۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اسلایدر » پادکست
  • شناسه : 4652
  • 29 اسفند 1399 - 14:37
  • 1313 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

متن پادکست :

«مثل گیلاس»

ما به تو کوثر دادیم. کوثر چه چیزی است؟ می‌گویید آقا برو دنبال علم، تو می‌دانی علم برایش خوب هست؛ لذا ماهم باید کوثر بشویم. گیلاسی که بند به درخت است، زمانی که آفتاب به آن می‌خورد، خیلی برای آن خوب است. درست است آقا؟ ببینید انسان در زندگی چه گرفتاری‌هایی دارد که با همین مسائل ساده که مقدمات آن را می­‌چینیم حل می‌­شود.

یکی از سوره‌هایی که معمولاً ما خیلی راحت از کودکی با آن ارتباط برقرار می­کنیم و حفظ می­کنیم، سوره­ مبارکه کوثر است  و ربط این سوره بعد از حضرت زهرا (س) با ما چه است؟ یکی از معضلات این است که در روایات می‌بینیم؛ مثلاً فلان ویژگی، فلان آیه در مورد فلان معصوم است، دیگر خلاص می‌شویم. راحت می‌شویم. بالاخره یک ربطی به ما دارد. یک نکته­ای برای ما دارد، که می­گوید شما غصه نخورید ما درازای آن به شما کوثر دادیم؛ یعنی یک فاطمه دادیم و این حالا دیگر کوثر است. خب این‌یک طرف ماجراست. خیلی خدا بیش از این دارد با پیغمبر اکرم (ص) صحبت می­کند. ما یک فاطمه دادیم، نسلتان حفظ شود. پیغمبر خیلی نگران این‌طور مسائلی نیستند که به‌عنوان‌مثال از یک پیغمبری نسلی برای آن­ها بماند و یا نماند. خیلی این‌گونه مسائل در مورد انبیاء نیست و انبیاء درگیر این‌چنین مسائل نیستند که حالا فرزندان ما زیاد است و می‌گویند مثلاً ما برای شما آب آوردیم «آتَیْنَاکَ الماء»؛ مثلاً به همه اینجا آب دادیم؛ به این آتَیْنَاکَ می­گویند؛ ولی اگر به یک کسی که تشنه بود، خسته بود، از رمق افتاده بود، حال نداشت، این‌یک امتیازی در آن است که أَعْطَیْنَاکَ گفته می­شود یک امتیاز خاصی در آن است، هم نسبت به کسی که دارد دریافت می­کند و هم نسبت به آن چیزی که داده می­شود. خدا به پیغمبر می­فرماید ما به تو کوثر دادیم.کوثر چه چیزی است؟ وزن فَوعَل، گفته­اند صفت مبالغه است. مبالغه­ در زیادی. خیلی خیلی زیاد. ما به تو یک‌چیزی دادیم که خیلی خیلی زیاد است یک‌کمی این را تحریک بکنم، اشکالی ندارد؟ ما بخواهیم هزار نفر ماشین هُل بدهند. خیلی زیاد است. هزار نفر در انتخابات ریاست جمهوری بخواهند به یک نفر رأی بدهند، خیلی کم است. پس زیاد و کم نسبی است. نسبی هم که است، وصف خود آن شئ نیست. ما قند را نمی­گوییم زیاد است. شما الآن در یک پیاله قند داشته باشید و یک‌دانه از آن را می­توانید بدر دستتان بگیرید و بگویید این زیاد است؟ بله؟ خیر. تمام آن کنار هم جمع بشوند می­گوییم زیاد است. دقت بکنید این نکاتی که می­گویم خیلی مهم است. دو سه جلسه بعد می­بینید که چه بیماری­های روحی با این موارد به وجود می­آید. هیچ قندی به‌خودی‌خود نه می­توان به آن گفت کم و نه می­توان به آن گفت زیاد. الآن اگر یک قند روی زمین افتاده باشد کم‌وزیادی آن برای ذات آن نیست، عارض است. این‌که خدا به پیغمبر می­فرماید ما به تو یک‌چیز خیلی زیاد دادیم به نظر شما این‌یک ‌چیز عارضی است و یا یک‌چیز ذاتی است؟ آفرین! چیزی خدا دارد به پیغمبر می­دهد که ذاتاً زیاد است. زیادی جزء ذات آن است؛ مثلاً نور، به این شکل است. هوا و اکسیژن به این شکل است. این­ها یک‌جوری است که چون حیات به آن بند است، زمانی که می­آید، کم آن‌هم زیاد هست. کوثر از چه جنسی است؟ آب، نان، فرزند، خانه، زیبایی، یک‌چیزی هم در کنار تمام این­ها داده است به نام کوثر. آیا کوثر از این جنس است؟ این دارایی نیست، این‌یک نعمت نیست، این‌یک وضعیت است، باید بلد باشید این­ها را کنار هم به چه شکلی بچینید. این‌طور نیست که شما بگویید من دو عدد اثاث دارم؛ یکی کیفم است و یکی هم نحوه­ی چیدن آن. دو عدد که ندارید. در مورد سوره­ی مبارکه­ کوثر یک نگاه متفاوتی، عمیق­تر داشته باشیم. خدا به پیغمبر می­گوید شما مهم نیست که چه میزان آدم دارید، چقدر فرزند دارید، چقدر نسل دارید، مهم این است که این چندتایی که دارید، با این چند تا چه‌کار می­کنید؟

این مثالی که می­خواهم عرض کنم تمام مسئله را حل می‌کند، مثال قشنگی است، مثال گیلاس و درخت. گیلاس تمام  زندگی آن به دم آن‌که به درخت می­خورد، بند است، این شاهرگ حیاتی زندگی گیلاس هست. خیلی کم است؛ ولی برای گیلاس خیلی زیاد هست. گیلاس چه چیزهایی لازم دارد؟ آب، نور، هوا، تغذیه، املاح می­خواهد. نکته زیباتر آن این است که زمانی که آفتاب به آن می­خورد، خیلی برای آن خوب است. بار آن‌که می­آید، خیلی برای آن خوب است. باد که به آن می­خورد، خیلی برای آن خوب است؛ ولی وقتی این اتصال قطع بشود چه چیزی می­شود؟ هرچه بیشتر نور بخورد، بیشتر پلاسیده می­شود. دیگر خیر و شر بودن به این نیست که این نور داشته باشد، یا نداشته باشد.

در زندگی مسئله­ ما چیست؟ اصلاً مسئله­ ما به این نیست که پول داشته باشیم یا نداشته باشیم، مسئله ما به این نیست که بچه داشته باشیم یا نداشته باشیم، مسئله­ ما به مدرک نیست، به پول و شهرت نیست، مسئله­ ما به وضعیت است. یک رگه­ای به درخت مانده است؛ اما خیلی کم؛ اما همین خیلی کم، خیلی زیاد است. اگر آدم وضعیت خوب نداشته باشد، علم هم برای او شر می­شود. ما در زندگی‌هایمان خیلی از مسائل را باهم قاتى می­کنیم. می­گوییم آقا بروید دنبال علم. آیا شما میدانید علم برای او خوب است؟ علم بهتر است یا ثروت؟ هیچ‌کدام. وضعیت، کوثر. علم بهتر است یا کوثر؟ کدام‌یک بهتر است؟ کوثر که بود خدا می­داند که به شما علم بدهد یا ثروت؟ به بعضی­ها نعمت نمی­دهد، دقت کنید این حرف­ها چقدر مهم است. چرا خدا به برخی از افراد نعمت نمی­دهد؟ می­گویند آقا ما بیست سال است در حرم امام رضا  (ع) فلان حاجت را می­خواهیم، امام رضا (ع) در حق شما دارند لطف می‌کنند می­بینند وضعیت شما روبه‌راه نیست، با ندادن نعمت، می­خواهند اول شما وضعیتتان را درست کنید، بعد نعمت را به شما بدهند. خدا کسی را که بخواهد عذاب بکند، آدمی که وضعیت درست ندارد، خدا به او نعمت بیشتر می­دهد. این چینش ما، چیدمان زندگی‌مان، زندگی‌مان کدام طرفی هست؟ روی زندگی کدام طرف است؟ فضای زندگی‌مان را چه پرکرده است؟

دیدگاه خود را بنویسید: