بین الطلوعین ظهور

بین الطلوعین ظهور

00:40:40
16

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت در مجالس روضه شرکت می‌کردند. ایشان از قدیم مجلس روضه را در منزلشان داشتند. با جمع محدودی، شش-هفت نفر، خودشان چایی درست می‌کردند و پخش می‌کردند. بعدها مکان این روضه‌ها به مسجد ایشان منتقل شد و کم‌کم ایشان معروف‌تر شدند و مسجدشان هم شلوغ‌تر شد. تا آخرین جمعه عمر مبارکشان این جلسه برقرار بود. ایشان شرکت می‌کردند، یک ساعت دو ساعتش را می‌نشستند. منبری، منبر می‌رفت؛ مداح، مداحی می‌کرد.

یکی از اساتید می‌فرمود که «من جمعه‌شبی خدمت مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت بودم. خب واقعاً حکیم بود آقای بهجت، عارف بود، مرد خدا بود، هم حکیم بود، خیلی دانا بود، آدم زرنگی بود.» ایشان فرموده بودند که «امروز توی مجلس روضه، مداح داشت مداحی می‌کرد و با امام زمان داشت نجوا می‌کرد، داشت می‌گفتش که آقا جان کجایی؟ فداتون بشم، کاش شما را می‌دیدیم، کاش خدمت شما بودیم، از شما استفاده می‌کردیم، محضر شما مشرف می‌شدیم.» از این حرف‌هایی که ماها معمولاً می‌گوییم و قشنگ هم هست، حالا حرف خوبی هم هست.

مرد دانا، مرد الهی، چی گفته بود؟ ایشان توی آن جلسه خصوصی فرموده بود که «من صبح توی جلسه روضه وقتی مداح داشت این‌ها را می‌گفت، با خودم گفتم: مگر دقت کنید! مگر قرآن و عترت اندازه هم نیستند؟ عدل هم نیستند؟ قرینه هم نیستند؟ یکی نیستند؟ مگر قرآن با امام زمان فرق می‌کند؟ مگر امام زمان با قرآن فرق می‌کند؟» فرموده بود که «این معادل امام زمان که قرآن باشد، این بین ما هست یا نیست؟ این که غایب نشده! بدن مادی امام زمان غایب شده، آن هم از تعدادی، از همه بشریت که غایب نیست. قرآن چی؟ قرآن هست. این معادل امام زمان بین ما هست یا نیست؟ هست.» ایشان می‌فرمود که «از محضر این چقدر استفاده کردی که دنبال آن یکی معادل می‌گردی که از محضر او استفاده کنیم؟» چقدر جمله لطیفی است! همین کاری که با قرآن کردی، با امام زمان هم همین کار را خواهی کرد. همین ارتباطی که با قرآن داری، با امام زمان هم همین؛ همین‌قدر که از قرآن حرف می‌شنوی، که قرآن را قبول داری، با قرآن انس و ارتباط داری، همان‌قدر که قرآن را باور داری، علاقه داری، امام زمان هم همین است. هیچ تفاوتی نیست. یکیند. «لن یفترقا». چقدر حدیث مهمی است!

بعد آیت‌الله بهجت جای دیگر فرموده بود که «اگر کسی...» ببینید چقدر این جملات، جملات عجیب و فوق‌العاده‌ای است. «اگه کسی دلش برای امام زمان تنگ شد، چهره امام زمان...» بالاتر از این که دوستش داشته باشد محضر امام زمان بنشیند، حضرت چند کلمه برایش صحبت کنند. آقا چند تاتون هستید دوست نداشته باشید پای منبر امام زمان بنشینید؟ هست کسی اینجا؟ الان به شما بگویند «امشب امام زمان منبر دارند»، کی نمی‌آید؟ دشمن می‌خواهد به شما بگویند: آقا از روی سیم خاردار رد بشوی، چه می‌دانم از مرز کجا، یک جایی مرز ترکیه، حالا دوستان ترکیه دوست دارند، از مرز ترکیه پیاده باید الان بزنید بروید تا مرز ترکیه، از سیم خاردار رد بشوی، توی آن بیابان کوه‌ها و فلان و این‌ها، برسید پای منبر امام زمان، از منبر امام زمان استفاده کنی، یک چند دقیقه بنشینی پای منبر امام زمان؟ نمی‌گویم کیا نمی‌آیند، می‌گویم کیا می‌آیند. بگویید! آنی که می‌آید، خب الحمدلله هیچ‌کس نمی‌آید. واقعش این است که می‌روید، دیگر نمی‌روید؟ حالا الان شاید حال نداشته باشید، خسته‌اید، چرت می‌زنید اینجا، ولی خب پاش بیفتد احتمالاً می‌روید منبر امام زمان.

امام زمان سخنرانی کنند. اگه به شما بگویند «امام زمان نامه داده به یک کسی، آقا یکی از این جوان‌های مشهدی هست تازگی از امام زمان بهش نامه رسید»، اگه بنده این را اطلاع داشته باشم به شما بگویم، شما چند نفر نمی‌ریزید مرا تیکه تیکه کنید که این کی بوده؟ آدرسش را بده، شماره‌اش را بده، نامه‌اش کجاست؟ این کار را می‌کنی یا نمی‌کنی؟ می‌پرسید یا نمی‌پرسید؟ یک چند نفری حال جواب دادن دارند. الحمدلله. سر شب امشب احیا دارد، دیگر سحر می‌خواهیم چکار کنیم، خدا می‌داند. خب، چرا؟ برای اینکه امام زمانه، حرف امام زمانه. خیلی مهم است حضرت. آموزش‌گیری از امام زمان در مورد قضایای اخیر خیلی مهم است.

به شما بگویند آقا امام زمان مثلاً «پیج» دارد، حتی توی اینستا، یکی به اسم امام زمان یک «پیجی» زده، حالا کار ندارم مثلاً هی «نو به نو» در مورد مسائل «پست» می‌گذارند در مورد مسائل مختلف، «فالو» می‌کنی یا نمی‌کنی؟ بریم ببینیم حضرت چه «توییتی» زده‌اند مثلاً امشب متناسب با قضیه اخیر، واکنششان چی بوده، چی می‌گویند، نظرشان چیست؟ بریم بپرسیم، «کامنت» بگذاریم، «دایرکت» پیام بدهیم به ادمین امام زمان، آقا نظر آقا نسبت به این قضایا چیست؟ مثلاً چی می‌فرمایند؟ می‌پرسید دیگر!

حالا معادل امام زمان کیست و چیست؟ حالا چقدر از قرآن تا حالا سؤال کردیم؟ چقدر «فالو» کردیم قرآن را؟ چقدر پای منبر قرآن نشستیم؟ ارتباطمان باهاش چقدر است؟ آقای بهجت می‌فرمود: «اگر کسی دلش برای چهره امام زمان تنگ شد، به صفحه قرآن نگاه کند.» نگاه کردن به صفحه قرآن معادل نگاه کردن به چهره امام زمان است. چرا؟ چون حدیث به قرآن همچین نگاهی نداریم. فکر می‌کنیم جای قرآن باشد، احساس نمی‌کنی مثلاً امام زمان اینجا حضور دارد؟ آقا پایت را دراز نکن، آقا ادب را رعایت کن. ما بین امام زمان با قرآن فاصله انداختیم. پیغمبر فرمود: «هیچ فاصله و تفاوتی بین این‌ها نیست.»

ما توی خیلی از مسائل دوست داریم نظر امام زمان را بدانیم، حرف امام زمان را بشنویم. حرف امام زمان چیزی جز همانونی که قرآن گفته، نیست. توصیه امام زمان چیزی جز همانونی که قرآن توصیه کرده، نیست. نظرش با قرآن هیچ تفاوتی ندارد، همش همین است. ما از چه نعمتی خودمان را محروم کردیم؟ از نعمت انس با قرآن. همان کاری که الان با قرآن می‌کنیم، امام زمان تشریف بیاورند، با امام زمان هم همین کار را می‌کنیم.

شب‌ها یک مسجدی، یک نماز جماعتی، اولش که جذابیت دارد بالاخره، چند صد ساله، ۱۱ چندی سال همه عالم دنبال مهدی، بالاخره جالب است دیگر. بریم ببینیم کیند مثلاً این‌ها. بعد یک دو سه هفته رفتیم و آمدیم و شلوغ پلوغ هم که می‌شود و ترافیک، پارک پیدا نمی‌شود و نماز جماعت پشت حضرت و این‌ها، باید بروم فلان جا پارک کنم، کلی پیاده و شلوغ است و خسته می‌شویم و فلان و دیدیم حضرت را دیگر. دو سه باری دیدیم. اول سال، روز اول سال می‌آید حرم امام رضا سخنرانی می‌کند، نیمه شعبان را مثلاً، یالا خیلی می‌خواهیم پیگیر باشیم نمازشان، سخنرانیشان، فلان. باقی‌اش این‌ها. یعنی همین کاری که ما الان با قرآن داریم می‌کنیم، همین کار را با امام زمان خواهیم کرد. هیچ تفاوتی ندارد.

حالا مسئله کلیدی این است: اگه می‌خواهیم نسبت یک کسی به یک چیزی را با امام زمان تعیین بکنیم، باید با چی بسنجیم؟ دقیق‌تر بپرسم، وارد اصل بحث بشوم، یک چند دقیقه‌ای به چالش بکشیم و رفع زحمت کن باید بکنیم. یک سؤال جدی که هست، دوستان هم گفتند که امشب در مورد این مسئله صحبت کنیم. آقا این جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، نسبتش با امام زمان چیست؟ ظهور را جلو انداخته؟ عقب انداخته؟ خوب است؟ بد است؟ امام زمان از این حکومت، از این جمهوری اسلامی راضی‌اند یا خون کرده به دل جوانان امام زمان؟ حضرت، سایه حکومت را با تیر می‌زنند؟ بعضی‌ها که می‌گویند، می‌گویند آقا امام زمان ظهور کنند، اول از همه همین شماها را، حکومتی‌ها را، طرفدار انقلاب، بسیجی‌ها و همه، اول از همه شما را به رگبار می‌بندد. فلان فلان‌شده به اسم ما چه کارها که نکردید مثلاً. خب یک سؤالی! بله، توی عالم بافتن هم که ممنوعه نیست، می‌شود راحت بافت دیگر. برای خودمان ببافیم که بله امام زمان می‌آیند. همه، بنده خدا که گردن رفیقش را بوس می‌کرد و گفت چرا بوس می‌کند؟ گفت محل شمشیر امام زمان است، به هر حال اینجا تبرک باید بوسید. بافتنش که بالاخره کاری ندارد دیگر، می‌شود راحت گفت.

ولی واقعش این است که اگر می‌خواهیم تناسب‌سنجی کنیم، باید با چی بسنجیم؟ نه فقط بحث حاکمیت. شما هر جایی را می‌خواهید عیارش را در بیاورید، درست است غلط است؟ من و شما دوست داریم بدانیم مثلاً نظر امام زمان توی این همسری که می‌خواهیم انتخاب بکنیم چیست؟ سؤال بکنیم ازش: آقا با این ازدواج کنم؟ نکنم؟ این را بله بگویم؟ نگویم؟ این شغل را انتخاب کنم؟ مشورت می‌خواهم. خیلی خوب از امام زمان سؤال پرسید. ولی واقعاً هیچ‌کس سؤال نیست؟ مثلاً من از قرآن می‌خواهم نظر بپرسم، از قرآن مشورت بگیرم. می‌شود اصلاً از قرآن مشورت گرفت؟ یا قرآن به خاطر ثوابش است، بخوانیمش؟ منظورم ماه رمضان است که نزدیک است، روزی یک جزء می‌خوانیم، ثواب دارد. اصلاً قرآن کتاب ثواب است. می‌دانی که مثلاً ماه رمضان یک ختم قرآنی برای تنبل‌های مثل من که همش حساب کتابمان هم دقیق است که هر یک آیه می‌شود این‌قدر. یعنی ۶ هزار و خرده‌ای ختم قرآن که من همه عمرم این‌قدر نمی‌توانم ختم قرآن کنم. پس ماه رمضان سفت تر بشود. قرآن کتاب ثواب است. تحمل کنم، دقت بکنم چی دارد می‌گوید، خطش چیست؟ معمولاً این‌طور نیست.

در مورد این حاکمیت بنده چند کلمه‌ای می‌خواهم عرض بکنم. با توجه به اینکه وقتم هم محدود است. اگه از قرآن سؤال بکنیم در مورد حاکمیت، در مورد جمهوری اسلامی، کار به مشکلات و نقدها و همه مسائلی هم که هم می‌دانیم هم همه‌مان خودمان تیغ تیزی داریم علیهش، کار به آن ندارم. نظر امام زمان نسبت به دلار ۵۰ هزار تومانی چیست مثلاً؟ آقا در مورد اختلاس‌ها مثلاً نظر خاصی ندارند؟ مشخص است دیگر. با بی‌عرضگی امام زمان مخالف است، با نادانی مخالف است، با ظلم مخالف است. این‌ها مشخص است.

کلیّت این مسیر، کلیّت این نظام، کلیّت این حرکت را امام زمان تأیید می‌کنند یا نمی‌کنند؟ این بحث مهمی است. به جزئیاتش کار نداریم. به اینکه حالا یک کسی دارد جایی اشتباهی می‌کند، کوتاهی دارد، این اصل این حرکت، اصل این نظام، قرآن نظرش چیست نسبت به این انقلاب؟ این اگه فهمیده بشود، می‌شود فهمید که نظر امام زمان هم چیست. چند دقیقه در این زمینه می‌خواهم نکاتی را عرض بکنم خدمتتان.

یکی از سوره‌هایی که خیلی مهم است از شما دوستان تقاضا می‌کنم روی این سوره تدبر کنید، مطالعه کنید. یکم باید همدیگر را تشویق کنیم به اینکه سوره‌ها را مطالعه کنیم. قرائت ثواب دارد ولی مطالعه‌اش یک چیز دیگر است. سوره‌ای که پیغمبر اکرم فرمود: «این سوره مرا پیر کرده»، کدام سوره است؟ سوره هود. «شیبتنی سوره هود.» معارف عجیبی دارد این سوره. کلیتش هم در مقام تعریف یک دستگاه حاکم، یک نظام حکومتی را دارد توی سوره مبارکه هود تعریف می‌کند. انبیا را معرفی می‌کند، چالش‌هایی که داشتند در عرصه حکمرانی، مواجهه مردم با این‌ها و اتفاقاتی که رقم خورد.

یک آیه کلیدی که معروف است می‌دانید و به امشب خیلی ربط دارد توی این سوره که در ضمن کلام حضرت شعیب است این آیه است: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین». بقیة‌الله معنایش امام زمان نیست. بقیة‌الله یعنی آن چیزی که باقی مانده به بقای الهی، پایدار است از جانب خدا، از خدا پایداری گرفته، بقا گرفته. بقیة‌الله مصادیقش می‌تواند چیزهای مختلفی باشد. یکی از مصادیقش امام است. هر امامی بقیة‌الله است. توی زیارت جامعه می‌خوانید دیگر، خطاب تمام معصومین، ائمه، بقیة‌الله می‌داند: «بقیه الله و حزبه و عیبت علمه». هر امامی بقیة‌الله است. امام باقر سخنرانی می‌کرد، فرمودند: «انا بقیه الله». حضرت امام باقر بقیة‌الله است. امام رضا فرمودند: «انا بقیه الله». اولین جمله‌ای هم که امام زمان کنار کعبه می‌فرمایند این آیه را می‌خوانند و می‌فرمایند که «انا بقیه الله فی ارضه». و مردم هم سلامی که به امام زمان می‌دهند با همین عنوان: «السلام علیک یا بقیه الله». امام زمان به عنوان بقیة‌الله شناخته می‌شوند. ای کسی که خدا او را باقی کرده، بقا دارد. این خودش یک بحث مفصلی می‌خواهد. وقتمان چون کم است باید تند تند مطالب را عرض بکنم رد بشویم.

بقیة‌الله یعنی کسی که توی ساختار هستی پایش را یک جای محکمی گذاشته. آن جای محکمی که اگر پایت را رویش بگذاری بقا پیدا می‌کنی، محکم می‌شوی، مستقر می‌شوی، کجاست؟ چیست؟ بفرمایید. بقا مال چیست؟ حق. درست است. مثل کلمه طیبه «کشجرت طیبه اصلها ثابت و فرعها فسم». خود حق به معنای ثابت است، برقرار است. «جا الحق و زهق الباطل» که این هم باز مربوط به امام زمان است. «ان الباطل کان زهوقا». باطل از بین‌رفتنی، ناپایدار است. و «اما ما ینفع الناس فیمکس فی الارض». این هم باز آیه دیگری است. آنی که ثابت است، حق است، حقانیت خداست. «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق». آنی که پیش شماهاست تمام می‌شود، فنا دارد. آنی که پیش خداست می‌ماند. وجه خداست که می‌ماند. الهی است که می‌ماند. خدایی است که می‌ماند. این می‌شود بقیة‌الله.

آن نظامی که حق است این بقیة‌الله است. این مورد تأیید خداست. این مورد تأیید امام زمان است. آن دستگاه حکومتی که حق است، آن مدل تربیتی که حق است، خدایی است، الهی است، بقیة‌الله است. خب شاخصش چیست؟ شاخصش این است آقا دو تا مبنا بیشتر نیست. یا حرف خدا و امر خدا و امر هوای نفس، میل خودم، میل بقیه. هر آدمی که مبتنی بر امر خدا حرکت می‌کند، پایش را گذاشته جای محکم، جای سفت، روی حق قرار گرفته. این می‌شود بقیة‌الله. هر کی که بر اساس تمایلات شخصی خودش و تمایلات بقیه کار می‌کند، این محکوم به فناست.

توی همین آیه هم حضرت شعیب همین را به مردم می‌گوید: «حرف خدا را گوش بدهید، هم خودتان به بقا می‌رسید، هم این نظام اجتماعیتان به بقا می‌رسد، هم مسائل اقتصادیتان به عالم بقا متصل می‌شود. اگه مراعات حلال و حرام بکنید به دستگاه بقیة‌الله وصل می‌شود. نظام اقتصادی آن وقت منافع پایدار دارد برات.»

توی سوره مبارکه هود یک آیه دیگر داریم. این باز خیلی مهم است. آیه ۱۱۶ سوره مبارکه هود. می‌فرماید که اصلاً من امت‌هایی را که نابود کردم، بعد از اینکه همه این‌ها را اسم می‌آورد: قوم هود و شعیب و لوط و صالح و همه این‌هایی که اسم می‌آورد، می‌فرماید: «یک ویژگی توی این‌ها بود که من این‌ها را نابود کردم. هر امت دیگری، هر نظام سیاسی دیگر، هر حاکمیتی که این مدلی باشد، محکوم به فناست.» این را داشته باشید خیلی مهم است. بعد دیگر پایان باز دارد دیگر. بعدش باید خودتان بنشینید رویش فکر کنید. بنده فقط طرح مسئله می‌کنم. تطبیق بدهید ببینید به کجا صادق است. آیا... خیلی کلیدی است ها! کمتر به این آیه توجه می‌شود. می‌فرماید: «فلولا کان من القرون من قبلکم اولو بقیت». اگر توی این امت‌های قبل از شما، افرادی بودند که «اولو بقیه» بودند، یعنی چی «اولو بقیه»؟ «اولو» ترجمه فارسی‌اش می‌شود «اولوا الالباب». این‌ها صاحبان، آن‌هایی که ملازمند، چسبیده‌اند، ارتباط دارند با چی؟ ارتباط دارند بفرمایید. بقیه یعنی چی؟ بقای الهی. اگر توی امت‌های قبل از شما، توی هر امتی، افرادی بودند که این‌ها بقیة‌الله بودند، ارتباط با عالم بقا داشتند، پاشان را جای محکم و سفت می‌گذاشتند، من این‌ها را هم هلاک نمی‌کردم، این‌ها را هم نگه می‌داشتم. توی دو تای بعدی‌اش هم می‌گوید که اصلاً قاعده خدا این است که امتی که ظلم نکرده و «اهلها مصلحون»، امتی که اهل ظلم نیست، اهل صلاح است، اصطلاحاً خدا این‌ها را هلاک نمی‌کند، به این‌ها ابدیت می‌دهد. این‌ها برقرارند. این‌ها با هیچ تبرّی از بین نمی‌روند. با هیچ دشمنی و براندازی کنده نمی‌شوند، سر جایشان هستند.

بعد توضیح می‌دهد «اولو بقیه» یعنی چی؟ خیلی قشنگ. «اولو بقیه» کیان؟ «ینهون عن الفساد فی الارض». کسانی که در برابر فساد برخورد می‌کنند، با فساد مقابله می‌کنند. فساد هم با همه ابعاد وسیعش: فساد اقتصادی، فساد امنیتی، فساد اجتماعی، فساد سیاسی، فساد تربیتی، فساد فرهنگی. بقیة‌الله این‌ها. این‌ها خودشان بقیة‌الله هستند. این‌ها اگه باشند، من آن نظام را مستقر می‌کنم. این‌ها حقند. این‌ها خلیفه منند. «الا قلیلا من من انجینا منها». ولی نبودند متاسفانه. امت‌های قبلی چون «اولو بقیه» نبودند، همه را شخم زدم، درو کردم، بردند. «و تبع الذین ظلموا ما اترفو فیه و کانو مجرمین». بقیه نبودند، چی بودند؟ ظالم بودند. چرا؟ چون تابع «ما اترفو» بودند. یعنی چی؟ مترفین یعنی کیا؟ هوا و هوس و خوش‌گذرانی و کیف و حال. این‌ها چون این مدلی بودند، جمع کردم بردم.

من یک طرح سؤال می‌کنم. شما توی این امت‌هایی که الان می‌بینید، حاکمیت‌هایی که می‌بینید، فقط سؤال، وقت کم است وگرنه این صحبت باید دو سه ساعت صحبت می‌کردیم بعد به این جمع‌بندی می‌رسید. الان اصل این نظام، نظام جمهوری اسلامی، نظامی است که دنبال تأمین خواسته مترفین است یا تأمین خواسته مصلحین؟ سؤال جدی است.

بعضیا می‌گویند آقا ببین بن سلمان اصلاحات دارد انجام می‌دهد، این خوب است؟ آره، این خیلی خوب است، راست می‌گوید. سؤال این است که این مدلی که حاکمیت سعودی بوده تا الان، قوانین سفت و سختی که داشته در مورد زن، در مورد خیلی چیزهای دیگر، تا به حال که انجام می‌داده درست بوده یا غلط بوده؟ اصلاح می‌کند؟ اگه تا به حال درست بوده چرا ورش داشت؟ اگه تا به حال غلط بوده چرا خودش را اسلامی می‌دانسته؟ چرا شما آن را اسلامی می‌دانستی؟ شاخصه اینی که تا به حال خوب بوده الان بد بوده چیست؟ اصلاً حکومت طاغوت، یعنی حکومت بن سلمان طاغوت است. طاغوت با رسم شکل. با روی هم دو نمره. حالا به خاشقچی این‌هایش کار ندارم. فی الواقع همین است. آن حکومتی که می‌خواهد ارضا کند شهوات را، هوای نفس، خواست مترفین را. این خواست مترفین خیلی مهم است. چالش جدی حکومت انبیا همین بخش بوده. انبیا اگه یکم سر کیسه را شل می‌کردند، با مترفین، با بالاشهری‌ها، با باکلاس‌ها، با ژیگول‌ها، مرفهان بی‌درد، با این‌ها اگه ساخت و پاخت می‌کردند، کارشان پیش می‌رفت. چالش جدی انبیا این‌ها بودند.

من از شما سؤال می‌کنم. جمهوری اسلامی معمولاً با این‌ها بوده یا روبروی این‌ها بوده؟ این یک شاخص جدی برای تشخیص «اولو بقیه» بودن است. توی همین قضیه «زن، زندگی، آزادی»، واقعاً نون جمهوری اسلامی توی کدام است؟ هر عاقلی می‌فهمد. شل کن. خیابان که می‌روی خیلی شل شده. ولی لااقل از حیث قانونی، از حیث دستوری، از حیث ساختاری، جمهوری اسلامی سفت وایساده. گفته آقا من کوتاه نمی‌آیم. حالا فساد همش حجاب این مسائل نیست ولی به هر حال اینی که یک جایی وایساده، یک طبقه پولداری هم یک طبقه خوش‌گذران و عیاشی‌ام رو به روش وایسادن، این اتفاقاً نشانه صدق حاکمیت است.

این قضایای این سلبریتی‌ها که رقم خورد، این را بنده جز نصرت‌های الهی می‌دانم. خیلی اتفاق بزرگی است. طبقه عیاش پولدار، ای اهل کیف و حال، این‌ها وقتی صدایشان در می‌آید، جفتک می‌اندازند، لگد می‌زنند. این علامت این است که دارد نظام درست می‌شود. این بقیة‌اللهی است. آقا امام زمان، مگر امام زمان همه نیستند؟ امام زمان سلبریتی‌ها هستند؟ می‌آیند نور بغل می‌کنند؟ شاید جشنواره فجرند، بیایند مثلاً این‌ها عکس بگیرند؟ خرزه خانی که توی ذهن توست، آن را من نمی‌دانم. امام زمان این است، «اولو بقیه» است. «جا الحق». انضباطی دارد. یک نقطه متمرکز است. این هم نور قرآن است. این هم امر خداست. فسادی که قرآن گفته. اساساً تبعیت از نور و «تبع النور الذی انزل مع». این تبعیت از نور، این دنبال قرآن بودن، این دنبال حرف خدا بودن، اینی که به هیچ‌کس اعتنا نکند، برای کسی تره خورد نکند جز حکم خدا، جز آیه قرآن. این را خدا وکیلی، این را خودتان بنشینید فکر بکنید. ببینید الان توی حاکمیت‌های مختلف، آن‌هایی که ادعای اسلامی دارند: بن سلمان، اردوغان، این ور، آن ور، مالزی، اندونزی.

کدامش توی این اغتشاشات اخیر، خیلی جالب بود، می‌گفتند آقا جمهوری اسلامی، نمی‌دانم این توییت‌ها را می‌دیدید چک می‌کردید یا نه، می‌گفتند: «جمهوری اسلامی بند به قرآنه.» این را دیده بودید؟ این توییت و این مطلب را؟ آن‌هایی که دیدند دستشان را بیاورند بالا. یک تعدادی بودند. این مطلب را داشتند پمپاژ می‌کردند، می‌گفتند که: «کتاب این‌ها قرآن است. تا وقتی قرآن هست انقلاب این‌ها برقرار است.» اگه کسی دیده این را بگوید. «تا وقتی قرآن هست انقلاب این‌ها برقرار است.» واسه همین یکی از مودهایی که این‌ها توی این اغتشاشات داشتند، آتش زدن قرآن به عنوان نماد سمبلیک جمهوری اسلامی. خیلی اتفاق مهمی است این. خیلی اتفاق مهمی است. توی هیچ‌کدام از این حاکمیت‌ها، وقتی با حکومت به ظاهر اسلامشان درگیر می‌شوند، به عنوان شاخصه حکومت، قرآنشان را آتش نمی‌زند. برعکس، اگه مسلمان باشند، اعتقاد به قرآن داشته باشند، علاقه به قرآن داشته باشند، می‌کوبند توی سر این‌ها که شما به قرآن عمل نکردید. اگه غیرمسلمان هم باشم، مطالبات دیگری دارد. چالششان سر قرآن نیست.

یکی از این آقایونی که تجربه نزدیک به مرگ داشت، آمده بود مصاحبه می‌کردیم، صحبت می‌کردیم، یک سری مطالب گفت. البته انتشار عمومی پیدا نکرد. مسائلی بود که مصلحت نبود به نحو عمومی منتشر بشود. مسائل خیلی جالبی را گفت. خیلی وقت پیش. خیلی هم حزب‌اللهی و این‌ها هم نبود. گفت آقا من سال ۹۷ در مورد حجاب جز کسایی بودم که می‌خواستم بیایم توی خیابان شعار بدهم. جوانی بود از عشایر بود. خیلی هم جوان نبود، از عشایر خوزستان. تهران آمده بود. جلسه داشت توی تیر یا مرداد بود. بعد قبل این قضایای «زن، زندگی، آزادی» بود. فایل صوتی‌اش را البته بنده دارم، ۳ ساعت گفتگو کرد. گفتش که در تجربه نزدیک به مرگ، قضیه محرم و نامحرم و حجاب به من نشان داد. هاله‌ها، انرژی‌های مغناطیسی که آدم‌ها از هم به هم منتقل می‌کنند، این‌ها واگرایی و همگرایی دارد. ارتباط محارم با همدیگر را به ارتباط غیرمحرم با نامحرم را می‌دیدم. نامحرم با نامحرم وقتی انرژی‌هاشان به همدیگر قلاب می‌شود، تعلق باطنی به هم پیدا می‌کنند و این تعلق هم ابلیس است. حالا بخش خیلی قشنگی داشت با یک جزئیات در مورد این انرژی‌ها. بعد می‌گفتش که آنجا به من نشان دادند که مثلاً خود این سنگ‌ها وقتی کنار هم جمع می‌شوند، این‌ها هم‌آوا می‌شوند. انرژی‌هاشان یکی شده. این‌ها را دیده بود. خیلی جالب. یک چیزی دیده بود. بعد خودش نفهمیده بود چیست.

گفتش که من برایم سؤال بود که مثلاً آقای خامنه‌ای چرا این‌ها را جمعشان نمی‌کند؟ مثلاً حالا تعبیرش این بود. می‌گفت بهم نشان دادند. جالب است. این را فقط می‌خواهم بگویم بشنوید، وقت نیست وگرنه دو سه ساعت توضیح می‌دادم. لااقل به گوش شنیده، به گوش بخورد. البته می‌دانم که این‌ها وقتی گفته می‌شود هزار تا واکنش توش هست. یعنی مخصوصاً فضای مجازی این‌ها که به لطف خدا این‌ها که می‌آید سیئاتی از ما پاک می‌شود. وقتی دو کلمه از این‌ها می‌گوییم خلاصه از مادر و مادربزرگ و حضرت حوا، همه مادرانمان خلاصه مورد عنایت واقع می‌شود همگی. گفتش که مرا بردند توی بیت رهبری. دیدم که یک میز، یک صندلی است. صندلی حکومت است. خامنه‌ای روی زمین نشسته قرآن می‌خواند. این تجربیات نزدیک به مرگ خیلی از چیزها وقتی دیده می‌شود، بد تلقی شخص مهم است. ممکن است یک قضیه حقی را دیده باشد، تلقی اش یک چیز دیگر باشد. این دیگر به عهده خود شخصی است. دست خودش است. برداشتش ممکن است غلط باشد. لذا خیلی از این‌ها نیاز دارد که تعبیر بشود پیش کسی که حالا بارت‌تر است. نه پیش کسی مثل بنده که بلد نیست. آن که بلد است تعبیر می‌کند. به او می‌گوید چی دیدی، چی فهمیدی.

گفتم خب پس فعلاً مشغول قرآن است، می‌روم برمی‌گردم. می‌گفت رفتم یک دوری زدم، دوباره برگشتم. دیدم ایشان باز روی زمین نشسته قرآن می‌خواند. گفتم ازش پرسیدم برداشت چی بود از این قضیه؟ گفت نفهمیدم چیست. ولی حالا بر اساس همان پیش‌فرضی که توی ذهن خودش بود البته آدم بسیار منصفی بود. گفت نمی‌دانم من فکر می‌کنم شاید معنایش این است که آقای خامنه‌ای مملکت را ول کرده، حکومت را به آن کار ندارد، از همدیگر قرآن می‌خواند. گفتم اینی که گفتی برای من اصل قضیه نه تحلیل‌ات. این که گفتی برای من خیلی عجیب بود برای اینکه برداشتی که از این می‌شود این است که این نماد قدرت و حاکمیت در ریاست، این صندلی فرعونی. ایشان بهش اعتنا نکرده، به قرآن چسبیده. حالا من به آن تجربه ایشان و تعبیر تجربه کار ندارم. واقع قضیه این است. شما امام خمینی (رحمت الله علیه) را و خود شخص رهبر معظم انقلاب، انس قرآنی این‌ها، فهم قرآنی این‌ها. چون کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» را وقتی می‌خوانید انگشت به دهان می‌مانید از قدرت فکری و استنباطی و نظام منسجم قرآنی یک نفر توی سن تقریباً ۳۵ سالگی. پنجاه و خرده‌ای سال از این قضیه نزدیک ۵۰ سال گذشته. یک ذره حرف‌های ایشان به آنجا هیچ فرقی نکرد. همان مرا، همان مشی. در مورد حضرت امام که خیلی بیشتر و مفصل‌تر می‌توانم این را عرض بکنم، هم تطبیق بدهم برایتان.

این تبعیت از نور، این توی هر قضیه‌ای نظر خدا را خواستن، اینکه قرآن چی می‌گوید. اگه خود ما هم برایمان مبهم باشد نتوانیم باور کنیم، حرف دشمن اینجا خیلی جالب است برایمان. توی این قضایای اخیر در مورد مدارس، دقیق رصد کرد، باید دقیق فهمید قضیه را. یکی از حرفایی که این‌ها دارند الان، چه جریانی دنبال تعطیلی مدارس است؟ خیلی واضح است. شما حزب‌اللهی‌ها دنبال تعطیل کردن مدارسید. خب با رسم شکل دو نفر را نشان بده از بالا تا پایین این مملکت، دو انقلابی، دو تا حزب‌اللهی نشان بده که دنبال اینکه مدارس تعطیل بشود، بچه‌ها مدرسه نروند، دخترها مدرسه نروند. برعکسش ان عدد ضد انقلاب و برانداز داریم که دارد می‌گوید آقا بچه‌ها مدرسه نروند. یکی از این‌ها یک حرفی از دهانش پرید، خیلی برای من جالب بود. بچه‌هایتان را مدرسه نفرستید. بعد چی گفت؟ گفتش که اصلاً این‌ها مگر مدرسه می‌روند؟ مگر به این‌ها چی یاد می‌دهند؟ خیلی جالب است. آن خطی که توی سند ۲۰۳۰ دنبال این بود از این ریشه این ارتباط با این معارف، ارتباط با این قرآن، با این معارف اسلام با همه ضعف‌هایی که دارد توی نظام آموزشی، این را می‌خواست منقطع کند، موفق نشد. آن بزرگوار گفته بود که من از هر چی بگذرم از سند ۲۰۳۰ نمی‌گذرم. انگار مأموریت اصلی ایشان توی ۸ سال همین بود. موفق نشد. بنده خدا. دلار را توانست کارش را بکند. ناکام شد.

بعدش شد قضیه کرونا و تعطیل کردن مدارس. از آن قضیه قبل کرونا ما آهنگ بزن و برقص و جریان‌هایی که توی مدارس بود یادتان می‌آید یا نمی‌آید؟ اردیبهشت ۹۸، روز معلم و آهنگ معروف و جریان‌هایی که توی مدارس شد که الان هم دوباره همان جریان به نحوی دیگر دارد کار می‌کند. این استحاله علمی و آموزشی. مدرسه را عوض کردن این قالب مدرسه. اگر هم می‌روند این محتوا و این فضای معارفی حاکم نباشد، یک فضای مبتذلی حاکم باشد. مدارس را تعطیل کنند. الان هم دنبال این‌اند که مدارس را تعطیل کنند. جریان واضح است. اصل نقطه هم توی همین است. می‌گویم آقا تا وقتی که این مدرسه با این مبانی، با این آموزش‌ها هست، جمهوری اسلامی ادامه دارد. یکی از نقاط «اولو بقیه» جمهوری اسلامی اینجاست: «ینهون عن الفساد فی الارض». مدیریت کردن خیلی نکته است. بله ما توی هر ۱۰۰ تا نقطه نمی‌توانیم بگوییم ادعا کنیم ما با فساد مقابله کردیم موفق بودیم. ولی واقعاً توی حوزه آموزشی ما، مدارس ما، یکی از نقطه‌های درخشان انقلاب است. توجه کنیم. دیگر هزار تا عیب هم دارد جمهوری اسلامی، هزار تا عیب دارد، هزار تا گیر دارد. ولی از حیث آموزشی، از حیث تربیتی، از حیث محتوای تولیدی، کار ندارم به مدل معلم‌های ما، سیستم آموزشی آن‌ها کار ندارم. محتوا.

مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت می‌فرمود که این مرد بزرگ می‌فرمود: «زمان طاغوت کسی محضر امام زمان مشرف شده بود.» این حرف از آقای بهجت‌هاست. روی سایت خود آیت‌الله بهجت این حرف است. توی کتاب «در محضر بهجت» هم هست. ایشان فرموده بود که آیت‌الله بهجت فرمانده امام زمان است. به کسی در تشرفی فرموده بودند که: «همین مدارس پهلوی، دقت بکنید جمله را خیلی مهم است. همین مدارس پهلوی برای بی‌دین کردن و فساد توی جامعه بس است.» این جمله را آقای بهجت از امام زمان نقل می‌کرده. کاباره‌های پهلوی را نگفته بود ها! سینما را نگفته بود ها! مدارسش بس است برای پمپاژ فساد به جامعه. الان جالب است هم پهلوی را عَلَم کرده‌اند، هم مدرسه را عَلَم کرده‌اند. دقیقاً آن نقاطی که جمهوری اسلامی «اولو بقیه» شده و دارد توی مسیر «اولو بقیه» حرکت می‌کند، دقیقاً همان‌ها را می‌خواهند بزنند. اینجا تبعیت از نور شده.

آن عرضی که بنده دارم، دو کلمه تمام کنم. اگه قرار است به آن نقطه‌ای برسیم که نور امام زمان که نور قرآن است، هستی را بگیرد. «اَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا». یک حرکتی می‌خواهد قبلش. یک تبعیت از نوری می‌خواهد. این تبعیت از نور، تبعیت از نور قرآن. مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی می‌فرمود که ما در دوره «بین الطلوعین» ظهور امام زمان هستیم. دو کلمه این را عرض کنم و عرض من تمام.

دوره «بین الطلوعین» ظهور امام زمان هستیم. این نور ولایت، نور قرآن، نور حقیقت طلوع کرد. ولی طلوعش شما دیدید وقتی که اذان صبح می‌شود، اذان صبح فجر است دیگر. بهش می‌گویند فجر ولی هنوز تاریک است. شما به شما می‌گویند آقا اذان صبح شد، صبح شد. تاریک است؟ نه. توی یک لایه باطنی‌تر و عمیقی یک حرکتی شروع شد. شب تمام شد، خشک کرد. زمین به شب وابسته است. هنوز آن نور همه جا را نگرفته. آن دوره «بین الطلوعین» است. انقلاب ما دوره‌ای بود که مردم به ظلمت پشت کردند. به «ما اترفو فیه» پشت کردند. به خواست عیاش‌ها و قلدرها پشت کردند. این را نقطه فتح ماست. این نقطه فجر ماست. این نقطه صبح ماست. ما توی «بین الطلوعین» این مسیر اگه ادامه پیدا کند، ان شاء الله آنی است که منجر می‌شود به ظهور امام زمان و نور افش شدن به کل هستی.

ایشالا که خدا ما را «اولو بقیه» کند و متصل کند به بقیة‌الله الاعظم و با نور قرآن ما را متصل کند به نور امام زمان و ان شاء الله نورانی بشویم و دنیا را نورانی کنیم و توی این مسیر نورانی که تا به حال خدای متعال این امت را این موفق کرده، ان شاء الله بتوانیم استمرار داشته باشیم و حرکت بکنیم. خدا را در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. عمرمان نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. خدایا به فضل و کرمت به حق این شب با عظمت موانع ظهورش را برطرف بفرما. خدایا همه در این شب بزرگ عیدیمان را ملاقات و بیعت به همین زودی و حضوری محضر امام زمان نصیب بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...