براندازی در بستر انتخابات

براندازی در بستر انتخابات

00:56:56
51

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد؛ «اللهم صل علی محمد و آل محمد» ساعت طیبین الطاهرین و لعنت‌الله الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
هدیه به ارواح طیبه همه شهدای اسلام، خصوصاً شهدای خدمت، علی‌الخصوص رئیس‌جمهور عزیز مرحوم آیت‌الله رئیسی، صلواتی هدیه بفرمایید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
امشب بناست که چند کلمه‌ای با عزیزان در مورد انتخاباتی که در پیش است مطالبی را عرض بکنیم. حالا با توجه به اینکه وقت کم است و البته حرف زیاد و مطلب بسیار؛ خب خیلی‌ها هم خود عزیزان در جریانش هستند، می‌بینند، می‌شنوند توی به هر حال این مطالبی که رد و بدل می‌شود در خصوص فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی. به یک نکته امشب بنده می‌خواهم بپردازم که نکته مهمی است و درخور توجه. از یک زاویه دیگر به این انتخابات نگاه بکنیم و به اهمیت این انتخابات کمی توجه بکنیم.
اوضاع امروز دنیا را می‌بینید. شرایط، شرایطی خیلی ویژه و خاص است. وضعیت مردم فلسطین، اتفاقاتی که آنجا رقم می‌خورد، وضعیت اسرائیل و موضع‌گیری‌هایی که در دنیا در قبال وضعیت فلسطین دارد انجام می‌شود؛ خب این‌ها چیزهای منحصربه‌فردی است. سابقه نداشته در این هفتاد، هشتاد سالی که قضیه فلسطین رخ داده این‌جور اتفاقات سابقه نداشته. اینکه در سازمان ملل این‌طور به حمایت از فلسطین اتفاقاتی رقم بخورد، در دنیا افکار عمومی متوجه فلسطین بشود، حمایت از مردم فلسطین بکند. در واقع این فضای مجازی که جادوی شعبده صهیونیست‌ها بود و رسانه، تبدیل شد به ضد خودش برای صهیونیست‌ها. جریان آزاد اطلاعات به قول خودشان که رکن پنجم دموکراسی بود و با آن می‌خواستند دنیا را اداره بکنند، یکهو این عقرب، این کژدم دمش آمد به خودش نیش زد. این اتفاق خیلی عجیبی بود. این فضای مجازی شد یک اهرمی علیه صهیونیست‌ها. تا به حال با رسانه‌های رسمی و بین‌المللی این قضیه را می‌پوشاندند، پنهان می‌کردند. حالا این قضیه رسوا شد، علنی شد؛ هر کار هم می‌کنند نمی‌توانند جمعش کنند. تیک‌تاک را برداشتند، در آمریکا فیلتر کردند، بدتر شده. بیشتر بهش اقبال شده. در اینستاگرام محدودیت‌های شدیدی را نسبت به اینکه قضیه فلسطین چیزی از آن درز پیدا نکند، بدتر شده و الان جوری شده که مردم ژاپن به زبان فارسی «مرگ بر اسرائیل» می‌گویند. در آمریکا «مرگ بر اسرائیل» می‌گویند. در دانشگاه‌های آمریکا «مرگ بر اسرائیل» می‌گویند. استاد دانشگاه در هاروارد «مرگ بر اسرائیل» می‌گوید.
این‌ها قضایای خیلی عجیبی است و ما در یک قدمی نابودی رژیم صهیونیستی قرار داریم. آن چیزهایی که ملت ایران نزدیک پنجاه سال برایش هزینه داده، آن حقایقی که باید افشا بشود برای مردم عالم دارد کم‌کم به بار می‌نشیند، دارد بیدار می‌شود دنیا. منطق جمهوری اسلامی و مردم ایران، حقانیتش دارد ثابت می‌شود در دنیا. البته ممکن است کسی فکر کند که این‌ها شعار است، اشکالی ندارد. آنی که مهم است بخش بعدی داستان است. ما ابتدای امسال رسماً پنجه به پنجه شدیم با رژیم صهیونیستی. سیزده فروردین کنسولگری ما را در سوریه زدند. در عرف دیپلماتیک بخشی از خاک ما محسوب می‌شود، یعنی فرقی با خرمشهر و آبادان و مشهد و تهران و ساوه و کرج ندارد. تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ما و همه دنیا منتظر بود ببیند جمهوری اسلامی چه می‌کند و یک ناز شصتی نشان داد جمهوری اسلامی که همه متحیر و مبهوت ماندند. سیصد تا موشک با اعلام قبلی. دو هفته فرصت، دو هفته گفته که من می‌خواهم بزنم. آن‌ها خودشان را آماده کردند. آمریکا، فرانسه، بعضی کشورهای منطقه همه آمدند در گارد دفاعی صهیونیست‌ها. این رسوایی بزرگ برای اسرائیل رقم خورد، جوری که صدایش را در نیاوردند که اصلاً کجا خورد و چه شد. هیچ غلطی هم نتوانست بکند. چهار تا کوادکوپتر فقط خواست بفرستد برای بعضی از تأسیسات اصفهان ما که همان هم به جایی نرسید.
این وضعیت امروز ماست. صهیونیست‌ها اعلام کردند: «ما راهی از بیرون نداریم. کاری نمی‌توانیم بکنیم با جمهوری اسلامی. با این محو ما از پس یمن بر نمی‌آییم. کشتی‌هایمان را می‌گیرد. تنها راهش این است که از درون باید جمهوری اسلامی زمین‌گیر بشود.» آن هم یک راه دارد: انتخابات. میدان درگیری اسرائیل با ما میدان موشک و خمپاره و این‌جور چیزها نیست، میدان انتخابات است. این صحنه انتخاباتی که ما در پیش داریم، خیلی اینجا حرف هست. دارم مختصر عرض می‌کنم، چون مطلب خیلی زیاد است. می‌خواهم حوصله‌تان هم سر نرود. ای کاش فرصت بیشتر بود، چند جلسه بنده می‌آمدم اینجا، این را مفصل به آن می‌پرداختم.
امیدشان هم به چیست؟ امیدشان به این است که افرادی بیایند از درون خود سیستم جمهوری اسلامی و حاکم جمهوری اسلامی یا براندازی کنند جمهوری اسلامی را یا مهار کنند جمهوری اسلامی و موجب تغییر شوند. اولین هدف براندازی است، یعنی همان جریانی که سال ۱۴۰۱ در خیابان جوان بسیجی ما را عریان می‌کرد مثل روح‌الله عجمیان. جوان بسیجی ما را وقتی که عریان کرده بود، مادر شهید آرمان علی‌وردی به بنده می‌گفت: «می‌گفت یک چیزی که خیلی من را می‌سوزاند این است که آرمان در خانه آستین کوتاه نمی‌پوشید، چون خجالت می‌کشید پیش من که مادرش هم تنش دیده بشود. گفت وقتی من دیدم بچه را عریان کردند و فیلمش را میلیون‌ها نفر دیدند، خیلی از این خیلی سوختم.» این جوان را عریان کردند، ده‌ها متر روی زمین پوست تنش را کشیدند. با بلوک و سیمان تو سرش زدند. با چه وضعیتی جوان را کشتند که من محل شهادتش هم در اکباتان رفتم و دیدم، اکباتان تهران. آن جریانی که سال ۱۴۰۱ موفق نشد به براندازی جمهوری اسلامی، همه امیدش به این انتخابات و کاندیدا دارد و گزینه دارد و آدم دارد، نیرو دارد. مسئله این است آدم دارد. جریانی الان در این انتخابات هست که دانسته یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته، کارش و ثمره عملی رفتارش و کنش سیاسی و مدیریتی‌اش آسیب به جمهوری اسلامی یا براندازی است. عرض کردم: یا تغییر رفتار است، یعنی مهار جمهوری اسلامی یا از بیخ و از ریشه می‌کند و تمام می‌شود یا یک اسمی از آن می‌ماند ولی یک چیز دیگر. الان به بعضی از کشورهای دیگر هم می‌گویند جمهوری اسلامی؛ مثلاً جمهوری اسلامی پاکستان. به پاکستان هم می‌گویند جمهوری اسلامی. شما چه چیزی در پاکستان می‌بینید نشان از اسلام و مسلمانی؟ رئیس‌جمهور مصر و رئیس‌جمهور اردن امسال حج بودند، طواف می‌کردند، لبیک اللهم لبیک می‌گفتند. کدام الله؟ کدام لبیک؟ «جاهد الکفار و المنافقین». این خدا را داری لبیک می‌گویی؟ «اطیع الله و اطیع الرسول، لا تطع الکافرین و جاهدهم بهی جهاد کبیرا». این اسم اسلام هست، ریش هست، قرآن هست، نماز هست، مسجد هست، ولی منطق مسلمانی نیست، منطق قرآن نیست. دستور از کسی دیگر می‌گیرد، برنامه و خط را کسی دیگر برایش می‌نویسد. می‌خواهم جمهوری اسلامی. اسلامش هم اگر ماند یا اصلاً برداشته بشود از قانون اساسی و از تمام این شکل و قیافه. آن اسم اسلام و مسلمانی برداشته بشود. اگر نشد، رسم مسلمانی برداشته شود.
یک سخنرانی مهمی دارند رهبر معظم انقلاب سال ۱۳۸۷، آذر ۸۷ در دانشگاه علم و صنعت. دوست دارم یک چند دقیقه‌ای شما در این جلسه مطالب ایشان را گوش دهید. من لابه‌لای نکاتی هستش که عرض می‌کنم. می‌خواهم از فرصت‌مان هم در این حالا تقریباً چهل دقیقه‌ای که باقی مانده نهایت استفاده را بکنیم، نکاتی را عرض بکنیم. اگر تاریک‌تر هم بشود که دوستان تصویر را بتوانند ببینند، بنده لابه‌لا هی ممکن است که نگه دارم و نکاتی را عرض بکنم. اینجا رهبری سرما خورده بودند. عرض کردم این مال سال ۸۷ است، یعنی چند سال پیش، شانزده سال پیش، در زمان دولت آقای احمدی نژاد، قبل از قضایای سال ۸۸، قبل از مذاکره با آمریکاست، قبل از برجام، قبل از دولت‌های روحانی، قبل از این قضایای فلسطین است. ولی مطالبی می‌گویند بسیار راهگشا و دقیق. مطالب بسیار فوق‌العاده‌ای است. کمی فقط صدایشان گرفته و سرما خورده‌اند. مطلب را ان‌شاءالله به آن توجه می‌فرمایید. برای سلامتی رهبر حکیم یک صلوات بفرستیم: «محمد و آل محمد». الله اکبر، الله اکبر.
این نکته را هم عرض بکنیم. علت دشمنی عمیق و آشتی‌ناپذیر استکبار و در رأس آن‌ها آمریکا و شبکه صهیونیستی دنیا با جمهوری اسلامی. نکات را با دقت. دشمنی عمیق و آشتی‌ناپذیر. دشمنی آن‌ها با ما آشتی‌ناپذیر است. علت چیست؟ این‌ها دشمنی آشتی‌ناپذیر دارند. علتش این است، گوش دهید. حرف‌هایی که گاهی گوشه و کنار گفته می‌شود، چه چیزهایی که آن‌ها شعارش را می‌دهند، چه تصوراتی که بعضی در داخل می‌کنند، این‌ها نیست. مسئله این است که جمهوری اسلامی یک نفی با خود دارد و یک اثبات. جمهوری اسلامی خلاصه می‌شود در این نفی و اثبات. براندازی جمهوری اسلامی یا به این است که در خیابان توپ و تانک می‌آورند، می‌روند یک پایگاه بسیج را می‌گیرند، ارتش را می‌گیرند، صدا و سیما را می‌گیرند؛ کی می‌شود جنگ سخت یا نیمه‌سخت؟ یک وقت هم به جنگ نرم است، وقتی توانست تغییر رفتار ایجاد کند در جمهوری اسلامی که این نفی و اثباتش عوض بشود، این‌هایی که به عنوان نفی و اثبات می‌گوید این‌ها دیگر نفی و اثبات نباشد. این می‌شود براندازی جمهوری اسلامی ولی براندازی نرم. سعی کردند با رسانه و کف خیابان و این‌جور مسائل جمهوری اسلامی را به این براندازی برسانند. تنها راهش این است که باید در خود حاکمیت از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین سطوح افرادی نفوذ کنند که این نفی و اثبات جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشند. این‌ها تغییر دهند رفتار جمهوری اسلامی را. این می‌شود براندازی حاکمیتی. این می‌شود براندازی نرم. این می‌شود به ثمر رسیدن کاری که سال ۱۴۰۱ با بسیجی در کف خیابان می‌کردند و موفق نشدند. کار ناتمام داعشی‌هایی که در کف خیابان پاسدار می‌کشتند، بسیجی قطعه‌قطعه می‌کردند، در این انتخابات با رأی تمام می‌شود. کار داعشی‌ها با رأی تمام می‌شود.
این انتخابات ما گره خورده به این جریان که یا در آن آدم‌هایی مثل قاسم سلیمانی پیروز می‌شوند و می‌مانند و جمهوری اسلامی به همین رفتار خودش، به همین نفی و اثبات خودش پایبند می‌ماند یا عوض می‌شود، طیف دیگری می‌آید. طیف دیگر عرض می‌کنم. فعلاً فقط گوش بدهید:
نفی و اثبات‌های جمهوری اسلامی. نفی استثمار. در نفی‌اش چیست؟
**۱. نفی استثمار:** ما قبول نداریم که باید زیر دست باشیم. یک طبقه‌ای، یک کشوری، یک دولتی، یک حاکمیتی باید آقای دنیا باشد و همه بهش بله بگویند.
**۲. نفی سلطه‌پذیری:** ما به این نه گفتیم که ما می‌خواهیم زیر بار کس دیگر، به حرف کس دیگری برویم، چون زور دارد.
**۳. نفی تحقیر ملت به وسیله قدرت‌های سیاسی دنیا:** نفی تحقیر ملت به واسطه قدرت‌های سیاسی دنیا. تحقیر بکنند. هر طوری دوست دارند با ما رفتار کنند، هرچی دوست دارند دیکته کنند، بقیه. وابستگی سیاسی. نفی نفوذ و دخالت قدرت‌های مسلط دنیا در کشور. مشخص است دیگر، توضیح نمی‌خواهد. البته بعضی‌ها اینجا که می‌رسد می‌گویند خب شما می‌گویید آمریکا نه، بعد رفتید چسبیدید به مادربچه‌مرده. خنده‌اش می‌گیرد از این حرف‌ها. کسی که نفهمد داستان رابطه قبل انقلاب ما با آمریکا را و رابطه بعد انقلاب روسیه را از آن نامه‌ای که امام به گورباچف افتاد در زمانی که شوروی بود بعد فروپاشی شوروی، جنس رابطه‌ای که ما با پوتین داریم، جنس رابطه‌ای که ما با چین داریم. بعضی خب ساده‌اند، بله شما مملکت را وابسته روسیه کردید. وابستگی یعنی چی؟ بله ما روابط اقتصادی داریم، روابط امنیتی هم داریم، ولی وابستگی یعنی او خاک تو را ملک خودش بداند. همان کاری که با سفارت پهلوی کردند که بدون گزارش به او می‌آمدند می‌نشستند در سفارت، جلسه می‌گرفتند در خاک ایران. این یعنی وابستگی. بحث مفصلی است، چون یک جاهایی ما یک همکاری‌هایی داریم، یک منافع مشترکی داریم. این را می‌گویند که بله، شما با روسیه بستید. مشخص است استقلال ما در برابر روسیه. رهبر معظم انقلاب در قضیه اوکراین رسماً اعلام کردند ما با این جنگی که روسیه در اوکراین راه انداخته مخالفیم. کدام کشور وابسته کی پهلوی جرئت داشت در مورد آمریکا بگوید ما با فلان جنگیم که فلان جا آمریکایی‌ها راه انداخته مخالفیم؟ پس ما یکی از چیزهایی که در نفی خودمان معین کردیم این است که نمی‌خواهیم وابسته‌ایم. این‌ها نفی‌های جمهوری اسلامی است. این‌ها قاطع نفی می‌کند.
**۴. نفی سکولاریسم اخلاقی اباهه‌گری:** نفی سکولاریسم اخلاقی. این‌ها هر کدامش عرض کردم وقت نیست وگرنه تک‌تک این‌ها نیاز به بحث مفصل دارد. «مسائل اعتقادی مردم به ما ربطی ندارد، ما نمی‌خواهیم کسی را بهشت ببریم، برای دین کسی نمی‌خواهیم دل بسوزانیم، ترویج دین کار دولت نیست.» حرف‌هایی که بعضی دولت‌های ما در این سال‌ها زدند، قبول نداریم. اباهه‌گری نفی‌های قطعی جمهوری اسلامی است. این چیزها را نفی می‌کند.
یک چیزهایی را هم اثبات می‌کند:
**۱. اثبات هویت ملی:** هویت ایرانی. نه دیگر آن شاخه اسب‌های ماست. هویت ملی، هویت ایرانی.
**۲. اثبات ارزش‌های اسلامی:**
**۳. دفاع از مظلومان جهان:** دفاع از مظلومان جهان. تازه نه فقط مظلومان اسلام، مظلومان جهان. این خیلی نکته دارد. در مورد این خیلی حرف هست. حالا ببینیم چقدر فرصت می‌شود عرض بکنم. بعضی نکاتش را جزو چیزهایی است که جمهوری اسلامی در اروپا فشارهایی را می‌کند. این‌ها در واقع هویت ماست. یعنی مردم که می‌گویند آقا چهل و خرده‌ای سال است که به جمهوری اسلامی گفتند، برایش خون دادند، مصیبت‌ها را تحمل کردند، پای صندوق حضور داشتند. جمهوری اسلامی چی بوده که این‌ها برایش خون دادند؟ جمهوری اسلامی همین نفی‌ها و اثبات‌هاست. این آن چیزی است که می‌شود نظام اسلامی. دفاع از این. امام فرمود: «اوجب واجبات دفاع از حفظ جمهوری اسلامی است.» حفظ جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی این‌هاست. نه یعنی چهار تا خیابان، چهار تا مسئول و چهار تا رئیس. حفظ جمهوری اسلامی نه یعنی این ارزش‌ها، این هنجارها و این نفی‌ها و اثبات‌ها. این‌ها باید حفظ بشود. عاری‌ها و نهایتی که جمهوری اسلامی بماند، عاریش نه بشود.
**۴. تلاش برای دست پیدا کردن در قله‌های دانش:** یکی از چیزهایی که جزو اثبات‌های ماست این است: تلاش برای رسیدن به قله‌های دانش. پیشرفت علمی. به بالاترین نقاط پیشرفت علمی رسیدن. نه فقط دنباله‌روی در مسئله دانش. نه فقط دنباله‌روی. ببینیم آب بانک جهانی چی می‌گوید؟ فلان جا چی می‌گوید؟ مجموعه‌های بین‌المللی چه تز می‌دهند؟ برداریم بیاوریم اینجا پیاده کنیم. اسمش را هم اول بگذاریم دانش، بعد سیاست‌های استعماری را به دانش برسیم. نه فقط اینکه آن‌ها دانش به ما بدهند، نه خودمان به دانش برسیم. نه چیزی که مثلاً در خودرو برویم تکنولوژی از آن‌ها بگیریم. تکنولوژی سی سال پیش‌شان را به ما بدهند، ماشین بسازیم با آن. سطح قله‌های دانش. این‌ها چیزهایی است که جمهوری اسلامی در این‌ها پافشاری می‌کند. این نفی و این اثبات. این‌ها دلیل دشمنی آمریکا و دشمنی شبکه صهیونیستی دنیاست. پس علت دشمنی‌های آمریکا و شبکه صهیونیستی با ما این‌ها بود. «من که فلان امام جمعه فلان جا فلان حرفی را زده، روی موشک شما فلان چیزی را نوشته‌اید. فلان قانون را مجلس تصویب کرده.» این‌ها علت دشمنی با ما نیست. این‌ها حماقت است. کسی که این‌جوری فکر می‌کند، ساده‌لوح است. پس دعوایمان با آمریکایی‌ها سر این‌هاست. دعوای آمریکایی‌ها آشتی‌ناپذیر هم هست. برای اینکه یا ما مسلمانیم که مسلمان باشیم، باید همین‌ها اعتقادمان باشد. مثل اردن اسلامی نیست که بخواهد با آن‌ها چالش داشته باشد. قبولش دارند. اسلام عربستان مگر اسلام است؟ آمریکایی‌ها هم قبولش دارند. خرج روز به روز عالم را بگیرد. تشیعی که ملکه در لندن برایش هزینه می‌کند، بودجه بهش می‌دهد، چالشی ندارد.
اگر نفوذ آمریکا را قبول بکنیم، دشمنی‌ها کم خواهد شد. اگر راضی بشویم که ملت ما تحقیر بشود به وسیله بیگانگان به طرق مختلف، دفاع از هویت ملی را، دفاع از ارزش‌های اسلامی را کنار بگذاریم، مطمئناً دشمنی‌ها به همین نسبت کم خواهد شد. جمهوری اسلامی رفتار خود را عوض کند، یعنی این یا براندازی یا تغییر. حالا گوش بدهید، خیلی نکته قشنگی را رهبری می‌فرمایند:
«گاهی مسئولین سیاسی کشورهای مستکبر از قبیل آمریکا درباره ایران که صحبت می‌کنند، می‌گویند ما نمی‌گوییم جمهوری اسلامی از بین برود، می‌گوییم جمهوری اسلامی رفتارش را عوض کند.»
رفتارش را عوض کنی، یعنی این، یعنی از این نفی و از این اثبات دست بردارد. با همین ایستادگی در این نفی و در آن اثبات، جمهوری اسلامی توانسته با یک جبهه گسترده مجهز به انواع امکانات مواجه بشود و در مقابل او مقاومت بکند. همان حالتی که در هشت سال دفاع مقدس بود. شرق و غرب و اروپا و ناتو و بعضی از کشورهای عربی همه دست به دست هم دادند علیه جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی بالاخره همه آن‌ها را به عقب‌نشینی وادار کرد و خود هیچ عقب‌نشینی نکرد. در عرصه سیاسی در سال‌های بعد از جنگ تا امروز همین معنا وجود داشته، یعنی جمهوری اسلامی توانسته در مقابل این جبهه عظیمی که در برابرش شکل پیدا کرده بایستد. نه فقط عقب‌نشینی نکند، بلکه پیشروی کند و به دشمن ضربه وارد کند. این اتفاق افتاده. این اتفاق افتاده.
وضعیت آمریکا را شما در خاورمیانه امروزش را نگاه کنید. پانزده سال قبل را هم نگاه کنید. شانزده سال از این حرف گذشته، یعنی پانزده سال قبل از این حرف را نگاه کنید شما الان پانزده سال بعدشید. بله، الان هم نگاه کنید. خیلی مطالب واقعاً افتخار می‌کنم رهبر روشن‌بین حکیمی که حرفی که دارد می‌زند از زمانه خودش جلوتر است. ببینید وضع آمریکا در خاورمیانه چگونه است؟ روز به روز منفورتر، روز به روز ذلیل‌تر، ناکام‌تر. در مسئله فلسطین یک جور، در مسئله لبنان یک جور، در قضایای عراق و افغانستان یک جور. آن موقع یمن اصلاً جزو محور مقاومت نبوده. اوایل است که تازه عربستان با یمن درگیری‌های مختصری شروع کرده که چند سال به جنگ کشیده، محور توسعه پیدا کرده و آمریکا از پس یک گروهک شبه‌نظامی حماس بر نمی‌آید در یک نقطه نیم‌وجبی نقشه. این مطالب مال شانزده سال پیش است.
آمریکا در طرح‌های خودش در خاورمیانه که عمدتاً هم هدف این طرح‌ها جمهوری اسلامی بود، عمدتاً هم هدف جمهوری اسلامی بود. اصلاً عراق را آمد گرفت به خاطر ما. افغانستان به خاطر ما. یمن را زدند به خاطر ما. لبنان در کشور به خاطر ما. فلسطین هم الان عمده دعوا سر این است که این تفکر جمهوری اسلامی توسعه پیدا نکند. زدند بدتر شد. دانشگاه بیش از آنچه که آن کشورها باشند، هدف آماج این طرح‌ها جمهوری اسلامی بود. در این طرح آمریکا ناکام مانده. ضربه خورده و جمهوری اسلامی توانست بایستد و مقاومت کند. البته توطئه‌ها زیاد بوده. دهه اول انقلاب یک جور، بعد دهه دوم و سوم انقلاب توطئه‌های گوناگونی بود که تفاسیرش را نمی‌رسم عرض بکنم. می‌گذرد.
یک بحثی را اینجا رهبری مطرح می‌کنند. از دوستان تقاضا دارم این را گوش بدهند. من دیگر صحبت‌های خودم را مختصرش می‌کنم. بخشی‌اش را می‌گذارم برای جلسه بعدی که اگر خدمتتان بودم حالا فردا شب ما اینجا پایین برنامه داریم‌ها. حالا فردا شب نکات را عرض می‌کنم. هفته آینده هم شنبه‌اش هست و باز روزهای دیگرش هم هست و این‌ها. امشب نمی‌رسم چون خیلی کلیپ هم آورده بودم که برایتان بگذارم. مطالبی که مرتبط با این انتخابات است در جلسه بعدی که خدمتتان برسم و دفعات بعدی که بیایم مطالب بیشتری. الان یک نکته اینجا رهبری در سخنرانی می‌فرمایند. خیلی دوست دارم که این را گوش بدهید. یک راهکاری را برای دشمن مطرح می‌کند، می‌فرماید: «اگر فلان اتفاق بیفتد، کار جمهوری اسلامی تمام است.» دوست دارم این را گوش بدهید. یک چند دقیقه‌ای بنده هم سکوت می‌کنم. با دقت شما این را گوش بدهید.
«نکته اصلی این است، هم دانشجوها، هم دانشگاهیان عزیز و هم همه آحاد ملت، خصوصاً نخبگان و هوشمندان، باید به آن توجه بکنند. این است: نظام جمهوری اسلامی این توانایی ذاتی را دارد، این اقتدار ذاتی را دارد. همچنان که تا امروز در طول این سی سال توانسته ایستادگی کند. آن‌ها همه همت‌شان این بود که جمهوری اسلامی را نابود کنند، از بین ببرند. نه فقط نابود نشد، بلکه روز به روز قوی‌تر شد در بخش‌های مختلف.»
الله اکبر، مرگ بر. این توانایی ماندن، این اقتدار، این ظرفیت بقا بایستی حفظ بشود. این‌جور نیستش که ما هر جور عمل بکنیم، ولو بی‌تفاوت، ولو با عدم توجه به وظایف حساس و مهم باز هم همین ظرفیت مقاومت باقی بماند. نه، بایستی نظام جمهوری اسلامی را به معنای حقیقی کلمه‌اش حفظ کرد تا بتوان از منافع این ملت، از منافع این کشور، این ملت را بهره‌مند کرد. تا بتوان این ملت را به اوج ترقی و آرزوهای خودش و آرمان‌های خودش رساند.
نکته مهم این است: نظام جمهوری اسلامی ساخت حقوقی و رسمی دارد. جمهوری اسلامی یک جسمی دارد، یک روحی دارد. این جسم اگر آن روحش نباشد، می‌شود یک بدنی که در کمد است. جسمش همین ساختار اجرایی و دولت و مجلس و انتخابات و این‌هاست. یک روحش را دشمن می‌خواهد از این جسم جدا کند. براندازی اصلی آن‌جاست و حفظش خیلی مهم است. با دقت گوش کنید:
یک ساخت حقوقی و رسمی. قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی، دولت اسلامی، انتخابات، همین چیزهایی که مشاهده می‌کنید و هست، ساخت رسمی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی است. البته حفظ این لازم است. حفظ قانون اساسی، حفظ این ارکان، این‌ها همه چیزهای لازم و واجبی است، اما کافی نیست. حفظ این ساخت حقوقی و رسمی کافی نیست. همیشه در دل ساخت حقوقی، ساخت حقیقی، یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد. او را باید حفظ کرد. ساخت حقوقی در حکم جسم است، در حکم کالبد است. هویت حقیقی در حکم روح، در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهری و حقوقی هم باقی بماند، نه فایده‌ای خواهد داشت، نه دوام خواهد داشت. نه دوام خواهد داشت، یعنی همین ساختار ظاهری هم یک مدت کوتاهی می‌ماند. وقتی آن معنا از آن گرفته شد، این هم دیگر بعد یک مدتی متلاشی می‌شود. دندانی که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است، با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می‌شکند.
ساخت حقیقی، واقعی و درونی، آن روح در حکم روح این جسم است. ساخت درونی چیست؟ همان آرمان‌های جمهوری اسلامی: عدالت است، کرامت انسان است، حفظ ارزش‌هاست، سعی برای ایجاد برادری و برابری است، اخلاق است، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن است. اجزای ساخت حقیقی و باطنی روحش.
پس چه شد؟ اخلاق، ارزش‌های اسلامی، ایستادگی در برابر نفوذ دشمن. این‌ها را اگر از جمهوری اسلامی گرفتی، جمهوری اسلامی مرده، روح ندارد. بعد هم دیگر با اولین ضربه بیرونی متلاشی می‌شود. و درونی نظام جمهوری اسلامی است. اگر از اخلاق اسلامی ما دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزوا انداختیم، اگر مردمی بودن مسئولان کشور را دست کم گرفتیم. تک‌تک این عبارت‌ها مردمی بودن مسئول کشور، ساده‌زیستی‌شان، همه این‌ها روح جمهوری اسلامی است. «مسئولین کشور هم مثل خیلی از کشورهای دیگر به این مسئولیت به عنوان یک وسیله، یک مرکزی برای ثروت و قدرت نگاه کنند.» مسئله خدمت فداکاری برای مردم حذف بشود از ذهنیت و عمل مسئولین کشور. مردمی بودن، ساده‌زیستی، خود را در سطح توده مردم قرار دادن از ذهنیت مسئولین کنار برود، حذف بشود، پاک بشود. ایستادگی در مقابل تجاوزطلبی‌های دشمن فراموش بشود. رودربایستی‌ها، ضعف‌های شخصی، ضعف‌های شخصیتی بر روابط سیاسی و بین‌المللی مسئولین کشور حاکم بشود. مغزهای حقیقی، بخش‌های اصلی هویت واقعی جمهوری اسلامی اگر از دست رفت، اگر ضعیف شد، ساخت ظاهری جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمی‌کند. «جمهوری اسلامی هستیم و انتخابات داریم، مجلس داریم، عمامه هم داشته باشد، حجت‌الاسلام هم باشد.» وقتی معنا را از آن گرفتی، ساده‌زیستی ندارد، در برابر دشمن مقاومت ندارد. هرچه می‌گوید و چه می‌خواهد برایش اجرا می‌کنی، پیاده می‌کنی. تو حجت‌الاسلام باشی، این مملکت، مملکت اسلامی نیست. این حکومت، حکومت اسلامی نیست.
«ماندگار و تاریخی است که یک بار هم فقط رهبری در طول این سی و خرده‌ای سال فرمودند که اگر شاه سلطان حسین‌ها بر سر کار بیایند، کار جمهوری خیلی اثری نمی‌بخشد.» پسوند اسلامی بعد از مجلس شورا، مجلس شورای اسلامی. دولت جمهوری اسلامی. پسوند به تنهایی کاری صورت نمی‌دهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود. فراموش نشود. دلمان خوش نباشد به حفظ صورت. مقاله به روح، معنا، سیرت توجه داشته باشد. اساس قضیه. و من به شما عرض بکنم تغییر سیرت، تغییر هویت واقعی به تدریج حاصل می‌شود. به تدریج حاصل می‌شود. روح را یک شبه نمی‌گیرند. آرام آرام یک فرایند طی می‌کند. بعد بیست سال می‌بینی جمهوری اسلامی هست، ولی هیچی از این گفتمان، از این شعارها، از این ارزش‌ها نمانده. به خیلی آرام، توجه بعضی‌ها غالباً جلب نمی‌شود یا خیلی‌ها توجهشان. یک وقتی ممکن است همه متوجه بشوند که کار از کار گذشته باشد. خیلی باید دقت کرد. چشم بینای طبقه روشن‌بین و روشنفکر جامعه، طبقه دانشگاهی، چشم بینای دانشجویان باید این مسئولیت را همیشه برای خودش قائل باشد.
نظام اسلامی. نظام اسلامی در ظاهر و باطن. نه فقط نظام اسلامی در ظاهر. صرف اینکه حالا شرایطی در قانون اساسی برای رئیس جمهور و برای رهبر و برای رئیس قوه قضاییه و برای چه و چه معین شده، شورای نگهبان و چه و چه، این‌ها کافی نیست. اگرچه این‌ها لازم است. اینکه حالا مثلاً فلان مذاکره کننده آن شب قدر قرآن به سر گرفته، هیئت می‌رود، کربلا رفته. فلان کاندیدا نماز اول وقت می‌خواند، انگشتر دستش است. دخترش چادری است. با این‌ها نیست که یک مملکت اسلامی می‌شود. دولت اسلامی می‌شود. دولت اسلامی یعنی آن کسی که این منطق را، این گفتمان را قبول دارد از بن دندان و پایش وایمیستد، این نفی و اثبات خیلی بحث انگشتر و چه می‌دانم کراوات و عمامه داشته باشد، حرف کفار را به کرسی بنشاند. لااقل آنی که کراوات دارد، عرق می‌خورد، همه می‌دانند چه کاره است. حرم امام رضا می‌رود گریه می‌کند. روح مهم است. این فکر، این باور. گوش بدهید: «انحراف در هدف‌ها، در آرمان‌ها، در جهت‌گیری‌ها، این را باید مراقبت کرد که پیش نیاید.» این چیزی است که ما در طول این سال‌های طولانی، به خصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام درگیرش بودیم. جزو درگیری‌های اساسی در این دو دهه گذشته یکی همین بوده. تلاش‌های زیادی شده است برای اینکه جمهوری اسلامی را از روح و معنای خودش خارج کنند. تلاش‌های زیادی کردند به شکل‌های مختلف، به شکل‌های مختلف چه در زمینه‌های سیاسی، چه در زمینه‌های اخلاقی، چه در زمینه‌های اجتماعی. اظهاراتی که شده، حرف‌هایی که زده شده. آیا دوره‌ای را هم مشاهده کردیم مطبوعات ما رسماً علناً جدایی و تفکیک دین از سیاست را اعلام کردند؟ مسئله، مسئله یکی بودن دین و سیاست که اساس جمهوری اسلامی است، اساس حرکت عمومی مردم بود، این را زیر سؤال بردند. از این بالاتر در مطبوعات ما دیده شد در دورانی که صریحاً علناً رژیم ظالم، رژیم جبار و سفاک پهلوی دفاع می‌شد.
شما الان مسئولینی می‌بینید، کاندیداهایی که چهل سال فقط خوردند و بردند. از قبل انقلاب تعریف می‌کند. «ملت‌های فلان کشور حسرت وضعیت ما را قبل انقلاب می‌خوردند، بعد انقلاب ما داریم حسرت آن‌ها را می‌خوریم.» این همان خالی بودن روح و خالی کردن روح است. این‌ها آدم‌هایی نیستند که ما البته بگوییم کافرند، ایادی دشمنند، مزدورند. نه، آدم محترمی است. در این مسجد هم اگر نماز بخواند، روی‌اش را می‌بوسم. ولی جای این آدم، حد این آدم، حد ریاست جمهوری همچین مملکتی نیست. این می‌شود پلکان برای اینکه آن جریان نفوذی می‌آید از این استفاده می‌کند. این را سپر می‌کند. از سادگی این استفاده می‌کند. از قبل این می‌خورد و می‌برد. با این همه چیز را نابود می‌کند. این نکته اساسی است که حالا جلسه بعدی ان‌شاءالله مفصل‌تر به آن بپردازیم. دوست دارم این جمله طلایی رهبری را برسانم که در شاه سلطان حسینی فرمودند. مختصر فقط نکته‌ای عرض بکنم و جلسه را تمامش کنیم. برای اینکه چنین حالتی پیش نیاید، برخورد با این انحراف با برجسته کردن مرزها، برجسته کردن مرزهای اعتقادی و فکری و سیاسی می‌شود جلوی این انحراف را گرفت.
شاخص‌های هویت اسلامی بایستی معلوم باشد. شاخص عدالت‌طلبی، شاخص ساده‌زیستی مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه. همه این‌هایی که مرحوم رئیسی داشت یک دم. انصافاً شاخص طلب و پویایی علمی بی‌وقفه. شاخص ایستادگی در مقابل طمع‌ورزی بیگانگان و سلطه بیگانگان، ایستادگی قاطع. شاخص دفاع از حقوق ملی، از حقوق ملت دفاع شجاعانه کردن. یک شاخص بگذارید: حق هسته‌ای. مسئله هسته‌ای سال ۸۷ بحث حق هسته‌ای را مطرح می‌کنم. مسئله هسته‌ای یکی از ده‌ها نیاز کشور ماست. تنها مسئله ما نیست، اما دشمن ببینید روی این نقطه متمرکز شده. دشمن روی نقطه مسئله هسته‌ای متمرکز شد. ایستادگی در این نقطه‌ای که دشمن روی آن تمرکز پیدا کرده است. اگر ملت عقب‌نشینی کند، اگر مسئولین عقب‌نشینی کنند، از بعضی حق قطعی و روشن صرف نظر بکنند، بدون تردید راه برای دست‌اندازی به حقوق ملی برای دشمن باز خواهد شد. دیدید دیگر، هسته‌ای را کشیدیم عقب. مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل را روی موشک‌مان بنویسیم. این‌ها می‌آیند بیرون. هست. دفاع از حقوق ملی، مسئله عدالت، اجتناب از اشرافی‌گری، یعنی ضد ارزش کردن.
در انقلاب ما این نکته وجود داشت. این را به تدریج بعضی‌ها سعی کردند کمرنگ کنند. این در مسائل اقتصادی ما اثر دارد، در مسائل روانی ما اثر دارد. اشرافی‌گری، گرایش به اشرافی‌گری یک ضد ارزش بود در انقلاب. افراد از اینکه نسبت داده بشوند به اشرافی‌گری یا از آن‌ها چیزی دیده بشود جزو خصوصیات اشرافی‌گری است، به شدت اجتناب می‌کردند. در سطوح مختلف مسئولین کشور در درجه اول متعهد به این قضیه هستند و باید ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافی‌گری امروز هم بحمدلله وجود دارد، یعنی دولت و مسئولین دولتی ساده‌زیستند، مردمی هستند. این خیلی فرصت خوبی است، نعمت بزرگی است. یکی از شاخص‌هاست. دولت آقای احمدی‌نژاد بوده دیگر. وگرنه دولت آقای روحانی.
مسئله ارزش جهاد و شهادت یکی از شاخص‌هاست. ارزش مجاهدت، مقام والای شهادت از جمله چیزهایی بود که زیر سؤال رفت به وسیله عناصری، کسانی، دست‌هایی. جهاد را زیر سؤال بردند. شهادت را زیر سؤال بردند. این یکی از شاخصه‌هاست. باید برجسته بشود. احترام به شهیدان، احترام به جهاد و مجاهدان بایستی جزو بخش‌های برجسته پرچم جمهوری اسلامی قرار بگیرد. جمهوری اسلامی به جهاد و شهادت شناخته می‌شود. اعتماد، اعتماد به مردم، عقیده واقعی به مشارکت مردم. بعضی‌ها اسم مردم را می‌آورند، اما حقیقتاً اعتقادی ندارند به مشارکت مردم. بعضی اسم مردم را می‌آورند و به مردم اعتماد ندارند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است. شجاعت در برابر هیبت دشمن. این جزو شاخص‌هاست. این جزو شاخص‌هاست. در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس سستی و خوف بکنند، بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد. اگر مسئولین کشور در برابر دشمن احساس سستی و خوف بکنند، بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد. پول داده بودیم برای واکسن، واکسن‌مان را نمی‌دادند. روزی ۷۰۰ نفر اینجا کشته می‌شود. مسئول‌مان کی بود؟ آنی بود که می‌رفت پیش نخست‌وزیر انگلیس. غش می‌کردند که این‌ها از نزدیک دیده، از نزدیک با همدیگر صحبت بکنند.
این‌ها نکاتی است که باید به آن توجه داشت. ملت‌هایی که ذلیل دست دشمن شدند، مقهور دشمن شدند، عمده علت این بود که مسئولان، پیشروان قافله ملت، شجاعت لازم، اعتماد به نفس و لازم را نداشتند. اعتماد به نفس نداشتند. گاهی در بین آحاد مردم عناصر مؤمن فعال فداکار آماده به جانبازی هستند، اما مسئولین، رؤسا وقتی این آمادگی را خودشان ندارند، نیروهای آن‌ها هم از بین می‌رود. این ظرفیت هم نابود می‌شود. آن روزی که شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت، قتل عام شد مردم. حکومت با عظمت صفوی نابود شد. خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه کنند، مقاومت کنند. شاه سلطان حسین ضعیف بود. شاه سلطان حسین ضعیف. «اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرئت ندارند، جسارت ندارند، در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشان احساس توانایی قدرت نمی‌کنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود.»
جلسه بعد یکم توضیح می‌دهم که این که بود و چه کرد. نکته خیلی مهم. ببینید اگر گرفتار شاه سلطان حسین‌ها بشویم، شاه سلطان حسین آخرین حاکم صفوی بود. حکومت شاه عباس، حکومت شاه اسماعیل، حکومت قدرتمند صفوی گرفتار شد به یک آدمی به نام شاه سلطان حسین. شخصیتی دارد که حالا عرض می‌کنم جلسه بعد ان‌شاءالله نکاتی در موردش هست عرض می‌کنم. آدم لاابالی هم نبود. آدم مقیدی هم بود، ولی چون ضعیف بود، لاابالی هم شد. «کاباره‌هایی که در اصفهان بود، میگساری می‌کردند، همه را جمع کرد. تعطیل کرد. گفت حکم اسلام است. نمی‌شود.» آرام آرام به خود درباریان، از خود دربار بهش فشار آوردند. فساد درباریان، که تو از خود دربار بهش فشار آوردند که: «مگر می‌شود با عرق‌خوری مبارزه کرد؟ مردم عرق‌خوری را می‌خواهند.» کم‌کم شل گرفت. کاباره‌ها برگشت. کم‌کم خودش عرق‌خور شد. شاه سلطان حسین.
حمله کردند افغان‌ها به اصفهان. فرمودند رهبری، جمعیتی بودند از مردم مؤمن و متدین که حاضر بودند جانفشانی کنند، دفاع کنند، ولی چون سلطان حسین ضعیف بود، حقیر بود، باور نداشت به قدرت مردم، مثل رضا شاه تسلیم کرد و همه را قلع و قمع کرده، تمام شد. حکومت صفوی هم تمام شد. دوره بعدی این داستان، فرمود: «اگر گرفتار شاه سلطان حسین‌ها بشویم، کار جمهوری اسلامی تمام است.» خیلی این مسئولی که می‌آید می‌گوید آقا ما باید با دنیا ببندیم، مگر ما می‌توانیم کاری بکنیم؟ قدرتی داریم؟ مگر ما امکانی داریم؟ مگر ما توانی داریم؟ هی خودمان را تحقیر می‌کردند. در یک دوره‌ای می‌گفتند ما فقط آبگوشت بزپاش می‌توانیم بسازیم. معاون رئیس جمهور می‌گفت. باوری به مردم خودش ندارد. جالب است این نفتی هم که داریم الان می‌فروشیم به خاطر این نیست که مثلاً خودمان یک کاری کردیم. "اونا یک لطفی کردن" صد جون به جون بعضی‌ها بکنی آمریکاپرستند. باور قدرت همه سیستم‌های نظامی ما را نمی‌توانند نابود کنند. الان آمدند دوباره برگردم به دولت. خیلی مهم بود بعد می‌دیدیم، ولی وقت چون گذشته ان‌شاءالله یک وقت دیگر بیشتر صحبت می‌کنم.
«اگر شاه سلطان حسین‌ها برگردند، کار جمهوری اسلامی تمام است.» کار جمهوری اسلامی تمام است. این است که خب این‌ها می‌روند یکی دیگر می‌آیند. این مسجدتان هم دیگر باید جمع کنید. نماز با قرآن و هیئت و عمامه و چادر و کار جمهوری اسلامی که تمام بشود، یعنی کار اسلام. یعنی اسلام دیگر از این صحنه گیتی باید جمع بشود و کانون و مرکزش کجاست؟ اینجاست، ایران. همه دنیا این حرفی که مرگ بر آمریکا و اسرائیل و حرف از خدا و پیغمبر و اسلام و این‌ها همه را جمهوری اسلامی نگه داشته. این هم با این انتخابات، با این مسئولین که از پا می‌افتد. ان‌شاءالله که با دقت رأی بدهید. پس فردا دوباره نگوییم چرا رهبری تأیید کرد؟ چرا شورای نگهبان تأیید کرد؟ چرا مجلس استیضاح نمی‌کند؟ چشم‌مان را باز بکنیم از الان که دیگر جوابی فردا نخواهیم داشت. اگر بپرسند که چرا رأی دادید و چرا رفتار نکردید که این‌ها رأی نیاورند که حالا در مورد ان‌شاءالله جلسه بعد بیشتر صحبت خواهم کرد. حالا البته مناظره‌ها را خواهیم دید. واکنش‌ها و رفتارهای انتخاباتی این کاندیداها را ان‌شاءالله خواهیم دید و هی راحت‌تر می‌شود صحبت بکن به برخی مسائل و آشکارتر در موردش حرف بزنیم.
«خدایا به آبروی اهل بیت، نیروهای مؤمن خالصی که دلسوز این مردم و دلسوز این اسلام و انقلاب هستند را در انتخابات پیش رو محصول این انتخابات و نتیجه این انتخابات، رأی آوردن‌شان را قرار بده. دشمنان‌مان را از این انتخابات و از این مردم ناامید بفرما. دشمنان‌مان را روز به روز ضعیف‌تر و ذلیل‌تر بفرما. قدرت اسلام و مسلمین را روز به روز افزون‌تر بفرما. در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی.»
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00