مادر آفتاب

مادر آفتاب

مادر آفتاب . 1403/02/30
01:08:11
44

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب‌العالمین. و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین. و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسر لی أمری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
اول از همه تبریک عرض می‌کنم میلاد آقا و مولامون حضرت شمس‌الشموس، حضرت امام رئوف، سلطان ابوالحسن رضا علیه‌السلام را محضر آقا و مولامون حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه و همه شیعیان و محبین اهل‌بیت در اقصی نقاط عالم، خصوصاً شما برادران عزیز و خواهران محترم که در کسوت خدمت امام رضا علیه‌السلام مشغولید.
و تسلیت عرض می‌کنم رحلت مرحوم آقای کورانی، این عالم جلیل‌القدر و شریف را که امروز این بزرگوار را از دست دادیم و ضایعه خسارت‌باری بود. این شخصیت بزرگوار خصوصاً در عرصه مهدویت، آثار ماندگاری به جا گذاشته و به هر حال حقی به گردن همه ما دارد بابت زحمات و پژوهش‌هایی که ایشان داشتند.
و در وهله سوم، درخواست دعا دارم از همه عزیزان، برای سانحه‌ای که رخ داده برای رئیس‌جمهور محترممان، این خادم‌الرضا در شب میلاد امام رضا علیه‌السلام. از محضر نورانی امام رضا علیه‌السلام می‌خواهیم که این خادم وفادار و پرتلاش خویش را در کنف حمایت قرار دهند. ان‌شاءالله که چیزی نباشد؛ هرچند نگرانیم، جداً هم نگرانیم بابت وضعیتی که الان دارند. به هر حال شرایط طوری است که این نگرانی دائم تشدید می‌شود.
من خودم الان از لحاظ روحی حال خوبی ندارم برای این جلسه و به هر حال رئیس‌جمهور، نفر دوم مملکت است؛ اگر خدای ناکرده اتفاقی برای ایشان رخ بدهد، به هر حال در این اوضاع نابسامان منطقه، شرایط خیلی دشواری خواهد شد برای کشورمان. ان‌شاءالله که عنایت مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شامل حال ایشان و ما بشود و دفع خطر بشود. اگر هم خدایی ناکرده آسیبی وارد شده، آسیب جدی نبوده باشد و قابل حل باشد و به هر حال این مملکت شیعه، این خیمه‌گاه امام زمان، از هر بلایی ان‌شاءالله مصون و محفوظ باشد.
ان‌شاءالله به عنایت امام رضا علیه‌السلام، عرض کردم حال مساعدی برای گفت‌و‌گو چندان ندارم و اگر وقت داشتم، جلسه را عذرخواهی می‌کردم از دوستان برای حضور در جلسه و کمی از درون به هر حال اوضاع خیلی مساعدی برای گفت‌و‌گو ندارد؛ ولی به هر حال از باب احترام به ساحت قدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام، مطالبی را عرض می‌کنم. آن موضوعی که گفته بودیم، خب این جلسه نمی‌شود؛ ولی موضوع دیگری را می‌خواهم عرض بکنم. اگر در حین جلسه اخبار خوبی بهمان برسد، ان‌شاءالله خب با حال خوب ان‌شاءالله بحث را ادامه می‌دهیم. اگر خدایی ناکرده اخبار خوبی نرسد، دیگر قاعدتاً شاید بنده نتوانم بحث را ادامه بدهم.
مطالبی که این جلسه ان‌شاءالله بنا داریم خدمت دوستان عرض بکنیم، در مورد خود میلاد امام رضا علیه‌السلام است. ان‌شاءالله این مطالب مورد عنایت امام رضا علیه‌السلام واقع بشود و ان‌شاءالله که حضرت توجهی بفرمایند به ما و عیدی بگیریم ان‌شاءالله امشب در این شب میلاد و کام ملت ان‌شاءالله شیرین بشود و بار دیگر لطف و عنایت امام رضا علیه‌السلام را بر سر خودمان و بر سر مملکت ببینیم.
در مورد روز میلاد امام رضا علیه‌السلام، اول باید عرض بکنم که خب حتماً می‌دانید که اختلافاتی هست در مورد اینکه حضرت چه روزی به دنیا آمده‌اند. بعضی گفته‌اند که حضرت پنجشنبه به دنیا آمده‌اند، بعضی گفته‌اند جمعه به دنیا آمده‌اند. بعضی میلاد حضرت را در ذی‌الحجه دانسته‌اند مثل مرحوم اربلی و بعضی هم مثل مرحوم طبرسی، کفعمی و شهید اول، میلاد امام رضا علیه‌السلام را در ذی‌القعده دانسته‌اند؛ ولی باز برخی مثل شیخ صدوق، میلاد امام رضا علیه‌السلام را در ربیع‌الاول دانسته‌اند که ایشان یازدهم ربیع‌الاول می‌دانند میلاد امام رضا علیه‌السلام را. البته می‌دانید به هر حال این اصل یازدهش ثابت بوده؛ یا یازدهم ذی‌القعده است، یا یازدهم ذی‌الحجه است، یا یازدهم ربیع‌الاول. اشکالی هم ندارد ما از باب تبرک و تیمن تمام اینها را به یاد امام رضا علیه‌السلام باشیم، حتی مراسم بگیریم. اشکالی ندارد که چند تا مراسم می‌خواهیم بگیریم، در این مناسبت‌ها میلاد امام رضا علیه‌السلام را تکثیر بکنیم.
در مورد سال تولد ایشان هم برخی قائل‌اند سال ۱۴۸، مثل جناب کلینی. بعضی مثل جناب طبرسی و کفعمی و شهید اول و شیخ مفید، ایشان را سال ۱۴۸ می‌دانند که می‌شود سال شهادت امام صادق علیه‌السلام؛ یعنی چند روز بعد از شهادت امام صادق علیه‌السلام. یعنی وقتی امام صادق علیه‌السلام به شهادت رسیدند، امام رضا علیه‌السلام در حمل بودند و مادر ایشان آبستن بودند. ایشان را ولی برخی مثل مرحوم اربلی و شیخ صدوق، سال تولد امام رضا را سال ۱۵۳ می‌دانند که می‌شود ۵ سال بعد از شهادت امام صادق علیه‌السلام. برخی هم سال ۱۵۱ می‌دانند سال تولد امام رضا علیه‌السلام را. که حالا اینجا روایاتی هست بنده نمی‌خواهم حالا وارد آن بشوم، فقط خواستم اجمالاً بدانید که اختلاف‌نظر در مورد روز میلاد امام رضا علیه‌السلام و سال میلاد امام رضا علیه‌السلام هست.
ولی مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب "منتهی الآمال" ایشان می‌فرمایند که مشهورترین این است که یازدهم ذی‌القعده سال ۱۴۸ در مدینه، امام رضا علیه‌السلام به دنیا آمدند؛ یازدهم ذی‌الحجه ۱۵۳ و ایشان می‌فرمایند که این روایت اول بهتر است که چند روز فاصله باشد بین شهادت امام صادق و امام رضا علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام آرزو داشتند میلاد امام رضا علیه‌السلام را درک کنند. یعنی این خودش یک نکته است که از این جهت انگار امام صادق علیه‌السلام ناکام از دنیا رفتند. خیلی دوست داشتند چشمشان بیفتد به جمال امام رضا علیه‌السلام که نوه‌شان بود و خب خیلی از اهل‌بیت پیغمبر اکرم نوه‌هایشان را دیدند. امام حسن و امام حسین، امیرالمؤمنین، امام سجاد را دیدند. امام حسین، امام باقر را دیدند و همین‌طور؛ ولی امام صادق، امام رضا علیه‌السلام را ندیدند. انگار یک حسرتی بود برای امام صادق علیه‌السلام که موسی بن جعفر روایت می‌کردند، فرمودند که از پدرم امام صادق می‌شنیدم که مکرر به من می‌فرمود که: "عالم آل محمد در صلب توست، عالم آل محمد در صلب توست. کاش من او را درک می‌کردم. او همنام امیرالمؤمنین است."
این یک نکته دارد؛ یعنی انگار دوباره امیرالمؤمنین، خدا به بشریت و عالم یک فرصت مجدد داد، یک بار دیگر علی طلوع کند در این عالم؛ علی بن موسی به جای علی بن ابیطالب. از این جهت عالم آل محمد، چون علم امیرالمؤمنین دوباره طلوع کرد در هستی. امام صادقی که خودش منتشرکننده علم است، اصلاً دیگر انفجار علم اهل‌بیت در زمان امام صادق و امام باقر علیهم‌السلام رخ داده؛ ولی حضرت به موسی بن جعفر می‌فرمایند که: "عالم آل محمد در صلب توست ای کاش من او را درک می‌کردم." خب این درک کردن امام که با امام تفاوت ندارد. دیدن امام، درک کردن امام، اینها در عالم ازل با هم بودند، همه یک نورند.
حالا اینجا مثلاً فرض بفرمایید که بدن مادی امام رضا علیه‌السلام بخواهد برای امام صادق علیه‌السلام عیان بشود، حضرت ببینند، این چه خاصیتی خواهد داشت؟ حالا ببینند یا نبینند، اولاً که این ابراز شوق به حجت خداست. به خدا این را دوست دارد. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت می‌فرمودند که یک وقتی توی جلسه‌ای که توی این کتاب حضرت حجت، ایشان هم هست، فرموده بودند که: "اگر ما رفتیم و شما دیدی ظهور حضرت را، با بغض و ناراحتی و گریه گفته بودند: سلام ما را به ایشان برسانید و بگویید ما چشم به راه بودیم." یعنی این اعلام محبت به امام زمان، اعلام عطش دیدار.
خب ببینید امام صادق نسبت به امام زمان چقدر عطش دیدار داشتند که هست تو بعضی روایات: "سیدی! غیبت کرده‌ام. ناله می‌کردند و گفت‌وگو و نجوا می‌کردند با امام زمان: اگر او را درک کنم، لخدمته ایام حیاتی. همه عمرم را نوکریشان می‌کنم." امام صادق فرمودند: "اگه من ببینم او را، درکش کنم، همه عمرم را نوکریشان می‌کنم." خیلی عبارات، عبارت عجیبی است. روی این حساب دوست داشتند امام رضا علیه‌السلام را هم ببینند. این یک نکته است.
نکته دیگر این است که اساساً نفس دیدن حجت خدا موضوعیت دارد؛ یعنی حتماً آثاری بوده در دیدن امام رضا علیه‌السلام. ولو امام صادقی که پیرمردند و پدربزرگند و خودشان حجت حیّاً او ببیند امام رضا علیه‌السلام را که نوة اوست، کوچک، خردسال و الان هم که به دنیا می‌آید در امامت اوست، در امامت امام صادق علیه‌السلام؛ ولی این وجود، آنقدر با برکت است، صرف لمس تن مبارک او، صرف اشعه‌ای که از پیکر مبارک او به چشم من می‌افتد، این خودش موضوعیت دارد. آیت‌الله بهجت، مرحوم شهری فرموده بودند که: "بخواهید تشرف خدمت امام زمان را، ولو گفت‌وگو صورت نگیرد، نفس دیدن امام زمان موضوعیت دارد."
ما دیروز مادر همسرمان راهی حج شدند. خدا ان‌شاءالله سفر همه حُجّاج و همه مسافرین عالم را بی‌خطر قرار بدهد. گفت‌وگو می‌کردیم که ایشان داشت می‌خواست سوار هواپیما بشود بهشان عرض کردم: "ان‌شاءالله خدای متعال زیارت امام زمان را در عرفات نصیب شما بکند." حالا در مکه، در مدینه، همه جا، نفس دیدار، نفس این ملاقات موضوعیت دارد، شرافت دارد، رشک برانگیز و قابل تمناست. امام صادق علیه‌السلام دوست داشتند درک کنند امام رضا علیه‌السلام را که خب کفاف نداد. دو هفته تقریباً قبل از میلاد امام رضا علیه‌السلام، امام صادق به شهادت رسیدند؛ ۲۵ شوال این و یازدهم ذی‌القعده. بر اساس این نظر هم سالش سال ۱۴۸ باشد هم یازدهم ذی‌القعده باشد، دو هفته فاصله است بین امام صادق و امام رضا. ولی خب شیخ صدوق قائل است به اینکه نه، این می‌رساند که فاصله باید بیشتر باشد. ایشان همان فاصله ۵ سال قائل است که ۱۵۳ باشد میلاد امام رضا علیه‌السلام.
به هر حال این نشان می‌دهد که وجود امام از جهت مادی چقدر شرافت و برکت دارد. تمام آن چیزی که مرتبط می‌شود با این، حتی بعد مادی امام، شرافت پیدا می‌کند، ارزش پیدا می‌کند؛ همان‌طور که مزار شریف امام رضا علیه‌السلام، قطعه‌ای از بهشت است. "روضه من ریاض الجنه" پیامبر فرمود: "باغی از باغ‌های بهشت است." به خاطر حضور امام. امام در مسیر، امام رضا علیه‌السلام، برخی نقاطی که می‌رسیدند در مسیر نیشابور و خراسان، برای نماز می‌ایستادند. بیابان بود. حضرت دست روی خاک می‌کشیدند، چشمه جاری می‌شد. هنوز این چشمه‌ها هست، هنوز این چشمه‌ها جاری است. گفته‌اند اینها را در منابع ما، این کتاب "عیون اخبار الرضا" و کتاب دیگری که سندهای معتبر ما در مورد امام رضا علیه‌السلام است، از این مسائل زیاد داریم.
امام وجودش این است که لمس بدن مادی او، دست او. بنده حالا شخصاً خودم یکی از آرزوهایم این است که دستم تماس پیدا کند به دست امام زمان؛ یعنی آن وجود نازنین، هم این دست او که دست خداست که همه حقیقت ملکوت است، همه حقیقت هستی است، آنقدر آن دست حق، آنقدر آن دست نور. کسی که تماس با آن دستش پیدا کند، خودش انگار ارتباط بی‌پرده با کنهِ هستی است. چه بگویم، دیگر چه تعبیری می‌شود کرد؟ و آنقدر این وجود نازنین با برکت است که در واقع صرف ارتباط فیزیکی و تماس فیزیکی، آن برکت دارد که این را ما در روایات فراوانی داریم که نمی‌خواهم وارد آن بشوم.
روایت عجیبی هم داریم که اصلاً نمی‌خواهم بخوانم چون کمی یک جوری است. یک وقتی تو بعضی جلسات خواندم، بعضی دوستان حالا فقط یک اشاره‌ای می‌کنم که بدانید روایتی دارد تو "عیون اخبار الرضا" هم هست. خب ما امام را مثل بقیه فرض می‌کنیم دیگر. امام هم نجاست دارد؟ امام هم اصلاً چرک دارد؟ امام هم کثیفی دارد؟ مثلاً در وجود او رجس معنا ندارد. خدا دفع کرده هرگونه رجسی را؛ چه در باطن او چه چرک در بدن. امام معنا ندارد. ویروس در بدن امام معنا ندارد. اگر از بیرون بیاید در بدن او، تبدیل می‌شود؛ اذهاب رجس می‌شود، تبدیل رجس می‌شود.
در این حمام‌های قدیم، امام رضا رفته بودند برای استحمام. این جوری بوده که از زیر آب می‌آمده بیرون یا حوضچه شیاری بوده که آب‌های این حمام نمره می‌ریخته توی آن شیار و مدرسه‌ی معصومیه که درس می‌خوانیم، حمام آن شکلی بود؛ یعنی خود آن اتاق، آن در واقع اتاقک استحمام، خودش چاه نداشت. این آب از زیر می‌آمد، شیب داشت، بیرون می‌آمد، وسط حمام این شیار داشت، می‌رفت. قدیم‌ها این جوری بوده حمام. این شخص می‌گوید: "من وایساده بودم. حضرت استحمام می‌کردند. این آبی که از زیر استحمام امام رضا علیه‌السلام، زیر حمام می‌آمد، جمع کردم، خوردم." حالا بعضی‌ها بدشان می‌آید. روایت نقل شده، بزرگان ما نقل کردند. خب بدمان می‌آید به خاطر اینکه امام را مثل بقیه فرض می‌کنیم. آقا یعنی چی؟ آقا کثیف؟ اصلاً نقل نکنید اینها را.
یک عزیزی به من به شدت می‌پرید برای چی این را نقل کردی؟ نکته دارد. نکته معرفتی دارد. آنجا تو روایت دارد حضرت بهش فرمودند که: "تو به واسطه این کار..." البته ظاهراً حضرت تذکر هم دادند که این کار را نکن. "...به وساطه این کار، مریضی از صلب و ظاهراً آن جور که ذهنم از روایت است، از نسل تو دفع شد." یعنی این آبی که تماس پیدا کرده با بدن امام، وقتی می‌آید به حسب ظاهر آب چه؟ آب مثلاً آلوده، چرک بدن حضرت است که چرک در بدن او معنا ندارد. بله، عرق می‌کند. عرق مثل عرق من و تو نیست. اصلاً جسم او مثل جسم من و تو نیست. ما روحمان در مرتبه جسم امام است. روحمان از حیث لطافت، روح من و شما بلکه روح انبیا در مرتبه جسم امام است. حالا جسم امام فکر می‌کنیم مثل ماهاست. خون حضرت و چه می‌دانم عرق حضرت اینها. غرضم این است که این وقتی تماس پیدا می‌کند با بدن حضرت، این آب می‌شود اشرف از آب زمزم، اشرف از آب فرات. امام این است. خاکی که به او تماس پیدا می‌کند، به دست مبارک او، ازش چشمه می‌جوشد.
جایی که پا گذاشته شامل مقام ابراهیم؟ چیست اینجا؟ حضرت ابراهیم توقف کرده، وقوف کرده، ایستاده. اینجا مقامی شده که شما نماز طواف را باید پشت اینجا بخوانی. خیلی حرف است. رو به کعبه که می‌خواهی نماز بخوانی، جلوتر از مقام ابراهیم حق نداری. در نماز طواف حق نداری جلوتر از جایی که ابراهیم ایستاده؛ آقا یک بار حضرت ابراهیم ایستاده، بعد نقش پای ایشان هم حک شده آنجا. یک بار ایستاده، آن هم برای یک غرض دیگر. آنجا گفته‌اند به انتظار اسماعیل ایستاده بوده، نگاه می‌کرده که ببیند اسماعیل کجاست؟ شده مقام ابراهیم. اصلاً قرآن با همین عنوان یاد می‌کند: "به شما باید احترام قائل بشود و پشت آنجا بایستی."
حالا ببینید مقام علی بن موسی الرضا چی می‌شود؟ محل توقف علی بن موسی الرضا چی می‌شود؟ محل دفن علی بن موسی الرضا چی می‌شود؟ آن خاکی که این شرافت را داشته که بدن حضرت آنجا فرود بیاید، نزول پیدا کند در آن خاک، هبوط پیدا کند در آن خاک، چه شرافتی پیدا کند؟ این شرافت مکانی است. شرافت زمانی هم، روزی که او مولود می‌شود: «السلام علیک یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیا.» سلام بر من در آن ظرفی که آن روز، روز میلاد من است. روز میلاد، روزی است که به خود روز، نه بر من در حین تولدم. سلام بر من روز تولدم. بله، ولادتم. سلام به روز ولادتم. سلام روز میلاد او بهش سلام تعلق گرفته. سلام الهی. سلام الهی خودش یک داستان عجیب و مفصلی دارد. چرا نمی‌خواهم بهش بپردازم؟ روز میلاد، خب ظرف زمانی هم شرافت پیدا می‌کند. روزی است که در پیشگاه الهی موقعیت ویژه دارد.
از اینجا می‌خواهم یک نکته‌ای عرض بکنم که این نکته البته نیاز به بحث مفصلی دارد، بحث غریبی هم دارد؛ ولی اجمالاً در این جلسه، حالا با این حال نامساعدی که داریم همه‌مان و به هر حال دل‌نگرانیم. ان‌شاءالله خدا نگرانی‌های همه‌مان را برطرف بکند. می‌خواهم عرض بکنم که حالا شما ببینید، آن کسی که ارزش دارد که این پیکر مطهر و این وجود ناسوتی، وجود ملکی او، بدن مطهر امام می‌خواهد توی این عالم پا بگذارد، آن کسی که می‌خواهد امام را در رحم خودش، در زهدان خودش جا بدهد، آن چه شرافتی دارد و چه شرافتی باید داشته باشد؟
مادر امام یکی از مباحثی است که خیلی متأسفانه بین ما غریب است. خیلی غریب است بحث جایگاه مادران اهل‌بیت. اصلاً ما کمترین شناخت نسبت به مادران اهل‌بیت، حتی در حد اسمشان نداریم. بنده قطعاً، یعنی با ضرس قاطع می‌گویم ۹۹ درصد بچه‌هیئتی‌ها که هیچ، ۹۹ درصد طلبه‌ها که هیچ، ۹۹ درصد مردم سؤال کنید: «اسم مادر تمام ائمه را پشت هم بگو.» قاطعاً که نمی‌دانند. حالا در حد دیگر تا امام سجاد و دیگر امام باقر را که نمی‌دانیم، امام صادق را هم نمی‌دانیم، امام کاظم را نمی‌دانیم، امام رضا را می‌دانیم، باز امام جواد را نمی‌دانیم تا باز امام زمان. سه چهار تاشان، فاطمه بنت اسد را می‌شناسیم و دو تا هم که دو بزرگوار هم که مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست و امام سجاد را می‌شناسیم چون مادرشان ایرانی‌اند و امام رضا هم چون بالاخره خود حضرت ایرانی‌اند، اسم مادرشان آشناست و امام زمان. مادر امام عسکری کی بودند؟ مادر امام هادی کی بودند؟ مهم است مگر؟ اصلاً مادر شهدا. حالا بنده خدا یک روستایی بوده، حالا بچه‌اش، بچه‌ی مهمی شد. حالا اسم مادر قاسم سلیمانی را هم خدا رحمتش کند، ولی آن چنان اهمیتی برای ما ندارد. در حالی که مادر امام با مادر بقیه متفاوت است. مادر امام مثل بقیه نیست که حالا یک بچه به دنیا آورده که حالا گاهی «یخرج الحی من المیت»، گاهی «یخرج المیت من الحی». حالا مادر خیلی خوب نیست، بچه خوب می‌شود. مادر خیلی خوب است، بچه بد می‌شود.
مادر امام این جوری نیست. مادر امام قاعده‌اش، قاعده «البلد الطیب یخرج نباته بإذن ربه» است. این قاعده مادر امام است. باید یک بلد طیبی باشد که همچین میوه‌ای بدهد، همچین ثمری بدهد. در آن ظرف وجودی این می‌روید. از آن ور فرمود: «والذی خبث» آنی که خبیث است «لا یخرج الا نکدا» قاعده است. «لا یخرج الا نکدا». استثنا دارد؟ عمومیت دارد. نفی و استثنا با هم است: خارج نمی‌شود از خبیث مگر نکت. یعنی چیزی که بی‌ارزش است، از شوره‌زار چیز بی‌ارزش، بی‌فایده در نمی‌آید.
اگر اینها خبیث بودند، معاذ الله آدم‌هایی بودند که در آن مرتبه عالی از شرافت و طهارت نبودند – که حالا ادله‌اش را هم می‌آورم برایتان در مورد مادران اهل‌بیت که در مرز عصمت و لبه عصمت‌اند – مادران اهل‌بیت، اگر اینها در آن مرز نبودند و عنوان خبیث بهشان صدق می‌کرد، خدایی ناکرده این قاعده قرآنی می‌شد: «والذی خبث لا یخرج الا نکدا.» آنی که خبیث است، ازش بی‌فایده در نمی‌آید. اینی که این محصول درآمده، مال «البلد الطیب» است، مال بلد طیبه است. اینها طیب بودند، خبیث نبودند. در عالی‌ترین درجات طیب بودن و طیب من کلمه واقعی کلمه بودند که خدا اجازه داد رحمشان، ظرف تکوّن بدن مادی امام واقع بشود.
توی این زمینه خیلی نکته دارم، وقت جلسه‌مان نمی‌رسد به اینکه بخواهم همه نکات را عرض بکنم. چهار پنج جلسه وقت لازم است. ای کاش یک فرصتی بشود که نکاتی را عرض بکنیم؛ چون واقعاً تو این زمینه ما حرف کم شنیده‌ایم، مطلب کم به گوشمان خورده و کم می‌دانیم در مورد عظمت مادران اهل‌بیت و مادران معصومین، مادران امامانمان. خصوصاً حالا مثلاً در مورد مادر حضرت عباس خب می‌دانیم، مراسم هم می‌گیریم روز رحلت ایشان را. در مورد بقیه مادران اهل‌بیت نه تاریخی می‌دانیم نه مراسمی می‌گیریم. ولادت مثلاً فلان مادر امام یا شهادت یا رحلت فلان مادر امام. واسه حضرت ام‌البنین خب خاص است برای ما. ایشان روز رحلتشان معمولاً ماها مراسم می‌گیریم؛ ولی مثلاً فاطمه بنت اسد را نه میلادشان را می‌دانیم نه رحلتشان را می‌دانیم و خیلی انس خاصی با ایشان داریم. جایی بنده خیلی ندیده‌ام مثلاً اسمی از ایشان باشد، مجموعه فرهنگی مثلاً به نام فاطمه بنت اسد. یک شیرخوارگاه آمنه داریم تهران که غیر از آن هم آمنه خیلی کم به گوش من خورده. مادر رسول‌الله، آمنه بنت وهب. خود این حضرت آمنه غریب است تازه. مادر پیغمبر. ایشان مادر پیغمبری که همه امت اسلام پریشان و وفاق دارد. امیرالمؤمنین، مادرشان فاطمه بنت اسد. دیگر حالا چه برسد به مادر بقیه معصومین.
می‌خواهم عرض بکنم آن امامی که روز میلاد او مورد سلام الهی واقع می‌شود که این ظرف زمانی تولدِ معصوم است، آن رحمی که می‌خواهد ظرف مکانی تولد واقع بشود، چیست؟ ببینید آیه‌ای که در مورد حضرت عیسی و حضرت مریم، چقدر آیه جالبی است. می‌فرماید که: «و مریم ابنت عمران التی احصنت فرجها» مریم دختر عمران، آیه ۱۲ سوره تحریم. «کسی که دامنش را پاک نگه داشت.» دامن پاکیزه داشت. «فنفخنا فیه من روحنا» دامنش را پاکیزه نگه داشتیم. «ما در این فرج، در این دامن پاک و مطهر از روح خودمان دمیدیم.» ما در این دامن، در این موقعیت تکون یک انسان، در این رحم به خاطر پاکیزگی و طهارت چنین زن و این رحم را پاک نگه داشت، این دستگاه پرورش انسان را، دستگاه تولید انسان را پاک نگه داشت. «ما در این دستگاه از روح خودمان دمیدیم.»
خانم! از شما سؤال می‌کنم. عیسی بن مریم، بالاتر است که خدای متعال در مورد او و نسبتش با مادرش اینطور می‌گوید؟ یا امام رضا علیه‌السلام؟ یا امام جواد علیه‌السلام؟ بقیه معصومین؟ جالب است که این آیه را در مورد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها داریم که تطبیق به ایشان هم داد و جالب است که آن تطبیقی که دادند، تمام ذریه ایشان را ۱۲ امام را گفتند که اگر آن قاعده را بخواهیم رعایت بکنیم که خدای متعال این ۱۱ پسر را به او عطا کرد به واسطه پاکی دامن او؛ آن علتی که علت دورتر است یعنی فاطمه زهرا، نسبتش مثلاً با امام هادی علیه‌السلام دورتر است دیگر. می‌گوید چون او دامن پاکیزه‌ای داشت، ما بهش امام هادی را هم دادیم. علت نزدیک‌ترم پس به طریق اولی شامل می‌شود دیگر. یعنی امام هادی را در یک ظرف پاکی قرار دادیم چون او مادر پاک بود، امام هادی را قرار دادیم.
وقتی به فاطمه زهرا خورده، به مادر خود ایشان، به طریق اولی می‌خورد. به امام رضا علیه‌السلام که می‌شود فرزند ایشان. می‌گوید او پاک بود بهش امام رضا را دادیم. خب می‌شود که فاطمه زهرا پاک بود بهش امام رضا را دادند، بعد مثلاً مادر و مادر خود امام رضا علیه‌السلام، مادر معمولی بوده؟ اینها هم قاعده برای صادقه دیگر. این هم همان طور است. این هم: «احصنت فرجها فنفخنا فیها فیه من روحنا» حتماً این قاعده بر ایشان صادق بوده. دامن پاکیزه و مطهری داشت. در آن دمیدیم از روح خودمان. این در مورد مادر معصومین بحث مفصلی دارد. حالا بنده احتمال می‌دهم اگر بخواهم وارد بحث بشوم، شما خیلی استقبال از این بحث بکنید. قاعدتاً لابد می‌خواهید بگویید که آقا بازم این بحث ادامه داشته باشد؛ ولی نکاتی را فعلاً اجمالاً عرض می‌کنم تا حالا فرصتی پیش بیاید بیشتر در مورد مادر معصومین صحبت بکنیم.
در مورد مادر امام امام رضا علیه‌السلام که حضرت نجمه خاتون باشند، ما هم به طریق عام هم به طریق خاص در مورد ایشان مطالب جالب و نابی داریم. طریق عام یعنی اینکه از باب اینکه مادر امام‌اند و در مورد بقیه مادران امام مفاهیمی داریم که بر همه صادق است که این خودش یک بحث مفصلی می‌طلبد در مورد مادران ائمه، مباحثی را عرض بکنیم. فقط بنده بعضی تعابیر را اشاره می‌کنم که شما ببینید مادر امام چه جایگاهی دارد. ببینید در بعضی از زیارت‌نامه‌ها تعابیری که ما نسبت به مادران اهل‌بیت داریم، مثلاً این طور گفتند. گفتند: «ارحام النسا طاهرات». ائمه ما در رحم‌های زنان طاهره بودند. هم ۱، بلکه بروید بالاتر تا حضرت آدم و حوا شامل این می‌شود ها. دیگر نمی‌خواهم وارد آن بشوم؛ یعنی طوری است که اساساً این سلسله باید «البلد الطیب» باشد از همان اول؛ ولی دیگر لااقل این نقطه آخرش را دیگر «قدر متیقن» است اینکه دیگر قطعی است دیگر. آن مادری که مباشره در اینکه در رحم او شکل گرفته، خود امام در رحم او شکل گرفته، این ویژه است. از هر گوشت و خونی اجازه می‌دهند که این پیکر مادی امام که قرار است این طور آثاری از بدن فیزیکی او حاصل بشود، این از هر جوهری، از هر خونی بهش منتقل بشود. از هر شیری به او خورانده بشود. هر شیری بوده خورده؟ مادر معمولی بدون استانداردهای طهارت، طهارت روحی، طهارت جسمی، طهارت معنوی، اخلاقی، مگر می‌شود امام تو دامن همچین کسی بزرگ بشود؟ اصلاً مگر خدا قرار می‌دهد؟
برو! امام اشرف مخلوقات است! باید در تمام کمالات... ببینید یک قاعده‌ای داریم، این قاعده مهمی است. اینها را ما فقط تو بحث‌های کلامی امام‌شناسی، «ولی نمی‌آیم تطبیقش بدهیم». ببین! مرحوم مظفر در کتاب «دلائل الصدق»اش یک عبارتی دارد: «قاعده کلامی امام، افضل من الرعیه فی جمیع المحامد.» امام باید از همه خلایق تو تمام کمالات سرآمد باشد. خب می‌شود یکی بیاید بگوید آقا مادر من هم، مادر شما بهتر بود. مادر من، مادر شما بیشتر مراقبت می‌کرد. مادر شما غیبت می‌کند، تهمت می‌زند، گاهی حرف‌های چیزی هم می‌زند. مادر من بهتر بود. مادر من از مادر شما عاقل‌تر بود. این هم جزو محامد است دیگر. امام باید اشرف باشد از همه. روی این قاعده مادر امام، اشرف تمام مادران. اینها قاعده‌های خیلی مهمی است.
اساساً مادران اهل‌بیت کلاً نمی‌دانم چرا بایکوت شدند. غیر از مادر امام زمان. بحث اروپایی بودنشان و اینها را ما بیشتر می‌پردازیم که حالا جالب است که امام رضا هم که مادرشان اروپایی‌اند. عرض کنم خدمتتان که: «أرحام المطهّرات» «أرحام طاهره» «أرحام الطاهرات المطهّرات». و تعابیر مختلفی است که روایات ما در ادعیه و زیارات ما آمده در مورد اهل‌بیت، مادرانشان رحم‌های طاهر و مطهر دارند. پس این یکی از آن طرف. آنقدر امام شرافت دارد که مثلاً در مورد اهل‌بیت گفتند. در مورد خود امام رضا علیه‌السلام هم داریم که: «یلد مختوناً». امام وقتی به دنیا می‌آید، ختنه شده به دنیا می‌آید که کسی برو ختنه نکن. نیاز به ختنه کسی ندارد که کشف عورت او در برابر دیگری صورت بگیرد. این خودش نقص از آن طرف و «یکون مطهراً». خیلی چیز عجیبی است. امام وقتی به دنیا می‌آید، مطهر به دنیا می‌آید. یعنی چه؟ مطهر به دنیا بیاید یعنی امام مثل بقیه نیست که وقتی به دنیا می‌آید در یک کیسه‌ای که پاره شده و آنجا سراسر خون و چرک و کثافت و آلودگی ماهانِ جان به دنیا می‌آییم دیگر. همه بدن این بچه خون‌آلود است و کثیف و امام تمیز به دنیا می‌آید. بدون ذره آلودگی، بدون ذره نجاست و خون.
اینی که امام بدون خون به دنیا می‌آید، معنایش چیست؟ من زشت است اینها را بگویم و خجالت هم می‌کشم. جسارت هم هست. نکته معرفتی دارد. یعنی مادر امام خون نفاس نمی‌بیند هنگام زایمان. خب این مقام امام هست، مقام مادر امام هم هست. فقط مقام امام که نیستش که امام پاکیزه به دنیا می‌آید. خب آن مادر هم ویژه است که هنگام زایمان خون نمی‌بیند. خون آلود نمی‌شود. از این آلودگی‌هایی که زن‌های دیگر دارند، مبراست. این مقام ویژه مادر امام در هنگام زایمان. ساختار فیزیولوژیکی مادر امام هم متفاوت از بقیه است. به شرافت امام، مادر او هم یک ویژگی دیگر پیدا کرد. همان‌طور که «شب قدر» این شکلی است. این شب فقط در شأن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که نیستش که او از باب اینکه مادر یازده امام است، اشرف همه اینهاست. ولی آنی هم که مادر یک امام است، آن هم در یک رتبه پایین‌تر، آن هم مقام «لیله‌القدری» دارد. برای همین نرگس خاتون را فاطمه زهرا مسلمان کردند. وقتی مفصل عرض کردیم، اصلاً نسبت دارد با فاطمه زهرا.
مادر امام، یک ارتباط خاصی با فاطمه زهرا دارد. تحت عنایات و تدبیر و تربیت خاص فاطمه زهرا. چون آن هم یک مرتبه نازلی از شب قدر است. مادر امام هم ظرف تحقق این قرآن. قرآن ناطق. فقط فاطمه زهرا «لیله‌القدر» نیست. مادر امام هم در یک مرتبه پایین‌تری «لیله‌القدر» است و ما در مورد مقامات پدران و مادران اهل‌بیت که حالا خوب پدران معصومینمان همه امام بودند، غیر از حضرت ابوطالب بحثی نمی‌کنیم؛ ولی در مورد مادرانشان نیاز است که گفته بشود که این مادر امام ویژگی‌های خاصی دارد. ولی خب چون وقت کم است، الان در این جلسه من فعلاً واردش نمی‌شوم. اگه یک فرصت دیگری بود، ان‌شاءالله عرض می‌کنم.
مادر امام از شیطان در امان است. شیطان کاری با مادر امام ندارد که این خودش یک برتری از عصمت است که عرض کردم لبه عصمت و مرز عصمت. «أُعیذُها و ذُرّیَّتَها مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم.» مادر مریم از خدا خواست که مریم و فرزندانش از شیطان رجیم در امان باشد. همین‌طور هم شد. پس چه شد؟ مریم و فرزندش معصوم شدند. و مادر امام هم کسی است که: «لا یقرَبُها شیطان». وارد شیطان بهش نزدیک نمی‌شود. این تعبیر امام هادی علیه‌السلام است. «ولا ینالُها کَیدُ جَبّارٍ عَنیدٍ». حیله‌های ستمگران بر او کارگر نمی‌شود و «هی مُکَلّاةٌ بعَینِ اللهِ التی لا تَنامُ». خیلی تعابیر عجیبی داریم. آن چشم خدا که خواب ندارد، دائماً دارد تحت مراقبت قرار می‌دهد مادر امام را. خیلی حرف عجیبی است. مادر امام این است. از بدو تولد بلکه از هزاران سال قبل از تولد او مورد عنایت ویژه بوده. این قرار است حامل این عالی‌ترین سر در این عالم بشود. مگر تو این عالم خلقت شما یک طلا را می‌خواهی جابه‌جا بکنی، ۶۰۰ تا مأمور می‌گذاری. خب بسترش را فراهم می‌کنی که این طلا که گران‌قیمت است، توی بستر خوبی منتقل بشود. یک وقت آلوده نشود، چیزی قاطیش نشود، آسیب نبیند، چیزی ازش بریده نشود، کنده نشود. پیکر امام که در این هستی، در این عالم ماده که اشرف است. در تمام کائنات هم که اشرف است، این را خدا تو هر مادری بخواهد وارد دنیا بشود، مگر می‌شود از هر رحمی بخواهد شکل بگیرد؟ مادر امام، اشرف تمام اینهاست. خیلی عجیب است برای ما. چرا پس ما تا حالا همچین نگاهی به مادران اهل‌بیت نداریم؟
حالا ان‌شاءالله یک فرصتی باشد بیشتر در مورد مادران اهل‌بیت ان‌شاءالله عرض خواهم کرد در فرصت‌های بعدی؛ ولی در مورد مادر امام رضا فعلاً نکاتی را بگویم. این زن بزرگوار در بین مادران اهل‌بیت ما، غیر از نرجس خاتون، در مورد ایشان یک چند تا قولی داریم که یک کمی ایشان توضیحاتی در وصفش گفته شده که به هر حال ایشان را ویژه می‌کند. اولاً بگویم که ایشان در منطقه مُرسیا، تحقیقات نشان می‌دهد که آنجا ایشان به دنیا آمده و آنجا بزرگ شد. مُرسیا الان یک منطقه است در اسپانیای فعلی. به همین نام هم هست؛ یعنی شما نام مُرسیا را اگر سرچ بکنید، می‌آید. کلانی شده جز منطقه اندلس صدر اسلام که فتح شد توسط بنی‌امیه و مسلمان شدند اینها و البته مسیحی بودند از قبل. منطقه بسیار خوش آب و هوا و ویژه و اروپا دیگر به هر حال. جای اروپایی است، خیلی تر و تمیز.
و مادر امام رضا علیه‌السلام با توصیفاتی که شده، ایشان قد بلندی داشتند، چهره زیبایی داشتند، سفید پوست بودند که همین ایشان را ممتاز کرده بود در جزیره‌العرب. و عناوینی که در مورد ایشان گفته شده، نشان می‌دهد که ایشان از حیث ظاهری متفاوت بوده در جزیره‌العرب که معمولاً زن‌ها سبزه‌اند، پوست‌ها سوخته است آفتاب. چون پوست سفیدی داشته و لپ ایشان به قول ما همیشه گل داشته. تعابیری که در مورد ایشان گفتند. اسامی ایشان این است که نمی‌خواهم بحث مفصلی است و نام مبارکشان تا وقتی که وارد خانه امام کاظم علیه‌السلام بشوند، مکتوم بوده؛ ولی بعدها اسم ایشان تغییر می‌کند و آن نامی که امام رضا علیه‌السلام ایشان را صدا می‌زدند، نام نجمه بوده. انگار آن محبوب‌ترین نام پیش اهل‌بیت همین نام است و این نام هم به شدت مورد عنایت و محبت امام رضا علیه‌السلام است. اجمالاً عرض می‌کنم، سَربسته می‌گویم، اگر خدا بهتان بچه‌ای داد، دختری داد، نیت کنید همین امروز و امشب که شب میلاد حضرت است، از باب اعلام محبت به امام رضا و مادرشان و از باب توجه امام رضا به بچه خودتان، اسم این بچه را اگر دختر بود، نجمه بگذارید. کشور مورد توجه خاصی از امام رضا علیه‌السلام واقع خواهد شد که نکاتی است، واردش نمی‌شویم.
این بزرگوار، نامشان دیگر تبدیل شد به نجمه؛ ولی اسامی دیگری هم داشتند، مثلاً خیزران که حالا ما خیزران بود اسمشان؟ خیزران درست است. خیزران مرسیه که مرسیه‌اش برمی‌گردد به همان منطقه‌ای که ایشان بزرگ شدند. در مورد اینکه ایشان چطور از آنجا می‌آید به منزل امام کاظم علیه‌السلام و همسر امام کاظم می‌شود، خب کمی همچین عجیب است که چطور از اروپا، از آن منطقه دور، یک خانم می‌آید منتقل می‌شود به مدینه و منزل موسی بن جعفر و همسر موسی بن جعفر.
نکته‌ای که اینجا هست این است که ایشان حالا یا چند تا نکته است که تند تند می‌گویم، اینها را توجه بهش داشته باشید: جناب نجمه خاتون به صورت برده خریداری شده بودند که حالا عرض می‌کنم؛ ولی این دو تا احتمال است: یا واقعاً برده بودند و به صورت برده خریده شده‌اند، یا واقعاً برده نبودند، آزاد بودند؛ ولی قاطی برده‌ها خودشان را منتقل کردند مثل قضیه نرجس خاتون که ایشان هم برده نبود؛ ولی تو عالم رویا بهشان گفته بودند که اگه می‌خواهی با ما ملحق بشوی کاروان برسان و در چهره کنیزان تو را بردارند بیاورند. پس این دو تا احتمال در مورد نجمه خاتون هم هست.
از آن طرف اینکه برده شدند، یا از باب این است که جنگی صورت گرفته و اینها را دستگیر کرده‌اند که این قرائن تاریخ این را نشان نمی‌دهد. تو آن سنی که سال‌هایی که می‌خورد به سال آمدن ایشان و انتقال ایشان به مدینه، ما درگیری خاصی نداشتیم؛ چون فتح شده بود آنجا و جنگ خاصی هم گزارش تاریخی نداریم که جنگ خاصی شده باشد در آن منطقه. احتمال قوی‌تر این طور می‌شود که بعضی از این قدرتمندان و اشراف و اینها یکهو دست می‌گذاشتند روی بعضی دختران زیبا با قدرت و قلدری اینها را برمی‌داشتند، می‌بردند تو مناطق دیگر می‌فروختند که احتمال جدی در مورد مادر امام رضا علیه‌السلام هم همین است که ایشان هم این شکلی از آن منطقه گرفته شده‌اند و آورده‌اند به منطقه. چون مسلمان بودند، می‌بردند تو پایتخت مسلمین که مدینه بوده، اینجا به قیمت گزاف می‌فروختند. این هم پس احتمال دیگر در مورد حضرت نجمه خاتون سلام‌الله‌علیها.
حالا عرض می‌کنم نکات در این زمینه زیاد است که بخواهم بگویم. در مورد مادر بقیه اهل‌بیت قضایایی هست که کمک می‌کند به فهم این قضایا؛ ولی فرصتش نیست متاسفانه این جلسه. وقتش کم است. یک فرصت دیگری می‌طلبد که بیشتر عرض بکنم. ولی حالا خود اصل قضیه نجمه خاتون را تو این چند دقیقه که باقی مانده عرض بکنم برایتان که حالا نکات جالبی هم دارد.
نکته اول این است که شخصی به نام هشام بن أحمر، یا هشام بن احمد، برخی هشام بن أحمر اسم ایشان را نقل کرده‌اند، برخی هشام بن احمد. ایشان از جانب امام مأمور می‌شود برای خریدن جناب نجمه خاتون. داستان هم از این قرار بوده که امام کاظم علیه‌السلام برخی از این اصحابشان را از جمله همین هشام بن أحمر، هی می‌پرسیدند که آقا خبری داری؟ یک کاروانی قرار بوده از غرب بیاید. حالا این غرب، جهان اسلام هم شامل آفریقا هم شده، هم شامل اروپا به اندلس. کاروانی قرار است از غرب بیاید، خبر داری وارد مدینه شده یا نه؟ و نشان می‌دهد که حضرت فرمودند: «هل علمت أحدًا من أهل المغرب قد قدم؟» تازگی‌ها کسی از سمت غرب نیامده تو مدینه کاروان بیاورد؟ هر هفته کاروان می‌آمده، اروپا یک کاروانی آورده‌اند. خب کاروان هم نوعاً همین کاروانی بوده که به صورت برده و اینها بوده. «از طرف غرب نیامده یک کاروانی؟» گفتند نه. فرمود: «بعداً فرمود که: بَلی، قد قدم رجلٌ. فَنَلتَقِ بهِ». چرا آقا! آمده. برو برو فلان جا، فلان کس آمده، بیا با همدیگر برویم.
شیخ صدوق در «عیون اخبار الرضا» می‌گوید: «کنار حضرت راه افتادیم و رسیدیم به یک آقایی». «رجل من أهل المغرب معه رقیقٌ مغربیٌّ». غربی بود. امام کاظم بهش فرمودند که: «بیا ببینم چیا داری فروشی؟» می‌گوید: «نه تا کنیز آورده.» حضرت هر کدامش را نگاه کردند. «حاجت لی فیها؟» نه، «این را نمی‌خواهم، نیاز ندارم، نیاز ندارم، نیاز ندارم.» دانه دانه. «فرمود: اعرِض علینا. بیا، دیگر چی داری؟» گفت: «ما عندی شیئٌ، دیگر چیز دیگری ندارم.» «بَلی، أعرض علینا». چرا، «داری، بردار بیاور.» گفت: «لا والله ما عندی!» آقا به خدا ندارم. یکی فقط دارم: «الا جاریهٌ مریضهٌ». یک کنیز که نمی‌فروشمش. «چرا نمی‌فروشی؟ چرا نمی‌آوری‌اش؟» حضرت هم رفتند. فرداش دوباره أحمر، گفتند که: «آن دیروز بود با همدیگر رفتیم؟ دوباره برو.» «بعد برو بگو: کَم غایَتُها و کفیها» تهش می‌خواهی چند بفروشی؟ آخرین قیمت. قیمت نجومی بگذار روی آن. آن هم آمد و گفت و گفت: «فلان قیمت، قیمت هم کمتر نمی‌فروشم.» می‌گوید: «گرفتمش و آن هم گفت: بگیر مال تو.» گفت: «آنی که دیروز با تو بود، آمده بود این را بخرد، کی بود؟» «بنی‌هاشم. یکی از بنی‌هاشم بود.» «بنی‌هاشم از کدام‌هایشان؟» گفتم: «به نَقّاء، از آن خوب‌هایشان، عالم‌هایشان، باسوادهایشان.»
این یک نقل. یک نقل دیگر که حالا این هم خیلی جالب است و عجیب است، این است که این شخص که نمی‌فروخت و آخر زوری مجبور شد بفروشد – آقایی که واسش خریدی – نقل دیگر، روایت دیگری است. به امام کاظم علیه‌السلام گفتش که: «می‌خواهی در مورد این کنیزی که از من خریدی، یک چیزی بهت بگویم؟ من این را از آن مغرب، خیلی جای دوری خریدم. وقتی داشتم می‌آوردم، یک زنی از اهل کتاب، تو راه به ما رسید. گفت که: این کنیزی که با توست چیست؟ کیست؟» گفتم: «اشتریتُها حالی نفس». این را برای خودم خریدم. گفت: «ما ینبغی أن تکون هذه الواسطه عند مثلک.» این کنیز مال امثال تو نیست. آن خانم، من گفت حالا آن منجم بوده، کاهن بوده، چی بوده، نمی‌دانیم. چشم برزخی داشته. می‌گوید: «او تو مسیر به من گفتش که: این مال امثال تو نیست. إنّ هذه الجاریه ینبغی أن تکون عند خیر أهل الأرض.» این کنیز باید پیش بهترین آدم روی کره زمین باشد، مال اوست. «چرا؟ فَلَا تَلَبّنُ عنده الا قَلیلا». یک مدت کوچکی که این کنیز پیش آن بهترین فرد روی کره زمین باشد: «حتّى تَلِدَ منهُ غلاماً یَدینُ لهُ شرقُ الأرض و غربها». بعد از مدت کمی، یک فرزندی از او متولد می‌شود که شرق و غرب زمین همه تو چنگش هستند.
و جالب است تو بعضی روایات دارد که حتی اشاره کرد به میلاد امام زمان؛ یعنی نجمه خاتون مادر امام زمان هم هست! یکی یکی از القاب نجمه خاتون ام‌البنین است. برخی گفته‌اند: «چطور بهش می‌گویند ام‌البنین در حالی که یک پسر فقط داشته؟ ایشان فقط دو تا بچه داشته: امام رضا، حضرت معصومه.» چه شخصیتی که دو تا فرزند به دنیا آورده، این دو تا ام‌البنین؟ گفتند که چون ام‌البنین منظور فرزندان پسران عرضی نیست، پسران طولی است. یعنی امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری، امام زمان.
و نکته جالب و فوق‌العاده‌ای که اینجا هست این است که ما تا زمان امام رضا علیه‌السلام تفرقه در بین شیعیان زیاد داشتیم. فرقه فرقه بودند، گروه گروه بودند؛ ولی یعنی «واقفیه» دیگر آخری‌هایش بودند. به امام رضا علیه‌السلام که رسیدیم، دیگر بعد امام رضا علیه‌السلام ما تفرقه نداریم که حالا این هم تو برخی نقل‌ها نسبت به خود نجمه خاتون اشاره شده که این مادر این شکلی می‌شود که حالا اگر فرصت بشود، می‌خوانم برایتان. و دیگر از امام رضا به بعد همه این فرزندان به نام ابن رضا شناخته می‌شوند؛ یعنی حتی امام عسکری را به عنوان «ابن‌الرضا» می‌شناختند. تو روایات ما فراوان است. سامرا پیش «ابن‌الرضا» و این عنوان در واقع بر حضرت نجمه خاتون صدق می‌کند که از این جهت ایشان می‌شود ام‌البنین. ایشان مادر امام زمان هم هست. هم مادر حضرت معصومه است، هم مادر امام رضا است، هم مادر امام جواد؛ یعنی امام زمان بهشان می‌گوید مادر و صادق هم هست، درست هم هست. چه شرافتی است! می‌گوید: «آن اهل کتاب تو راه به من این را گفت.» این برده‌فروش و موسی بن جعفر گفتند: «این مال امثال تو نیست.» این به بهترین «خیر اهل الأرض» که آن آقا، آن خانم بهش گفته بوده کیست؟ «ایشان موسی بن جعفر است.» «امثال تو نیست این. اینها آن سنخیت است که امام باید مادری او را به دنیا بیاورند که سنخیت داشته باشد. برای «بلد طبیب» باشد.»
چه جایگاهی دارد مادر امام از حیث مقامات! حالا مادر امام رضا علیه‌السلام که جایگاهشان جایگاه عجیب و غریب است. شخصیتشان هم شخصیت فوق‌العاده‌ای است. ایشان را امام کاظم علیه‌السلام هدیه می‌کند به جناب حمیده. چقدر من دوست دارم اینها را وقت بود می‌گفتم و چقدر نام مطالب خوبی است. جناب حمیده، حمیده مصفا، مادر موسی بن جعفر. ایشان چه شخصیتی فوق‌العاده‌ای است. همسر امام صادق علیه‌السلام. ایشان هم جز شخصیت درجه یک. گفته‌اند که جز «افقه فقها» بوده. زن بوده در طبقه اول فقهای تاریخ شیعه، یکیش این جناب حمیده مصفا، همسر امام صادق و مادر موسی بن جعفر که نجمه خاتون را ایشان تربیت می‌کند. ایشان می‌شود شاگرد خصوصی حمیده خاتون.
و نکته جالب این است که گفتند آنقدر ادب می‌کردند نجمه خاتون به حمیده خاتون، هیچ وقت ندیدند که جایی باشد، حمیده خاتون باشد و نجمه خاتون نشسته باشد. همیشه نجمه خاتون در محضر حمیده خاتون ایستاده بود مثل کنیز، برده، شاگرد. حمیده خاتون خودش یک شخصیتی است که باید در مورد ایشان بحث مفصلی راه بیندازیم. نمی‌دانم کی اینها فرصت می‌شود. ما کی جلسه‌ای باشد در مورد مادر امام کاظم صحبت کنیم، در مورد مادر امام صادق صحبت کنیم. هر کدام از اینها بحث مفصلی می‌طلبد. خود حمیده خاتون هم اندلسیه. ایشان هم اروپایی؛ ولی جز بربری‌های آنجا بوده؛ یعنی آفریقایی‌هایی بودند که اینها ظاهراً از آفریقا به عنوان برده رفته بودند؛ برده بودند اینها را اروپا اجدادشان را. با دو ریشه آفریقایی داشتند. نوبیه بودند و ولی اروپا بزرگ شده. زیاد داریم دیگر الان مثلاً طرف از افغانستانی است که مثلاً تو نجف بزرگ شده. داریم دیگر. و لهجه نجفی هم دارد؛ ولی کلاً چهره‌اش مثلاً جز افغان‌هاست. اینها جز آنها بودند؛ یعنی رگ و ریشه‌شان آفریقایی بوده.
و نکته جالب این است که ما تو مادران اهل‌بیت از همه کره زمین داریم. خدا تقدیر کرده که این ۱۲ امام یک طوری باشد که کل کره زمین دخیل باشد تو شکل‌گیری این ۱۲ تا. از ایران داریم، از روم داریم، از آفریقا داریم، از همه جا هستند. خیلی عجیب است این دسته‌بندی. باز تو مادر امام جواد علیه‌السلام مثلاً به نحوی، مادر امام هادی به نحوی، مادر امام عسکری به نحوی.
و نکته بعدی این است که اینها خب ظاهراً از آن جهت اندلسی بودن با همدیگر خب ارتباط توانسته بودند بگیرند و حمیده خاتون بعدها باز خواب می‌بیند که پیغمبر اکرم به ایشان در رؤیا می‌گویند که این نجمه را هدیه کن به موسی بن جعفر و بدان که جز این، کسی مادر امام نیست. فرصت پرداختن به اینها نیست. وقتمان چون رو به اتمام است. ای کاش یک وقتی بود تک تک اینها را برایتان روایتش را می‌خواندم که این قضیه حمیده خاتون، خود شخصیت حمیده خاتون یک شخصیت فوق‌العاده است که جا دارد در مورد ایشان مفصل صحبت بشود.
یک روایت بزنم برایتان بخوانم. حیفم می‌آید در مورد حمیده خاتون هیچی نگویم. اصلاً تو آن دوران، آقا زن‌های عجیبی تو این دوران هستند که همه ناشناخته‌اند. شما ببینید همسر امام صادق علیه‌السلام، حمیده خاتون، یک عروس دارد امام صادق به نام نفیسه خاتون صحبت کردم. باز از این ور عروس دارد به نام نجمه خاتون. عروس امام صادق دیگر. نجمه خاتون، عروس امام صادق. همسر امام صادق، حمیده خاتون. عروسشان یکیش نجمه خاتون است، یکیش نفیسه خاتون است. هر کدام از اینها شخصیت‌های توی برهه‌ای عجیبند. شما تو خود آن زن‌هایی که راوی از امام صادق بودند اگر بروید به چیزهای عجیب و غریب می‌رسید. همین‌هایی که با حمیده خاتون در ارتباط بودند، شاگرد ایشان عرض کردم جز درجه یک فقهای ماست؛ ولی خب مخفی و گمنام جز شخصیت‌های طراز و استثنایی. حالا من در مورد حمیده خاتون اینجا روایتی بود اگر پیدا بکنم برایتان بخوانم. خیلی روایت جالبی است که در فضیلت حمیده خاتون چیزهایی که گفته شده که این را می‌شود تطبیقش داد بر بقیه معصومین و مادر سایر ائمه. اگر پیدایش بکنم بنده.
روایت جالبی می‌گوید که امیرالمؤمنین این حدیث را شیخ صدوق در «الغیبه» نقل کرده. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «حالا چقدر قبلSتر از میلاد امام صادق و اینهاست.» منبر کوفه امیرالمؤمنین فرمود: «کأنّی به ابن حمیده وقد ملأها عدلاً و قسطاً.» دارم انگار می‌بینم فرزند حمیده عدالت را تو همه عالم جاری کرده. «او من غیرک؟» این بچه خودت است؟ این بچه حمیده که می گویی یعنی از نسل خودت است یا نسل یکی دیگر است؟ فرمود که: «لا بل هو رجله.» شیخ طوسی اینجا می‌گوید که این «ابن حمیده» یعنی چه؟ چرا امام زمان را به عنوان فرزند حمیده معرفی کرده؟ مادر موسی بن جعفر است و همان‌طور که می‌گوییم فرزند فاطمه است، پسر فاطمه، فرزند حمیده هم به او صادق است. همان‌طور فرزند نجم هم به او صادق است. چه مقامی برای نجمه خاتون! فقط مادر یک امام نیست، مادر پنج امام است.
حالا این در مورد مادران اهل‌بیت و حالا قضایای دیگری که در مورد خود نجمه خاتون هست. ایشان گفتند که از جهت شخصیت معنوی‌اش هم خیلی ویژه بوده. یک وقتی ایشان فرمود که برای من یک دایه پیدا کنید برای اینکه به بچه‌ام شیر بدهد. «أئتونی بمرضع» یک مرضع بیاورید، شیرده بیاورید کمکم کند. به ایشان گفتند که: «مگر شیر خودت کفاف نمی‌دهد؟» چون امام رضا علیه‌السلام، گفتند شیر زیاد می‌خوردند در دوران شیرخوارگی. شیر زیاد می‌کرده. به ایشان گفتند: «مگر شما شیر خودت کفاف نمی‌دهد؟» گفت: «چرا به خدا شیر خودم کفاف می‌دهد؛ ولی من قبل اینکه این بچه به دنیا بیاید مشغول اوراد و اذکاری بودم. مشغول شیر دادن به این شدم، از آن کارهایم افتادم.» دستورات داشتند. نشان می‌دهد حالا چه از حمیده خاتون، چه از موسی بن جعفر، چه از امام صادق، ایشان دستورات داشته. شاگردی کرده، شاگردی خاص کرده. اینها نشان می‌دهد این را. و حال و احوال این زن را ببینید. حاضر است که امام رضا علیه‌السلام یک خانم دیگر شیر بدهد، از آن توجهات تام توحیدی و خلوت‌های آنچنانی که دارد نیفتد. خیلی اینها عجیب است ها! ما کم به قول معروف «فکت» تاریخ در مورد مادران اهل‌بیت و این زن‌ها داریم.
شخصیت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها را ببینید. فاطمه معصومه محصول همچین مادری است. البته بیشتر تاریخ از این حکایت می‌کند که هنگام شهادت موسی بن جعفر، ایشان در قید حیات نبوده؛ یعنی قرائن این را می‌رساند. چون تو وصیت موسی بن جعفر اسمی از ایشان نیست. اگر بود حتماً اسم ایشان می‌آمد. اسم برخی زن‌های دیگر. هنگام شهادت موسی بن جعفر، ایشان در قید حیات نبوده و خب در تمام دوران امامت امام رضا علیه‌السلام نبوده و حتماً هم در سن کمی مادر معصومین، یعنی حضرت معصومه مادرشان را از دست دادند. اگر این طور بوده باشد، در سن کمی از دست دادند. به هر حال این هم در مورد شخصیت ایشان هست.
و نکات دیگری که حالا روایاتی که دارد ایشان تسبیح امام رضا علیه‌السلام را در رحم خودش می‌شنیده، از خواب می‌پریده گاهی از شنیدن این ذکر که در رحم، امام رضا علیه‌السلام مشغول ذکر «سبحان الله و لا اله الا الله و الحمدلله» و «الکیینو» شیخ صدوق در «عیون اخبار الرضا» نقل کرده. حالا برای برخی ممکن است همین هم عجیب باشد. خب یعنی چی مثلاً صدا از داخل رحم بیاید و مثلاً این طور باشد؟ این اولاً از امام که بعید نیست وجودش، ذکر امام از ازل تسبیح می‌کرد. نکته‌ای که بیشترین وقت را دارد که این است که خود این مادر چه صلاحیتی دارد که آن سمع ملکوتی که دارد می‌شنود این ذکر امام را. صلاحیت مادر را هم می‌رساند. گاهی تو خود همین هم یک نکته‌ای است که مثلاً مادر انس می‌گرفته با این بچه. خدیجه خاتون سلام‌الله‌علیها که وقتی خیلی دیگران اذیت می‌کردند ایشان را خود حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها از درون رحم به ایشان تسلی، گفت‌وگو می‌کرد. به هر حال همه اینها حکایت از این دارد که مقام مادر امام مقام ویژه‌ای است و در همچین بستری به دنیا آمده.
وقتی که بچه به دنیا آمد مثل فردا، امام کاظم علیه‌السلام آمدند، گفتند: «مرحبا بکه یا نجمه.» خطاب هم که کردند به اسم نجمه بود. «ای نجم! مبارکت باشد این بچه که به دنیا آوردی. کرامت ربک.» پیش خدا، ارزش خدا. این بچه را به تو داد. «فناولته ایاه فی خرق بیض». حمیده خاتون می‌گوید که من هم در یک لباس سفیدی امام رضا علیه‌السلام را تحویل پدرشان دادم. در گوش راست ایشان همان جا موسی بن جعفر اذان گفتند. در گوش چپ ایشان اقامه گفتند. یک مقدار آب فرات خواستند، «فهنّکه به». کام امام رضا علیه‌السلام را به آب فرات باز کردند. به من دوباره دادند. فرمودند: «خذه! بگیر بچه‌ات را.» «فانه بقیة الله تعالی» این بقیة الله است در زمین. بچه تو! خود این هم معرفت این مادر را می‌رساند که این اسرار را دارد امام به او می‌گوید. این کیست؟ از او چه نسلی به دنیا می‌آید؟
به هر حال اینها همه دلالت دارد بر جایگاه ویژه مادر امام. و مزار شریف ایشان را هم عرض بکنم و دیگر جلسه را تمام بکنیم که در مدینه ایشان دفن‌اند. در آن مقبره‌ای که معروف است به مشربه ام ابراهیم. آنجا ایشان مدفون‌اند. هم ایشان آنجا هستند، هم همین حمیده خاتون. متأسفانه حمیده خاتون. همه می‌گویند آقا اینجا مثلاً مدینه که می‌روند می‌گویند اینجا مادر امام رضا است. مادر استاد ایشان که مادر موسی بن جعفر باشد، حمیده خاتون، کسی که خیلی با حمیده خاتون کار ندارد. ولی الان سال‌هاست که خب اینجا تبدیل به ویرانه شده و کسی هم برای زیارت نمی‌تواند آنجا وارد بشود. خدا ان‌شاءالله که هر چه زودتر این مکان را هم آزاد بکند از شر وهابیت خبیث. ولی تاریخ دقیقی ما از رحلت ایشان نداریم. هم از روز رحلت ایشان، هم از سال رحلت ایشان.
ان‌شاءالله که با این بانوی بزرگوار انس بگیریم. زیارت‌هایی که می‌رویم، زیارت حضرت معصومه، زیارت امام رضا را هدیه بکنیم به این بانوی بزرگوار. زیارت عاشورا بخوانیم هدیه بکنیم. ختم قرآن هدیه بکنیم. ختم صلوات بگیریم هدیه بکنیم. حدیث کسا هدیه بکنیم. عمره به جا بیاوریم هدیه بکنیم. اینها به شدت برای ارتباط و رضایت امام رضا علیه‌السلام تأثیرگذار است و حتماً حتماً حتماً امام رضا بسیار شاد خواهند شد در ابراز ارادت به مادر بزرگوارشان. حتی امام زمان هم قطعاً شاد خواهد شد چون مادر امام زمان هم هست. همه معصومین شاد خواهند شد چون یکیشان شاد بشود همه‌شان شاد می‌شوند و از این ظرفیت استفاده بکنیم.
ان‌شاءالله که این جلسه ما مورد عنایت این بانوی بزرگوار باشد و ان‌شاءالله که این بانوی بزرگوار دعا بفرمایند در این ساعات و لحظات رفع بلا بشود و رفع نگرانی بشود از همه‌مان. ان‌شاءالله رئیس‌جمهور عزیز و محترممان هم خطری رخ نداده باشد، آسیبی بهشان وارد نشده باشد. اگر هم خدایی ناکرده چیزی رخ داده ان‌شاءالله رفع بشود و ان‌شاءالله که دلمان شاد بشود به همین زودی با فرج آقایمان امام زمان.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00