‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در مورد امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا علیه السلام و زیارت امام رضا علیه السلام، در تعدادی از روایات ما یک مفهوم مشترکی هست که به آن تأکید شده و چند باری این تعبیر به کار رفته است. بنده این چند روایت را اول بخوانم، بعد انشاءالله کمی در مورد این روایات گفتوگو بکنیم. بیشتر همین روایاتی که عرض میکنم خدمتتان، از کتاب «عیون اخبار الرضا» از مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) است که جزء کتب معتبر ماست و شیخ صدوق هم در رتبه اول علمای شیعه محسوب میشود.
روایت اول از وجود نازنین خود امام رضا علیه السلام است که از حضرت نقل کردهاند. راوی میگوید: از امام رضا علیه السلام اینطور شنیدم. فرمود: «انا مقتول و مسموم». (من را خواهند کشت، مسمومم میکنند) «و مدفون بارض غربت.» (من را در زمین غربت دفن خواهند کرد.) پس اینجا امام رضا علیه السلام پیشاپیش فرموده بودند که من در زمین غربت دفن میشوم.
این یک روایت. البته این روایات را اگر دوست داشته باشید، ادامهاش را هم بخوانیم؛ چون نکات جالبی دارد. در روایت اول فرمود که این یک عهدی است. امام رضا فرمود: «اینی که دارم میگویم، اوضاع من اینطور خواهد شد، این یک عهدیست از پیغمبر اکرم به من که در واقع پدرم از پدرش، از پدرش و از پدرش از پیغمبر این را داریم که من به این واسطه میدانم که در شهر غربت از دنیا خواهم رفت و دفن خواهم شد.»
بعد فرمود: «هر کسی که...» (البته متن عربی: «فمن زارنی فی غربتی») «هر کسی در غربتم من را زیارت کند...» دوباره حضرت کلمه غربت را تأکید کردند. به آن یک بار فرمودند: «در غربت از دنیا میروم»، یعنی «در غربت دفنم میکنند.» البته جای دیگر در «ارض غربت از دنیا میروم.» و در روایت دیگر فرمود: «در دیار غربت، در بلاد غربت دفنم میکنند.» «هر کسی در غربتم بیاید زیارت من، چه میشود؟» فرمود: «من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود.» هر کسی هم که ما شفیعش باشیم، نجات پیدا میکند. حتی اگر به اندازه گناه جن و انس گناه به گردنش باشد، این حد از گناه را اگر داشته باشد، ما شفاعتش میکنیم و نجات پیدا میکند. گناه جن و انس، همه با هم، به اندازه همه هفت میلیارد آدمی که روی کره زمیناند و همه آدمهایی که روی کره زمین تا به حال بودهاند و همۀ جنیان. یک نفر آنقدر گناه کرده باشد. آدم اگر پنجاه هزار سال هم از خدا عمر بگیرد، بعید میدانم بتواند آنقدر گناه بکند که به اندازه همه انسانها و جنهای عالم گناه کرده باشد. فرمود: «بیاید زیارت من در غربت من، ولو با این حجم از گناه.» اینجا کلمه غربت را داشتیم. فرمود: «در بلاد غربت، به ارض غربت، در زمین غربت من دفن میشوم و در غربتم اگر کسی آمد زیارت من، همچین اثری دارد.»
این نوبت روایت دوم از مرحوم خواجه ابوالفضل هروی است که ما ایشان را به اسم عباس میشناسیم؛ ولی اسم کامل ایشان عبدالسلام بن صالح هروی است که اهل هرات بوده. میگوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم فرمود: «والله ما منا الا مقتول شهید.» (به خدا هیچکس از ما اهل بیت نیست، مگر اینکه میکِشندش، قتلش میرسد و شهید میشود.) بعد به امام رضا علیه السلام عرض شد که: «و مَن یَقتُلُکَ؟» (خب شما را کی میکُشد؟ شما مگر قرار است شهید شوید؟ شما چطور به شهادت میرسید، ای پسر رسول الله؟) فرمود: «شرّ خلق الله فی زمانی قاتل من خواهد بود، مأمون.» و «یقتلنی بسمّ.» (با سَمّ من را میکُشد.) «ثم یدفن فی دار مضیقة و بلاد غربة.» (بعد من را در یک خانه تنگ دفن میکند و در سرزمین غربت من را دفن میکند.) روایت دومی که امام رضا علیه السلام اشاره دارند به غربت خودشان. بعد دوباره فرمود: (متن عربی: «فمن زارنی فی غربتی...») «بدانید هر کس در غربت من بیاید زیارت من...»
حالا ببینید آنجا فرمود گناه همه جن و انس باشد میبخشیم. اینجا باز یک وعده امام رضا علیه السلام خیلی زیباست. فرمود: «اگر کسی بیاید یک دانه زیارت، نه سال یک بار، هر زیارت در غربت من، یک بار بیاید زیارت... خدا برایش چه مینویسد؟» «کتب الله تعالی له اجر مئة الف شهید.» (خدا برایش اجر صد هزار شهید مینویسد.) آنجا گفت گناه همه جن و انس باشد میبخشد. آن برای برداشتن گناه. حالا چه میدهد؟ «اجر صد هزار شهید...» «و مئة الف صدیق.» (صد هزار صدیق.) صدیق یعنی اینکه مانند یوسف. «و مئة الف حاجٍّ و معتمرٍ ایام حجه.» (خدا اجر صد هزار حاجی به او میدهد و صد هزار عمرهگذار.) «و مئة الف مجاهد.» الان حماس چند نفرند؟ بگویید سی هزار نفر مثلاً. خدا اجر صد هزار مجاهد به تو میدهد با یک زیارت امام. «و حشره فی زمرتنا.» (در قیامت هم در زمره ما محشور خواهد شد.) اسمش جزء لیست ماست، جزء مانیفست ماست، جزء کاروان ماست. کاروان کی آمدی؟ کاروانی در زمره کدام گروهی؟ امام رضا فرمود: «قیامت ما گردن میگیریم این را در زمرۀ ماست، قاتی ما محشور میشود.» «و جعل فی الدرجات العلی فی الجنة رفیقنا.» (در درجات عالی بهشت رفیق ما خواهد بود.) امام رضا به ظاهرش، به چشم رفیق خودش نگاه میکند. شما میروی حرم. ازت اوصافش شما میگوید: «چطوری رفیق؟ خوش آمدی رفیق.» رفیقمان میشود وقتی میآید زیارت ما. دوباره در این روایت تأکید به چه کلمهای کرد؟ بفرمایید «غربت». «در غربت از دنیا میروم و در غربت میآیند زیارت من.» «فمن زارنی فی غربتی.» این هم روایت دوم.
روایت سوم از وجود نازنین امام باقر علیه السلام. فرمود: «یخرج رجل من وُلد موسی.» (در زمانهای که هنوز موسی بن جعفر به دنیا نیامده، امام باقر علیه السلام دارند میفرمایند: از نسل، از فرزندان موسی، کسی به دنیا خواهد آمد. «او فرزندان ماست.») «مردی به دنیا خواهد آمد، همنام امیرالمؤمنین علی علی بن موسی.» «فیدفن فی ارض طوس و هی من خراسان.» (در زمین طوس دفن خواهد شد که جزء خراسان است.) «یقتل فیها بسمّ.» (آنجا با سَمّ کشته میشود.) «فیدفن فیها غریبًا.» (در طوس غریب دفن خواهد شد، غریبانه دفن خواهد شد.) ببینید همه این روایات تأکید به این کلمه دارد؛ چون خیلی پرمعناست. یک رازی در این کلمه است. فرمود: «غریب». امام باقر فرمود: «این فرزند ما که فرزندان موسی بن جعفر است، در طوس از دنیا میرود، با سَمّ کشته میشود و غریب خواهد بود، غریب دفن خواهد شد.»
یک وعده دیگر دادند برای زائرین که نکته دارد. اینها روایاتی هم است که معمولاً هم کم شنیدهایم. عجیب که آنقدر ما از امام رضا میگوییم و میشنویم و زیارت هم میرویم؛ ولی در مورد فضائل زیارت امام رضا کمتر شنیدهایم این روایات را. امام باقر علیه السلام فرمود که اگر کسی زیارت او برود چه میشود؟ فرمود: «فمن زاره عارفًا بحقه.» (اگر کسی زیارت او برود، معرفت داشته باشد به اینکه او کیست، حقش به ما چیست، حقش حق امامت است...) خدا بهش چه میدهد؟ «اعطاه الله عز و جل اجر من انفق من قبل فتح و قاتل.» (دل بدهید، خیلی عبارت جالبی است.) امام باقر علیه السلام فرمود: «آنهایی که زیارت فرزند ما بروند، علی بن موسی در خراسان، خدا بهشان اجر کسانی را میدهد که قبل از فتح انفاق کردند و جنگیدند.» یعنی چه؟ این فتح کدام فتحه؟ انفاقش داستانیست، اجرش چه نکتهای دارد؟
یک پرانتز باز کنم، نکته را بگویم. نوبت چندم است که داریم میخوانیم؟ حواس جمعید؟ الحمدلله. برمیگردم روایت سوم و بعد بریم روایت چهارم. فرمود: «اجر کسی که برود زیارت امام رضا علیه السلام، اجر کسانی است که قبل از فتح انفاق میکردند و در راه خدا جانشان را تقدیم میکردند.» داستان فتح چیست؟ آیهای است در سوره مبارکه حدید، آیه ۱۰. فرمود: «و ما لکم تنفقوا فی سبیل الله و لله میراث السماوات و الارض.» (چرا در راه خدا انفاق نمیکنید؟ همه عالم مال خداست. خدا میخواهد این را ارث بدهد. بلیت انفاق بکنید، مالی که مال خداست، تا خدا هم شما را مالک بکنید به مالی که مال خودش است.)
بعد برای اینکه تشویق بکند به این انفاق، یک قاعدهای گفت. فرمود: «لا یستوی...» آیه ۱۰ سوره مبارکه حدید: «لا یستوی منکم من انفق من قبل الفتح و قاتل.» (البته به شما بگویم شما در راه خدا انفاق میکنید، هزینه میکنید؛ ولی بعضیهاتان قبل از فتح هزینه میکنید، بعضیهاتان بعد از فتح هزینه میکنید. آنهایی که قبل از فتح هزینه میکنند با آنهایی که بعد از فتح هزینه میکنند برابر نیستند.) علامه طباطبایی در «المیزان» فرمود: «این فتح احتمال زیاد منظورش فتح مکه است.» بعد در ادامه آیه فرمود که: «اولئک اعظم درجة من الذین انفقوا من بعد و قاتلوا.» (آنهایی که قبل از فتح انفاق کردند و به میدان رفتند، اجرشان بیشتر است تا آنهایی که بعد از فتح آمدند هزینه کردند، جانشان را سر دست گرفتند.)
خب داستان چیست؟ علامه میفرماید که یکی از معانی که این آیه دارد، این است. الان میفرماید که آنهایی که زودتر اقدام کردند با آنهایی که دیرتر اقدام کردند. میخواهد بگوید فرق میکند؛ سبقت گرفتن. دیگر «السابقون». آنهایی که زودتر انفاق کردند، اینها در واقع انفاق به بقیه یاد دادند. بقیه از اینها انفاق را یاد گرفتند. مردانگی در راه خدا را نشان دادند که بقیه از اینها یاد گرفتند. بقیه یاد گرفتند بیایند به میدان، ترس بقیه ریخت.
معنای دومش چیست؟ معنای دومش این است که آنهایی که قبل فتح مکه از پول میگذشتند، از جان میگذشتند، اینها غریب بودند. حالا که مکه فتح شده، که دیگر هنر نیست. بله، شما هشتاد سال پیش اگر «مرگ بر اسرائیل» میگفتی، با الان خیلی فرق میکرد. الان که دیگر «مرگ بر اسرائیل» گفتن که، الان دیگر کلاس هم دارد، همه دارند میگویند. هشتاد سال پیش گفتنش مرد میخواست. صد سال پیش «مرگ بر آمریکا» گفتن مرد میخواست. الان که دیگر همه میگویند. در خود آمریکا میگویند. ژاپنیها «مرگ بر اسرائیل» به فارسی میگویند. همه دارند «مرگ بر اسرائیل» یاد میگیرند. به فارسی گفتنشان. الان که دیگر ... البته الان هم خوب استها، همینش هم هنوز ما در ایران کسانی داریم که همیشه نمیگویند. رئیس جمهور هم بشوند، بعضیهایشان اصلاً با «مرگ بر اسرائیل» معروف شده بودند. احساس مسئولیت، وظیفه، تکلیف. اینها خیلی نمیآید. برایش گفتن مرد میخواهد. هر کسی لایقش نیست. ولی آنی که روز غربت «مرگ بر اسرائیل» گفته با آنی که روز فتح «مرگ بر اسرائیل» میگوید فرق دارد. آن روزی که همه دارند میگویند، اینها فرق میکند. این منطق قرآن است. آن کسی که آن اول هزینه کرده، آن اول فحش خورده... بله، الان از آقای رئیسی همه تعریف میکنند. آقای جهانگیری، آقای روحانی، آقای لاریجانی. رئیس جمهور خیلی آدم خوبی بود. خدا رحمتش کند. ایشان ارتقاء گرفت. ما هم باید ارتقاء بگیریم. آن سال ۹۶ اگر کسی از ایشان تعریف میکرد، حمایت میکرد، فحش میخورد. با الان خیلی فرق میکند. الان که همه دارند تعریف میکنند. سازمان ملل... منطق قرآن این است که آنهایی که قبل از فتح هزینه کردند با آنهایی که بعد از فتح هزینه کردند برابر نیست. چرا؟ چون آن روز قبل از فتح چه داشت؟ غربت داشت. فرمود: «زیارت امام رضا که بروی، خدا اجر چه کسی را بهت میدهد؟ اجر کسانی که قبل فتح انفاق کردند، در روزگار غربت پای پیغمبر بودند.» چرا؟ چون اصلاً یک غربتی در زیارت امام رضا علیه السلام نهفته است. اصلاً زیارت امام رضا یک غربتی دارد. اصلاً خود امام رضا علیه السلام یک غربتی دارد. اصلاً امام رضایی بودن یک غربتی دارد. جوش خورده با امام رضا. آمیخته شده این غربت. دیدید چند روایت هی تأکید به این کلمه غریب داشت؟ «غریبانه از دنیا میرود، غریبانه دفن میشود.» زائرانش هم که میروند زیارتش، در غربت میروند زیارتش. یکی ممکن است بگوید: «آقا، این مال آن موقع بود. الان که دیگر کسی در غربت نمیرود.» عرض میکنم: همین امروزش هم زیارت غریبان است. منظورمان غربت این نیستش که، یک چیز دیگر میخواهد بگوید.
سه روایت را خواندم. اجر کسانی است که قبل فتح انفاق کردند که عرض کردم یعنی چه. روایت چهارم، حضرت عبدالعظیم ... البته این شاید آن عبدالعظیم حسنی نباشد. عبدالعظیم بن عبدالله بیشتر شبیه البته میخورد به حضرت عبدالعظیم حسنی و اینکه روایت ایشان از امام جواد علیه السلام باشد. میگوید که: «به امام جواد علیه السلام عرض کردم...» (آقا، من خیلی روایت جالب و عجیبی است.) «عرض میکنم این عبدالعظیم، آن کلمۀ الحسنی را نیاورده؛ ولی بیشتر میخورد به حضرت عبدالعظیم خودمان.» میگوید: «به امام جواد علیه السلام عرض کردم: آقا، من ماندهام چکار کنم؟ ری بوده دیگر قاعدتاً. ولی سؤالش جالب است. میگوید: آقا، من ماندهام چکار کنم؟ ماندهام بروم کربلا یا بروم مشهد؟ متحیرم. متحیر در بین زیارت قبر ابی عبدالله علیه السلام و بین زیارت قبر ابیک علیه السلام. نمیدانم کربلا بروم زیارت امام حسین یا بروم مشهد زیارت پدر شما؟ چکار کنم؟» «فما تری؟» (نظر شما چیست؟) رفتند داخل، بعد لحظاتی برگشتند. دیدم «دموعُهُ تسیل علی خدّی.» (صورت خیس اشک است.) صورت مبارک امام جواد علیه السلام دیدم همۀ چهره حضرت پرِ اشک است. حضرت برگشتند به من گفتند. زوّار دقت کنید! حالا آن موقع کربلا همچین بیستوچهار ساعته کاروان برود، چه میدانم پرواز، هتل، اینها که نبوده که. تازه کربلا یک حالت بیابانی هم داشته. مشهد شهر بوده. پاسخ امام جواد علیه السلام را ببینیم. حضرت برگشتند فرمودند: «زوار قبر ابی عبدالله علیه السلام کثیرون.» (کربلا و امام حسین، قبر امام حسین زائر زیاد دارد.) «و زوار قبر ابی علیه السلام بطوس قلیلون.» (پدرم در طوس زائر کمتر دارد.) البته از آن امام جواد نفرمودند که ثواب زیارت امام رضا بیشتر است، صریح نفرمودند؛ ولی یک جورایی توصیه به حضرت عبدالعظیم کردند که یعنی برو مشهد. مشهد برو، زائران امام رضا کمتر است.
این را فعلاً داشته باشید. این یکی از آن چیزهایی است که به بحث غربت کمک میکند. من یک روایت دیگر برایتان بخوانم، دوتا دیگر بخوانم برایتان. کماکان همین دوتا، در واقع یک روایت. این هم دل بدهید تا به اصل نکته برسیم، انشاءالله.
روایت بعدی باز هم از امام صادق علیه السلام. فرمود: «یُقتَلُ حفیدتی بارض خراسان فی مدینة یقال لها طوس.» (فرمود: نوه من در زمین خراسان کشته میشود، در یک شهری که بهش میگویند طوس.) بعد فرمود: «هر کسی برود زیارت او، بشناسد او را، حق او را بشناسد...» (اینجای روایت را دل بدهید، خیلی جالب است و این وعده امام صادق علیه السلام به کسانی است که زیارت امام رضا میروند.) فرمود: «هر کسی زیارت نوه من امام رضا برود، اخذته بیدی یوم القیامه فاتخلته الجنّة.» (خودم روز قیامت دستش را میگیرم، میبرمش در بهشت.) وعده امام صادق علیه السلام برای امام رضا: «خودم دستش را میگیرم، میبرمش. دستش را میگیرم، میبرمش در بهشت.» «حتی اگر گناهان کبیره انجام داده باشد.» حق او را بشناسد یعنی چه؟ فرمود: «یعنی اینکه بداند امام مفترض الطاعه است، امامی است که باید حرفش را ... وشهید.»
بعد فرمود: «هر کسی او را زیارت بکند، عارف به حقش باشد، خدا به او اجر هفتاد هزار شهیدی را میدهد که در محضر پیغمبر شهید شدند، جلوی چشم پیغمبر، کنار پیغمبر شهید شدند.» هفتاد هزار تا از آنها. یک دانه زائر اجر هفتاد هزار تا از آنها را میبرد بابت زیارت امام رضا علیه السلام. این روایت یک جای دیگر که نقل شده، یک ادامه ای دارد. ادامه اش این است که با دستشان اشاره کردند امام صادق علیه السلام به فرزندشان حضرت موسی بن جعفر، یعنی آن نوهای که گفتم فرزند اوست.
بریم در دل بحث! اینجا فرمود: «لا یزوره من شیعتنا الا اندر فیالاندر.» (نادر شنیدید یعنی چه؟ نادر یعنی چه؟ کمیاب. نادر وقتی میشود «اندر» یعنی نادرتر.) «نادرترین». مثل مثلاً میگویند کثیر، اکثر، اکثر یعنی بیشتر، اندر یعنی نادرتر. فرمود: «زائران نوه من علی بن موسی الرضا اندرند.» یعنی «خیلی نادرند.» «العندرو فلاند». (خیلی تک و توکند.) خیلی تک و توک. خب آقا، ما که این همه الحمدلله زائر میلیونی میبینیم. منظور از جهت کمی و تعداد نیست، از جهت کیفی. شما عالم اسلام را، اول کل عالم را تصور کنید. مسلمانها چند درصد کل عالماند؟ چقدر بودند در طول تاریخ؟ قطعاً اکثریت نبودند در طول تاریخ. حالا این مسلمانها را، شیعیانش را خیلی کمتر میشود. حالا شیعیان را، آن شریانی که فرض بفرمایید که مثلاً چهار امامی که زیادند در این حرمها و اینها میبینی، زیدیها مثلاً. آنهایی که شش امامی مثلاً اسماعیلیها. خلاصه در خود شیعه هم هی فرقه فرقه شده، گروه گروه شده. شما حرم امیرالمؤمنین طایفههایی از شیعیان را میبینید، در حرم امام حسین میبینید، زیاد هم هستند. همین زیدیها و اسماعیلیها و اینها. ولی اینها را، یا حتی واقفیها که موسی بن جعفر را قبول داشتند ولی دیگر از یک برههای بود در تاریخ شیعه که دیگر شیعه متفرق نشده. ما تا زمان موسی بن جعفر هی فرقه فرقه داشتیم در شیعه. خصوصاً بعد از موسی بن جعفر فرقه واقفیه. تعداد زیادی ریزش کردند که بزرگان شیعه هم تویشان بودند. به امام رضا علیه السلام که رسید، اصلاً امام رضا امامتش با غربت شروع شد؛ چون بزرگانی از علمای شیعه روبروی امام رضا بودند و امامت حضرت را قبول نداشتند. بعدها بعضی اطرافیان ایشان از بنی هاشم هم از یک جهت دیگر در امامت ایشان شک کردند؛ چون میدانند که امام رضا سنشان بالا رفته، پسر ندارد، اصلاً بچه ندارند. بنی هاشم در ایشان شک کردند تا آن سنین بالا خدا بهشان پسری داد که امام جواد علیه السلام بود. بعد امام رضا علیه السلام چهرهشان سفید و بور، مادر اروپایی. امام جواد علیه السلام مادر آفریقایی، چهره سبزه. قبول نکردند که این فرزند ایشان باشد. بنی هاشم، سادات، برادران و خواهران ایشان قیافهشناس آوردند. قضیه مفصلی دارد. بعد امام زمان قیافهشناس را از جلسه بیرون کردند. «شما برو بیرون که اینجا ساخت و پاختی چیزی هم صورت نگیرد.» بچه را گذاشتند وسط. این آقا آمد. گفتند نگاه کن به کدام یکی از ما میخورد. گفت بهش نمیخورد. آن آقا کی بود؟ در حیاط داشت کشاورزی میکرد. این بچه مال آن جناب علی بن جعفر است که در قم محل گزارش شهدا قبر مطهر ایشان است. بلند شد و دوید به سمت امام رضا. ایشان را بغل کرد. گفت: «من لحظهای به شما شک نکردم.»
ولی دیگران شک کرده بودند. امام رضا و امامت امام رضا که چطور میشود کسی سنش چهل و خوردهای سال شده، فرزند ندارد؟ حالا که بچهدار شده بهش نمیخورد. این بچه هیچی به این شباهتی ندارد. امامت امام رضا با غربت شروع شد. تعداد معدودی ماندند پای امامت امام رضا و خیلی هم فحش خوردند. بحثهایی بوده که ما وقتی به مباحثی داشتیم امام رضا علیه السلام و جنگ نرم، آنجا اینها را عرض کردیم. تک و توکی از شیعیان پای امام رضا ماندند و خیلی فحش خوردند تا کم کم ورق برگشت. شد زمان مأمون که دیگر آنجا امامت امام رضا آنقدر مستقر شد که مأمون مجبور شد حضرت را بیاورد در دستگاه خودش. از بعد از امام رضا علیه السلام ما دیگر فرقهای نداریم. نسل بچههای همه را تا امام زمان، همه امام جواد و امام هادی، دیگر گروه گروهکی نداریم. همه ریزشها تا زمان امام رضا علیه السلام بوده. کیفی. آنهایی که پای امام رضا ماندند و به امامت امام رضا... دیگر در همه عالم اسلام از همه محدودترند. مسلمان خیلی داریم. حالا آنی که پیغمبر را قبول کرده. بعد حالا خلفا را قبول کرده. حالا امیرالمؤمنین به عنوان خلیفه چهارم قبول کرده. ریزشها برش خورده. دیگر کم شدند، کم شدند، کم شدند. دیگر شیعه باشد و اهل بیت را قبول داشته باشد و همه را قبول داشته باشد. همه را قبول داشته باشد از امام رضا شروع میشود. یعنی اگر امام رضا را قبول کردند، همه را قبول کرد. آن دیگر از همه اینها معدود، آن گروهک اصلی که بین همه اینها آن فرقه ناجیه که یک هفتاد و سوم از هفتاد و دو تا منحرف است، یکی بر حقاند. آن یک دانه ای که بین این ۷۳ تا بر حق است از کجا یک گروه جدا شدند از بقیه؟ از امام رضا علیه السلام. یکی از معانی غربت این است.
حالا دیگر با توجه به اینکه وقت جلسه هم کم است و زودتر تحویل بدهم، به آن اصل بحثی که میخواستم عرض بکنم نمیرسیم. حالا یک فرصت دیگری، حالا روز چهارشنبه دانشگاه فردوسی ادامه بحث را آنجا عرض بکنم که اصل نکته اینجاست: در ارتباط با امام رضا یک غربتی نهفته است و خود حضرت هم غریب است. فقط یک اجمالاً دو سه تا نکته را اینجا بگویم برم در روضه. یک نکتهای که اینجا هست این است: خود این کم بودن... حالا مسافت هم دور است. به هر حال بین معصومین، مرکز زندگی اهل بیت مدینه بوده. حالا بغداد هم مثلاً بعدها اضافه شده. به هر حال دو تا امام در بغداد داریم. دو تا امام در سامرا داریم. بغداد و سامرا به هم نزدیکاند. نجف، کربلا. حالا درست است که اینها باز خودش از مدینه دور است، ولی باز خود این شهرها به همدیگر نزدیکاند. ولی دیگر طوس از همه اینها دور است. یک امام هم هست. یعنی کاملاً در غربت. خود این فاصله هم هست. از آن طرف هم که عرض کردم از جهت کیفی هم طرفداران امام رضا از بقیه کمترند. خود این کم شدن باعث میشود که غربت میآید.
این چند کلمه را دقت بکنید. عرضمان کم کم تمام میشود. وقتی آقا، طرفداران یک فکری، یک ایدهای، یک مکتبی، یک آدمی، طرفدارانش وقتی کم میشوند، کدام کم بودن اینها غربت میآورد؟ نویسندهای هست هر کتابی که مینویسد ۵ میلیون نسخه فروش میرود. یک نویسنده هم هست کتاب که مینویسد نهایتاً ۲۰۰ تا دانه کلاً. ۲۰۰ تا طرفدار ندارد. خب مشخص است که این ۲۰۰ تا بخواهند در خیابان بیایند از آن نویسنده دفاع بکنند در برابر آن یکی که ۵ میلیون نسخه فروش رفته. معلوم است که آنها این را میخورند. دیگر به حسابش نمیآورند. غربت ایجاد میکند. کم بودن تعداد غربت میآورد. وقتی آدم همفکر خودش کم دارد، همسنخ خودش کم دارد، این خودش زمینه چه میشود؟ زمینه غربت میشود. منحصر به فرد بودن، ویژه بودن، تک بودن. اصلاً میگوییم طرف تک است. تک است یعنی چه؟ یعنی کم آدم این مدلی پیدا میشود. خب بله، تک بودن خیلی قشنگ است، جذاب است؛ ولی از آنور وقتی کسی تک میشود، غریب میشود. آدمی که تک است، بقیه حرفش را نمیفهمند. زندگیاش با بقیه فرق میکند. سبک زندگیاش با بقیه فرق میکند. منطق زندگیاش با بقیه فرق میکند. حرفهایی که میزند با حرف بقیه فرق میکند. اهدافش، نیتش، انگیزهاش با بقیه فرق میکند. زمینه غربت که مفصلترش را انشاءالله در یک جلسه دیگر عرض خواهم کرد.
یکی از ویژگیهای مرحوم آیت الله رئیسی (رضوان الله علیه) همین بود که ایشان خیلی منحصر به فرد بود. یعنی شبیه اکثریت نبود و همین باعث میشد که اولاً باورپذیری او کم بشود و ثانیاً غریب بشود. معمولاً سیاستمداران این مدلی نیستند. معمولاً سیاستمدارها اینجوری نیستند که فقط بخواهند چهار سال زحمت بکشند به رأی فکر نکنند. همه فکرشان، دغدغهشان خدا و پیغمبر باشد. به فامیل خودشان فکر نکنند. به جیبشان فکر نکنند. به شهرتشان و اسم و رسمشان فکر نکنند. چون اکثریت اینجوری نیستند، باورش سخت است که این یک دانه متفاوت باشد. و این یک دانه هم که متفاوت است، غریب واقع میشود. کسی باورش نمیکند. جدی گرفته نمیشود. اصلاً همین که شبیه بقیه نیست، باعث میشود به انزوا برود. وقتی به انزوا میرود، تک و تنها میشود. راحتتر مسخره میشود. اصلاً دستمایۀ تمسخر میشود. چه تمسخر میشوند؟ چون متفاوت از بقیه، تکند، منحصر به فردند، با بقیه فرق میکنند، دورشان خلوت است. این مدلی ما کم داریم. وقتی عده و عُدّه نداشت، سپاه نداشت، آدم نداشت، نوچه و مرید نداشت، راحت هم میشود لگدمالش کرد، فحشش داد، مسخرهاش کرد، کوبیدش. اینها راز غربت است. فرمود: «زائر من در غربتم من را زیارت میکند و اجرش اجر آن کسانی است که قبل از فتح انفاق کردند.» از اینها چه میفهمد آدم؟ از این این را میفهمد که با امام رضا بودن یک غربتی دارد، یک غربتی تویش است. امام رضایی بودن غربتی دارد. همین مردم ایران هم که به تعبیر رهبر انقلاب فرمود: «ایران ایران امام رضاست.» همین مردم ایران هم در همه عالم غریباند دیگر. ایران، امام رضاست. این مردم، مردم. خط فکری اینها، اسلام اینها، فکر سیاسی حرف اینها، شعار اینها، مدل اینها با همه اهل دنیا فرق میکند. اینها غریباند، متفاوتاند. البته اوضاع اینطور نخواهد ماند. پیغمبر فرمود: «اسلام غریبانه شروع شده و بعداً غریب خواهد شد ولی همه عالم را خواهد گرفت.» ولی بعد که همه عالم را میگیرد، آنجا دیگر میشود بعد از فتح. امام رضاییان که قبل از فتح هستند و میمانند و فتح را رقم میزنند. و بعد در عالم میآیند امام رضاییان که غربت را میپذیرند. آدم غریب میماند تا آن روزی که حقانیتش معلوم بشود.
آقای رئیسی اگر شهید نمیشد، همین غربت بود. ولی چون در حین خدمت، با آن حجم بالای کار، با آن اخلاص، با آن فداکاری که همه برایشان عیان بود این آدم چطور دارد زحمت میکشد، روز و شب نمیشناسد، چون با آن حال از این دنیا رفت، آن هم شب میلاد امام رضا علیه السلام که همزمانی این دو اتفاق خیلی عجیب بود. ۸ صبح روز میلاد امام رضا اعلام بشود ۸ نفر در این سه تا کاروان، سه تا بالگردی که داشته میرفته، ۸ نفر اینها گلچین شدند. روز میلاد امامزاده، ساعت ۸ اعلام شد. نمیخواهم بگویم اینها را مثلاً ما خرافاتمنشانه برخورد بکنیم؛ ولی عجیب است این رویداد، این وقوع زمانی خیلی عجیب بود، خیلی معنادار بود، خیلی الهامبخش بود. حقانیتش ثابت شد. دیدید چه تشییع جنازه عجیب و غریبی شد؟ این داستان غربت مؤمن است. جلسه دیگر من مفصل عرض خواهم کرد. بحثم را باید کم کم تمام بکنم. بخوانم. با همین، وارد روضه بشوم.
روایت، روایت جالبی است. در کتاب کامل الزیارات هم هست. روایت دارد که محمد بن مسلم بیمار بود. حالش بد بود. بیمار شده بود. از یاران نزدیک امام صادق علیه السلام. میگوید: «من از مدینه رفتم و درد داشتم و رفتم یک گوشهای.» به امام صادق علیه السلام گفته شد که: «آقا، محمد بن مسلم حالش بد است، بیمار است.» حضرت امام باقر علیه السلام کسی را فرستادند. یک ظرف آبی همراهش بود. آمد ظرف آب را به من داد. گفت که: «حضرت گفتهاند که شما این ظرف آب را بخور.» به من فرمودند که: «وایمیایستد.» آبش را که خورد. محمد بن مسلم میگوید: «من در دلم گفتم که آقا، من با همچین حالی میتوانم بلند شوم؟» حالا اینی که فرمودند: «میخورم.» میگوید: «خوردم. از گلویم رفت پایین. احساس کردم که از درونم انگار دارد بندها کنده میشود. بلند شدم و همراه آن شخص راه افتادم و رفتیم خدمت حضرت.» پشت در که رسیدم، یک صدایی صدا زد که: «حالت خوب شده؟ بیا تو.» آمدم تو. اشکم جاری بود. سلام دادم به حضرت. دست امام باقر را بوسیدم. سر امام باقر علیه السلام را بوسیدم. به من فرمود که: «چرا گریه میکنی؟» میگوید: «عرض کردم: فدایتان بشوم. به خاطر غربتم گریه میکنم. تک و تنهام. از شما هم دور افتادم. همفکر من کم است. کسی که با او راحت بنشینیم، از شما بگوییم، از این عقاید بگوییم. غریبم و دور هم افتادم. یک جوری شده که کمتر میتوانم شما را ببینم. دیر به دیر شما را میبینم.» حسن، چند تا نکته گفتم: «غربتت.» این را بهت بگویم: «فان المومن فی هذه الدنیا غریب.» (مؤمن اصلاً در این دنیا غریب است.) از منزل هم دور افتاده. دنیا دار غربت است برای مؤمن.
بعد فرمودند که: «بابت این دوری از منزلم، برایت یک چیزی بگویم. از اینکه از ما دور افتادهایم، از خانوادهمان... هر وقت که این غم برایت سنگینی کرد، غم غربت... یاد یک چیزی بیفت.» بگویم آرام آرام بریم. فرمود: «اما ما ذکرت من حبک قربنا و النظر إلینا و انک لا تقدر علی ذلک.» (اینی که گفتی ما را دوست داری و دوست داری به ما نزدیک باشی و نمیتوانی، خدا این را در دلت میبیند و به تو جزا میدهد.) «اینیم که گفتی خانهات دور است، دور افتادهای از خویشان و کسانت، هر وقت این داغ اذیتت کرد، من یک چیزی بهت میگویم.» دستورالعمل امام باقر علیه السلام را ببینید به یک غریب برای اینکه غم غربت در دل او فروکش کند. فرمود: «هر وقت این غم غربت اذیتت کرد، فاجعل لنفسک بابی عبدالله علیه السلام اسوةً.» (به یاد حسین، باری از ما در فرات.) "به این فکر کن، حسین هم در یک زمین دوری از خانوادهاش قرار گرفت. حسین هم تک و تنها واقع شد." به غربت حسین و تنهایی حسین فکر کن. به اینکه پیکر مطهرش را خانواده او گذاشتند و رفتند. بگذار من روضه را تکمیل کنم.
از غربت امام رضا خواندیم و گفتیم، ولی در زیارت ناحیه امام زمان اینطور فرمود: «السلام علیک یا غریب الغرباء.» (سلام بر غریب غریبان.) امام رضا غریب بود، ولی غریب الغرباء اباعبدالله است. چرا؟ امام رضا دور افتاد از کسان و خویشان و از خانه و زندگی و در غربت به دست دشمن دفن شد. زن و بچهاش نبودند کنار پیکرش گریه کنند. مأمون قیافه عزادار به خودش گرفت کنار پیکر امام رضا. اینها غربت امام رضاست. دوست و آشنا نبود کنار امام رضا موقع دفن. دشمنانی که بهش سَمّ داده بودند دفنش کردند. کدام پیکر را دوره کرده؟ هر چه بود با احترام دفنش کردند. هر چه بود... پیکر فدای آن آقایی که دفنش نکردند، روی خاک بیابان ولش کردند. غریب الغرباء اوست.
امام رضا هرچه بود، فرزند آمد غسلش داد. پیکر بهشتی پدر را با آب بهشت، با سدر و کافور بهشت غسل داد، کفن کرد، کفن کرد. فدای آن آقایی که پیکرش را در بوریا... عرض روضه من تمام. با این یک خط ناله بزنید. این ناله را هدیه کنید به امام رضا، شاد کنید قلب امام رضا را. امام رضا را درست است در غربت، درست است امام جواد مخفیانه و پنهانی و به دور از چشم دیگران غسل داد؛ ولی لااقل با آرامش توی آن فضای محترمانه خودش غسل داد پیکر پدر را.
از زیارت ناحیه بگویم و روضه را. امام زمان فرمود: «السلام على المغسّل بالدم الجرّاح.» (سلام بر آقایی که غسلش دادند.) عه، مگر حسین را غسل دادند؟ فرمود: «آره، ولی بدم الجراح.» آنقدر در خون خودش غلطانده شده. آنقدر در خون خودش چرخید، همه پیکرش در این خون غسل داده شد.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...