* امنترین پناهگاه عالم در محاصره دژ نفوذناپذیر اهلبیت و حصار امن ولایت. [2:30]
* حسین(ع)؛ کهف حصین ویژه و تنها راه نجات اختصاصی برای فراریان از بنبستهای دنیا.[3:15]
* اعجاز تاریخی در شام؛ وقتی سر بریده بر فراز نیزه با صوت قرآن معادلات یزیدیان را به هم ریخت.[5:50]
* طنین صوت الهی از حنجرهای خونین؛ سر مبارک در کوفه گلو تازه کرد و به تلاوت ایستاد.[10:00]
* «ما زندهایم!»؛ اتمام حجت تکاندهنده رأس مطهر با کسانی که خیال کردند کار حسین(ع) تمام شده است.[12:35]
* خروش زینب(س) در بازار کوفه و پاسخ دندانشکن قرآنِ ناطق بر بالای نیزهها به هتاکان حرم.[14:00]
* آتش خشم خدا در کاخ ابنزیاد؛ وحشت و فرار حاکم ملعون از نهیب آتشین سر بریده.[18:40]
* نبردی فراتر از جسم؛ تلاوت آیات عذاب توسط رأس مطهر بر شاخه درخت و رسوایی قاتلان .[24:30]
* انقلاب حسین(ع) در قوانین فیزیک؛ وقتی خاک حکم شفا میگیرد و قانون نماز تغییر میکند.[33:50]
* تفاوت تلخ دو اعجاز؛ خواب ۳۰۰ ساله در آرامش غار کجا و بیداری سر خونین در تنور خولی کجا؟ [40:00]
بسم الله الرحمن الرحیم صلوات شعبانیه؛ صلواتی که در اوج خود اهل بیت را «کهف حصین» مینامد؛ پناهگاهی مستحکم که هیچ ناامنی در آن راه ندارد. اهل بیت، بهویژه امام حسین علیهالسلام، همان کهفِ ویژه و امناند. در سورهی کهف، خداوند از اصحاب کهف و رقیّم بهعنوان آیات عجیب یاد میکند و این عجیب بودن، شکستن قواعد طبیعی است؛ مثل خوابیدن صدها سال و سالم بیدار شدن. اما داستان امام حسین علیهالسلام عجیبتر است: سر بریدهی او بر نیزه در دمشق و کوفه، سورهی کهف میخواند و میگوید «قضیهی من عجیبتر از اصحاب کهف است». این یعنی حتی پس از شهادت، ولایت و حقیقت او زنده است. اهل بیت، پناهگاه واقعیاند؛ ما باید آسیب اصلی را بشناسیم: طاغوت و ولایتِ او مشکل اصلیست، نه فقط گرانی و مشکلات اقتصادی. اصحاب کهف هم برای فرار از طاغوت به کهف پناه بردند. امام حسین علیهالسلام هم در روز عاشورا، با پذیرش تشنگی و ظلم، به کهف حقیقی پناه برد. امروز هم اگر در آشوب و فتنهایم، باید به این کهفِ امن پناه ببریم و به وعدهی الهی امیدوار باشیم؛ که «من آیاتنا عجبا» و پیروزی نزدیک است.
!! توجه : متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد د و آله طیبین الطاهرین و لعنه الله علی القوم الظالمین من الان ال قیام یوم الدین ربش ی صدری ویه امری وحل الودت لسانی یفقه و قبولی در صلوات شعبانیه که سفارش شده ظهرهای ماه شعبان قرائت بشه و در شب نیمه شعبان هم سفارش شده خونده بشه که صلوات بسیار مهمی است و بسیار پر مغزه در اواخر این صلوات اینطور تعبیر می شه اللهم صل علی محمد و آل محمد الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین و ملج الحمید و منجل الخائفین و عصمت المعتصمید خیلی تعابیر دقیق و مهمیه صلوات می فرستیم بر پیغمبر و اهل بیت پیغمبر که این ها کهف حصین اند هستیم اونجاییه که یه جوری منطقه ی تحت مراقبت و در واقع حصاربندی شده ایست که کسی نمی تونه بهش نزدیک بشه و کاملا در امانه یک منطقه مستحکمی است که اونجا ناامنی و آشوب راه نداره کهف خودش همین غار البته یه کمی وسیع تر از این غارهایی که ما داریم غار کوچیک رو بهش می گن غار که خب درمورد پیغمبر تو قرآن داره از هما فی غار یا الله سلام علیک پیغمبر اکرم به غار رفتن وقتی که ایشون رو بهشون حمله کردن در لیله المبیت که امیرالمومنین جای پیغمبر خوابیدن پیغمبر در غار اونجا در امان بودن کهف بزرگتر از غاره جاییه که یه کمی وسیع تره جاش بازتره پس از اهل بیت تعبیر می کنن به کهف حصین قیاس مضطر مستکین و ادامه اش تعابیری که داره پس اهل بیت همه شون کهف حصین اند یک پناهگاه اند یک نقطه ی امنن که حالا در مورد این باید صحبت بشه ولی به طور خاص صدا اون کسی که به طور خاص کهفه و در مورد او تعبیر کف به کار رفته امام حسین علیه السلام همه اهل بیت کهف حصین اند ولی امام حسین یک کهف حصین ویژه تر و خاص تریست و این سوره مبارکه کهف که خودش تو همین محتواست که کسانی که در ولایت الهی بودند و در امان بودن از آسیب ها و مشکلات که داستان هاشون در سوره مبارکه کهف بهش اشاره شده سوره کهف سوره عجیبیست سوره ی فوق العاده ایست یه رابطه خاصی هم با امام زمان داره خود محتوای سوره مبارکه کهف این سوره کهف یه رابطه خاصی با امام حسین علیه السلام داره هم خود سوره ی کف هم اصحاب کهف بنده حول و حوش ده یازده تا روایت اینجا آوردم روایات مختلف که مرتبطه با این قضیه است چون تا به حال چند بار هی به این داستان اشاره کردم ولی هیچ وقتی دقیق این مطالب رو نگفتم امشب که شب میلاد امام حسین علیه السلامه یه مروری به این روایات داشته باشیم چند تا نکته داره ان شاالله بعدش عرض بکنم منابعش هم می گم که حالا اون دوستانی که اهل تحقیق اند منابع رو داشته باشن الصاق و فی المناقب جلد یک صفحه ی سیصد و سی و سه اینجا داره که تعابیر مختلفه جالبه یعنی ده یازده تا روایت مضمونش یکیه ولی هر کدوم یه چیزی می گه این بچه ها هم اگه بشه یه کمی مدیریتشون کرد بله داره که د ل راس الحسین صلوات الله علیه دمشق علی قنات جالبه جاهاش هم مختلفه بعضیش مال دمشق بعضی مال کوفه ست هر جایی هم یه جوری ازش تعبیر شده حالا من عربی هاش رو کمتر می خونم که بیشتر به بحث برسیم و خسته نشن دوستان بفرمایید که سر مبارک امام حسین رو وارد دمشق کردن برای یک نیزه ای که حالا خب اینا روضه ست هر کدوم اگه بخواد بهش پرداخت کنه این سر وقتی وارد شد دقت بکنید تعابیر عجیبیست حالا من روایات رو می خونم بعد انشالله نکاتی که هست اونقدری که حالا به ذهنم برسه خدای متعال عنایت بکنه عرض می کنم این سر مبارک که بر نیزه بود عبور می کرد از کنار یه کسی در دمشق که اون آقا داشت سوره کهف رو می خوند این سر که رسید به اون شخص اونم رسید به این آیه امحان اصحاب الکهف و الرقیم کانوم من آیاتنا عجبا فکر کردی که اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما هستن اصحاب کهف رو خب دیدید سریالش همین شب ها پخش می کرد مجدد این چند نفری که بودن که حالا شش نفر هفت نفر هشت نفر چقدر بودن شخصیت های فوق العاده ای هم بودن که حالا داستانشون داستان مفصلی است یه اشاره ای امشب اگه توفیق بشه عرض می کنم ها به این ها می گن اصحاب کهف بحثه که اصحاب رقیب کیا هستن علامه طباطبایی می فرمایند که برخی گفتن که اینا یه طایفه اند که قرآن اسمشون نیاورده می فهمید نمی شه که قرآن دو تا طایفه رو اسم بیاره بعد یکی رو مفصل شرح بده یکی هیچ اشاره ای بهش نکنه نه این رقیب هم یه ربطی به همینا داره ولی ایشون مفصل ادله ای رو می آره در المیزان واقعا تفسیر سوره ی کهف یکی از بخش های اعجاب انگیزه تفسیر المیزان از جهات مختلف یعنی یکی از شاهکارهای علامه خود المیزان که شاهکار کلا شاهکار تو شاهکارش داستان اصحاب کهف یکی از شاهکارهای ویژه اون وقتیه که با خود قرآن کشف می کنه که این غار کدوم غاره از موقعیت جغرافیایی که قرآن حکایت می کنه که این زاویه نور چه شکلی می اومد وارد غار می شد گزینه های موجود چهار تا گزینه ست در مورد غاره اصحاب کف تک تک بررسی می کنه آخر با قرآن اثبات می کنه که اون غاریه که در اردنه که این یه شاهکار محسوب می شه این کار علامه در هنوزم بعد می فهمن که یه احتمال که رقیب اون روستایی بوده که این ها ازش رفتن یا اون روستایی بوده که اون غار اونجا بوده یا اینکه چون اسم این ها رو نوشته بودن یادداشت کرده بودن و خب اینا وقتی رفتن گم و گور شدن یه تعدادی یهو ناپدید شدن اسامی اینا یادداشت شده بود مرقوم شده بود رقیب شده بود از این جهت به اینا می گن اصحاب رقیب خلاصه هرچی که هست این اصحاب رقیب به اصحاب کف مرتبطه یکیان قرآن می فرماید خیال کردی که اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ماست پس اولا که این ها آیه خدا بودن اصحاب کهف و رقیم و تعجب برانگیز هم بودن ولی خدای متعال می فرماید که تعجب نداره که این آیه یه بحثی داره مربوط به قبل این در سوره معرکه ی کف شاید یه اشاره به این بکنم چون علامه نکته خیلی خوبی رو اونجا مطرح می کنه فعلا می خوام در مورد امام حسین عرض بکنم رابطه ی سوره ی کهف رو با ایشون بعد برسیم به نکاتش پس مبارک رو وارد دمشق کردن طرف داشت قرآن می خوند این سر که رسید به اون شخص اونم رسید به آیه سبب النصاب الکفه الرقیم کانم من آیاتنا عجبا اینجا داره که فن تق الله تعالی الراس خدا این سر مبارک رو به زبان آورد سر امام حسین حرف زد این واقعه به کرات نسبت به همین قضیه بیان شده یعنی اونقدریه که دیگه تقریبا می شه گفت جز واضحات که قطعا سر بریده امام حسین سخن گفتن یه وقتی آیت الله جوادی تو درس می فرمودند ای کاش طلبه ها وقت بذار روی همین موضوع یکی از موضوعات پژوهشی که باید کار بشه همین قضیه ست خودش قضیه عجیبیست این سر به سخن اومد فرمود امری اعجب من ام اصحاب الکهف و الرقیم داستان من از داستان اصحاب کهف و رقیب رقیب عجیب تره چرا عجیب تر عرض می کنم ایشالا دو سه تا بچه حالا به ذهن می رسه عرض می کنم این پس یکی که اون داشت تو کهف می خوند سر امام حسین رسید به این آیه او به اون آیه رسیده بود حضرت همون لحظه بهش رسیدم و فرمود اینی که داری می گی از منیات نا عجب و قضیه ی من که عجیب تر از اصحاب کهف و رقیه این یکی نقل دوم تفصیر نور الثقلین جلد سه صفحه دویست و چهل و سه اینجا داره که سر امام حسین رو در کوفه ببین چقدرا تعابیر متعدد و متنوع و عجیبه سر امام حسین در کوفه به صلیب کشیده بودن دیگه اینا روضه ست باید در وقت روضه گفته بشه ولی دیگه حالا ما امشب داریم می گیم به هر حال این ها اعاز امام حسین علیه السلام حقش ادا نمی شه اینجور گفتن و رد شدن چون به هر حال این ها مصیبت امام حسین علیه السلام ولی چون اون فضیلت رو باهاش کار داریم دیگه عبور می کنیم اینجا این سر مبارک رو آویزان کرده بودن در کوفه فتنه نه هر راس یهو دیدن این سر مبارک گلو صاف کرد تنم این حالت رو می گن تنم سر بریده ای که آویزان بر بالای در در بالای دیوار دیدن گلو صاف کرد صورت الکف شروع کرد سوره کهف خوندن از ابتدا سوره کهف رو خوندن تا رسید به این آیه انهم فتیه عن بر ربهم و ابناهم هی گفتن تا این آیه اینجا می گه که حتی اینم شنیده شده که گفتن ال اصحاب الکهف و الرقیم کانوم آیاتنا عجبا این آیه هم امام حسین خوندن پس این یکی نقل چی می گه اولا در کوفه ست اون یکی در شام بود دمشق بود اونجا امام حسین آیه رو نخوندن یکی دیگه خوند حضرت واکنش نشون دادن اینجا خود حضرت خوندن از کجا خوندن از اول سوره کهف تا اونایی این شد نقل دوم نقل سوم در دلایل الامامه طبری جلد یک صفحه یکصد و هشتاد و هشت ببینید چقدر اینا تعابیر عجیبیه از امام حسین کمتر این مسائل گفته می شه صدا حارث بن وکیله می گه که من جزو اون کسایی بودم که سر مبارک امام حسین رو حمل می کردن ثم یقرع صورت الکف شنیدم امام حسین سوره کهف می خونن ببینید چند بار این قضیه چند جا به چند اشکالی رخ داده شنیدم که ایشون سوره ی کف می خوندن می گه من خودم شک کردم که نکنه من دارم توهم زدم این از از سر بریده که صدا نمی آد گفتم این نغمه ابی عبدالله من دارم می شنوم به ذهنم اومد دقت بکنید که شک کردم که این مگه می شه سر قرآن بخونه یهو دیدم که سر بریده به من خطاب کرد ابن وکیه خصاب وکیله می گه حضرت به من فرمود پسر وکیله دقت بکنید اما علم تنا معشر الائمه احیا اندر ربنا نور وزق مگه نمی دونی ما اهل بیت زنده ایم پیش خدا رزق داریم می گه باز تو دلم گفتم که می گه تو دلم گفتم که این سری که این شکلیه انقدر عجیبه بدزدم ببرم به من خطاب کرد گفت یابم وکیه لیلک الاا کسبی نمی تونی این کار رو انجام بدی راهی به این کار نداری بعد فرمود اینی که خون من رو ریختن بزرگ تر بود پیش خدا از اینکه سر منو بر نیزه زدن دارن می چرخونن فضه فس فیعلمون رهاشون کن بعدا می فهمن اذ القل فی اعناقهم و لاسل ون این آیه هم امام حسین خطاب به این حارث بن وکیده خونده این شد نقل سومی که رابطه ی امام حسین با سوره مبارکه کهف نقل چهارم در مدینه و معجز الائمه جلد چهار صفحه صد و بیست و یک این یکم مفصل تره سهل بن حبیب شهر زوری می گه می گه که من اون سالی که قضیه کربلا شد می خواستم حج برم بیت الله الحرام برم رفتم کوفه اینا کمتر شنیده شده تو روضه هام کمتر خونده شده من خب عرض کردم هر کدوم یه روضه ایست مفصل رفتم کوفه دیدم که بازار تعطیله و دکاکین مغلقه دیدم این دکان ها رو بستن و دیدم مردم همه جمعن و تعداد زیادی ان حلقه حلقه ان یه تعدادی مخفیانه گریه می کنم یه تعدادی آشکارا می خندن تعابیر عجیبیه اومدم سراغ یه پیرمردی که تو اون جمعیت گفتم که پیرمرد چی شده می بینم که شما همه جمع شدید و اینجور ریختید بیرون عیدیه که من خبر ندارم مسلمونا عیدی دارن می گه دستم رو گرفت منو کشید یه طرف از مردم جدا کرد گفت ما لنا عید نه عید نیست دیدم زد زیر گریه یه اشک سوزناکی ریخت صدا گفتم به من بگو چی شده خدا رحمتت کنه گفت دوتا لشکرن به سبب کری دوتا لشکرند یه لشکر لشکر پیروزه یه لشکر لشکر شکست خورده حالا اون پیرمرد هم با فهم خودش داره می گه دیگه گفتم این لشکرها مال کی بوده گفت اون لشکری که پیروز بود لشکر ابن زیاد بود اون لشکری که شکست خورده بود لشکر حسین بن علی بود بعد یهو گفتش که دیگه حالا این تعابیر مقته واحه الطا یدخل علی راس الحسین آه از این داغ که سر حسین داره وارد می شه برای این شهر می گه هنوز حرفش تموم نشده بود دیدم صدای بوق می آد این شیپور دیدم صدای شیپور می آد و پرچم هایی که بلند کردن داره می آد جلو سر انداختم چشم انداختم دیدم یه لشکری رو دارن وارد کوفه می کنن وارد که شدن فلم من قضا دخول رو اینا که این لشکر که وارد کوفه شد دیدم صدای شیون بلندی داره می آد نگاه کردم دیدم و عدن به راس الحسین علیه السلام دیدم سر مبارکه امام حسین علیه السلام وارد شد قد اقبل علیهن طویل بر یک نیزه بلندی زدن و قد لاحت اره و این سبیل حضرت ه به حضرت دیدم که انگار خونیه و نوری داره از دهان او به آسمان می ره می گه اشک اشک گرفت منو بغضم ترکید همین که چشمم افتاد بغضم ترکید دیدم بعد از او خواهر او وارد شد حضرت زینب کبری که توصیف می کنه با چه اوضاعی حضرت زینب سلام الله علیها وارد شد که وقتی وارد شد گفت یا اهل الکوفه ننو الله صبای الحسین ما اسیر ما خانواده ی اسیر حسینیم غضوا ابصارکم ان الینا به ما نگاه نکنید عمات تحیون من الله و رسوله از خدا و پیغمبر حیا نمی کنید تنظرون الی حریم نبیهم به خانواده پیغمبر نگاه می کنید به حرم امیرالمومنین و فاطمه زهرا نگاه می کنید می گه دیدم مردم چشماشون رو انداختن پایین سهل بن حبیب می گه که این خانواده رو آوردن جلوی باب بنی خزیمه یک ساعتی از روز نگه داشتن این سر هم بر همین نیزه بلند بود این عبارت رو تا اینجا خوندم برای این تیکه اش فتلا صورت الکف دیدم این سر مبارک وسط این شلوغی در شهر کوفه این سری که بالای نیزه بود شروع کرد سوره کهف تا رسید به این آیه ام حسب اسحاب الکهف و الرقیم کانون آیاتنا عجب و این عقل چهارم از رابطه ی امام حسین علیه السلام سهل بن حبیب می گه من این رو که دیدم گریه کردم گفتم اینکه از داستان اصحاب کهف عجیب تره این کاری که تو سر بریده بالای نیزه قرآن بخونه می گه این رو که دیدم غش کردم وقتی به هوش اومدم فهمیدم این سر مبارک کل سوره کهف رو تا آخر خونده بهم گفتن تو که غش کرده بودی این سر این سوره رو تا آخر خوند صدا و می گه که این سر رو اونجا بردن مجلس عبیدالله حالا ادامه داره بقیه اش هم مقتل ولی چون مرتبط با بحث می خونم چون اینا کمتر گفته شده می گه که بعضی از اون کسانی که اونجا تو اون مجلس بودم برای من تعریف کردن که دیدیم یه آتشی از قصر بیرون زد و عبیدالله ترسید از اون مجلس زد بیرون رفت تو یکی از این خونه ها و این آتش گر گرفت اومد بالا و تکلم الراس به صوت فصیح دیدیم این سر مبارک با صوت فصیح و لسان تلق با یک زبان باز همین سر مبارک این سر بریده دوباره سخن گفت چی گفت همون جوری که عبیدالله شنید همه کسانی که در قصر بودن شنیدن امام حسین خطاب کرد به عبیدالله فرمود الی عینه طرب یا نه این آ ملعون کجا فرار می کنی اگه آتیش دنیا نگیردت آتیش آخرت که از عاجز نیست که بگیرتت اینجا نسوزی آخرت می سوزی و مسواک یوم القیامه قیامت تو جات آتیشه جهنمه می گه این رو که کشیدن اینا غذای عجیبیه کمتر گفته می شه می گه هر کی تو اون مجلس بود در اثر شنیدن صدای امام حسین به زانو افتادن و به سجده افتادن از این آتش و از این قضیه که این آتشی که یهو گرفت و این جمله ای که امام حسین بعدش فرمود فلت علی رئوس هند با دست به سر می کوبیدن این صحنه رو که دیدن صدا بالا گرفت و این سر ساکت شد عبیدالله که فرار کرده بود برگشت به مجلس و دستور داد این قضیه که شنیدی مال اینجا بوده حالا من عذر می خوام این شب میلاد دارم عرض می کنم این رو می گه دستور داد که این سر رو برگردونن بیارنش سر رو آوردن جلوش ف و و یدی وهوی تن من الذه من الذهب در یک کشتی از طلا این سر مبارک رو آوردن برای عبیدالله و جعل رب غیب بن فی یده چرا امام حسین باهاش اینجوری حرف زده بود شروع کرد با این چوب به این لب و دندان کوبیدن صدا به این دندان ها می زد به این لب می زد اینجا بود یکی از این مردم پاشد گفتش که انقدر به این لب و دندان نکوبون ان رایت رسول الله یلف مهی و تزع زیرک من پیغمبر رو دیدم این لبه ها رو می بوسید صدا اونم جواب داد یومان به یوم بدرن این انتقام روز بدر اینا خیلی تعابیر عجیبیست که چون معمولا تو مقطه نمی شه این ها رو گفت و شرح داد عبیدالله داره می گه ما انتقام بد رو گرفتیم خیلی عجیبه مگه بدر چی بود جنگ پیغمبر بود با مشرکین قریش با آل ابوسفیان اینا سفیانیان دیگه داره می گه ما انتقامه آل ابوسفیان رو گرفتیم کشته های آل ابوسفیان در جنگ بدر رو انتقامش رو اینجا گرفتیم از امام حسین می خواست دستور بده که این سر رو بلندی بزنن تو شهر اینجا تعبیر آخرش عجیب وخشی ان الله علیه به کلام آخر ترسید دوباره این سر سخنی بگه این رسوا بشه خیلی چیز عجیبی پس این سخن گفتن امام حسین جزو واضحاته سخن گفتن سر مبارک امام حسین جزو واضحاته و اینکه حضرت سوره کهف رو خوندن یا کلش رو یا اون بخش مربوط به اصحاب کفش رو اینم تقریبا جزو باز من تا به حال چهار تا نقل رو عرض کردم بازم هست می گم چون اینا مهمه نقل پنجم همه ی این کتاب ها هم کتابای معتبره همه ی اینایی که براتون دارم عرض می کنم منابع اصلی روایات و مقتل و تاریخ ماست الصراط المستقیم جلد دو صفحه صد و هفتاد و نه می گه یه مردی کنار سر امام حسین در دمشق این آیه رو خوند دیگه کل سوره کهف رو نداره همین یه آیه امح ان اصحاب الکهف و الرقیم کانم من آیاتنا عجبا اینجا خدا این سر رو به زبان آورد با زبان عربی حضرت فرمود اعجب من اهل الکهف قتلی و حملی عجیب تر از داستان اهل کهف اینه که منو کشتن و منو جابه جا کردن این سر مبارک رو آوردن اینم شد نقل پنجم نقل ششم اینه منهال ابن امر می گه که خدا رو قسم می خورم خودم با چشم خودم دیدم که وقتی این سر رو می بردن من در دمشق بودم دیدم یه مردی کنار این سر شروع کرد سوره کهف خوندن به آیه امسب النصاب الکفه الرقیم که رسید این سر مبارک خطاب کرد اعجب من اصحاب الکهف قتلی و حملی عجیب تر از داستان کف قتل من و حمل منه نقل هفتم در اثبات الهدی جلد چهار صفحه پنجاه و دو داشته باشید اینا مهمه می گه که امام حسین سر امام حسین علیم وقتی گذاشتن این سر رو بر نیزه قرعه صورت الکف حتی ه ها کل سوره کهف رو روی نیزه خوند تا آخر نقل بعدی در مناقب ابن شهر آشوب جلد چهار صفحه شصت و یک می گه که وقتی این سر رو بر درخت آویزان کردن تعابیر عجیبی ست دیگه این سر رو بر درخت زدن سم امن از امام حسین این آیه شنیده شد وسیعلم الین اولم ای منقلب ینقلبون دیدن امام حسین این آیه رو خوندن و شنیده شد که ایشون فرمود لا قوه الا بالله این سر این رو فرمود و شنیده شد که فرمود ان اصحاب الکهف و الرقیم کانون من آیاتنا عجبا که زید بن ارغم وقتی این رو شنید گفت اموک اعجب ابن رسول الله داستان تو که عجیب تر از داستان اصحاب کهف پسر پیغمبر اینم یه نقل دیگه نقل آخر هم عرض بکنم در الصاق فی المناقب جلد یک صفحه سیصد و سی و سه منه منهال ابن عبدابن امر می گه که من خودم شنیدم که این سر بر نیزه بود قرآن می خوند با زبان باز و روشن یعنی جور که همه می فهمیدن هر کی بود می شنید این صدا رو سوره کهف رو خوند تا به این آیه رسید النصح سب الصحاب الکفه الرقیم کان من آیاتنا عجبا یه کسی اینجا خطاب به امام حسین گفت گفت و راک الله اعجب یابن رسول الله من العجب سر تو پسر پیغمبر به خدا عجیب تر از اون داستان هاست این حول و حوش ده تا نقل بود که همش دلالت بر این داشت سر مبارک امام حسین بالای نیزه بعد از شهادت سوله کهف رو قرائت کردن و داستان اصحاب کهف رو گفتن خب ببینیم حالا چی از این فهمیده می شه چند تا نکته ای که باید بهش توجه کرد داستان اصحاب کف عجیب بودنش به چی بود عزیزان رو خاطرشون مکدر کردیم شب عید ببخشید دیگه لازم بود روایات خونده بشه که این نکات معرفتی ازش فهمیده بشه داستان اعصاب کف عجیب بودنش به این بود که خدای متعال قواعد عالم فیزیک رو قواعد عالم ماده رو ریخت به هم آقا خیلی چیز عجیبیه آدمیزاد چند ساعت آب نخوره چند روز آب نخوره می می ره چند روز غذا نخوره می می ره آدمیزاد تخلی داره سرویس بهداشتی باید بره دستشویی باید بره نجاست تو بدن آدم بمونه تخلیه نشه چند روز بمونه تعفن می کنه آدم می میره آدم غذا می خواد اصلا خود این خوابیدن گردش خون رو آسیب می زنه بعد اینا حمام می خوان اینا نظافت لازم دارن با مسیر طبیعی این ریش آدم دربیاد سیصد سال یه کسی ریشش رو سیصد سال نزنه چی می شه موی سرش رو سیصد سال نزنه چی می شه اینا خیلی اتفاقات عجیبی ست و همین جور شما رو همه این مسائل فکر بکنید تابستون دیدن زمستون دیدن هوای گرم بوده زمستون هوای سرد بوده اونم سر کوه ارتفاعه دیگه تو زمستون برف بیاد هوا سرد باشه شما همون یه لباسی که تنته احساس سرما نکنی از سرما هم بیدار نشی از گرما هم بیدار نشی از پشه هم بیدار نشی از گشنگی بیدار نشی اون سگی هم که جلوی در بوده سیصد و نه سال بخوابه جلوی در اونم با همون حالت آماده باش و کلبم بازتون ای که اگه کسی از بیرون نگاه کرد احساس کنی یه سگ جلو در فرمود من رعب انداختم این بحث رو بحث مفصل و مهمیه حالا باید در موردش صحبت بشه که اگر اینا رو نگاه کنی تو هم رعب می گیره این غار یه جوری بود که هرکی می خواست از بیرون بیاد رعب همه وجودش رو پر می کرد که اینم به امام حسین علیه السلام مرتبطه قضایایی داره گودال قتلگاه این قتلگاه فعلی که هست قضایای عجیبی ازش هست از رعبی که تو تاریخ نقل شده که دیگه کسی جرئت نکرده این حرمی که الان موجوده سمتی که گودال قتلگاه قبر اصلیه بخونید داستان های عجیبی داره اینایی که می خواستن برن یا از وحشت فرار می کردن برمی گشتن یا همونجا سکته می کردن می مردن در طول تاریخ بعد از اینکه این حرم ساخته شد و قبر امام حسین تبدیل به بارگاه شد کسی جرئت نکرده سمت قبر اصلی اون گودال اصلی حرکت بکنه رعبی که خدا قرار داده نسبت به این قبر اصلی در مورد اصحاب کهف هم خدا رع قرار داد رعب عجیبی کسی جرئت نمی کرد اصلا به اینجا نگاه کنه نزدیک بشه این سگ هم با حالت آماده باش سیصد سال یه سگ تو حالت آماده باش بشینه عج سگ اصحاب کفش چند روزی پی نیکان گرفت و مردم شد این اثر روح اون ها بود که نفس اون ها و شاکله اون ها بود که اثر گذاشت مجاورت اینا مجاورت با اولیا الهی سگ هم که باشه از رحمتی که بر اون ها جاری می شه چون آیا نگفته بود به سگتون هم یعنی چ لکم من رحمته نگفته بود به سگتون هم رحمت می دم گفته بود به شماها رحمت می دم ولی این چون کنار اونا بود به اونا که رحمت دادن به اینم رسید خیلی نکته داره داستان کهف و اصحاب کهف سوره کف خودش از عجایب قرآنه حالا امام حسین دست میه رو این آیه و این سوره ی عجیب برای بیان عجایب مربوط به داستان خودش اینا اینجور مورد عنایت خدا واقع شدن خدا قواعد عالم ماده و فیزیک رو ریخت به هم برای اینا ساختار معده و روده و مری و شش و سرما و گرما و تابستون و زمستون و گردش خون و آب و تخلی و همه چی عوض شد وقتی بیدار شدن یکیشون گفت چقدر خوابیدیم گفت که نصف روز اون یکی گفت نه من احساس می کنم یه روز شد خوابیدیم خیلی خوابیدیم یه روز شد یکیشون که احساس می کرد خیلی خوابیدن گفت آقا فکر می کنم خیلی خب یه روز شد بعد اومدن بیرون اون قیا کیان پول رو آوردن تو شهر و آقا سیصد سال شوخی نیست حالا شوخی می کردن تو این اعتکاف می گفتن اینا رفتن برگشتن اصحاب کهف قیمت ها همون جوری شد اومدن بیرون دیدن که آقا روغن چهار برابر شده سه برابر شده و اینا تو ایران شما سه روز هم که اعتکاف باشی خودش به اندازه سیصد ساله اعصاب کفش کار می کنه سیصد سال شما الان سیصد و نه سال پیش الان رو تصور کنید همین صد سال اخیر این خانواده ملعون پهلوی چه ها که نکردن با ما یعنی ما همین صد سال اخیر با اینا چیا که ندیدیم یه بیست و چهار ساعتش سه هزارتا کشته بود اونم سس خرسی شون بود اصل کاریشون نبود تازه رضاشاه چیکار کرد مجالس رو تعطیل کرد هیئت ها رو تعطیل کرد چادرها رو برداشت عمامه ها رو برداشت محمدرضا چیکارا کرد بهائیتی که پا گرفت تو این مملکت ش مال صد ساله صد سال قبلش قاجار امیرکبیر ناصرالدین شاه اتفاقات عجیب اول دوران ناصرالدین شاه آخر دوران ناصرالدین شاه فتوای تنباکو اینا همش تازه همش می شه دویست سال صد سال عقب تر برید اینا می شه سیصد سال اینا یه چرت زدن پاشدن سه قرن گذشته بود می شه مگه می گه ولایت و رحمت من اگه بخوره من اینجور قواعد عالم فیزیک و ماده رو برای تو تغییر می دم امام حسین فرمود داستان من که عجیب تر از داستان اصحاب کهف خدا برای اینا یه چند صباحی وجوه عجیب تر بودن داستان امام حسین نسبت به اصحاب کف این چندتاست که به ذهن می رسه یک یه چند روزی قواعد فیزیک برای اصحاب کهف به هم ریخت اونم در حد خواب برای امام حسین تا ابد قواعد عالم فیزیک به هم ریخته هر خاکی رو بخوری حرام خاک او رو می خوری شفا می گیری هر سفری میری نماز شکسته ات کمر قبر رو بری می تونی نماز رو کامل بخونی و همین جور رو همین رو اگه بخوای شما محاسبه بکنی صدها و هزاران مورد می شه ایام زیارت او جز ایام عمر شما جز اجل شما محسوب نمی شه یعنی تقسیم عمر برای شما که کردن تو اون لوحی که روزهای عمرت رو نوشتن بیرون اون لوح روزهای کربلایی که می ریز زیارت که می ری نوشتن این رو روزای اشانتیون خدا بهت داده مهمون خدایی قواعد فیزیک اینجوری بهم بریزه عجیب تره یا اونکه بخوابی سیصد سال بعد بلند شی اینکه زنده باشی و جزو عمرت محسوب نشه عجیب نیست این عجیب تره یا بخوابی بعد از سیصد سال پاشی کدومش عجیب تره تازه اونم نه برای خودش برای تویی که ظاهر اونی کدومش عجیب تره داستان امام حسین عجیب تره یا اعصاب کف اون که بخوابی پاشی داستانت عالم رو بگیره عجیب تره یا اینکه سر بریده تو گلویی که بنده به شش و قلب و رگ و اینا نیست سوره بخونه سوره کهف بخونه کدومش عجیب تره بعد تازه اصلا حقیقت کهف خود امام حسین الکف الحصین اونا پناه پناه به کهف بردن کی اون کف رو کف کرده بود کی اون کف رو کف کرده بود چی اونجا رو انقدر امان کرده بود فرمود اونجا بیاید فووا علی الکف اینجا که پناه آوردید خدا از رحمتش بر شما جاری می کنه و سریع آقای قاضی فرمود اون حقیقتی که به من نشون دادن چی بود فهمیدم رحمه الله الواسعه در این عالم امام حسینه که امشب شب میلادشه و باب این رحمت قمر بنی هاشمه که فردا شبش شب میلادش اون رحمتی که بر این ها جاری شد خود اون رحمت اورجینال اون رحمت امام حسینه اون کفی که این ها رفتن اون روح امام حسین این کهف رو کرده کهف اینجا رو کرده پناهگاه اینجا رو امان قرار داده تا ابد هم همینه تا ابد کهف عالم و آدم و تاریخ امام حسینه یه چند کلمه درمورد این می خوام صحبت بکنم این روزهایی که گذشت اتفاقات تلخی رخ داد حالا در مورد این از قضای که این ایام گذشت حرف زیاده مسئله ای که هست اینه پناه بردن به کهف تو آشوب تو گرفتاری در بلا در طوفان ما که می خوایم دیگه اون د اقیانوس زمان اصحاب کهف این ها رو می کشت کسی اظهار ایمان اگر می کرد پدرش رو در می آوردن جرئت نداشت اینا قیام کردن گفتن ربنا ربان الله آیات معروف قیام کردن که حالا شش تاشون ظاهرا جزو مشاورین اقیانوس بودن تو دربار بودن یهو تو مجلسی که مجلس دربار بود اینا پاشدن اعلام کردن قبلش البته تقیه می کردن یه جایی برداشتن اعلام کردن که آقا ما از ربوبیت طاغوت دراومدیم دیگه قبولت نداریم ببینید ما گاهی مسائل رو چپه نقل می کنیم و گاهی بقیه چپه نقل می کنن ما هم چپه می شنویم و همونجوری فکرمون رو می بافیم می آیم جلو این قضایایی که امروز داره رخ می ده ماجراش اینه یه جور دیگه تفسیر نشه این قضایا مثلا فکر می کنیم آقا یه جمهوری اسلامیه بعد حکومت های مثلا حالا حکومت های قبلی خوب بود بد بود این هم یه ادعایی داشتن اومدن کار رو دست گرفتن و اینا هم نتونستن دیگه بالاخره اینا باید برن دیگه این داستان این نیست داستان اینه که ما در طول تاریخ زیر یوغ بودیم زیر عبودیت بودیم زیر چنگ طاغوت بودیم یه جایی قیام کردیم مثل اصحاب کهف گفتیم دیگه نمی خوایم به شماها آره بگیم دیگه نمی خوایم تسلیم شما باشیم می خوایم نه بگیم اون جوونایی که اون روز پاشدن جالبه که قرآن حتی برای اینا رهبر هم نگفته عجیبه این آیات اگه خوب تحلیل بشه به نکات فوق العاده ای می رسه یعنی برای قیام در برابر طاغوت حتی لازم نیست شما رهبر هم داشته باشید که بعد برسه به این حرف مفتی که یه عده می گن در زمان غیبت و نبود معصوم و این ها قیام لازم نیست اینا چی پس این چی بود اینم زمان غیبت بود معصومشون کو پیغمبرشون کو اینا رو قیام کردن اینکه قرآن داره می گه مگه رهبر معصوم داشتن اصحاب کف که قیام کردن بعد قیامشون مگه قدرت داشتن قیامشون به چی بود فرار کردن به کهف پناه بردن داستان اعصاب کف اصلا چیه داستانش اینه که تو حتی اگه تو این شرایط هم باشی باز مامور به قیامی باز مامور به تقابل با طاغوتی هیچ جا رو نداشتی باید به کوه پناه ببری و من نصرتی که به تو می رسونم اینه که اینجا برات تو رحمت جاری می شه و اونا همه می رن و تو می مونی این شماها برقرارید شما آیه ی منید من آیاتنا عجبا شما آیه ی الهی می شید بعد ضد ناهم هدی می شید هدایت می دم و هی بیشتر می کنم رشا بهتون می دم ایمانتون رو افزایش می دم شما رو برقرار می کنم شما رو پیروز می کنم پیروزی رو بهتون می چشمشونم اونقدری نگهتون می دارم برگردید از عجایب داستان اعصاب کف یکیش اینه که برخی مفسرین می گن که اینا وقتی اومدن دیدن که آقا شهر عوض شده دوباره برگشتن تو کهف مردن به خدایا سیصد سال اینا رو نگه داشتی ده دقیقه اومدن فهمیدن وضع شهر چیه دوباره برگشتن تو کف تموم شد خدا انقدر این رو نگه داشت که بهشون نشون بده دیدی همه رفتن دیدید اسم شما همه جا رو گرفت شما اصحاب رقیب شدید شماها موندید برقرار شدید تو تاریخ حرف شما همه جا رو گرفت سیصد سال بعد چند نسل بعد شما الان تو خیابون ها که می رید حرف از شماهاست حرف از اقیانوس نیست سیصد سال بعد کسی ترامپ نمی شناسه تو این عالم ترامپ خر کیه سگ کیه چه برسه به سس خرسی چون سیصد سال بعد کسی باورش نمی شه اینا بودن نتانیاهو کی بوده عده ای الان از ترس اینا می لرزن به خودشون می ترسن تسلیم اند و نوکرند و پا می بوسند و ترامپ گفت کجا رو باید ببوسن این داستان قرآنه این منطق قرآنه این منطق امام حسینه این حقیقت کهفه اون آسیبی که اینا ازش پناه بردن چی بود این جمله رو دقت بکنید گلت اصل بحثی که امشب می خواستم عرض بکنم این چند جمله است شما از یه چیزی به یه چیزی پناه می برید درسته اهل بیت پناهگاهن خیلی خب کهن حالا اینکه کهن یعنی چی جای بحث داره شما به پناهگاه که پناه می برید از یه چیزی پناه می برید این اصحاب کهف از چی پناه بردن به این غار به این کف از فشار اقتصادی از دلار یکصد و پنجاه تومنی از روغن گرون از نفت بنزین اون آسیب اصلی چیه که فوق همه این آسیب هاست اینا خیلی بحث های مهمیه ببین اصلا در مقام توجیه این کثافت کاری ها و سو مدیریت ها و اینا نیستا این بحث روشنه واضح موضع ما هم نسبت به دولت و مسئولین اینا واضح الحمدلله اینکه حالا یه کسی یه غلطی می کنه از سو مدیریتش قیمت ها این جور می شه مشکلات اقتصادی پیش می آد خدا لعنتش کنه خدا ورش داره و خدا کمک کنه که بشه اینا رو اصلاح کرد اون یه بحث دیگه ست اونم بده اونم زشته ولی مسئله اینه آسیب چیه خود امام حسین آسیب براش چی بود جالب اینه که امام حسین از اون آسیب وقتی به کهف حقیقی پناه برد این پناه بردنش به کهف این شد که تشنه ش کردن آب رو به روش بستن محاصره ش کردن مش کردن یعنی نه تنها از این آسیب ها فرار نکرد بلکه به این آسیب ها پناه آورد این نکته اصلی بحثه امام حسین به تشنگی پناه آورد برای فرار از اون آسیب ما گاهی با تشنگی پناه می بریم به طاغوت چون تشنه شدیم و کاملا هم منطقیه این حرف دیگه آقا تا اینجاش دیگه ببین چی شدیم چقدر دیگه باید بگذره که ما مسیرمون عوض بشه این حرفایی که تو این رسانه ها می بینید معمولا هم یه طیف کثیفیه حروم لقمه هایی که چهل سال مثل زالو مکیدن این مملکت و نظام و مدیریت ها رو معمولا هم اینا حرف می زنن این خیلی عجیبه برگشته می گه اون روزی که ترامپ اون چین آبه رو فرستاد این حرف خیلی رایج این چند وقت زیاد شنیدم من همین الان هم قبل جلسه دوباره دیدم یکی از این سرانه جریان غرب گرا گفته بود اون روزی که شینزو آبه رو فرستاد که دلار مثلا چه می دونم هیجده تومن بود خب همون روز حل می کردید مسئله رو ترامپ هم اومده بود که قضیه رو حل بکنه و شما مثلا بهش گفتی من این چیز رو نمی گیرم خب الان چی شد الان خوب شد دلار یکصد و پنجاه تومن شد اون روز داشت حل می شد این اصلا نفهمیدن قضیه ست پناه بردن به طاغوت بعد این احمق فکر می کنه البته احتمالا این هم بدونن مثلا فکر می کنه که ترامپ راضی می شه به اینکه شماها بمونید و باشید و جمهوری اسلامی باشید و حالا مثلا یه دو تا چیز رو فقط همین برد موشکت کمتر باشه دیگه قضیه حل می شه انقدر قضایا ساده است خب این داستان گرینلند و چمی دونم کانادا و اینا چیه اونا برد موشک شون اونا مرگ بر اسرائیل شون کجا بوده ونزوئلا داستانش بود حالا ونزوئلا یه خطری برای آمریکا داشت این گرینلند داستانش چیه کانادا چیکار کرده می گه خلیج مکزیک این خلیج مکزیک و اسمش رو بذاریم خلیج ترامپ اصلا آدم خندش می گیره یعنی این حرفا رو تو این دوره زمونه شنیدن انقدر واضح آقا باطل انقدر عریان طاغوت انقدر عریان فکر نمی کنم در طول تاریخ انقدر قضیه عریان و شفاف بوده باشه شصت هزار نفر رو تیکه تیکه کرده در غزه بعد دوازده روز شما رو هم تیکه تیکه کرده بعد بهت می گه که بیا بهت پناه بدم سه هزار نفر هم تو بیست و چهار ساعت تیکه تیکه کرده و چقدر باید باید آدم خر باشه احمق باشه که واقعا به این پناه ببره این داستان امام حسینه پناهگاه رو داره بهت نشون می ده آسیب رو داره بهت نشون می ده آسیب چیه این آیات قرآن اینکه قرآن غریبه ایناست معارف قرآن غریبه داستان مومن آل فرعون رو وقتی قرآن نقل می کنه می فرماید مومن آل فرعون گفت اف و امری الی الله من خودمو به خدا می سپارم خودش رو به من سپرد منم از شهر نگهش داشتم خب من از شما سوال می کنم مومن آل فرعون خودش رو به خدا سپرد خدا از چه شری نگهش داشت گرفتن به بدترین وضع کشتنش مومن آل فرقان به من سپرد منم نگهش داشتم چجوری نگه داشت از اینکه بخواد زیر بار طاغوت بره تو ولایت طاغوت بره به این ها کشیده بشه از این نگهش داشتم آسیب اینه مگه آسیب به آب و نون و روغن و بنزین و ایناست اونم البته خدا لعنتش کنه هر کی به اینا آسیب می زنه البته اونم گاهی آسیب به اون آسیب به دین مردم اعتقادات مردم هم هست بله اون سر جاش ولی من تو ارزیابی برای خودم که می خوام پناه ببرم اول باید آسیب رو بشناسم آسیب چیه آسیب زننده کیه اون جایی که من از این آسیب در امانم کجاست تا این آسیب فهمیده نشه آدم نمی فهمه از کی به کی باید پناه ببره اگه به آب و نون باشه که اتفاقا معمولا دور فرعون و معاویه و اینا به حسب ظاهر که اوضاع بهتره اثر ظاهر البته همون هم می بینید آخرش چه می کنه وقتی که لازمه این نمونه ها دیگه همین قزافی که حالا جلوی چشمه و از این قبیل زیاده سر وقتش که دیگه نمی صرفه و گفت این گاو شیرده ماست تا وقتی شیر می ده که استفاده می کنیم هر وقتی که شیر نداشته ذبحش می کنیم از این شفاف تر مگه می شه حرف زد اینه حالا اون احمقی که به این پناه آورده چقدر اینا هزینه کرده بودن که آمریکا اون روز خطر از این ها دفاع کنه این هواپیمایی که داد به ترامپ و این مخارجی که داد دختراشم ردیف کرد که این می خواست سوار هواپیما بشه تو راه واس سر بچرخونن دوره نمی دونم کجا بهش داد و ساعت چی چی دادن و هواپیمای چی چی دادن اینا برای چی بود که اون روزی که می خواد به من آسیب وارد بشه آقا جونم عزیزم قربونت بشم حواست به من باشه ها کلا یه نفر تو این تاریخ این قطر این بغل ما یه بار کلا بهش حمله نظامی شده اونم خود آمریکا و اسرائیل با هم بهش حمله کردن دارم خنده اش می گم و اینا جلوی چشم ماست من آیاتنا عجبا می بینیم و حالیمون نمی شه خیلی عجیبه این همه هزینه کرده که این ازش نه اینکه این کاری باهاش نکرد اون روزی که خطر بهش وارد شده کاری نکرد اصلا یه بار خطر کلا بهش رسیده اونم دست نشانده و نیروی نیابتی آمریکا تو منطقه اسرائیل بوده که زده باز سلاح ها و تجهیزات آمریکایی یعنی اینور این همه خرج کرده که با سلاح آمریکایی پدافند که محافظت کنه اونور با سلاح آمریکایی زدنش شما هر جا این رو بگی بهت پناهندگی می دن نه انقدر ماجرا طنزه بعد یه عده راه حل با همه این مسائل می گن راه حل چیه باید با ترامپ قضیه رو حل کنیم می بینه اینا رو آسیب خود ترامپه آسیب ولایت طاغوته آسیب اون چیزیه که ترامپ در ازای محافظت از شما از شما می خواد و کاریه که نمی کنه برات بعد از این نه محافظت می کنه نه وعده ای که داده رو انجام می ده نه دل برای تو می سوزونه نه منفعت تو براش مهمه نه خودت رو اصلا به رسمیت می شناسه گنده تر از تو با سوابق درخشان رو به رسمیت نمی شناسه مگه شاه از اینجا فرار کرد اون جملات فرح عکس انور سادات رو نشون می ده می گه اون روزی که همه درا به رو بسته و هیچکی ما رو آدم حساب نمی کردیم آقاجونمون بود انور سادات شد آقاجون اینا اونم چرا چون راه داد اینا اینجا بمیرن انور سادات لطفی که کرد این بود که اجازه داد محمدرضا اینجا بمیره یعنی هیچکی هیچ جا اجازه نمی داد که محمدرضا توی کشور اینا بمیره این ولایت طاغوته طاغوت مگه چیزی به شما می ده از این پناه بردن به اون نقطه ای که در امان نگهت می داره کشته هم بشی در امانی تو می مونی حرف تو می مونه تو به این سر بریده ای که شهر به شهر چرخونده می شه نگاه نکن چهار روز دیگه می فهمی کی می مونه شما امروز دنیا رو نگاه کنید تازه اول داستانه حالا فردا نکاتی تو این زمینه حالا تو یه جلسه بیشتر عرض می کنم که اساسا فرآیند ظهور تولیتش و مدیریتش و رهبریش با امام حسین علیه السلام واسه همین امام زمان خودشون رو با امام حسین معرفی می کنن اول ظهور اونی که عالم رو به شور می آره تحول ایجاد می کنه انقلاب می کنه و انقلاب رو تحویل امام زمان می ده امام حسین تو همین مختصات ظاهریش هم که نگاه کنید قضیه سفیانی و این ها که تو منطقه رقم می خوره اونی که این جماعت شیعه رو همدل می کنه هماهنگ می کنه نگ می کنه بی تاب می کنه سوق می ده برای اینکه برن کار صوفیانی رو تمام کنن چیه وقتی که سفیانی می آد تو این حریم وارد نجف می شه که حالا از بعضی اوات فهمیده می شه که قصد هتک داره بلکه یه کارایی هم می کنه در نجف در کربلا این اون چیزیه که خون شیعه رو به جوش می آره حرم امام حسین قبر امام حسین زیارت امام حسین این یه مهندسی پشتشه یه مدیریتی پشتشه شما فکر می کنید این روایتی که در مورد زیارت امام حسین گفتن همینجوری اهل بیت یه چیزی گفتم حالا بالاخره خوبه شیرین قشنگ باحاله برید کربلا برید این ثوابی که خدا برای این قرار داده برای چیه نظام ثواب خدا مبتنی بر مصلحته خدا که الکی برای یه کاری دوز ثواب رو بالا نمی بره اون زیارتی که حالا نسبت به بقیه کارا آقا من برم چاه بکنم بیل بزنم که خیلی بیشتر به درد مردم می خوره هی به ما گفتن آقا نیمه شعبان کربلا سوم شعبان کربلا شب جمعه کربلا عرفه کربلا ماه رمضون کربلا شب قدر کربلا ما همه کار رو تعطیل کنیم ما بریم بیلی بزنیم کلنگی بزنیم ما چه فایده ای داره بعد می گی شما یه کربلا شب عاشورا باشی اصلا خود جزو هفتاد و دو تن شهدای کربلا اسمت رو نوشتن کانمن استش دم الحسین علیه السلام ثواب کسی که شب عاشورا کربلا ثواب کسی که با امام حسین به شهادت رسید این بذل و بخشش برای چیه برای اینکه شما رو امام حسین نگه می داره کهف شما اینه و امام حسین بین شما زنده نمی مونه مگر اینکه زیارتش روضه ش مجلسش برقرار باشه هیئتش باشه چرا اینا حسینیه آتیش زدن با حسینیه چیکار دارن می دونه شیطانه می فهمه می فهمه کجا رو باید بزنه می فهمه از کجا داره می خوره مسجد حالا ما قدر مساجد مون رو نمی دونیم حالا چهار تا پیرمرد بندگان خدا اتوبوسی نشستن یه نمازی بخونن خودشونم اتوماتیک دارن هر هفته کمتر می شن دیگه حالا مسجدی که آتیش زدن نداره شما یه بودجه ای بریز که این مسجد برقرار بشه خودش به اندازه صد جا کار ضد فرهنگی می کنه برات مسجد دیگه نه موضع سیاسی داره نه گره کسی رو باز می کنه نه جوونی توش می آد البته اونا فکر می کنن با همچین مساجدی کار نداشتن قاعدتا مسیری که فعاله به درد بخوره حسینیه روضه مداح پرچم هیئت حرم البته این فعلا روزهای خوش قضیه بود و هست چون فرمود به اسم سر می برند فعلا به اسم سر نبریدن بسیجی سر بریدن ضدانقلاب خود رضا پهلوی کیس سفیانی چون اسمش رضاه به اسم سفیانی سر می کنید آقای بهجت زیاد می فرمود و اون سفیانی به اسم سر می باره می گه بابا گناه من چی اسم منو این گذاشتن اصلا این اسم نباید باشه این اسم باید از تو عالم محو بشه صدا گاهی به ما می گن این حرفایی که می زنی مردم رو می ترسونی حالا خنده دار اینه که هرچی ترسونیم هم که می شه هرچی می ترسونیم شیش ماه بعد هم می شه صدا اینکه حالا هیچی مسئله ترسوندن نیست مسئله آماده شدنه مسئله اینه که شما تا اونجا بهت آسیب می رسه همه این آسیب ها رو باید تحمل کنید چون این ها هزینه های ماندن در این کفه این نکته اصلیه این نیست که شما وقتی بنزین گرون شد شک بکنید تو حقانیت این انقلاب ما تو این کهف قرار گرفتیم ما چاره ای نداریم ما زیر این پرچم جمع شدیم جمهوری اسلامی تنها کهف در این هستی امروز روی این کره زمین هیچ کهف دیگه تو این عالم نیست دور تا دورش طاغوته اینجا بودی می مونی ولی اینکه خدا اینجا چجور نگهت می داره اونجا هتل شش ستاره نیست اون کهف با خواب نگهت می داره با سیصد سال خوابوندن می بینید خدا چه شکلی نظام و مملکت رو نگه داشته دیگه اصلا عجیبه خدا گاهی اینجا رو با بنی صدر نگه داشته گاهی با حسن روحانی نگه داشته می گفت رئیس جمهور فرانسه احمق نمی فهمید چی داره می گه می گفت رئیس جمهور فرانسه به من گفت ما می خواستیم به ایران حمله کنیم تو رای آوردی دیگه حمله نکرد اون می دونه که صد تا هایسون خود حسن روحانی همونقدر هم آسیب می زنه بلکه بیشتر اسرائیل دوازده روز هزار تا رو کشت داخلی ها تو دو شب بلکه چهار ساعت تقریبا سه هزار تا کشته داخلی بیشتر آسیب می زنه از تو خودت بیشتر آسیب می زنی ولی خدا با همینا نگهت می داره تو دولت اصلاحات که وقتی رای آورد گفتن کار جمهوری اسلامی تمام شد ما اونجا موشکی شدیم با بودجه دولت خاتمی موشکی شدیم اینا خیلی توش حرفه اینا رو صد بار باید گفت اینا من آیات ناجیه خدا تو این حصار قرار می ده که اون دشمنه دلش گرم می شه می گه کار اینا تمومه خود اینا کار اینا رو می سازه بعد خود اینا یه نقاط ضعفی توشونه یه ملاحظاتی توشونه گاهی بالاخره خداست دیگه دل ها رو دست می گیره همین دولت فعلی هم به هر حال قضایایی هست که فعلا نمی شه بهش پرداخت که به هر حال باید وحدت رو حفظ کرد بعدها در موردش راحت تر می شه صحبت کرد که تو محاسبات نیست یهو یه اتفاقاتی می افته تو محاسبات اون کسی که روی این تیر حساب کرده این تیره نمی شینه مافیا دیدید تیر رو می زنن طرف زره پوش در می آد تو محاسبه اش نیست تیرش رو الکی خرج می کنه هیچی به هیچی اون تیر آخری که باید بزنه یهو نمی شینه مافیاام لو می ره فردا با یه رای می دنش بیرون یه ورق بر می گرده این رو باید سپرد تو این کهف باید سپرد باید توکل کرد بعد خوشحال بود بعد راضی بود نه لطف خداست اون وقتی که شما البته اونی که ترس دارید که ما وظیفه مون انجام دادیم چوب خدا باشه اون خیلی وحشتناکه ولی وقتی که کارت رو انجام دادی وظیفه رو انجام دادی اونی که به عهده ت بوده انجام دادی دیگه ترسی نداره تو تو این کهفی تمام شه علامه طباطبایی می فرماید که این خیلی جمله قشنگیه می فرمایید اصحاب که نمی دونستن خدا قراره چه شکلی این ها رو اداره کنه ولی خاطرشون جمع بود که این ها به این کهف که برسن در امانه نمی دونستم بله معما چو حل گشت آسان شود الان که نگاه می کنیم می گن که خب اگه به شما بگن کهف برید مگه بله دیگه اصحاب کف ما هم می ریم و خدا بیا پدرت رو می آمرزه مگه خدا فنونش رو که دیگه دوباره همون رو نمی زنه که هر سری یه جوره هر سه یه مد جدید خدا نوآوری داره تو امتحاناتش اون ها سوخته و مال کنکور هزار و دویست و پنجاه و پنج مثلا میلادی بوده الان از جدید کنکور امسال عوض شد سوالات سوخته اصلا لو رفته همش به روزرسانی کردم سوالات رو کف جدید فرق می کنه سوالاتش امتحاناتش یه جنس دیگه ست گاهی ما اینا تو محاسباتمون نیست تعجب می کنیم رهبری می فرماید که آقا کسی حق نداره به رئیس جمهور توهین کنه با دولت باید وفاق کنید هماهنگ باشید نمی شینه تو محاسباتش حساب کتاب داره دقیقه این حرف تو همین فضا تو همین بستر اونی که شما رو نگه می داره همین همین دولتی که شما به صد جایش عیب داری ایراد داری اشکال داری تو همین بستر خدا اراده کرده کار رو نگه داره ما اگه بودیم از کارای خدا سر در نمی آرم مثلا من اگه باخبر می شدم که این تابوت این سبد موسی داره سمت کاخ فرعون می ره قطعا می رفتن اون سبد رمی داشت گفتم بابا این موسی داره می ره تو کاخ فرعون به من یکی می گفت بابا احمق بشین کنار بازی رو بهم نزن این جز طراحیه من آن جا همه چی می ریخت به هم می گفتم بابا این خود فرعونه اینم موسیه گوشت رو داری می ندازه جلو گربه می گفت بابا برنامه ی منه تو به اینا کار نداشته باشه چی کار داری خیلی آیات قرآن داستان های عجیبی تو این زمینه داره که می فرماید من مثلا فلان جا تو فلان جنگ این شکلی می گه اومدم تو جنگ بدر می گه تو چشم شما دشمن رو یقله وهم فی عیانم اگه درست بگم آیه رو اینا رو تو چشم شما کم نشون دادم اونا رو شما رو تو چشم اونا زیاد نشون دادم خدا این کارا بلده اصلا کار خداست اصلا خدا بودن به همین هاست وگرنه همه می شدن خدا که چون بقیه نمی شن به خاطر همینه این کارا نمی تونن بکنن خدا بلده که تو یه جنگی که یه طرف سیصد نفرن تو یه طرف چند هزار نفرن تو چشم اینا نه تو خیالشون تو چشمش که نگاه می کنه می گه بابا اینا دویست نفر که بیشتر نیستن تمومه حاجی فردا زدیم جمعشون کردیم تو چشممونم نشون می ده می گه بابا اینا ده هزار نفرن نمی شه تموم شد باخت چون همین قضای که امروز برای شما رخ می ده که احساس می کنید تلخه که تلخ هم هست نمی دونیم نمی دونید خدا داره تو عالم با این قضایا چیکار می کنه خدا داره یه پز ابرقدرتی از جمهوری اسلامی تو دنیا صادر می کنه که چهار روز قبل رئیس جمهور یه کشوری که سروصدا می کرده علیه آمریکا صبح چشم باز کرده دیده تو خاک ایالات متحده است با دست بسته هفته بعدش رئیس جمهور آمریکا اومده توییت زده آقا جمعه و می زنیم و می ترکونیم و کار تمومه و اونجا رو می گیریم و اونجا رو فلان می کنیم و اینا دو روز بعدش می آد می گه که البته اینجوریا هم نیست خب دنیا داره اینا رو می بینه بله من و شما وسط گرفتاری و درد و گرونی و این بدبختی ها به چشم ماها نمی آد شما صد هزار سال کار تبلیغی بکنی صد هزار تا هالیوود داشته باشی نمی تونی این اثر رسانه ای رو تو دنیا ایجاد کنی می گن اینا کی اینا چی ان که اینجوری ترامپ از پس اینا برنمیاد هیچ کاری با اینا نمی تونه بکنه نه نتانیاهو از پس اینا برمیاد نه ترامپ از پس اینا برمیاد نه داخلی شون از پسشون برمیاد نه گرونی اینا رو زمین گیر می کنه اینا چی ان نه چه جنسان اینا چی می زنن چرا تموم نمی شن اینا چیکه تیری رو اینا می شینه ما دیگه چیکار باید بکنیم این رو ول کنن کوتاه بیان ول کنشون اتصالی داره ول کن ماجرا نیستن صدا این چند جمله رو بگم عرضم تمام شام سرد نشه صدا این داستان ببینید اصل قضیه این جنبه روانی داستانه کهف اهل بیت اون اصلی ترین کارکردی که برای ماها داره اون آرامش روانی و اون طمانینه ایست که ایجاد می کنه این رو هیچ جای دنیا نداره و تو منطق هیچ جای دنیا نمی گنجه و نمی فهمه دشمنی که این نور و این ولایت رو نداره نمی فهمه این مدل کاری که اینا کردن توی ایران و حالا تهران و شهرهای مختلف این چند کلمه اصل عرضم نسبت به این قضایای اخیر و عرضم تمام شد این چه مدلیه چرا اینجوری کار می کنه من و شما که نگاه می کنیم می گی با اینا چقدر خرن خب مسجد رو وقتی آتیش می زنی معلومه مردم عقب می شینن چه اعتراض یارو اومده می گه دلار گرون شده تو مسجد رو آتیش می زنه خب ول می کنه می ره این محاسبه ی شما اینجور درسته محاسبه ی اون که اینجوری نیست اون محاسبه اش چیه می گه آقا وقتی شما نیروی امنیتی رو با تبر زدی سرش رو دو نیم کردی بسیجی رو کف خیابون تیکه تیکه کردی مسجد رو آتیش زدی هیئت آتیش زدی پمپ بنزین آتی زدی و هزار تا از این کارا این دو تا اثر داره اثر اول اینه که اون نیروی وابسته به رژیم اون می ترسه ایجاد رعب همون رعبی که گفتم خدا برای اصحاب کهف ایجاد کرد لم لم منهم رعبا یکی ایجاد رعب می کنه یکی ایجاد یعنی از انرژی بخشی به طیف خودش بعد تو فضای جامعه چه اثری داره مردم می ترسن وحشت می کنن شهر رو خالی می کنن اصلا طراحی اینه شما وقتی یه محله رو گرفتی بالا و پایینش رو آتیش زدی مردم اون محله فرار می کنن می رن محله که خالی شد تو می مونی و نیروهای امنیتی سوریه این مدلیه دیگه تو و نیروهای امنیتی که بودی زد و خورد داری یه مقداری کشتی اونم تازه خیلی هاشون دچار رعب می شن جولانی چه شکلی رسید به کاخ بشار اسد همون اول یه چندتا رو زدن نفله کردن فجیع فیلم هاش رو می دیدید دیگه سرباز بشار اسد توی خیابون دوربین از بالا نشون می داد لباس نظامی رو درآورده تو پلاستیک می کنه پرت می کنه توی پارک بعد با لباس معمولی می ره قاطی معترضین این اثر رعه این مال کیه مال اونیه که کهف نداره امام حسین نداره راست می گه این طرح درسته همه جا می شینه می ترسه نیروی امنیتی فرار می کنه بسیجی فرار می کنه ما رفقای همکارمون شب اول می خواستن برن نذاشتیم شب دوم البته شب جمعه شب روز بعدش به اینه که با ما هماهنگ بکنه خودش رفته این کجای دنیا پیدا می شه همه دنبال اینن که یه کسی یه جوری این پرش رو وا کنه می گه آقا نمی خواد بیای این دنبال اینه که یه جوری خودش رو برسونه به اون صحنه این به خاطر فرهنگ شهادته فرهنگ شهادت هم مال امام حسینه امام حسین هم مال همین روضه ها و زیارت ها و کربلای نیمه شعبان و عاشورا و عرفه و ایناست اون کربلا اگه نبود این فرهنگه نبود این فرهنگه نبود امام حسین نبود امام حسین نبود این شهادته نبود این شهادت نبود اون رعبی که او ایجاد می کنه می نشست تو وجود شما ول می کردی شهر رو آقا مشهد این مدلی که اینا اومدن که هدفشون هم حرم بود از چهار طرف حمله کردن سمت حرم هر کی که بشنوه تو دلش خالی می شه در می ره همون اول ریشا رو می زنه و هرچی که آرم بسیجی به لباسش و در و دیوار و اینا باشه همه رو می کنه و بعد بلکه خودش می ره قاطی اینا اونجا وایساده بسیجی سفت و قرص تیکه تیکه ش هم می کنه رفیقش می آد وایمی جایی فردا شب شلوغ تر می شه یگان ویژه فردا شب بیشتر می شه بسیجی هایی که داوطلبانه اومدن فردا شب بیشتر می شن تشییع جنازه این ها شلوغ می شه مردمی که فرار کردن ترسیدند برمی گردن تو تشییع جنازه شهید اینا عجیب نیست اینا اثر بودن در این کفه این تو این کهف بودن محکومه به پیروزی محکومه به نصرت محکومه به فتح محکومه به رحمت و هر کی که بیرون از اینکهف کارش تمومه ولی کی و چطورش با خداست پیش پیش لو نمی ده چیکار می خواد بکنه چجور می خواد شما رو پیروز بکنه البته به هر حال به صورت کلی مشخصه گاهی هم بالاخره از اینور یه چیزایی یه زمزمه هایی حالا یا تو روایات یا گاهی تو این مبشراتی که به آدم می رسه چیزهای عجیبی گاهی می آد که دلگرم کننده است ولی بازم خدا خودش بلده دست و بال خدا بسته نیست ید و مبسوطتان خودش بلده که شماها رو چه شکلی حفظ بکنه تو این دنیایی که دور تا دور شما آشوبه تو این جهانی که کفر همه جاش رو برداشته تو این مملکتی که شما خودتون توی همین مملکت تو اقلیتید با این دشمن وقیح و بی حیا با این ابذار قدرتمند رسانه و امروز هم اقتصاد و یه چند تا آدمی که قیام کردن له فته العن به ربهم خدا بلده تو این جهان دقیانوس تو این عالمی که کفر همه جا رو گرفته این چندتا رو حفظ کنه ولو به چی ولو به اینکه این ها بخوابن سیصد سال سیصد سال بخوابه ما به این عالم اسباب نگاه می کنیم اصل نکته ای که علامه تو اون آیات می فرمایند این نمی فهمند داستان اعصاب و کف می خواد بگه که فکر نکن خدا دست و بالش به این اسباب محدوده با این اسباب حساب کتاب نکن خدا عالم رو داره اداره می کنه خدا همه کاره ست اینجا خواب رو نشون داد با خواب قدرت نمایی کرد یه روز با آب قدرت نمایی می کنه فرعون رو تو آب غرق می کنه یه روز با مگس قدرت نمایی می کنه نرود رو با مگس مگس زمین گیر می کنه چیزای دیگه هم داره بلده اینا مزید خیلی هم خدا هم ابتکار داره چیزایی کنار گذاشته برای یه روزایی که البته اون روزا باید خوب شماها چلونده بشید ابطالی المومنین و زلزله و زلالن شدیدا خوب شما رو می ونم این امام حسین حسین حسین گفتن و مشکی پوشیدن و محرم و کربلا و اینا رو یه روزی از حلقومت درمی آرم که الان هم همون امام حسین هست ها دوست داریم مدلش کشته بشی نه مدل امام حسین رو من دوست دارم فقط تو قیمه مجلسش حضور داشته باشم شنیدم قیمه می دن نه قمه هم داره ها قمه ی امام حسینی نمی خوای نه قیمه امام حسینی می خوای قمه امام حسینی هم دارم قتل صبر دشنه تیغ این رو نمی خوای این امتحانا برای اینکه صدق معلوم بشه معلومه یا حسین های قبلی کربلاهای قبلی زیارت های قبلی صادقانه بود یا الکی بود بالاخره تو راه بریونی می دن و نمی دونن برونی البته نمی دون می دن آقا برونی تو راه کربلا بالاخره آقا کنتاکی می دن و مسیر کربلا حال می ده دیگه ارزون و مشت و مال می دن و می گه نه یه روزی هم مشت و مال نداره یه روزی هم لگدمال می کنن همون امام حسینه که تو مسیر اربعین براش مشت و مال می دادن الان هم برای رسیدن بهش لگدمالت می کنن یه روزی برای رسیدن بهش مشت و مالت می دادن یه روزی هم برای رسیدن بهش لگدمالت می کنن هست دیگه همون امام حسینه این محکه رو که خوب پس داد صدقش رو نشون داد بعد دیگه تموم کار ان شالله ایشالله خدای متعال دست همه ی ما رو بگیره در اینکهف ان شالله در امان باشیم و ان شاالله که به چشم خودمون به همین زودی یا زود نابودی این فراعنه و این طاغوت ها رو به چشم ببینیم از اونجایی که نه خود اون ها محاسبه اش رو دارن حیث لم یحتسب بود و نه ما حتی در حساب و کتابمون می گنجیم امشب ان شالله از خدا بخوایم عاجلا مرگ ترامپ نتانیاهو و نابودی رژیم حاکم بر آمریکا و این رژیم جعلی صهیونیستی ان شالله به عنایت امام حسین با توجه امام حسین و با ضرب شست حضرت عباس علیه السلام عیدی ما باشه در این اعیاد شعبانیه در این ماه رحمت و عطوفت حق تعالی ان شالله در این کهف این رحمت بر ما جاری بشه و نیمه شعبان امسال که شب نیمه شعبان رو گفتن لیله البرات برات نیمه شعبان امسالمون ان شاالله دیدار امام زمان باشه در سالی که پیش رو داریم این مبشرات و این مژده ها به هر حال زیاده ان شالله که همه این ها به عنایت خدای متعال محقق بشه و ان شالله که این پیروزی رو به همین زودی زود و با حضور رهبر عزیزمون و عظیم الشانمون ان شالله ببینیم اون روزی که امام زمان این رهبر ربانی رو در آغوش می کشند پرچمه این حاکمیت به دست امام زمان سپرده می شه ان شاالله و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهری صل علی و
--------------------------
منابع :
[آیه قرآن] سوره توبه، آیه 40 —
«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ…»
[آیه قرآن] سوره کهف، آیه 9 —
«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا»
[آیه قرآن] سوره کهف، آیه 9 —
«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا»
[آیه قرآن] سوره کهف، آیه 13 —
«إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى»
[آیه قرآن] سوره غافر، آیه 46 —
«النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا…»
[آیه قرآن] سوره شعراء، آیه 227 —
«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»
[داستان/حکایت تاریخی]
توضیح تاریخی پناه بردن پیامبر اکرم (ص) به غار در جریان هجرت و امنیت ایشان در غار، با اشاره به واقعه لیلةالمبیت و خوابیدن امیرالمؤمنین (ع) در بستر پیامبر.
(سوره انفال آیه۳۰،و سوره بقره آیه ۲۰۷)
[داستان/حکایت تاریخی]
تبیین مفهومی «کهف حصین» و تطبیق آن بر اهلبیت (ع) بهعنوان پناهگاه امن الهی، با تأکید ویژه بر امام حسین (ع) بهعنوان «کهف حصین خاصتر».
(https://www.ziaossalehin.ir)
حدیث/روایت]
نقل روایات متعدد (حدود ۱۰–۱۱ روایت) درباره ارتباط امام حسین (ع) با سوره کهف.
(الصاق فی المناقب، جلد ۱، صفحه ۳۳۳)
[داستان/حکایت تاریخی]
ورود سر مبارک امام حسین (ع) به دمشق بر بالای نیزه و عبور آن از کنار شخصی که در حال قرائت سوره کهف بود.
(الصاق فی المناقب، جلد ۱، صفحه ۳۳۳)
[حدیث/روایت] امام حسین (ع):
«أَمْرِي أَعْجَبُ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ»
( الصاق فی المناقب، جلد ۱، صفحه ۳۳۳)
[حدیث/روایت]
قرائت کامل سوره کهف توسط سر مبارک امام حسین (ع) در کوفه، از ابتدای سوره تا آیه مربوط به اصحاب کهف.
(تفسیر نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۲۴۳)
[داستان/حکایت تاریخی]
به صلیب کشیده شدن سر امام حسین (ع) در کوفه و قرائت سوره کهف توسط آن.
(تفسیر نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۲۴۳)
[حدیث/روایت]
حارث بن وکیله نقل میکند که صدای قرائت سوره کهف را از سر بریده امام حسین (ع) شنید.
(دلائل الامامة طبری، جلد ۱، صفحه ۱۸۸)
[حدیث/روایت] امام حسین (ع):
«أَمَا تَعْلَمُ أَنَّا مَعْشَرَ الْأَئِمَّةِ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّنَا نُرْزَقُ»
(دلائل الامامة طبری، جلد ۱، صفحه ۱۸۸)
[داستان/حکایت تاریخی]
سهل بن حبیب شهرزوری نقل میکند که در کوفه بازار بسته بود و مردم در حال گریه و شادی متضاد بودند هنگام ورود سر امام حسین (ع).
(معجز الائمه، جلد ۴، صفحه ۱۲۱)
[داستان/حکایت تاریخی]
سخن گفتن سر امام حسین (ع) در مجلس عبیدالله بن زیاد و ترس عبیدالله و فرار او.
(معجز الائمه، جلد ۴، صفحه ۱۲۱)
[حدیث/روایت] امام حسین (ع):
خطاب به عبیدالله بن زیاد با تهدید به آتش آخرت و رسوایی قیامت.
(معجز الائمه، جلد ۴، صفحه ۱۲)
[حدیث/روایت]
گفتار زید بن ارقم در اعتراض به زدن چوب بر لب و دندان امام حسین (ع).
(مناقب ابن شهرآشوب، جلد ۴، صفحه ۶۱)
[حدیث/روایت]
قرائت کامل سوره کهف توسط سر امام حسین (ع) بر بالای نیزه.
( اثبات الهدی، جلد ۴، صفحه ۵۲)
[حدیث/روایت]
نقل منهال بن عمرو از شنیدن قرائت سوره کهف با صوت فصیح از سر امام حسین (ع).
( الصاق فی المناقب، جلد ۱، صفحه ۳۳۳)
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...