برای ایلاف

برای ایلاف

برای ایلاف . 1402/06/19
00:47:28
13

معرفی
* از جهت محتوایی، سوره مبارکه فیل و قریش یک سوره هستند.

* محتوای اصلی سوره فیل؛ خداوند با اصحاب فیل چه کرد؟

* محتوای اصلی سوره قریش؛ غرض خداوند از این ماجرا چه بود؟

* اجتماع همراه با التیام؛ علت اصلی ماجرای اصحاب فیل.

* شاخص‌های برجسته و غیر قابل مقایسه در پیاده روی اربعین.

* داستان حفاظت از کعبه؛ حفظ محل الفت، گرداگرد وجود نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله.

* اصل و رکن در زیارت حرم‌ اهل بیت علیهم‌السلام؛ ایلاف حول محور اهل بیت علیهم‌السلام.

* شرط امام حسین علیه‌السلام هنگام خرید زمین‌های کربلا؛ پذیرایی سه روزه از زائران.

* افعال معصوم همیشگی است؛ محدود به زمان خاصی نیست.

* اراده معصوم لزوماً جاری می‌شود، مانع‌بردار نیست.

* تطبیق پیاده روی اربعین با محتوای سوره فیل و قریش.

* زیارت برادر مؤمن در حکم زیارت خداوند در عرش است.

* جابر بن عبدالله انصاری؛ اولین زائر امام حسین علیه‌السلام.

* مشارکت در شهادت اباعبدالله علیه‌السلام و یاران ایشان.
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد صالح الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان قیام.

در تفاسیر، در مورد سوره مبارکه فیل و سوره مبارکه قریش، اختلافی بین مفسرین هست که آیا اینها دو تا سوره هستند یا یک سوره. اگر در نماز واجب، انسان اینها را بخواند، آیا باید هر دو را با هم بخواند یا یکی کفایت می‌کند؟ فقها معتقدند که یکی کفایت می‌کند، البته قائلینی هم دارد که هر دو با هم باشند. اما از جهت محتوایی، اینها دو سوره هستند. یعنی اگر هر دو یکی باشند، می‌شود ۱۱۳ سوره. بسم‌الله اگر نداشته باشد، نه، دو سوره است، هر کدام برای خودش بسم‌الله دارد. و اگر یکی را هم بخواند، طبق مبنای این آقایان، کفایت می‌کند. ولی از جهت محتوایی، دو سوره یکی حساب می‌شوند؛ از جهت محتوایی، نه از جهت سوره بودن و آن‌بودنِ آن. در مورد سوره توبه و انفال هم همچین بحثی هست که سوره توبه، اضافه و امتداد و ادامه سوره مبارکه انفال است. ولی به هر حال، دو سوره است. البته سوره توبه که خب بسم‌الله هم اینجا بسم‌الله هم دارد، در مصحف اصلی که ضبط شده بود، بسم‌اللهش بوده. و دو سوره هم هست، یک سوره نیست. ولی وضعیت محتوایی چون "لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ" آیه اولش است، این خودش معنا ندارد: "برای الفت دادن قریش" خب که چی؟ یعنی چی؟ معنا پیدا نمی‌کند همین‌جوری. "بسم‌الله الرحمن الرحیم برای الفت دادن قریش". از جهت محتوایی، ادامه سوره مبارکه فیل است.

سوره‌هایی است که خیلی محل توجه می‌تواند باشد، خصوصاً در این واقعه استثنایی و معجزه‌آمیز پیاده‌روی اربعین. اگر تدبر شود در این دو سوره، خیلی محتوای جالبی خواهد داشت. این‌ور در مورد داستان کعبه و هجوم ابرهه و اصحاب فیل می‌فرماید که: «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ»؟ «آیا ندیدی که پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟» ابرهه کعبه‌ای درست کرده بود و مردم را وادار می‌کرد که طواف آنجا بروند در یمن، و کارش نگرفت. هرچقدر هم با اجبار و اکراه و زور خواست مردم را وادار کند، باز هم اینجا، با اینکه زمان جاهلیت بود و هنوز اسلام نیامده بود، ولی باز هم مردم به سمت کعبه می‌آمدند و رونق حج و کعبه در حجاز و مکه بود و رونقی نداشت اینی که ابرهه به پا کرده بود. ابرهه گفت: خب من می‌روم تخریبش می‌کنم، برای خراب کردنش می‌روم.

سوره مبارکه فیل و قریش، از چند زاویه مطالب اصلی و رأس محتوا را در این دو سوره بیان می‌کند. یکی خود قضیه اصحاب فیل بود که خدا با اینها چه کرد: «کَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ»؟ یکی غرض این کار خدا بود، اینکه خدا با اینها چه کرد؟ چون سوره فیل غرض چه بود؟ چون سوره قریش «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ...» چگونه کار کرد خدا؟ «کَیْفَ فَعَلَ» شد سوره فیل. «لِمَاذَا فَعَلَ» شد سوره قریش. «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ» چیکار کرد سوره فیل؟ چرا این کار را کرد سوره قریش؟ چه کار کرد سوره فیل؟ خب معمولاً با همین سوره فقط به داستان ابرهه بهش توجه می‌کنیم. خدا از کعبه یک حفاظت عجیب و غریبی انجام داد. کعبه بود دیگه! خدا سوره فیل را تفسیر می‌کند، می‌گوید: «مَکَعَبَ بود» خدا فرستاد برای حفاظت از کعبه، اما از حفاظت از کعبه نیست اصلاً. در سوره فیل و سوره قریش، خدا خودش را متولی حفاظت از کعبه ندانسته است. «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ»، بحث الفت این دل‌ها با همدیگر است. یکی می‌شود، جمع می‌شود، دل‌ها را جمع کردم، دل‌ها را نگه داشتم. و حفاظت از کعبه به عنوان محور الفت، نکته اساسی و مهمی است که توی این دو سوره مطرح می‌شود. چه کرد خدا؟ «أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ * تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ» این کاری بود که خدا با اصحاب فیل کرد. ولی چرا این کار را کرد؟ «إِيلَافِ قُرَيْشٍ»، مردم قریش الفت داشته باشند، چندپاره و چندتکه نشوند، الفتشان با همدیگر حفظ بشود. که حالا علامه هم اینجا مباحث خوبی را در المیزان ذیل این آیه مطرح می‌کنند.

خود کلمه الفت، همین «إِيلَافِ قُرَيْشٍ» را ایشان می‌فرماید که الفت اجتماع مع التئام است. اجتماعی که همراه با التئام باشد، این را بهش می‌گویند الفت. هم جمع بشوند، نه جمع شدنی که مثلاً مثل استادیوم آزادی است. آنجا می‌گویند اجتماع، اما اجتماع همراه با التئام نه. التئام خالی بدون اجتماع نیست. دو تا چیز مد نظر «إِيلَافِ قُرَيْشٍ» است: هم اجتماع، هم التئام. به داد هم رسیدن، به هم توجه کردن و اُنس داشتن و ملایمت با همدیگر داشتن. بله، توی استادیوم آزادی اجتماع است ولی اجتماع از التئام نیست. خیلی جاها هم اجتماع است ولی التئام نیست. یکی از این سایت‌های نحس و کثیف داخلی توی پیاده‌روی دیدم اتفاقاً خبرش را، اسم کثیفش را نمی‌آورم. جریان‌های سیاسی داخلی که با چشم حسودی همیشه به امام حسین و دستگاه امام حسین نگاه می‌کنند، یک سالی هم که ریختند اصلاً پرچم امام حسین را آتش زدند. در مورد تقابل با امام حسین دیدم که یک تیتر زده، خیر، وایرال شد توی سایت‌های خبری و اینها. اوج بی‌شرفی بود، کسی هم موضعی نسبت به این دیدم نگرفت. که راهپیمایی‌های معروف دنیا را، راهپیمایی‌های معروف مذهبی اینها را جمع کرده بود، نوشته بود. بعد محور آن خبری که زده بود این بود که پیاده‌روی اربعین تو دنیا هیچ مثلاً چیز خاصی ندارد از جهت جمعیتی. پیاده‌روی تو هند و اسمش هم Kumbh Mela. در Kumbh Mela در هاریدوار هر سه سال یک بار مراسم دارند، ۱۵۰ میلیون جمعیت توی این راهپیمایی شرکت می‌کند. «شلوغ‌ترین» چند بار هم این را وایرال کرد: «شلوغ‌ترین راهپیمایی مال کربلا نیست، شلوغ‌ترین راهپیمایی مال هند است، مال هندوست».

این اوج رذالت و بی‌شرفی است. چرا؟ برای اینکه اولاً خب چه دردی داری شما الان که پیاده‌روی اربعین است، می‌خواهی یک جای دیگر را علم بکنی که نه، از اینجا مهم‌تر و پرجمعیت‌تر هست؟ این یک طرف خباثت. بیشتر و بدتر اینجاست که تو فقط چرا جمعیت را ملاک قرار دادی برای مقایسه؟ مگر پیاده‌روی اربعین به خاطر جمعیتش برجسته است در دنیا؟ جاهای دیگر، هر سه سال، بعد تازه گفتند که هر سه سالی، بعضی‌ها گفتند ۵۰ میلیون جمعیت می‌آید. امروزه همونم که می‌آید ۵۰ میلیون است. چون روی همه شاخص‌ها باید این را بسنجی. آنجا نه امکاناتی هست نه پذیرایی هست. بیشترین مشکل بهداشتی را دارند، بعد همه توی یک آب می‌خواهند بروند. فقط بحثشان آب است آنجا، در واقع به یک آب که حالا داستانی دارد توی جنبه‌های اعتقادی خودشان، آب‌تنی بکنند و اینها. این‌ور شما ابعاد گسترده‌تری را باید مد نظر قرار بدهی. اینجا بر محور یک شخص، محبت یک شخص، یک قبر، یک مزار است. آن شخص خودش جایگاهی دارد، موقعیتی دارد، ایدئولوژی و حرف او، آرمان او. و در مسافت ۱۰۰ کیلومتری، از ۵ مسیری که به کربلا منتهی می‌شود، مستقیم ۵۰۰ کیلومتر، مستقیم پذیرایی دائمی چند شبانه‌روزی برقرار بماند. از شهرهای دورتر این پذیرایی هست. تو و اگر ۲۰ و خرده‌ای میلیون جمعیت دارد می‌رود، چند میلیون جمعیت لااقل دارد آنجا پذیرایی می‌کند با هزینه‌های شخصی خودشان بدون یک ریال حمایت دولتی از هیچ دولتی در دنیا. اینجا هم اجتماع است هم التیام است. ایلاف. الفت اربعین معادلی ندارد در دنیا. که بعد توی احمق نادان خبیث بخواهی بیایی اینجا را با داستان Kumbh Mela مقایسه بکنی. هی هم بگویی و تکرار بکنی: آقا، انقدر نگویید اربعین کربلا جمعیتش بیشتر است. اینها ابرهه صفتی است دیگر، ابرهه خویی است. اینها که زورش می‌آید که اینجا انگار جمعیت دارد می‌رود و بر محور حسین بن علی.

اینها داستان قریش و داستان کعبه. خدای متعال «طَيْرًا أَبَابِيلَ» فرستاد، ابرهه را با اصحاب فیل نابود کرد. چرا؟ برای «إِيلَافِ قُرَيْشٍ». «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ». اینها دو تا سفر داشتند همیشه: یک سفر تابستان‌ها داشتند به شام که هوا خنک‌تر بود، می‌شود صیفشان. یک سفر هم زمستان‌ها داشتند به یمن که هوا گرم‌تر می‌شود، رحلت شتاءشان. و جالب این است که آنها از یمن آمده بودند، اصحاب فیل، برای تخریب کعبه. تا قبل از این قضایا و تا قبل از اینکه عام‌الفیل بشود که عام‌الفیل سال میلاد پیغمبر اکرم هم بود، کعبه یک محوریت مذهبی اسلامی پیدا بکند. خب بتکده شده بود دیگر. محوریت اسلامی نداشت. کعبه موقعیت ویژه‌ای داشت. اینها هم خب هر شهری که می‌رفتند، به احترام کعبه و حجاز احترامشان می‌کردند معمولاً اهل مکه. ولی اینها باید پا می‌شدند سفر می‌کردند لااقل دوبار در سال برای تجارت. یمن یک بار می‌رفتند، شام. بعد از اینکه پیامبر اکرم ظهور کرد، کعبه مطرح شد بعد از نزول قرآن و این داستان‌هایی در این سوره که وقت نزول قرآن دارد مطرح می‌شود. خدای متعال در واقع وقت نزول قرآن دارد این داستان را حکایت می‌کند که الان شاید حول و حوش ۳۰ سال گذشته از آن قضیه، از عام‌الفیل. الان دارد می‌گوید که داستان چی بود؟ چرا من آن موقع محافظت کردم؟ برای الفت الانتان، و این الفت بر محور پیغمبر که اصل است. و این الفت یک کاری کرد که شماها از سفر تابستان و زمستان مستغنی شدید. دیگر به جای اینکه شماها یمن بروید و شام بروید، آنها می‌آیند به تجارت اینجا. واقع می‌شود. اینجا شد قطب اقتصادی شما، اینجا شد قطب امنیتی شما. این الفت را اینجا شکل دادم، یک جوری که بقیه را به شما ملحق می‌کنم، بقیه را به اینجا می‌کشانم.

و داستان حفاظت از کعبه و طیرا ابابیل و ماجراهایی که پیش آمد و نابود کردن اصحاب فیل، این بود برای این بود. برای الفت قریش بود. این «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ» خیلی محتوای عجیب و مضمون خاصی است که این ایلاف انقدر برای خدای متعال مهم است که طیرا ابابیل می‌فرستد، کعبه را نگه می‌دارد. کعبه‌ای که محل الفت بخواهد باشد. ایلاف قریش بشود، یعنی کعبه به خودی خودش موضوعیت نداشت. کعبه‌ای برای خدا کعبه است که محل الفت باشد دورش. این حرم‌های اهل بیت در و دیوار و ضریح و مس و آهن و چدن و طلا اینها موضوعیت ایلاف بر محور این حرم‌ها مهم است. آباد کردن این حرم‌ها مقدمه است، نه اینکه کاشی‌های خوشگلی داشته باشد. کاشی‌های این‌ور را برداریم جدید بزنیم، طلا‌اش را عوض کنیم. اینها همه مقدمه است. آن چیزی که اصل است از این حرم‌ها، بر وزان اینکه این حرم‌ها را با کعبه مقایسه کردن، کربلا را با حج مقایسه کردن. فن دستگاه فکری و آن هندسه معرفتی تفسیر می‌شود. محور این کاشی و سنگ و طلا نیست. محور الفت زیارتی است. زیارتی که ایلاف توش باشد. حرمی، حرم است که ایلاف داشته باشد. حرمی، حرم است که محور ایلاف باشد، نه اینکه مثل بعضی جاها، بعضی شهرها اینها که ایام هم گاهی دیده می‌شود، محور گاهی بعضی وقت‌ها برای بعضی افراد محور چپاول است. چند برابر پول را تحویلت می‌دهند. بخور بخور در واقع یک چاپیدن از قبل امام و از قبل زیارت و از قبل حرم و از قبل شهر زیارتی و اینها. اینها نقض غرض است. اینها از جنس کار اصحاب فیل است. یعنی آن خرابکاری اصحاب فیل به این نیست که کربلا را خراب می‌کند. الفت پیرامون کعبه، اصحاب فیل. اینها اصحاب فیل هر زمانه‌ای آنهایی هستند که الفت پیرامون حرم را خراب می‌کنند. آن وحدت قلوب همینی است که الان شما مصداق اتم ایلاف همین است. هیچ زبانی توش نمود ندارد، هیچ رنگی توش نمود ندارد، هیچ ملیتی نمود ندارد. حتی شما نمی‌فهمی که این ساکن کربلاست یا ساکن شهر دیگر. انقدر هم معلوم نیست. تو کربلا، بعد تو موکب‌دارش معلوم است؟ تو آنی که ازت پذیرایی می‌کند معلوم است؟ هیچی معلوم نیست. کربلاییان وسط گم‌اند.

مکه حج باید یک جور بشود که آ کس و باد. بادی. کسی که از بیرون آمده، مساوی معلوم نشود. ایام حج معلوم نشود کی اینجا مقیم است، کی اینجا مسافر است. یک جوری خانه‌ها باید در اختیار همه قرار بگیرد که مقیم و مسافر اینجا معنا نداشته باشد. شما تو پیاده‌روی اربعین کربلا، مگر از موقع پذیرایی صاحب‌خانه معلوم نیست؟ از همه خانه‌ها، از همه موقعیت شهر، از همه این امکاناتش. ایلاف این می‌شود. «سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ». زیارت بر محور این است. آن چیزی هم که امام حسین از اول می‌خواست همین بود. یک نقلی هست تو برخی منابع تاریخی که حضرت وقتی وارد کربلا شد و بنا شد بمانند، فرمود: بروید این دهقان‌ها و زارعینی که اینجا زمین‌های زراعی دارند، منطقه بود که زراعت می‌کرد. مخرن آب که آب فرات هم که آب بسیار درجه یکی بود. حضرت خرید تمام زمین‌ها را، منطقه وسیع را که خواست خیمه به پا کند و محل شهادتشان باشد و اینها. طبق این مضاعف هم خرید. از این صاحب‌ها، از این دهقان‌ها و صاحبان زمین. شرط ضمن عقد کرد که من این را گران‌تر از شما می‌خرم ولی با یک شرط. شرطش این است که من اینجا کشته می‌شوم، اینجا مقبره‌ای می‌شود و زیارتگاهی می‌شود، تا سه روز از زائران من پذیرایی کنید. نقل تاریخی اینجوری در مقاتل و منابع تاریخ است. یعنی از اول آن چیزی که مد نظر امام حسین علیه السلام بود همین بود. امام حسین علیه السلام گفته می‌شود که حضرت این کار را کرد، اینطور گفت.

در مورد معصوم شما نمی‌توانید خط پایان تاریخی برای کار و قول او قائل بشوید. قول معصوم ماضی مضارع ندارد، کار معصوم ماضی مضارع ندارد. کار معصوم مصداق «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» است. اینکه اراده کرده، بشود، می‌شود. و اگر اراده کرد و نشد، نشد ندارد. اگر یک چیزی را گفته، می‌شود. اگر کاری را می‌خواسته، می‌شود. این خیلی لطافت دارد. چند تا تطبیق اگر بدهم، لطایفی تو این قضیه باز می‌شود. مثلاً امام حسین علیه السلام اراده کرد برود در کوفه حاکمیت تشکیل بدهد. نگذاشتند. خب تمام شد؟ نخیر. امام زمان ظهور می‌کند، «یا لثارات الحسین» می‌گوید، می‌رود در کوفه حکومت تشکیل می‌دهد. این حکومت اباعبدالله که می‌رود در کوفه تشکیل می‌شود و تازه خودش مقدمه رجعت است. مقدمه بازگشت امام حسین که امام حسین می‌آید در کوفه حکومت تشکیل می‌دهد. امیرالمومنین می‌خواست حکومت کوفه را عالم‌گیر کند، رجعت امیرالمومنین می‌آید از کوفه عالم حکومت جهانی تشکیل می‌دهد. در مورد معصوم نشد ندارد، نتوانست ندارد. یک چیزی را شروع کرده، به نتیجه می‌رسد.

فرمود: من می‌خواهم اصلاح امت بکنم. خب نگذاشتند، نشد. خروج کردم که امر به معروف بکنم. زمان خودش هر چقدر توانسته امر به معروف می‌کند، اصلاح می‌کند. همین الانش را دارد امت جدش را اصلاح می‌کند. امروزش که امروز است، اصلاح با امام حسین همین پیاده‌روی اربعین. یکی از مصادیق بارز اصلاحی است که او در امت جدش انجام داده و دارد انجام می‌دهد. هر سال و هر سال تجدد پیدا می‌کند. خون امام حسین، قیام امام حسین، کار او نشد ندارد، تمام شد ندارد، موفق نشد ندارد. اگر اراده کرد که اینجا بشود پایگاه پذیرایی از زوار او، همینطور خواهد شد. الان فعلاً اربعینش است قضیه پذیرایی از زوار زیارت اربعین. نه، این حتماً سرایت پیدا خواهد کرد. عرفه هم همینطور خواهد شد، عاشورا هم همینطور خواهد شد، نیمه شعبان هم همینطور خواهد شد. هی گسترش پیدا می‌کند. امسال معرفی به عین دیدم که عرفه دارد می‌آید کم کم توی تراز زیارت اربعین. چه پذیرایی‌هایش، و چه زیارتش، شلوغی‌اش، جمعیتش. این تکثیر خواهد شد. یعنی الان زیارت اربعین تعداد زیادی خواهند گفت که آقا ما به اربعین دیگر نمی‌رسیم برویم عرفه. هندسه معصوم الکی نبوده که این را طراحی کرده. فقط اربعین نیست. چرا گفته؟ هم اربعین را گفته، هم عرفه را گفته، هم نیمه شعبان را گفته، هم عید فطر را گفته، شب‌های قدر را گفته. می‌دانسته که این جمعیت خواهند آمد و این می‌چرخد این داستان. و این را حتم بدان که آنجا پایگاه دائمی پذیرایی از زوار خواهد شد، یعنی موکب خواهد شد. چون اراده او بود و اگر خدای متعال حفظ کرد این حریم را از متوکل‌ها که فقط ۳۰ بار متوکل تخریب کرد. بله، فقط ۳۰ بار متوکل تخریب کرد. یک بار که دیگر به آب بست و منطقه زراعی کرد آنجا، یعنی قبر افتاد تو شالی. افتاد تو آب. حفظش کرد. «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ * إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ». زیارت اربعین، زیارت عرفه، زیارت عاشورا، زیارت عید فطر. اگر حفظش کردم برای این بوده که حفظش کردم. «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ»، ایلاف شیعه بوده. غرض این بوده. حفظش کردی که این اتفاق رقم بخورد.

و حالا «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ». رب این بیت، وقتی ایلاف شد، حالا بپرستی. پرستش را بعد ایلاف می‌آورد. حالا زمینه اطاعت است، حالا زمینه عبودیت نسبت به حج و کعبه. عبادت نسبت به امام و حرم، اطاعت، تبعیت، تشیع، مودت. حالا عشق بورزید. ایلاف می‌آید. قشنگ شما توی این فضای زیارت می‌بینی ایلاف است که این زمینه اطاعت و تبعیت و اینها را فراهم می‌کند. دل‌ها را به امام حسین منتقل می‌کند. نفوس را برای پیوند خوردن با معصوم آماده می‌کنیم. حال و هوای مردم تو خود فضای زیارت با اصلاً حال و هوای زیارت یک چیز دیگر است. این اتفاق بزرگی است. اگر این ایلاف نباشد، اگر این پذیرایی نباشد، خودمان زیارت هم نیست. خب آدم سوار ماشین می‌شود می‌رود. می‌بینیم چقدر تفاوت می‌کند دیگر. سوار ماشین می‌شود دم حرم پیاده می‌شود. آن ۱۰۰ کیلومتری که پیاده می‌آیی توی شناخت تو، توی امام، چقدر اثر دارد؟ توی محبت قلبی تو چقدر اثر دارد؟ تو اگر این پذیرایی‌ها تو خیابان نباشد، آن موکب نباشد، آن شب اسکان دادن نباشد، او راه رفتن هم نیست. اگر این ایلاف نباشد، آن محبت و اطاعت و معرفت هم نیست. اول ایلافش، بعد حالا بشناس، بعد حالا دل بده. ایلاف زمینه معرفت و محبت است. حالا که ایلاف شد، حالا بپرستی رب این بیت. آن ربی که هم طعامتان داد، دیگر گرسنه نیستید. هم جاتان داد، دیگر بی‌‌پناه و بی‌امان نیستید. این می‌شود تطبیقش با این زیارت اربعین. «الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّن خَوْفٍ».

حالا تو سوره فیل و سوره قریش اصل اشاره به فضای حج و کعبه تحویل و جریش و مصداقش به زیارت امام هم می‌خورد قطعاً. و رب بیت هم تو بعضی از آیات و روایات تطبیق دادند دیگر. رب را به امام هم تطبیق دادند. «رب الارض» گفتند امام الارض. رب این بیت، رب این بیت کربلا کیست؟ امام حسین. «الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّن خَوْفٍ». او می‌شود از خود اوست دیگر. حالا حرف گوش بده. حالا چون عبادت به معنای اطاعت است. حالا در واقع تطبیق این آیه می‌شود. یعنی اباعبدالله الحسین. سال به سال فضای زیارت دارد امان می‌آورد، امان می‌آورد. خیلی عجیب است این امانی که پیاده‌روی دارد می‌آورد. هی گسترده‌تر دارد می‌شود این امان. هر چه شما شاید تجربه خیلی سال‌های قبل‌تر را نداشته باشید. ما خب از اول ۸۳، از فروردین ۸۳، اولین زیارتی که ما رفتیم آن موقع بود که زیارت اربعین هم اولین زیارت اربعین بود. سال ۸۳، اول سقوط صدام بود. فروردین ۸۳، نوروز ۸۳ بود. آن زیارت اربعین را هم دیدیم. زیارت اربعین امسال اصلاً قابل قیاس نیست. امان نداشت. ما زمانی که اربعین رفتیم، بالگردهای انگلیسی آمریکایی حمله کردند به مسجد سهله را می‌زدند، مسیر کوفه را می‌زدند، بالای سرم. فیلم‌هاش را دارم. حمله و تیراندازی. وادی السلام کمین گرفته بودند، تروریست کشتند، بمب‌گذاری، انفجار. محرم ۸۳، فکر می‌کنم اسفند ۸۲ شاید می‌شد. چند تا انفجار عاشورا، کشت و کشتاری. اربعینش کشت و کشتاری. سال‌های بعدش صدای تیراندازی و انفجار و اینها از داخل خود کربلا. هر سال که می‌رفتی، می‌بینی این دارد هی شعاع پیدا می‌کند به دورتر. این تیراندازی‌ها و تیر و ترکش‌ها دارد دور می‌شود از حرم. الان دیگر شما می‌روی راحت سامرا نصف شب می‌روی می‌آیی. از بغداد پیاده راه انداخته، راه افتاده دارد می‌رود. هیچ کس کاری به کارش ندارد. از این‌ور راه افتاده، از آن‌ور راه افتاده. همه مناطق امن است و امنیت و «وَآمَنَهُم مِّن خَوْفٍ». خود این فضای زیارت و ایلاف زمینه این را ایجاد می‌کند که خودمان زیارت هم اطعام جو بیاورد برای اینها امنیت. غرضم همین است. یکی از اغراض تو بعد سیاسی و اجتماعی و تمدنیش این است. حالا ابعاد معنوی بحثش به کنار.

تمدنی قضیه است. می‌فرماید که: من کعبه را اگر ابابیل فرستادم برای تقابل با ابرهه برای این بود که اینجا بشود محل الفت. این مهم است. این ایلاف مهم است. در زیارت، آنی که اصل و رکن زیارت است، ایلاف است. آن روایت امام رضا علیه السلام به عبدالعظیم حسنی هم که خب روایت بی‌نظیری است. ملاحظات بتم که کردید و می‌کنید. محمود، به شیعیان من بگو که با هم تظاهر داشته باشند و خوب باشند و اینها. فرمود: اگر کسی نسبت به آن یکی حق را ادا نکند، «آلیت علی نفسی». من، من امام رضا، بر خودم قسم خوردم، یقه‌اش را بگیرم و در محضر خدا نفرینش کنم. خیلی تعابیر امام رضا تو آن روایت سنگین و عجیب است. خوب باشند. به شیطان فضا ندهند برای اینکه اثر بگذارد. بدگویی نسبت به هم نکنند، سوء ظن نداشته باشند، با هم خوب صحبت کنند. اینطور نباشد. من نفرینشان می‌کنم. شیعیان من سلام من را برسان و از طرفم بهشان بگو. این است داستان. این فضای ایلاف اصل است. یعنی زیارت باید بر ما ایلاف بیاورد و انحصار هم نباید به خدا زیارت داشته باشد. تسری بکند به فضای اجتماعی و زندگی ما. تمام می‌شود همه چی. عوض شد. حالا خوب است تا اربعین یک اتفاق شکوهمندی هست ولی یکهو بعد اربعین همه چی عوض می‌شود. زیارت هنوز امتداد پیدا نکرده. این باید همینجور بچرخد کل این فضای ارتباطی را پر بکند. زائر فقط ایام اربعین که زائر نیستش که. بقیه ایام هم زائر. فقط امام حسین نیستش که. زائر امیرالمومنین هم زائر است، زائر امام رضا هم زائر است، زائر حضرت معصومه هم عبدالعظیم است. شهر پا شد آمده. اگر عرب است، اگر یک ترک است، اگر یک پاکستانی است، عبدالعظیم که خوشت آمده برای زیارت آمده دیگر. پول که اینجا بهش نمی‌دهند، سپرده‌گذاری که نمی‌کند که، سهام که بهش نمی‌دهند. منطقه گردشگری که نیست اینجا. استخر آب‌تنی که ندارد که. برای زیارت آمده. زیارت یکیشان که آمده حضرت عبدالعظیم که تصریح شده زیارتشان زیارت اباعبدالله امام حسین به حساب می‌آید.

همان فضای حاکم در ایلاف زیارت اربعین باید تو فضای حرم حضرت عبدالعظیم اینها، این قبور مرکز الفت، مرکز ایلاف است. حرم امام خمینی هم همین است. مزار شهدا هم همین است. مزار قاسم سلیمانی هم همین است. مزار شهدا تو هر شهری همین است. امامزاده‌های هر شهری همین است. مزار خوبان هر شهری همین است. فضای زیارت تسری دادن تو روایت ما که مفصل به ۹ جلسه ۱۰ جلسه در مورد این است که این زیارت تعبیر زیارت آمد نسبت به قبور مومنین هم تعبیر زیارت. محل ایلاف باشد. چون تعبیر کسی که به زیارت حتی برادر مومن زنده‌اش می‌رود، فرمود: انگار دارد به زیارت خدا می‌رود. «کمَن زَارَ اللهَ فِی عَرْشِهِ». «مَنْ زَارَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ فِی بَیْتِهِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ». می‌روی زیارت برادر مومن تو خانه‌اش، انگار رفتی زیارت خدا در عرش. غرض اینکه این همین است. زیارت هم برای چی؟ زیارت این برای اینکه همان ایلاف هست. کعبه هم محل ایلاف است. دیدار برادر مومن هم خود مومن هم که مثل کعبه نوبت محل الفت باشد، ایلاف بیاید. بعد دیگر فضای زندگیمان هم باید بشود ایلاف. ارتباط زن و شوهرمان باید بشود ایلاف، ارتباط با بچه‌هایشان بشود ایلاف، ارتباط با خانواده همسر بشود ایلاف، ارتباط با همسایه بشود ایلاف.

من روایت هم بخوانم و دیگر تمام کنیم عرایضمان را. در مورد زیارت اربعین خب معروف است دیگر که جابر بن عبدالله انصاری اولین زائر مزار اباعبدالله علیه السلام بود. این را هم بشارة المصطفی نقل کرده، هم مقتل الحسین خوارزمی نقل کرده از عطیه او. جابر بن عبدالله می‌دانید که خب نابینا شده بود، مسن هم بود. خیلی هم به اهل بیت علاقه‌مند بود. اصلاً کلامی که از جابر نقل شده تا حد زیادی بر محور محبت اهل بیت. تو مراحلی هم خیلی مچ‌گیری داشته نسبت به بعضی از این خلفا و بروز می‌داده کینه و بغض اینها نسبت به اهل بیت برای مردم که ببینند اینها نسبتشان با اهل بیت. این خیلی شاخص است تو این جهت. خب بالاخره این هم یک فرصتی بود. فرزند شهیدم از پدرش در جنگ احد شهید شد جابر. و فکر می‌کنم پدر شهیدم هست. و شخصیت ممتازی بود تا زمان امام باقر علیه السلام که عمر کرد. و پیغمبر بهش بشارت داده: سلام من را به فرزندم می‌رساند. کی سراغ می‌گرفت؟ نیامد محمد بن علی. دیوانه است. محمد بن علی کیست؟ تا آخر می‌بینم باقر علیه السلام را. حالا شاید هم یک سری بوده در این قضیه که سلام را به امام باقر برسانیم. چون دارد که امام حسین تو بغل گرفت امام باقر علیه السلام را. جابر که کوچک بودم آن موقع دست گذاشتن کنار لب‌های امام باقر، لب‌های امام باقر را بوسیدن. جدم رسول الله فرمود: کسی که تو را دید، به تو سلام برسانم. من سلام جدم رسول الله. اولین محمدم هست از نسل پیامبر اکرم، امام باقر علیه السلام. و خود باقرالعلوم بودن هم که خب وجه مهمی است و این اولین محمد بودن هم امتیاز ویژه‌ای است. بهار اسرار تو این قضیه هست. جابر هم خیلی معروف است به محبت اهل بیت. خیلی ممتاز است در این. و خدای متعال به این مرد عنایت کرد. هم حدیث کسا از قول او نقل شد، در تمام ثواب‌های حدیث کسا شریک. هم اولین زائر مزار اباعبدالله. دو تا توفیق استثنایی که حالا بعضی توفیقات دیگر که ایشان داشته. به روز اربعین با آن مشقت و آن فضای آن موقع، نه الان پایین فضای پذیرایی و اینها. غذایی که این اهل بیت الان تو شام فضایی که هنوز رسم مبارک اباعبدالله دفن نشده. فضایی که کوفه و شام و تمام این شهرها تو چنگ بنی امیه است. کسی جرأت ندارد حرف از حسین ابن علی بزند، ابراز حمایت بکند، کمترین ابراز محبت سطحی و معمولی قتل بود آن موقع. در تاریخ هم که اشاره شده که ما تو این محرم و صفر چند تا اوضاعش را خواندیم. لباس شبیه احرام به تن کنی، غسل کنی، بیایی برای زیارت. مرگ را به جان خرید جابر. زیارتی که انجام داد. کار بزرگی است.

می‌گوید که عطیه می‌گوید که من با جابر خارج شدیم، زائرین قبر الحسین بن علی بن ابی. برای زیارت. «فلما وردنا کربلا دنا جابر من شاطیء الفرات». به کربلا که رسیدیم، جابر به سمت آب فرات رفت. «فاغتسل غسلاً، ثم تضرع به ازار و ارتدی به ردا». یک ازار و یک ردا پوشید. «ثم فتح صره فیها سعدون» سعدٌ. «فَضَرَّهَا عَلَى بَدَنِه». یک ظرفی هم داشت که توش سُعد کوفی بود، عطر خاصی بود. آن را هم باز کرد، به تنش مالید. خوشبو و معطر کرد. «ثم لم یخطو خطوه الا ذکر الله تعالی». قدمی برنداشت مگر اینکه ذکر و توجه در قدمش بود. «حتی اذا دنا من القبر». به قبر نزدیک شد. «قال المثنی نابینا». به عطیه گفت که دست من را برسان به قبر. «فَاَلْمَسَهُ». تا دستش را به قبر رساندم. «فَخَرَّ عَلَى الْقَبْرِ مَغْشِیًّا». روی قبر اباعبدالله افتاد. رفیق بود با امام حسین علیه السلام، دوست بود، سالی سال‌ها. رفیق. دستش به خاک و قبر رفیقش رسیده، بیهوش. «فَرَشَشْتُ عَلَیْهِ شَیْئًا مِن مَاءٍ». آب بهش پاشیدم. «فَلَمَّا اَفَاقَ». به هوش که آمد، سه مرتبه داد زد. «قَالَ یَا حُسَیْنُ، یَا حُسَیْنُ، یَا حُسَیْنُ». سه مرتبه امام حسین علیه السلام را صدا زد. شاید اولین باری است که جابر اسم امام حسین را صدا می‌زند و جوابی نمی‌شنود. خودش گفت. گفت: «حَبِیبٌ لَا یُجِیبُ حَبِیبَهُ». رفیق جواب رفیقت را نمی‌دهی؟ بعد خودش جواب داد. گفت: جابر تو چگونه توقع داری جوابت را بدهم، «وَقَدْ شُقَّتْ أَوْدَاجِی إِلَى الْأَتْبَاعِ» و قَدْ شُقَّتْ أَوْدَاجُهُ. چطور حسین جان تو بخواهی من را جواب بدهی در حالی که این رگ‌های گلویت بریده شده. «بِیْنَ الْبَدَنِ وَالرَّأْسِ کِیلَهُ». تو از تنت جدا. «فَأَشْهَدُ أَنَّکَ ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْمُؤْمِنِینَ وَابْنِ حَلِیفِ التَّقْوَی وَخَامِسِ أَصْحَابِ الْکِسَاءِ». شروع کرد توصیف اباعبدالله کردن. «وَابْنِ سَیِّدِ النُّقَبَاءِ وَابْنِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ وَمَا لَکَ لَا تَکُونُ هَکَذَا». چطور اینطور نباشی. «وَغُذِیتَ بِکَفِّ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ». تو انگشت مبارک رسول الله تغذیه شدی. «وَرُبِّیتَ فِی حِجْرِ الْمُتَّقِینَ وَرَضَعْتَ مِنْ ثَدْیِ الْإِیمَانِ وَفُطِمْتَ بِالْإِسْلَامِ مَهْدًا». این توصیفی که از اباعبدالله کرد. این را گفت. گفت: «غَیْرَ أَنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرَ مُطْمَئِنَّةٍ لِفِرَاقِکَ». اولین زائر اباعبدالله در اولین اربعین گفت: همه اینها سر جای خودش ولی دل مومنین در فراق تو آرام نمی‌گیرد. «وَلَا شَکَّتْ فِی الْخَیْرَةِ لَکَ فَلَکَ سَلَامُ اللَّهِ وَرِضْوَانُهُ وَأَشْهَدُ أَنَّکَ عَلَى مَا مَضَى عَلَیْهِ أَخُوکَ یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا». بعد اشاره کرد به بقیه قبور. جناب جابر خطاب کرد به آنها: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَرْوَاحًا الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَاءِ الْحُسَیْنِ». شروع کرد با بقیه شهدا هم صحبت کرد. آخر گفتش که: «لَقَدْ شَارَکْنَاکُمْ فِی مَا دَخَلْتُمْ فِیهِ». خیلی عبارت مهمی است. خطاب به شهدای کربلا گفت: در همه آنچه که شما وارد شدید ما هم شریکیم. جابر بهش گفتم: یا جابر کیف نشرککم؟ چطور می‌شود ما هم شریک بشویم؟ «وَلَمْ نَهْبِطْ وَادِیًا وَلَمْ نَعْلُ جَبَلًا». ما نه تو سرازیری دره‌ای رفتیم نه بالای کوهی رفتیم. نه شمشیری زدیم. «وَالْقَوْمُ قَدْ فَرَّقَ بَیْنَ رُءُوسِهِمْ وَأَبْدَانِهِمْ». اینها تا جایی جنگیدند که بین سرشان و تنشان فاصله افتاده. چطور می‌توانیم ما با شهدای کربلا شریک بوده باشیم؟ «وَأُیْتِمَتْ أَوْلَادُهُمْ وَأُرْمِلَتْ أَزْوَاجُهُمْ». بچه‌هایشان یتیم شدند و زن‌هایشان بیوه شدند. می‌گوید جابر به من گفت: «یَا عَطِیَّةُ سَمِعْتُ حَبِیبِی رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ» خودم حبیبم رسول الله را شنیدم که می‌فرمود: «مَنْ أَحَبَّ قَوْمًا حُشِرَ مَعَهُمْ». کسی که قومی را دوست داشته باشد، باهاشان محشور می‌شود. «وَمَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِکَ فِی عَمَلِهِ». کسی از کار قومی خوشش بیاید، تو عمل آنها شریک است. «وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ نَبِیًّا إِنَّ نِیَّتِی وَنِیَّةَ أَصْحَابِی عَلَى مَا عَلَیْهِ الْحُسَیْنُ وَأَصْحَابُهُ». خدا را به پیغمبری که خدا به حق نازل کرد و مبعوث کرد، شهادت می‌دهم که نیت من و نیت این رفقای من که با امام حسین بودند و کشته شدند یکی بود. درسته ناتوان بودم، نرسیدم.

خیلی این حرف‌ها، خیلی این دلگرمی است برای ماهایی که خدا توفیق زیارت اربعین داده به ما. ماها در شهادت با علی اکبر شریکیم، در شهادت با حضرت عباس شریکیم، در شهادت با حبیب شریکیم، در شهادت با قاسم شریکیم. نه فقط یک ثواب به ما می‌دهند بابت زیارت. فوق بحث زیارت، بحث شهادت است. جابر که زیارت رفته حرف از ثواب زیارت نمی‌زند، حرف از ثواب شهادت می‌زند. می‌گوید: من هم درسته جا ماندم، نابینا بودم. من هم در زمره شهدای کربلا. حرفی است که پیغمبر به من یاد داد. ما هم که می‌رویم آنجا می‌گوییم: یا اباعبدالله، ما اگر جا ماندیم، نرسیدیم، محروم شدیم از زخم برداشتن پای رکاب تو. عوضش این مسیر را پیاده می‌آییم، پایمان زخمی بشود. سر و صورتمان آفتاب بخورد. با زخم می‌آییم، با رنج می‌آییم. این بچه‌های کوچکترمان را آواره این بیابان‌ها می‌کنیم که بگوییم این بچه‌ها را هم تو آوارگی بچه‌های تو شریک کردیم. زن و بچه‌مان را می‌آوریم از این موکب به آن موکب، توی سرما، تو گرما، شلوغی. می‌گوید: ما که نبودیم وقتی که خیمه‌ها را آتش زدند. از ما همینقدر برمی‌آید. این زن و بچه ما که نشد تو این بیابان‌ها بدوند با پای برهنه هنگامی که خیمه‌ها را آتش زدند، لااقل می‌توانند تو این گرما چند قدمی بیایند. از تو این شلوغی‌ها، بی‌جایی‌ها. برق می‌رود، کولر خاموش می‌شود. بچه می‌خواهد شیر بدهد اذیت می‌شود، بچه می‌خواهد پوشکش را عوض کند اذیت می‌شود. ما که زن و بچه‌مان را با دست بسته نبردند جایی. ما را روی این شترهای بی‌جهاز و بی‌رکاب سوار نکردند. ولی خودمان که می‌توانیم پیاده بیاییم. پاهایمان تاول بردارد، پاهایمان زخم بشود. اذیت بشویم، بیمار بشویم. بیماری ما کجا، بیماری زن و بچه تو کجا؟ بیماری زین العابدین کجا؟ این زن و بچه کوله به دوش می‌کشند، رد می‌افتد روی شانه‌هایشان، پشتشان زخم می‌شود. ما اگر تازیانه نخوردیم، اگر رد غل و زنجیر روی تنمان نمانده. از ما همینقدر برمی‌آمد یا اباعبدالله. این کم را از ما بپذیر. ما را هم شریک کن. ما همین‌قدر ازمان برمی‌آمد. آفتاب همین‌قدر بخوریم تو این گرما، آفتاب سوزان به سر و ... فدای تو بشوم که سه روز تنت زیر آفتاب. فدای تو بشوم که سرت را به نیزه زدند زیر آفتاب سوزان. حسین! باور کن توقع نداشتیم کسی از ما پذیرایی کند. ما شرمنده محبت توایم. «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّن خَوْفٍ». هر جا رسیدیم با التماس به ما جا دادند، پذیرایی کردند. این یکی را دیگر شباهتی نداریم. ما هر جا رسیدیم آب خوردیم، ما هر جا رسیدیم نان خوردیم، غذا خوردیم. جای خوب داشتیم. فدای تو بشوم که زن و بچه‌ات هر جا رسیدند، هر جا رسیدند تهی شدند، رسیدند تحقیر شدند. به ما گفتند زائر حسین، احتراممان کردند. به آنها گفتند خانواده حسین. علی لعنة الله علی القوم الظالمین. «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ».

خدایا در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. عمر ما را نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما را نوکران حضرتش قرار بده. اموات علما، شهدا، فقها، امام راحل، از ساعه سر سفره با برکت اباعبدالله. شب اول قبر اباعبدالله به فریادمان برس. ظالمین به خودشان برگرد ند. اسلام و انقلاب را در برابر خطرات زمینی و آسمانی مسئول و محفوظ بدار. رهبر عزیزمان را حفظ و عنایت بفرما. مرزهای اسلام را تقویت بفرما. شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. هر چه گفتیم و صلاح ما بود. هر چه نگفته و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم بزن. آله رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...