست. گاهی اگر چنین افرادی سکوت کنند بهتر است.

زمان حاضر را باید شناخت. چگونه در جنگ سخت شما باید نقشه را کشف کنی بعد بجنگی؛ در فضای جنگ نرم هم وضعیت به همین شکل است. اول باید نقشه ی دشمن کشف شود.

فرض کنید شما در یک جنگ سخت نظامی هستید. طرح دشمن این است که مثلا فلان جا را بمب باران کند. شما تجهیزاتت را می آوری و از آن جا حمایت می کنی. آنگاه آن مرکز اصلی، آن مرکز تاسیسات، آن مرکز تسلیحاتت خالی می شود. به این نوع حمله، عملیات ایذایی یا عملیات سریع می گویند.

خیلی وقت ها دشمن چنین قصدی دارد. عملیات سریع دارد. یک جای دیگر را می زند تا حواست پرت شود. می خواهد جبهه را عوض کند. اولویتت را تغییر دهد تا زمین را جابجا کنی. در این مواقع نباید جابجا شوی. زمین را باید بگذاری و رها کنی.

دقت کنید! به عنوان مثال در این بمب گذاری ها، ابتدا یک بمب صوتی منفجر می کنند، تا مردم جمع شوند. وقتی که مردم جمع شدند تازه عملیات انتحاری را انجام می دهند و بمب اصلی را منفجر می کنند. خیلی وقت ها حمله دشمن برای اینست که افراد را در جایی که نباید جمع شوند، جمع کند. آن بمب صوتی وقتی منفجر شد، کسی نباید اعتنا کند. اینجا همان جایی است که نباید اعتنا کرد. باید سکوت کرد. نباید موضع گرفت. یک حرفی به یک کسی می زنند تا همه بعد از او موضع گیری کنند و آن مسئله ی اصلی فراموش شود. طراحی می خواهد. نقشه مهم است.

فهم نقشه، ویژگی انسان با بصیرت

فرق آدمی که بصیرت دارد با آدم بی بصیرت اینست که نقشه را تشخیص می دهد. در بسیاری از موارد آدم ها خالص اند ولی بصیرت ندارند. نمی فهمند. نمی دانند که این الان در نقشه ی ما نیست. این الان اصلا اولویت ما نیست. این الان اصلا مسئله ی ما نیست.

 برای چه ایستادی اینجا را میزنی؟ به این خاطر که صدای توپ و تفنگ شنیدی؟ اینجا الان میدان ما نیست. برای چه نیروها را هدر می دهی؟ چرا اینجا آدم ها را می سوزانی؟

در جنگ نرم، باید نقشه را تشخیص داد. اینکه طرحش چیست؟ طراحی نقشه نسبت به یک عده اینست که حرف بزنند اما عده ی دیگر نباید حرف بزنند. اگر شما را بگونه ای طراحی کرده که الان، اگر حرف بزنی خوب نیست، در اینجا باید سکوت کنی.

علت سکوت حضرت علی علیه‌سلام و سخن گفتن فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

تفاوت کار امیرالمومنین علیه‌سلام با فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها همین است.

نقشه ی دشمن این بود که کاری کنند تا حضرت علی علیه‌سلام حرف بزند اما فاطمه سلام‌الله‌علیها ساکت باشد. اگر حضرت علی علیه‌سلام حرف می زدند، دشمن راحت می توانست دوقطبی ایجاد کند. زیرا کینه و کدورت از علی علیه‌سلام زیاد است. انگیزه زیاد است.

راحت می توانستند این ها را در مدینه فعال کنند. بلاخره بعضی از مردم از دست امیرالمومنین علیه‌سلام کم زجر نکشیدند. در جنگ ها خیلی از مردم نزدیکانشان را از دست داده بودند. بعضی اهل قریش بودند، که جنگ بدر و اُحد و غیره داشتند. آن ها بعد تر در فتح مکه مسلمان شدند. عده ای از مردم مادر، پدر، عمو، عمه یا دایی خود را در جنگ هایی که به فرماندهی امیرالمومنین علیه‌سلام بود از دست داده بودند. اقوام درجه یکشان توسط امیرالمومنین علیه‌سلام کشته شده بود.

در دعای ندبه دقت کنید:

(قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنَادِیدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاهَشَ ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَاداً بَدْرِیَّهً وَ خَیْبَرِیَّهً وَ حُنَیْنِیَّهً وَ غَیْرَهُن‏)[۱]

این کینه ها را با خودشان داشتند. طرح این بود که امیرالمومنین علیه‌سلام حرف بزنند و موضع بگیرند. اگر حرف می زدند دیگر تمام بود. لذا حضرت علی علیه‌سلام ساکت شدند.

حال بعضی نادان ها می گویند: چرا امیرالمومنین علیه‌سلام پشت درب نیامد؟

اصلا نقشه دشمن همین بود که حضرت به پشت درب بیایند و درگیر شوند. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بازی را به هم ریختند. برای همین هم طرف عصبانی شد و آن ماجرا را به بار آورد.

به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می گفتند: تو محترم هستی. اصلاً تو نباید وارد این بازی شوی. تو باید ساکت بنشینی کنج خانه ات.

شما می دانید که تا وقتی پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ زنده بودند، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حتی برای نماز جماعت پشت سر پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ از خانه بیرون نمی آمدند. بعضی ها تعجب می کنند. مگر خانه ی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها چقدر با مسجد فاصله دارد؟ مدینه رفتید؟ انشاءالله مدینه می روید و می بینید. خانه ی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها جزئی از مسجد پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ است. در زمان حاضر، نماز جماعت به خانه ی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها متصل است. فاصله ی خانه ایشان تا مسجد، یک قدم بوده اما حضرت برای نماز بیرون نمی آمدند. در خانه نماز می خواندند. [۲]

اولویت و ترجیج ایشان چه بود؟ در آن روایت معروف، پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ سوال کردند: برای زن ها چه چیزی بهتر است؟ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمودند: (أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ)[۳] مردها را نبینند و مردها هم آن ها را نبینند.

حضرت مشکل زنانه هم که نداشتند. در طول عمر چنین مشکلی نداشتند که بگوییم به خاطر ایام خاص، مسجد نرفتند. از این بخش های زندگی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نباید الگو گیری کنیم و بگوییم پس خانم ها نماز جمعه نروند، راهپیمایی نروند؟ خیر، مسائلی بوده که اکنون محل طرح آن نیست.

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و خطبه خوانی در مسجد

دشمنان با خود می گفتند: حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تا به حال مسجد نیامدند و در آن جا نماز نخواندند. پس به راحتی می توانیم او را مدیریت کنیم. اما یکدفعه دیدند او به مسجد آمده و سخنرانی می کند و با این سخنرانی بازی آن ها بهم ریخت.

اصلا طرح دیگری داشتند. نقشه این بود که فاطمه سلام‌الله‌علیها ساکت بماند. می گفتند کاری می کنیم که ساکت بماند. علی علیه‌سلام را به حرف می آوریم. اگر علی علیه‌سلام حرف بزند، فضا تند می شود. رادیکال می شود. از داخل حرف های او تیتر و سوژه بیرون می آوریم. یک خس و خاشاکی از داخل کلماتش بیرون می کشیم و جمعیت را به هم می ریزیم.  فضا تند و حساس می شود و به جان هم می افتند.

اما امیرالمومنین علیه‌سلام سکوت کرد. حضرت خیلی وقت ها سکوت می کردند. نکته ی جالب در اینست که حضرت را بگونه ای ترسیم می کنند که بعضاً فکر می کنند حضرت علی علیه‌سلام اول شمشیر می زدند بعد می ایستادند و صحبت می کردند. بعضی دوست دارند مدل اقتدار حضرت را اینگونه نشان دهند. حضرت بزنند، اعدام کنند. ببرند. داداش! آن رضا شاه بود که اینگونه بود. اشتباه گرفتی! آن کسی که در تصور توست رضا شاه است.

من بعضی جاها مثل همین مشهد یا جاهای دیگر، درباره ی سیره ی حضرت بحث می کردم. بعضی می گفتند: تو حضرت علی علیه‌سلام را در ذهن ما خراب می کنی! از امیرالمومنین علیه‌سلام یک چهره ی ضعیف می سازی، درحالی که حضرت در ذهن ما یک شخصیت قوی است. جواب او چیست؟ حتی خود من وقتی قرآن می خواندم با خود گفتم: چرا خداوند اینقدر حضرت هارون را ضعیف نشان می دهد؟ همیشه برای من سوال بود. حضرت موسی علیه‌سلام بیایند و موها و ریش های حضرت هارون را بکشند و سر او داد بزنند؟[۴] خدایا با پیامبرت داری صحبت می کنی؟ مردم قرآن می خوانند. زشت است! بد است! شما درباره ی پیامبرت اینگونه صحبت می کنی؟

تشبیه حضرت علی علیه‌سلام به هارون در روایت نبوی  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ

بعد در روایات دیدم که پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ به حضرت علی علیه‌سلام می فرمایند: (أنتَ مِنّی بِمَنزلهِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی).[۵] پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ می فرمایند، هر وقت در قرآن کریم از حضرت موسی علیه‌سلام یاد شده، منظورش من هستم و هر وقت از هارون یاد شده منظور علی  علیه‌سلام است. نقشه را بگیرید. نقشه دستتان باشد.

طرح برای هارون چه بود؟ گفتند موسی علیه‌سلام می رود و هارون می ماند. اما دست هارون مثل موسی علیه‌سلام باز نیست. آن شرایطی که موسی علیه‌سلام داشت را هارون ندارد. سامری را عَلَم می کنیم. بعد هارون حرف می زند. آنگاه او را می کشیم. منتظر بودند که هارون حرف بزند. نقشه این بود. وقتی حضرت موسی علیه‌سلام برگشتند، هارون را توبیخ کردند. فرمودند: این چه وضعی است؟ موهایش را کشیدند. ریش هایش را کشیدند. این چه وضعی است؟  من ۱۰ روز نباشم این ها گوساله بپرستند؟ هارون چه جواب داد؟

وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونی‏ مِنْ بَعْدی أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی‏ وَ کادُوا یَقْتُلُونَنی‏ فَلا تُشْمِتْ بِیَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنی‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ[۶]

(کادُوا یَقْتُلُونَنی) در جلسه عزیزان و سروران هستند. ما درس پس می دهیم. وقتی کاد قبل از فعل مضارع قرار بگیرد، به این معنی است که گویا همه ی مقدمات آماده است. یعنی هیچ فاصله ای ندارد. همه ی مقدمات آماده است. (کادُوا یَقْتُلُونَنی) یعنی همه زمینه ها برای قتل من آماده بود. منتظر بودند من یک کلمه حرف بزنم. پازل را اینگونه چیده بودند.  استدلالی که حضرت هارون می آورند موسی علیه‌سلام را قانع می کند. این است که می گویند برادر، این ها اول من را ضعیف کردند و آن بزنگاه ها را از من گرفتند. یا آن آدم حسابی ها را که می توانستند حرف بزنند ساکت کردند. این جنگ نرم است. روش های آن متفاوت است. ضعیف کردن روش های مختلفی دارد. بعد منتظر بودند خودِ من یک کلمه حرف بزنم تا من را هم حذف کنند. من با سکوتم اوضاع را نگه داشتم. اگر حرف می زدم دیگر هیچ چیز نمی ماند. من اگر حذف می شدم نوبت به حزب اللهی های پای رکاب تو می رسید. همه را حذف می کردند. می جنگیدند و از دین هیچ چیز باقی نمی ماند.

جنگ نرم در دوران امام رضا علیه‌سلام

اوضاع دوران امام رضا علیه‌سلام هم اینگونه بود. در دوران امام رضا علیه‌سلام شرایط به شکلی بود که مردم، حتی نفهمیدند امامشان شهید شده. اوضاع برعکس موسی بن جعفر علیه‌سلام بود. ببینید! دو امام و دو واکنش کاملا متفاوت هستند. سیره ی اهل بیت نکات عجیب و غریبِ زیادی دارد.

موسی بن جعفر علیه‌سلام را در زندان می کشند. بعد می گویند حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفتند. شیعیان آمدند تا امام را ببرند و تشییع کنند. جسد امام به حرف آمد و فرمودند: من را کشتند. من به مرگ طبیعی از دنیا نرفتم.[۷] دقت کنید! امام رضا علیه‌سلام را با آن همه طرفدار، می کشند اما حضرت جریان را به گونه ای اداره می کنند که کسی نفهمد. حضرت به شهادت رسیدند اما همه گمان کردند به مرگ طبیعی از دنیا رفتند. عجیب است! عجیب نیست؟

نقشه دشمن در یک جا اینست که آدم را به حرفت بیاورند و در یک جا ساکت کنند.

البته می دانید در کل یک نفر با خبر شد که حضرت را کشتند، آن هم اباصلت بود. حال برای بعضی سوال است که اباصلت چه شد؟ اباصلت از همان لحظه ای که امام رضا علیه‌سلام را برای دفن بردند، تا یکسال و نیم بعد زندانی بود.[۸] این ماجراهایی که بعضی نقل می کنند هم نبود. خیلی از این ها را نمی دانم از کجا می آورند؟ بعضی از این روضه ها و اینکه مردم خراسان آمدند. گلباران کردند. تشییع جنازه کردند. این ماجراها چیست؟

شبانه و مخفیانه امام رضا علیه‌سلام را به سرداب بردند و دفن کردند. (فَتَفَرَّقَ النَّاسُ وَ غُسِّلَ أَبُو الْحَسَنِ فِی اللَّیْلِ وَ دُفِنَ)[۹] بعد بیرون آمدند و خود مأمون اعلام عمومی کرد و ختم گرفت. (فَجَلَسَ الْمَأْمُونُ لِلتَّعْزِیَه)[۱۰] ولیعهد ما از دنیا رفت. مردم می آمدند و به مامون تسلیت می گفتند. آقا تسلیت ولیعهدت از دنیا رفته! با اینکه مردم اگر می فهمیدند حضرت شهید شده، شورش می کردند و اگر شورش می کردند دیگر هیچ چیز از شیعه باقی نمی ماند. عمال مأمون همه را درو می کردند.

چرا رهبری سکوت کردند؟

امیرالمومنین علیه‌سلام سکوت کرد. ولی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حرف زد. درست همانطور که هارون سکوت کرد ولی موسی علیه‌سلام حرف زد. هارون دربرابر سامری سکوت کرد. وقتی حضرت موسی علیه‌سلام از او پرسید: چرا سکوت کردی؟ جواب داد اگر حرف می زدم همه به جان هم می افتادند. باید سکوت می کردم. ماجرا این است. پازل را باید تشخیص داد. باید فهمید که در هر موقعیت چه کاری باید انجام داد؟

 مثلا یک سوال رایج این است که چرا رهبری سکوت کردند؟ چرا چیزی نمی گویند؟ چرا موضع نمی گیرند؟ چرا چند نفر از این مسئولین را تنبیه نمی کنند؟ چرا …

جواب اینست که: اولا این حرف ها سر و ته ندارد. این عبارتِ (چیزی نمی گویند) یعنی کجا نمی گویند؟ به خود مسئولین نمی گویند؟ یا در خیابان نمی گویند؟ به مسئولین که ۱۰۰ بار می گویند. خود مسئولین هم خبر می دهند. گاهی خیلی تند می گویند. پس آقا چیزی گفتند که این ها خبر می دهند. اگر منظورت اینست که چرا در تلویزیون به دوربین نگاه نمی کنند و بگویند: آن مسئول فلان فلان شده چرا کار نمی کند؟ به این دلیل است که در این صورت همان قدری هم که احتمال می رود یک مسئول کار کند همان اندازه هم از بین می رود. اگر ۱۰ درصد آن مسئول احتمال کارداشته باشد همان ۱۰ درصد هم از بین می رود. از طرف دیگر خیلی وقت ها اصلا نقشه اینست که آقا را به حرف بیاورند.

در ماجرای برجام یادتان هست؟ مدام پیام تبریک می فرستادند. منتظر بودند آقا نظر بدهد. درآن زمان همه موافق برجام بودند. مردم در خیابان ها می زدند و میرقصیدند. دو حالت داشت: یا می فرمودند کار خوبی است. دمتان گرم. در آنصورت وقتی گندش بلند می شد، ایشان هم شریک بودند و یا اینکه می فرمودند کار خوبی نیست. اشتباه کردید. در اینصورت مردم را مقابل آقا قرار می دادند.

نقشه را ملاحظه کنید. خیلی ظرافت و ذکاوت می خواهد. بعد شما ببینید مسئولین لشگری نامه می دادند و تبریک می گفتند! چند روز بعد رهبری فرمودند: چرا برای من نامه ی تبریک می فرستید؟ یعنی چه؟ مگر الان چه شده؟ فرمانده ی فلان جا برای رهبری نامه ی تبریک فرستاده بود.[۱۱] مبارکتان باشد! یا دیدید بعضی از این شیادان سیاسی به مناسبت های مختلف به رهبری تبریک می گویند؟ این همان تحریک افکار عمومی است.

رفقای مرا انداختی زندان، چه کار می خواهی بکنی؟ هر چه که می گویم تو حرف خودت را می زنی، هنوز جواب قبلی ها را ندادی. تحریک افکار عمومی و قرار دادن یک موضوع در معرض افکار عمومی، یک شگرد است. در مقابل این شگرد یا باید حرف زد و یا باید سکوت کرد. اما در چنین فضایی اگر سکوت کنی هم ضرر است. بالاخره او تو را در شرایطی قرار می دهد که هم حرف زدن برایت خسارت باشد و هم سکوت. بازی دادن یعنی همان مظلوم واقع شدن، ولی این مدلی است.

أین عمار؟

فقط هم مخصوص دوران سقیفه نبود. بعد که امیرالمومنین علیه‌سلام به حکومت رسیدند هم ماجرا از این قرار بود. خیلی مواقع به امثال مالک می گفتند: این موضوع را تو بگو. چرا حضرت عمار را خیلی دوست داشتند؟ یکی از ویژگی های عمار این بود که آن حرف هایی که حضرت علی علیه‌سلام نمی توانستند بزنند را عمار می زد. نقشه این بود که از علی علیه‌سلام حرف بیرون بکشند. امیرالمومنین علیه‌سلام نباید این نقشه را پیاده می کرد. معاویه دوست داشت علی علیه‌سلام یکسری حرف ها را بزند اما امیرالمومنین علیه‌سلام این حرف ها را نمی زد. بلکه به عمار می سپردند تا بگوید.[۱۲]

یا در همین ماجرای مدینه. یک سری از حرف ها را حضرت نمی گفتند. سلمان می گفت. سلمان خطبه های خوبی خواند[۱۳] اما اصل حرف ها را حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها گفتند. پس آنچه مهم است اینست که چه کسی حرف بزند؟ چه بگوید؟ در چه زمانی بگوید؟ شناخت این مطلب خیلی مهم است.

چگونه بصیرت پیدا کنیم؟

آقا یک راهکار بده. از کجا بفهمیم که چه کسی  و در چه زمانی باید حرف بزند؟

این حرف ها را اگر۱۰ سال پیش می زدیم، ممکن بود یک عده بگویند به ما چه ربطی دارد؟ ما مگر کارگردان یا تهیه کننده یا فیلمساز هستیم؟ این حرف ها به ما ربطی ندارد. شاید این حرف ها ۱۰ سال پیش جا نداشت. ولی الان همه اهل رسانه هستند. در این تلگرام، اینستاگرام و توییتر، همه در حال تولیدند. الان موج دست مردم است. از اینکه رهبری هم فرمودند در فضای مجازی با شایعه مقابله کنید، معلوم شد که دیگر کار دست خود ماست.[۱۴] کاملا بار را بر روی دوش مردم گذاشتند. این شگردها و مدل ها را باید همه بلد باشیم.

 اصلا کدام شایعه را باید جواب داد و کدام شایعه را نباید جواب داد؟ فرمول دارد. دشمن دوست دارد تو به بعضی از شایعه ها جواب بدهی تا آن شایعه پخش شود، در حالی که چنین شایعه ای نباید پخش می شد.

شما می توانید در مواضع خود رهبری دقت کنید. در بعضی موارد یک نفر یک کاری می کند و در همه جا پخش می شود اما رهبری سکوت می کنند و هیچ چیز نمی گویند. بر عکس در بعضی موارد می بینیم یک معلمی در یک دبیرستانی غلطی کرده و هنوز مردم باخبر نشدند، اما رهبری پیام می دهند و به رئیس قوه ی قضاییه دستور می دهند که سریع برخورد کند.[۱۵]

دقت کنید! فرمول دارد. یک بخش این فرمول همان طراحی است، نقشه است. که اینجا حرف زدن خاصیت دارد یا نه؟

رهبری و جنگ نرم

حال جالب است، این هم از مصیبت ها است. رهبری را سانسور می کنند! مثلا زمانی که رهبری فرمودند: من فلان جا فلان کار را کردم،  اشتباه کردم.[۱۶] بعد دفتر رهبری که باید این را منتشر کند سانسور می کند. بعد یکی از اهل جلسه می آید و سخن رهبری را توییت می کند تازه آن موقع، دفتر رهبری می گوید شایعاتی پخش شده.

اصلا همان جایی که سانسور کردید قضیه چه بود؟ قشنگ می شود یک کسی را لکه دار کرد. چقدر هنرمندانه یک کسی را نابود می کنند. علاوه بر آن، این سخن چقدر مهم بوده. الان فرصت نیست درباره ی آن تحلیل کنیم. سانسور کردن آن چه حماقتی بود! چقدر آن حرف می توانست جریان ساز باشد. رهبری فرمودند من اشتباه کردم فلان کار را انجام دادم. خیلی حرف درآن هست. خیلی نکته دارد.

قبل از این که دفتر رهبری اعلام کند، شبکه من و تو این قسمت را منتشر کرد. در کانال من و تو این پیام را گذاشته بودند. کانال من و تو اینگونه است که مخاطب می تواند پایین هر مطلب لایک و دیس لایک کند. معلوم است که اکثر مخاطبان این شبکه چه کسانی هستند. وقتی این جمله ی رهبری را گذاشته بود که من فلان جا اشتباه کردم. (ببنید چقدر جالب است! فرمول را ببینید!) پایین آن مطلب مثلا ۵۰ نفر لایک کرده بودند و۷۰۰ نفر دیس لایک کرده بودند.

رهبری فرمودند من اشتباه کردم بعد ضد انقلاب از این جمله ی رهبر عصبانی می شوند! در چنین وضعیتی دفتر رهبری سخنان را سانسور می کنند. ما الان با این چه کار کنیم! نقشه را نمی فهمند. پازل را نمی فهمند. اینکه رهبری می گویند من اشتباه کردم، با این حرف، دشمن را محدود کردند. طرف هیچ چیز نمی تواند بگوید. می گویی باب اتهام به رهبری چرا بسته است؟ بیا همین مسئله را نگاه کن. می دانید چقدر اتفاقات بعدش می افتد؟ می خواهند بگویند در کشور خفقان است. اما رهبری خودشان می گویند من اشتباه کردم.

دیگر بعد از آن چگونه می خواهی نقد کنی؟ اگر نقد کنی خودت ۳ هیچ میبازی. رهبری خودشان زمینه ی نقد را درست می کنند تا همه بفهمند که ترسی از نقد ندارند. اگر نقد کنند هم به نفع جمهوری اسلامی است. ببینید آقا چقدر قشنگ می شناسند! چقدر قشنگ تشخیص می دهند! فرزند فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها است. خون فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها در رگ های ایشان جریان دارد.

فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و تخریب نقشه دشمن

 فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها زمین را تعریف می کنند. دشمن می گوید بیا فلان جا دعوا کنیم. اما فاطمه سلام‌الله‌علیها می فرماید بیا سر فدک بحث کنیم. جواب بدهید که با چه استدلالی فدک را گرفتید؟ آن ها می گویند: اصلا دعوای ما سر این نیست. دعوای ما سر این است که علی علیه‌سلام جوان است.

دقت کنید! زمین یک زمین دیگر است. افکار عمومی هم کاملا پذیرفته است. یکی نفر داریم که ۳۰ سالش است و یکی ۷۰ ساله. کدام یک تجربه ی بیشتری دارد؟ می بینید؟ افکار عمومی را به زمین خودش آورده. همه هم می گویند: راست می گوید.

این تعبیر را در روایات دیدم. بعضی از آدم های خیلی موجه، به امیرالمومنین علیه‌سلام گفتند حالا این ها هم راست می گویند. شما جوان هستی. دور بعد انشاء الله می آیی. الکی دعوا راه نیانداز. این سن و سالش زیاد است. می افتد و می میرد. تو هم جوانی. بگذار حکومت چند سالی دست این ها باشد تا فتنه بخوابد. سر و صداها بخوابد.[۱۷]

بعضی ها نفهم هستند. تشخیص نمی دهند. اصلا نمی فهمند ماجرا چیست؟ دشمن دو قطبی را بین علیِ جوان و بی تجربه و فلانیِ سالخورده و با تجربه قرار می دهد. ولی فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها دوقطبی را عوض می کنند. چرا دو قطبی سر این نباشد که علی علیه‌سلام عالم به قرآن است و فلانی جاهل. چقدر قشنگ است!

 بعد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمود این که گفتی خلاف قرآن است. این سخن را از کجا گفتی؟ پدر من به تو گفته ما انبیا ارث نمی گذاریم؟ پدر من چیزی به تو گفته در حالی که به من (که دخترش بودم) نگفته؟[۱۸] چقدر قشنگ افکار عمومی را مدیریت می کنند! چقدر شفاف، محسوس و ملموس سخن می گویند! ما بودیم چه می کردیم؟

شواهد نشان می دهد تو با سفارت اسرائیل در ارتباطی. دختر شما سه هفته پیش با فلان یهودی چه دیداری داشته؟ بعضی از روزنامه ها و مقالات، بعضی تیترها، دائما ختم به سفارت انگلیس و آمریکا می شود. ملموس سازی این ها در این حد است. می گویند: ببینید فلانی با چه کسی دیدار کرده! چرا یک عده سطح فکر مردم را نابود می کنند؟ از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها یاد بگیرید. پازل را چگونه تعریف می کنند؟ می فرمایند مگر شما قرار نیست خلیفه پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ باشید؟ خلیفه پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ کسی است که حرف پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ را بداند. این حرف هایی که در مورد ارث می زنید را پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ کجا فرمودند؟ (حالا چقدر قشنگ! یک وقت ادعاست. اما یک وقت به طور ملموس برای مردم جا می افتد.) شما به عنوان خلیفه پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ این حرف را می زنید؟ این حرفی که شما زدید خلاف قرآن است. می‌شود پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ یک حرف خلاف قرآن بزند؟ قرآن می گوید انبیا ارث می گذارند. شما می گویی پدر من فرموده ما انبیا ارث نمی گذاریم؟ مگر می شود پدر من خلاف قرآن حرف بزند؟[۱۹]

بعد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می فرمایند: تو که سواد قرآنی نداری می خواهی خلیفه ی پیامبر شوی؟ اصلا دوقطبی برمی گردد در مورد این مطلب که تو اصلاً صلاحیت داری خلیفه ی پیامبر شوی؟ چقدر شفاف و ملموس موضع را عوض می کنند! پس اینکه چه زمانی حرف بزنی و در کدام زمینه حرف بزنی مهم است.

نقشه جنگ نرم در مورد حجاب

من به مسئولین دانشگاه می گفتم: بنده در دانشگاه بابت حجاب به کسی تذکر نمی دهم. درباره ی حجاب سخنرانی می کنم، ولی تذکر نمی دهم. یک عده هم ناراحت می شوند. بعضی از اساتید دانشگاه به ما اعتراض می کردند. می گفتند: شما یک سخنرانی محکم درباره ی حجاب نکردی. چند جمله برای حجاب به ما بده تا به در و دیوار دانشگاه بزنیم. گفتم بنده این کار را نمی کنم.

اولا که اگر درباره ی حجاب سخنرانی کنم، بحث فقهی نمی کنم بلکه بحث فلسفی و استدلال روانشناسی می کنم. ثانیا من درباره ی حجاب تذکر نمی دهم. زیرا زمین را شخص دیگری تعریف کرده. می خواهد کارکرد آخوند را در حد تذکر درباره ی حجاب پایین بیاورد. من نمی گذارم در این زمینه بازی را ببرد. اگر می خواهید تذکر بدهید به بچه های حزب اللهی بسپارید. آن ها تذکر بدهند. من تذکر نمی دهم. وقتی برای من کار ویژه ای تعریف کرده، چرا من باید به آن کار ویژه عمل کنم؟ می خواهد تصویر سازی هم بکند. منتظرند یک آخوندی در مترو به یک مویی تذکر بدهد. نقشه را از پیش بسته اند.

خاطره

تابستان بود. رفته بودیم بازار. رفقا گفتند ما از این کشتی های دریایی هماهنگ می کنیم. گفتند فضا خودمانی است! رفتیم و دیدیم فضا خیلی خودمانی است! بعد که داخل کشتی شدیم دیدیم فضا بیشتر خودمانی است! رفتیم روی عرشه ی کشتی و نشستیم. ما هم با لباس طلبگی و خانواده بودیم. جمعیتی آن پشت بودند. وقتی به وسط دریا رسیدیم، روسری ها را برداشتند. آهنگ ها را با اسپیکر پخش کردند و زدند و رقصیدند. برعکس همان ایامی بود که آیت الله جوادی رحمه‌اللهفرموده بودند: مردم یک وقت ممکن است شورش کنند و ما را توی دریا بیاندازند. ما هم روی دریا بودیم! به رفقا گفتیم الان صحبت آیت الله جوادی رحمه‌اللهپیاده می شود! دیدیم یکی با دوربین روشن و روسری برداشته شده می آمد جلوی ما رژه می رفت. نقشه است. آدم باید بفهمد. یکی از همراهان ما تذکر داد و من هم آنطرف بودم. حواسم نبود که او می خواهد تذکر بدهد. از صدای دعوا حواسم جمع شد. برگشتم. گفتم چرا کتک کاری می کنند؟ منتظر بودند که من چیزی بگویم تا همه سر من بریزند. من سکوت کردم و فضا را آرام کردم. نقشه را باید ببینی. الان ممکن است یکی بگوید چه آقای بی دین و فاسقی! شما اصلا به این مسئله تذکر ندادی؟

فرمول نقشه‌ی جنگ نرم

فرمول چیست؟ چه کسی باید حرف بزند؟ و چه زمانی باید حرف بزند؟

مسئله ، مسئله ای است که به آن مبتلا هستیم. بحث کشف تاریخی نمی کنیم. بحث روز ماست. من و شما همین الان با  آن مواجه هستیم. من و شمای حزب اللهی نباید در کار ویژه ای که برای ما تعریف کرده اند قرار بگیریم. می خواهند آدم حزب اللهی را بگونه ای نشان دهند که همه ی دغدغه ی او حجاب است. البته دغدغه ی حجاب داریم. ما مثل بعضی نیستیم که همواره دوقطبی درست کنیم! مثلا می گویند اگر یک بچه ای سیلی خورد نباید تذکر داد. زیرا اختلاس مهمتر است یا زدن به گوش بچه؟ خب این چه ربطی دارد؟ هر چیز جای خودش را دارد. همه چیز با حل اختلاس درست نمی شود. این هم منکر است. این هم اشتباه است.

یک وقت دشمن می خواهد تو را در این سطح تعریف کند. می خواهد بگوید این سطح فهمش همین قدر است. نباید اجازه بدهی که فقط در این فضا تعریفت کنند.

می خواستند بگویند امیرالمومنین علیه‌سلام به خاطر حکومت خودش عصبانی شده. به خاطر ریاست خودش عصبانی شده. تا حالا هم اگر دیدید این همه رزمندگی و دلاوری داشته، همه بخاطر ریاست بوده. دشمن منتظر بود علی علیه‌سلام حرف بزند تا بگوید آهان دیدی یک عمر دنبال ریاست بوده! در این فضایی که دشمن بازی را تعریف می کند، علی علیه‌سلام بازی را به هم ریخت. علی علیه‌سلام سکوت کرد و فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها حرف زد. فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها که دنبال ریاست نبود. نمی توانست دنبال ریاست باشد. در مورد فاطمه سلام‌الله‌علیها چه می خواستند بگویند؟ اصلا بازی به هم ریخت. عصبانی شدند.

روایت امام جواد علیه‌سلام

فرمولش چیست؟ یک روایت از امام جواد علیه‌سلام داریم. این روایت عالیست. بسیار کاربردی است. جواب های زیادی دارد. فرمول از داخل آن بیرون می آید.

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْجَوَادُ ع‏: مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ أَعْطَى عَدُوَّهُ مُنَاه‏[۲۰]

کسی که حرف هوای نفس را گوش کند، دشمن را به هدف رسانده است.

 دشمن بیرونی از جنس دشمن درونی است. دشمن بیرونی که مخالف حق است از جنس همان دشمن درونی است که آن هم مخالف حق است. دشمن درونی که مخالف حق است، چه کسی است؟ هوای نفس.

دشمن بیرونی هم از جنس هوای نفس است. هر دو با حق مشکل دارند. هر زمان حرف دشمن درونی را گوش کردی دشمن بیرونی موفق می شود.

سکوت با برنامه یا از روی ترس؟

پس فرق وجود دارد. یک وقت آدم سکوت می کند تا اعتبارش را از دست ندهد. سکوت می کند تا چند نفر علیه او حرف نزنند. یک بزرگواری حرف می زند. اما همین قدر که چند کامنت فحش برای او می رود مواضع ایشان عوض می گردد! یک نفر در عرصه ی سیاست، یک جا سخنرانی کرد بعد چند فحش به او دادند. او برگشت و به شهر خودش، قم یا هرجای دیگر رفت و اصلا دیگر لام تا کام حرف نزد. بزرگوار چند فحش شنید و روح لطیفش آزرده شد. همین است دیگر. در جنگ نرم ممکن است بدتر از این ها پیش بیاید. کتک دارد. توهین دارد. حذف فیزیکی دارد. قتل و غارت دارد. تبعید دارد.کدام امام را دیدی که از این ها مصون باشد؟

یک نفر می گفت: حاج آقا اگر یک شب در بازداشتگاه بخوابی آنوقت معنای انتقاد را می فهمی! خیلی ها اینگونه بودند. همان زمانِ شاه، شهید بهشتی گفته بود: بعضی از انقلابی ها را داشتیم که اعلامیه پخش می کردند. آن ها را یک شب دستگیر کردند و فقط به آن ها سیگار نرساندند. او تمام رفیق های انقلابی اش را لو داد! یک شب به او سیگار نرسید!

 ظرفیت ها پایین است. دوتا فحش شنیده، قید همه چیز را می زند. یک بار آدم را با یک فحشtrend  کنند یا چند عکس درست کنند یا چند تهمت بزنند یا اینکه چند نفر برایت موضع بگیرند، پدرت در می آید. سکوت در این جا فایده ای ندارد. یک مرتبه هوای نفست می گوید حرف بزن. از خودت دفاع کن. موضع بگیر. اما وقت دیگر می گوید ساکت باش. عافیت طلب باش. حرمتت را حفظ کن. شأنت را حفظ کن.
فرمولش را دیدید؟ فرمولش وابسته به هوای نفس است.

حضرت زهرا  سلام‌الله‌علیها از همه تقاضای موضع گیری داشتند.

یکی از مواردی که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به آن اصرار داشتند، این بود که همه موضع بگیرند. البته می دانید از خود امیرالمومنین علیه‌سلام هم خواسته بودند که علی جان حرف بزن.

وقتی حضرت علی علیه‌سلام از مسجد برگشتند، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به ایشان فرمودند:

فَلَمَّا اسْتَقَرَّتْ بِهَا الدَّارُ، قَالَتْ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَام یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْکَ السَّلَامُ اشْتَمَلْتَ شَمْلَهَ الْجَنِینِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَهَ الظَّنِین‏[۲۱] چرا مانند جنین که در رحم مادر می نشیند، کنج خانه نشسته ای و زانو بغل گرفتی؟

جواب امیرالمومنین علیه‌سلام هم جوابی است که جریان را برای همه روشن می کند. زیرا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که توجیه بودند. نقل می کنند صدای اذان می آمد. امیرالمومنین علیه‌سلام فرمودند: فاطمه جان این صدای اذان را می شنوی؟ جواب دادند: بله. حضرت فرمودند: اگر من بیرون بروم، این صدای اذان باقی نمی ماند.[۲۲] می خواهی بروم درگیر شوم تا جنگ داخلی شروع شود؟ از بیرون مرزها هم آماده اند که هجوم بیاورند و همه را درو کنند. بروم؟ فرمودند: نه علی جان من این را نمی خواهم. بعد امیرالمومنین علیه‌سلام فرمودند صبر کن، به خاطر خدا صبر کن.

پس حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حتی از امیرالمومنین علیه‌سلام هم خواستند تا موضع بگیرند. از عوام هم خواستند. از خواص هم خواستند.

توبیخ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نسبت به عوام

در همان خطبه ی فدکیه از عوام خواستند. حرفی که فاطمه ی زهرا سلام‌الله‌علیها زد این بود:

فَالْتَفَتَتْ فَاطِمَهُ عَلَیْهَا السَّلَامُ النَّاسَ وَ قَالَتْ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْمُسْرِعَهَ إِلَى قِیلِ الْبَاطِلِ، الْمُغْضِیَهَ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبِیحِ الْخَاسِرِ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها، کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِکُمْ، مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ، فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ أَبْصَارِکُمْ، وَ لَبِئْسَ مَا تَأَوَّلْتُم‏[۲۳]

اول یک گفت و گویی با ابوبکر کردند که تو چرا چنین و چنان کردی؟ بعد که حرفشان تمام شد، رو به مردم کردند.

 ببینید! افکار عمومی این است. با افکار عمومی کار داریم. یک زن. یک زن ۱۸ ساله بیاید با عموم مردم اینگونه حرف بزند! خیلی جرات می خواهد. فرمودند:

(مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْمُسْرِعَهَ إِلَى قِیلِ الْبَاطِلِ، الْمُغْضِیَهَ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبِیحِ)[۲۴]

آهای ملت مسلمانی که تا یک حرف چرتی مطرح می شود همه به سمت آن می دوید. وقتی هم که یک نفر خیانت می کند چشمتان را می بندید. شما را چه شده؟ چه مرگتان است؟ (کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِکُمْ، مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ، فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ أَبْصَارِکُمْ)[۲۵] چشم و گوش برای شما نگذاشتند. چرا حرف نمی زنید؟ چند بار حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در آن خطبه خطاب می کنند: (اعلموا أنِّی فاطمه) مگر من را  نمی شناسید؟ ۳ یا ۴ بار می گویند. معلوم است که قصد ایشان معرفی کردن نیست. بلکه می خواستند بفرمایند: حواستان هست؟ من دختر پیامبر  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ هستم. چند روز بگذرد بعد هجوم بشود و هیچکس هم صدایش در نیاید؟ انگار نه انگار؟ دو نفر آدم حسابی پیدا نشود که حرفی بزند؟ داد بزند؟ این برای عموم مردم.

توبیخ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نسبت به خواص

با خواص چه کردند؟ سلیم بن قیس نقل می کند:

(این کتاب سلیم بن قیس را بخوانید. امام صادق علیه‌سلام فرمودند : کسی که این کتاب را در خانه اش نداشته باشد شیعه ی ما نیست.[۲۶] سلیم بن قیس یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه‌سلام است و روایاتِ دست اول را نقل کرده است. دو جلد است. آن را ترجمه هم کرده اند. نام آن (أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم‏) است. کتاب خیلی خوبی است.)

(فَلَمَّا کَانَ اللَّیْلُ حَمَلَ عَلِیٌّ ع فَاطِمَهَ ع وَ أَخَذَ بِیَدَیِ ابْنَیْهِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع فَلَمْ یَدَعْ أَحَداً مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏)[۲۷]  حضرت را شبانه دفن کردند و به احدی از اصحاب رسول الله  صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ خبر ندادند. ببینید! کوتاه نیامدند.

چقدر اینگونه ایم؟ حالا از فتنه ی خانوادگی گرفته تا فتنه ی سیاسی. گاهی در فضای خانوادگی، می توانید با دو نفر حرف بزنید و بسیاری از مسائل را حل کنید. می گوید من نمی خواهم اعتبارم را خرج کنم. نمی دانم این اعتبارها را بعضی در کدام قبرستان شریف و مبارکی نگه می دارند؟

التماس دعا

[۱]  دعای ندبه، بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۹۹، ص: ۱۰۶٫
[۲] شواهدی بر این مطلب وجود دارد. از جمله : دخَلَ الْمَسْجِدَ وَ صَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ أَخَذَ النَّبِیُّ بِیَدِ عَلِیٍّ وَ انْطَلَقَا إِلَى فَاطِمَهَ وَ هِیَ فِی مُصَلَّاهَا وَ خَلْفَهَا جَفْنَهٌ تَفُورُ فَلَمَّا سَمِعَتْ کَلَامَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَرَجَتْ فَسَلَّمَتْ عَلَیْهِ وَ کَانَتْ أَعَزَّ النَّاسِ عَلَیْهِ فَرَدَّ السَّلَامَ وَ مَسَحَ بِیَدِهِ عَلَى رَأْسِهَا (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۳، ص: ۲۹)
[۳] وَ رُوِیَ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: کُنَّا جُلُوساً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِی أَیُّ شَیْ‏ءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَیِینَا بِذَلِکَ کُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَهَ عَلَیْهَا السَّلَامُ فَأَخْبَرْتُهَا الَّذِی قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَکِنِّی أَعْرِفُهُ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَیُّ شَیْ‏ءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ وَ خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ قَالَ مَنْ أَخْبَرَکَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِی قُلْتُ فَاطِمَهُ فَأَعْجَبَ ذَلِکَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَهَ بَضْعَهٌ مِنِّی.( بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۳، ص: ۵۴)
[۴] قالَ یَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتی‏ وَ لا بِرَأْسی‏ إِنِّی خَشیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنی‏ إِسْرائیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلی‏. (طه، ۹۴)
[۵]  حدیث مزبور در منابع متعدد تاریخی و روایی و کلامی گزارش شده است. حتی برخی دانشمندان شیعه کتاب‌های مستقلی درباره آن نگاشته‌اند، از جمله میر حامد حسین (متوفی ۱۳۰۶ ه‍.ق) یک جلد از مجموعه عبقات الانوار را به این حدیث اختصاص داده است. حاکم حسکانی از استادش، ابوحازم حافظ عبدوی، نقل نموده که وی حدیث منزلت را به پنج هزار سند روایت کرده است. بنا به نقل دیگری، ۸۸ نفر از مشهورترین راویان، این حدیث را نقل کرده‌اند. افرادی چون ابن تیمیه، عبدالحق دهلوی، گنجی شافعی، ابوالقاسم علی بن محسِّن تنوخی و سیوطی نیز به صحت و شهرت آن گواهی داده‌اند. این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز آمده است. این حدیث در کتاب‌های دیگر اهل سنّت نیز نقل شده است.
[۶] اعراف، ۱۵۰٫
[۷] فَالْتَفَتَ ع فَقَالَ لَهُمْ اشْهَدُوا عَلَیَّ أَنِّی مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ مُنْذُ ثَلَاثَهِ أَیَّام‏ (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۸، ص: ۲۴۷)
[۸] فَأَمَرَ بِحَبْسِی وَ دَفَنَ الرِّضَا ع فَحُبِسْتُ سَنَهً فَضَاقَ عَلَیَّ الْحَبْسُ وَ سَهِرْتُ اللَّیْلَهَ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بِدُعَاءٍ ذَکَرْتُ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ ص وَ سَأَلْتُ اللَّهَ بِحَقِّهِمْ أَنْ یُفَرِّجَ عَنِّی فَمَا اسْتَتَمَّ دُعَائِی حَتَّى دَخَلَ عَلَیَّ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ع فَقَالَ لِی یَا أَبَا الصَّلْتِ ضَاقَ صَدْرُکَ فَقُلْتُ إِی وَ اللَّهِ قَالَ قُمْ فَأَخْرَجَنِی ثُمَّ ضَرَبَ یَدَهُ إِلَى الْقُیُودِ الَّتِی کَانَتْ عَلَیَّ فَفَکَّهَا وَ أَخَذَ بِیَدِی وَ أَخْرَجَنِی مِنَ الدَّارِ وَ الْحَرَسَهُ وَ الْغِلْمَانُ یَرَوْنَنِی فَلَمْ یَسْتَطِیعُوا أَنْ یُکَلِّمُونِی وَ خَرَجْتُ مِنْ بَابِ الدَّارِ ثُمَّ قَالَ لِی امْضِ فِی وَدَائِعِ اللَّهِ فَإِنَّکَ لَنْ تَصِلَ إِلَیْهِ وَ لَا یَصِلُ إِلَیْکَ أَبَداً فَقَالَ أَبُو الصَّلْتِ فَلَمْ أَلْتَقِ الْمَأْمُونَ إِلَى هَذَا الْوَقْتِ. (عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۲۴۵)
[۹] ِفَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ یَا أَبَا جَعْفَرٍ اخْرُجْ إِلَى النَّاسِ وَ أَعْلِمْهُمْ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ لَا یُخْرَجُ الْیَوْمَ وَ کَرِهَ أَنْ یُخْرِجَهُ فَتَقَعَ الْفِتْنَهُ فَخَرَجَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ إِلَى النَّاسِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ تَفَرَّقُوا فَإِنَّ أَبَا الْحَسَنِ لَا یُخْرَجُ الْیَوْمَ فَتَفَرَّقَ النَّاسُ وَ غُسِّلَ أَبُو الْحَسَنِ فِی اللَّیْلِ وَ دُفِنَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ وَ حَدَّثَنِی یَاسِرٌ بِمَا لَمْ أُحِبَّ ذِکْرَه ‏(بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۹، ص: ۳۰۰)
[۱۰]  بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۹، ص: ۲۹۶٫
[۱۱] اینکه حالا تبریک میگویند، به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بی‌معنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکره‌ی منتهی به توافق را تضمین میکند، نه محتوای توافق را تضمین میکند؛ هیچ کدام را؛ حتّی تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود؛ اینکه تا الان انجام گرفته، این‌جوری است؛ همه چیز مربوط به بعد از این است.( بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام، ۲۰/۱/۱۳۹۴).
[۱۲]  فَقَالَ عَمْرٌو یَا أَبَا الْیَقْظَانِ أُذَکِّرُکَ اللَّهَ إِلَّا کَفَفْتَ سِلَاحَ أَهْلِ هَذَا الْعَسْکَرِ وَ حَقَنْتَ دِمَاءَهُمْ فَعَلَامَ تُقَاتِلُنَا أَ وَ لَسْنَا نَعْبُدُ إِلَهاً وَاحِداً وَ نُصَلِّی [إِلَى‏] قِبْلَتِکُمْ وَ نَدْعُو دَعَوْتَکُمْ وَ نَقْرَأُ کِتَابَکُمْ وَ نُؤْمِنُ بِرَسُولِکُمْ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَخْرَجَهَا مِنْ فِیکَ أَنَّهَا لِی وَ لِأَصْحَابِی الْقِبْلَهُ وَ الدِّینُ وَ عِبَادَهُ الرَّحْمَنِ وَ النَّبِیُّ وَ الْکِتَابُ مِنْ دُونِکَ وَ دُونِ أَصْحَابِکَ وَ جَعَلَکَ ضَالًّا مُضِلًّا لَا تَعْلَمُ هَادٍ أَنْتَ أَمْ ضَالٌّ وَ جَعَلَکَ أَعْمَى وَ سَأُخْبِرُکَ عَلَى مَا قَاتَلْتُکَ عَلَیْهِ أَنْتَ وَ أَصْحَابَکَ أَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ أُقَاتِلَ النَّاکِثِینَ فَفَعَلْتُ وَ أَمَرَنِی أَنْ أُقَاتِلَ الْقَاسِطِینَ فَأَنْتُمْ هُمْ وَ أَمَّا الْمَارِقُونَ فَمَا أَدْرِی أُدْرِکُهُمْ أَمْ لَا أَیُّهَا الْأَبْتَرُ أَ لَسْتَ تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِعَلِیٍّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَنَا مَوْلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ عَلِیٍّ بَعْدَهُ وَ لَیْسَ لَکَ مَوْلًى‏ (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۳۳، ص: ۲۹) [۱] عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ النَّاسَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ رَحْمَهُ اللَّهِ عَلَیْهِ بَعْدَ أَنْ دُفِنَ النَّبِیُّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ بِثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فَقَالَ فِیهَا: … أَلَا أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا عَنِّی حَدِیثِی ثُمَّ اعْقِلُوهُ عَنِّی، أَلَا إِنِّی  أُوتِیتُ عِلْماً کَثِیراً، فَلَوْ حَدَّثْتُکُمْ بِکُلِّ مَا أَعْلَمُ مِنْ فَضَائِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ [لَقَالَتْ‏] طَائِفَهٌ مِنْکُمْ: هُوَ مَجْنُونٌ، [وَ قَالَتْ‏] طَائِفَهٌ أُخْرَى: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِقَاتِلِ سَلْمَانَ. الحدیث. (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۷۹)
[۱۳] عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ النَّاسَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ رَحْمَهُ اللَّهِ عَلَیْهِ بَعْدَ أَنْ دُفِنَ النَّبِیُّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ بِثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فَقَالَ فِیهَا: … أَلَا أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا عَنِّی حَدِیثِی ثُمَّ اعْقِلُوهُ عَنِّی، أَلَا إِنِّی  أُوتِیتُ عِلْماً کَثِیراً، فَلَوْ حَدَّثْتُکُمْ بِکُلِّ مَا أَعْلَمُ مِنْ فَضَائِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ [لَقَالَتْ‏] طَائِفَهٌ مِنْکُمْ: هُوَ مَجْنُونٌ، [وَ قَالَتْ‏] طَائِفَهٌ أُخْرَى: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِقَاتِلِ سَلْمَانَ. الحدیث. (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۷۹)
[۱۴] از جمله‌ی کارهایی که مردم میتوانند انجام بدهند، مواجهه و مقابله‌ی با شایعه‌سازی دشمن است. امروز یکی از شگردهای فعّال دشمن، شایعه‌سازی است که مردم را مضطرب کنند، مردم را با هم مخالف کنند، علیه این و آن تهمت بزنند، مردم را به جان یکدیگر بیندازند که البتّه چنین اتّفاقی نمی‌افتد به توفیق الهی؛ امّا آنها قصدشان این است؛ مردم باید هوشیار باشند، متوجّه باشند. مردم را با کمال وقاحت به مواجهه‌ی با انقلاب، با نظام دعوت میکنند؛ این مردمی که نظام متّکی به آنها است. اگر مردم پشتوانه‌ی نظام، پشتیبان نظام نبودند، این ماجرای به این اهمّیّت پیش نمی‌آمد، پیش نمیرفت؛ این قدر وقیحند که همین مردم را وادار میکنند یعنی تشویق میکنند، تحریک میکنند به مواجهه‌ی با نظام. مردم در مقابل این تبلیغات ایستادگی کنند، علیه این تبلیغات حرکت کنند. جوانها امروز در فضای مجازی فعّالند؛ فضای مجازی میتواند ابزاری باشد برای زدن توی دهن دشمنان. (بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی، ۱۹/۱۰/۱۳۹۷)[۱۵] بسم الله الرحمن الرحیم. آیت الله آملی ریاست محترم قوه قضاییه. با سلام. خبر جنایت در یکی از مدارس غرب تهران موجب اندوه و تأسف شد. مقتضی است پس از محاکمه سریعاً حدود الهی را در رابطه با محکومین اجرا نمایید. سید علی خامنه‌ای. ۸ خرداد ۱۳۹۷.
[۱۶] در قضیّه‌ی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجه‌‌ی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم. (دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر انقلاب، ۲۲/۵/۱۳۹۷)
[۱۷] فَقَامَ أَبُو عُبَیْدَهَ إِلَى عَلِیٍّ فَقَالَ یَا ابْنَ عَمِّ لَسْنَا نَدْفَعُ قَرَابَتَکَ وَ لَا سَابِقَتَکَ وَ لَا عِلْمَکَ وَ لَا نُصْرَتَکَ وَ لَکِنَّکَ حَدَثُ السِّنِّ وَ کَانَ لِعَلِیٍّ ع یَوْمَئِذٍ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ سَنَهً وَ أَبُو بَکْرٍ شَیْخٌ مِنْ مَشَایِخِ قَوْمِکَ وَ هُوَ أَحْمَلُ لِثِقَلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ قَدْ مَضَى الْأَمْرُ بِمَا فِیهِ فَسَلِّمْ‏ لَهُ فَإِنْ عَمَّرَکَ اللَّهُ لَسَلَّمُوا هَذَا الْأَمْرَ إِلَیْکَ وَ لَا یَخْتَلِفُ عَلَیْکَ اثْنَانِ بَعْدَ هَذَا إِلَّا وَ أَنْتَ بِهِ خَلِیقٌ وَ لَهُ حَقِیقٌ وَ لَا تَبْعَثِ الْفِتْنَهَ قَبْلَ أَوَانِ الْفِتْنَهِ قَدْ عَرَفْتَ مَا فِی قُلُوبِ الْعَرَبِ وَ غَیْرِهِمْ عَلَیْک‏ (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۸، ص: ۱۸۵)
[۱۸] یَا ابْنَ أَبِی قُحَافَهَ، أَ فِی کِتَابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاکَ وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟! لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیًّا أَ فَعَلَى عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ إِذْ یَقُولُ: وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ ؟! وَ قَالَ فِیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا (ع) إِذْ قَالَ: رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ، وَ قَالَ: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ ، وَ قَالَ: یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ، وَ قَالَ: إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوالِدَیْنِ‏ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ، وَ زَعَمْتُمْ أَلَّا حُظْوَهَ لِی وَ لَا أَرِثَ مِنْ أَبِی وَ لَا رَحِمَ بَیْنَنَا، أَ فَخَصَّکُمُ اللَّهُ بِآیَهٍ أَخْرَجَ مِنْهَا أَبِی (ص)؟! أَمْ هَلْ تَقُولُونَ أَهْلُ مِلَّتَیْنِ لَا یَتَوَارَثَانِ؟!، أَ وَ لَسْتُ أَنَا وَ أَبِی مِنْ أَهْلِ مِلَّهٍ وَاحِدَهٍ؟! أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِی وَ ابْنِ عَمِّی؟! (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۲۲۶)
[۱۹] همان.
[۲۰] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۵، ص: ۳۶۳٫
[۲۱] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۲۳۴
[۲۲] وَ رَوَى ابْنُ أَبِی الْحَدِیدِ أَیْضاً أَنَّ فَاطِمَهَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا حَرَّضَتْهُ یَوْماً عَلَى النُّهُوضِ وَ الْوُثُوبِ، فَسَمِعَ صَوْتَ الْمُؤَذِّنِ: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقَالَ لَهَا: أَ یَسُرُّکَ زَوَالُ هَذَا النِّدَاءِ مِنَ الْأَرْضِ؟! قَالَتْ: لَا. قَالَ: فَإِنَّهُ مَا أَقُولُ لَکِ. (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۶۲۵)
[۲۳] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲۹، ص: ۲۳۲
[۲۴] همان
[۲۵] همان
[۲۶] قال الإمام جعفر بن محمّد الصادق علیه السلام: «من لم یکن عنده من شیعتنا و محبّینا کتاب سلیم بن قیس الهلالی فلیس عنده من امرنا شی‏ء و لا یعلم من اسبابنا شیئا، و هو أبجد الشیعه و هو سرّ من اسرار آل محمّد علیه السلام». (کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۱، ص: ۹۴)
[۲۷] کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۲، ص: ۵۸۳






دیدگاه خود را بنویسید: