متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
قبل از هر چیز، بابت صدای نامطلوبی که امشب از ما میشنوید، عذرخواهی میکنم و انشاءالله که دلهایمان متوجه شود امشب به وجود نازنین امام باقر (علیهالسلام)، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یکی از مسائل مهمی که در طول تاریخ همیشه محل درگیری بوده و ما در طول تاریخ این جدال و نزاع را داشتیم و این روزها خیلی پررنگتر شده، مسئله جدال حق و باطل است؛ روشهای مختلفی که این جدال در این عالم برقرار است. حالا تقسیمبندیهایی میکنند: جنگ سخت و جنگ نیمهسخت و جنگ نرم و چیزهایی که حالا تعابیری که بهکار میبرند. فارغ از این اصطلاحات تخصصی، خیلی ساده اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم، باید بگوییم که یک وقت هست که درگیری در یک فضای ظاهر رقم میخورد؛ تقابلی که یک نفر میزند، یک نفر میخورد، تیر و ترکش و توپ و خمپاره و دود و خرابی. همهاش محسوس است، همهاش ظاهر است، همه برای همه روشن است. معلوم است که کی دارد کی را میزند، معلوم است کی روبروی کیست، معلوم است کیا با هم هستند.
یک وقت هم هستش که این تقابل، تقابل عمیقتری است؛ ریشهدارتر و کمی نامحسوس. آن هم وقتی است که یک اختلال شناختی صورت میگیرد. یک وقت ممکن است بنده برای اینکه مثلاً یک چیزی را از شما بگیرم، یک آسیبی به شما بزنم، با یک جنگ نمایانی وارد تقابل شوم. قمه میکشم، میگذارم زیر گلوی شما، میگویم مثلاً گوشیات را بده من، یا میدهی یا نمیدهی، درگیر میشوی. تو هم ممکن است قمه بکشی، اسپری گاز فلفل دربیاریم. دو تا میآیند به حمایت از من، دو تا میآیند به حمایت از تو. چهار تا میزنیم، چهار تا میخوریم برای اینکه این گوشی را من از دست تو بگیرم. جنگ است، حالا اصطلاحاً جنگ سخت یا نیمه سخت.
ولی یک وقت هستش که من یک جوری روی فکر شما کار میکنم و شناخت شما را خراب میکنم، شما خودت بدون درد و خونریزی، بدون آسیب، بدون کتک، تازه احساس بکنی که پیروز شدی، احساس کنی یک کلاهی هم سر من گذاشتی. این حقه و فریب و نیرنگ، از اول خلقت هم بوده. اصلاً داستان جنگ نرم با خود ابلیس شروع شده. فرمانده جنگ نرم خود ابلیس بود با حضرت آدم در بهشت. اولین کسی که در جنگ نرم آسیب دیده، بابایمان حضرت آدم (علیهالسلام) است. من چی گفت؟ گلآویز نشد که یالا از این درخت بخور، میزنمت، میکُشمت، رو تفنگ بگذاری روی شقیقه حضرت آدم. گفت: «نه، میدانی چرا خدا بهت گفته از این درخته نخور؟ چون تو اگر از این درخته بخوری، این چیه؟ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى؟» گفت: «اگر از این درخته، از این میوهاش بخوری، ماندگار میشوی، به یک مُلک کهنه نشدنی میرسی، زندگی پیدا میکنی که هیچوقت کهنه نمیشود، همیشگی. خدا نخواسته حالا به دلایلی نخواسته که تو از این درخته بخوری.» این درخته که خدا گفته نخور، اثر بدیاش نبوده که خدا گفته نخور، اثر خوبیاش بوده که خدا گفته این درخته اصلاً خیلی درخت خوبی است، از همه درختا بهتره.
جنگ نرم، اختلال شناختی، مهندسی افکار عمومی، عملیات روانی. عملیات روانی خیلی مهم است. حضرت آدم (علیهالسلام) حالا روایتی هم دارد در مورد حضرت آدم و حضرت موسی، که یک صلوات برای هر دو بفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» آیاتی دارد که حضرت موسی خواب دیده، حضرت آدم (علیهالسلام). بله، آدم گفتش که مثلاً به قول ما، بابا این چه کاری بود کردی؟ چرا آخه از این درخت خوردی تو این دنیا؟ حضرت آدم جواب داده بود به حضرت موسی که شیطان نامرد، «قاسَمَهُما إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ»، قسم خورد من دلسوزتانم، خیرتان را میخواهم به آدم و حوا. حضرت آدم فرموده بود من فکر نمیکردم تو این عالم کسی باشه که جرئت داشته باشه قسم دروغ بخوره پیش خدا. از لطافت باطن حضرت آدم بوده، از خوبیش بوده. گاهی آدم مثلاً یک چیزی از جیبش یکی میدزدد، آدم باورش نمیشود که همچین مدلی هم کسی دزدی بکند، اینجوری هم کسی دزد پیدا بشود، دزدی بکند. آدم اطمینان میکند به یک کسی، مثلاً یک نفری از تو خیابان زخمی بوده، مثلاً چه میدانم خون ازش میرفته، برمیداری بیمارستان، بعد درمانش میکنی تو بیمارستان، فرآیند درمان طی کردی، رفیق شدی، بهش اطمینان پیدا کردی. خیلی دشوار است دیگر. یعنی کاری که من کردم، عاقلانه بود، اتفاقاً شرایط جوری بود که من اطمینان میکردم، اصلاً نمیشد. آدم فکر نمیکردم انقدر گرگ باشد. حضرت آدم منظورش این است، من فکر نمیکردم این شیطان انقدر گرگ باشد تو بهشت قسم دروغ بخورد. بابا تو بهشتیم ما الان اینجا. قسم دروغ، نشانههاش هم یک جوری بود که باورم میشد.
شما ببینید وقتی شیطان اینجوری کار میکند تو ذهن ما، میتواند برای حضرت آدم میتواند یک قضیه اینجوری را آنجوری کند، دیگر ماها که دیگر همه کلاه سرمان رفته است. میتواند درخت. دیگر خدا مستقیم به خود آدم گفته: «حق نداری به این نزدیک بشوی.» «تكونا من الظالمين»، به این درخت اگر نزدیک بشویم ظالم میشوید. خودش صاف و پوستکنده از خدا شنیده این را، از خدا شنیده. حضرت آدم کانالهای خبری حزباللهی، مثلاً نه از فلان حاجآقای مسجد. خود خدا مستقیم: «درخت نمیری.» میشود کسی از خود خدا مستقیم شنیده که سمت این درخت نروید، شیطان بیاید بهش بگوید که اصلاً این درخته را باید بروی. پیچیدگی قضیه دستتان آمد؟ چقدر داستان، داستان عجیبغریب و ترسناک است. طرف اختلال شناختی ایجاد میکند، چیزهای منفی را مثبت و مثبت را منفی جلوه میدهد. نعمت را تو چشمت تبدیل میکند به یک چیزی که حالت ازش به هم بخورد، شکر نکنی دیگر از یک چیزی که کاملاً نعمت است، لطف خدا، فرصت است، یک فرصت فوقالعاده است، یک ولی خدایی، یک آدم خوبی، اتفاق خوبی. امین قضایا مربوط به حاج قاسم، این ایام دیدید دیگر، اتفاقاتی که رخ داد با همه تلخی که داشت. بههرحال شهادت است دیگر. شهادت تعدادی از آدمهای خوب و مؤمن تو مسیر خوبی، کشته شدن توسط یک سری جنایت، به دست جنایتکار، با توطئه جنایتکار. بعد میآید آن توطئه را ما برنامه جنایت کار. «قاسم سلیمانی چقدر نحس بود؟ هم کشته شدنش این همه کشته دادیم، هم تو سالگردش انقدر کشته دادیم، بابت مجسمهاش تو اصفهان تیممون حذف شد.» چهار تا تیم داشتیم تو آسیا، آن سه تا اوت شدند. این یک دانه که همان یک دانه بازی را برکت حاج قاسم بود، این را نمیگوید. چقدر این قاسم سلیمانی نحس بود. دیدی؟ باختیم. مجسمه کنار زمین بوده. حالا به این داستان هم کار ندارد که چقدر ظالمانه چند حرف مفت که مثلاً اینها نمادهای سیاسی جمهوری اسلامی است. عربستان، ورزشگاهی که به نام رؤسای سعودی است، میروند. ورزشگاه به نام آن ورزشگاه به نام ملک عبدالعزیز کد استادیوم به نام عمرم فوتبال بازی میکند، اثر سیاسی نیست. بعد پردازشی میکند. عملیات روانی این است دیگر. میگوید: «ببین این آدم چقدر نحس بود. مجسمهاش هم باعث باخت تیممون میشود.» این همان کاری است که ابلیس با آن درخت کرد. با هر چیز خوبی و با هر چیز بدی این کار را میکند. سرمایه اصلی قوه خیال تو و فضای شناخت تو. سوءظن ایجاد میکند یا حسن ظن ایجاد میکند نسبت به چیزهای خوب.
این همه حالا اینور و آنورش، این قضایا برکت دارد. عرض کردم یکیش همین بود. این تیمی که تو این بازی سه هیچ باخت، تنها چیزی بود که تو ایرانیا صعود کرد. هیچکس این را نگفت. هیچکس این را نگفت که قاسم سلیمانی بود که آنجا زدند ما را باختند، صعود کرد با پول و فشار و اینها، تحمیل کردند نحسی قاسم سلیمانی، چهار تا پنج تا کنار هم درست میکند تحویلت میدهد. وقتی نگاه میکنی، بعد یکی دیگر را میآورد، نماد برکت تو این موارد نحسی را میشناسیم. تیمسارها، رزومه را که نگاه میکنی، به ترتیب در تمام این چهل سال، هرجا نگاه میکنی، میبینی طرف خیانتی بوده، شکستی بوده، باختی بوده، عقبنشینی بوده، این رأسش بوده، ولی همیشه سفید است. اینها همهاش عملیات روانی است. اینها همهاش کار شیطان است.
یکی از دورههایی که ما در طول تاریخ خیلی نمایان این قضیه جنگ روانی را داریم، که امشب یک چند کلمه در موردش میخواهم صحبت بکنم، دوره امام باقر (علیهالسلام) و دوره بنیامیه است. بنیامیه از آن مارموزهای چی بگویم؟ اصطلاح خوب، باز هم خفن بگویم؟ دیدم خیلی قشنگ نیست. چیزهای خفن و معادل خفن چیست؟ باحال؟ باحال یعنی خوب؟ وحشتناک؟ از آن مارموزهای وحشتناک بودند بنیامیه، در کار روانی و رسانهای. ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه میگوید که خیلی تعبیر جالبی است، تعبیری که دارد میگوید. میگوید: «زمان بنیامیه اینها کاری کرده بودند در ضدیت با شیعه و لجنمال کردن شیعه.» در جلد ۱۱، صفحه ۴۴ میگوید: «آنقدر شیعه تحقیر شده بود تو جامعه و تخریب شده بود، وقتی به یک نفر میگفتند شیعه، نسبت شیعه میدادند، این بدتر بود بهش بگویند زندیق، بگویند کافر، بگویند مشرک، بگویند آتشپرست.» این کاری بود که بنیامیه کرده بود. تو دورههای خودمان، مثلاً حزباللهی، واژه حزباللهی چقدر. بسیجی، مثلاً دلواپس. نفرتانگیز بود. نفرت میآورد نسبت به این واژهها. دلواپسها. این مثلاً حزباللهی بسیجیها. توپ و تانک بسیجی دیگر اثر ندارد. واژهها را چرک میکنند، یک جوری که اصلاً دیگر نشود اسمش را آورد. کثیفش میکند. با واژه شیعه این کار را کرده بودند زمان امام باقر (علیهالسلام). بنیامیه کار فکری، رسانهای، روانی در بنیامیه بسیار قوی بود. بسیار قوی. کثیف بودند. بسیار پلید بودند. بسیار خبیث بودند.
دوره امام باقر (علیهالسلام) از جهت تقابل با این عملیات روانی و کاری که حضرت کرد و باعث شد که بنیامیه منهدم شود، خیلی جالب و عجیب است. الان ما تقریباً از یک سری جهات، دورهمان خیلی شبیه این دوران است. بنیامیه در قتلعام، آدمکشی و جنایت هیچی کم نمیگذاشت. قشنگ نسخه اورجینال، امین صهیونیستها، بابابزرگ داعشیان دیگر، بنیامیه. بنیامیه، داعش ادامه بنیامیه است. کسانی که ریختند، آقا کعبه را آتش زدند، با منجنیق خراب کردند. بنیامیه کعبه را خراب کرده. حکومت اسلامی، سربازان حاکم اسلامی آمدند کعبه را خراب کردند. مردم مدینه را سه روز هرچی تو مدینه بود، پول، ناموس و جان و خون و هرچی بود حلال کرد. به سپاهش گفتند آمار بسیار وحشتناک و بالایی نطفه نامشروع شکل گرفته آن سه روز. آنور هم که امام حسین (علیهالسلام) را کشت، بعدش هم که همینجور پشت هم جنایت. تازه رسید به حجاج. حجاج بنیامیه بود دیگر. جنایتهای اینها را بخوانید. خیلی اینها عجیب و واقعاً تحملبرانگیز است. حجاج چکار کرد؟ توی کوفه قتلعام کرد. میگفتند حمام خون راه افتاده بود. یعنی از زیر درها خون میآمد. تو اینطور قتلعام میکردند. مینشست به غذا خوردن، میگفت: «من اشتهام کور شده.» گفتند: «چکار کنیم؟» گفتم: «این دو تا چیست اینجا؟ پوستشان را بکنیم.» حجاج به حکومت بنیامیه بود. جنایتهای عجیبغریب.
امام باقر (علیهالسلام) با همچین جریانی مواجه شد. چکار کرد امام باقر (علیهالسلام)؟ من چند کلمه توضیح به شما بگویم در توصیف موقعیت فعلی، زمینه باز بشود برای اینکه نکات بعدی را عرض بکنم. ببینید عزیزان، الان بنده میشنوم گاهی حالا شبهات که داریم از جانب بههرحال افرادی که مخالفاند نسبت به جمهوری اسلامی، خیلی مسائل شبهه میاندازند نسبت به روحانیت، اسلام، اهلبیت، محرم، امام حسین، کربلا، همه چیز، دانهبهدانه صحبت. ولی یک سری شبهات هست، گاهی از تو خودمان میجوشد. اینها خطرناک است. بعضی حرفها یکهو شنیده میشود. مثلاً یکهو یک حرفی شنیده میشود: «آقا جمهوری اسلامی وا داده، نصرالله وا داده، این را ول کردند، اینها مقاومت را تنها گذاشتند، نه، هیچ کاری نمیکنند، شل گرفتند.» حرفهای خطرناکی است. جدا از اینکه تحلیل غلطی است، شبهه خطرناکی است. دستفرمان حضور تو این میدان بلد نیستند. این نکته را توجه داشته باشید.
ببینید یکی از طراحیهایی که توی عملیات روانی هست، خوب دقت بکنید، خیلی نکته است. حالا من خیلی جان حرف زدن دارم. نه، خیلی صدای حرف زدن دارم. بحثی هم که میخواستم بگویم، بحث مهم و مفصلی بود، ولی خوب دیدم خیلی به حالم نمیخورد که امشب وارد این بحث بهصورت کامل بشوم. خیلی جان میخواست که دانه، جان داشته باشم نکات را عرض میکنم. یک صلوات دیگر بفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» جنگ نرم و جنگ روانی از جنگ سخت هم پیچیدهتر است، هم موفقیتش سختتر است، هم طراحیهاش خاصتر است، هم پیروزیش دیرتر است و دشوارتر است. رهبر انقلاب یک تعبیر چند روز پیش گفتند. نشنیده؟ تعبیر خیلی هم مهم. روز میلاد حضرت زهرا ایشان فرمودند که: «ما قدرتمون در منطقه و چیزی که تونسته آمریکا را شکست بده، نه قدرت سخت. امتیازی هم که داریم، قدرت نرممان است.» این خیلی نکته دارد. ندیدم کسی روی این نکته تحلیل کند. تحلیل دارد. آنی که الان دست برتر ما تو این منطقه درگیری با آمریکا و اسرائیل است، قدرت نرم ماست. خب، یعنی چی؟ خوب دقت کنید، چند تا نکته مهم میخواهم بگویم. شما هم الحمدلله حالا خیلیهایتان را که میشناسم و میدانم، هم اهل فکری، اهل مطالعهاید، اهل سخنرانی و منبر هستید. اهل تحلیل مسائل سیاسی عمیقتر صحبت کرد.
ببین وقتی یک جنگ سختی راه میافتد، بههرحال دو طرف بودجههایی دارند، امکاناتی دارند، توانمندیهایی دارند، محاسباتی روی این دارند که وارد جنگی بشوند یا نشوند. ولی آنی که فضا را فراهم میکند، آن قدرت نرم و آن فضای روانی میگوید: «مَنصُورٌ بِالرُّعب». شما اگر بتوانی دشمنت را بترسانی، خیلی وقتها نیاز به خیلی از امکانات نیست. ترس محصول یک عملیات روانی است. خیلی وقتها خیلی کارها میکنند برای اینکه طرف فقط بترسد. وقتی بترسد، فرار میکند. مثالی که اول جلسه گفتم، گوشیات را خودت تحویل میدهی. دو تا استدلال برایت میآورم، خودت به این نتیجه میرسی. بدون دعوا و کتککاری. بله، من هزینه باید بدهم. من یک گلوله به تو بزنم، کلی پولش است. بعد سر و صدا میشود. بعد پلیس میآید. بعد خون راه میافتد. آدم کشته میشود. دنبالم راه میافتند. دایره جنایی پیگیری میکند. من را پیدا کند. چقدر هزینه دارد برای من؟ دو کلمه بتوانم فریبت بدهم، خودت گوشیات را بدهی که دیگر اینقدر مقوله ندارد. برد من تو آن فریب است، تو آن عملیات روانی، تو آن قدرت نرم.
اسرائیلیا، اینها را خوب گوش بدهید. برای اولین بار دارم این مطالب را میگویم امشب. غزال مهم. شاید هم برای آخرین بار. اسرائیل در طول تاریخ معروفاند به بزدلی. اسرائیل هیچ وقت، یهودیا هیچ وقت تو جنگها خودشان مستقیم در طول تاریخ این مدلی بودند. همیشه یک عده را با فریب پیش میگرداندند. کار صهیونیستها فقط وراجی بود. کار یهودیا فقط وراجی بود. هیچ وقت وارد جنگ نمیشدند. چرا؟ چون بهشدت ترسو اند و بهشدت پول دوست. اینها باعث میشود که جنگیدن برایشان بسیار دشوار میشود. بحثم شروع شد. حالا انشاءالله که تو نیم ساعت بتوانم جمعش کنم.
یهودیها همیشه پشت صحنه وایمیایستادند، هیچ وقت جلو نمیآمدند. همیشه تاریخ. چون جنگ احزاب هم که دیگر تهش یهودیها آمدند جلو. میبینی آخرش هم این قریشیها و اینها را آخر اینها را آوردند جلو. فریب دادند، باز هم جنگ روی دوش اینها باشد. جنگ تبوک هم همینطور است. جنگهای دیگر هم همینطور است. کم پیش میآید پای یهود خودش بیاید وسط یک قضیه. خیبر و اینها که موارد نادری بود. پشت همه جنگهای ما اینها بودهاند. احمقی مثل ابوسفیان هست که هم پول دارد، هم کینه دارد، هم آدم دارد، هم شمشیر دارد. برای چی من بیایم بجنگم؟ ابوسفیان تحریک میکند، ابوسفیان میآید میجنگد.
تو منطقه، امام همیشه دنبال این بودند. آن نکته اصلی طوفان که گفته نمیشود، این نکته است. حماس یک کاری کرد، اسرائیل مجبور شد خودش بیاید وسط بجنگد. این خیلی زور دارد برای اسرائیل. خیلی برایش خطرناک است. هم باید پول خرج کند، هم باید کشته بدهد. قرآن تعابیری که در مورد یهود دارد، خیلی عجیب است. چند بار قرآن تأکید میکند، میگوید: «اینها بهشدت جاندوست هستند.» «أَلْفَ سَنَةٍ»، هر کدامشان دوست دارند هزار سال عمر کنند. خب، باید آرزوی آمادگی برای مرگ داشته باشیم. بعد قرآن میگوید: «ببین اینها آمادگی مرگ ندارند. این نشان میدهد که اولیای خدا نیستند.» حرف مفت. نقطه ضعف جدی صهیونیستها و یهودیها در طول تاریخ، ترس از مرگ بوده. دنیا دوست هستند، جاندوست هستند، دوست هستند، خانهدوست هستند و الان وارد این چالش شدند. آنی که اینها را راحت میکند، این است که این جنگ توسعه پیدا کند و چون زبان قوی دارند، رسانه خوبی دارند، آدم زیاد دارند، ترسو نسبت به خودشان زیاد دارند. یک کم جنگ توسعه پیدا کند، بهترین اطراف نوکرها و مزدورهایشان میآیند میدان دست میگیرند، اینها نفس میکشند.
یک جوری شده جمهوری اسلامی بازی را ریخته به هم. این هی میآید یک کاری بکند، یک جایی یک دعوا بشود. جمهوری اسلامی میگوید: «دیدی آنجا را زد، کشت. بیا لبنان دعوا کنیم.» من لبنان آدم زیاد دارم، آنجا دعوا بشود، دوتایی با همدیگر میزنیم. نه، لبنان با هم دعوا نداریم. سوریه؟ هوا نداریم. من فرمانده تو را میزنم توی سوریه. طراحی عملیات روانی که ما سر درنمیآوریم. بابا، ایرانی، صهیونیستها را مچل کردند، پدر آنها را درآوردند. فرمانده ارشد تو را میزند. سید عظیم موسوی که یک کاری بکنی، مستقیم بیایی تو سوریه دعوا راه بیندازی. شما این کار را نمیکنی. میدانی چه بردی برای تو دارد؟ میدانی اگر بزنی چه بردی برای او دارد؟ میدانی اصلاً این کار را کردی که تو بزنی؟ میدانی وقتی بزنی چی میشود؟ میگوید: «ببین مردم فلسطین بیست و خردهای هزار تا کشته دادند. هیچی، ترقه در نکرد. یک دانه را کشت جمهوری اسلامی.» چی میگوید؟ مگر ایرانی فلسطینی دارد؟ یک جبهه مقاومت دارد میجنگد. چند هزار تا فلسطینی کشته شدند. چهار تا هم ایرانی روش. چند تا فرمانده ارشد حماس رفتند، چند تا فرمانده ارشد ایرانی میروند، چند تا فرمانده ارشد لبنانی میروند. دعوا که بین اسرائیل و فلسطین نیست. جبهه مقاومت. جبهه مقاومت یقه اسرائیل را گرفته، نه مزدورهای اسرائیلی تو منطقه را. خودت را میخواهیم حذف کنیم. تو نباید تو این منطقه باشی.
دوباره برمیگردد سر اسلحه و کاری کرده ما اینها را نگاه نمیکنیم. دیگر کشته شد. پس چی شد؟ ولی بهاش چیست؟ بهاش به این است که حربه عملیات روانی و قدرت نرم دنیا که تو دست اسرائیلیا بود که همیشه مظلومنمایی میکردند، نازیها ما را کشتند، بیچارهمان کردند، آواره کردند. کاری که آقای احمدینژاد بلد نبود با صهیونیستها بکند و تبدیل شد به قدرتافزایی برای صهیونیستها. حالا احمدینژاد را بهعنوان یک مرد درگیر با اسرائیلیها میشناسند. یک جوری اسرائیلیها را زد که اینها توانستند مظلومنمایی کنند تو دنیا. حالا من کار ندارم اصل کارش خوب بود، بد بود، تو از اول فکرش غلط بود، درست بود. الان که وضعش روشن است. این یک کلمه برای کرمانیها حرف نزده. اسرائیل حرف نمیزند. الان که وضعش معلوم است. مدل کارش غلط بود. یک جوری اسرائیلیها را زد که اینها توانستند مظلومنمایی کنند. ولی الان یک جوری جمهوری اسلامی و حماس و دیگران دارند اسرائیل را میزنند که این دیگر جا برای مظلومنمایش نمانده. پته اینها آمد روی آب. منطقه دنیا میبینی فضا عوض. جو دنیا شده همدردی با فلسطین. حق میدهد به فلسطینی. روز اول طوفان الاقصی حق نمیداد. برای چی این همه زن؟ این همه بچه؟ با این وضع جنازههایشان را برمیداری، قطعاتشان را برمیداری با خودت میبری؟ آب و روشان را بستی. با کی جنگ داری؟ الان سر چیست داستان حماس؟ چهار تا توپ و تفنگ است. پس چرا این بچهها را داری میکشی؟ بعد چرا افتخار میکنید کشتن بچهها؟ حماس کجای دنیا، کدام عقلی، کدام مکتبی قصاص قبل جنایت دارد؟ قصاص قبل جنایت. کسی که تو میدان بوده و تیر نزده نمیتوانی بکشی که بگویی تو میخواستی تیر بزنی. بعد تو بچه را میکشی که ممکن است بعدها بشود حماس. برگ برنده ماست در برابر قدرت نرم. اسرائیل گرفته، باعث شده اسرائیل برای اینکه بخواهد قدرت نرم نشان بدهد، باید بترساند همه را که بگوید من اسرائیل هستم. خب، چکار میکنی؟ خیلی میکشم. بعد وقتی میزند، هیچ کس نمیترسد. همه هوش میکنند، میگویند: «خاک تو سرت کنند، برای چی میکشی؟» مانده چکار بکند. همهاش هم دست یک نفر است. امروز در این دوران ما علمدارش یک نفر است: سیدعلی خامنهای. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
ای مرد بزرگی که تربیت شده مکتب اهل بیت و هنوزم نشناختند. حالا حالا هم کسی نمیفهمد کی بود و چه کرد. قاسم سلیمانی بود. یک سالها باید بگذرد. صدها سال باید بگذرد تا بفهمند چه کردیم با اسرائیل. چه بلایی از اسرائیلیها، چه دماری از اسرائیلیها درآوردیم. بازی ریخته به هم. خیلی دوست دارد بگوید که آقا ما با ایران دعوا داریم. هی هم میگوید. قبول نمیکند که اسرائیل با ایران دعوا دارد. کرمان هم میزند، میکُشد. دارد کار میکند تقابل اینجوری کند. برای خودش هم برد دارد. ما اگر الان هیچی، بگذار تو صد روز دستمان نیامده. ولی عوضش با ایران داری میجنگیما. ما با ایران داریم دعوا میکنیم. کلاسی است برایش. وضع داخلی اسرائیل خیلی به هم ریخته و داغون است. تو که با ایران نمیجنگی. لبنان هم که باهات کار ندارد. سوریه هم که باهات کار ندارد. تو با همین چند صد تا آدمی که تو زیرزمینهای غزه با همینها داری میجنگی. از پس هیچی هم برنمیآید. خاک تو سرت کنند. تو دیگر کی را منفجر میکنی؟ همانهایی که از ما اسیرند، در آنجا میمیرند. فلان فلان شده. از خودمان داری میکشی. با این ترسی که اینها از جانشان دارند، ترسی که از مرگ دارند. بعد اینجوری هم ذلیل و حقیر شدند. حرفشان هم تو دنیا هیچ کس خریدار نیست. همه نابودی. دیگر برای نابودی باید چه اتفاقی رقم بیفتد؟ شما فکر میکنی هرچی بیشتر بکشد رها میشود؟ نه. توی مخمصه جمهوری اسلامی قرارداد اسرائیل را که برای اینکه بیاید بیرون هی باید بیشتر بکشد. شما فکر کن یک موجودی را توی یک قفسی بیندازی. این برای اینکه بیاید بیرون مجبور است بکشد. بعد این خون میآید بالا، میآید بالا، میرود تو حلقش، آخر خفه میشود. توی خونها دارد خفه میشود. نمیداند چکار کند.
مردم فلسطین انصافاً شاهکار خلق کردند تو این ایام. صبری که نشان دادند. اگر اینها میترسیدند، عقبنشینی میکردند. سنگشان را از حماس وا میکردند. نه اینها با ما نیستند. اینها تندرویند. اینها فلان. بعضیها آنور کردند. باختری خوب. زود پشت اینها را خالی کردی. محمود عباس کثیف. جنبش فتح. اینها حماس فلسطینی نیستند. اینها ایرانیاند. اینها فلانند. اینها از ما نیستند. اینها از جای دیگر مزدورند و دارند مثلاً از اینها دارند خط میگیرند. حرف نمیگیرد. این صبر استراتژیک جمهوری اسلامی. شما یک وقتهایی راهکارت برای نابود کردن دشمنت صبر است. ولی صبر استراتژیک. صبر استراتژیک. نگاه کنی فقط. یعنی میدانی او یک دانه میزند. پشت بندش یک طراحی عملیات روانی دارد. برای این زده که مؤثر بشود که تو جیغ بزنی. که تو بزنی. که تو بکشی. که بعد فلان بشود. که بعد فلان بگوید. میزند. یک چیزی شبیه همین کاری که تو قضیه بنزین شد. سال ۹۸ بود؟ ۹۸. یک طرحی بود دیگر. نشستند فکر کردند. به نظر میرسد که اینها فکر کردند، طراحی کردند که مثلاً بنزین را شبانه مخفیانه سه برابر میکنیم. بعد رهبری موضع میگیرد علیه مسئولین. بعد اینجا مردم مثلاً یک گروه میشوند طرفدار مسئولین، یک گروه میشوند طرفدار رهبری. بعد اینطور میشود، بعد آنطور میشود. یک سرش هم که تو عراق بود دیگر. شعارهایی که میدادند: «ایران بره بغداد، تبقا حره. ایران بره بیرون، بغداد را از دست ایرانیها آزاد کنیم.» بعد اینها گفتند خب، اینها تضعیف شدند. ایران که وضعیت آنجور به هم ریخت، عراق هم که اینطور به هم ریخت. قاسم سلیمانی را بزنیم. بعد قاسم سلیمانی تو بغداد اگر بخورد، جمهوری اسلامی خیلی سرافکنده میشود. قاسم سلیمانی من تو بغداد چکار؟ در این بعد عراقیها میافتند به جان ایرانیها. این تشدید میشود. قاسم سلیمانی را زدند، همه با همدیگر آمدند تابوت قاسم سلیمانی تو ایران. کسانی که قبلاً تو فتنههای دیگر برای صهیونیستها میآمدند اینجا، باز برای قاسم سلیمانی حماقتش است دیگر. نمیفهمد اینها هم قدرت نرم است. نرخ نکات مهمی.
امام باقر (علیهالسلام) شخصیتی است که بنیامیه را تمام کرد. بنیامیه را تمام کرد. با صبر استراتژیک، با مهندسی روانی مفصل. برایتان شواهد آورده بودم بخوانم که چکار کرد امام باقر (علیهالسلام). حالا شاید یکی دو نمونهاش را عرض بکنم. شخصیت دانشمندی بود. کلاس داشت. تدریس میکرد. استاد دانشگاه، هیئت علمی بود امام باقر (علیهالسلام). امام باقر (علیهالسلام) کسی است که دودمان بنیامیه را جمع کرد. بعد بنیامیه حرفهای بودند. من حالا فرصت نیست برایتان خیلی چیزها را بگویم. یک شخصیتی تو بنیامیه داریم به نام عمر بن عبدالعزیز. عمر بن عبدالعزیز یکهو ورق را برگرداند. با اینکه از بنیامیه بود، ورق را برگرداند. آمد گفت آقا لعن امیرالمؤمنین از امروز ممنوع. لعن ممنوع. فدک را هم برگرداند به امام باقر (علیهالسلام). حالا آن فدک ظاهری. اجازه داد که شیعیان نفس بکشند. یک کمی شیعه را پروبال داد. امام باقر (علیهالسلام) واکنششان چی بود؟ خیلی حرفهای است. خیلی قدرت. این نجیب بنیامیه است. بنیامیه «شجره ملعونه» است. برای قرآن، «الشجره الملعونه فی القرآن». یک خاندان و قرآن به صورت خاص تویش دست گذاشته به عنوان شجره ملعونه، آن هم بنیامیه که در خواب به پیغمبر نشان دادند شجره ملعونه. عمر بن عبدالعزیز هم میوه همان شجره است. فقط یک کمی نجیب است. چقدر سنگین است. فرصت احیا میداد به بنیامیه. بنیامیه قشنگ توی قامت جدیدی میتواند زنده کند خودش را. قیافه جدید بیاید وسط. بیاید بگوید آقا ما اهل صلحیم، رفیقیم. ما اصلاً با هم از اول خوب بودیم. حالا آن یکی یک کم اشتباه کرد. یزید غلط کرد. نه، تو هم ادامه یزید. تو هم همان کاری که اوباما میکرد با جمهوری اسلامی و کاری که رهبری کرد در قبال اوباما. آن بوش بیناموس بود، این کارها را میکرد. خدا لعنتش کند. خیلی کثیف. من شب یلدا را بهتان تبریک میگویم. عید نوروز هم تبریک میگویم. ما با همدیگر خیلی خوبیم. با رئیسجمهورتان هم مینشینیم با همدیگر تلفنی صحبت میکنیم. گپ میزنیم. آبگوشت هم گاهی وقتها میخوریم که اثبات بکنم من با ایرانیها خوبم. فارسی حرف میزد. کی بگویم قضیه تمام شد؟ اینجا هی داد میزدند، میگفتند آقا دعوای ما با آن آمریکاییها بود. نه با این آمریکاییها. ما دو جور آمریکایی داریم. یادتان نرفته؟ ترامپ بد است. آمریکایی، این آمریکایی اینجوری بد است. ترامپ علم میکردند. نه این هیلاری و بایدن و اوباما و اینها خوبهاشان هم اینها خیلی با هم رفیقیم. ما اصلاً خیلی خوبیم بابا. رهبری با یک صبر استراتژیک، با مدیریت روانی، با یک فرصت دادن، به هم ریختند بازی. طرف مجبور میشود یک جایی آن دندان تیزش را نشان بدهد. شمشیرش را بکشد. ضربش را بزند. آدمش را بکشد. چه فرقی داشت دکتر؟ گرفتی؟ چیزی که گفتم. اینها مدیریت است. البته یک بخشی از این مدیریت تو مظلوم واقع شدن شماست. این را توجه بهش داشته باشین ها. این مدیریت به این نیست که ما همیشه شمشیر بکشیم. اتفاقاً خیلی وقتها است که شمشیر نکشیم. چون شمشیر کشیدن ما جزو طراحی اوست. کاری که امیرالمؤمنین. این صبر استراتژیک است. این با مصلحتاندیشی بزدلانه فرق میکند. که وقتی شما میترسی یک وقت کسی چیزی نگوید و نکُشنتان. این خیلی فرق میکند. فرصت میدهی که طرف خودش را نشان بدهد. از پشت نقاب بیاید بیرون. ولو به کشتن من. به کشتن خیلیها. بله، کشتن آدم توی فلسطین. هر یک دانه. قرآن فرمود: «یک نفر کشته بشود، انگار همه بشریت کشته شده.» زمانی روز اول آقا هزار تا کشته شدند. چکار کنیم؟ اعلام میکنند هر بار اخبار را میزنی، صندوق جدید رای فلانی شد ۷۵۰۰ تومان. مثلاً کشتههای فلسطین این شکلی شده. عادی دارد میشود برای من و تو. دارد عادی میشود. تو دنیا این شکلی نیست. دنیا ریخته به هم. فضای دنیا فضای دیگری است. یکی از دوستانی که ما همکاری داریم و اینها توی بخش بحثهای بینالملل و اینها آمریکایی است. آمریکا به دنیا آمده. بزرگ خانم. یکی دو سه هفته پیش بود تو جلسه به بنده میگفتش که آقا من با اطلاعات موثق دارم میگویم. ما از موج اسلامیتی که تو غرب راه افتاده، جا ماندیم. جا ماندیم یعنی اصلاً نمیتوانیم جواب بدهیم و چون آنقدری امکانات نداریم که جواب بدهیم. اینها که دارند میآیند سمت اسلام شیعه. چون امکانات ندارد برای پاسخگویی و جواب دادن، همه دارند میروند سنی میشوند. یک موج عجیبی راه افتاده. اصلاً قابل فهم نیست الان برای ما. ریخته به هم دنیا. یعنی شما ۱۰ هزار جلد کتاب در خانه رایگان میدادی، آنقدر اثر نداشت که این بچههای مظلوم فلسطین، آن فیلمی که درمیآید، مادر بچهاش را گرفته، گریه نمیکند. دارد شکر میکند. آن یکی کنار جنازه برادرش سجده کرد. تو آدمکشی. جنایتکارند. بگویی اینها نژادپرستند. بگویی اینها تروریستند. که اینجوری نمیشود. که کنار جنازه. بعد آن یکی مثلاً به آن دسته قطع شده. آن یکی مثلاً. بعد با این خون، با این زندگی، با این امکانات، تروریست میخورد. یک طرف قضیه را زده. هیچ جایی از این هندسه که درست کرده کاور نمیشود. درنمیآید. دنیا دارد میبیند. مجبور است دنیا اعلام بکند که بخواهد هنوز بگوید آقا من ابرقدرتم. من اسرائیل هستم. ببین زدم اینها را هم کشتند. احمقها به یمن حمله کردند. جمهوری اسلامی هم اینها را بزند. اصلاً ببین یکی از برکات حاج قاسم به این بود که زمین بازی را از یک فضای ۶ متری برداشت، برد توی فضای ۶۰۰۰ کیلومتری. نمیفهمند اینها عظمت جمهوری اسلامی. اینها برد جمهوری اسلامی. یک زمانی شما لب مرزت را میزدم. این مرز را میزدند. از لب آن یکی مرزت باید جواب میدادی. خوزستانت را میزدند، از کردستان باید جواب میدادی. الان لبنانت را میزنند، از یمن جواب میدهی. چی شده داستان؟ و مانده چکار باید بکند. بعد با کی هم درگیر است؟ ببین کلاً بازی ریخته به هم. با یک حماسی درگیر است که موجودیت بینالمللی ندارد. دولت که نیست. با یک یمنی درگیر، انصاراللهی درگیر است که موجودیت دولتی ندارد. با یک حزباللهی درگیر است که موجودیت مدیریت دولتی ندارد. دولت نیست که تحریمش کند. دولت نیست که بهش حمله نظامی کنند. یک گروهک است. برنمیآید. تو بچهها را میکشی. خاک تو سرت کنند.
دعوا سر خود ایران بود. دیدید؟ برای حمایت از خودش، برای آدمهای خودش موشک خرج میکند. دیدی شماره پیشمرگ کرده بود. تو یکی از خودشان را زدیم، آمد بیرون به پیشمرگ نداریم. دعوا یک چیز دیگر شده. مشخص است اینها. این باعث میشود یمن تبدیل به قدرت جهانی میشود. بعد دنیا میگوید که آمریکا از انصارالله یمن، فقیرترین کشور منطقه، با کمترین امکانات، خود دولتش هیچی ندارد. بعد تو مال یک گروهک شبهنظامی غیردولتی یمنی. تو از اینها داری میبازی؟ بعد چی؟ دیگر حرف از اسرائیل هم نیست. پاتک. کاری که با ما کردند. هی میزد که جمهوری اسلامی بیاید بیرون که بگوید من با تو دعوا دارم. جمهوری اسلامی نیامد بیرون. یمن خیلی اینها را گرفت. حالا ایران میگوید من میزنم، آمریکا بیاید بیرون. من با تو دعوا دارم. سجاد نصر بهترین دوستان، آن شب جمعه صحبت کرد دو ساعت. بعد یقه ما را گرفت. این چه صحبتهایی است؟ آقا، خیلی افتضاح بود. چی میگویی؟ کجایی تو؟ ۱۰ تا موشک، فلان فلان فلان فلان. طراحی آنها بود. فرمانده من هم اسرائیل که قرار است حماس را آزاد کند. این که هیچی. آمریکا چکار میکند؟ ما سلاحهایمان را برای آمریکا گذاشتیم کنار. چیزهای خوبی هم گذاشتیم کنار. یعنی چی؟ اسرائیل بیاید وسط، بگوید من، ما که با حماس کار نداریم. من با حماس هرچی بزند، خوب دقت کن این بازی را. ببین چه قدرتی میشود. فرض کنید الان اسرائیل برگردد، بگوید من حماس هرچی من را بزند، جواب نمیدهم. وایستادم ایران من را بزند. من در خودم قدرت تقابل ایران را میبینم. این میشود جنگ روانی. بعد ایران خیلی میترسد از این. ایرانیها. اگر این حرف را بزند اسرائیلیها چکار کرده؟ سردارهای ما را، حزبالله و اینها را میزنند. این بدون تیر و ترکش فتح کردی آمریکا را. اول قلوب مردم آمریکا را فتح کرد. چون این حرف وقتی به بعد او فشار میآورد به دولتش، میگوید تو حماقت نکنی با اینها بجنگیها. بمبگذاری میشود که حالا داعش گردن میگیرد. آمریکا میگوید من نبودم. من نزدم. عمومی خودش آرام بشود. دنیایی که نگاه میکند، میبیند کی قدرتش بیشتر است. میگوید این مسلمان چه قدرتیاند. «اشهد ان لا اله الا الله». و اینگونه خواهد بود که شما به زودی پرچم «لا اله الا الله» را بر فرق سر آمریکا و کاخ سفید مشاهده. همانگونه که امام باقر دودمان بنیامیه را جمع کرد. مدل نابود کردن یک شجره ملعونه تروریستی بیرحم این مدلی است. با تبیین، با گفتگو، با عملیات روانی، با فرصت دادن، با توجیه کردن، با آرامش. دانهبهدانه اینها توضیح دارد از سیره امام باقر (علیهالسلام) که فرصتش نبود عرض بکنم. در بحث منطقه آکاتولو عرض کردم بازی میکند. کشتن چی شد؟ آمریکا مجبور شده بیاید با انصارالله بجنگد. میدانی یعنی چی؟ تنگه را تو بستی، من دارم خفه میشوم. بیا من منتظر توأم. من با اسرائیل کار ندارم. آفریقایی تحریم شده، بدون پول، بدون امکانات. در خودش قدرت آمریکا را تهدید کند. این از ۱۰ میلیارد بار «مرگ بر آمریکا» سنگینتر است. آمریکا بچه میترسانی. بابایت را بیاری. به بابایت بگو من منتظرم. بابا زد تو گوشم. گفتم میروم بابایت را میآورم. گفت من منتظر بابایت هستم. باباش میگوید نه پسرم. عملیات روانی تو را زده. همقد تو بود. قاعدتاً باید از تو هم میترسید. روانی. قرآن هم خیلی قشنگ میگوید. میگوید راهبرد شما در مقابل دشمن این است: «تُرهِبُونَ بهِ عَدوَّ اللّهِ». اصلاً قرار نیست سلاحت برای این باشد که بزنی. امکانات به مؤمنین معمولاً در قبال کفار نداده. بترسانی. موشک برای نجنگیدن است، نه برای جنگیدن. ما تو دولت دوممان بودجه نظامی را صفر میکنیم. اینها موشک زدند. مذاکراتمان را خراب کردند. دیگر پرتقالفروش و صهیونیست و پرتقالفروش اسرائیلی و اینها. همه را پیدا کن. پیدا کن که اسرائیل وقتی میگوید من دعوا را میآورم تو ایران. ببین چند سال پیش گفت: «سرمایه ما تو ایران کیان.» برو بازی. یکیم ما با اسرائیل تازه. اسرائیل هم که عددی نیست. اسرائیلی که فلسطین. بازی عوض شد. این اسرائیلی ترسو، مزدور، بزدل میخواست تحریک بکند این سرمایه ایرانیش بیاید تو میدان با تو دعوا کند. همان کاری که پارسال میکرده. از صدای ترکش زوزه میکشد. فیلمهای ایام اسرائیلیها خیلی جالب بود. همه حرفهایی که ما باید برای نوجوانها و جوانها با هزار تا استدلال توضیح میدادیم. سرباز اسرائیلی زوزه میکشد. ترسیده. اینها این است. سرباز حماس را نشان میدهد با شلوار سه خطی میآید بیرون. تو مرگ بر اسرائیل دیگر نمیخواهد. اصلاً مرگ دیگر نمونه. چی هست که بهش بگویم مرگ؟ سوراخ. انقدی میآید بیرون. تانک آمده بالاش وایستاده. بعد ده تا پهپاد هم دارد میرود و میآید. بعد دارد آمریکا حمایت نظامی، اطلاعاتی میکند. ناتو آمده پشت اینها. همه با هماند. بعد طرف از تو زیرزمین میآید. از تو زمین میکَند میآید. یعنی چی؟ در میآید. دیگر کسی چی؟ جیگر، جیگر میکند که فلسطینیها دعوا کنند. در بیاید. دیگر کسی به خودش میبیند که برویم با اینها بهت بجنگیم. آقا نترس ما کلی موشک داریم. تانک داریم. بمب اتم داریم. «مَنصُورٌ بِالرُّعب» که امام زمان هم که میآید این را. بدون قاعده ظهور است. این را بگویم عرض من تمام. امام زمان هم با رو پیروز میشوند. میگوید وقتی حضرت راه میافتد، فتح مناطق توسط امام زمان شمشیر خروج میکند و جنگ نظامی دارد. ولی فکر نکن آدم زیاد میکشد حضرت. معنی اسمش میآید که سپاه مهدی حرکت کرد، همه غلاف میکنند. اسمش نیست که جمهوری اسلامی میخواهد دعوا کند. همه خلاف کردهاند. قاسم سلیمانی آمده چند کیلومتر رفته بود عقب داعش. گفتند ۴۰، ۵۰ کیلومتر عقبنشینی کرد شنیر. قاسمزاده یعنی با دوربین نگاه کرده بود. فهمیده بودند که این که اینجور آمده و اینها بهش میخورد. قاسم، قاسم سلیمانی ۵۰ کیلومتر رفته بودند عقب. یک کلمه اسم قاسم سلیمانی ۵۰ کیلومتر آزاد. این طرحی است که خدا و اهل بیت برای ما داشتند. این مدلی است که ما در قبال بنیامیهها داشتیم در طول تاریخ و این مدلی است که امام باقر (علیهالسلام) به با این راهبرد، با این استراتژی انشاءالله کار بنیامیههای زمانه ما هم. چرا دخلشان آمده؟ انشاءالله خدا انشاءالله عیدی این میلاد و این ماه رجب ما را نابودی بنیامیههای دورانمان قرار بدهد.
خدایا در فرج آقا امام زمان قلب نازنینش را از ما راضی بفرما. خدایا آمادگی و قبراق و سرحالی رزم و حضور کنار امام زمان به تک تک ما عنایت بفرما. نابودی صهیونیستها را در دوران ما و جلوی چشم ما قرار بده. مجروحین غزه، بیماران اسلام به فضل و کرمت شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. امت اسلام قدرت و شکوهش روز به روز افزون بفرما. رهبر حکیم و عزیز انقلاب عزت و شوکت و نصرتش روز به روز افزون بفرما. شهدای عزیزمان، قاسم عزیز را سر سفره امام باقر در این ساعت مهمان بفرمایید. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. «صالح رحم الله من قرأ الفاتحه مع الصلوات».
«اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
قبل از هر چیز، بابت صدای نامطلوبی که امشب از ما میشنوید، عذرخواهی میکنم و انشاءالله که دلهایمان متوجه شود امشب به وجود نازنین امام باقر (علیهالسلام)، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یکی از مسائل مهمی که در طول تاریخ همیشه محل درگیری بوده و ما در طول تاریخ این جدال و نزاع را داشتیم و این روزها خیلی پررنگتر شده، مسئله جدال حق و باطل است؛ روشهای مختلفی که این جدال در این عالم برقرار است. حالا تقسیمبندیهایی میکنند: جنگ سخت و جنگ نیمهسخت و جنگ نرم و چیزهایی که حالا تعابیری که بهکار میبرند. فارغ از این اصطلاحات تخصصی، خیلی ساده اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم، باید بگوییم که یک وقت هست که درگیری در یک فضای ظاهر رقم میخورد؛ تقابلی که یک نفر میزند، یک نفر میخورد، تیر و ترکش و توپ و خمپاره و دود و خرابی. همهاش محسوس است، همهاش ظاهر است، همه برای همه روشن است. معلوم است که کی دارد کی را میزند، معلوم است کی روبروی کیست، معلوم است کیا با هم هستند.
یک وقت هم هستش که این تقابل، تقابل عمیقتری است؛ ریشهدارتر و کمی نامحسوس. آن هم وقتی است که یک اختلال شناختی صورت میگیرد. یک وقت ممکن است بنده برای اینکه مثلاً یک چیزی را از شما بگیرم، یک آسیبی به شما بزنم، با یک جنگ نمایانی وارد تقابل شوم. قمه میکشم، میگذارم زیر گلوی شما، میگویم مثلاً گوشیات را بده من، یا میدهی یا نمیدهی، درگیر میشوی. تو هم ممکن است قمه بکشی، اسپری گاز فلفل دربیاریم. دو تا میآیند به حمایت از من، دو تا میآیند به حمایت از تو. چهار تا میزنیم، چهار تا میخوریم برای اینکه این گوشی را من از دست تو بگیرم. جنگ است، حالا اصطلاحاً جنگ سخت یا نیمه سخت.
ولی یک وقت هستش که من یک جوری روی فکر شما کار میکنم و شناخت شما را خراب میکنم، شما خودت بدون درد و خونریزی، بدون آسیب، بدون کتک، تازه احساس بکنی که پیروز شدی، احساس کنی یک کلاهی هم سر من گذاشتی. این حقه و فریب و نیرنگ، از اول خلقت هم بوده. اصلاً داستان جنگ نرم با خود ابلیس شروع شده. فرمانده جنگ نرم خود ابلیس بود با حضرت آدم در بهشت. اولین کسی که در جنگ نرم آسیب دیده، بابایمان حضرت آدم (علیهالسلام) است. من چی گفت؟ گلآویز نشد که یالا از این درخت بخور، میزنمت، میکُشمت، رو تفنگ بگذاری روی شقیقه حضرت آدم. گفت: «نه، میدانی چرا خدا بهت گفته از این درخته نخور؟ چون تو اگر از این درخته بخوری، این چیه؟ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى؟» گفت: «اگر از این درخته، از این میوهاش بخوری، ماندگار میشوی، به یک مُلک کهنه نشدنی میرسی، زندگی پیدا میکنی که هیچوقت کهنه نمیشود، همیشگی. خدا نخواسته حالا به دلایلی نخواسته که تو از این درخته بخوری.» این درخته که خدا گفته نخور، اثر بدیاش نبوده که خدا گفته نخور، اثر خوبیاش بوده که خدا گفته این درخته اصلاً خیلی درخت خوبی است، از همه درختا بهتره.
جنگ نرم، اختلال شناختی، مهندسی افکار عمومی، عملیات روانی. عملیات روانی خیلی مهم است. حضرت آدم (علیهالسلام) حالا روایتی هم دارد در مورد حضرت آدم و حضرت موسی، که یک صلوات برای هر دو بفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» آیاتی دارد که حضرت موسی خواب دیده، حضرت آدم (علیهالسلام). بله، آدم گفتش که مثلاً به قول ما، بابا این چه کاری بود کردی؟ چرا آخه از این درخت خوردی تو این دنیا؟ حضرت آدم جواب داده بود به حضرت موسی که شیطان نامرد، «قاسَمَهُما إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ»، قسم خورد من دلسوزتانم، خیرتان را میخواهم به آدم و حوا. حضرت آدم فرموده بود من فکر نمیکردم تو این عالم کسی باشه که جرئت داشته باشه قسم دروغ بخوره پیش خدا. از لطافت باطن حضرت آدم بوده، از خوبیش بوده. گاهی آدم مثلاً یک چیزی از جیبش یکی میدزدد، آدم باورش نمیشود که همچین مدلی هم کسی دزدی بکند، اینجوری هم کسی دزد پیدا بشود، دزدی بکند. آدم اطمینان میکند به یک کسی، مثلاً یک نفری از تو خیابان زخمی بوده، مثلاً چه میدانم خون ازش میرفته، برمیداری بیمارستان، بعد درمانش میکنی تو بیمارستان، فرآیند درمان طی کردی، رفیق شدی، بهش اطمینان پیدا کردی. خیلی دشوار است دیگر. یعنی کاری که من کردم، عاقلانه بود، اتفاقاً شرایط جوری بود که من اطمینان میکردم، اصلاً نمیشد. آدم فکر نمیکردم انقدر گرگ باشد. حضرت آدم منظورش این است، من فکر نمیکردم این شیطان انقدر گرگ باشد تو بهشت قسم دروغ بخورد. بابا تو بهشتیم ما الان اینجا. قسم دروغ، نشانههاش هم یک جوری بود که باورم میشد.
شما ببینید وقتی شیطان اینجوری کار میکند تو ذهن ما، میتواند برای حضرت آدم میتواند یک قضیه اینجوری را آنجوری کند، دیگر ماها که دیگر همه کلاه سرمان رفته است. میتواند درخت. دیگر خدا مستقیم به خود آدم گفته: «حق نداری به این نزدیک بشوی.» «تكونا من الظالمين»، به این درخت اگر نزدیک بشویم ظالم میشوید. خودش صاف و پوستکنده از خدا شنیده این را، از خدا شنیده. حضرت آدم کانالهای خبری حزباللهی، مثلاً نه از فلان حاجآقای مسجد. خود خدا مستقیم: «درخت نمیری.» میشود کسی از خود خدا مستقیم شنیده که سمت این درخت نروید، شیطان بیاید بهش بگوید که اصلاً این درخته را باید بروی. پیچیدگی قضیه دستتان آمد؟ چقدر داستان، داستان عجیبغریب و ترسناک است. طرف اختلال شناختی ایجاد میکند، چیزهای منفی را مثبت و مثبت را منفی جلوه میدهد. نعمت را تو چشمت تبدیل میکند به یک چیزی که حالت ازش به هم بخورد، شکر نکنی دیگر از یک چیزی که کاملاً نعمت است، لطف خدا، فرصت است، یک فرصت فوقالعاده است، یک ولی خدایی، یک آدم خوبی، اتفاق خوبی. امین قضایا مربوط به حاج قاسم، این ایام دیدید دیگر، اتفاقاتی که رخ داد با همه تلخی که داشت. بههرحال شهادت است دیگر. شهادت تعدادی از آدمهای خوب و مؤمن تو مسیر خوبی، کشته شدن توسط یک سری جنایت، به دست جنایتکار، با توطئه جنایتکار. بعد میآید آن توطئه را ما برنامه جنایت کار. «قاسم سلیمانی چقدر نحس بود؟ هم کشته شدنش این همه کشته دادیم، هم تو سالگردش انقدر کشته دادیم، بابت مجسمهاش تو اصفهان تیممون حذف شد.» چهار تا تیم داشتیم تو آسیا، آن سه تا اوت شدند. این یک دانه که همان یک دانه بازی را برکت حاج قاسم بود، این را نمیگوید. چقدر این قاسم سلیمانی نحس بود. دیدی؟ باختیم. مجسمه کنار زمین بوده. حالا به این داستان هم کار ندارد که چقدر ظالمانه چند حرف مفت که مثلاً اینها نمادهای سیاسی جمهوری اسلامی است. عربستان، ورزشگاهی که به نام رؤسای سعودی است، میروند. ورزشگاه به نام آن ورزشگاه به نام ملک عبدالعزیز کد استادیوم به نام عمرم فوتبال بازی میکند، اثر سیاسی نیست. بعد پردازشی میکند. عملیات روانی این است دیگر. میگوید: «ببین این آدم چقدر نحس بود. مجسمهاش هم باعث باخت تیممون میشود.» این همان کاری است که ابلیس با آن درخت کرد. با هر چیز خوبی و با هر چیز بدی این کار را میکند. سرمایه اصلی قوه خیال تو و فضای شناخت تو. سوءظن ایجاد میکند یا حسن ظن ایجاد میکند نسبت به چیزهای خوب.
این همه حالا اینور و آنورش، این قضایا برکت دارد. عرض کردم یکیش همین بود. این تیمی که تو این بازی سه هیچ باخت، تنها چیزی بود که تو ایرانیا صعود کرد. هیچکس این را نگفت. هیچکس این را نگفت که قاسم سلیمانی بود که آنجا زدند ما را باختند، صعود کرد با پول و فشار و اینها، تحمیل کردند نحسی قاسم سلیمانی، چهار تا پنج تا کنار هم درست میکند تحویلت میدهد. وقتی نگاه میکنی، بعد یکی دیگر را میآورد، نماد برکت تو این موارد نحسی را میشناسیم. تیمسارها، رزومه را که نگاه میکنی، به ترتیب در تمام این چهل سال، هرجا نگاه میکنی، میبینی طرف خیانتی بوده، شکستی بوده، باختی بوده، عقبنشینی بوده، این رأسش بوده، ولی همیشه سفید است. اینها همهاش عملیات روانی است. اینها همهاش کار شیطان است.
یکی از دورههایی که ما در طول تاریخ خیلی نمایان این قضیه جنگ روانی را داریم، که امشب یک چند کلمه در موردش میخواهم صحبت بکنم، دوره امام باقر (علیهالسلام) و دوره بنیامیه است. بنیامیه از آن مارموزهای چی بگویم؟ اصطلاح خوب، باز هم خفن بگویم؟ دیدم خیلی قشنگ نیست. چیزهای خفن و معادل خفن چیست؟ باحال؟ باحال یعنی خوب؟ وحشتناک؟ از آن مارموزهای وحشتناک بودند بنیامیه، در کار روانی و رسانهای. ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه میگوید که خیلی تعبیر جالبی است، تعبیری که دارد میگوید. میگوید: «زمان بنیامیه اینها کاری کرده بودند در ضدیت با شیعه و لجنمال کردن شیعه.» در جلد ۱۱، صفحه ۴۴ میگوید: «آنقدر شیعه تحقیر شده بود تو جامعه و تخریب شده بود، وقتی به یک نفر میگفتند شیعه، نسبت شیعه میدادند، این بدتر بود بهش بگویند زندیق، بگویند کافر، بگویند مشرک، بگویند آتشپرست.» این کاری بود که بنیامیه کرده بود. تو دورههای خودمان، مثلاً حزباللهی، واژه حزباللهی چقدر. بسیجی، مثلاً دلواپس. نفرتانگیز بود. نفرت میآورد نسبت به این واژهها. دلواپسها. این مثلاً حزباللهی بسیجیها. توپ و تانک بسیجی دیگر اثر ندارد. واژهها را چرک میکنند، یک جوری که اصلاً دیگر نشود اسمش را آورد. کثیفش میکند. با واژه شیعه این کار را کرده بودند زمان امام باقر (علیهالسلام). بنیامیه کار فکری، رسانهای، روانی در بنیامیه بسیار قوی بود. بسیار قوی. کثیف بودند. بسیار پلید بودند. بسیار خبیث بودند.
دوره امام باقر (علیهالسلام) از جهت تقابل با این عملیات روانی و کاری که حضرت کرد و باعث شد که بنیامیه منهدم شود، خیلی جالب و عجیب است. الان ما تقریباً از یک سری جهات، دورهمان خیلی شبیه این دوران است. بنیامیه در قتلعام، آدمکشی و جنایت هیچی کم نمیگذاشت. قشنگ نسخه اورجینال، امین صهیونیستها، بابابزرگ داعشیان دیگر، بنیامیه. بنیامیه، داعش ادامه بنیامیه است. کسانی که ریختند، آقا کعبه را آتش زدند، با منجنیق خراب کردند. بنیامیه کعبه را خراب کرده. حکومت اسلامی، سربازان حاکم اسلامی آمدند کعبه را خراب کردند. مردم مدینه را سه روز هرچی تو مدینه بود، پول، ناموس و جان و خون و هرچی بود حلال کرد. به سپاهش گفتند آمار بسیار وحشتناک و بالایی نطفه نامشروع شکل گرفته آن سه روز. آنور هم که امام حسین (علیهالسلام) را کشت، بعدش هم که همینجور پشت هم جنایت. تازه رسید به حجاج. حجاج بنیامیه بود دیگر. جنایتهای اینها را بخوانید. خیلی اینها عجیب و واقعاً تحملبرانگیز است. حجاج چکار کرد؟ توی کوفه قتلعام کرد. میگفتند حمام خون راه افتاده بود. یعنی از زیر درها خون میآمد. تو اینطور قتلعام میکردند. مینشست به غذا خوردن، میگفت: «من اشتهام کور شده.» گفتند: «چکار کنیم؟» گفتم: «این دو تا چیست اینجا؟ پوستشان را بکنیم.» حجاج به حکومت بنیامیه بود. جنایتهای عجیبغریب.
امام باقر (علیهالسلام) با همچین جریانی مواجه شد. چکار کرد امام باقر (علیهالسلام)؟ من چند کلمه توضیح به شما بگویم در توصیف موقعیت فعلی، زمینه باز بشود برای اینکه نکات بعدی را عرض بکنم. ببینید عزیزان، الان بنده میشنوم گاهی حالا شبهات که داریم از جانب بههرحال افرادی که مخالفاند نسبت به جمهوری اسلامی، خیلی مسائل شبهه میاندازند نسبت به روحانیت، اسلام، اهلبیت، محرم، امام حسین، کربلا، همه چیز، دانهبهدانه صحبت. ولی یک سری شبهات هست، گاهی از تو خودمان میجوشد. اینها خطرناک است. بعضی حرفها یکهو شنیده میشود. مثلاً یکهو یک حرفی شنیده میشود: «آقا جمهوری اسلامی وا داده، نصرالله وا داده، این را ول کردند، اینها مقاومت را تنها گذاشتند، نه، هیچ کاری نمیکنند، شل گرفتند.» حرفهای خطرناکی است. جدا از اینکه تحلیل غلطی است، شبهه خطرناکی است. دستفرمان حضور تو این میدان بلد نیستند. این نکته را توجه داشته باشید.
ببینید یکی از طراحیهایی که توی عملیات روانی هست، خوب دقت بکنید، خیلی نکته است. حالا من خیلی جان حرف زدن دارم. نه، خیلی صدای حرف زدن دارم. بحثی هم که میخواستم بگویم، بحث مهم و مفصلی بود، ولی خوب دیدم خیلی به حالم نمیخورد که امشب وارد این بحث بهصورت کامل بشوم. خیلی جان میخواست که دانه، جان داشته باشم نکات را عرض میکنم. یک صلوات دیگر بفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» جنگ نرم و جنگ روانی از جنگ سخت هم پیچیدهتر است، هم موفقیتش سختتر است، هم طراحیهاش خاصتر است، هم پیروزیش دیرتر است و دشوارتر است. رهبر انقلاب یک تعبیر چند روز پیش گفتند. نشنیده؟ تعبیر خیلی هم مهم. روز میلاد حضرت زهرا ایشان فرمودند که: «ما قدرتمون در منطقه و چیزی که تونسته آمریکا را شکست بده، نه قدرت سخت. امتیازی هم که داریم، قدرت نرممان است.» این خیلی نکته دارد. ندیدم کسی روی این نکته تحلیل کند. تحلیل دارد. آنی که الان دست برتر ما تو این منطقه درگیری با آمریکا و اسرائیل است، قدرت نرم ماست. خب، یعنی چی؟ خوب دقت کنید، چند تا نکته مهم میخواهم بگویم. شما هم الحمدلله حالا خیلیهایتان را که میشناسم و میدانم، هم اهل فکری، اهل مطالعهاید، اهل سخنرانی و منبر هستید. اهل تحلیل مسائل سیاسی عمیقتر صحبت کرد.
ببین وقتی یک جنگ سختی راه میافتد، بههرحال دو طرف بودجههایی دارند، امکاناتی دارند، توانمندیهایی دارند، محاسباتی روی این دارند که وارد جنگی بشوند یا نشوند. ولی آنی که فضا را فراهم میکند، آن قدرت نرم و آن فضای روانی میگوید: «مَنصُورٌ بِالرُّعب». شما اگر بتوانی دشمنت را بترسانی، خیلی وقتها نیاز به خیلی از امکانات نیست. ترس محصول یک عملیات روانی است. خیلی وقتها خیلی کارها میکنند برای اینکه طرف فقط بترسد. وقتی بترسد، فرار میکند. مثالی که اول جلسه گفتم، گوشیات را خودت تحویل میدهی. دو تا استدلال برایت میآورم، خودت به این نتیجه میرسی. بدون دعوا و کتککاری. بله، من هزینه باید بدهم. من یک گلوله به تو بزنم، کلی پولش است. بعد سر و صدا میشود. بعد پلیس میآید. بعد خون راه میافتد. آدم کشته میشود. دنبالم راه میافتند. دایره جنایی پیگیری میکند. من را پیدا کند. چقدر هزینه دارد برای من؟ دو کلمه بتوانم فریبت بدهم، خودت گوشیات را بدهی که دیگر اینقدر مقوله ندارد. برد من تو آن فریب است، تو آن عملیات روانی، تو آن قدرت نرم.
اسرائیلیا، اینها را خوب گوش بدهید. برای اولین بار دارم این مطالب را میگویم امشب. غزال مهم. شاید هم برای آخرین بار. اسرائیل در طول تاریخ معروفاند به بزدلی. اسرائیل هیچ وقت، یهودیا هیچ وقت تو جنگها خودشان مستقیم در طول تاریخ این مدلی بودند. همیشه یک عده را با فریب پیش میگرداندند. کار صهیونیستها فقط وراجی بود. کار یهودیا فقط وراجی بود. هیچ وقت وارد جنگ نمیشدند. چرا؟ چون بهشدت ترسو اند و بهشدت پول دوست. اینها باعث میشود که جنگیدن برایشان بسیار دشوار میشود. بحثم شروع شد. حالا انشاءالله که تو نیم ساعت بتوانم جمعش کنم.
یهودیها همیشه پشت صحنه وایمیایستادند، هیچ وقت جلو نمیآمدند. همیشه تاریخ. چون جنگ احزاب هم که دیگر تهش یهودیها آمدند جلو. میبینی آخرش هم این قریشیها و اینها را آخر اینها را آوردند جلو. فریب دادند، باز هم جنگ روی دوش اینها باشد. جنگ تبوک هم همینطور است. جنگهای دیگر هم همینطور است. کم پیش میآید پای یهود خودش بیاید وسط یک قضیه. خیبر و اینها که موارد نادری بود. پشت همه جنگهای ما اینها بودهاند. احمقی مثل ابوسفیان هست که هم پول دارد، هم کینه دارد، هم آدم دارد، هم شمشیر دارد. برای چی من بیایم بجنگم؟ ابوسفیان تحریک میکند، ابوسفیان میآید میجنگد.
تو منطقه، امام همیشه دنبال این بودند. آن نکته اصلی طوفان که گفته نمیشود، این نکته است. حماس یک کاری کرد، اسرائیل مجبور شد خودش بیاید وسط بجنگد. این خیلی زور دارد برای اسرائیل. خیلی برایش خطرناک است. هم باید پول خرج کند، هم باید کشته بدهد. قرآن تعابیری که در مورد یهود دارد، خیلی عجیب است. چند بار قرآن تأکید میکند، میگوید: «اینها بهشدت جاندوست هستند.» «أَلْفَ سَنَةٍ»، هر کدامشان دوست دارند هزار سال عمر کنند. خب، باید آرزوی آمادگی برای مرگ داشته باشیم. بعد قرآن میگوید: «ببین اینها آمادگی مرگ ندارند. این نشان میدهد که اولیای خدا نیستند.» حرف مفت. نقطه ضعف جدی صهیونیستها و یهودیها در طول تاریخ، ترس از مرگ بوده. دنیا دوست هستند، جاندوست هستند، دوست هستند، خانهدوست هستند و الان وارد این چالش شدند. آنی که اینها را راحت میکند، این است که این جنگ توسعه پیدا کند و چون زبان قوی دارند، رسانه خوبی دارند، آدم زیاد دارند، ترسو نسبت به خودشان زیاد دارند. یک کم جنگ توسعه پیدا کند، بهترین اطراف نوکرها و مزدورهایشان میآیند میدان دست میگیرند، اینها نفس میکشند.
یک جوری شده جمهوری اسلامی بازی را ریخته به هم. این هی میآید یک کاری بکند، یک جایی یک دعوا بشود. جمهوری اسلامی میگوید: «دیدی آنجا را زد، کشت. بیا لبنان دعوا کنیم.» من لبنان آدم زیاد دارم، آنجا دعوا بشود، دوتایی با همدیگر میزنیم. نه، لبنان با هم دعوا نداریم. سوریه؟ هوا نداریم. من فرمانده تو را میزنم توی سوریه. طراحی عملیات روانی که ما سر درنمیآوریم. بابا، ایرانی، صهیونیستها را مچل کردند، پدر آنها را درآوردند. فرمانده ارشد تو را میزند. سید عظیم موسوی که یک کاری بکنی، مستقیم بیایی تو سوریه دعوا راه بیندازی. شما این کار را نمیکنی. میدانی چه بردی برای تو دارد؟ میدانی اگر بزنی چه بردی برای او دارد؟ میدانی اصلاً این کار را کردی که تو بزنی؟ میدانی وقتی بزنی چی میشود؟ میگوید: «ببین مردم فلسطین بیست و خردهای هزار تا کشته دادند. هیچی، ترقه در نکرد. یک دانه را کشت جمهوری اسلامی.» چی میگوید؟ مگر ایرانی فلسطینی دارد؟ یک جبهه مقاومت دارد میجنگد. چند هزار تا فلسطینی کشته شدند. چهار تا هم ایرانی روش. چند تا فرمانده ارشد حماس رفتند، چند تا فرمانده ارشد ایرانی میروند، چند تا فرمانده ارشد لبنانی میروند. دعوا که بین اسرائیل و فلسطین نیست. جبهه مقاومت. جبهه مقاومت یقه اسرائیل را گرفته، نه مزدورهای اسرائیلی تو منطقه را. خودت را میخواهیم حذف کنیم. تو نباید تو این منطقه باشی.
دوباره برمیگردد سر اسلحه و کاری کرده ما اینها را نگاه نمیکنیم. دیگر کشته شد. پس چی شد؟ ولی بهاش چیست؟ بهاش به این است که حربه عملیات روانی و قدرت نرم دنیا که تو دست اسرائیلیا بود که همیشه مظلومنمایی میکردند، نازیها ما را کشتند، بیچارهمان کردند، آواره کردند. کاری که آقای احمدینژاد بلد نبود با صهیونیستها بکند و تبدیل شد به قدرتافزایی برای صهیونیستها. حالا احمدینژاد را بهعنوان یک مرد درگیر با اسرائیلیها میشناسند. یک جوری اسرائیلیها را زد که اینها توانستند مظلومنمایی کنند تو دنیا. حالا من کار ندارم اصل کارش خوب بود، بد بود، تو از اول فکرش غلط بود، درست بود. الان که وضعش روشن است. این یک کلمه برای کرمانیها حرف نزده. اسرائیل حرف نمیزند. الان که وضعش معلوم است. مدل کارش غلط بود. یک جوری اسرائیلیها را زد که اینها توانستند مظلومنمایی کنند. ولی الان یک جوری جمهوری اسلامی و حماس و دیگران دارند اسرائیل را میزنند که این دیگر جا برای مظلومنمایش نمانده. پته اینها آمد روی آب. منطقه دنیا میبینی فضا عوض. جو دنیا شده همدردی با فلسطین. حق میدهد به فلسطینی. روز اول طوفان الاقصی حق نمیداد. برای چی این همه زن؟ این همه بچه؟ با این وضع جنازههایشان را برمیداری، قطعاتشان را برمیداری با خودت میبری؟ آب و روشان را بستی. با کی جنگ داری؟ الان سر چیست داستان حماس؟ چهار تا توپ و تفنگ است. پس چرا این بچهها را داری میکشی؟ بعد چرا افتخار میکنید کشتن بچهها؟ حماس کجای دنیا، کدام عقلی، کدام مکتبی قصاص قبل جنایت دارد؟ قصاص قبل جنایت. کسی که تو میدان بوده و تیر نزده نمیتوانی بکشی که بگویی تو میخواستی تیر بزنی. بعد تو بچه را میکشی که ممکن است بعدها بشود حماس. برگ برنده ماست در برابر قدرت نرم. اسرائیل گرفته، باعث شده اسرائیل برای اینکه بخواهد قدرت نرم نشان بدهد، باید بترساند همه را که بگوید من اسرائیل هستم. خب، چکار میکنی؟ خیلی میکشم. بعد وقتی میزند، هیچ کس نمیترسد. همه هوش میکنند، میگویند: «خاک تو سرت کنند، برای چی میکشی؟» مانده چکار بکند. همهاش هم دست یک نفر است. امروز در این دوران ما علمدارش یک نفر است: سیدعلی خامنهای. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
ای مرد بزرگی که تربیت شده مکتب اهل بیت و هنوزم نشناختند. حالا حالا هم کسی نمیفهمد کی بود و چه کرد. قاسم سلیمانی بود. یک سالها باید بگذرد. صدها سال باید بگذرد تا بفهمند چه کردیم با اسرائیل. چه بلایی از اسرائیلیها، چه دماری از اسرائیلیها درآوردیم. بازی ریخته به هم. خیلی دوست دارد بگوید که آقا ما با ایران دعوا داریم. هی هم میگوید. قبول نمیکند که اسرائیل با ایران دعوا دارد. کرمان هم میزند، میکُشد. دارد کار میکند تقابل اینجوری کند. برای خودش هم برد دارد. ما اگر الان هیچی، بگذار تو صد روز دستمان نیامده. ولی عوضش با ایران داری میجنگیما. ما با ایران داریم دعوا میکنیم. کلاسی است برایش. وضع داخلی اسرائیل خیلی به هم ریخته و داغون است. تو که با ایران نمیجنگی. لبنان هم که باهات کار ندارد. سوریه هم که باهات کار ندارد. تو با همین چند صد تا آدمی که تو زیرزمینهای غزه با همینها داری میجنگی. از پس هیچی هم برنمیآید. خاک تو سرت کنند. تو دیگر کی را منفجر میکنی؟ همانهایی که از ما اسیرند، در آنجا میمیرند. فلان فلان شده. از خودمان داری میکشی. با این ترسی که اینها از جانشان دارند، ترسی که از مرگ دارند. بعد اینجوری هم ذلیل و حقیر شدند. حرفشان هم تو دنیا هیچ کس خریدار نیست. همه نابودی. دیگر برای نابودی باید چه اتفاقی رقم بیفتد؟ شما فکر میکنی هرچی بیشتر بکشد رها میشود؟ نه. توی مخمصه جمهوری اسلامی قرارداد اسرائیل را که برای اینکه بیاید بیرون هی باید بیشتر بکشد. شما فکر کن یک موجودی را توی یک قفسی بیندازی. این برای اینکه بیاید بیرون مجبور است بکشد. بعد این خون میآید بالا، میآید بالا، میرود تو حلقش، آخر خفه میشود. توی خونها دارد خفه میشود. نمیداند چکار کند.
مردم فلسطین انصافاً شاهکار خلق کردند تو این ایام. صبری که نشان دادند. اگر اینها میترسیدند، عقبنشینی میکردند. سنگشان را از حماس وا میکردند. نه اینها با ما نیستند. اینها تندرویند. اینها فلان. بعضیها آنور کردند. باختری خوب. زود پشت اینها را خالی کردی. محمود عباس کثیف. جنبش فتح. اینها حماس فلسطینی نیستند. اینها ایرانیاند. اینها فلانند. اینها از ما نیستند. اینها از جای دیگر مزدورند و دارند مثلاً از اینها دارند خط میگیرند. حرف نمیگیرد. این صبر استراتژیک جمهوری اسلامی. شما یک وقتهایی راهکارت برای نابود کردن دشمنت صبر است. ولی صبر استراتژیک. صبر استراتژیک. نگاه کنی فقط. یعنی میدانی او یک دانه میزند. پشت بندش یک طراحی عملیات روانی دارد. برای این زده که مؤثر بشود که تو جیغ بزنی. که تو بزنی. که تو بکشی. که بعد فلان بشود. که بعد فلان بگوید. میزند. یک چیزی شبیه همین کاری که تو قضیه بنزین شد. سال ۹۸ بود؟ ۹۸. یک طرحی بود دیگر. نشستند فکر کردند. به نظر میرسد که اینها فکر کردند، طراحی کردند که مثلاً بنزین را شبانه مخفیانه سه برابر میکنیم. بعد رهبری موضع میگیرد علیه مسئولین. بعد اینجا مردم مثلاً یک گروه میشوند طرفدار مسئولین، یک گروه میشوند طرفدار رهبری. بعد اینطور میشود، بعد آنطور میشود. یک سرش هم که تو عراق بود دیگر. شعارهایی که میدادند: «ایران بره بغداد، تبقا حره. ایران بره بیرون، بغداد را از دست ایرانیها آزاد کنیم.» بعد اینها گفتند خب، اینها تضعیف شدند. ایران که وضعیت آنجور به هم ریخت، عراق هم که اینطور به هم ریخت. قاسم سلیمانی را بزنیم. بعد قاسم سلیمانی تو بغداد اگر بخورد، جمهوری اسلامی خیلی سرافکنده میشود. قاسم سلیمانی من تو بغداد چکار؟ در این بعد عراقیها میافتند به جان ایرانیها. این تشدید میشود. قاسم سلیمانی را زدند، همه با همدیگر آمدند تابوت قاسم سلیمانی تو ایران. کسانی که قبلاً تو فتنههای دیگر برای صهیونیستها میآمدند اینجا، باز برای قاسم سلیمانی حماقتش است دیگر. نمیفهمد اینها هم قدرت نرم است. نرخ نکات مهمی.
امام باقر (علیهالسلام) شخصیتی است که بنیامیه را تمام کرد. بنیامیه را تمام کرد. با صبر استراتژیک، با مهندسی روانی مفصل. برایتان شواهد آورده بودم بخوانم که چکار کرد امام باقر (علیهالسلام). حالا شاید یکی دو نمونهاش را عرض بکنم. شخصیت دانشمندی بود. کلاس داشت. تدریس میکرد. استاد دانشگاه، هیئت علمی بود امام باقر (علیهالسلام). امام باقر (علیهالسلام) کسی است که دودمان بنیامیه را جمع کرد. بعد بنیامیه حرفهای بودند. من حالا فرصت نیست برایتان خیلی چیزها را بگویم. یک شخصیتی تو بنیامیه داریم به نام عمر بن عبدالعزیز. عمر بن عبدالعزیز یکهو ورق را برگرداند. با اینکه از بنیامیه بود، ورق را برگرداند. آمد گفت آقا لعن امیرالمؤمنین از امروز ممنوع. لعن ممنوع. فدک را هم برگرداند به امام باقر (علیهالسلام). حالا آن فدک ظاهری. اجازه داد که شیعیان نفس بکشند. یک کمی شیعه را پروبال داد. امام باقر (علیهالسلام) واکنششان چی بود؟ خیلی حرفهای است. خیلی قدرت. این نجیب بنیامیه است. بنیامیه «شجره ملعونه» است. برای قرآن، «الشجره الملعونه فی القرآن». یک خاندان و قرآن به صورت خاص تویش دست گذاشته به عنوان شجره ملعونه، آن هم بنیامیه که در خواب به پیغمبر نشان دادند شجره ملعونه. عمر بن عبدالعزیز هم میوه همان شجره است. فقط یک کمی نجیب است. چقدر سنگین است. فرصت احیا میداد به بنیامیه. بنیامیه قشنگ توی قامت جدیدی میتواند زنده کند خودش را. قیافه جدید بیاید وسط. بیاید بگوید آقا ما اهل صلحیم، رفیقیم. ما اصلاً با هم از اول خوب بودیم. حالا آن یکی یک کم اشتباه کرد. یزید غلط کرد. نه، تو هم ادامه یزید. تو هم همان کاری که اوباما میکرد با جمهوری اسلامی و کاری که رهبری کرد در قبال اوباما. آن بوش بیناموس بود، این کارها را میکرد. خدا لعنتش کند. خیلی کثیف. من شب یلدا را بهتان تبریک میگویم. عید نوروز هم تبریک میگویم. ما با همدیگر خیلی خوبیم. با رئیسجمهورتان هم مینشینیم با همدیگر تلفنی صحبت میکنیم. گپ میزنیم. آبگوشت هم گاهی وقتها میخوریم که اثبات بکنم من با ایرانیها خوبم. فارسی حرف میزد. کی بگویم قضیه تمام شد؟ اینجا هی داد میزدند، میگفتند آقا دعوای ما با آن آمریکاییها بود. نه با این آمریکاییها. ما دو جور آمریکایی داریم. یادتان نرفته؟ ترامپ بد است. آمریکایی، این آمریکایی اینجوری بد است. ترامپ علم میکردند. نه این هیلاری و بایدن و اوباما و اینها خوبهاشان هم اینها خیلی با هم رفیقیم. ما اصلاً خیلی خوبیم بابا. رهبری با یک صبر استراتژیک، با مدیریت روانی، با یک فرصت دادن، به هم ریختند بازی. طرف مجبور میشود یک جایی آن دندان تیزش را نشان بدهد. شمشیرش را بکشد. ضربش را بزند. آدمش را بکشد. چه فرقی داشت دکتر؟ گرفتی؟ چیزی که گفتم. اینها مدیریت است. البته یک بخشی از این مدیریت تو مظلوم واقع شدن شماست. این را توجه بهش داشته باشین ها. این مدیریت به این نیست که ما همیشه شمشیر بکشیم. اتفاقاً خیلی وقتها است که شمشیر نکشیم. چون شمشیر کشیدن ما جزو طراحی اوست. کاری که امیرالمؤمنین. این صبر استراتژیک است. این با مصلحتاندیشی بزدلانه فرق میکند. که وقتی شما میترسی یک وقت کسی چیزی نگوید و نکُشنتان. این خیلی فرق میکند. فرصت میدهی که طرف خودش را نشان بدهد. از پشت نقاب بیاید بیرون. ولو به کشتن من. به کشتن خیلیها. بله، کشتن آدم توی فلسطین. هر یک دانه. قرآن فرمود: «یک نفر کشته بشود، انگار همه بشریت کشته شده.» زمانی روز اول آقا هزار تا کشته شدند. چکار کنیم؟ اعلام میکنند هر بار اخبار را میزنی، صندوق جدید رای فلانی شد ۷۵۰۰ تومان. مثلاً کشتههای فلسطین این شکلی شده. عادی دارد میشود برای من و تو. دارد عادی میشود. تو دنیا این شکلی نیست. دنیا ریخته به هم. فضای دنیا فضای دیگری است. یکی از دوستانی که ما همکاری داریم و اینها توی بخش بحثهای بینالملل و اینها آمریکایی است. آمریکا به دنیا آمده. بزرگ خانم. یکی دو سه هفته پیش بود تو جلسه به بنده میگفتش که آقا من با اطلاعات موثق دارم میگویم. ما از موج اسلامیتی که تو غرب راه افتاده، جا ماندیم. جا ماندیم یعنی اصلاً نمیتوانیم جواب بدهیم و چون آنقدری امکانات نداریم که جواب بدهیم. اینها که دارند میآیند سمت اسلام شیعه. چون امکانات ندارد برای پاسخگویی و جواب دادن، همه دارند میروند سنی میشوند. یک موج عجیبی راه افتاده. اصلاً قابل فهم نیست الان برای ما. ریخته به هم دنیا. یعنی شما ۱۰ هزار جلد کتاب در خانه رایگان میدادی، آنقدر اثر نداشت که این بچههای مظلوم فلسطین، آن فیلمی که درمیآید، مادر بچهاش را گرفته، گریه نمیکند. دارد شکر میکند. آن یکی کنار جنازه برادرش سجده کرد. تو آدمکشی. جنایتکارند. بگویی اینها نژادپرستند. بگویی اینها تروریستند. که اینجوری نمیشود. که کنار جنازه. بعد آن یکی مثلاً به آن دسته قطع شده. آن یکی مثلاً. بعد با این خون، با این زندگی، با این امکانات، تروریست میخورد. یک طرف قضیه را زده. هیچ جایی از این هندسه که درست کرده کاور نمیشود. درنمیآید. دنیا دارد میبیند. مجبور است دنیا اعلام بکند که بخواهد هنوز بگوید آقا من ابرقدرتم. من اسرائیل هستم. ببین زدم اینها را هم کشتند. احمقها به یمن حمله کردند. جمهوری اسلامی هم اینها را بزند. اصلاً ببین یکی از برکات حاج قاسم به این بود که زمین بازی را از یک فضای ۶ متری برداشت، برد توی فضای ۶۰۰۰ کیلومتری. نمیفهمند اینها عظمت جمهوری اسلامی. اینها برد جمهوری اسلامی. یک زمانی شما لب مرزت را میزدم. این مرز را میزدند. از لب آن یکی مرزت باید جواب میدادی. خوزستانت را میزدند، از کردستان باید جواب میدادی. الان لبنانت را میزنند، از یمن جواب میدهی. چی شده داستان؟ و مانده چکار باید بکند. بعد با کی هم درگیر است؟ ببین کلاً بازی ریخته به هم. با یک حماسی درگیر است که موجودیت بینالمللی ندارد. دولت که نیست. با یک یمنی درگیر، انصاراللهی درگیر است که موجودیت دولتی ندارد. با یک حزباللهی درگیر است که موجودیت مدیریت دولتی ندارد. دولت نیست که تحریمش کند. دولت نیست که بهش حمله نظامی کنند. یک گروهک است. برنمیآید. تو بچهها را میکشی. خاک تو سرت کنند.
دعوا سر خود ایران بود. دیدید؟ برای حمایت از خودش، برای آدمهای خودش موشک خرج میکند. دیدی شماره پیشمرگ کرده بود. تو یکی از خودشان را زدیم، آمد بیرون به پیشمرگ نداریم. دعوا یک چیز دیگر شده. مشخص است اینها. این باعث میشود یمن تبدیل به قدرت جهانی میشود. بعد دنیا میگوید که آمریکا از انصارالله یمن، فقیرترین کشور منطقه، با کمترین امکانات، خود دولتش هیچی ندارد. بعد تو مال یک گروهک شبهنظامی غیردولتی یمنی. تو از اینها داری میبازی؟ بعد چی؟ دیگر حرف از اسرائیل هم نیست. پاتک. کاری که با ما کردند. هی میزد که جمهوری اسلامی بیاید بیرون که بگوید من با تو دعوا دارم. جمهوری اسلامی نیامد بیرون. یمن خیلی اینها را گرفت. حالا ایران میگوید من میزنم، آمریکا بیاید بیرون. من با تو دعوا دارم. سجاد نصر بهترین دوستان، آن شب جمعه صحبت کرد دو ساعت. بعد یقه ما را گرفت. این چه صحبتهایی است؟ آقا، خیلی افتضاح بود. چی میگویی؟ کجایی تو؟ ۱۰ تا موشک، فلان فلان فلان فلان. طراحی آنها بود. فرمانده من هم اسرائیل که قرار است حماس را آزاد کند. این که هیچی. آمریکا چکار میکند؟ ما سلاحهایمان را برای آمریکا گذاشتیم کنار. چیزهای خوبی هم گذاشتیم کنار. یعنی چی؟ اسرائیل بیاید وسط، بگوید من، ما که با حماس کار نداریم. من با حماس هرچی بزند، خوب دقت کن این بازی را. ببین چه قدرتی میشود. فرض کنید الان اسرائیل برگردد، بگوید من حماس هرچی من را بزند، جواب نمیدهم. وایستادم ایران من را بزند. من در خودم قدرت تقابل ایران را میبینم. این میشود جنگ روانی. بعد ایران خیلی میترسد از این. ایرانیها. اگر این حرف را بزند اسرائیلیها چکار کرده؟ سردارهای ما را، حزبالله و اینها را میزنند. این بدون تیر و ترکش فتح کردی آمریکا را. اول قلوب مردم آمریکا را فتح کرد. چون این حرف وقتی به بعد او فشار میآورد به دولتش، میگوید تو حماقت نکنی با اینها بجنگیها. بمبگذاری میشود که حالا داعش گردن میگیرد. آمریکا میگوید من نبودم. من نزدم. عمومی خودش آرام بشود. دنیایی که نگاه میکند، میبیند کی قدرتش بیشتر است. میگوید این مسلمان چه قدرتیاند. «اشهد ان لا اله الا الله». و اینگونه خواهد بود که شما به زودی پرچم «لا اله الا الله» را بر فرق سر آمریکا و کاخ سفید مشاهده. همانگونه که امام باقر دودمان بنیامیه را جمع کرد. مدل نابود کردن یک شجره ملعونه تروریستی بیرحم این مدلی است. با تبیین، با گفتگو، با عملیات روانی، با فرصت دادن، با توجیه کردن، با آرامش. دانهبهدانه اینها توضیح دارد از سیره امام باقر (علیهالسلام) که فرصتش نبود عرض بکنم. در بحث منطقه آکاتولو عرض کردم بازی میکند. کشتن چی شد؟ آمریکا مجبور شده بیاید با انصارالله بجنگد. میدانی یعنی چی؟ تنگه را تو بستی، من دارم خفه میشوم. بیا من منتظر توأم. من با اسرائیل کار ندارم. آفریقایی تحریم شده، بدون پول، بدون امکانات. در خودش قدرت آمریکا را تهدید کند. این از ۱۰ میلیارد بار «مرگ بر آمریکا» سنگینتر است. آمریکا بچه میترسانی. بابایت را بیاری. به بابایت بگو من منتظرم. بابا زد تو گوشم. گفتم میروم بابایت را میآورم. گفت من منتظر بابایت هستم. باباش میگوید نه پسرم. عملیات روانی تو را زده. همقد تو بود. قاعدتاً باید از تو هم میترسید. روانی. قرآن هم خیلی قشنگ میگوید. میگوید راهبرد شما در مقابل دشمن این است: «تُرهِبُونَ بهِ عَدوَّ اللّهِ». اصلاً قرار نیست سلاحت برای این باشد که بزنی. امکانات به مؤمنین معمولاً در قبال کفار نداده. بترسانی. موشک برای نجنگیدن است، نه برای جنگیدن. ما تو دولت دوممان بودجه نظامی را صفر میکنیم. اینها موشک زدند. مذاکراتمان را خراب کردند. دیگر پرتقالفروش و صهیونیست و پرتقالفروش اسرائیلی و اینها. همه را پیدا کن. پیدا کن که اسرائیل وقتی میگوید من دعوا را میآورم تو ایران. ببین چند سال پیش گفت: «سرمایه ما تو ایران کیان.» برو بازی. یکیم ما با اسرائیل تازه. اسرائیل هم که عددی نیست. اسرائیلی که فلسطین. بازی عوض شد. این اسرائیلی ترسو، مزدور، بزدل میخواست تحریک بکند این سرمایه ایرانیش بیاید تو میدان با تو دعوا کند. همان کاری که پارسال میکرده. از صدای ترکش زوزه میکشد. فیلمهای ایام اسرائیلیها خیلی جالب بود. همه حرفهایی که ما باید برای نوجوانها و جوانها با هزار تا استدلال توضیح میدادیم. سرباز اسرائیلی زوزه میکشد. ترسیده. اینها این است. سرباز حماس را نشان میدهد با شلوار سه خطی میآید بیرون. تو مرگ بر اسرائیل دیگر نمیخواهد. اصلاً مرگ دیگر نمونه. چی هست که بهش بگویم مرگ؟ سوراخ. انقدی میآید بیرون. تانک آمده بالاش وایستاده. بعد ده تا پهپاد هم دارد میرود و میآید. بعد دارد آمریکا حمایت نظامی، اطلاعاتی میکند. ناتو آمده پشت اینها. همه با هماند. بعد طرف از تو زیرزمین میآید. از تو زمین میکَند میآید. یعنی چی؟ در میآید. دیگر کسی چی؟ جیگر، جیگر میکند که فلسطینیها دعوا کنند. در بیاید. دیگر کسی به خودش میبیند که برویم با اینها بهت بجنگیم. آقا نترس ما کلی موشک داریم. تانک داریم. بمب اتم داریم. «مَنصُورٌ بِالرُّعب» که امام زمان هم که میآید این را. بدون قاعده ظهور است. این را بگویم عرض من تمام. امام زمان هم با رو پیروز میشوند. میگوید وقتی حضرت راه میافتد، فتح مناطق توسط امام زمان شمشیر خروج میکند و جنگ نظامی دارد. ولی فکر نکن آدم زیاد میکشد حضرت. معنی اسمش میآید که سپاه مهدی حرکت کرد، همه غلاف میکنند. اسمش نیست که جمهوری اسلامی میخواهد دعوا کند. همه خلاف کردهاند. قاسم سلیمانی آمده چند کیلومتر رفته بود عقب داعش. گفتند ۴۰، ۵۰ کیلومتر عقبنشینی کرد شنیر. قاسمزاده یعنی با دوربین نگاه کرده بود. فهمیده بودند که این که اینجور آمده و اینها بهش میخورد. قاسم، قاسم سلیمانی ۵۰ کیلومتر رفته بودند عقب. یک کلمه اسم قاسم سلیمانی ۵۰ کیلومتر آزاد. این طرحی است که خدا و اهل بیت برای ما داشتند. این مدلی است که ما در قبال بنیامیهها داشتیم در طول تاریخ و این مدلی است که امام باقر (علیهالسلام) به با این راهبرد، با این استراتژی انشاءالله کار بنیامیههای زمانه ما هم. چرا دخلشان آمده؟ انشاءالله خدا انشاءالله عیدی این میلاد و این ماه رجب ما را نابودی بنیامیههای دورانمان قرار بدهد.
خدایا در فرج آقا امام زمان قلب نازنینش را از ما راضی بفرما. خدایا آمادگی و قبراق و سرحالی رزم و حضور کنار امام زمان به تک تک ما عنایت بفرما. نابودی صهیونیستها را در دوران ما و جلوی چشم ما قرار بده. مجروحین غزه، بیماران اسلام به فضل و کرمت شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. امت اسلام قدرت و شکوهش روز به روز افزون بفرما. رهبر حکیم و عزیز انقلاب عزت و شوکت و نصرتش روز به روز افزون بفرما. شهدای عزیزمان، قاسم عزیز را سر سفره امام باقر در این ساعت مهمان بفرمایید. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. «صالح رحم الله من قرأ الفاتحه مع الصلوات».
«اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...