متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
بدون مقدمه ادامه میدهم. ما اول باید حجاب را با کارکرد تمدنی و هویتیاش تعریف کنیم؛ کاری که قرآن با عبارت «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ» انجام داده است. این عبارت بسیار معنادار است. «تبرّج»، شاخصه تمدن جاهلی است و مقابله با تبرّج، نماد هویتی شماست.
حالا عدهای میگویند حکومت نسبت به حجاب وظیفهای ندارد. اصلاً اگر ما حکومت هم نداشتیم، نسبت به حجاب وظیفه داشتیم.
در کتاب «کشفالاسرار»، صفحه ۲۸۳، این تعابیر از امام خمینی را برای شما میخوانم. دقت ویژهای داشته باشید. به نظرم این مطالب مال کشفالاسرار و مربوط به دهه ۳۰ است. تعابیر را ببینید، ذرهای هم فرق نمیکند و تا آخر عمر شریف امام دقیقاً همینطور باقی میماند:
«این حیوانهای شهوتران که میخواهند با نام ترقی کشور، با دخترهای جوان مردم به رقص و عیش و نوش بپردازند، باز دست از این کشف حجاب ننگین که عفت و درستی عُضو جوان و حساس ما را به باد داد و از خیانتهای بزرگ رضاخان به این کشور بود، برنمیدارند. این مال وقتی است که حکومت در دست محمدرضا پهلوی بود. غافل از آنکه با خواست خدا، به همین زودی دینداران با مشت آهنین (وقتی حکومت ندارند با مشت آهنین) مغز بیخرد آنها را پریشان خواهند کرد و اساس شهوترانی آنها را بر سرشان خراب خواهند نمود.»
وقتی حکومت وظیفه ندارد، یعنی وقتی امام حکومت ندارد، باید ول کند و کلاً هر غلطی دلشان میخواهد آزاد باشند؟
امام دو هفته بعد از انقلاب، وقتی هنوز قانون اساسی نداریم (قانون اساسی که هیچ، مردم هنوز به جمهوری اسلامی رأی ندادهاند)، اولین حکم حکومتی را از موضع ولی فقیه صادر میکند. هنوز مردم به جمهوری اسلامی «آری» نگفتهاند، هنوز قانون اساسی نیست، مجلسی نیست، هیچ. فقط یک دولت موقت، دولت بازرگان، وجود دارد. اولین حکم حکومتی امام چیست؟ *۱۶ اسفند سال ۵۷*، «صحیفه امام»، جلد ۶، صفحه ۳۲۹:
«الان وزارتخانهها – این را میگویم که به دولت برسد – حکم حکومتی آن طوری که برای من نقل میکنند، باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. دو هفته از انقلاب گذشت. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. رأی ندادی، نه دولت داری، نه مجلس داری. در وزارتخانه اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند، اما با حجاب باشند.»
۱۶ اسفند ۵۷، دو هفته بعد از انقلاب! لایو جمهوری اسلامی، که ۱۲ فروردین آن است، یک ماه بعدش هیچ نیست. نه قانون اساسی، نه دولت، نه مجلس، هیچ.
«کاری مانعی ندارد بروند، اما کار بکنند، لیکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند.»
بعد دیگر این را بخوانید، کولاک میکند امام در این بیانیه و این سخنرانی که انسان را دیوانه میکند. بعد دیگر شما همین مسائل روز را قشنگ میبینید که ایشان میفرماید که اگر اینها را رعایت نمیکنی، از ضعف نفس و مرعوب دشمن هستید و اینهایی که من میگویم همین الان باید عمل شود، وگرنه خائنی. از این حرفهای خیلی تندی که ما آنجا میزنیم.
فردای این سخنرانی، صبحش، آقای اشراقی گفتوگویی با رادیو میکند و میگوید: «بحث حجاب جدی است.»
از تجمع ۵۰۰۰ نفره در تهران، راهپیمایی ۱۷ اسفند (۸ مارس معروف)، مال صحبتهای امام، واکنش به صحبتهای امام است. ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر تحصن میکنند. بیمارستانها تعطیل میشود. شرکتهای هواپیمایی تعطیل میشود. عرض کنم که حالا دانشگاه و اینها که اصلاً تعطیل بوده. تحصن میشود، سر و صدا میشود، مملکت بههم میریزد.
آقای طالقانی یک موضع نسبتاً نرمی میگیرند که اینها را جذب بکنند. امام دوباره رگباری میزند. تا تیرماه نمیآید. قانون عفاف و حجاب سال ۶۲ تصویب میشود. مبارزه با بدحجابی سال ۷۵ تصویب میشود. امام، ۱۶ اسفند ۵۷، هنوز هیچی کار دست او نیست، اصلاً آدم ندارد! اول بحث حجاب را علم میکند. چرا؟ چون امام شأنش: شأن صیانت از تعریف انسان است. این خیلی مهم است. امام اولین کارکردش این است که نمیگذارد انسان جور دیگری تعریف شود.
یک مشکل جدی که ما در فضای رسانه داریم، با برخی از این حضراتی که حالا روحانیاند و با یک گفتمان عوامپسند و آخوندی میخواهند این حرفها را بزنند، این است که اساساً تعریف اینها نسبت به انسان غلط است. با یک تعریف حیوانواره که حالا این حیوان چه چیزی بیشتر لازم دارد؟ امنیت بیشتر لازم دارد یا پوشش؟ عدالت بیشتر لازم دارد یا پول؟ دوگانههای بین امنیت و عدالت و پوشش، دوگانههای انسانی نیست.
تعاریفی که امام و تعابیری که امام دارد، تا آخر عمر، خیلی تعابیر عجیبغریبی است. غربیها خجالت میکشیدند در مورد حجاب اجباری سؤال بپرسند. این امام با «آریانا فالاکی»، خبرنگار معروف ایتالیایی، خیلی فوقالعاده است. تاریخ مصاحبه ۲۴/۷/۵۸*. اصلیترین سؤالاتی که کلاً از امام میپرسند در مورد حجاب اجباری، با همین عبارت است.
قبل از انقلاب، آن برهه بعد از فرار شاه، دو تا مصاحبه از امام با مجلات خارجی را حتماً بخوانید؛ این واجب عینی است، حتماً بخوانید همهاش را. از دم، ادبیات گفتمان جهانی امام دستتان میآید. امام با دنیا چه جور میخواهد حرف بزند؟ از خودش بترسید! از عدالت غرب، از عدالت امام. ادبیاتش خیلی کولاک است. در مهر ۵۷، بهمن ۵۷، قبل از پرواز، در مورد حجاب اجباری از او سؤال میشود:
«ما بهخاطر اسلام داریم انقلاب میکنیم. حجاب جزو احکام است، پیادهاش میکنیم.»
از آن پل گذشت. از اول جدی دارد میگوید. مردم ۱۲ فروردین به جمهوری اسلامی «آری» گفتند که یک ماه کف خیابان بودند سر حجاب تا ۲۶ اسفند. مردم کف خیابان بودند. اینها میآمدند، آن ها میآمدند. ۹۸ درصد به همان حجابی که آقای خمینی گفت. نکات مهمی است.
بعد امام مصاحبه میکند با فالاکی. سؤال فالاکی را ببینید، خیلی قشنگ. امام غوغاست، انقلاب یعنی امام.
«این چادر... سؤال... این چادر... آیا صحیح است که این زنها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زنها در انقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند. این چادر یک رسم از قدیم، یک رسم از قدیم مانده است. حالا دیگر دنیا هم عوض شده. حالا این صحیح است که مثلاً اینها خودشان را مخفی کنند؟»
پاسخ امام: «اینکه، آقا میفرمایید در مورد مسئله زن پاسخ نداریم، سؤال داریم، دفاع نداریم، هجوم داریم. اینه موضوع.»
«ببینید جواب. اولاً اینکه این یک اختیاری است برای آنها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقی دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام میکنیم به زنها که هر کس چادر میخواهد یا هر کس پوشش اسلامی بیاید بیرون. اگر از ۳۵ میلیون جمعیت ما ۳۰، ۳۰ میلیونش بیرون میآید، من پاسخ ندارم. در مورد حجاب، تو باید جواب بدهی برای چی داری بیحجابی رواج میدهی؟ من حمله میکنم به زنهای مملکت. سالها حجاب داشتند. این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زنها دارید؟»
دیکتاتور معرفی میکند امام را با مربی خارجی و تایلندی. توی سالن چادر سرش کردیم. ضایع است دیگر. خب غلط کرد هر کی این کار را کرد.
موضوع: موضوع هجوم. «... چیکار؟ غش کرده! بردنش! چیکارش کردن؟»
بله، یعنی اینکه ما یک پوشش خاصی را نمیگوییم. حالا اینجا را ببینید خیلی بامزه است: «برای حدود زنهایی که به سن و سال شما رسیدند، هیچ چیزی نیست. ما زنهای جوانی که وقتی ایشان آرایش میکنند و میآیند یک فوج را دنبال خودشان میکشند، اینها را داریم جلویشان را میگیریم. شما هم دلتان نسوزد.»
یا امام در مورد دریا، لب دریا، اختلاس لب دریا و شنای مختلط و اینها. مواضعی که از امام هیچ وقت نمیگذارند. بعضی تعابیر امام که خیلی تند است. من هم خواندم، دیدم نمیتوانم برای شما بخوانم اینجا. خیلی تند است تعابیر. آدرسش را از خودش میفهمید که در مورد اینکه لب آب این ماجراها صورت بگیرد. سال همان ۵۸، ۳۰/۴/۵۸. اصلاً هنوز قانون عفاف و حجاب و اینها نیست.
«کلاً اختلاط زن و مرد در اطراف دریا از همان نقشهها بوده است. باید مردم جدیت کنند، خودشان جلو بگیرند و دستگاههای انتظامی و حکومت و اینها جلوگیری بکنند. این دیگر یعنی چی؟ خود مردم جلوگیری بکنند. رادیو این معنا را تبلیغ بکند که نباید این طور بشود. مفاسدش را به آنان بگوید.»
سال ۵۸، ۱۷/۶: «نمیگذارند این آخوندها زنها و مردها را با هم توی دریا بروند بغلتند. این آخوندها نمیگذارند که این جوانهای ما آزاد باشند. آخوندهای انقلابی بروند در مشروبخانهها و در قمارخانهها و در فحشا فرو بروند.» یعنی چه؟ خیلی این تعابیر، تعابیر محکم و سفتی است.
حالا یک بحث مفصل. من آنقدر که فرصتم کم بود، ولیکن مطلب جمع کردم به اندازه ۵، ۶ ساعت بحث. یک سیر تاریخی جا دارد که بحث بشود. خب، چرا الان به این وضعیت امروزی افتادیم؟ جریان حجاب همیشه بوده. زمان جنگ، فضای عمومی فضایی بود که دائم از هر خانه یک شهیدی بیرون میآمد و همه هم وابستگان شهدا بودند. اصلاً نمیشد این را طرحش کرد. بعد از رحلت امام، بعد از جنگ، فضا شدیداً حاکم شد. بعد از جنگ، در خود زمان امام مخالفین حجاب جدی بودند، حرف میزدند، بیانیه میدادند، قلم میزدند. الان سر مسائل اقتصادی است که اینجوری شده؟ نه بابا! از اول مسائل اقتصادی ندارد. به تعبیر خود امام، اینها آثار شوم رضا شاه و محمدرضاست که مانده. فکر مردم شده، گفتمان شده. ما سالها باید کار بکنیم از ذهن مردم برود. حجم رسانهیمان بدتر میشود.
من یک عامل... حرف سنگینی است... یک عامل جدی را برای مبارزه با حجاب را اگر بخواهم به شما معرفی بکنم، که عامل بسیار مخفی است، این باشد. موضوع روش فکر کنید، روش کار بکنیم. یک عامل جدی که در مورد حجاب، تاریخ انقلاب را به قبل از خودش و بعد از خودش تقسیم میکند: دانشگاه. پدیده دانشگاه. آی الهی، دوستان یادشان است شهرستانهایی که میرفتی میدیدی دانشگاه آزاد آمده، عوض شده است؟ اسد. دانشگاه آزاد. میفهمیدی که اینجا مکرر میگفتند این شهرستان بیچادر نداشت. دانشگاه آزاد! چرا دانشگاه آزاد یک همچین خاصیتی دارد؟ برای اینکه تجدد و توسعه را زیرپوستی دارد توسعه میدهد. مسئله بیحجابی یک خوانش دیگری از توسعه و تجدد است که کسی نسبت بهش دیگر حساسیت ندارد.
این دختر ما باید تحصیلکرده باشد، در اجتماع نقش داشته باشد؟ بله، بله. خود دولت آقای هاشمی، فائزه هاشمی که خیلی نقش مهمی دارد. خود فائزه... من چند نفر اسم آوردم، اینها در بحث حجاب شخصیتهاییاند که گرههای تاریخاند. فائزه هاشمی با بحث دوچرخهسواری و موتورسواری دخترها که رئیس کمیته المپیک بود گفت: «ما یکی از شخصیتهایی که میتوانیم روش مانور بدهیم برای صدور انقلاب، زنهای ورزشکارند.» قم ساکت میشود به خاطر همین است که صدا درنمیآید. توجه، دقت.
چند تا اسم برایتان بگویم که اینها در بحث حجاب هر کدام یک دوره و هر کدام یک رسالت تاریخی داشتند یا از طرف خودشان یا از طرف بیرون. یکی فائزه هاشمیه، همای دارابیه، که بحث دارد. شیرین عبادی. همای دارابی شخصیت تحصیلکردهای بود در آمریکا که آمد ایران و شخصیت بسیار فعال و محبوب بود. و قرار شد که با مجد badhed-baji (!). زمانی که با بدحجابی برخورد بشود و قانون شد، دیگر نگذاشتند کسی وارد اداره بشود و مجامع دولتی کسی بدون حجاب بیاید. او را از کار، از محل اداره راه ندادند. او هم، عرض کنم که، استعفا داد و کشید کنار. یک شخصیت جهانی بود. همه دنیا همای دارابی را میشناختند که این خیلی اثرگذار بود خصوصاً او برای... بله بله. دهه ۶۰. در واقع باید بگوییم دهه ۶۰ و دهه اواخر حقوقسازی و پروندهها و حقوق بشر و اینها. این شخصیتهای گرانند که حقوقبشر جریانساز میکنند، که میشود در دنیا گفت: «اینها حقوقبشر را رعایت نمیکنند.» «اینها زنها را توسریخور بار آوردند.» اینها تا این شخصیتهای گران نباشند، کار پیش نمیرود.
یکیش شیرین عبادی. قاضی بوده قبل از انقلاب. بعد از انقلاب از قضاوت عزلش کردند، پستهای پایینتری گرفت. قانع نشد و استعفا داد و بعد دیگر آمد هر جا یک مجموعهای که متهم بود و داشت ضدانقلاب کار میکرد، آن کسانی که ترورهای زنجیرهای و بعد ماجرای کوی دانشگاه و اینها، همه اینها را من پروندهها را دست گرفت و لاپورت میداد به بیرون. و خلاصه شخصیت گروهی بهش جایزه دادند و کلی ماجرا.
بعد یکی دیگر از اینها گلشیفته فراهانی، مال دهه ۸۰ و اواخر دهه ۸۰. شخصیت گران. و خروجش باعث شد که دیگر نتواند برگردد و روش هم کلی مانور دادند و کلی کار کردند چنین شخصیتی را برند بکنند. و الان هم مسیح علینژاد که معصومه علینژاد قمی. معصومه علینژاد قمی، پدر مذهبی، مادر مذهبی، خانواده به شدت مذهبی. پدرش از خانه درنمیآید، مادرش دیگر کار نمیکند، خیاط بوده، دیگر با کسی ارتباط ندارد. بله بله. خانواده به شدت انقلابی، به شدت مؤمن و متعهد. او کدام ماجراها را دارد؟ صیغه یکی از نمایندههای اصلاحطلب میشود، سفایی فراهانی، و به آن واسطه دسترسی به اسناد پیدا میکند توی مجلس. همسر صفایی فراهانی باخبر میشود، این خانه میردامادی برای مسیح علینژاد گرفته بود. شبانه فرار میکند و بعد دیگر حالا خارج از کشور میرود و آمریکا و بعد ازدواج و دیگر از یک دورهای ۴ تا پلن را خورد خورد، پلانی که الان شروع کرده پیش میگیرد.
پلان اول سال ۹۱، «آزادیهای یواشکی» توی فیسبوک. «هر کسی یک عکس بیندازد. عکسی که روسری برداشته، مثلاً با عکس دفتر آیتالله مکارم مکارم وایسد. تابلو دفتر آیتالله مکارم، یک عکس بیحجاب داشته باشد.» آزادیهای یواشکی جاهای مختلف. این پلن اول. توی فیسبوک، پیج او به یک میلیون کاربر میرسد. بعد از اینکه این حرکت را راهاندازی میکند، میبیند که میشود کار کرد. میآید «چهارشنبههای سفید» را ۹۵ شروع میکند. بعد چهارشنبههای سفید هم دیگر میدانید دیگر اینها دیگر متأخرین دیگر آمارش را داریم. بعدش «دختران خیابان انقلاب» که پارسال بود. و الان «برقصا برقصیم» که پس «آزادی یواشکی»، «چهارشنبههای سفید»، «دختران خیابان انقلاب»، «برقصا برقصیم». ماجرای مائده هژبری مطرح شد. فضای آرامی دارد میرود. الان آخرین هشتگی که این جریان درست کرده نمیدانم در جریان هستید سه چهار روز، «نه به باکرگی»، «نه به باکرگی» که ترند شده هشتگ. خورد خورد پله پله دارد میآید جلو و خیلی تعریفشده.
حالا، چون توی مستند، یک مستند خیلی خوبی بود، من تشکر خیلی مهمی را اشاره کرد. استفاده از ظرفیتهای سلبریتیها برای کار رسانهای و ایجاد توقع، حتی اغنا. اینم کاری است که دارد صورت میگیرد.
دیگر دشمن بعد از دهه ۶۰ و بعد از دهه ۷۰ خودش نیامد مستقیم کار بکند. گفت: «آنقدر توی این مملکت شخصیتهایی هستند که من میتوانم آنها را برند بکنم و حرفم را با دهان اینها بزنم که نیازی نیست.» شخصیتهای معتبر و محترم هم زیاد هستند. آخوند داریم، از بیت مراجع داریم، بیت علما داریم. اینها هستند و خلاصه میتوانند حرف بزنند. دیگر نیازی نیست من بگویم و فقط کافی است اینها حرف من را برایش یک ادبیات دینی درست بکنند، روی عدالتطلبی، روی چی چیه، با این ادبیات این شکلی، همین حرف من را بزند.
جریانی دارد میآید. بعضی فیلمها را هم بهتان اشاره بکنم که خیلی نکات اینجا بود. توی دوره روی فیلمها کار میکردند. دهه ۷۰، دهه ۶۰، خورد خورد همینجور جلو آمد. مثلاً نیکی کریمی فیلم، خدمت شما عرض کنم که، «آذر» ساخت که موتورسواری یک زنی است که فقیر میشود و مجبور میشود که پیک پیتزافروشی بشود. و این فیلم گفت اصلاً جهتدار بود، هدفدار بود. این فیلمی که ساختم «روزی که زن شدم» که مرضیه مشکینی ساخته که اینم باز ماجراهایی دارد. مسابقه دوچرخهسواری و این مردها همه میآیند و دختر را از وسط مسابقه دوچرخهسواری برش میگردانند و اینها. که یک فیلم... اینها خیلی اثرگذار است توی فضای عمومی. ولی الان دیگر با این رسانههایی که هست، آنها یک فیلتری میخواست، مجوز میخواست. الان دیگر اصلاً فیلتر و اینها هم نیست. و راحت شبکه «جم» را هم اینم به عنوان یکی از نکات مهم توجه بهش داشته باشیم و این بازیگرها که رفتند آنجا کشف حجاب کردند و این. این تعریف که آقا، اگر میخواهی موفق بشوی، یک زن نمونه باشی، یک شخصیت ممتازی در عرصه جهانی باشی، باید حجابت را برداری. مگر نه، نمیشود با این چیزها. همان حرفی که پیام اصلی گلشیفته فراهانی میگوید: «تو تراز بازیگر ایرانی تراز بازی با دیکاپریو به شرط اینکه چادر نداشته باشی، روسری نداشته باشی.» این را. این تعریفی که برای جوان ایرانی و دختر ایرانی میخواهد بکند، این خیلی نکته مهمی است.
جریان دختران شکاف جدید در مورد اینکه آیا من هنوز امکانپذیره یا نه. یعنی با این با آن حجم سیاسی که پشت تعریفی از تمام... حالا هر سؤالی ۵، ۶ دقیقه لااقل جواب میخواهد. حالا من یه جور بگویم که کار رسانهای خوب در مورد یک فیلم نداریم. یک فیلم، یک رمان خوب برای یک چهره محجبهای پردازش بکنیم، نشان بدهیم. کتاب «خاطرات سفیر» کتاب خوبی است. کتاب «دا» کتاب خوبی است. سید زهرا حسینی را اگر آمریکا داشت، تا حالا از قبل این ۵۰ تریلیون دلار خورده بود. بس که برندسازی میکرد توی چیزهای مختلف از دنیا. بله. بعد کم کم شروع میشود. الان زنده است. کارخانه از نداشتههاشون میسازند. ما از داشتههامون... «خاطرات سفیر» خیلی، «خاطرات سفیر». کتاب «راز درخت کاج» کتاب خیلی...
ما از سه تا روش میتوانیم استفاده بکنیم برای تأمین اجتماعی، که گفتیم، در واقع کاراکترهای زن عفیف اثرگذارند. دختری که توی فرانسه دارد درس میخواند، به دو زبان مسلط است، گفتوگو میکند، شبهات را جواب میدهد، «کرده است سواد در جریان مسائل» خیلی پردازش بکنیم و خدمت شما عرض بکنم که حالا جمله اگر بخواهم بگویم، این کتاب «سازمان پیغمبری» را اگر مطالعه بفرمایید، خیلی از این روشهای اینکه چه کاری صورت بگیرد و در مورد گفتمان حجاب و مسائل این شکلی اینجا بحث کردیم که حالا فقط سلبی نباشد، توی ایجابیش، گفتارهای پیرامون گفتمانسازی تشکیلات. و در مورد برخی برخوردهای بد هم بله، درست است. خود امام هم اتفاقاً از همان اول دو سه تا حکم و سخنرانی کردند کار دست تندروها نیفتد. فرمودند که کسی حق ندارد با بدحجاب برخورد بکند، کسی مانع حضور اینها توی ادارات بشود. مگر ارگانهای دولتی. فقط کار دست اینها باشد. کسی خودش برخورد آقا توی نماز جمعه که گفتم. من خودم... بله بله. اینها خیلی نکات مهمی است.
البته این را هم توجه داشته باشید که تندترین مواضع علیه badhej-aba (!). خطبهای که اینها یک مشت دزدند و ما باهاتون فلان برخورد نمیکنیم. آن خطبه آتشین آقای هاشمی را گوش بدهید. خیلی جالب است که بعداً میرسد کار به اینجا که یک عده میخواهند مردم را از این مناظر زیبا محروم بکنند توی دهه ۹۰ و ماجراهای دیگری. اینم محل توجه باشد که آنهایی که برخورد کردند با بدحجابها، رفتند خلاصه کراواتها را قیچی کردند و دستها را رنگ کردند و این برخورد کدام طیف بودند و کجا بودند که اینها بیشترین آسیب را زدند. یعنی زبان حزباللهیها و افرادی که میخواستند منطقی برخورد بکنند را و اینها. همه این جریان متهم شد. این. اینم نکته مهمی است که بعید هم نیست یک دستی در کار بوده. یک نکته جالب این است، حالا من آوردم کی بوده، توی لپتاپم هست. یکی از این انصار حزبالله که فرار کرده رفته آمریکا توی VOA گفته که: «من از فائزه هاشمی، فرشاد ابراهیمی میگوید، من از فائزه، حالا علی الراوی خودش، ولی جالب است تکذیب هم نشده اینجا. میگوید: «من از فائزه هاشمی پول میگرفتم بابت استادیوم رفتن و دوچرخهسواری بهش فحش بدهم، چه مظلوم بشود و محبوب بشود که مجلس رأی بیاورد.» که همین این سناریوها و این طراحیها رم داشته. خیلی از این آدمها اصلاً از آن جریانند.
خیلی ممنونم. امیدوارم که گفتوگوی امروز دریچههایی را برای تعمیق بیشتر برای دوستان باز کرده باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
بدون مقدمه ادامه میدهم. ما اول باید حجاب را با کارکرد تمدنی و هویتیاش تعریف کنیم؛ کاری که قرآن با عبارت «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ» انجام داده است. این عبارت بسیار معنادار است. «تبرّج»، شاخصه تمدن جاهلی است و مقابله با تبرّج، نماد هویتی شماست.
حالا عدهای میگویند حکومت نسبت به حجاب وظیفهای ندارد. اصلاً اگر ما حکومت هم نداشتیم، نسبت به حجاب وظیفه داشتیم.
در کتاب «کشفالاسرار»، صفحه ۲۸۳، این تعابیر از امام خمینی را برای شما میخوانم. دقت ویژهای داشته باشید. به نظرم این مطالب مال کشفالاسرار و مربوط به دهه ۳۰ است. تعابیر را ببینید، ذرهای هم فرق نمیکند و تا آخر عمر شریف امام دقیقاً همینطور باقی میماند:
«این حیوانهای شهوتران که میخواهند با نام ترقی کشور، با دخترهای جوان مردم به رقص و عیش و نوش بپردازند، باز دست از این کشف حجاب ننگین که عفت و درستی عُضو جوان و حساس ما را به باد داد و از خیانتهای بزرگ رضاخان به این کشور بود، برنمیدارند. این مال وقتی است که حکومت در دست محمدرضا پهلوی بود. غافل از آنکه با خواست خدا، به همین زودی دینداران با مشت آهنین (وقتی حکومت ندارند با مشت آهنین) مغز بیخرد آنها را پریشان خواهند کرد و اساس شهوترانی آنها را بر سرشان خراب خواهند نمود.»
وقتی حکومت وظیفه ندارد، یعنی وقتی امام حکومت ندارد، باید ول کند و کلاً هر غلطی دلشان میخواهد آزاد باشند؟
امام دو هفته بعد از انقلاب، وقتی هنوز قانون اساسی نداریم (قانون اساسی که هیچ، مردم هنوز به جمهوری اسلامی رأی ندادهاند)، اولین حکم حکومتی را از موضع ولی فقیه صادر میکند. هنوز مردم به جمهوری اسلامی «آری» نگفتهاند، هنوز قانون اساسی نیست، مجلسی نیست، هیچ. فقط یک دولت موقت، دولت بازرگان، وجود دارد. اولین حکم حکومتی امام چیست؟ *۱۶ اسفند سال ۵۷*، «صحیفه امام»، جلد ۶، صفحه ۳۲۹:
«الان وزارتخانهها – این را میگویم که به دولت برسد – حکم حکومتی آن طوری که برای من نقل میکنند، باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. دو هفته از انقلاب گذشت. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. رأی ندادی، نه دولت داری، نه مجلس داری. در وزارتخانه اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند، اما با حجاب باشند.»
۱۶ اسفند ۵۷، دو هفته بعد از انقلاب! لایو جمهوری اسلامی، که ۱۲ فروردین آن است، یک ماه بعدش هیچ نیست. نه قانون اساسی، نه دولت، نه مجلس، هیچ.
«کاری مانعی ندارد بروند، اما کار بکنند، لیکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند.»
بعد دیگر این را بخوانید، کولاک میکند امام در این بیانیه و این سخنرانی که انسان را دیوانه میکند. بعد دیگر شما همین مسائل روز را قشنگ میبینید که ایشان میفرماید که اگر اینها را رعایت نمیکنی، از ضعف نفس و مرعوب دشمن هستید و اینهایی که من میگویم همین الان باید عمل شود، وگرنه خائنی. از این حرفهای خیلی تندی که ما آنجا میزنیم.
فردای این سخنرانی، صبحش، آقای اشراقی گفتوگویی با رادیو میکند و میگوید: «بحث حجاب جدی است.»
از تجمع ۵۰۰۰ نفره در تهران، راهپیمایی ۱۷ اسفند (۸ مارس معروف)، مال صحبتهای امام، واکنش به صحبتهای امام است. ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر تحصن میکنند. بیمارستانها تعطیل میشود. شرکتهای هواپیمایی تعطیل میشود. عرض کنم که حالا دانشگاه و اینها که اصلاً تعطیل بوده. تحصن میشود، سر و صدا میشود، مملکت بههم میریزد.
آقای طالقانی یک موضع نسبتاً نرمی میگیرند که اینها را جذب بکنند. امام دوباره رگباری میزند. تا تیرماه نمیآید. قانون عفاف و حجاب سال ۶۲ تصویب میشود. مبارزه با بدحجابی سال ۷۵ تصویب میشود. امام، ۱۶ اسفند ۵۷، هنوز هیچی کار دست او نیست، اصلاً آدم ندارد! اول بحث حجاب را علم میکند. چرا؟ چون امام شأنش: شأن صیانت از تعریف انسان است. این خیلی مهم است. امام اولین کارکردش این است که نمیگذارد انسان جور دیگری تعریف شود.
یک مشکل جدی که ما در فضای رسانه داریم، با برخی از این حضراتی که حالا روحانیاند و با یک گفتمان عوامپسند و آخوندی میخواهند این حرفها را بزنند، این است که اساساً تعریف اینها نسبت به انسان غلط است. با یک تعریف حیوانواره که حالا این حیوان چه چیزی بیشتر لازم دارد؟ امنیت بیشتر لازم دارد یا پوشش؟ عدالت بیشتر لازم دارد یا پول؟ دوگانههای بین امنیت و عدالت و پوشش، دوگانههای انسانی نیست.
تعاریفی که امام و تعابیری که امام دارد، تا آخر عمر، خیلی تعابیر عجیبغریبی است. غربیها خجالت میکشیدند در مورد حجاب اجباری سؤال بپرسند. این امام با «آریانا فالاکی»، خبرنگار معروف ایتالیایی، خیلی فوقالعاده است. تاریخ مصاحبه ۲۴/۷/۵۸*. اصلیترین سؤالاتی که کلاً از امام میپرسند در مورد حجاب اجباری، با همین عبارت است.
قبل از انقلاب، آن برهه بعد از فرار شاه، دو تا مصاحبه از امام با مجلات خارجی را حتماً بخوانید؛ این واجب عینی است، حتماً بخوانید همهاش را. از دم، ادبیات گفتمان جهانی امام دستتان میآید. امام با دنیا چه جور میخواهد حرف بزند؟ از خودش بترسید! از عدالت غرب، از عدالت امام. ادبیاتش خیلی کولاک است. در مهر ۵۷، بهمن ۵۷، قبل از پرواز، در مورد حجاب اجباری از او سؤال میشود:
«ما بهخاطر اسلام داریم انقلاب میکنیم. حجاب جزو احکام است، پیادهاش میکنیم.»
از آن پل گذشت. از اول جدی دارد میگوید. مردم ۱۲ فروردین به جمهوری اسلامی «آری» گفتند که یک ماه کف خیابان بودند سر حجاب تا ۲۶ اسفند. مردم کف خیابان بودند. اینها میآمدند، آن ها میآمدند. ۹۸ درصد به همان حجابی که آقای خمینی گفت. نکات مهمی است.
بعد امام مصاحبه میکند با فالاکی. سؤال فالاکی را ببینید، خیلی قشنگ. امام غوغاست، انقلاب یعنی امام.
«این چادر... سؤال... این چادر... آیا صحیح است که این زنها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زنها در انقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند. این چادر یک رسم از قدیم، یک رسم از قدیم مانده است. حالا دیگر دنیا هم عوض شده. حالا این صحیح است که مثلاً اینها خودشان را مخفی کنند؟»
پاسخ امام: «اینکه، آقا میفرمایید در مورد مسئله زن پاسخ نداریم، سؤال داریم، دفاع نداریم، هجوم داریم. اینه موضوع.»
«ببینید جواب. اولاً اینکه این یک اختیاری است برای آنها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقی دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام میکنیم به زنها که هر کس چادر میخواهد یا هر کس پوشش اسلامی بیاید بیرون. اگر از ۳۵ میلیون جمعیت ما ۳۰، ۳۰ میلیونش بیرون میآید، من پاسخ ندارم. در مورد حجاب، تو باید جواب بدهی برای چی داری بیحجابی رواج میدهی؟ من حمله میکنم به زنهای مملکت. سالها حجاب داشتند. این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زنها دارید؟»
دیکتاتور معرفی میکند امام را با مربی خارجی و تایلندی. توی سالن چادر سرش کردیم. ضایع است دیگر. خب غلط کرد هر کی این کار را کرد.
موضوع: موضوع هجوم. «... چیکار؟ غش کرده! بردنش! چیکارش کردن؟»
بله، یعنی اینکه ما یک پوشش خاصی را نمیگوییم. حالا اینجا را ببینید خیلی بامزه است: «برای حدود زنهایی که به سن و سال شما رسیدند، هیچ چیزی نیست. ما زنهای جوانی که وقتی ایشان آرایش میکنند و میآیند یک فوج را دنبال خودشان میکشند، اینها را داریم جلویشان را میگیریم. شما هم دلتان نسوزد.»
یا امام در مورد دریا، لب دریا، اختلاس لب دریا و شنای مختلط و اینها. مواضعی که از امام هیچ وقت نمیگذارند. بعضی تعابیر امام که خیلی تند است. من هم خواندم، دیدم نمیتوانم برای شما بخوانم اینجا. خیلی تند است تعابیر. آدرسش را از خودش میفهمید که در مورد اینکه لب آب این ماجراها صورت بگیرد. سال همان ۵۸، ۳۰/۴/۵۸. اصلاً هنوز قانون عفاف و حجاب و اینها نیست.
«کلاً اختلاط زن و مرد در اطراف دریا از همان نقشهها بوده است. باید مردم جدیت کنند، خودشان جلو بگیرند و دستگاههای انتظامی و حکومت و اینها جلوگیری بکنند. این دیگر یعنی چی؟ خود مردم جلوگیری بکنند. رادیو این معنا را تبلیغ بکند که نباید این طور بشود. مفاسدش را به آنان بگوید.»
سال ۵۸، ۱۷/۶: «نمیگذارند این آخوندها زنها و مردها را با هم توی دریا بروند بغلتند. این آخوندها نمیگذارند که این جوانهای ما آزاد باشند. آخوندهای انقلابی بروند در مشروبخانهها و در قمارخانهها و در فحشا فرو بروند.» یعنی چه؟ خیلی این تعابیر، تعابیر محکم و سفتی است.
حالا یک بحث مفصل. من آنقدر که فرصتم کم بود، ولیکن مطلب جمع کردم به اندازه ۵، ۶ ساعت بحث. یک سیر تاریخی جا دارد که بحث بشود. خب، چرا الان به این وضعیت امروزی افتادیم؟ جریان حجاب همیشه بوده. زمان جنگ، فضای عمومی فضایی بود که دائم از هر خانه یک شهیدی بیرون میآمد و همه هم وابستگان شهدا بودند. اصلاً نمیشد این را طرحش کرد. بعد از رحلت امام، بعد از جنگ، فضا شدیداً حاکم شد. بعد از جنگ، در خود زمان امام مخالفین حجاب جدی بودند، حرف میزدند، بیانیه میدادند، قلم میزدند. الان سر مسائل اقتصادی است که اینجوری شده؟ نه بابا! از اول مسائل اقتصادی ندارد. به تعبیر خود امام، اینها آثار شوم رضا شاه و محمدرضاست که مانده. فکر مردم شده، گفتمان شده. ما سالها باید کار بکنیم از ذهن مردم برود. حجم رسانهیمان بدتر میشود.
من یک عامل... حرف سنگینی است... یک عامل جدی را برای مبارزه با حجاب را اگر بخواهم به شما معرفی بکنم، که عامل بسیار مخفی است، این باشد. موضوع روش فکر کنید، روش کار بکنیم. یک عامل جدی که در مورد حجاب، تاریخ انقلاب را به قبل از خودش و بعد از خودش تقسیم میکند: دانشگاه. پدیده دانشگاه. آی الهی، دوستان یادشان است شهرستانهایی که میرفتی میدیدی دانشگاه آزاد آمده، عوض شده است؟ اسد. دانشگاه آزاد. میفهمیدی که اینجا مکرر میگفتند این شهرستان بیچادر نداشت. دانشگاه آزاد! چرا دانشگاه آزاد یک همچین خاصیتی دارد؟ برای اینکه تجدد و توسعه را زیرپوستی دارد توسعه میدهد. مسئله بیحجابی یک خوانش دیگری از توسعه و تجدد است که کسی نسبت بهش دیگر حساسیت ندارد.
این دختر ما باید تحصیلکرده باشد، در اجتماع نقش داشته باشد؟ بله، بله. خود دولت آقای هاشمی، فائزه هاشمی که خیلی نقش مهمی دارد. خود فائزه... من چند نفر اسم آوردم، اینها در بحث حجاب شخصیتهاییاند که گرههای تاریخاند. فائزه هاشمی با بحث دوچرخهسواری و موتورسواری دخترها که رئیس کمیته المپیک بود گفت: «ما یکی از شخصیتهایی که میتوانیم روش مانور بدهیم برای صدور انقلاب، زنهای ورزشکارند.» قم ساکت میشود به خاطر همین است که صدا درنمیآید. توجه، دقت.
چند تا اسم برایتان بگویم که اینها در بحث حجاب هر کدام یک دوره و هر کدام یک رسالت تاریخی داشتند یا از طرف خودشان یا از طرف بیرون. یکی فائزه هاشمیه، همای دارابیه، که بحث دارد. شیرین عبادی. همای دارابی شخصیت تحصیلکردهای بود در آمریکا که آمد ایران و شخصیت بسیار فعال و محبوب بود. و قرار شد که با مجد badhed-baji (!). زمانی که با بدحجابی برخورد بشود و قانون شد، دیگر نگذاشتند کسی وارد اداره بشود و مجامع دولتی کسی بدون حجاب بیاید. او را از کار، از محل اداره راه ندادند. او هم، عرض کنم که، استعفا داد و کشید کنار. یک شخصیت جهانی بود. همه دنیا همای دارابی را میشناختند که این خیلی اثرگذار بود خصوصاً او برای... بله بله. دهه ۶۰. در واقع باید بگوییم دهه ۶۰ و دهه اواخر حقوقسازی و پروندهها و حقوق بشر و اینها. این شخصیتهای گرانند که حقوقبشر جریانساز میکنند، که میشود در دنیا گفت: «اینها حقوقبشر را رعایت نمیکنند.» «اینها زنها را توسریخور بار آوردند.» اینها تا این شخصیتهای گران نباشند، کار پیش نمیرود.
یکیش شیرین عبادی. قاضی بوده قبل از انقلاب. بعد از انقلاب از قضاوت عزلش کردند، پستهای پایینتری گرفت. قانع نشد و استعفا داد و بعد دیگر آمد هر جا یک مجموعهای که متهم بود و داشت ضدانقلاب کار میکرد، آن کسانی که ترورهای زنجیرهای و بعد ماجرای کوی دانشگاه و اینها، همه اینها را من پروندهها را دست گرفت و لاپورت میداد به بیرون. و خلاصه شخصیت گروهی بهش جایزه دادند و کلی ماجرا.
بعد یکی دیگر از اینها گلشیفته فراهانی، مال دهه ۸۰ و اواخر دهه ۸۰. شخصیت گران. و خروجش باعث شد که دیگر نتواند برگردد و روش هم کلی مانور دادند و کلی کار کردند چنین شخصیتی را برند بکنند. و الان هم مسیح علینژاد که معصومه علینژاد قمی. معصومه علینژاد قمی، پدر مذهبی، مادر مذهبی، خانواده به شدت مذهبی. پدرش از خانه درنمیآید، مادرش دیگر کار نمیکند، خیاط بوده، دیگر با کسی ارتباط ندارد. بله بله. خانواده به شدت انقلابی، به شدت مؤمن و متعهد. او کدام ماجراها را دارد؟ صیغه یکی از نمایندههای اصلاحطلب میشود، سفایی فراهانی، و به آن واسطه دسترسی به اسناد پیدا میکند توی مجلس. همسر صفایی فراهانی باخبر میشود، این خانه میردامادی برای مسیح علینژاد گرفته بود. شبانه فرار میکند و بعد دیگر حالا خارج از کشور میرود و آمریکا و بعد ازدواج و دیگر از یک دورهای ۴ تا پلن را خورد خورد، پلانی که الان شروع کرده پیش میگیرد.
پلان اول سال ۹۱، «آزادیهای یواشکی» توی فیسبوک. «هر کسی یک عکس بیندازد. عکسی که روسری برداشته، مثلاً با عکس دفتر آیتالله مکارم مکارم وایسد. تابلو دفتر آیتالله مکارم، یک عکس بیحجاب داشته باشد.» آزادیهای یواشکی جاهای مختلف. این پلن اول. توی فیسبوک، پیج او به یک میلیون کاربر میرسد. بعد از اینکه این حرکت را راهاندازی میکند، میبیند که میشود کار کرد. میآید «چهارشنبههای سفید» را ۹۵ شروع میکند. بعد چهارشنبههای سفید هم دیگر میدانید دیگر اینها دیگر متأخرین دیگر آمارش را داریم. بعدش «دختران خیابان انقلاب» که پارسال بود. و الان «برقصا برقصیم» که پس «آزادی یواشکی»، «چهارشنبههای سفید»، «دختران خیابان انقلاب»، «برقصا برقصیم». ماجرای مائده هژبری مطرح شد. فضای آرامی دارد میرود. الان آخرین هشتگی که این جریان درست کرده نمیدانم در جریان هستید سه چهار روز، «نه به باکرگی»، «نه به باکرگی» که ترند شده هشتگ. خورد خورد پله پله دارد میآید جلو و خیلی تعریفشده.
حالا، چون توی مستند، یک مستند خیلی خوبی بود، من تشکر خیلی مهمی را اشاره کرد. استفاده از ظرفیتهای سلبریتیها برای کار رسانهای و ایجاد توقع، حتی اغنا. اینم کاری است که دارد صورت میگیرد.
دیگر دشمن بعد از دهه ۶۰ و بعد از دهه ۷۰ خودش نیامد مستقیم کار بکند. گفت: «آنقدر توی این مملکت شخصیتهایی هستند که من میتوانم آنها را برند بکنم و حرفم را با دهان اینها بزنم که نیازی نیست.» شخصیتهای معتبر و محترم هم زیاد هستند. آخوند داریم، از بیت مراجع داریم، بیت علما داریم. اینها هستند و خلاصه میتوانند حرف بزنند. دیگر نیازی نیست من بگویم و فقط کافی است اینها حرف من را برایش یک ادبیات دینی درست بکنند، روی عدالتطلبی، روی چی چیه، با این ادبیات این شکلی، همین حرف من را بزند.
جریانی دارد میآید. بعضی فیلمها را هم بهتان اشاره بکنم که خیلی نکات اینجا بود. توی دوره روی فیلمها کار میکردند. دهه ۷۰، دهه ۶۰، خورد خورد همینجور جلو آمد. مثلاً نیکی کریمی فیلم، خدمت شما عرض کنم که، «آذر» ساخت که موتورسواری یک زنی است که فقیر میشود و مجبور میشود که پیک پیتزافروشی بشود. و این فیلم گفت اصلاً جهتدار بود، هدفدار بود. این فیلمی که ساختم «روزی که زن شدم» که مرضیه مشکینی ساخته که اینم باز ماجراهایی دارد. مسابقه دوچرخهسواری و این مردها همه میآیند و دختر را از وسط مسابقه دوچرخهسواری برش میگردانند و اینها. که یک فیلم... اینها خیلی اثرگذار است توی فضای عمومی. ولی الان دیگر با این رسانههایی که هست، آنها یک فیلتری میخواست، مجوز میخواست. الان دیگر اصلاً فیلتر و اینها هم نیست. و راحت شبکه «جم» را هم اینم به عنوان یکی از نکات مهم توجه بهش داشته باشیم و این بازیگرها که رفتند آنجا کشف حجاب کردند و این. این تعریف که آقا، اگر میخواهی موفق بشوی، یک زن نمونه باشی، یک شخصیت ممتازی در عرصه جهانی باشی، باید حجابت را برداری. مگر نه، نمیشود با این چیزها. همان حرفی که پیام اصلی گلشیفته فراهانی میگوید: «تو تراز بازیگر ایرانی تراز بازی با دیکاپریو به شرط اینکه چادر نداشته باشی، روسری نداشته باشی.» این را. این تعریفی که برای جوان ایرانی و دختر ایرانی میخواهد بکند، این خیلی نکته مهمی است.
جریان دختران شکاف جدید در مورد اینکه آیا من هنوز امکانپذیره یا نه. یعنی با این با آن حجم سیاسی که پشت تعریفی از تمام... حالا هر سؤالی ۵، ۶ دقیقه لااقل جواب میخواهد. حالا من یه جور بگویم که کار رسانهای خوب در مورد یک فیلم نداریم. یک فیلم، یک رمان خوب برای یک چهره محجبهای پردازش بکنیم، نشان بدهیم. کتاب «خاطرات سفیر» کتاب خوبی است. کتاب «دا» کتاب خوبی است. سید زهرا حسینی را اگر آمریکا داشت، تا حالا از قبل این ۵۰ تریلیون دلار خورده بود. بس که برندسازی میکرد توی چیزهای مختلف از دنیا. بله. بعد کم کم شروع میشود. الان زنده است. کارخانه از نداشتههاشون میسازند. ما از داشتههامون... «خاطرات سفیر» خیلی، «خاطرات سفیر». کتاب «راز درخت کاج» کتاب خیلی...
ما از سه تا روش میتوانیم استفاده بکنیم برای تأمین اجتماعی، که گفتیم، در واقع کاراکترهای زن عفیف اثرگذارند. دختری که توی فرانسه دارد درس میخواند، به دو زبان مسلط است، گفتوگو میکند، شبهات را جواب میدهد، «کرده است سواد در جریان مسائل» خیلی پردازش بکنیم و خدمت شما عرض بکنم که حالا جمله اگر بخواهم بگویم، این کتاب «سازمان پیغمبری» را اگر مطالعه بفرمایید، خیلی از این روشهای اینکه چه کاری صورت بگیرد و در مورد گفتمان حجاب و مسائل این شکلی اینجا بحث کردیم که حالا فقط سلبی نباشد، توی ایجابیش، گفتارهای پیرامون گفتمانسازی تشکیلات. و در مورد برخی برخوردهای بد هم بله، درست است. خود امام هم اتفاقاً از همان اول دو سه تا حکم و سخنرانی کردند کار دست تندروها نیفتد. فرمودند که کسی حق ندارد با بدحجاب برخورد بکند، کسی مانع حضور اینها توی ادارات بشود. مگر ارگانهای دولتی. فقط کار دست اینها باشد. کسی خودش برخورد آقا توی نماز جمعه که گفتم. من خودم... بله بله. اینها خیلی نکات مهمی است.
البته این را هم توجه داشته باشید که تندترین مواضع علیه badhej-aba (!). خطبهای که اینها یک مشت دزدند و ما باهاتون فلان برخورد نمیکنیم. آن خطبه آتشین آقای هاشمی را گوش بدهید. خیلی جالب است که بعداً میرسد کار به اینجا که یک عده میخواهند مردم را از این مناظر زیبا محروم بکنند توی دهه ۹۰ و ماجراهای دیگری. اینم محل توجه باشد که آنهایی که برخورد کردند با بدحجابها، رفتند خلاصه کراواتها را قیچی کردند و دستها را رنگ کردند و این برخورد کدام طیف بودند و کجا بودند که اینها بیشترین آسیب را زدند. یعنی زبان حزباللهیها و افرادی که میخواستند منطقی برخورد بکنند را و اینها. همه این جریان متهم شد. این. اینم نکته مهمی است که بعید هم نیست یک دستی در کار بوده. یک نکته جالب این است، حالا من آوردم کی بوده، توی لپتاپم هست. یکی از این انصار حزبالله که فرار کرده رفته آمریکا توی VOA گفته که: «من از فائزه هاشمی، فرشاد ابراهیمی میگوید، من از فائزه، حالا علی الراوی خودش، ولی جالب است تکذیب هم نشده اینجا. میگوید: «من از فائزه هاشمی پول میگرفتم بابت استادیوم رفتن و دوچرخهسواری بهش فحش بدهم، چه مظلوم بشود و محبوب بشود که مجلس رأی بیاورد.» که همین این سناریوها و این طراحیها رم داشته. خیلی از این آدمها اصلاً از آن جریانند.
خیلی ممنونم. امیدوارم که گفتوگوی امروز دریچههایی را برای تعمیق بیشتر برای دوستان باز کرده باشد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...