۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پادکست
  • شناسه : 3950
  • 17 بهمن 1399 - 9:11
  • 1146 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

متن پادکست :

«مرحوم عالی‌ نسب»

اگر فردی کتابی بنویسد، علمی درون آن باشد، حدیثی باشد، تا زمانی که آن باشد، اجر آن‌هم پابرجاست.

مرحوم عالی‌نسب که از متمولین و جزء سرمایه­داران بزرگ بود و هواپیمای حضرت امام (ره) را نذر کرده بودند که اگر این هواپیما بنشیند، ۵۰۰ هزار تومان آن زمان، صدقه بدهد که این فقط نذر آن بود و چقدر خدمات فراوان انجام داده بودند. انسان بسیار مؤمنی بودند. کتاب الغدیر علامه امینی که نوشته شد، حامی مالی آن، این مرد بزرگ، این سید بزرگوار بودند که شخصی ایشان را نمی­­شناسند. این سماورهای عالی­نسب، که قدیمی­ها بیشتر باید خاطرشان باشد، ایشان بودند که در دوران مصدق این سماورها را تولید کرده بودند. ایشان بودند که حامی مالی علامه امینی بودند. علامه امینی به کتابخانه­ای در هند رفته بودند و کتاب­های خاصی را پیداکرده بودند که؛ به‌عنوان‌مثال هزینه آن ده هزار روپیه بود به مرحوم عالی‌نسب تلگراف می­زنند و می­گویند که من اینجا کتاب­های خیلی خوب دیدم؛ ولی گران هستند. ایشان می­فرمایند که شما اصلا به قیمت آن­ها نگاه نکن و هر چیزی می­خواهید بخرید، فاکتور کنید و برای من بفرستید. شما فقط بنویسید.

سپس به نجف رفته، «خب علامه امینی در کتابخانه خودشان در نجف دفن هستند و نمی­دانم چند نفر از شما در نجف به منزل ایشان رفته­اید که یک فضای باصفایی دارد و یک اتاقکی هم دارد. منزل علامه امینی که در یک قسمت است، روبروی ایشان هم‌منزل مرحوم سبزواری، صاحب کفایه، از علمای بزرگ بوده است»،  مرحوم عالی‌نسب، دیده بودند که علامه امینی به پشت‌بام خانه­شان رفته­اند و زمان دیوارچینی ایشان ایستاده­اند و افرادی که با ماله در حال صاف کردن هستند، هرچه از ملات­ها که بر زمین می­ریزد، مرحوم علامه امینی جمع می­کنند. پرسیده بود؛ چرا شما اینجا ایستاده­اید؟ علامه امینی گفته بودند، این را چون مردم کمک کرده­اند و با وجوهات این ساختمان در حال ساخته‌شدن است، نمی­خواهم اندازه سرسوزنی از این ملات­ها بر زمین ریخته شود. ملات­ها را می­خواهم جمع کنم تا همگی استفاده شود و هیچ مقداری از آن نمی­خواهم هدر برود. مرحوم عالی‌نسب هم بامعرفت بودند و مرام لوتی­گری داشتند، خدا رحمتشان کند، در همین اواخر هم از دنیا رفتند و سن ایشان هم زیاد بود، در بهشت‌زهرا تهران هم دفن هستند، ایشان فرمود بودند که علامه مملکت، علامه شیعه، بایستد و از زمین سیمان جمع کند، چقدر پول این­ها می­­شود؟ سپس چک کشیده بودند و گفته بودند؛ به‌عنوان‌مثال این دو میلیون تومان برای این ضایعات سیمان شما است. هر مقدار که پول سیمان بود، شما این دو میلیون را به‌جای ضایعات را وجوهات پرداخت کنید. شما بنشینید و مطالعات خود را انجام دهید و اصلا در اینجا نایستید زباله از زمین جمع کنید. خب ایشان خیلی دیده نمی­شوند و فردی هم ایشان را نمی­شناسد. این موارد اتفاقاً اخلاصشان هم بیشتر است و محبوبیت آن‌هم برای خدا بیشتر است.

این‌یکی از کارهایی بود که ایشان حمایت مالی کرده بودند و کارهای دیگر هم البته بود و از علمای دیگری هم ایشان حمایت مالی کرده بودند. این هم یکی از آن کارهایی است که انسان می­تواند با دست انجام دهد و در روایت هم داریم که کسی اگر کتابی بنویسد که در آن حدیث یا علمی باشد تا زمانی که آن کتاب وجود دارد، پاداش آن‌هم پابرجاست.

(Visited 2 times, 1 visits today)

دیدگاه خود را بنویسید: