برای بیعت

برای بیعت

برای بیعت . 1403/06/23
00:29:38
27

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد وَ آلِهِ الطَّیبینَ الطَّاهِرینَ وَ لَعنَهُ اللهُ عَلَی القَومِ الظَّالِمینَ مِنَ الآنِ اِلَی قِیامِ یَومِ الدّینِ.
۱ روز جمعه متعلّق به آقای امام زمان است. از طرفی، امروز روز آغاز امامت امام زمان (ارواحُنا فِداه) است. از دو جهت، امروز روز بسیار بابرکتی است و مرتبط با امام زمان. حالا بنده مختصری عرض کنم و وقت عزیزان را نگیرم. حتماً همه شما مشرّف شدید عتبات، خصوصاً سامرا؛ سرداب سامرا، اعمالی سفارش شده است. خودش، سرداب سامرا مکان بسیار با عظمتی است. چیست؟ منزل امام زمان. هنوز که هنوز است منزل امام زمان است. این نیست که مثلاً جای تاریخی باشد. سامرا مرکز فرماندهی عالم، سرداب سامرا منزل امام زمان. همین الان عرض کردم؛ این نیست که بگوییم یک چیز تاریخی است، یک زمانی بوده. مثل اینکه حالا مثلاً می‌رویم جاهایی را نگاه می‌کنیم، مثلاً اینجا خانه فلان دانشمند بوده؛ مثلاً در کهک قم، خانه تاریخی ملاصدرا بوده، اینجا ملاصدرا یک مدت زندگی می‌کرده؛ سرداب سامرا این‌جوری نیست که حالا مثلاً امام زمان یک مدت اینجا زندگی می‌کردند.
۲ حالا جالب این است که در ثبت اسناد کشور عراق، اینجا را به نام خود امام زمان ثبت کرده‌اند، یعنی مالک این منزل را، سند را به نام امام زمان زده‌اند. منزل به نام امام زمان است، هنوز که هنوز است آنجا منزل امام زمان است. برای وارد شدن، انسان باید اجازه بگیرد، مهمان امام زمان می‌شود. موقعیتی هم هست که به‌شدت مورد توجه امام زمان. اینکه صاحب‌خانه غایب است، دلیل بر این نمی‌شود که از مهمانش پذیرایی نکند. غایب بودنش هم به این معنا نیست که نیست یا بی‌خبر است؛ نه، هست و باخبر است. بنا به مصالحی و شرایطی جلوی چشم ما نیست، نمی‌بینیمش. او _ما_ نمی‌بینیم. فرض بفرمایید برادر عزیزمان که ما را به این جلسه دعوت کرده‌اند، خوب مثلاً بنده الان تو این جلسه ندونم که صاحب این خانه کیست، یا نبینم صاحب این خانه را، آن عزیزی که ما را دعوت کرده و آورده می‌گوید من از تو پذیرایی نمی‌کنم چون تو نمی‌دانی که این خانه مال کیست. من اصلاً به تو احترام نمی‌گذارم، با تو کار ندارم، چون مثلاً تو بین این افرادی که اینجا هستند نفهمیدی صاحب‌خانه را، صاحب‌خانه را به چهره نمی‌شناسی. نه، دلیل نمی‌شود. او صاحب‌خانه‌ای است که او ما را می‌شناسد، او دعوت کرده، او سر سفره نشانده و خودش هم پذیرایی می‌کند.
۳ آدابی دارد سرداب سامرا. خیلی‌ها می‌روند آنجا تبرک می‌کنند، فقط یک دستی به در و دیوار می‌کشند و بیرون می‌آیند، در حالی که مثل هر منزلی انسان وقتی می‌خواهد وارد شود، اولاً اجازه بگیرد و آدابی دارد. زیارت‌نامه دارد، گفت‌وگو با امام زمان. زیارت‌هایی آنجا نقل شده است. من یکی از این‌ها را بگویم چون نکات جالبی دارد، یکی از زیارت‌های سرداب سامرا. حالا فرمودند که وقتی آنجا رسیدی غسل کن، لباس تمیزی بپوش. قبل از اینکه وارد سرداب بشوی این‌طور زیارت کن، یعنی پشت در سرداب، شبیه خانقاه، نجوا کن.
۴ یک زیارتی دارد که چند خطی محتوای جالبی دارد، خیلی سریع بخوانم و عزیزان را معطل نکنم. این‌طور بگو:
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیفَهَ اللهِ وَ خَلیفَهَ آبائِهِ المَهدِیّینَ.»
سلام بر تو ای خلیفه خدا! جانشین خدا! اینجا خانه جانشین خداست، خلیفه خداست و خلیفه پدران تو که آن‌ها هم همه مهدی بودند.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَصِیَّ الاَوصِیاءِ المَاضینَ.»
سلام بر تو ای وصی آن اوصیایی که همه…
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حافِظَ اَسرارِ رَبِّ العالَمینَ!»
خیلی تعابیر خیلی… سلام بر تو ای کسی که همه اسرار خدا را تو داری حفظ می‌کنی، همه پیش حافظ اسرار خدا، گنجینه اسرار الهی توی اینجاست. منزل همچین کسی است. حالا ما که نگاه می‌کنیم یک خرابه‌ای از شهر سامرا. حالا کشور عراق خودش کشور بی‌امکاناتی است در قبال ایران. کربلا و نجفش بی‌امکانات، سامرا از همه‌جا بی‌امکانات‌تر و مخروبه‌ای است. در واقع این مخصوصاً فضای پیرامون حرم اهل بیت فضایست که خیلی اذیت. امکانات بسیار سطح پایینی دارد. آدم باورش نمی‌شود که اینجا منزل شاهنشاه این هستی است، مالک این آسمان‌ها و زمین، اینجا متولد شده و خونش اینجاست. این‌ها به‌هرحال چیز عجیبیست.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّهَ اللهِ مِنَ الصَّفوَهِ المُنتَجَبینَ.»
می‌خواهم تک‌تک عبارت‌ها را ترجمه بکنم، طول می‌کشد.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ابنَ اَنوارِ الظَّاهِرَةِ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ابنَ اَعلامِ البَاهِرَةِ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَعدِنَ العُلومِ النَّبَوِیَّه.»
علوم پیغمبر که به روی امیرالمؤمنین گشوده شد. امیرالمؤمنین فرمود: «از هر یک دری که پیغمبر به روی من باز کرد، هزار در علم به روی من باز شد.» اینجا شما پشت در سرداب سامرا سلام می‌دهید: سلام بر تو ای معدن علوم پیامبر! همه آن علومی که پیغمبر به روی امیرالمؤمنین گشود، معدن شمایید. امروز در اختیار شماست.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَابَ اللهِ الَّذی لا یُؤتَی اِلاّ مِنهُ.»
سلام بر تو ای دروازه خدا که از غیر تو نمی‌توان به خدا رسید! اینجا پشت در خانه کسی ایستاده‌ام که خودش در خانه خداست، امام زمان.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَبیلَ اللهِ.»
ما می‌گوییم مثلاً امام زمان ما را به راه خدا هدایت می‌کند؛ اینجا تو زیارت این است که سلام بر تو ای راه خدا! نه اینکه تو ما را به راه خدا هدایت می‌کنی، نه! تو خودت راه خدا هستی.
«اَلَّذی مَن سَلَکَ غَیرَهُ هَلَکَ.»
راهی هستی که هرکی یک راهی غیر این راه برود، نابود می‌شود. راهی جز این نیست برای رسیدن به خدا.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ناظِرَ شَجَرَهِ طُوبی وَ سِدرَهِ المُنْتَهاءِ.»
ای کسی که ناظر بر درخت طوبی هستی، بر سدره‌المنتهی هستی. کنار کدامش، بحث مفصلی دارد.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا نورَ اللهِ الَّذی لا یُطفَیٰ.»
سلام بر تو ای نوری که خاموش نمی‌شوی!
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّهَ اللهِ الَّتی لا تَخفی.»
خیلی جالب است! سلام بر تو ای حجتی که مخفی نمی‌شوی! آقا، مگر ما نمی‌گوییم امام زمان غایب‌اند؟ اینجا می‌فرماید: حجتی که مخفی نمی‌شوی! معلوم می‌شود که پس حضرت نیست که غایب است. امام زمان نیست که مخفی است. ما غایبیم، ما مخفی هستیم. مثل اینکه توی این ساعتی که آفتاب بالا آمده، همه‌جا را روشن کرده، بگوییم که آقا آفتاب پنهان است. مگر می‌شود آفتاب پنهان باشد؟ تو لابد یک جایی رفتی که هیچ روزنه‌ای از نور آنجا نیست. رفتی اعماق زمین، توی ظلمات خودت را حبس کردی. امام زمان که مخفی نمی‌شود. امام زمان که غایب نیست، ما غایبیم، ما…
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّهَ اللهِ عَلَی مَن فیِ الاَرضِ وَ السَّماءِ.»
سلام بر تو ای کسی که حجت خدایی بر آسمان‌ها و زمین، بر اهل آسمان‌ها و…
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ سَلامَ مَن عَرَفَکَ بِما عَرَّفَکَ بِهِ اللهُ وَ نَعَتَکَ بِبَعضِ نُعُوتِکَ الَّتی اَنتَ اَهلُها.»
«اَاَشهَدُ اَنَّکَ الحُجَّهُ عَلَی مَن مَضَیٰ وَ مَن بَقِیَ.»
شهادت می‌دهم تو حجت گذشتگانی، حجت کسانی که باقی.
«وَ اَنَّ حِزبَکَ هُمُ الغالِبُونَ.»
شهادت می‌دهم آن‌هایی که تو تیم تواند، برنده‌اند.
۵ «وَ اَولیائُکُمُ الفائِزُونَ.»
آن‌هایی که رفیق تواند، پیروزند.
«وَ اَعدَائُکُمُ الخاشِرُونَ.»
آن‌هایی که دشمن تواند، می‌بازند.
«وَ اَنَّکَ خازِنُ کُلِّ عِلمٍ.**
شهادت می‌دهم تو مخزن هر علمی هستی.
«وَ فاتِقُ کُلِّ رَتقٍ.»
رتق و فتق امور شنیده‌اید؟ رتق و فتق یعنی چه؟ رتق آن حالتی است که از هم گسسته می‌شود، یک چیزی از درون متلاشی می‌شود، باز می‌شود. خیلی تعبیر عجیبیست. شهادت می‌دهم که هر رتقی، فتقش با تو است. هر امر از هم پاشیده و متلاشی شده، تویی که جمعش می‌کنی. تویی که سامان می‌دهی، تویی که مرتب می‌کنی.
«وَ مُحَقِّقُ کُلِّ حَقٍّ.»
هر حقی را تو حق می‌کنی.
«وَ مُبطِلُ کُلِّ باطِلٍ.»
هر باطلی را تو ابطال می‌کنی.
«رَضیتُکَ یا مَولایَ اِماماً وَ هادِیاً.»
ان‌شاءالله به همین زودی زود روزی‌مان بشود این زیارت‌نامه را پشت در سرداب سامرا بخوانیم. تو را مولای من، به تو راضی‌ام به‌عنوان یک امام و هادی.
«وَ وَلِیّاً وَ مُرشِداً.»
ولی خودم، مرشد خودم.
«وَ لا اَتَّخِذُ مِن دُونِکَ وَلّیاً.»
سراغ جایگزین برای تو نمی‌روم، غیر از تو ولی انتخاب نمی‌کنم.
«اَشهَدُ اَنَّکَ الحَقُّ الثّابِتُ الَّذی لا عَیبَ فیهِ.»
شهادت می‌دهم تو حق ثابتی هستی که هیچ عیبی در تو نیست.
«وَ اَنَّ وَعدَ اللهِ فیکَ حَقُّ لا یَعتَرِیکَ طولُ الغَیبَهِ وَ بَعدَ الاَمَدِ.»
شهادت می‌دهم وعده‌ای که خدا در مورد تو داده حق است. این‌ها خیلی مهم است، نکات معرفتی است. هرچقدر غیبت طول بکشد، من دچار شک و شبهه و تردید نمی‌شوم.
«وَ لا یَجهَلُکَ عَمَّن یَجهَلُ بِکَ.»
با آن‌هایی که نسبت به تو جهل دارند، دچار تردید و حیرت نمی‌شوم.
«وَ لا یَجهَلُکَ مُنتَظِراً مُتَوَقِعاً لِاَیامِکَ.»
من همیشه تا عمر دارم، منتظر تو می‌مانم و چشم‌به‌راه و چشم‌انتظار ظهور تو می‌مانم.
«وَ اَنتَ الشَّافِعُ الَّذی لا تُنازَعُ وَ الوَلیُ الَّذی لا تُدافَعُ.»
«ذَخَرَکَ اللهُ لِنَصرِ دینِهِ وَ اِعزازِ المُومِنینَ وَ الاِنتِقامِ مِنَ الجاحِدینَ المارقینَ.»
خدا تو را ذخیره کرده برای نصرت دین، برای عزت مؤمنین و برای اینکه از دشمن انتقام بگیرد. باز تعابیر جالب.
«اَشهَدُ اَنَّ بِوِلایَتِکَ تُقبَلُ الاَعمالُ.»
شهادت می‌دهم که اگر قرار است عملی پذیرفته شود، با ولایت تو است. این‌ها توش نکته است. بعضی‌ها می‌گویند آقا فلان کار را کردیم اثر ندیدیم، به ما گفتند مثلاً فلان ذکر را بگو، فلان دعا را بخوان، فلان خاصیت را دارد. یکی از راه‌هایی که اعمال اثرگذار باشد این است که آدم قبل و بعد عمل متصل کند به امام، همراه با توجه به امام زمان بشود. چرا؟ به این دلیل.
«بِوِلایَتِکَ تُقبَلُ الاَعمالُ.»
اعمال با ولایت تو قبول می‌شود.
«وَ تُذَکَّی الاَفعالُ.»
افعال پاکیزه می‌شود با ولایت تو.
«وَ تُضاعَفُ الحَسَناتُ.»
کارهای خوب مضاعف می‌شود با ولایت.
«فَمَن جاءَ بِوِلایَتِکَ وَ اعتَرَفَ بِاِمامَتِکَ، قُبِلَت اَعمالُهُ.»
هر کی با ولایت تو بیاید، به امامت تو اعتراف کند، اعمالش پذیرفته است.
«وَ صَدَقَت اَقوالُهُ.»
و حرف‌هایش تصدیق می‌شود.
«وَ وُضُوّفَت حَسَناتُهُ.»
کارهای خوبش مضاعف می‌شود.
«وَ مُحِیَت سَیِّئاتُهُ.»
کسی با محبت تو، ولایت تو بیاید، همه گناهانش محو می‌شود.
«وَمَن عَدَلَ عَن وِلایَتِکَ وَجَهِلَ مَعرِفَتَکَ وَ استَبدَلَ بِکَ، کَبَّهُ اللهُ عَلَی مِنخَرَهِ فِی النّارِ.»
هر کی از ولایت تو عدول کند، جاهل باشد نسبت به شناخت تو، سراغ غیر تو برود، خدا با بینی او را پرت می‌کند به جهنم.
«وَ لَم یُقِم لَهُ یَومَ القیامَهِ وَزنَاً.»
عملی از او قبول نمی‌کند و روز قیامت به اندازه ذره‌ای، چیزی با خودش نمی‌برد.
«اَشهَدُ اللهُ وَ اَشهَدُکَ یا مَولایَ.»
آقاجان، هم خدا را، هم شما را شاهد می‌گیرم به این حرف‌هایی که گفتم.
ظاهرُهُ وَ باطِنُهُ وَ سِرُّهُ وَ عَلانِیَّتُهُ.»
شهادت می‌دهم که آقا، ظاهر و باطنم اینجا یکی باشد.
«وَ اَنتَ شَاهِدٌ عَلِی ذلِکَ.»
و تو هم که شاهد بر این مطلب هستی.
«وَ هُوَ عَهدِی اِلَیکَ وَ میثاقِی لَکَ.»
این عهد من با تو است. این بیعت من با تو است. امروز را می‌گویند روز بیعت با امام زمان. آنجا می‌رویم بیعت می‌کنیم با حضرت. این را من با شما، این را عهد می‌بندم، این را میثاق می‌بندم، این‌هایی که گفتم را که ولایت شما را داشته باشم، ولایت کسی دیگر نداشته.
«اِذ اَنتَ نظامُ الدّینِ وَ یَعسُوبُ المُتَّقینَ وَ اَمامُ المُوَحِّدینَ.»
«بِذَلِکَ اَمَرَنی رَبُّ العالَمینَ.»
خدا به این‌ها دستور داده.
«فَلَو تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ وَ تَمادَتِ الاَعمارُ ، لَم اَزدَدتُ فیکَ اِلاّ یَقیناً.»
خیلی حرف بلند و سنگینی است! خیلی جرات می‌خواهد این‌جوری با امام زمان صحبت کردن که آدم راست بگوید. پشت سرداب سامرا خطاب می‌کنیم: آقاجان، هرچقدر این روزگار طول بکشد، هرچقدر غیبت طول بکشد، هرچقدر بروم جلوتر از این… من به شما قول می‌دهم، بر من چیزی افزوده نخواهد شد مگر یقین به شما. هرچی بیشتر طول بکشد، من یقینم به شما…
۶ پنج بار جمکران برویم، حاجت نگیریم، به همه‌چیز شک می‌کنی. پنج نماز استغاثه به امام زمان بخوانیم، جواب نگیریم. پنج بار توسل کنیم، جواب نگیریم، همه‌چیز را رها می‌کنیم. اصلاً تو خود امام زمانش شک می‌کنیم. بنده دیدم گاهی تو این مشاوره‌ها، بعضی حرف‌های عجیب و غریب. یک خانم متدینی هم بود، محجبه هم بود؛ می‌گفت من چند بار سر یک قضیه، یک مشکلی برایش پیش آمده بود، به امام زمان متوسل شدم. تعبیر گفت‌وگو چون توهین است نمی‌خواهم به کار ببرم. بعد می‌گفت فلان توهین را به امام زمان کردم، بعدش که اگر شما فلانید پس فلان … به تعبیر خیلی زشتی… کار ندارم. معلوم می‌شود که مشکل داریم دیگر، معرفتمان ضعیف است. امام زمان را هم به خاطر حاجت‌هایمان می‌خواهیم. امام زمان را به‌عنوان واسطه حاجت می‌بینیم، نه به‌ عنوان امام، نه به‌ عنوان ولی، نه به‌ عنوان کسی که دستمان را بگیرد، به خدا برساند مار.
«هَل مَرَّ عَلَیکَ اِلاّ یَقیناً وَ لا لَکَ اِلاّ حُبّاً.»
هرچی بگذرد یقین من به شما افزوده می‌شود و محبتم افزوده می‌شود.
«وَ لا عَلَیکَ اِلاّ مُتَوَکِلاً وَ مُعتَمِداً.»
هرچی بیشتر بگذرد، تکیه من به شما و اعتماد من به شما بیشتر می‌شود.
«وَ بِظُهُورِکَ اِلاّ مُتَوَقِعاً وَ مُنتَظِراً.»
هرچه بیشتر بگذرد، بیشتر انتظار ظهور خواهم کشید.
«وَ لِجِهادِی بَینَ یَدَیکَ مُتَرَقِّباً.»
هرچی بیشتر بگذرد، بیشتر خودم را آماده می‌کنم برای جهاد در پیش روی شما.
«فَاَبذُلُ نَفسی.»
خودم را فدا می‌کنم، بَذل می‌کنم.
«وَ مالِی.»
مال هرچه دارم در راه شما می‌دهم.
«وَ وَلَدی.»
بچه‌هایم را می‌دهم.
«وَ اَهلی.»
خانواده‌ام را می‌دهم.
«وَ جَمیعَ ما خَوَّلَنی رَبِّی.»
هرچی خدا بهم داده کف دست می‌گیرم، تقدیم شما می‌کنم.
«بَینَ یَدَیکَ وَ تَصَرُّفِ بَینَ اَمرِکَ وَ نَهیِکَ.»
می‌دهم آن‌جوری که شما دستور می‌دهید، امر و نهی می‌کنید، استفاده بشود در خدمت شما، در اختیار شما.
«یا مَولایَ فَاِن اَدرَکتُ اَیّامَکَ الظّاهِرَهَ وَ اَعلامَکَ البَاهِرَهِ فَها اَنَا عَبدٌ.»
خیلی زیباست! آقاجان، اگر دیدم آن روزگار ظهور شما را، من در پیشگاه شما بنده نوکرم، در اختیار شما.
«مُتَصَرِّفٌ بَینَ اَمرِکَ وَ نَهیِکَ.»
شما فقط امر کنید، دستور بدهید، در خدمت شما.
«اَرجُو الشَّهادَهَ بَینَ یَدَیکَ.»
آرزویم این است که در محضر شما به شهادت نائل بشوم.
«وَ الفَوزَ لَدَیکَ.»
آرزویم این است که در محضر شما عاقبت‌به‌خیر بشوم، خوشبخت بشوم.
«مَولایَ اِن اَدرَکَنی المَوتُ قَبلَ ظُهُورِکَ.»
آقاجان، حالا پشت در سامرا این‌طور بگوییم: اگر قبل اینکه شما ظهور کنید، من از دنیا رفتم.
«فَتَوَسُّلُ بِکَ وَ بِآبائِکَ الطّاهِرینَ اِلَی اللهِ اَن یُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ.»
من به شما و به پدران طاهرینتان در پیشگاه خدا توسل می‌کنم، درخواست می‌کنم صلوات بر پیامبر و آل پیامبر کنم.
«وَ اَن یَجعَلَ لی کَرَّهَ فِی ظُهُورِکَ.»
این درخواست دعای عهد پس نیست؟! اگر کسی دعای عهد بخواند چهل روز این برایش حاصل می‌شود. و‌لی اگر کسی پشت سرداب سامرا این زیارت را بخواند، برای او هم هست. از خدا می‌خواهم اگر شما آمدید و من نبودم، آنجا خدا من را دوباره به دنیا برگرداند.
«وَ رَجعَهً فِی اَیّامِکَ.»
و رجعت کنم در روزگار شما.
«لِاَبلُغَ مِن طاعَتِکَ مُرادِیَه.»
چرا؟ خیلی قشنگ است. ما فقط مثلاً اگر کسی دعای عهد بخواند چهل روز برمی‌گردد؟ خب برمی‌گردد که چه بشود؟ چه خاصیتی تو برگشتن؟ اینجا می‌گوید: برگردم مزه نوکری شما را در زمان ظهورتان بچشم، به مرادم برسم؛ که مراد من این است که باشم و از خودتان دستور بشنوم و اطاعت کنم. این را می‌خواهم از اینکه آرزو دارم زمان ظهور شما باشم، آرزویم این است حرفتان را گوش بدهم، از شما حرف بشنوم، عمل کنم، اطاعت کنم.
«وَ اَشفِی مِن اَعدائِکَ فُؤادِی.»
دیگر چه! آرزویم این است که باشم، ببینم با دشمنان خدا چه می‌کنی. انتقامی که می‌گیری، این داغی که به سینه‌ام بود، آرام بشود، التیام پیدا کند. باشم در زمان ظهور حضرت، انتقام می‌گیرند دیگر. از قاتلان سیدالشهداء انتقام می‌گیرند، از قاتل علی‌اصغر انتقام، از قاتلان فاطمه زهرا انتقام، از قاتلان این طفل معصومی که بین در و دیوار به شهادت رسید، حضرت محسن سلام‌الله علیه، انتقام می‌گیرد. به قول ما، انتقام سیلی که به فاطمه زهرا زده شد. انتقام سیلی زهرا. نمی‌خواهم حالا این ایام، ایام عید روضه بخوانم که عزیزان ناراحت بشوند، ولی این‌ها آن چیزهایی است که آرزوست. اگر آرزوی رجعت داریم، یکیش این است. باشیم و ببینیم. این ناله‌هایی که کردیم، این گریه‌هایی که کردیم، عزاداری‌هایی که کردیم، این داغ دل آرام بشود با ظهور امام زمان. انتقام گرفته بشود از این قاتل‌ها.
۷ عبارات آخر:
«مَولایَ وَ وَقَفتُ فِی زِیارَتِکَ مَوقِفَ الخاطِئینَ النّادِمینَ الخائِفینَ مِن عِقابِ رَبِّ العَالَمینَ.»
آقاجان، من در این زیارت شما که اینجا آمدم، مهمان شما بشوم، پشت این سرداب سامرا، چطور آمدم؟ این حالت دل‌شکستگی و تواضع خیلی مهم است. این‌جوری آمدم با حالت کسی که خودش را خطاکار می‌بیند، نادمین، پشیمانم. خائفین، از عقوبت خدا ترس دارم.
«وَ قَد اتَّکَلتُ عَلَی شَفاعَتِکَ وَ رَجَوتُ بِمُوالاتِکَ وَ شَفاعَتِکَ مَغفِرَهَ ذُنُوبی.»
و همه امید من هم به شفاعت تو و امیدم به این است که با ولایت و شفاعت تو گناه‌های من پاک بشود.
«وَ سَترَ عُیُوبِی وَ مَغفِرَهَ ذَلّیلی.»
عیوب من پوشیده بشود و لغزش‌های من بخشوده.
«فَکُن لِوَلِیِّکَ یا مَولایَ عِندَ تَحقِیقِ آمَلِهِ.»
برای این رفیقت آقاجان، خیلی تعبیر قشنگی پشت سرداب سامرا. برای این رفیقت، آرزوها و امیدی که دارد را محقق کن.
«وَ سَلِ اللهَ غُفرانَ ضَلالِهِ.»
تو از خدا بخواه لغزش‌های من را ببخشد.
«فَقَد تَعَلَّقتُ بِحَبلِکَ وَ تَمَسَّکتُ بِوِلایَتِکَ وَ تَبَرَّاتُ مِن اَعدائِکَ.»
من به ریسمان تو چنگ انداختم و تمسک به ولایت تو. و از دشمن‌های تو بیزارم.
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنجِز لِوَلِیِّکَ ما وَعَدتَهُ.»
بعد دیگر بخش آخرش دعاست. خدایا، صلوات بفرست بر پیامبر و آل پیامبر و وعده‌ای که به این‌ها دادی را محقق کن.
«اَللّهُمَّ اَظهِر کَلِمَتَهُ وَ اَعلِ دَعوَتَهُ وَ انصُرهُ عَلَی عَدُوِّهِ وَ عَدُوِّکَ یا رَبَّ العَالَمِینَ.»
خدایا، کلمه او را ظاهر کن و دعوت او را عالی کن و او را بر دشمنش و دشمن خودت غلبه بده، پیروز کن، ای رب‌العالمین.
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَظهِر کَلِمَتَکَ التّامَّهَ وَ مُغَیِّبَکَ فِی اَرضِکَ الخائِفِ المُتَرَقِّبِ.»
خدایا، این کلمه تامه خودت، یعنی امام زمان را ظاهر. این شخصی که از چشم ما پنهان شده را ظاهر کن در زمینت. الخائف المترقب، خیلی تعبیر عجیب! این آقایی که همه عمرش تا به حال با ترس و دلهره و ناامنی گذشته. یک روز خوش، امام زمان از روزی که به دنیا آمده، یک روز در امان. تا به حال یک روز. یک روزی که راحت بتواند آن‌چنانی که بقیه زندگی می‌کنند، من و شما از منزل حرکت می‌کنیم، محل کار، سوار ماشین می‌شویم، با خانواده می‌رویم، امام زمان مگر می‌توانند این‌جوری مثل من و شما آزادانه اعلام بکنند هویتشان را؟ هرجا رسیدند خودشان را معرفی بکنند؟ در فضایی حضور پیدا بکنند آن‌چنانی که ما داریم زندگی می‌کنیم؟ بله، حالا به قدرت الهی مخفیانه از چشم دیگران زندگی می‌کند، ولی این آرامش و این زندگی معمولی که ماها داریم، دوازده قرن امام زمان یک روز این شکلی در این آرامش و امنیت تا به حال نبود. همه عمر او خائف مترقب بوده به تعبیر این زیارت‌نامه. همه در هراس و ناامنی.
«اَللّهُمَّ انصُر وُلدَهُ نَصرَاً عَزیزَاً وَ افتَح لَهُ فَتحَاً یَسیرَاً.»
خدایا او را نصرت عزیزی بده و فتح یسیری.
«اَللّهُمَّ وَ اَعِزَّ بِهِ الدِّینَ بَعدَ الخُمُولِ.»
خدایا این دینی که از ذهن‌ها دارد هی محو می‌شود را با امام زمان عزیز کن.
«وَ اَطلِع بِهِ الحَقَّ بَعدَ الاُفُولِ.»
حق را بعد از اینکه افول کرده، طلوع بده با امام زمان.
«وَ اَجلُ بِهِ الظُّلَمَ وَ اکشِف بِهِ الغُمَمَ.»
ظلمت‌ها را با او کنار بزن، غم‌ها را با او کنار بزن.
«اَللّهُمَّ وَ آمِن بِهِ البِلادَ。」
سرزمین‌ها را با او امنیت بده.
«وَ اهدِ بِهِ العِبادَ.»
بنده‌ها را با او هدایت کن.
«اَللّهُمَّ وَ املَا بِهِ الاَرضَ عَدلاً وَ قِسطاً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً.»
خدایا زمینی که این‌طور پر از ظلم و ستم شده را با او پر از عدل و داد کن.
«اِنَّکَ سَمیعٌ مُجیبٌ.»
آخرش هم تعبیر خیلی جالب است.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِیَّ اللهِ.»
برای دفعه آخری که دیگر می‌خواهد وارد سرداب سامرا بشود: سلام بر تو ای ولی خدا!
«اَجِز لِوَلِیِّکَ فِی الدُّخُولِ اِلَی حَرَمِکَ.»
حالا تازه اجازه می‌خواهد، آقا اجازه بدهید به این دوست شما وارد حرم شما بشود. این همه آداب دارد ورود به سرداب سامرا. اذن می‌طلبد وارد منزل امام زمان. بعد همه سلام‌ها تازه درخواست می‌کند، آقا به من اجازه دادید مهمان شما بشوم، وارد حرم شما بشوم.
«صَلواتُ اللهِ عَلَیکَ وَ عَلَی آبائِکَ الطّاهِرینَ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُه.»
۸ وقت عزیزان را گرفتیم، ان‌شاءالله که در پناه امام زمان باشید. از این راه دور ان‌شاءالله این سلام ما را و این زیارت‌نامه‌ای که خواندیم را امام زمان بپذیرند. این بعد منزل از ماست. ما از سرداب سامرا دوریم، هزار فرسخ، صدها کیلومتر فاصله داریم. برای امام زمان که فاصله نیست. این سلامی که ما دادیم برای او فرقی نمی‌کند پشت سرداب سامرا این را بخوانیم یا اینجا بخوانیم، یک چند هزار کیلومتر. برای او که فرقی نمی‌کند، او می‌شنود. ان‌شاءالله از این راه دوری که برای ما دور است، ولی برای او نزدیک است، سلام ما را بشنود آقا و مولایمان حضرت بقیه‌الله. به پاسخ بده و توجهی به ما بکند و امروز از ما بپذیرد این اعلام بیعت مجدد را. اظهار محبتی که به ساحت قدسی ایشان داریم در سالروز آغاز امامت ایشان. و تسلیت ما را بپذیر بابت شهادت پدر بزرگوارش که دیروز روز شهادت شما. خدایا به فضل و کرم در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. من خیلی وقت عزیزان را گرفتم. ان‌شاءالله استفاده سخنان سید عزیز و بزرگوارمان به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00