۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پادکست
  • شناسه : 2682
  • 23 آذر 1399 - 18:45
  • 1044 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

“ملکوت سخن چینی”

«مَن مَشی فی نمیمهٍ بینَ الاثنینِ» کسی که برای سخن­ چینی بین دو نفر قدم برمی­دارد و رفت‌وآمد می­کند. این سخن­ چینی کردن، حرف بردن­ هایی که حرف یکی را به دیگری منتقل می­کند و بین دو نفر فتنه می­کند. دل‌آشوب بین دو نفر و نسبت به همدیگر ایجاد می­کند و فاصله­ ایجاد می­کند و رخنه عاطفی ایجاد می­شود؛ این سخن­ چینی می­شود. برفرض هم کسی پشت سر کسی حرف بدی زد، شما نه ­تنها حق ندارید آن را نقل کنید بلکه باید شما بروید و آن را به طور خوب بیان کنید و نقل کنید یا اگر میان حرف­هایش کلماتی خوب و دلالت بر مهربانی داشته است، آن­ها را نقل کنید یا اینکه درگذشته حرف­های مهربانانه زده است، آن­ها را دوباره تکرار کنید، تأکید کنید و یادآوری نمایید. گاهی گفته است، همین را هم گفته است و قصدش هم همین بوده است و این فرد همین حرف را نقل می­کند. «سَلَطَ اللهُ علیه فی قبرهِ ناراً تُحرقُهُ الی یومِ القیمهِ» این فرد چون تمام زندگی‌اش را با آتش زندگی کرده است، خداوند هم آتش را در قبر او بر او مسلط می­کند و این قبر هم که می­گوییم، قبر سیمانی و بتنی نیست.

ملکوت او؛ یعنی برزخ او. هر وقت فی قبرِ می­آید، منظور او عالم برزخ است؛ یعنی حیات برزخی او. همه حیات برزخی او را آتش پوشانده است. تمام آن آتش است. این‌زمانی که حرف می­زد، تماماً آتش می­انداخت. کسی پشت سر کسی حرفی زده بود به فرد دیگری می­گفت. چون زمانی که می­گوید، آن فرد هم عصبانی شده و آن‌هم حرفی می­زند و همین حرف را به گوینده منتقل می­کند. گاهی هم راست است. اگر دروغ باشد، تهمت می­شود و اگر پنهانی و مخفی باشد، غیبت می­شود. اگر پنهان و مخفی نباشد، دروغ هم نباشد، سخن‌چینی می­شود.

«تحرقوه یوم القیامه» تا قیامت می­سوزد. پس معلوم می­شود این سوختن برای برزخ اوست؛ یعنی تمام قبر او تا قیامت در آتش است. این مربوط به قبر اوست. یکی از تفاوت­های برزخ و قیامت را اگر بخواهم خدمتتان عرض کنم، عالم برزخ، عالم بروز عمل است. عالم قیامت، عالم بروز علم است. خب چرا تا قیامت می­سوزاند؟ یعنی بعد از قیامت آرام می­شود؟ نه تا اینجا جنبه عملش بود که آتش را مانند عمل دید. آن­سو جنبه علم است. قیامت این­ها بروز پیدا می­کنند.

«التی تطلع علی الافئده» دیگر فواید بروز می­کند. در اینجا عمل بروز می­کند. در آنجا آتشی که در دل­ها انداخته است در زندگی­ها انداخته است در روابط انداخته است در قیامت جلوه می­کنند.

«اذا خرج من قبرِهِ سَلَطَ اللهُ علیهِ تنیناً اسودَ ینهشُ لَحمَهُ حتی یدخُلَ النارَ» وقتی هم که از برزخ خارج می­شود تا وارد جهنم شود از دالان ورودی جهنم؛ یعنی زمانی که از برزخ خارج می­شود تا زمانی که وارد جهنم قیامتی شود، یک اژدهای سیاهی مدام او را می­گزند به دلیل اینکه با حرف­هایش باعث گزش شده بود.

خدا کند این حرف­ها باورمان شود. این حرف­ها اگر باورمان شود، ریشه خیلی از مشکلات ما حل می­شود. خیلی از مسائلمان حل می­شود. مسائل و مشکلات جامعه ما چه چیزهایی هستند؟ همین­ها هستند. دوبه‌هم‌زنی‌ها، نفرت پراکنی­ها، این­ها همگی اقسام مختلفی از دوبه‌هم‌زنی‌ها، زیرآب زنی­ها که جنبه ملکوتی آن­ها به این شکل است.

دیدگاه خود را بنویسید:

۲ دیدگاه

  1. درود خدا بر استاد خبره و کم نظیر حوزه و دانشگاه استاد امینی خواه عزیز

  2. سلام عالی هست خداوند متعال شما را حفظ کند از داراب فارس