معرفی
* توقف تاریخ در ظهر عاشورا؛ ظهور تنها نقطه پایان بر پروژه ناتمام کربلاست [02:35]
* مصافحه با ۱۲۴ هزار پیامبر؛ پاداش حیرتانگیز زائر حسین(ع) در شب نیمه شعبان [03:50]
* انتقام خون خدا؛ فلسفه وجودی قیام قائم و رمز عملیات «یا لثارات الحسین» [07:07]
* نبرد آخرالزمانی شیعه و یهود؛ تنها جریانی که جرأت سیلی زدن به صورت صهیونیسم را دارد [10:20]
* «یهودیان امت»؛ افشای شبکه نفوذی که با نقاب اسلام سر فرزندان پیامبر را میبرد [11:53]
* بهائیت، پیادهنظام اسرائیل در ایران؛ فتنهای که ریشه در اراضی اشغالی دارد [13:50]
* سنجش انقلاب با قیمت مرغ و روغن ممنوع؛ خطکش اصلی ایستادن در جبهه حسین(ع) است [20:03]
* مانیفست جمهوری اسلامی؛ حرکت بر مدار خطبه آتشین سیدالشهدا در برابر حاکمیت جور [23:20]
* ترامپ، مصداق بارز «سلطان جائر»؛ دیکتاتوری که خون ملتها را در شیشه کرده است [28:04]
* آتش جهنم، سرنوشت قطعی ساکتین؛ بیتفاوتها با ترامپ و یزید محشور میشوند [31:35]
* مصافحه با ۱۲۴ هزار پیامبر؛ پاداش حیرتانگیز زائر حسین(ع) در شب نیمه شعبان [03:50]
* انتقام خون خدا؛ فلسفه وجودی قیام قائم و رمز عملیات «یا لثارات الحسین» [07:07]
* نبرد آخرالزمانی شیعه و یهود؛ تنها جریانی که جرأت سیلی زدن به صورت صهیونیسم را دارد [10:20]
* «یهودیان امت»؛ افشای شبکه نفوذی که با نقاب اسلام سر فرزندان پیامبر را میبرد [11:53]
* بهائیت، پیادهنظام اسرائیل در ایران؛ فتنهای که ریشه در اراضی اشغالی دارد [13:50]
* سنجش انقلاب با قیمت مرغ و روغن ممنوع؛ خطکش اصلی ایستادن در جبهه حسین(ع) است [20:03]
* مانیفست جمهوری اسلامی؛ حرکت بر مدار خطبه آتشین سیدالشهدا در برابر حاکمیت جور [23:20]
* ترامپ، مصداق بارز «سلطان جائر»؛ دیکتاتوری که خون ملتها را در شیشه کرده است [28:04]
* آتش جهنم، سرنوشت قطعی ساکتین؛ بیتفاوتها با ترامپ و یزید محشور میشوند [31:35]
خلاصه
امام حسین علیهالسلام و امام زمان علیهالسلام، یک خط و یک حقیقتاند؛ همانگونه که در روایت آمده است هر کس در نیمهی شعبان امام حسین را زیارت کند، با صد و بیست هزار پیامبر مصافحه میکند و پیامبران هم به زیارت کربلا میآیند. این یعنی ارتباط امام زمان با امام حسین، یک حقیقت ثابت و زنده است. امام حسین علیهالسلام در عاشورا فریاد زد «هل من ناصر ینصرنی؟» و این فریاد تا ظهور امام زمان ادامه دارد؛ زیرا ظهور، ادامهی عاشورا و انتقام خون حسین است. امام زمان علیهالسلام با قیام خود، حکومت حسینی را در کوفه و سراسر عالم برقرار میکند و به ظلم و ستم «سلطان جائر» پایان میدهد. امروز ما در برابر سلطهی جهانی و طاغوت زمانه، وظیفه داریم نه بگوییم و تسلیم نشویم؛ همانطور که امام حسین تسلیم نشد و به دشمن التماس نکرد. انقلاب اسلامی هم مسیر حسینی را ادامه داده و به همین دلیل پیروزی آن تضمین شده است. پس ما زیر پرچم ابوالفضل العباس میمانیم و تا ظهور، از حق کوتاه نمیآییم.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و عجل فرجهم و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
عرض تبریک دارم خدمت برادران و خواهران عزیزم، این عید بزرگ را، میلاد آقا و مولامون و اربابمون، حضرت سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام)، و اعیاد شعبانیه را؛ میلاد حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)، میلاد امام سجاد (علیه السلام)، میلاد حضرت علی اکبر (علیه السلام) و در اوج و نقطه نهایی این اعیاد، میلاد آقا و مولامون حضرت بقیهالله الاعظم (ارواحنا فداه).
امروز تقارن جالبی شکل گرفته است بین روز میلاد امام حسین (علیه السلام) و روز جمعه که روز امام زمان (عجلالله فرجه). کمی در مورد این رابطه میخواهم نکاتی را عرض بکنم که به نظر میرسد نکات مهمی است. این بحث، بحث بسیار مهمی است و میدانم عزیزان هم با حوصله گوش میدهند. همین که صبح جمعه، از استراحت و از تفریح و حتی از خانواده زدند و آمدند -حالا بعضی عزیزان از همین حوالی و از جاهای نزدیک آمدهاند و بعضی دوستان هم از جاهای دور، از کرج و از جاهای دیگر حضور پیدا کردهاند- این بحث را انشاءالله با دقت و تأمل با هم مرور میکنیم. انشاءالله که بحث مهمی باشد و مورد رضایت امام حسین و امام زمان (علیهم السلام) قرار بگیرد.
نکتهای که میخواهم عرض بکنم؛ البته شباهتها و ارتباط امام زمان و امام حسین (علیهما السلام) موارد فراوانی دارد که میشود به آن پرداخت. جا دارد که یک دهه اصلاً بحث شود. همین ایام هم اتفاقاً ایام خوبی است؛ یعنی از همین میلاد امام حسین تا نیمه شعبان، اگر فرصت بود، خوب بود. حالا دوستان به ما میگویند آقا در این ایام جلساتی باشد؛ حالا حضوری یا مجازی. دوست داریم، اما وقتش را نداریم؛ یعنی مشغله و درگیری زیاد است. اگر فرصت بود، یکی از بحثهایی که میشد مفصل به آن پرداخت، همین موضوع بود که ارتباط امام حسین و امام زمان (علیهما السلام) بررسی شود. از اول تا آخر این ارتباط، یک ارتباط معنادار است.
شما روز میلاد امام حسین (علیه السلام)، دعا میکنید برای ظهور امام زمان (عجلالله فرجه). شب میلاد امام زمان (عجلالله فرجه)، میروید زیارت امام حسین (علیه السلام). نیمه شعبان، سفارش اکید شده به زیارت امام حسین (علیه السلام). فرمود: شب قدر پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم) در ماه رمضان است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: "شب قدر ما اهل بیت، شب نیمه شعبان است." و فرمود: "افضل اعمال." مرحوم شیخ طوسی میفرماید: "افضل اعمال شب نیمه شعبان، زیارت امام حسین (علیه السلام) است." در روایت داریم کسی که شب نیمه شعبان برود زیارت امام حسین (علیه السلام)، روایت عجیبی در این زمینه داریم، اگر زود پیدایش بکنم، روایتش را که فرمود: "کسی که نیمه شعبان موفق بشود به زیارت امام حسین (علیه السلام)، با تمام انبیا و ملائکه دست داده و زیارت کرده و به آنها تهنیت گفته و از آنها تهنیت شنیده است." حالا الان روایتش را دم دست پیدا نکردم. روایت عجیبی دارد در مورد فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) در نیمه شعبان.
اینها بخشی از ارتباط امام حسین و امام زمان (علیهما السلام) است و فراوان است، یکی دوتا نیست. این ارتباط در روایات فراوانی به آن پرداخته شده است. خلاصه فرمود: "مَن اَحَبَّ اَن یُصافِحَه مأه و عشرون الف پیامبر." اگر کسی دوست دارد با ۱۲۰ هزار پیغمبر دست بدهد. آقا! شما وارد مجلسی بشوید، شخصیتهای لشکری و کشوری؛ دوست دارید با تکتک اینها دست بدهید، خوش و بش کنید، روبوسی کنید. مثلاً، چه میدانم، سردار سلیمانی هست، شخصیتهای برتر کشوری حضور دارند. در آن جلسه، اینها خیلی مهم است؛ ولی مصافحه کردن، دست دادن، خوش و بش کردن، یک فضیلتی است. فرمود: "اگه کسی میخواد مصافحه کنه با ۱۲۰ هزار پیغمبر، فلیَزُر قبر الحسین فی نصف شعبان." نیمه شعبان به زیارت امام حسین (علیه السلام) بروید. تعبیر را ببینید: "فإن ارواح النبیین روح انبیا از خدا درخواست میکنند که خدا بهشون اجازه بده شب نیمه شعبان بیان کربلا. فیُؤذَن لهم." خدا اجازه میدهد اینها میآیند؛ یعنی تازه آنها هم بلیط برایشان صادر شده و اجازه گرفتهاند و همینجوری پا نشدند که بیایند.
این نشان میدهد که آن حقیقتی که در شب نیمه شعبان که وجود نازنین امام زمان باشد، متصل و مرتبط با امام حسین است. یک خط است، یک حقیقت است، یک جوهر است، یک گوهر تو دو جلوه تاریخی خودش را نشان داده است: یکی عاشورا و یکی ظهور. جالب است که گفتند: روایاتی داریم متعدد که روز ظهور امام زمان، روز عاشورا است. حضرت روز عاشورا ظهور میکند. این حالا یا واقعاً معنایش این است که همین عاشورایی که ما عاشورا میدانیم روز ظهور است یا کنایه است؛ کنایه از اینکه انگار تاریخ در عاشورا متوقف شده و آن روزی که امام زمان ظهور میکنند، از عاشورا ادامه پیدا میکند. تاریخ انگار این ساعت متوقف شده در لحظه شهادت امام حسین و روز عاشورا. به همین خاطر همه روزها عاشورا است تا روز ظهور امام که تعیین تکلیف بشود. شعار او هم امام حسین است، قیام او برای امام حسین است.
همین عنوان قائمی که برای او گفتند که نام مبارک مسجد هم به همین نام است، اساساً فلسفه این نام، یکی از فلسفههای این نام، همین قیامی است که ایشان برای امام حسین (علیه السلام) و برای انتقام امام حسین انجام میدهند. اصلاً از روز ازل، ایشان را برای همین به این نام نامیدند؛ چون ایشان قرار است قیام کند و انتقام بگیرد. شعار ایشان هم وقت ظهور، "یا لَثارات الحسین" است. همه را دعوت میکند به انتقام امام حسین. با اینکه مظلوم در این عالم کم نبوده، معصوم هم در این عالم کم نبوده. این همه مظلوم، این همه معصوم، این همه معصوم؛ خب قاعدتاً باید بگوید که انتقام همه انبیا، همه اولیا، همه معصومین! نه، به طور خاص، انتقام امام حسین (علیه السلام). عاشورا قیام میکند، به نام امام حسین قیام میکند، حکومتش را در کوفه تشکیل میدهد؛ چرا؟ چون امام حسین حرکت کرد در کوفه حکومت تشکیل دهد. آن حرکتی که تمام شد، به حسب ظاهر تمام شد. ما که نگاه میکنیم، تموم شد. امام حسین در عاشورا کشته شد و تمام شد. نه، تاریخ اینجا متوقف، زمان اینجا متوقف، و هر روز یک صدای بلند "هل من ناصر ینصرانی" یا "یا لَثارات الحسین". او درخواست کرد: کمکم کنید که کشته نشوم. البته برای شخص خودش کمک نمیخواست، برای این حقیقت کمک میخواست. از آن روز به بعد اهل بیت این فریاد را بلند کردند: "یا لَثارات الحسین. کیه که بیاد کمک کنه؟" انتقام او را فقط جعلنا لولیه سلطان. "اونی که مَن قُتِلَ مَظلُوماً"، اونی که مظلوم کشته میشود، ما برای ولی او سلطان قرار میدهیم. فرمود: آن مظلومی که مظلوم کشته شده، امام حسین است و آن منصوری که قرار است این مظلوم را و انتقامش را بگیرد، امام زمان است. و هر روز، روزی است که ما را دعوت میکنند به انتقام. روز ظهور، روز تحقق انتقام، انتقام امام حسین (علیه السلام). امام زمان هم برای امام حسین قیام میکند، حکومت و حاکمیت امام حسین را برقرار میکند در آن شهری که قرار بود پرچم امام حسین و حکومت امام حسین برافراشته بشود در شهر کوفه. این حرکت ناتمام تمام میشود. این لحظهای که متوقف شده، ادامه پیدا میکند با ظهور و به نقطه نهایی میرسد.
این نکته خیلی مهم است که باید به این توجه کرد. جوهره حکومت امام زمان و ظهور امام زمان حسینی است، حرکت امام زمان حسینی است. خب، ما با چند تا قضیه امروز مواجهیم. یکی اینکه آقا وظیفه ما چیست قبل از ظهور؟ خب، وقتی که حرکت امام زمان، حرکت حسینی است، وظیفه ما قبل از ظهور، در عصر غیبت، حسینی است. این نکته.
نکته دوم این است که با این شرایط و حال و احوالی که امروز بر دنیا حاکم است، وظیفه در ایران، انقلاب، انقلابی رقم خورده است، در عالم تحولاتی میبینیم. یک سر بردار شیعه است، یک سر بردار یهود. سنگینترین جدال روی کره زمین در تاریخ، بین این دو تا بوده است. امروز این نبرد و این درگیری به اوج خودش رسیده است. هیچ کسی هم تو این عالم در برابر این یهود خبیث و خصوصاً این رژیم غاصب صهیونیستی ادعای اینکه ما میخواهیم با اینها درگیر بشویم و روبروشان بایستیم را ندارد. نه ادعایش را دارد، نه توانش را دارد، نه جرأتش را دارد. هیچ حکومتی، هیچ حتی ملیتی به صورت منسجم، هدفمند، با برنامه قوی و جدی، هیچ کسی هیچ برنامهای برای اینکه یک چکی به این صهیونیستها و یهودیان بزند، هیچ برنامهای ندارد. یک جماعتی که سر بلند کرده، یک جماعتی که به اینها نه گفته، یک جماعتی که تو صورت اینها خوابانده -به تعبیر رهبر انقلاب، "اینجا کتک خوردن"، "برگشتن"- یک جماعتی است که اینها را کتک میزند، زیر چنگ و دست و بال میاندازد، شلاقش میزند و آن هم یهود است.
این قضیه، قضیه امروز نیست. نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، ما فکر میکنیم که طایفهای که روبروی امام حسین (علیه السلام) بود، بنی امیه بودند. البته بودند بنی امیه؛ ولی قضیه منحصر به بنی امیه نیست. در روایات پیغمبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم)، قاتلین امام حسین (علیه السلام) را این شکلی معرفی کردند، شاید کمتر شنیده باشید این تعبیر را. ضعف کارهای رسانهای ما است. این روایت از پیغمبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) در تفسیر البرهان، ذیل آیه ۸۴ سوره بقره، آیه ۸۴ تا ۸۶ سوره بقره است. از آن روایات قیمتی و فوقالعاده ماست که کُنفَیَکون میکند. این روایت یک تعبیر پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم) به کار میبرند. این کلمه کلیدی و به تعبیر امروزیها هایپرسونیک، نقطهزن است. کلمه را ببینید. فرمود: "أفلا أُنبِئُکُم بِمَن یُضاهیهم مِن یهودِ الأُمَه." میخواهید بهتون بگم یهودیان امت من کیا هستند؟ ما یهود را که میشناسیم، در طول تاریخ هم معلوم بود. مگر امت پیغمبر روبروی یهود نیست؟ چرا؟ پس یهودی امت پیغمبر چی میشود؟ میشوند نفوذیهای یهود در امت پیغمبر. این درگیری بین شیعه و یهود، یک عنصر است. عناصری از بین یهودیها بین شماها به اسم شیعه، به اسم هموطن، به اسم هممیهن میآیند که اینها یهودیان امتاند.
حتی بحث را به نژاد نمیآورد، نمیفهماند یهودیان عرب. اگه یهودیان عرب میگفت، معلوم بود؛ کمااینکه امروز به هر حال ما با صهیونیستهای فارس و ایرانی مواجهیم. همین را رقم زدند، خصوصاً یک طایفهای که کمتر در مورد اینها صحبت میشود، باید خیلی روی اینها کار بشود: بهائیت. این طایفه ملعون، یک جریان جدی است. این فتنهها، بهائیت اونی که مسجد آتش میزند، هیئت آتش میزند، قرآن آتش میزند، یک پای جدیاش بهائیت است که متأسفانه کمتر در مورد اینها گفته میشود، کمتر شنیده میشود. اینها که رسماً خودشان اصلاً پرورشیافته دست یهود هستند. اینکه موضوع روشن است، سرکردهشان هم اصلاً تو همان اراضی اشغالی دفن است، آن بهاءالله هم آنجا دفن است. اینها اصلاً از همانجا ریشه گرفتهاند. اینها میشوند یهودیهای ایرانی، نه بحث یهودی ایرانی نیست؛ بحث یهودی مسلمان، یهودی این امت پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم).
فرمود: "یهودیان امت را بهتون معرفی بکنم؟" گفتند: "بلا یا رسولالله! بله، بفرمایید." "یه جماعتی هستند از امت من، یَنْتَحِلُونَ بِأَنَّهُمْ مَن مِلَّتی." ادعایشان این است که مسلمانند، روی پرچم هم حتی لا اله الا الله مینویسند، نام پیغمبر را مینویسند. میبینید دیگر، سعودیها ادعای مسلمانی دارند، نماز میخوانند، رو به قبله وایمیایستند، قرآن میخوانند. بیشترین قاری بینالمللی مال مصریها بود، البته الان دیگر میدان از دستشان خارج شده و الحمدلله دست ایرانیهاست. اینها ادعا دارند، ادعای اینکه "أهلُ مِلَّتی تَقْتُلُون أَفْضَلَ ذُرِّیَتِی." ولی بهترین بچههای منو میگیرند، میکشند. "وَعَدَاوَتی لَهُم." بعد چیکار میکنه؟ "یُبَدِّلُونَ شَرِیعَتی وَ سُنَّتی." شریعت من و سنت من را عوض میکنند. یک قرآن دیگری است؛ قرآنی که اینها میخوانند، ظاهرش قرآن ماست. آیات جهاد ندارد، آیات قتال ندارد، آیات ولایت کفار ندارد، آیات ولایت یهود و نصاری سوره مائده ندارد، سوره توبه ندارد، سوره صف ندارد، هیچی اینها نیست تو قرآنشان. اینها را هم بخوانند، کاری ندارند که کیو میگوید، چیو میگوید، تطبیقش به کیست. "أنْ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنَبُوا الطّاغُوت نصفش است." مال اینها کاملش را میخوانم ولی اعتقادشان به نصفهی اول است.
میگفتش که "شما چرا نماز نمیخونی؟" گفت: "قرآن گفته: وَ أَنْتُمْ سُکارَی. وقتی مستی، نماز نخون." گفت: "من دیگه بقیهاش کار ندارم، همین تیکه اول کار رو درمیآورد." حالا روز عید است، این را گفتی این را هم بگویم بخندید. "نماز تو مسجد نمیآیی، جماعت نمیکنی؟" گفت: "قرآن گفته. قرآن گفته جماعت نخوان." گفت: "آره؟" گفت: "کجای قرآن؟" گفت: "قرآن میگه: إنَّ الصَلَاهَ تَنهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ. تنها نماز!" قرآن اینها این شکلی است، نصفه! "اَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغوت." جلوتر نمیآید. "شریعت منو عوض میکنن یهودیان امت. سنت منو عوض میکنن. یَقتُلُونَ وَلَدی الحَسَنَ وَ الحُسین." دو تا پسر منو اینها میکشند، حسن و حسین را یهودیان امت میکشند. چرا به ما نگفتند کربلا را یهودیها علم کردند، امام حسن و امام حسین یهودیها کشتند؟ یهودیان امت! یهودی امت دیگر با ستاره داوود نمیآید. یهودی امت با قرآن میآید. حالا این را که این احمقهای داخلی ما که دیگه میایند قرآن میسوزانند، اینها که دیگه خیلی وضعشان خراب است؛ ولی آن جریان سفیانی که در منطقه ما رقم خواهد خورد، آن جریان، جریانی است که به اسم خدا و پیغمبر و این حرفا میآید. یهودیان امت، حسن و حسین را میکشند؛ همانطور که پیشینیان اینها، زکریا و یحیی را کشتند، یهودیهای قبلی. خدا اینها را لعنت میکند؛ همانجور که آنها را لعنت کرد. "و خدا برای انتقام از یهودیان امت من، بابت خونی که از حسینم ریخت، قبل از قیامت کسی رو برمیانگیزاند: مِن وَلَدِ الحسینِ المظلوم. از فرزندان حسین مظلوم، هادیاً مَهْدِیّاً." مهدی را خدا میفرستد برای انتقام خون امام حسین. از کیا؟ از یهودیان امت! "یُحَرِّفُهُم بِسُیُوفِ اَوْلیائ الی نار جهنم." با شمشیر اولیای خدا، اینها را با شمشیر یارانش و اولیای خدا، اینها را میفرستد جهنم. داستان ظهور میشود انتقام خون امام حسین، از کیا؟
ببینید دقیقاً یک چیز است، ظهور ادامه امام حسین است. کسانی هم که به شمشیر امام حسین کشته میشوند، ادامه قاتلان امام حسین هستند. دو تا جریان آن موقع بودند، امروز هم هستند. اینور یک جریان است، جریان امام حسین و امام زمان (علیهما السلام). آنور هم یک جریان است، جریان یهود. یک یهود بیرونی، یک یهود داخلی. یهود بیرونی تو ۱۲ روز ۱۰۰۰ نفر را میکشد. یهود داخلی تو دو روز ۴۰۰۰ نفر را میکشد. یهود بیرونی نمیتواند امام حسین را بکشد. یهود بیرونی نمیتواند اینجور فتنه کند. بنیامیه دستپرورده آن یهود است، یهود این امت. پس شد یک جوهر، یک گوهر. اتفاق ماییم، یک جریان حسینی با یک جریان یهودی.
حالا اول میخواهیم تحلیل بکنیم انقلابمان را. تیکه مهم بحث امروز این است: "این انقلاب ما کجای داستان است؟" چون بعضی وقتها به این قضیه را از بالا اینجور نگاه نکنند، قاطی میکنند انقلاب را. اگه بخواهی با قیمت مرغ و نان سنگک و روغن و اینها تحلیل بکنی، هزار تا عیب و ایراد دارد. ممکنه خیلی چیزها قبلاً ارزانتر بوده، زمان شاه ارزانتر بوده. البته ممکنه حساب و کتاب بکند، خب هزار تا نمره منفی دارد و بعد شما میگویی آقا معیشت مردم نتوانسته تامین بکند، یک روغن را نتوانسته تامین بکند و تخممرغ اینطور است، گوشت اینطور است، نان اینطور است، قیمت مرغ اینطور است و تمام. وقتی از بالا نگاه نکند، تحلیل درست نداشته باشد، این شکلی میشود. تحلیل درست و دقیقش چیست؟ شما باید بگویید آقا دو تا جریان است: یک جریان، جریان اهل بیت، جریان حسینی است. یک جریان، جریان یهودی است. باید اول دید انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تو کدام یک از این دو تا دسته است؟ بیرون از این دو تا دسته ما جریانی نداریم. این سوال مهمی است. پاسخش چیست؟ شماها که آدمهای خوبی هستید، از چهرههاتون مشخص است، همه نورانی و با صفا و اینها، لابد همهتون میگویید جمهوری اسلامی تو جبهه امام حسین. شاید هم نگویید، نمیدانم.
جوان ما کربلا بودیم، گفتش که ضد انقلاب بود، گفت: "من روز عاشورای ۸۸ کف خیابانهای تهران مرگ بر دیکتاتور میخواستم با یزید زمان خودم بجنگم." البته بیسوادی هم کم تاثیر نیست در این مسئله. به طرف گفتند: "چی شد معتاد شدی؟" "امان از رفیق بد!" ولی خب زغال خوب هم بیتاثیر نیست. آقا! جنس خوب هم بیتاثیر نیست تو بعضی از افکار. ساقی بد و جنس خوب. خلاصه تحلیل کلان قضیه چیست؟ جریان امام حسین چیست؟ جریان روبروی امام حسین چیست؟ ما اول این را باید بفهمیم. باید بفهمیم این امروزی که باهاش مواجهیم، این دو سر این طیف کجای عالمند؟ ما تو کدامشیم؟ این جمهوری اسلامی تو کدامش است؟ ما تو کدام باید باشیم؟ موضعمان چی باید باشد؟ جریان امام حسین چیست که امام زمان هم ادامه همین است؟ من اگه ناراحت نمیشوید و اگه دلخور نمیشوید، یک چند کلمهای میخواهم از رهبر انقلاب مطالبی را بخوانم براتون. آخر میخواهم به چی برسم دیگه؟ ولی به هر حال ایشان دارد یک چیزی را ادعا میکند تو این سخنرانی. مطلب جالبی است. من میخواهم از روی آن بخوانم بعد با هم تحلیل بکنیم که چقدر این حرف درست است، بعد برسیم به بقیه قضایا. اگه حوصلهاش را دارید؟ احسنت! صلوا تان یک شکسته پسته شد. یک صلوات با هم بفرستید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
۲۱/۷/۹۸، قبل از آن فتنه بنزین آبان و قبل از شهادت حاج قاسم، یک سخنرانی دارند رهبر انقلاب. من براتون یک بخشهایی از آن را میخوانم. خیلی جالب است. میفهمید که مطلب سوم به همین مناسبت، به مناسبت اربعین، ایام اربعین. ایشان این صحبت را به مناسبت اربعین درباره -خوب دقت کنید که میخوانم دیگر، حواسها خیلی باید جمع باشند! بحث خیلی مهم است، بحث ناموسی است! این بحث امروز ناموسی است! خیلی باید حواستان را جمع کنید. اگه بتوانیم از تو چیزی دربیاوریم، خب، اگه نتوانیم، همهمون با همدیگه باختیم، کلاً پرونده جمهوری اسلامی با هم جمع!
"درباره مشی و جهت و حرکت جمهوری اسلامی..." ما از اول انقلاب یک حرکتی را آغاز کردیم. در بخش آرمانها، در بخش زندگی مردم، در بخش ساختن کشور، در بخش تربیت انسانها، حرکتهای بزرگی شروع شده و توفیقات بزرگی هم به دست آمده. البته کمبودها زیاد است، مشکلات کم نیست؛ اما موفقیتها و پیشرفتها از این مشکلات بیشتر است. حالا آن حرکت چی بود؟ حرکتی که تا امروز انجام گرفته، حرکت بهتآوری است برای کسانی که بتوانند ابعاد این حرکت را درک کنند. خب، حالا جهت این حرکت باید معلوم بشود برای ادامه این کار. جهت حرکت چیست؟ ما حسینی هستیم دیگه. جهت حرکت را امام حسین معین کرده. برای چی انقلاب کردیم؟ به چه سمتی انقلابمان شکل گرفت؟ به چه سمتی پیش رفت؟ به چه سمتی دارد میرود؟ ایشان ادعاشون این است که ما یک حرکت امام حسینی را برایش انقلاب کردیم و با همان حرکت امام حسینی داریم میرویم. از کجا شما این ادعای بزرگ را دارید؟ نسبت میدهید راهتان راه امام حسین؟ میدانید امام حسین اگه بود مرغ این قیمت بود؟ گوشت اینجوری بود؟ نون اینجوری بود؟ اصل حرکت باید معلوم بشود.
ایشان میفرمایند که راه امام حسین تو این خطبهای که حضرت خواندند معلوم میشود. این خطبه تکلیف همه ما را معلوم میکند. خیلی این مطلب دقیق است. "در یکی از منازل بین راه امام حسین ایستاد و خطبه خواند. خوب دل بدهید:" "أیها الناس! اِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)..." اللهم صل. این را هم بگویم من ساعت ندارم، همینجور میرم. ساعت خراب روبروی ما. "خیلی زیاد صحبت کردم." و گفت: "من ساعت ندارم، نمیدانم چقدر شد." "خیلی زیاد صحبت کردم." "یکی گفت: حاج آقا، ساعت نداری، تقویم پشتت هست." (تقویم! دیدی کار از روی ساعت گذشته؟ به روز رسیده. تقویم نگاه کن!) ممکنه کار ما به تقویم برسد. خلاصه همینجوری پیش بره.
پیغمبر اکرم، امام حسین فرمود: "پیغمبر اکرم فرمود: مَن رأی سُلطاناً جائرًا..." خیلی مطلب عمیق است. "...مُستَحِلّاً لِحُرُماتِ الله، ناکِثاً لِعَهدِ الله، یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَالعُدوان، وَ لَم یُغَیِّر عَلیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ، کَانَ حَقّاً عَلی اللهِ اَن یُدخِلَهُ مَدخَلَه." این کلام پیغمبری است که امام حسین فرمود؛ یعنی خود امام حسین هم که حرکت کرده بر اساس این فرمایش پیغمبر است. حالا من تفسیر این خطبه را از فرمایش رهبر انقلاب میخوانم براتون. میفرماید: "خیلی حرف بزرگی است. خیلی حرف عجیبی است." اولاً خطاب به ناس، "مردم!" ما هم جزو "ناس" هستیم. این خطاب، خطاب به ما هم است. خطاب به مؤمنین فقط نیست. خطاب به آن عده همراهان فقط نیست که حالا یک عدهای خب انقلابیاند، حزباللهیاند، شیعه امام حسین؛ خطاب به اینها دارد میگوید؟ نه! همه بشریت مخاطب این کلام امام حسین. چیست؟ حرف خطاب به بشریت است، نه فقط در آن زمان، در همه زمانها. امروز هم این خطاب هست. امروز هم با همین یک جمله معلوم میشود کی حسینی است، کی یزیدی است. آقای بهجت در کتاب "رحمت واسعه" فرمود: "هر روز حسینی است و یزیدی. هر روز باید تکلیفت را معلوم کنی که با حسین هستی یا با یزید؛ چون هر روز حق و باطل هست." این جمله از آقای بهجت در کتاب "رحمت واسعه" است.
حالا خط حسین و یزید با چی از هم جدا میشود؟ چه شکلی از هم جدا میشود؟ مگر خط امام حسین چیست؟ خط امام حسین فرمود از قول پیغمبر نقل میکند، دارد فلسفه حرکت خودش را بیان میکند. میگوید: "من دارم به حرف پیغمبر عمل میکنم. پیغمبر به من دستور داده که این کار را بکنم." پیغمبر چی فرموده؟ "مَن رأی سُلطاناً جائراً." فرمود: "هر کی یک قدرتی را، یک قدرت ستمگری را مشاهده کند..." سلطان فقط به معنای پادشاه نیست، سلطان یعنی قدرت. امروز سلطان جبهه کفر و استکبار، جبهه صهیونیزم و آمریکاست. این سلطان است. میبینید ستم امروز دنیا را که این ستم همهجا را گسترده است. جنگافروزی، فشار، استعمار، مکیدن ملتها، فشار آوردن به ملتها، ایجاد جنگهای داخلی، بقیه فجایعی که امروز استکبار انجام میدهد. پیغمبر فرمود: "هرکی یک سلطانی را ببیند که یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَالعُدوان." "فی عباد الله" نه بین مؤمنین، نسبت به بندههای خدا. مسلمان، مسیحی، هر کی! نسبت به اینها چیکار میکند؟ با جور و عدوان، زور میگوید، دیکته میکند، فشار میآورد، تحقیر میکند. کاری که مصداق بارز کلام پیغمبر! سلطان جائر، ترامپ است. سلطان جائر آدم حرفنفهم، دیکتاتور، خودشیفته، عیاش، لُمپَن. برای هیچکس ارزش و احترام قائل نیست، حتی رفیقاش. دیدید این رئیس جمهور فرانسه، مکرون را چه شکلی تحقیر کرد؟ همین چند روز پیش بابت عینکی که زده بود و اینها. نخستوزیر ایتالیا را دیدی چه شکلی تحقیر کرد؟ زن اردوغان را دیدید؟ خود اردوغان را با زنش چه شکلی تحقیر کرد؟ زلنسکی را دیدید؟ آورد جلو دوربین پخش زنده چه شکلی تحقیر کرد؟ با کاناداییها دیدی چه شکلی صحبت کرد؟ گفت: "ما اگه نبودیم شما یک آلمانی حرف میزدید یا ژاپنی حرف میزدید." دنیا را چه شکلی تحقیر میکند. این دیگه فقط با مسلمانها مشکل ندارد، این با شیعه مشکل ندارد، همه را دارد چپاول میکند. میگوید: "اسم خلیج مکزیکو را میخواهم بزنم خلیج ترامپ. گرینلند مال ماست. کانادا باید به ایالتهای ما اضافه بشود." کاناداییها "مرگ بر آمریکا" میگفتند. گرینلند شیعه مدافعان حرم دارند. برای بشار اسد رفتند، کاری کردند، حزبالله را حمایت کردند، موشک درست کردند، تو سر اسرائیلیها زدند. "یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَ العُدوان." با بندههای خدا با دیکتاتوری رفتار میکند، با زور رفتار میکند، همه خون همه را دارد میمَکد.
کسی اگه این سلطان جائر را ببیند، این منطق امام حسین است. این علت قیام امام حسین است. آخه بعضی جاها میگویند: "آقا انقدر روضه نخوانید، به جایش بیایید راه امام حسین." حرفهای ژیگولی. من خودم شنیدم بعضی از این دانشجوها روضه و اینها، گریه و اینها خوب نیست. "بیایید راه امام حسین را ادامه دهید." به این راه امام حسین ادامه بده. "سلطان جائر." اگر سلطان جائری را دیدی که نسبت به بندگان خدا با جور و عدوان با زورگویی، با ستم، با فشار رفتار میکند. "هرکی این را ببیند، یک وظیفه در قبال این پیدا میکند." چه وظیفهای؟ ایشان میفرمایند که اولاً بین بندههای خدا، همه. "هر جبههای، هر قدرتی، هر مرکز ستمگری که در بین مردم این کارها را انجام بدهد، وظیفه شما چیست؟" "لَم یُغَیِّر عَلیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ." هم باید یک کاری انجام بدهی، هم باید یک حرفی بزنی. خوب دقت کنید. اگر کسی این سلطان جائر را دید و پیغمبر فرمود: "در برابر این، یک کاری و یک حرفی از خودش نشان نداد که بازی این را بههم بزند، اعلام نارضایتی کند، روبروی این دربیاید، خدا هر جا که آن سلطان جائر را ببرد، این را هم دنبال او میبرد. همانجا." اگر کسی امروز روبروی ترامپ نایستاد، به ترامپ نه نگفت، زیر بارش نرفت، توی روی او در نیامد، که در آمد. وگرنه همان جهنمی که در انتظار ترامپ است، مال این هم هست. این قاتل قاسم سلیمانی هم هست. این قاتل بچههای غزه هم هست. فلسفه جهاد امام حسین این است. رهبر انقلاب میفرمایند: "فلسفه انقلاب ما هم همین است. ما از اول نه گفتیم به سلطان جائر."
یک سلطان جائر داشتیم اینجا: پهلویها. که میبینید، میبینید این تفالههای ادامههاشونو ببینید چه موجودات خبیث و کثیفی، قدیمیهاشون هم همین بوده. پول ملت را چپاول، عیاشی میکردند. زمین میبخشیدند که با فلان زن رقاصه مال فلان کشور یک شب بتوانند عیاشی کنند! این خاطرات یکی از پهلویهاست. گفتند و نوشتند. همینجا یادم است یک بار یک چیزی گفتم، از ته مجلس یک کسی یک چیزی گفت و یک خاطرهای شد. "حاج آقا، یادشون بخیر شد." البته آن جلسه من گفتم این پسر پهلوی رو با هلیکوپتر شخصی میبردند. میبردند شروع کردند گفتند: "این بچه محل ما بوده. اینها رو نبندید بهشون این حرفا." فرداش من فیلم آوردم. فیلم مستند که مستند خود فرح تو سایت فرح است. بعد خیریتشم تو این بود که من گفتم رضا پهلوی رو با هلیکوپتر شخصی میبردند، انگلیسی بود آن مستندی که من آوردم. آنجا گفتش که: "تک تک بچههای شاه را با هلیکوپتر شخصی میبردند." خدا خیر بده به آنهایی که آن داد و قال را کردند، باعث خیر شدند که مطلب کامل بگوییم. آنجا خلاصه یک همچین خانوادهای بودند که مملکت ملک شخصی اینها بود. خواهر شاه میرفت مشهد قمار میکرد، میباخت. زنگ میزدند به تولیت آستان قدس، "پولهای ضریح را جمع کن بیار بده من. تو قمار باختم." پولهای ضریح را میدادند برای قمار.
یک جایی ما سخنرانی داشتیم، شاندیز مشهد. دیدیم یک حال و هوای تاریکی دارد. نماز جماعت را خوانده بودیم. فضا، فضای خاصی بود. یک منطقهای بود مال بسیج بود و بسیج دانشجویی و اینها. بعد این بچهها گفتند: "حاج آقا، اینجا که نماز میخوانی، میدانی کجاست؟" گفتم: "نه." گفت: "این باریه که محمدرضا میآمد اینجا عرق میخورد! نماز جماعت شما خواندی اینجا. اینجا مال اون بوده." خلاصه با پول آستان قدس و حرم و مملکت و بیتالمال و اینها عیاشی و اینها بود. برف میآمد اینجا، جمعیت تو برف مرده بودند. شاه با فرحش داشتند اسکی میکردند تو سوئیس. تعطیلات نوروز اینها. اینها دیگه روشن است. این اولین سلطان جائری بود که ما بهش نه گفتیم. به این نه گفتیم. اربابش آمد. کارتر آمد. پشت این در آمد که "به این نه میگویی؟ پدرتونو درمیآورم!" به اونم نگفتیم. دیدیم سفارتش دارد جاسوسی میکند، طراحی کودتا میکند، طراحی ترور میکند. سفارتش را گرفتیم. سفارتش را گرفتیم. به ما حمله نظامی کرد. آمدند، جزغاله شدند، برگشتند. از آن روز هم هر چی که داستان داریم، سر نه گفتن به اینهاست؛ چون نه گفتیم، تحریممان کردند. داستان دلار و فشار و تحریم بینالمللی و اینها، این است. ما تسلیم نشدیم. این داستان یک کلمه تسلیم. "تسلیم نمیشوم." "مملکت اسلام میروم بیرون، میروم بین یهود و نصارا زندگی میکنم." اینها جملات عجیبی است که کمتر شنیدهاید. امام حسین (علیه السلام) فرمود: "من میروم یک جایی که تو دایره حکومت یزید نباشد. من فقط میخواهم تسلیم یزید نباشم. من میروم با یهود و نصارا -یهودیهای معمولی، نه آن یهودیهای قلدر- زندگی میکنم." گفتند: "نه! همینجا باید باشی. بیعت هم باید بکنی."
در جنگ ۱۲ روزه ترامپ چی گفت؟ "جمهوری اسلامی تسلیم!" احمق خدازده! پس کلش همه چیو. البته از سر خودشیفتگیاش ها. این هم یک لطف خدا در حق ما کرده. آن قبلیها یک دوزار مسائل دیپلماتیک را رعایت میکردند. این احمق! چون همه چیو میخواهد یک کاسه کنه و به نام خودش کنه، همه را بلندبلند میگوید. "من از اینا این را میخواهم. یالا! بیایید فلان کنیم." "من بین اونا گفتم، من اون کار را کردم." بدنم گندش درمیآید. "اول شلوغیهای تهران و ایران میگوید: من از اینا حمایت میکنم. بریزید جلو من!" احمق میآید کار را دست بگیرد، لو میرود. این میشود سلطان جائر زمانه ما. تو هر زمانهای هم هست. ما به این سلطان جائر نه گفتیم. امام حسین به سلطان جائر نه گفت. اگه نه نمیگفت، هرچی یزید انجام داد، به پای او هم نوشته میشد. شریک یزید بود. شما هم امروز اگه به این صهیونیستها نه نگویی، به آمریکا نه نگی، هر جنایت و خیانت و کثافتی که اینها انجام میدهند، یک سهمش هم مال من و شماست.
تکبیر! الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر! خامنهای رهبر! مرگ بر ضد ولایت فقیه! مرگ بر منافقین! مرگ بر اسرائیل!
بعد رهبر انقلاب میفرمایند: "علت اینکه ما در مقابله با آمریکا کوتاهی نمیآییم این است. اینکه ما در مقابل فشار تبلیغاتی دشمنان کم نمیآوریم، به توفیق الهی، به خاطر این است. چون یک وظیفه است." اگه این کار را نکردیم، "کان حقا علی الله أن یدخله مدخله." همانجایی که خدا اینها را میبرد، ما را هم همانجا میبرد. همکاسه میشویم، همدست میشویم. همانجور که مصریها همدستند با آمریکا و اسرائیل، شریک خون بچههای غزه. اردنیها همینطور. همه این کشورهای منطقه ما روی این کره زمین، همه شریک ترامپند. بعضیها هم پشت سر بدش را میگویند، فحش هم میدهند. این اردوغان را میبینید؟ هی فیگور میآید، ادا اطوار درمیآورد و اینها. وقتی اسرائیل به کم و کسری خورده، صادراتش را افزایش میدهد. مملکت مسلمان ضد صهیونیست شعار "مرگ بر اسرائیل" و دهنش نمیافتد. ما شاگردای ترکیهای داریم، طلبههای خارجی. یکی از این بچههای اهل ترکیه میگفتش که: "شما اصولگرا، اصلاحطلب دارید اینجا. ما هم یک همچین چیزی تقریباً داریم." مثال جبهه پایداری، اصلاحطلب، اصولگرا و اینها. احزابند. بعضیشان حزباللهیاند، مذهبیاند. بعضیشان مثلاً ضد دین و اینها. میگفتش که: "افراطیترین حزب ترکیه از جهت مذهبی و فلان و اینها حزب اردوغان و گزینهاش اردوغان است." یعنی این معادل ایرانیاش میشود نماینده جبهه پایداری تو ترکیه، اردوغان. نماینده جبهه پایداریشان است. آقای جلیلیشان است. این مثلاً آنجا این شکلی است؛ یعنی این دیگه خیلی حزباللهی است. قرآن میخواند، نماز. زنش حجاب قبول دارد، حجاب میآید، حج میرود، این حرفها. ته اسلام ترکیه دیگه، نخبه حزباللهی، سینه چاک حزباللهیشان شده این. ترامپ اینجور زنش را مضحکه میکند، جلوش. دستش هم تو یک کاسه. آنور هم دارد غارت و جنایت میکند. تو سوریه دیگه خبر دارید چه جنایتها که نکرد. بشار اسد.
مصر وقتی انقلاب کرد، به محمد مرسی برداشت نامه نوشت، گفتش که: "برای قانونی که میخواهیم بنویسیم بعد از انقلاب..." حالا جفتشان اخوانی بودند دیگه. اینها همهشان اخواناند، اخوانالمسلمین. اخوانالمسلمین برگشت به آنها از طرف اخوانالمسلمین گفت: "قانون بعدی که خواستیم بنویسیم، قانون لائیک بنویسید." ببینید این است وضعیت دنیا. آنور علیاف جمهوری آذربایجان، با اکثریت مطلق شیعه، که یک زمانی اینجا پایگاه تشیع بوده، پایگاه حوزهها بوده، مراجع ما مال این کشور آذربایجان بودند، آذربایجان این لب مرز ما کامل در تسخیر این رژیم صهیونیستی. گاهی سربازهایی که رژه میروند لب مرز با یونیفرم نظامی اسرائیل رژه میروند تو آذربایجان! خندهدار نیست؟ ما هم همین بودیم. یکی از عوامل شکلگیری اسرائیل در منطقه ما رضا شاه بود و یکی از عوامل لجستیک اقتصادی اسرائیل تو منطقه ما محمدرضا. اسرائیل تو منطقه شکل نمیگرفت. حالا میگوید: "زمان شاه دینداری مردم بهتر بود." اگه این دینداری، خاک بر سر آن دین و آن دینداری و تو با هم! اگه دینت اینجوری است که نمازت را میخوانی، بعد از نمازت بیتالمال و بودجه و چه میدانم مالیات و اینها خرج این میشود که دولت اسرائیل اینجا شکل بگیرد، خاک بر سر تو و نماز تو و مسجد تو و بودجه تو و دولت تو و همهاش با هم! پول تو حرم امام رضا میاندازی که خواهر شاه بتواند قمار کند، خاک بر سر تو و این زیارت!
ولی وقتی زورت میرسد، وقتی توانش هست، تسلیم نشو! این منطق ماست در برابر این قدرتها. پایش هم هزینه دادیم. این هم نبوده که فلج بشویم، بدبخت بشویم. اتفاقاً هرجا که به آنها صفر نه گفتیم، پیشرفت کردیم. اصلاً عجایب داستان این است. چرا ما تو اقتصاد آنقَدری که تو عرصه نظامی پیشرفت کردیم، پیشرفت نکردیم؟ چون تحریمهای نظامی ما صد برابر تحریمهای اقتصادی ماست. از همان روز اول ما تحریم نظامی شدیم تا کوچکترین چیزهایی که تو صنایع دفاعی استفاده میشود، تا پیچ فلان چیز. دوستانی که واردکننده میفهمند. فلان پیچی که تو فلان قطعه استفاده میشود که برای لوازم مثلاً خانگی استفاده میشود، ما تحریمیم؛ چون این یک خروجی توی صنایع دفاعی دارد و پیچ وارد کشور بشود. ما اقتدارمون، نقطه قوتمون تو صنایع دفاعیمون است که شدیدترین تحریمها را اینجا داشتیم. نقطه قوتمون تو چی بوده؟ یعنی تحریم مسئله ما نیست. تحریم مشکل تو، تحریم نیست. مشکل تو، مواجهه ماست. ما تحریم شدیم، نه گفتیم، گفتیم خودمان میسازیم. تو اقتصاد تحریم شدیم، گفتیم باید اینها راه بیایند، اینها را باید تحریم را بردارند، مشکل را حل کنند. اینها میگویند که برجام باید باشد. اینها میگویند fatf هم باید باشد. حالا fatf هم که مشکلش حل شد. باز هم مشکلات. اینها میگویند پالرمو، cft، کوفت و زهر مار، آن هم باید تغییر بدهیم. اینجا هم باید اینطور کنیم. برد موشک را باید کم بکنیم به اسرائیل نرسد؛ یعنی از جاهای دیگرمان که نقطه قوتمان است، هی باید بزنیم. آخر هم هیچی هم حل نمیشود. بدتر هم میشود. چون میفهمد نقطه ضعف کجاست. هی فشار هم بیشتر میکند.
جدی گفتم! اتفاقاً به برکت همین پیشرفت کردی. هرجا سفتتر نه گفتیم، خاطرمان جمع بوده که از آنها هیچی بهمان نمیرسد. تکلیفمون را با اینها معلوم کردیم. روشن شد. به جایی رسیده که روسیه و چین خریدار صنایع دفاعی مایند. التماس ما را میکنند. یک زمانی سیم خاردار به ما ندادند. امروز باید به دنیا ثابت کنیم که این پهپادهایی که تو سر اوکراین میخورد، والله و باللّه! ما به روسیه قدرت داریم. از کجا آمدیم؟ قدرت ما! نکته مهم این داستان منطق امام حسین است. آن هم سلطان جائر یزید. روبروی ما به اینها نگفتیم: بله! این نه گفتن هزینه دارد، خسارت دارد، آسیب دارد.
ما یهودی امتم این وسط لابلای خودمون هم داریم که با اینها پشت پرده میبندند. انگلیس هم برای ما آدم تربیت میکند، بین ما میفرستد. گاهی مسئول، گاهی تصمیمساز، گاهی مشاوره میدهد. جنگ ۱۲ روزه یک مشکلی که داشتیم، مشکل جنگندههایمان بود. ما اگه جنگنده قوی داشتیم، این اف-۳۵ راحت نمیآمد تو آسمون کشورمان. خب، بعد ته قضیه درمیآید که یک مشاوری تو صنایع دفاعی با اینکه همین صنایع دفاعی که نقطه قوت ماست، یک مشاور تو صنایع دفاعی آن وقتی که مثلاً ما ۲۰ سال پیش میخواستیم جنگنده بخریم، جنگنده وارد کنیم یا جنگنده بسازیم، آمده مشاوره داده که نه، ما به جنگنده نیاز نداریم. بعداً، بعد چند سال معلوم شده که این جاسوس بود، نفوذی بود. تو همان مشاوره، در چهره کارشناس. کارشناس! کارشناس میکند. قیافه کارشناس ظاهر میشوند. اینها نفوذیاند. یهودیان امتند. همان حرفها را دیکته میکند توی قالب دیگر، با یک فرم دیگر. یک امام حسین تنگش میچسباند، یک آیه بغلش میگذارد، یک روایت برایت میآورد. همان حرفهای ترامپ را بهت میگوید. روایت با یک تفسیر قرآن. دقت میکنی؟ از کربلا درس مذاکره میگیرد! خیلی عظمت میخواهد؛ یعنی خیلی نفهمی میخواهد. "از امام حسین چه درسی گرفتی؟" "میگوید: من درس گرفتم باید با یزید خوب باشیم." ساقی تو را زنده میخواهم! کدام منقلی تو را شلوار پای منقل میبرند؟ کجا بردنت؟ چی بهت گفتند؟ چی دستت دادند؟ از کربلا درس مذاکره بگیری! واقعاً نتانیاهو که نمیتواند برای شما نهجالبلاغه بخواند، قرآن بخواند. چی بگوید، بدبخت؟ هرچه بگوید، دستش رو است! یکی اینجا میآید برایت زن زندگی آزادی را با روایت، با سیره پیغمبر میگوید. یادم است همان اوایل زن و زندگی، یک کسی لایو اینستا رفته بود، داشت زن زندگی آزادی را در سیره پیغمبر میگفت. زن زندگی آزادی، ولی نه این زن زندگی آزادی که نتانیاهو به فارسی میگوید. ۶۰ هزار نفر را توی غزه جزغاله کردی، بیست هزار تا زن و کودک را کشتی. بعد زن زندگی آزادی! آن هم از دهن تو! خیلی واقعاً رو میخواهد. چقدر باید احمق باشد اونی که باز این حرفی که این گفته، باز اینجا تکرار کند. از او کمک میخواهد. میگوید: بیا به ما کمک کن اینها را بزن که ما بتوانیم اینجا اسلام را برپا کنیم. ما موارد عجیبی داریم؛ طرف میگوید: "اونا کاش بیایند اینا رژیم جمهوری اسلامی را ساقط کنند ما بتونیم اسلام واقعی رو حاکم کنیم." دیدم که دارم به شما میگویم. همچین موجودات عجیب و غریبی داریم. این دو دوز از نفهمی تو بعضیها هست. کدام اسلام؟ اسلامی که فرمود: "روبروی سلطان جائر باید بایستی، از خودت یک حرکتی نشان بدهی." یا اسلامی که خودش باد میکند سلطان جائر این میشود منطق امام حسین!
من عرضم را تمام کنم، بیشتر از این خستهتون نکنم. این قضیه امروز ماست، قضیه فردای ماست، این قضیه ظهور، بله ما آقا مسئول خائن داریم. عرض کردم عمده مشکلات کشورمون هم اتفاقاً به این مشاورههای این نفوذیها و این خائنها برمیگردد، به مدیریتهای این خائنها برمیگردد، به ضعف عملکرد خود ما. یک توانی داریم، آنقَدری دیگه حالا بتوانیم آن ضریب اطلاعاتی ما از زیر و زیر همه خانهها و همه مرزها و از همه چمدانها و از همه کیفها، همه را خبر داشته باشیم و یک دونه مثلاً فشنگ وارد کشور نشود؟ از دست در میرود. بنده خدایی که خادم حرم امام رضا (علیه السلام) بود، میگشت این زائرها را. خب حالا بنده خدا آیا حسن ظنی حالا دارد، کاری میکند، دارد میگردد. همه را تبعه وهابی. یادتان هست دیگر، تکفیری. قمه را تو آستینش قایم کرده، یک کاپشن هم تنش است با لباس حالا مال یکی از این کشورهای اطراف وارد حرم شد. سه تا طلبه را تو صحن امام رضا زد که حالا دوتاشان به شهادت رسیدند. خب بله، کوتاهی شده. این بنده خدایی که خادم حرم است، وایساده. بالاخره این هم یک توانی دارد، یک فهمی دارد. حواسش پرت بوده، کار از دستش در رفته است. این هم هست دیگه. یک دشمن بیرونی با طراحی و برنامهریزی قوی. یک نیروی درونی که این هم بالاخره ضعف. این دوتا با همدیگر ترکیب میشود، میشود گرفتاریهای ما. گاهی این هم که درونی است، خودش نفوذی است، همان سیاستها را دارد اجرا میکند. “ریچارد نفیو کتاب هنر تحریمها” را مینویسد، بخوانید این کتاب را. ببینید!
یکی به من گفت: "تو چرا انقدر با فلانی، آن رئیس جمهور، آن یکی، کربلا درس مذاکره میگرفت، چرا انقدر با این بدی، انقدر بد میگویی؟" گفتم: "تو این کتاب را بخوان، نظرت را بهم بگو." "ای خدا این را لعنتش کند!" اگه خدا فلانش. گفتم: "چی شد؟ هرچه تو این کتاب نوشته است برای اینکه تحریمها کمر ایران را بشکنند، دارد قدم به قدم اجرا میکند." یک سیاست از بیرون. بعد میبینی این مجری داخلی هم همان را دقیقاً دارد میرود. میگوید رئیس بانک مرکزی میگوید که: "به من گفتش که هرچه طلا داریم بریز بیرون." گفتم: "بابا! این خزانه خالی میشود، کمر مملکت میشکند." گفتم: "آقا! دو سال دیگه تو دولت تمام بشود، میخواهیم بعد دولت بعدی چیکار کند؟" گفت: "أنا رب الأول." این کلام حضرت عبدالمطلب. همان حرفها، همان حرفهای نتانیاهو را با آیه روایت میخواند: "أنا رب الأول." این داستان را شنیدید دیگر. عبدالمطلب شترهایش را گرفتند. ابرهه که حمله به کعبه. شترهای حضرت عبدالمطلب را گرفت. عبدالمطلب آمد گفتش که: "آقا! من میخواهم با ابرهه صحبت کنم." گفتند: "بگو." گفت: "اگه بشود این شترهای ما را آزاد کنیم." گفت: "من فکر میکردم تو آدم حسابی باشی. گفتم لابد آمدی بگویی من به کعبه حمله! شتر آخه چه جایگاهی دارد؟ بیا شترهایش را آزاد کنیم." حضرت عبدالمطلب فرمود که: "أنا رب الإبل و للبیت رب." من خواستم بگویم که من صاحب این شترها بودم. صاحب دارد! خودش بلد است چه شکلی. حالا یک همچین جملهای که مال آنجاست. طرف دارد خزانه مملکت مسلمین را خالی میکند، کمر ملت را میشکند. به رئیس بانک مرکزی گفته این را: "همه را بده بیرون!" میگوید: "بابا! مملکت بدبخت! من مسئول همین یک سالم، خودم را با بعد دو سال خودم چیکار دارم؟!" حماقت! چون خریت هم خودش قواعد دارد. به اونی که همه سوالها را غلط جواب میدهد، معلوم میشود که بلد است. چون بلد نبود، خودش قاعده دارد. اشتباه میگویی، یک سه تا را نمیزنی. وقتی همه را جواب دادی و غلط، حساب و کتاب خریت قاعده دارد. خریت نیست، خیانت! وقتی دقیق داری یک جوری مینشینی که اشتباهی هم گاهی از دستت درنمیرود، یک چیزی به نفع جمهوری اسلامی بشود.
داستان یک ذره مشکلات جمهوری اسلامی، یک ورش هم ضعف خود ماهاست. فهمی داریم، یک حدی توان داریم، یک حدی قدرت داریم. زورمان را میزنیم. آدمها را میشناسیم. اعتماد میکنیم. حرفها را میشنویم. شعارها را باور میکنیم. میآیند طیفهای مختلف کار را دست میگیرند. معلوم میشود کی چیکاره است. دولتهای مختلف، مسئولین مختلف، تجربه میکنیم. بالاخره این راه را باید ادامه بدهیم. چارهای نداریم غیر از این تا انشاءالله آرام آرام پیش برویم. اینجا آخر این سخنرانی رهبر انقلاب میفرمایند: "این مسیری که ما پیش رفتیم، همان مسیری است که خدا فرموده: وَلَن یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَه. این راه، راه امام حسین است. آن راهی که خدا وعده کرده، تضمین کرده، نصرت کند." برای همین رهبر انقلاب فرمود: "خدای متعال پیروزی مردم ایران را تضمین کرده. چرا؟ چون مردم ایران تو راه امام حسین، اثبات شد با این صحبت. ما حرکتمون حرکت امام حسین بوده، خطمون خط امام حسین. ما به سلطان جائر نه گفتیم، تسلیم هم نمیشویم."
امام حسین تسلیم نشد. آب را به رویش بستند، تحریمش کردند. عجیب آقا! این چند جمله را بگویم دیگر خیلی طولانی شده. یکی از عجایب کربلا که بهش توجه نمیشود، این نکته است. شما ببینید آب را روبروی حرم امام حسین بستند. خب، یک تعداد مرد جنگیاند، آمادگی دارند. جنگیدن برای آنها هم سخت است البته. یک تعداد زن و بچهاند. یک تعداد بچه کوچکاند. شما نه تنها بین آن مردهای جنگی حرف از تسلیم نمیشنوی، حرف از مذاکره و بده بستان با عمر سعد نمیشنوی که آقا دو تا از حرفهایی که عمر سعد میگوید بالاخره انجام بدهیم. هیچی! ابداً! از زنهای حرم هم اینو نمیشنوید. از کودکان حرم هم اینو نمیشنوید. این خیلی چیز عجیبی است. یک کلمه حرف از تسلیم بین تو زبان این بچههای کوچک نیست. اتکا به قدرت داخلی بچههای کوچک وقتی آب میخواهند چی میخواهند؟ میگویند: "بابا! به عمو بگو بره برایمان آب بیاورد." یعنی اتکا به قدرت داخلیشان؛ یعنی ما خودمان عباس داریم. وقتی هم که عباس به شهادت میرسد، این یک کلمه، من شب میلاد حضرت عباس (علیه السلام) هم هست، اگه کسی خواست اشکی هم بریزد، وقتی هم عباس به شهادت میرسد، کسی از بچهها نمیگوید: "بابا! از دشمن آب بخواه. از دشمن کمک بخواه. از دشمن بخواه به ما بچهها آب بده." بچهها گریه میکنند، میگویند: "دیگه به این حرم آب نمیرسد بعد از این." اما این خیلی توجه. یعنی میدانند به بیرون از اینجا نباید چشم داشت. بیرون از اینجا خبری نیست. تکیهات باید به همین نیرو باشد، به عباس و علی اکبرت باشد. تا وقتی که این قدرت داخلی هست، خرج میکند. وقتی هم نبود، توکل به خدا میکند. تسلیم نمیشود. تسلیم تو این قاموس اینها تعریف نمیشود.
یک جمله آخر هم. این بچهها را از کربلا تا کوفه بردند. از کوفه تا شام بردند. این بچهها کتک خوردند، تازیانه خوردند، سیلی خوردند؛ ولی یک جا شما نمیبینید از دشمن کمک خواسته باشیم، دست ذلت پیش دشمن دراز کرده، به دشمن التماس کرده باشد. آن وقتی که عمه را میزدند، سکینه بابایش را صدا زد گفت: "یا ابتا! اُنظُر اِلی عَمَّتیَ المَضروبَه!" بابا! تو نگاه کن ببین عمه کتکخورده من را. از دشمن کمک نمیخواهد که کتک نزن! دشمن ذاتش این است. دشمن تا آن وقتی که تسلیمش نشوی، کتک میزند. این از تو تسلیم میخواهد. من تسلیم نمیشوم. بگذار سیلیاش را بزند. اونی که من ازش کمک میخواهم این سر بریده است؛ سر بریده عباس، سر بریده اباعبدالله. امروز هم داستان من و شما این است. ما از کسی تو این عالم جز امام حسین کمک نمیخواهیم. از کسی جز قمر بنیهاشم کمک نمیخواهیم: "یا کاشف الکرب عن وجه الحسین." تو بودی که هر وقت حسین تو را میدید، غم و غصههایش برطرف میشد. ما از قمر بنیهاشم کمک میخواهیم. به تعبیر رهبر عزیزمان، ما زیر بیرق ابوالفضل العباسیم. زیر پرچم دیگری نمیرویم. با کسی دیگر بیعت نمیکنیم. این پرچم را بلند کردیم. همهمان را بکشند، این پرچم زمین نمیخورد تا روزی که انشاءالله تحویل آقامان بدهیم این پرچم را. با همه این زخمها، این مشکلات، این گرفتاریها، گرسنگیها، جنگ، ناامنی، آن چیزی که آنها از ما میخواهند محقق نمیشود. ما تسلیم این یزید و یزیدیان نخواهیم شد. بیعت نخواهیم شد.
به تعبیر حضرت امام فرمود: "اگر کشتههای ما را رو هم انباشته کنند، ما اماننامه کفر را امضا نخواهیم کرد." ما به ترامپ اماننامه نمیدهیم تا روزی که سر از تنش جدا نشود. انتقام حاج قاسم و شهدامون را نگیریم، اماننامه اینجا خبری نیست. روزی که انشاءالله دور نیست، انتقام خون شهدا را از این ملعون خبیث، از نتانیاهوی کثیف انشاءالله به زودی خواهیم گرفت و دور نیست روزی که انشاءالله جشن نابودی رژیم صهیونیستی را با هم بگیریم و این جمع انشاءالله نماز جمعه در بیتالمقدس، پشت امام زمان، پشت رهبر عزیزمان انشاءالله با هم برقرار خواهیم کرد.
خدایا! در فرج امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنیناش را از ما راضی بفرما. عمر ما را نوکری اهل بیت قرار بده. نسل ما را نوکران اهل بیت قرار بده. اموات، علما، شهدا، شهدای اخیرمون، امام راحل، ذویالحقوق، ذویالارحام، ملتمسین دعا، از سر سفره بابرکت امام حسین جا نمانند. خدایا! شر ظالمین را به خودشان برگردان. آمریکا و اسرائیل جنایتکار را نیست و نابود بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت و عنایت بفرما. رزمندگان اسلام را غلبه و فتح و نصرت بفرما. خدایا! آمریکا و اسرائیل را از درون خودشان یک آتشی به وجودشان بیفکن که نابودشان کند. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو به همین زودی زود تو همین ماه شعبان، به عظمت این حضراتی که در این ماه شعبان به دنیا آمدند، به عظمت این اعیاد شعبانیه، این عید ما را در این ماه شعبان با خبر مرگ اینها تکمیل بفرما. هرچه گفتی و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. بانبی و آله رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلواه.
-----------------------------
منابع:
[حدیث/روایت] نقل از مرحوم شیخ طوسی: «افضل اعمال شب نیمهٔ شعبان زیارت امام حسین علیهالسلام است.» مفاتیح الجنان
[حدیث/روایت] «کسی که شب نیمهٔ شعبان به زیارت امام حسین علیهالسلام برود، با همهٔ انبیا و ملائکه مصافحه کرده و از آنان تهنیت میشنود.» مفاتیح الجنان
[حدیث/روایت] «مَن أَحَبَّ أَن یُصافِحَ مِائَةً وَ عِشرینَ أَلفَ نَبِیٍّ فَلیَزُر قَبرَ الحُسَینِ فِی نِصفِ شَعبان.» الوافی، ج ۱۴، ص ۱۴۷۳.
[آیه قرآن] سوره اسراء، آیه ۳۳ —
«وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا»
[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص):
«سَأُعَرِّفُكُم یَهُودَ أُمَّتِی… قَومٌ مِن أُمَّتِی یَنتَحِلُونَ أَنَّهُم مِن أَهلِ مِلَّتِی… یَقتُلُونَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ…»
ابرهان فی تفسير القرآن، ج ۱، ص ۲۶۷.
[آیه قرآن] سوره بقره، آیات ۸۴ تا ۸۶ —
(اشاره به آیات بدون قرائت لفظی کامل)
تفسیر البرهان، آیات ۸۴–۸۶ سوره بقره
[حدیث/روایت] امام حسین (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص):
«مَن رَأىٰ سُلطانًا جائِرًا مُستَحِلًّا لِحُرُماتِ اللَّهِ… فَلَم یُغَیِّر عَلَیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ، كانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَن یُدخِلَهُ مَدخَلَه.»
عوالم العلوم، ج ۱۷، ص ۲۳۱.
[حدیث/روایت] آیتالله بهجت (ره): «هر روز، روز حسین است و هر روز، روز یزید؛ انسان باید هر روز موضع خود را مشخص کند.» کتاب «رحمت واسعه»، ص۱۶۹.
[آیه قرآن] سوره حج، آیه ۴۰ —
«وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت عبدالمطلب در ماجرای حمله ابرهه به کعبه، هنگامی که شترانش را مطالبه کرد فرمود: «من صاحب شترانم و این خانه صاحبی دارد که خود از آن دفاع میکند.»
ابن هشام سیرۀ نبویه، ج 1، ص 51 چهارجلدی. چاپ مصر، سال 1355 مؤسسه مصطفی البابی الحلبی.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و عجل فرجهم و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
عرض تبریک دارم خدمت برادران و خواهران عزیزم، این عید بزرگ را، میلاد آقا و مولامون و اربابمون، حضرت سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام)، و اعیاد شعبانیه را؛ میلاد حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)، میلاد امام سجاد (علیه السلام)، میلاد حضرت علی اکبر (علیه السلام) و در اوج و نقطه نهایی این اعیاد، میلاد آقا و مولامون حضرت بقیهالله الاعظم (ارواحنا فداه).
امروز تقارن جالبی شکل گرفته است بین روز میلاد امام حسین (علیه السلام) و روز جمعه که روز امام زمان (عجلالله فرجه). کمی در مورد این رابطه میخواهم نکاتی را عرض بکنم که به نظر میرسد نکات مهمی است. این بحث، بحث بسیار مهمی است و میدانم عزیزان هم با حوصله گوش میدهند. همین که صبح جمعه، از استراحت و از تفریح و حتی از خانواده زدند و آمدند -حالا بعضی عزیزان از همین حوالی و از جاهای نزدیک آمدهاند و بعضی دوستان هم از جاهای دور، از کرج و از جاهای دیگر حضور پیدا کردهاند- این بحث را انشاءالله با دقت و تأمل با هم مرور میکنیم. انشاءالله که بحث مهمی باشد و مورد رضایت امام حسین و امام زمان (علیهم السلام) قرار بگیرد.
نکتهای که میخواهم عرض بکنم؛ البته شباهتها و ارتباط امام زمان و امام حسین (علیهما السلام) موارد فراوانی دارد که میشود به آن پرداخت. جا دارد که یک دهه اصلاً بحث شود. همین ایام هم اتفاقاً ایام خوبی است؛ یعنی از همین میلاد امام حسین تا نیمه شعبان، اگر فرصت بود، خوب بود. حالا دوستان به ما میگویند آقا در این ایام جلساتی باشد؛ حالا حضوری یا مجازی. دوست داریم، اما وقتش را نداریم؛ یعنی مشغله و درگیری زیاد است. اگر فرصت بود، یکی از بحثهایی که میشد مفصل به آن پرداخت، همین موضوع بود که ارتباط امام حسین و امام زمان (علیهما السلام) بررسی شود. از اول تا آخر این ارتباط، یک ارتباط معنادار است.
شما روز میلاد امام حسین (علیه السلام)، دعا میکنید برای ظهور امام زمان (عجلالله فرجه). شب میلاد امام زمان (عجلالله فرجه)، میروید زیارت امام حسین (علیه السلام). نیمه شعبان، سفارش اکید شده به زیارت امام حسین (علیه السلام). فرمود: شب قدر پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم) در ماه رمضان است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: "شب قدر ما اهل بیت، شب نیمه شعبان است." و فرمود: "افضل اعمال." مرحوم شیخ طوسی میفرماید: "افضل اعمال شب نیمه شعبان، زیارت امام حسین (علیه السلام) است." در روایت داریم کسی که شب نیمه شعبان برود زیارت امام حسین (علیه السلام)، روایت عجیبی در این زمینه داریم، اگر زود پیدایش بکنم، روایتش را که فرمود: "کسی که نیمه شعبان موفق بشود به زیارت امام حسین (علیه السلام)، با تمام انبیا و ملائکه دست داده و زیارت کرده و به آنها تهنیت گفته و از آنها تهنیت شنیده است." حالا الان روایتش را دم دست پیدا نکردم. روایت عجیبی دارد در مورد فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) در نیمه شعبان.
اینها بخشی از ارتباط امام حسین و امام زمان (علیهما السلام) است و فراوان است، یکی دوتا نیست. این ارتباط در روایات فراوانی به آن پرداخته شده است. خلاصه فرمود: "مَن اَحَبَّ اَن یُصافِحَه مأه و عشرون الف پیامبر." اگر کسی دوست دارد با ۱۲۰ هزار پیغمبر دست بدهد. آقا! شما وارد مجلسی بشوید، شخصیتهای لشکری و کشوری؛ دوست دارید با تکتک اینها دست بدهید، خوش و بش کنید، روبوسی کنید. مثلاً، چه میدانم، سردار سلیمانی هست، شخصیتهای برتر کشوری حضور دارند. در آن جلسه، اینها خیلی مهم است؛ ولی مصافحه کردن، دست دادن، خوش و بش کردن، یک فضیلتی است. فرمود: "اگه کسی میخواد مصافحه کنه با ۱۲۰ هزار پیغمبر، فلیَزُر قبر الحسین فی نصف شعبان." نیمه شعبان به زیارت امام حسین (علیه السلام) بروید. تعبیر را ببینید: "فإن ارواح النبیین روح انبیا از خدا درخواست میکنند که خدا بهشون اجازه بده شب نیمه شعبان بیان کربلا. فیُؤذَن لهم." خدا اجازه میدهد اینها میآیند؛ یعنی تازه آنها هم بلیط برایشان صادر شده و اجازه گرفتهاند و همینجوری پا نشدند که بیایند.
این نشان میدهد که آن حقیقتی که در شب نیمه شعبان که وجود نازنین امام زمان باشد، متصل و مرتبط با امام حسین است. یک خط است، یک حقیقت است، یک جوهر است، یک گوهر تو دو جلوه تاریخی خودش را نشان داده است: یکی عاشورا و یکی ظهور. جالب است که گفتند: روایاتی داریم متعدد که روز ظهور امام زمان، روز عاشورا است. حضرت روز عاشورا ظهور میکند. این حالا یا واقعاً معنایش این است که همین عاشورایی که ما عاشورا میدانیم روز ظهور است یا کنایه است؛ کنایه از اینکه انگار تاریخ در عاشورا متوقف شده و آن روزی که امام زمان ظهور میکنند، از عاشورا ادامه پیدا میکند. تاریخ انگار این ساعت متوقف شده در لحظه شهادت امام حسین و روز عاشورا. به همین خاطر همه روزها عاشورا است تا روز ظهور امام که تعیین تکلیف بشود. شعار او هم امام حسین است، قیام او برای امام حسین است.
همین عنوان قائمی که برای او گفتند که نام مبارک مسجد هم به همین نام است، اساساً فلسفه این نام، یکی از فلسفههای این نام، همین قیامی است که ایشان برای امام حسین (علیه السلام) و برای انتقام امام حسین انجام میدهند. اصلاً از روز ازل، ایشان را برای همین به این نام نامیدند؛ چون ایشان قرار است قیام کند و انتقام بگیرد. شعار ایشان هم وقت ظهور، "یا لَثارات الحسین" است. همه را دعوت میکند به انتقام امام حسین. با اینکه مظلوم در این عالم کم نبوده، معصوم هم در این عالم کم نبوده. این همه مظلوم، این همه معصوم، این همه معصوم؛ خب قاعدتاً باید بگوید که انتقام همه انبیا، همه اولیا، همه معصومین! نه، به طور خاص، انتقام امام حسین (علیه السلام). عاشورا قیام میکند، به نام امام حسین قیام میکند، حکومتش را در کوفه تشکیل میدهد؛ چرا؟ چون امام حسین حرکت کرد در کوفه حکومت تشکیل دهد. آن حرکتی که تمام شد، به حسب ظاهر تمام شد. ما که نگاه میکنیم، تموم شد. امام حسین در عاشورا کشته شد و تمام شد. نه، تاریخ اینجا متوقف، زمان اینجا متوقف، و هر روز یک صدای بلند "هل من ناصر ینصرانی" یا "یا لَثارات الحسین". او درخواست کرد: کمکم کنید که کشته نشوم. البته برای شخص خودش کمک نمیخواست، برای این حقیقت کمک میخواست. از آن روز به بعد اهل بیت این فریاد را بلند کردند: "یا لَثارات الحسین. کیه که بیاد کمک کنه؟" انتقام او را فقط جعلنا لولیه سلطان. "اونی که مَن قُتِلَ مَظلُوماً"، اونی که مظلوم کشته میشود، ما برای ولی او سلطان قرار میدهیم. فرمود: آن مظلومی که مظلوم کشته شده، امام حسین است و آن منصوری که قرار است این مظلوم را و انتقامش را بگیرد، امام زمان است. و هر روز، روزی است که ما را دعوت میکنند به انتقام. روز ظهور، روز تحقق انتقام، انتقام امام حسین (علیه السلام). امام زمان هم برای امام حسین قیام میکند، حکومت و حاکمیت امام حسین را برقرار میکند در آن شهری که قرار بود پرچم امام حسین و حکومت امام حسین برافراشته بشود در شهر کوفه. این حرکت ناتمام تمام میشود. این لحظهای که متوقف شده، ادامه پیدا میکند با ظهور و به نقطه نهایی میرسد.
این نکته خیلی مهم است که باید به این توجه کرد. جوهره حکومت امام زمان و ظهور امام زمان حسینی است، حرکت امام زمان حسینی است. خب، ما با چند تا قضیه امروز مواجهیم. یکی اینکه آقا وظیفه ما چیست قبل از ظهور؟ خب، وقتی که حرکت امام زمان، حرکت حسینی است، وظیفه ما قبل از ظهور، در عصر غیبت، حسینی است. این نکته.
نکته دوم این است که با این شرایط و حال و احوالی که امروز بر دنیا حاکم است، وظیفه در ایران، انقلاب، انقلابی رقم خورده است، در عالم تحولاتی میبینیم. یک سر بردار شیعه است، یک سر بردار یهود. سنگینترین جدال روی کره زمین در تاریخ، بین این دو تا بوده است. امروز این نبرد و این درگیری به اوج خودش رسیده است. هیچ کسی هم تو این عالم در برابر این یهود خبیث و خصوصاً این رژیم غاصب صهیونیستی ادعای اینکه ما میخواهیم با اینها درگیر بشویم و روبروشان بایستیم را ندارد. نه ادعایش را دارد، نه توانش را دارد، نه جرأتش را دارد. هیچ حکومتی، هیچ حتی ملیتی به صورت منسجم، هدفمند، با برنامه قوی و جدی، هیچ کسی هیچ برنامهای برای اینکه یک چکی به این صهیونیستها و یهودیان بزند، هیچ برنامهای ندارد. یک جماعتی که سر بلند کرده، یک جماعتی که به اینها نه گفته، یک جماعتی که تو صورت اینها خوابانده -به تعبیر رهبر انقلاب، "اینجا کتک خوردن"، "برگشتن"- یک جماعتی است که اینها را کتک میزند، زیر چنگ و دست و بال میاندازد، شلاقش میزند و آن هم یهود است.
این قضیه، قضیه امروز نیست. نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، ما فکر میکنیم که طایفهای که روبروی امام حسین (علیه السلام) بود، بنی امیه بودند. البته بودند بنی امیه؛ ولی قضیه منحصر به بنی امیه نیست. در روایات پیغمبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم)، قاتلین امام حسین (علیه السلام) را این شکلی معرفی کردند، شاید کمتر شنیده باشید این تعبیر را. ضعف کارهای رسانهای ما است. این روایت از پیغمبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) در تفسیر البرهان، ذیل آیه ۸۴ سوره بقره، آیه ۸۴ تا ۸۶ سوره بقره است. از آن روایات قیمتی و فوقالعاده ماست که کُنفَیَکون میکند. این روایت یک تعبیر پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم) به کار میبرند. این کلمه کلیدی و به تعبیر امروزیها هایپرسونیک، نقطهزن است. کلمه را ببینید. فرمود: "أفلا أُنبِئُکُم بِمَن یُضاهیهم مِن یهودِ الأُمَه." میخواهید بهتون بگم یهودیان امت من کیا هستند؟ ما یهود را که میشناسیم، در طول تاریخ هم معلوم بود. مگر امت پیغمبر روبروی یهود نیست؟ چرا؟ پس یهودی امت پیغمبر چی میشود؟ میشوند نفوذیهای یهود در امت پیغمبر. این درگیری بین شیعه و یهود، یک عنصر است. عناصری از بین یهودیها بین شماها به اسم شیعه، به اسم هموطن، به اسم هممیهن میآیند که اینها یهودیان امتاند.
حتی بحث را به نژاد نمیآورد، نمیفهماند یهودیان عرب. اگه یهودیان عرب میگفت، معلوم بود؛ کمااینکه امروز به هر حال ما با صهیونیستهای فارس و ایرانی مواجهیم. همین را رقم زدند، خصوصاً یک طایفهای که کمتر در مورد اینها صحبت میشود، باید خیلی روی اینها کار بشود: بهائیت. این طایفه ملعون، یک جریان جدی است. این فتنهها، بهائیت اونی که مسجد آتش میزند، هیئت آتش میزند، قرآن آتش میزند، یک پای جدیاش بهائیت است که متأسفانه کمتر در مورد اینها گفته میشود، کمتر شنیده میشود. اینها که رسماً خودشان اصلاً پرورشیافته دست یهود هستند. اینکه موضوع روشن است، سرکردهشان هم اصلاً تو همان اراضی اشغالی دفن است، آن بهاءالله هم آنجا دفن است. اینها اصلاً از همانجا ریشه گرفتهاند. اینها میشوند یهودیهای ایرانی، نه بحث یهودی ایرانی نیست؛ بحث یهودی مسلمان، یهودی این امت پیغمبر (صلیالله علیه و آله و سلم).
فرمود: "یهودیان امت را بهتون معرفی بکنم؟" گفتند: "بلا یا رسولالله! بله، بفرمایید." "یه جماعتی هستند از امت من، یَنْتَحِلُونَ بِأَنَّهُمْ مَن مِلَّتی." ادعایشان این است که مسلمانند، روی پرچم هم حتی لا اله الا الله مینویسند، نام پیغمبر را مینویسند. میبینید دیگر، سعودیها ادعای مسلمانی دارند، نماز میخوانند، رو به قبله وایمیایستند، قرآن میخوانند. بیشترین قاری بینالمللی مال مصریها بود، البته الان دیگر میدان از دستشان خارج شده و الحمدلله دست ایرانیهاست. اینها ادعا دارند، ادعای اینکه "أهلُ مِلَّتی تَقْتُلُون أَفْضَلَ ذُرِّیَتِی." ولی بهترین بچههای منو میگیرند، میکشند. "وَعَدَاوَتی لَهُم." بعد چیکار میکنه؟ "یُبَدِّلُونَ شَرِیعَتی وَ سُنَّتی." شریعت من و سنت من را عوض میکنند. یک قرآن دیگری است؛ قرآنی که اینها میخوانند، ظاهرش قرآن ماست. آیات جهاد ندارد، آیات قتال ندارد، آیات ولایت کفار ندارد، آیات ولایت یهود و نصاری سوره مائده ندارد، سوره توبه ندارد، سوره صف ندارد، هیچی اینها نیست تو قرآنشان. اینها را هم بخوانند، کاری ندارند که کیو میگوید، چیو میگوید، تطبیقش به کیست. "أنْ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنَبُوا الطّاغُوت نصفش است." مال اینها کاملش را میخوانم ولی اعتقادشان به نصفهی اول است.
میگفتش که "شما چرا نماز نمیخونی؟" گفت: "قرآن گفته: وَ أَنْتُمْ سُکارَی. وقتی مستی، نماز نخون." گفت: "من دیگه بقیهاش کار ندارم، همین تیکه اول کار رو درمیآورد." حالا روز عید است، این را گفتی این را هم بگویم بخندید. "نماز تو مسجد نمیآیی، جماعت نمیکنی؟" گفت: "قرآن گفته. قرآن گفته جماعت نخوان." گفت: "آره؟" گفت: "کجای قرآن؟" گفت: "قرآن میگه: إنَّ الصَلَاهَ تَنهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ. تنها نماز!" قرآن اینها این شکلی است، نصفه! "اَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغوت." جلوتر نمیآید. "شریعت منو عوض میکنن یهودیان امت. سنت منو عوض میکنن. یَقتُلُونَ وَلَدی الحَسَنَ وَ الحُسین." دو تا پسر منو اینها میکشند، حسن و حسین را یهودیان امت میکشند. چرا به ما نگفتند کربلا را یهودیها علم کردند، امام حسن و امام حسین یهودیها کشتند؟ یهودیان امت! یهودی امت دیگر با ستاره داوود نمیآید. یهودی امت با قرآن میآید. حالا این را که این احمقهای داخلی ما که دیگه میایند قرآن میسوزانند، اینها که دیگه خیلی وضعشان خراب است؛ ولی آن جریان سفیانی که در منطقه ما رقم خواهد خورد، آن جریان، جریانی است که به اسم خدا و پیغمبر و این حرفا میآید. یهودیان امت، حسن و حسین را میکشند؛ همانطور که پیشینیان اینها، زکریا و یحیی را کشتند، یهودیهای قبلی. خدا اینها را لعنت میکند؛ همانجور که آنها را لعنت کرد. "و خدا برای انتقام از یهودیان امت من، بابت خونی که از حسینم ریخت، قبل از قیامت کسی رو برمیانگیزاند: مِن وَلَدِ الحسینِ المظلوم. از فرزندان حسین مظلوم، هادیاً مَهْدِیّاً." مهدی را خدا میفرستد برای انتقام خون امام حسین. از کیا؟ از یهودیان امت! "یُحَرِّفُهُم بِسُیُوفِ اَوْلیائ الی نار جهنم." با شمشیر اولیای خدا، اینها را با شمشیر یارانش و اولیای خدا، اینها را میفرستد جهنم. داستان ظهور میشود انتقام خون امام حسین، از کیا؟
ببینید دقیقاً یک چیز است، ظهور ادامه امام حسین است. کسانی هم که به شمشیر امام حسین کشته میشوند، ادامه قاتلان امام حسین هستند. دو تا جریان آن موقع بودند، امروز هم هستند. اینور یک جریان است، جریان امام حسین و امام زمان (علیهما السلام). آنور هم یک جریان است، جریان یهود. یک یهود بیرونی، یک یهود داخلی. یهود بیرونی تو ۱۲ روز ۱۰۰۰ نفر را میکشد. یهود داخلی تو دو روز ۴۰۰۰ نفر را میکشد. یهود بیرونی نمیتواند امام حسین را بکشد. یهود بیرونی نمیتواند اینجور فتنه کند. بنیامیه دستپرورده آن یهود است، یهود این امت. پس شد یک جوهر، یک گوهر. اتفاق ماییم، یک جریان حسینی با یک جریان یهودی.
حالا اول میخواهیم تحلیل بکنیم انقلابمان را. تیکه مهم بحث امروز این است: "این انقلاب ما کجای داستان است؟" چون بعضی وقتها به این قضیه را از بالا اینجور نگاه نکنند، قاطی میکنند انقلاب را. اگه بخواهی با قیمت مرغ و نان سنگک و روغن و اینها تحلیل بکنی، هزار تا عیب و ایراد دارد. ممکنه خیلی چیزها قبلاً ارزانتر بوده، زمان شاه ارزانتر بوده. البته ممکنه حساب و کتاب بکند، خب هزار تا نمره منفی دارد و بعد شما میگویی آقا معیشت مردم نتوانسته تامین بکند، یک روغن را نتوانسته تامین بکند و تخممرغ اینطور است، گوشت اینطور است، نان اینطور است، قیمت مرغ اینطور است و تمام. وقتی از بالا نگاه نکند، تحلیل درست نداشته باشد، این شکلی میشود. تحلیل درست و دقیقش چیست؟ شما باید بگویید آقا دو تا جریان است: یک جریان، جریان اهل بیت، جریان حسینی است. یک جریان، جریان یهودی است. باید اول دید انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تو کدام یک از این دو تا دسته است؟ بیرون از این دو تا دسته ما جریانی نداریم. این سوال مهمی است. پاسخش چیست؟ شماها که آدمهای خوبی هستید، از چهرههاتون مشخص است، همه نورانی و با صفا و اینها، لابد همهتون میگویید جمهوری اسلامی تو جبهه امام حسین. شاید هم نگویید، نمیدانم.
جوان ما کربلا بودیم، گفتش که ضد انقلاب بود، گفت: "من روز عاشورای ۸۸ کف خیابانهای تهران مرگ بر دیکتاتور میخواستم با یزید زمان خودم بجنگم." البته بیسوادی هم کم تاثیر نیست در این مسئله. به طرف گفتند: "چی شد معتاد شدی؟" "امان از رفیق بد!" ولی خب زغال خوب هم بیتاثیر نیست. آقا! جنس خوب هم بیتاثیر نیست تو بعضی از افکار. ساقی بد و جنس خوب. خلاصه تحلیل کلان قضیه چیست؟ جریان امام حسین چیست؟ جریان روبروی امام حسین چیست؟ ما اول این را باید بفهمیم. باید بفهمیم این امروزی که باهاش مواجهیم، این دو سر این طیف کجای عالمند؟ ما تو کدامشیم؟ این جمهوری اسلامی تو کدامش است؟ ما تو کدام باید باشیم؟ موضعمان چی باید باشد؟ جریان امام حسین چیست که امام زمان هم ادامه همین است؟ من اگه ناراحت نمیشوید و اگه دلخور نمیشوید، یک چند کلمهای میخواهم از رهبر انقلاب مطالبی را بخوانم براتون. آخر میخواهم به چی برسم دیگه؟ ولی به هر حال ایشان دارد یک چیزی را ادعا میکند تو این سخنرانی. مطلب جالبی است. من میخواهم از روی آن بخوانم بعد با هم تحلیل بکنیم که چقدر این حرف درست است، بعد برسیم به بقیه قضایا. اگه حوصلهاش را دارید؟ احسنت! صلوا تان یک شکسته پسته شد. یک صلوات با هم بفرستید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
۲۱/۷/۹۸، قبل از آن فتنه بنزین آبان و قبل از شهادت حاج قاسم، یک سخنرانی دارند رهبر انقلاب. من براتون یک بخشهایی از آن را میخوانم. خیلی جالب است. میفهمید که مطلب سوم به همین مناسبت، به مناسبت اربعین، ایام اربعین. ایشان این صحبت را به مناسبت اربعین درباره -خوب دقت کنید که میخوانم دیگر، حواسها خیلی باید جمع باشند! بحث خیلی مهم است، بحث ناموسی است! این بحث امروز ناموسی است! خیلی باید حواستان را جمع کنید. اگه بتوانیم از تو چیزی دربیاوریم، خب، اگه نتوانیم، همهمون با همدیگه باختیم، کلاً پرونده جمهوری اسلامی با هم جمع!
"درباره مشی و جهت و حرکت جمهوری اسلامی..." ما از اول انقلاب یک حرکتی را آغاز کردیم. در بخش آرمانها، در بخش زندگی مردم، در بخش ساختن کشور، در بخش تربیت انسانها، حرکتهای بزرگی شروع شده و توفیقات بزرگی هم به دست آمده. البته کمبودها زیاد است، مشکلات کم نیست؛ اما موفقیتها و پیشرفتها از این مشکلات بیشتر است. حالا آن حرکت چی بود؟ حرکتی که تا امروز انجام گرفته، حرکت بهتآوری است برای کسانی که بتوانند ابعاد این حرکت را درک کنند. خب، حالا جهت این حرکت باید معلوم بشود برای ادامه این کار. جهت حرکت چیست؟ ما حسینی هستیم دیگه. جهت حرکت را امام حسین معین کرده. برای چی انقلاب کردیم؟ به چه سمتی انقلابمان شکل گرفت؟ به چه سمتی پیش رفت؟ به چه سمتی دارد میرود؟ ایشان ادعاشون این است که ما یک حرکت امام حسینی را برایش انقلاب کردیم و با همان حرکت امام حسینی داریم میرویم. از کجا شما این ادعای بزرگ را دارید؟ نسبت میدهید راهتان راه امام حسین؟ میدانید امام حسین اگه بود مرغ این قیمت بود؟ گوشت اینجوری بود؟ نون اینجوری بود؟ اصل حرکت باید معلوم بشود.
ایشان میفرمایند که راه امام حسین تو این خطبهای که حضرت خواندند معلوم میشود. این خطبه تکلیف همه ما را معلوم میکند. خیلی این مطلب دقیق است. "در یکی از منازل بین راه امام حسین ایستاد و خطبه خواند. خوب دل بدهید:" "أیها الناس! اِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)..." اللهم صل. این را هم بگویم من ساعت ندارم، همینجور میرم. ساعت خراب روبروی ما. "خیلی زیاد صحبت کردم." و گفت: "من ساعت ندارم، نمیدانم چقدر شد." "خیلی زیاد صحبت کردم." "یکی گفت: حاج آقا، ساعت نداری، تقویم پشتت هست." (تقویم! دیدی کار از روی ساعت گذشته؟ به روز رسیده. تقویم نگاه کن!) ممکنه کار ما به تقویم برسد. خلاصه همینجوری پیش بره.
پیغمبر اکرم، امام حسین فرمود: "پیغمبر اکرم فرمود: مَن رأی سُلطاناً جائرًا..." خیلی مطلب عمیق است. "...مُستَحِلّاً لِحُرُماتِ الله، ناکِثاً لِعَهدِ الله، یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَالعُدوان، وَ لَم یُغَیِّر عَلیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ، کَانَ حَقّاً عَلی اللهِ اَن یُدخِلَهُ مَدخَلَه." این کلام پیغمبری است که امام حسین فرمود؛ یعنی خود امام حسین هم که حرکت کرده بر اساس این فرمایش پیغمبر است. حالا من تفسیر این خطبه را از فرمایش رهبر انقلاب میخوانم براتون. میفرماید: "خیلی حرف بزرگی است. خیلی حرف عجیبی است." اولاً خطاب به ناس، "مردم!" ما هم جزو "ناس" هستیم. این خطاب، خطاب به ما هم است. خطاب به مؤمنین فقط نیست. خطاب به آن عده همراهان فقط نیست که حالا یک عدهای خب انقلابیاند، حزباللهیاند، شیعه امام حسین؛ خطاب به اینها دارد میگوید؟ نه! همه بشریت مخاطب این کلام امام حسین. چیست؟ حرف خطاب به بشریت است، نه فقط در آن زمان، در همه زمانها. امروز هم این خطاب هست. امروز هم با همین یک جمله معلوم میشود کی حسینی است، کی یزیدی است. آقای بهجت در کتاب "رحمت واسعه" فرمود: "هر روز حسینی است و یزیدی. هر روز باید تکلیفت را معلوم کنی که با حسین هستی یا با یزید؛ چون هر روز حق و باطل هست." این جمله از آقای بهجت در کتاب "رحمت واسعه" است.
حالا خط حسین و یزید با چی از هم جدا میشود؟ چه شکلی از هم جدا میشود؟ مگر خط امام حسین چیست؟ خط امام حسین فرمود از قول پیغمبر نقل میکند، دارد فلسفه حرکت خودش را بیان میکند. میگوید: "من دارم به حرف پیغمبر عمل میکنم. پیغمبر به من دستور داده که این کار را بکنم." پیغمبر چی فرموده؟ "مَن رأی سُلطاناً جائراً." فرمود: "هر کی یک قدرتی را، یک قدرت ستمگری را مشاهده کند..." سلطان فقط به معنای پادشاه نیست، سلطان یعنی قدرت. امروز سلطان جبهه کفر و استکبار، جبهه صهیونیزم و آمریکاست. این سلطان است. میبینید ستم امروز دنیا را که این ستم همهجا را گسترده است. جنگافروزی، فشار، استعمار، مکیدن ملتها، فشار آوردن به ملتها، ایجاد جنگهای داخلی، بقیه فجایعی که امروز استکبار انجام میدهد. پیغمبر فرمود: "هرکی یک سلطانی را ببیند که یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَالعُدوان." "فی عباد الله" نه بین مؤمنین، نسبت به بندههای خدا. مسلمان، مسیحی، هر کی! نسبت به اینها چیکار میکند؟ با جور و عدوان، زور میگوید، دیکته میکند، فشار میآورد، تحقیر میکند. کاری که مصداق بارز کلام پیغمبر! سلطان جائر، ترامپ است. سلطان جائر آدم حرفنفهم، دیکتاتور، خودشیفته، عیاش، لُمپَن. برای هیچکس ارزش و احترام قائل نیست، حتی رفیقاش. دیدید این رئیس جمهور فرانسه، مکرون را چه شکلی تحقیر کرد؟ همین چند روز پیش بابت عینکی که زده بود و اینها. نخستوزیر ایتالیا را دیدی چه شکلی تحقیر کرد؟ زن اردوغان را دیدید؟ خود اردوغان را با زنش چه شکلی تحقیر کرد؟ زلنسکی را دیدید؟ آورد جلو دوربین پخش زنده چه شکلی تحقیر کرد؟ با کاناداییها دیدی چه شکلی صحبت کرد؟ گفت: "ما اگه نبودیم شما یک آلمانی حرف میزدید یا ژاپنی حرف میزدید." دنیا را چه شکلی تحقیر میکند. این دیگه فقط با مسلمانها مشکل ندارد، این با شیعه مشکل ندارد، همه را دارد چپاول میکند. میگوید: "اسم خلیج مکزیکو را میخواهم بزنم خلیج ترامپ. گرینلند مال ماست. کانادا باید به ایالتهای ما اضافه بشود." کاناداییها "مرگ بر آمریکا" میگفتند. گرینلند شیعه مدافعان حرم دارند. برای بشار اسد رفتند، کاری کردند، حزبالله را حمایت کردند، موشک درست کردند، تو سر اسرائیلیها زدند. "یَعمَلُ فی عِبَادِ اللهِ بِالْجَورِ وَ العُدوان." با بندههای خدا با دیکتاتوری رفتار میکند، با زور رفتار میکند، همه خون همه را دارد میمَکد.
کسی اگه این سلطان جائر را ببیند، این منطق امام حسین است. این علت قیام امام حسین است. آخه بعضی جاها میگویند: "آقا انقدر روضه نخوانید، به جایش بیایید راه امام حسین." حرفهای ژیگولی. من خودم شنیدم بعضی از این دانشجوها روضه و اینها، گریه و اینها خوب نیست. "بیایید راه امام حسین را ادامه دهید." به این راه امام حسین ادامه بده. "سلطان جائر." اگر سلطان جائری را دیدی که نسبت به بندگان خدا با جور و عدوان با زورگویی، با ستم، با فشار رفتار میکند. "هرکی این را ببیند، یک وظیفه در قبال این پیدا میکند." چه وظیفهای؟ ایشان میفرمایند که اولاً بین بندههای خدا، همه. "هر جبههای، هر قدرتی، هر مرکز ستمگری که در بین مردم این کارها را انجام بدهد، وظیفه شما چیست؟" "لَم یُغَیِّر عَلیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ." هم باید یک کاری انجام بدهی، هم باید یک حرفی بزنی. خوب دقت کنید. اگر کسی این سلطان جائر را دید و پیغمبر فرمود: "در برابر این، یک کاری و یک حرفی از خودش نشان نداد که بازی این را بههم بزند، اعلام نارضایتی کند، روبروی این دربیاید، خدا هر جا که آن سلطان جائر را ببرد، این را هم دنبال او میبرد. همانجا." اگر کسی امروز روبروی ترامپ نایستاد، به ترامپ نه نگفت، زیر بارش نرفت، توی روی او در نیامد، که در آمد. وگرنه همان جهنمی که در انتظار ترامپ است، مال این هم هست. این قاتل قاسم سلیمانی هم هست. این قاتل بچههای غزه هم هست. فلسفه جهاد امام حسین این است. رهبر انقلاب میفرمایند: "فلسفه انقلاب ما هم همین است. ما از اول نه گفتیم به سلطان جائر."
یک سلطان جائر داشتیم اینجا: پهلویها. که میبینید، میبینید این تفالههای ادامههاشونو ببینید چه موجودات خبیث و کثیفی، قدیمیهاشون هم همین بوده. پول ملت را چپاول، عیاشی میکردند. زمین میبخشیدند که با فلان زن رقاصه مال فلان کشور یک شب بتوانند عیاشی کنند! این خاطرات یکی از پهلویهاست. گفتند و نوشتند. همینجا یادم است یک بار یک چیزی گفتم، از ته مجلس یک کسی یک چیزی گفت و یک خاطرهای شد. "حاج آقا، یادشون بخیر شد." البته آن جلسه من گفتم این پسر پهلوی رو با هلیکوپتر شخصی میبردند. میبردند شروع کردند گفتند: "این بچه محل ما بوده. اینها رو نبندید بهشون این حرفا." فرداش من فیلم آوردم. فیلم مستند که مستند خود فرح تو سایت فرح است. بعد خیریتشم تو این بود که من گفتم رضا پهلوی رو با هلیکوپتر شخصی میبردند، انگلیسی بود آن مستندی که من آوردم. آنجا گفتش که: "تک تک بچههای شاه را با هلیکوپتر شخصی میبردند." خدا خیر بده به آنهایی که آن داد و قال را کردند، باعث خیر شدند که مطلب کامل بگوییم. آنجا خلاصه یک همچین خانوادهای بودند که مملکت ملک شخصی اینها بود. خواهر شاه میرفت مشهد قمار میکرد، میباخت. زنگ میزدند به تولیت آستان قدس، "پولهای ضریح را جمع کن بیار بده من. تو قمار باختم." پولهای ضریح را میدادند برای قمار.
یک جایی ما سخنرانی داشتیم، شاندیز مشهد. دیدیم یک حال و هوای تاریکی دارد. نماز جماعت را خوانده بودیم. فضا، فضای خاصی بود. یک منطقهای بود مال بسیج بود و بسیج دانشجویی و اینها. بعد این بچهها گفتند: "حاج آقا، اینجا که نماز میخوانی، میدانی کجاست؟" گفتم: "نه." گفت: "این باریه که محمدرضا میآمد اینجا عرق میخورد! نماز جماعت شما خواندی اینجا. اینجا مال اون بوده." خلاصه با پول آستان قدس و حرم و مملکت و بیتالمال و اینها عیاشی و اینها بود. برف میآمد اینجا، جمعیت تو برف مرده بودند. شاه با فرحش داشتند اسکی میکردند تو سوئیس. تعطیلات نوروز اینها. اینها دیگه روشن است. این اولین سلطان جائری بود که ما بهش نه گفتیم. به این نه گفتیم. اربابش آمد. کارتر آمد. پشت این در آمد که "به این نه میگویی؟ پدرتونو درمیآورم!" به اونم نگفتیم. دیدیم سفارتش دارد جاسوسی میکند، طراحی کودتا میکند، طراحی ترور میکند. سفارتش را گرفتیم. سفارتش را گرفتیم. به ما حمله نظامی کرد. آمدند، جزغاله شدند، برگشتند. از آن روز هم هر چی که داستان داریم، سر نه گفتن به اینهاست؛ چون نه گفتیم، تحریممان کردند. داستان دلار و فشار و تحریم بینالمللی و اینها، این است. ما تسلیم نشدیم. این داستان یک کلمه تسلیم. "تسلیم نمیشوم." "مملکت اسلام میروم بیرون، میروم بین یهود و نصارا زندگی میکنم." اینها جملات عجیبی است که کمتر شنیدهاید. امام حسین (علیه السلام) فرمود: "من میروم یک جایی که تو دایره حکومت یزید نباشد. من فقط میخواهم تسلیم یزید نباشم. من میروم با یهود و نصارا -یهودیهای معمولی، نه آن یهودیهای قلدر- زندگی میکنم." گفتند: "نه! همینجا باید باشی. بیعت هم باید بکنی."
در جنگ ۱۲ روزه ترامپ چی گفت؟ "جمهوری اسلامی تسلیم!" احمق خدازده! پس کلش همه چیو. البته از سر خودشیفتگیاش ها. این هم یک لطف خدا در حق ما کرده. آن قبلیها یک دوزار مسائل دیپلماتیک را رعایت میکردند. این احمق! چون همه چیو میخواهد یک کاسه کنه و به نام خودش کنه، همه را بلندبلند میگوید. "من از اینا این را میخواهم. یالا! بیایید فلان کنیم." "من بین اونا گفتم، من اون کار را کردم." بدنم گندش درمیآید. "اول شلوغیهای تهران و ایران میگوید: من از اینا حمایت میکنم. بریزید جلو من!" احمق میآید کار را دست بگیرد، لو میرود. این میشود سلطان جائر زمانه ما. تو هر زمانهای هم هست. ما به این سلطان جائر نه گفتیم. امام حسین به سلطان جائر نه گفت. اگه نه نمیگفت، هرچی یزید انجام داد، به پای او هم نوشته میشد. شریک یزید بود. شما هم امروز اگه به این صهیونیستها نه نگویی، به آمریکا نه نگی، هر جنایت و خیانت و کثافتی که اینها انجام میدهند، یک سهمش هم مال من و شماست.
تکبیر! الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر! خامنهای رهبر! مرگ بر ضد ولایت فقیه! مرگ بر منافقین! مرگ بر اسرائیل!
بعد رهبر انقلاب میفرمایند: "علت اینکه ما در مقابله با آمریکا کوتاهی نمیآییم این است. اینکه ما در مقابل فشار تبلیغاتی دشمنان کم نمیآوریم، به توفیق الهی، به خاطر این است. چون یک وظیفه است." اگه این کار را نکردیم، "کان حقا علی الله أن یدخله مدخله." همانجایی که خدا اینها را میبرد، ما را هم همانجا میبرد. همکاسه میشویم، همدست میشویم. همانجور که مصریها همدستند با آمریکا و اسرائیل، شریک خون بچههای غزه. اردنیها همینطور. همه این کشورهای منطقه ما روی این کره زمین، همه شریک ترامپند. بعضیها هم پشت سر بدش را میگویند، فحش هم میدهند. این اردوغان را میبینید؟ هی فیگور میآید، ادا اطوار درمیآورد و اینها. وقتی اسرائیل به کم و کسری خورده، صادراتش را افزایش میدهد. مملکت مسلمان ضد صهیونیست شعار "مرگ بر اسرائیل" و دهنش نمیافتد. ما شاگردای ترکیهای داریم، طلبههای خارجی. یکی از این بچههای اهل ترکیه میگفتش که: "شما اصولگرا، اصلاحطلب دارید اینجا. ما هم یک همچین چیزی تقریباً داریم." مثال جبهه پایداری، اصلاحطلب، اصولگرا و اینها. احزابند. بعضیشان حزباللهیاند، مذهبیاند. بعضیشان مثلاً ضد دین و اینها. میگفتش که: "افراطیترین حزب ترکیه از جهت مذهبی و فلان و اینها حزب اردوغان و گزینهاش اردوغان است." یعنی این معادل ایرانیاش میشود نماینده جبهه پایداری تو ترکیه، اردوغان. نماینده جبهه پایداریشان است. آقای جلیلیشان است. این مثلاً آنجا این شکلی است؛ یعنی این دیگه خیلی حزباللهی است. قرآن میخواند، نماز. زنش حجاب قبول دارد، حجاب میآید، حج میرود، این حرفها. ته اسلام ترکیه دیگه، نخبه حزباللهی، سینه چاک حزباللهیشان شده این. ترامپ اینجور زنش را مضحکه میکند، جلوش. دستش هم تو یک کاسه. آنور هم دارد غارت و جنایت میکند. تو سوریه دیگه خبر دارید چه جنایتها که نکرد. بشار اسد.
مصر وقتی انقلاب کرد، به محمد مرسی برداشت نامه نوشت، گفتش که: "برای قانونی که میخواهیم بنویسیم بعد از انقلاب..." حالا جفتشان اخوانی بودند دیگه. اینها همهشان اخواناند، اخوانالمسلمین. اخوانالمسلمین برگشت به آنها از طرف اخوانالمسلمین گفت: "قانون بعدی که خواستیم بنویسیم، قانون لائیک بنویسید." ببینید این است وضعیت دنیا. آنور علیاف جمهوری آذربایجان، با اکثریت مطلق شیعه، که یک زمانی اینجا پایگاه تشیع بوده، پایگاه حوزهها بوده، مراجع ما مال این کشور آذربایجان بودند، آذربایجان این لب مرز ما کامل در تسخیر این رژیم صهیونیستی. گاهی سربازهایی که رژه میروند لب مرز با یونیفرم نظامی اسرائیل رژه میروند تو آذربایجان! خندهدار نیست؟ ما هم همین بودیم. یکی از عوامل شکلگیری اسرائیل در منطقه ما رضا شاه بود و یکی از عوامل لجستیک اقتصادی اسرائیل تو منطقه ما محمدرضا. اسرائیل تو منطقه شکل نمیگرفت. حالا میگوید: "زمان شاه دینداری مردم بهتر بود." اگه این دینداری، خاک بر سر آن دین و آن دینداری و تو با هم! اگه دینت اینجوری است که نمازت را میخوانی، بعد از نمازت بیتالمال و بودجه و چه میدانم مالیات و اینها خرج این میشود که دولت اسرائیل اینجا شکل بگیرد، خاک بر سر تو و نماز تو و مسجد تو و بودجه تو و دولت تو و همهاش با هم! پول تو حرم امام رضا میاندازی که خواهر شاه بتواند قمار کند، خاک بر سر تو و این زیارت!
ولی وقتی زورت میرسد، وقتی توانش هست، تسلیم نشو! این منطق ماست در برابر این قدرتها. پایش هم هزینه دادیم. این هم نبوده که فلج بشویم، بدبخت بشویم. اتفاقاً هرجا که به آنها صفر نه گفتیم، پیشرفت کردیم. اصلاً عجایب داستان این است. چرا ما تو اقتصاد آنقَدری که تو عرصه نظامی پیشرفت کردیم، پیشرفت نکردیم؟ چون تحریمهای نظامی ما صد برابر تحریمهای اقتصادی ماست. از همان روز اول ما تحریم نظامی شدیم تا کوچکترین چیزهایی که تو صنایع دفاعی استفاده میشود، تا پیچ فلان چیز. دوستانی که واردکننده میفهمند. فلان پیچی که تو فلان قطعه استفاده میشود که برای لوازم مثلاً خانگی استفاده میشود، ما تحریمیم؛ چون این یک خروجی توی صنایع دفاعی دارد و پیچ وارد کشور بشود. ما اقتدارمون، نقطه قوتمون تو صنایع دفاعیمون است که شدیدترین تحریمها را اینجا داشتیم. نقطه قوتمون تو چی بوده؟ یعنی تحریم مسئله ما نیست. تحریم مشکل تو، تحریم نیست. مشکل تو، مواجهه ماست. ما تحریم شدیم، نه گفتیم، گفتیم خودمان میسازیم. تو اقتصاد تحریم شدیم، گفتیم باید اینها راه بیایند، اینها را باید تحریم را بردارند، مشکل را حل کنند. اینها میگویند که برجام باید باشد. اینها میگویند fatf هم باید باشد. حالا fatf هم که مشکلش حل شد. باز هم مشکلات. اینها میگویند پالرمو، cft، کوفت و زهر مار، آن هم باید تغییر بدهیم. اینجا هم باید اینطور کنیم. برد موشک را باید کم بکنیم به اسرائیل نرسد؛ یعنی از جاهای دیگرمان که نقطه قوتمان است، هی باید بزنیم. آخر هم هیچی هم حل نمیشود. بدتر هم میشود. چون میفهمد نقطه ضعف کجاست. هی فشار هم بیشتر میکند.
جدی گفتم! اتفاقاً به برکت همین پیشرفت کردی. هرجا سفتتر نه گفتیم، خاطرمان جمع بوده که از آنها هیچی بهمان نمیرسد. تکلیفمون را با اینها معلوم کردیم. روشن شد. به جایی رسیده که روسیه و چین خریدار صنایع دفاعی مایند. التماس ما را میکنند. یک زمانی سیم خاردار به ما ندادند. امروز باید به دنیا ثابت کنیم که این پهپادهایی که تو سر اوکراین میخورد، والله و باللّه! ما به روسیه قدرت داریم. از کجا آمدیم؟ قدرت ما! نکته مهم این داستان منطق امام حسین است. آن هم سلطان جائر یزید. روبروی ما به اینها نگفتیم: بله! این نه گفتن هزینه دارد، خسارت دارد، آسیب دارد.
ما یهودی امتم این وسط لابلای خودمون هم داریم که با اینها پشت پرده میبندند. انگلیس هم برای ما آدم تربیت میکند، بین ما میفرستد. گاهی مسئول، گاهی تصمیمساز، گاهی مشاوره میدهد. جنگ ۱۲ روزه یک مشکلی که داشتیم، مشکل جنگندههایمان بود. ما اگه جنگنده قوی داشتیم، این اف-۳۵ راحت نمیآمد تو آسمون کشورمان. خب، بعد ته قضیه درمیآید که یک مشاوری تو صنایع دفاعی با اینکه همین صنایع دفاعی که نقطه قوت ماست، یک مشاور تو صنایع دفاعی آن وقتی که مثلاً ما ۲۰ سال پیش میخواستیم جنگنده بخریم، جنگنده وارد کنیم یا جنگنده بسازیم، آمده مشاوره داده که نه، ما به جنگنده نیاز نداریم. بعداً، بعد چند سال معلوم شده که این جاسوس بود، نفوذی بود. تو همان مشاوره، در چهره کارشناس. کارشناس! کارشناس میکند. قیافه کارشناس ظاهر میشوند. اینها نفوذیاند. یهودیان امتند. همان حرفها را دیکته میکند توی قالب دیگر، با یک فرم دیگر. یک امام حسین تنگش میچسباند، یک آیه بغلش میگذارد، یک روایت برایت میآورد. همان حرفهای ترامپ را بهت میگوید. روایت با یک تفسیر قرآن. دقت میکنی؟ از کربلا درس مذاکره میگیرد! خیلی عظمت میخواهد؛ یعنی خیلی نفهمی میخواهد. "از امام حسین چه درسی گرفتی؟" "میگوید: من درس گرفتم باید با یزید خوب باشیم." ساقی تو را زنده میخواهم! کدام منقلی تو را شلوار پای منقل میبرند؟ کجا بردنت؟ چی بهت گفتند؟ چی دستت دادند؟ از کربلا درس مذاکره بگیری! واقعاً نتانیاهو که نمیتواند برای شما نهجالبلاغه بخواند، قرآن بخواند. چی بگوید، بدبخت؟ هرچه بگوید، دستش رو است! یکی اینجا میآید برایت زن زندگی آزادی را با روایت، با سیره پیغمبر میگوید. یادم است همان اوایل زن و زندگی، یک کسی لایو اینستا رفته بود، داشت زن زندگی آزادی را در سیره پیغمبر میگفت. زن زندگی آزادی، ولی نه این زن زندگی آزادی که نتانیاهو به فارسی میگوید. ۶۰ هزار نفر را توی غزه جزغاله کردی، بیست هزار تا زن و کودک را کشتی. بعد زن زندگی آزادی! آن هم از دهن تو! خیلی واقعاً رو میخواهد. چقدر باید احمق باشد اونی که باز این حرفی که این گفته، باز اینجا تکرار کند. از او کمک میخواهد. میگوید: بیا به ما کمک کن اینها را بزن که ما بتوانیم اینجا اسلام را برپا کنیم. ما موارد عجیبی داریم؛ طرف میگوید: "اونا کاش بیایند اینا رژیم جمهوری اسلامی را ساقط کنند ما بتونیم اسلام واقعی رو حاکم کنیم." دیدم که دارم به شما میگویم. همچین موجودات عجیب و غریبی داریم. این دو دوز از نفهمی تو بعضیها هست. کدام اسلام؟ اسلامی که فرمود: "روبروی سلطان جائر باید بایستی، از خودت یک حرکتی نشان بدهی." یا اسلامی که خودش باد میکند سلطان جائر این میشود منطق امام حسین!
من عرضم را تمام کنم، بیشتر از این خستهتون نکنم. این قضیه امروز ماست، قضیه فردای ماست، این قضیه ظهور، بله ما آقا مسئول خائن داریم. عرض کردم عمده مشکلات کشورمون هم اتفاقاً به این مشاورههای این نفوذیها و این خائنها برمیگردد، به مدیریتهای این خائنها برمیگردد، به ضعف عملکرد خود ما. یک توانی داریم، آنقَدری دیگه حالا بتوانیم آن ضریب اطلاعاتی ما از زیر و زیر همه خانهها و همه مرزها و از همه چمدانها و از همه کیفها، همه را خبر داشته باشیم و یک دونه مثلاً فشنگ وارد کشور نشود؟ از دست در میرود. بنده خدایی که خادم حرم امام رضا (علیه السلام) بود، میگشت این زائرها را. خب حالا بنده خدا آیا حسن ظنی حالا دارد، کاری میکند، دارد میگردد. همه را تبعه وهابی. یادتان هست دیگر، تکفیری. قمه را تو آستینش قایم کرده، یک کاپشن هم تنش است با لباس حالا مال یکی از این کشورهای اطراف وارد حرم شد. سه تا طلبه را تو صحن امام رضا زد که حالا دوتاشان به شهادت رسیدند. خب بله، کوتاهی شده. این بنده خدایی که خادم حرم است، وایساده. بالاخره این هم یک توانی دارد، یک فهمی دارد. حواسش پرت بوده، کار از دستش در رفته است. این هم هست دیگه. یک دشمن بیرونی با طراحی و برنامهریزی قوی. یک نیروی درونی که این هم بالاخره ضعف. این دوتا با همدیگر ترکیب میشود، میشود گرفتاریهای ما. گاهی این هم که درونی است، خودش نفوذی است، همان سیاستها را دارد اجرا میکند. “ریچارد نفیو کتاب هنر تحریمها” را مینویسد، بخوانید این کتاب را. ببینید!
یکی به من گفت: "تو چرا انقدر با فلانی، آن رئیس جمهور، آن یکی، کربلا درس مذاکره میگرفت، چرا انقدر با این بدی، انقدر بد میگویی؟" گفتم: "تو این کتاب را بخوان، نظرت را بهم بگو." "ای خدا این را لعنتش کند!" اگه خدا فلانش. گفتم: "چی شد؟ هرچه تو این کتاب نوشته است برای اینکه تحریمها کمر ایران را بشکنند، دارد قدم به قدم اجرا میکند." یک سیاست از بیرون. بعد میبینی این مجری داخلی هم همان را دقیقاً دارد میرود. میگوید رئیس بانک مرکزی میگوید که: "به من گفتش که هرچه طلا داریم بریز بیرون." گفتم: "بابا! این خزانه خالی میشود، کمر مملکت میشکند." گفتم: "آقا! دو سال دیگه تو دولت تمام بشود، میخواهیم بعد دولت بعدی چیکار کند؟" گفت: "أنا رب الأول." این کلام حضرت عبدالمطلب. همان حرفها، همان حرفهای نتانیاهو را با آیه روایت میخواند: "أنا رب الأول." این داستان را شنیدید دیگر. عبدالمطلب شترهایش را گرفتند. ابرهه که حمله به کعبه. شترهای حضرت عبدالمطلب را گرفت. عبدالمطلب آمد گفتش که: "آقا! من میخواهم با ابرهه صحبت کنم." گفتند: "بگو." گفت: "اگه بشود این شترهای ما را آزاد کنیم." گفت: "من فکر میکردم تو آدم حسابی باشی. گفتم لابد آمدی بگویی من به کعبه حمله! شتر آخه چه جایگاهی دارد؟ بیا شترهایش را آزاد کنیم." حضرت عبدالمطلب فرمود که: "أنا رب الإبل و للبیت رب." من خواستم بگویم که من صاحب این شترها بودم. صاحب دارد! خودش بلد است چه شکلی. حالا یک همچین جملهای که مال آنجاست. طرف دارد خزانه مملکت مسلمین را خالی میکند، کمر ملت را میشکند. به رئیس بانک مرکزی گفته این را: "همه را بده بیرون!" میگوید: "بابا! مملکت بدبخت! من مسئول همین یک سالم، خودم را با بعد دو سال خودم چیکار دارم؟!" حماقت! چون خریت هم خودش قواعد دارد. به اونی که همه سوالها را غلط جواب میدهد، معلوم میشود که بلد است. چون بلد نبود، خودش قاعده دارد. اشتباه میگویی، یک سه تا را نمیزنی. وقتی همه را جواب دادی و غلط، حساب و کتاب خریت قاعده دارد. خریت نیست، خیانت! وقتی دقیق داری یک جوری مینشینی که اشتباهی هم گاهی از دستت درنمیرود، یک چیزی به نفع جمهوری اسلامی بشود.
داستان یک ذره مشکلات جمهوری اسلامی، یک ورش هم ضعف خود ماهاست. فهمی داریم، یک حدی توان داریم، یک حدی قدرت داریم. زورمان را میزنیم. آدمها را میشناسیم. اعتماد میکنیم. حرفها را میشنویم. شعارها را باور میکنیم. میآیند طیفهای مختلف کار را دست میگیرند. معلوم میشود کی چیکاره است. دولتهای مختلف، مسئولین مختلف، تجربه میکنیم. بالاخره این راه را باید ادامه بدهیم. چارهای نداریم غیر از این تا انشاءالله آرام آرام پیش برویم. اینجا آخر این سخنرانی رهبر انقلاب میفرمایند: "این مسیری که ما پیش رفتیم، همان مسیری است که خدا فرموده: وَلَن یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَه. این راه، راه امام حسین است. آن راهی که خدا وعده کرده، تضمین کرده، نصرت کند." برای همین رهبر انقلاب فرمود: "خدای متعال پیروزی مردم ایران را تضمین کرده. چرا؟ چون مردم ایران تو راه امام حسین، اثبات شد با این صحبت. ما حرکتمون حرکت امام حسین بوده، خطمون خط امام حسین. ما به سلطان جائر نه گفتیم، تسلیم هم نمیشویم."
امام حسین تسلیم نشد. آب را به رویش بستند، تحریمش کردند. عجیب آقا! این چند جمله را بگویم دیگر خیلی طولانی شده. یکی از عجایب کربلا که بهش توجه نمیشود، این نکته است. شما ببینید آب را روبروی حرم امام حسین بستند. خب، یک تعداد مرد جنگیاند، آمادگی دارند. جنگیدن برای آنها هم سخت است البته. یک تعداد زن و بچهاند. یک تعداد بچه کوچکاند. شما نه تنها بین آن مردهای جنگی حرف از تسلیم نمیشنوی، حرف از مذاکره و بده بستان با عمر سعد نمیشنوی که آقا دو تا از حرفهایی که عمر سعد میگوید بالاخره انجام بدهیم. هیچی! ابداً! از زنهای حرم هم اینو نمیشنوید. از کودکان حرم هم اینو نمیشنوید. این خیلی چیز عجیبی است. یک کلمه حرف از تسلیم بین تو زبان این بچههای کوچک نیست. اتکا به قدرت داخلی بچههای کوچک وقتی آب میخواهند چی میخواهند؟ میگویند: "بابا! به عمو بگو بره برایمان آب بیاورد." یعنی اتکا به قدرت داخلیشان؛ یعنی ما خودمان عباس داریم. وقتی هم که عباس به شهادت میرسد، این یک کلمه، من شب میلاد حضرت عباس (علیه السلام) هم هست، اگه کسی خواست اشکی هم بریزد، وقتی هم عباس به شهادت میرسد، کسی از بچهها نمیگوید: "بابا! از دشمن آب بخواه. از دشمن کمک بخواه. از دشمن بخواه به ما بچهها آب بده." بچهها گریه میکنند، میگویند: "دیگه به این حرم آب نمیرسد بعد از این." اما این خیلی توجه. یعنی میدانند به بیرون از اینجا نباید چشم داشت. بیرون از اینجا خبری نیست. تکیهات باید به همین نیرو باشد، به عباس و علی اکبرت باشد. تا وقتی که این قدرت داخلی هست، خرج میکند. وقتی هم نبود، توکل به خدا میکند. تسلیم نمیشود. تسلیم تو این قاموس اینها تعریف نمیشود.
یک جمله آخر هم. این بچهها را از کربلا تا کوفه بردند. از کوفه تا شام بردند. این بچهها کتک خوردند، تازیانه خوردند، سیلی خوردند؛ ولی یک جا شما نمیبینید از دشمن کمک خواسته باشیم، دست ذلت پیش دشمن دراز کرده، به دشمن التماس کرده باشد. آن وقتی که عمه را میزدند، سکینه بابایش را صدا زد گفت: "یا ابتا! اُنظُر اِلی عَمَّتیَ المَضروبَه!" بابا! تو نگاه کن ببین عمه کتکخورده من را. از دشمن کمک نمیخواهد که کتک نزن! دشمن ذاتش این است. دشمن تا آن وقتی که تسلیمش نشوی، کتک میزند. این از تو تسلیم میخواهد. من تسلیم نمیشوم. بگذار سیلیاش را بزند. اونی که من ازش کمک میخواهم این سر بریده است؛ سر بریده عباس، سر بریده اباعبدالله. امروز هم داستان من و شما این است. ما از کسی تو این عالم جز امام حسین کمک نمیخواهیم. از کسی جز قمر بنیهاشم کمک نمیخواهیم: "یا کاشف الکرب عن وجه الحسین." تو بودی که هر وقت حسین تو را میدید، غم و غصههایش برطرف میشد. ما از قمر بنیهاشم کمک میخواهیم. به تعبیر رهبر عزیزمان، ما زیر بیرق ابوالفضل العباسیم. زیر پرچم دیگری نمیرویم. با کسی دیگر بیعت نمیکنیم. این پرچم را بلند کردیم. همهمان را بکشند، این پرچم زمین نمیخورد تا روزی که انشاءالله تحویل آقامان بدهیم این پرچم را. با همه این زخمها، این مشکلات، این گرفتاریها، گرسنگیها، جنگ، ناامنی، آن چیزی که آنها از ما میخواهند محقق نمیشود. ما تسلیم این یزید و یزیدیان نخواهیم شد. بیعت نخواهیم شد.
به تعبیر حضرت امام فرمود: "اگر کشتههای ما را رو هم انباشته کنند، ما اماننامه کفر را امضا نخواهیم کرد." ما به ترامپ اماننامه نمیدهیم تا روزی که سر از تنش جدا نشود. انتقام حاج قاسم و شهدامون را نگیریم، اماننامه اینجا خبری نیست. روزی که انشاءالله دور نیست، انتقام خون شهدا را از این ملعون خبیث، از نتانیاهوی کثیف انشاءالله به زودی خواهیم گرفت و دور نیست روزی که انشاءالله جشن نابودی رژیم صهیونیستی را با هم بگیریم و این جمع انشاءالله نماز جمعه در بیتالمقدس، پشت امام زمان، پشت رهبر عزیزمان انشاءالله با هم برقرار خواهیم کرد.
خدایا! در فرج امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنیناش را از ما راضی بفرما. عمر ما را نوکری اهل بیت قرار بده. نسل ما را نوکران اهل بیت قرار بده. اموات، علما، شهدا، شهدای اخیرمون، امام راحل، ذویالحقوق، ذویالارحام، ملتمسین دعا، از سر سفره بابرکت امام حسین جا نمانند. خدایا! شر ظالمین را به خودشان برگردان. آمریکا و اسرائیل جنایتکار را نیست و نابود بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت و عنایت بفرما. رزمندگان اسلام را غلبه و فتح و نصرت بفرما. خدایا! آمریکا و اسرائیل را از درون خودشان یک آتشی به وجودشان بیفکن که نابودشان کند. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو به همین زودی زود تو همین ماه شعبان، به عظمت این حضراتی که در این ماه شعبان به دنیا آمدند، به عظمت این اعیاد شعبانیه، این عید ما را در این ماه شعبان با خبر مرگ اینها تکمیل بفرما. هرچه گفتی و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. بانبی و آله رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلواه.
-----------------------------
منابع:
[حدیث/روایت] نقل از مرحوم شیخ طوسی: «افضل اعمال شب نیمهٔ شعبان زیارت امام حسین علیهالسلام است.» مفاتیح الجنان
[حدیث/روایت] «کسی که شب نیمهٔ شعبان به زیارت امام حسین علیهالسلام برود، با همهٔ انبیا و ملائکه مصافحه کرده و از آنان تهنیت میشنود.» مفاتیح الجنان
[حدیث/روایت] «مَن أَحَبَّ أَن یُصافِحَ مِائَةً وَ عِشرینَ أَلفَ نَبِیٍّ فَلیَزُر قَبرَ الحُسَینِ فِی نِصفِ شَعبان.» الوافی، ج ۱۴، ص ۱۴۷۳.
[آیه قرآن] سوره اسراء، آیه ۳۳ —
«وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا»
[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص):
«سَأُعَرِّفُكُم یَهُودَ أُمَّتِی… قَومٌ مِن أُمَّتِی یَنتَحِلُونَ أَنَّهُم مِن أَهلِ مِلَّتِی… یَقتُلُونَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ…»
ابرهان فی تفسير القرآن، ج ۱، ص ۲۶۷.
[آیه قرآن] سوره بقره، آیات ۸۴ تا ۸۶ —
(اشاره به آیات بدون قرائت لفظی کامل)
تفسیر البرهان، آیات ۸۴–۸۶ سوره بقره
[حدیث/روایت] امام حسین (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص):
«مَن رَأىٰ سُلطانًا جائِرًا مُستَحِلًّا لِحُرُماتِ اللَّهِ… فَلَم یُغَیِّر عَلَیهِ بِقَولٍ وَ لا فِعلٍ، كانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَن یُدخِلَهُ مَدخَلَه.»
عوالم العلوم، ج ۱۷، ص ۲۳۱.
[حدیث/روایت] آیتالله بهجت (ره): «هر روز، روز حسین است و هر روز، روز یزید؛ انسان باید هر روز موضع خود را مشخص کند.» کتاب «رحمت واسعه»، ص۱۶۹.
[آیه قرآن] سوره حج، آیه ۴۰ —
«وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت عبدالمطلب در ماجرای حمله ابرهه به کعبه، هنگامی که شترانش را مطالبه کرد فرمود: «من صاحب شترانم و این خانه صاحبی دارد که خود از آن دفاع میکند.»
ابن هشام سیرۀ نبویه، ج 1، ص 51 چهارجلدی. چاپ مصر، سال 1355 مؤسسه مصطفی البابی الحلبی.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات حسین آخر
حسین آخر
حسین آخر
در حال بارگذاری نظرات...