معرفی
ابعاد کلّی و وسیع دشمنشناسی
* تحیّر بچههای حزباللهی از بیانات رهبری در اغتشاشات
* هممرز بودن رهبری با اهلسنت
* نظر رهبری در مورد داعشیها
* نظام فکری رهبر با تحلیل قرآنی
* هیجده هزار صفحه، تولید علم خالص، توسط رهبری
* امام و رهبری، فکر خالص قرآنی دارند
* مستکبرین و مستضعفین، از تقسیمبندیهای قرآنی است
* کشف روایات، از منظومه فکری قرآن
* ریشه بیانات رهبری به تحلیل قرآنی برمیگردد
* لزوم توجه به خطکشیها و کدگذاریهای قرآنی
*انبیا در برابر طاغوتاند
* دستهبندی قرآنی طاغوتیان
* مبارزه قرآن و رهبری با مُترفین
* رهبری: با خواندن المیزان انقلابی شدیم
* لزوم تفکر با منطق قرآنی
* پیامبر با چه کسانی در جدال بودند؟
* امام با چه جملاتی انقلاب کردند؟
* مترفین چه کسانی هستند؟
* مترفین، از شعبههای لشکر دشمن در میان شما
* شاخصهای حق و باطل در کلام امام
* تفاوت مترفین با سلبریتیها؟
* اولین کسانی که با انبیا، مقابله میکردند، چه کسانی بودند؟
* محیط قدرت و پول و شهرت، عرصه خطرخیزی که بذر فتنه در آن کاشته شده
* برنامههای مترفساز
* دلیل سوخت برخی سرمایههای اجتماعی و فکری
* تاثیر گناه اغنیا بر جامعه چیست؟
* تحیّر بچههای حزباللهی از بیانات رهبری در اغتشاشات
* هممرز بودن رهبری با اهلسنت
* نظر رهبری در مورد داعشیها
* نظام فکری رهبر با تحلیل قرآنی
* هیجده هزار صفحه، تولید علم خالص، توسط رهبری
* امام و رهبری، فکر خالص قرآنی دارند
* مستکبرین و مستضعفین، از تقسیمبندیهای قرآنی است
* کشف روایات، از منظومه فکری قرآن
* ریشه بیانات رهبری به تحلیل قرآنی برمیگردد
* لزوم توجه به خطکشیها و کدگذاریهای قرآنی
*انبیا در برابر طاغوتاند
* دستهبندی قرآنی طاغوتیان
* مبارزه قرآن و رهبری با مُترفین
* رهبری: با خواندن المیزان انقلابی شدیم
* لزوم تفکر با منطق قرآنی
* پیامبر با چه کسانی در جدال بودند؟
* امام با چه جملاتی انقلاب کردند؟
* مترفین چه کسانی هستند؟
* مترفین، از شعبههای لشکر دشمن در میان شما
* شاخصهای حق و باطل در کلام امام
* تفاوت مترفین با سلبریتیها؟
* اولین کسانی که با انبیا، مقابله میکردند، چه کسانی بودند؟
* محیط قدرت و پول و شهرت، عرصه خطرخیزی که بذر فتنه در آن کاشته شده
* برنامههای مترفساز
* دلیل سوخت برخی سرمایههای اجتماعی و فکری
* تاثیر گناه اغنیا بر جامعه چیست؟
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد.
ما بنا بود ساعت هفت و نیم خدمت دوستان باشیم و چون جلسه داریم، بعد از ساعت ۸ باید تحویل دهیم، نگران بودیم با ۴۵ دقیقه چه کنیم. با این بحثی، الحمدلله نگرانی برطرف شده. ۳۵ دقیقه بعد از دیدن خودتون! حالا برای اینکه بالاخره وقت عزیزان طلب، خیلی تلف نشده باشد، چند کلمهای، کلمات بزرگان، چند تا نکته را با هم مرور میکنیم تا انشاءالله دقایقی سلام... بالاخره ثواب تفکر.
موضوع این جلسه طبق فرمایش دوستان و درخواست، موضوع «دشمنشناسی» است. خب بحث دشمنشناسی بحث مفصلی است و ابعاد وسیعی دارد. یک نکتهای را امشب میخواهم، نکته جزئی بهش بپردازیم و توجه داشته باشیم. شاید کمک بکند. بحثمان برعکس عمده مباحث که مباحث کلی است معمولاً، امشب تقریباً بحث ابعادی، البته دارد که ابعاد کلی است و بیشتر ناظر به شرایط روزمان و فضایی است که در آن هستیم و غفلتهایی که گاهی متأسفانه در این ماههای اخیر، یکی دوبار برای بچههای انقلابی و حزباللهی رکب خوردن از رهبری و جا خوردن یکهو از برخی از مواضع رهبری و جا ماندن.
بعضی لیدرهای محترم فضاسازی میکردند علیه فوتبالیستها و بازیگرها و اینها، یکهو رهبری گفتند: «بسیاری از این فوتبالیستها و بازیگران خوباند. بچه حزباللهی» آچمز شدند و ماندند چه کار باید بکنند. اوج این شکست عشقی وقتی بود که وسط میدان داشتیم بیحجاب و بدحجاب و باحجاب را از هم تفکیک میکردیم. بدحجاب را در این کشاکش میچسباندیم به باحجاب و میزدیم توی سر بیحجاب. با لگد بیحجاب را میزدیم آنور. بدحجاب را میکشیدیم اینور. قشنگ مرزبندی کرده بودیم با بیحجاب. یکهو رهبری آمدند فرمودند: «من به همین بیحجابان غ...» شکست عشقی خوردیم! «طرف بیحجابها را هم بگیرم؟ بدحجابها که هیچی!» آنجا که یک دور باز آنجا هم آچمز شده بودیم. دیگر وقتی بیحجابها را هم ایشان دفاع کرد، گفت: «اینها نمیدانند که خواست دشمن است. اگر بدانند این کار را نمیکنند.» تحلیل ماها این نیست. یک مرزبندی... یکمی البته این چون خیلی تازه بود جا خوردیم، وگرنه ما مرزبندیهای دیگر هم داشتیم که آن دیگر چون خیلی گذشته، خیلی با اهل سنت در واقع مرزبندی نکردن، هممرز بودن با اهل سنت از چیزهایی است که بالاخره چون خیلی سال گذشته، عادی شده برایمان دیگر. بدنمان سر شد، وگرنه هنوز که هنوز است جایش درد میکند.
بعضی موارد یک سری مواضع دیگر هم ایشان دارد که این هم به شخصه برای خود من عجیب است. حالا نمیدانم شما... سال ۹۴ در کوران جنگ با داعش، ایشان در ۱۴ خرداد سال ۹۴ چیزی در حرم امام خمینی فرمود که من همانجور پوکر فیس به تلویزیون نگاه میکردم و مات و مبهوت از این جمله و از این تحلیل، تا مدت مدیدی که هنوز هم مدت مدید ادامه دارد، مانده بودم این یعنی چه؟ ایشان فرمودند که: «ما داعشیها را دشمن خودمان نمیدانیم» و خطاب به داعشیها آن آیهای را میخوانیم که هابیل خطاب به قابیل: «سگ دست دراز کنی من را بکشی، من دست دراز نمیکنم تو را بکشم.» این دیگر واقعاً من هنوز نتوانستم هضمش کنم. یعنی چه؟
این نشان میدهد ایشان یک منظومه فکری خاصی دارد توی مرزبندی با دشمن و دشمنش. جان مطلب و جالبش این است، ایشان توی مرزبندی با دشمنانش اینها را که دشمن نمیدانست که ما واقعاً آچمز شدیم. یک طیفهایی را دشمن میداند که باز ما سر آنها هم آچمز خواهیم شد و این روش کار نشد. مظلوم است. این همه تریبون در دسترس بودن و در مقام بیان.
یکی از رفقا که کار کرده روی مبحثهای ایشان، میگفتش که: «ما روی بیانات رهبری، مطالب ایشان کار کردیم. مثلاً حول و حوش ۶۰ سالی که ایشان تولید علمی داشته، از ۴۲ که سخنرانیهای رسمی و مهم ایشان شروع شده تا الان که ۱۴... ۱۸ هزار صفحه تولید علم خالص، بدون تکرار. در زمان حضرت آدم تا الان ما همچین چیزی نداشتیم. ۱۸ هزار صفحه! ۱۸ هزار سال بگذرد تا معلوم شود کی آمده بود توی تاریخ و رفت.» ما هنوز لنگ یک سری مسائل حاشیهای، نفهمیدیم با چه ابرمردی مواجه شدیم. ابرمردی از تاریخ خدا ما را محاصره باهاش کرده و خیلی جا دارد تا بفهمیم عمق فکر این مرد، عمق تحلیل این مرد. گندهگندههایش این را میگویند. آنهایی که اوستای کارند، این کارهاند، توی فن خودشان ختم روزگارند، آنها تویش ماندهاند. عمق فکر ایشان یک عمق قرآنی است. این خیلی مهم است که ما روی این، بارها این نکته را عرض کردیم. چطور مباحث اندیشه... در بحثهای انسان ۲۵ تأکیدترین ویژگی ناو ایشان و حضرت امام این است که فکرشان فکر خالص قرآنی است.
کمتر دیده... یادم است یک بار همین مشهد، یکی از دوستانمان که درگیر بود، البته سابقاً خودش تعلق داشت به جریان ضد فلسفه. با هم یک بار هم مناظرهای به مناسبت یک جایی کرده بودیم. بعداً به شرایطی، نمیخواهم بگویم ایشان نظرش نسبت به فلسفه عوض شد، علاقمند، فازش عوض شده و خیلی همسو، الان تمایل پیدا کرده بود با آن رفقای سابقه همفکر سابقش. بنده برایم خیلی جالب بامزهای بود. میگفتش که: «این رفقای سابق ما که حالا مثلاً جریان فلان، جریانی که حالا توی مشهد مثلاً فعال است، خیلی چیزی ازش نمانده و حالا مثلاً فضای اخباری به روایات نظر دارد. رفقایی که همفکر ما بودند، بحث میکنیم، اینها انتقاد دارند به رهبری. مثلاً به امام و رهبری. بعد یکی از انتقاداتشان را میگفت. میگفت: «میگویند که ایشان خیلی از حرفهایی که میزند توی روایات نیست.» بعد میگفت: «مثل چی؟ تقسیمبندی میکنند، میگویند مستکبرین، مستضعفین. ما اصلاً توی روایات همچین چیزی نداریم.»
بیشتر وقتی میخوانی فضا اینجوری است، یعنی فضای تندی علیه خلفا و این توی روایات نیست. «چرا! توی قرآن هست ولی توی روایات نیست.» خودش جواب دارد میدهد، میگوید: «توی قرآن هست، توی روایات نیست.» این عمق یک آدم را نشان میدهد. این فقهش، فکرش قرآنی است. از قرآن به روایت آمده نه از روایت به قرآن. این تفاوت با بقیه. این یک فکر خالص قرآنی است. آن سرخطهای اصلی را از قرآن گرفته. حضرت امام رحمتالله علیه روایات را توی آن منظومه فکری قرآن کشف میکردند، میفهمیدند. روایات پاورقی متن تفسیر کنیم، بعد عوض کنیم. تفاوت فکر این بزرگوار با یک جریانی که بالاخره ادعا دارد که کار علمی دارد میکند، اتفاقاً تفاوتهای این شکلی که دیده میشود همین است. اینکه مثلاً نسبت به داعش واکنش ایشان این است، نسبت به بیحجاب واکنش ایشان آن است، نسبت به هنرپیشه واکنش ایشان آن است، ریشهاش به تحلیل قرآنی برمیگردد. این یک چکیدهای و مقدمهای است از یک بحثی که امشب دارم عرض میکنم. مفصل در یک دهم لااقل صحبت بشود.
قرآن یک خطکشیهایی دارد. معمولاً توی روایات هم نیست و معمولاً روش هم کار نشده. یک تعاریفی دارد. یک دستهبندی دارد. یک کدگذاریهایی دارد. یک افرادی را جبهه مقابل تعریف میکند که ما معمولاً اینها را به عنوان جبهه مقابل تعریف نمیکنیم. مقابل دو دستهبندیهامان همینه، باحجاب، بیحجاب مثلاً شیعه، سنی یا لااقل شیعه، داعشی، شیعه ناصبی. قرآن یکم فضایش متفاوت است. دستهبندی دیگری دارد. انبیا را دارد در برابر طاغوت. بعد طاغوت را لولبندی میکند، رنگبندی میکند، طیفبندی میکند. بعد مثلاً میگوید: «آقا! در این طاغوت ما یک گروه داریم به اسم ملئه.» برای اولین بار. اگر کلمات بعضی فضلا و اینها بود که خیلی میشنیدید. یک گروه به نام «ملئه»، یک گروه به نام چیه؟ «مترفین». این کلمه امشب کار دارم. چند تا کلمه است. قرآن دارد با این حال حسابی درگیر میشود. متخصصین. یکی از این کلمات توی منطق امام و آقا این دستهبندی را شما میبینید. همانقدر که با بیحجاب و هنرپیشه و داعشی و اینها کار ندارد، با مترفین کار دارد و ما همانقدر که با داعشی، بیحجاب و اینها کار داریم، با مترفین کار نداریم. این است که کار پیش نمیرود، درست نمیشود. فرمانده یک فکری دارد، آن نیروی جزء این را ندارد. این اختلال ایجاد میکند. مشکل هم این است که آن متنی که او بهش تکیه دارد، این از آن متن خبر ندارد.
بگذارید. ایشان میفرماید: «قرآن کتاب انقلاب.» قرآن! بفهمید! تعبیر رهبر معظم انقلاب. نماز جمعه سالگرد علامه طباطبایی را فرموده بودند. هم اخیراً چند سال پیش به یکی از فضلای مشهد که: «ما تا المیزان نخوانده بودیم، انقلابی نشده بودیم. ما با المیزان که خواندیم انقلاب...» حالا چقدر ما مجموعههای انقلابی داریم که یک خط نه المیزان تویش خوانده میشود نه قرآن خوانده میشود. نه! باگ اصلی کارمان این است. قرآنی فکر کنیم. منطق و منظومه باید دستمان بیاید.
یک دستهبندی و تقابل و رویارویی که قرآن تعریف میکند، دعوای کی و کی است؟ چند کار شده، خیلی کار کرده. توی سخنرانیهاش هم خیلی به این پرداخت. حضرت امام رحمتالله علیه کدگذاریهایی دارد. زمانی البته جملات معروفی بود، الان مثل قدیمها خیلی مشتری ندارد. جملات عجیبی است. شنیدهاید بعضی از این عبارات امام را. میفرماید: «واکنش شما چیست؟» امام با این جملات انقلاب کرد. «پیغمبر خودمان که تاریخش نزدیک است و همه آقایان لابد میدانند، این یک شخص بود که از همین تودهها و جمعیتها بود و با همینها بوده از بدو بعثت تا آخر.» خب حالا با کیا در جدال بود پیغمبر ما؟ پیغمبر با کیا در جدال بود؟ منافقین، اهل فحشا، چهار پنج تا کلمه. با قدرتمندها، با قدارها و مکنتدارها و سرمایهدارها.
در جای دیگر امام چی میگوید؟ میگوید: «امروز...» این دیگر فوقالعاده است. این جمله را یادگاری داشته باشید. این دیگر اصل جنس است. جمله اصل جنس. میگوید: «امروز...» چهار تا کلمه به صورت مقابل میآورد. «خط و مسیر و راه و استراتژی امروز جنگ حق و باطل ۱: جنگ فقر و غنا.» این دو تا. «جنگ استضعاف و استکبار.» این سه تا. گل. این تقابل امام توی چهارمی نشان میدهد و «جنگ پابرهنهها...» «پابرهنهها و مرفهین بیدرد.» یک عبارت «کاخنشین، کوخنشین» مال امام است. این عبارت «بالاشهری، پایینشهری» مال امام است. این کلمه بسیار حساسیتزاست و تفرقه ایجاد میکند توی جامعه. خیلی کلمه تندی است. بالاشهری، پایینشهری. امام میفرماید: «در تمام جبههها اگر بگردید، یک نفر از این بالاشهریها را در جبهه پیدا نمیکنید.» انقلاب کرد. میگوید: «رزمندهها مال پایینشهر. انقلابیها مال پایینشهرند. پابرهنهها، کوخنشینان.» میگوید: «از بالاشهری چیزی درنمیآید. از پولدار جماعت چیزی درنمیآید.»
آقا! پولدارها داریم! ما هم تحقیق میکند. نه! «بازاریهای مؤمن داریم.» با کلمه «مترفین». کلمه قرآنی. مترفین در نگاه قرآن یکی از شعبههای لشکر دشمن است که بین خود شماست. نه! بین خود شماست. بعضی وقتها خود شماست. اصلاحطلب، اصولگرا. بعد میگوییم: «آقا! این با جاسوس ارتباط داشته. مجلس انقلابی خودمونو داره میگیره، میبره. اصولگراست. با آقای حاج قاسم قبول داره اینو، فلانه.» اصولگرا! اینها مگر شاخص حق و باطل است؟ پابرهنه هست یا نه؟ گرسنه هست یا نه؟ «فقط تنها کسانی تا آخر با ما میمانند، این جمله امام در وصیتنامه، که درد فقر استضعاف و محرومیت را چشیده باشد.» ممکن است بچه بسیجی شما برود مجلس. آدم خوبی باشد. موضعش هم انقلابی باشد. راهپیمایی روز قدس هم شرکت کند. سخنرانی رهبری هم با دفتر بنشیند یادداشت کند. شکمش هم سیر باشد. یکی از شعبه دشمنان انبیا. آیه قرآنش را باید برایت بخوانم تا باورت بشود. آیه قرآنش چی میگوید؟ آیات بحث بسیار فوقالعاده است. میفرماید که: «وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْیَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ.» مترفین وایسادن گفتن قبول نداریم. شکمسیرها درگیر بودن.
روی سلبریتی چرا از این واژه استفاده میکنی؟ «نقد درون سازمانی. در جریان هنرپیشه و بازیگر میآرید. چرا سوخت میدهی؟ چرا زمین را نفهمیدی؟» اگر که بازیگر و یکی معروف است، مگر که هنرپیشه است. این ظرفیت را به باد میدهی. ایشان به شدت به ظرفیت بازیگرها، ورزشکارها حساساند. از این ظرفیت استفاده میکنند. بنده اینها را مطالعه کردم، کار کردم روش. ایشان: «فرهنگ بشود. سعی کنید از ورزشکارهایی که قهرمانی المپیک دارند، الگوسازی و فرهنگسازی کنید به مردم. مردم حرف اینها را میشنوند، میفهمند.» بچههای دارالقرآن آمده بودند چند روز پیش برای گفتگو، مشاوره و اینها. بچههایی که برنامه محفل ساخته بودند برای شبکه ۳. گفتند ایده بده، این طرح را ادامه بدهیم. گفتم: «این محفل مثلاً فدراسیون کشتی. قهرمان کشتی قاره، بینالمللی بیارین دور تا دور قهرمان.» همین چون پنج تا فدراسیون که اینجوری رفتید، قهرمان که دیدن این محفل قرآنی شلوغ میشود. «آقا! این که سلبریتیبازی شد!» اصلاً کی به تو سلبریتی را گفت به عنوان دشمن؟ سلبریتی نداریم. مطرفین منحرفند. مترفین با سلبریتیها فرق میکند. استفاده کنیم ولی نه سلبریتی که تابلوی مطرفین دارد به پیشانیش خورده. جزء مطرفین است.
همین آقای دبیر فشار قرار میدهند و قرار دادند و اینها. خب از دوستان خوب ماست. بچه بسیار مؤمن، بسیار حزب، بسیار پاکار. خیلی حاج قاسم را علاقمند بود. تریلیاردر هم هست. وضع مالیش خیلی خوب است. یک ذره شما روحیه نه اشرافی، نه مطرف و چون چه مجلسی نشسته، ترک نمیشود. نماز شب اس... نافلهها فلان. دفتر شخصیاش عکس. ۵ تا عکس قبر و قیامت و فلان. پشت کدام فدراسیون کشتی پیدا میکنی؟ کدام رئیس فدراسیون عکس سالن کشتی، هر سالن به اسم شهید کرده. دور تا خودش پول داده. خودش زمین را خریده. خودش همه کار تجهیز و دفن را انجام داده. اثر عشقش. نه سر و صدایی هم دارد نه توقعی هم دارد نه فیلمبازی هم دارد. توی مجلس هم نشسته. حالا نماز میخواند. پدر بنده خدا را درآوردند. علی دایی سمبل! اینکه ۶۰ برابر او افتخار آفریده برای هیچی نیست. یک بچه بسیجی کودن و زرد. چرا در سلبریتی بودن تفاوت. نه در مطرف بودن تفاوت. مترفیناند که روبروی انبیا وایمی ایستند و مستضعفینی هم که روبروی انبیا وایمی ایستند به واسطه بچهها با متفقین باید خطکشی داشته باشی.
تعبیر رهبری را برایتان بخوانم. در مورد جدال داعش. «جنگ نداریم با داعشی.» ایشان گفته بود: «اولی که برای دفاع از حرم فرستادن از سلاح استفاده نکنید. سعی کنید تا جایی که دو طرف کشته کمتر بزن، داعشیها کمتر کشته شوند.» همان آدم. ببینید چی میگوید: ۱۹/۶/۱۳۸۰ میفرماید که: «شما در قرآن ملاحظه میکنید...» جملات رهبر انقلاب. میدانم تا حالا نشنیدهاید اینها را. «شما در قرآن ملاحظه میکنید که انبیای عظام الهی با حکومتها و قدرتها و طواغیت و مطرفین و مسلطین بر امور جامعه در حال مبارزه بودند. قدرتها، حکومتها، طواغیت، مطرفین، مسلطین بر امور جامعه. اولین دشمنان اینها در جوامعی که انبیا در اینها مبعوث میشدند، کیها بودند؟ همان کسانی بودند که در سرنوشت جامعه، در گذران زندگی جامعه نقش داشتند. اگر دین فقط برای این بود که در خلوت انسان، در اعماق روح و زوایای خلوت کنج مثلاً خانهها یا معابد مورد استفاده قرار بگیرد، مخالفت لازم نبود. مخالفت طواغیت لازم نبود با انبیا. آنها چرا مخالفت میکردند پس؟ چرا؟ پس قرآن میفرماید که: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ.» چرا مترفین اول مقابله میکردند؟ چرا سلاطین و طواغیت و قدرتمندان و سیاسیون، اولین کسانی بودند که به مقابله با آنها، با انبیا میآمدند؟»
اینکه میگویم باید شما یک فضای فکری داشته باشید توی جامعه. الان ما در مورد قاضی، قاضیان محترم، قضات، اینها را آدمهای بدی نمیدانیم ولی جایگاه قاضی را جایگاه خطیری میدانیم. اصل اولیه که در مورد قاضی، بکگراند ذهنی، آن زمینه ذهنی که نسبت بهش داریم چیست؟ با یک هول و هراس و ترس و بدبینی و انزجار و اینها نگاه میکنیم به بازی، با اینکه ممکن است اکثرشان آدمهای خوبی باشند ولی اسم قاضی که میآید بسمالله اعوذبالله. اینها میگوید که بخواهد بگوید من قاضیام. جایگاه، جایگاه ویژهای است. ما اینی که در مورد قاضی داریم، در مورد پولدار نداریم. پولدار مشهور نداریم. جهنم! مشهور هم باید باشد که این جهنم باید زور بزند بیاید بیرون. باید با ترس و لرز برسم تا پولدار شدن و شهرت. بعد تنش بلرزه. بعد شبی ۷۰ بار گریه کند.
این فضای فرهنگی جامعه اسلامی خطرخیز پول و شهرت. عرصهای که بذر فتنه توش کاشته شده. موقعیت واسه محیط آلوده کرونایی. شما بیمارستانهایی که میرفتید زمان کرونا، آن اتاقی که کروناییها بستری بودند. حالا توی خیابان چقدر مراقبت داشتی نسبت به کرونا؟ توی آن اتاق چه کار میکردی؟ محیطی است که کرونا منتشر میشود. توی در و دیوار. محیط پول، محیط قدرت، محیط ثروت، محیط شهرت.
یکی از علمای اخلاق به این نمایندههای فعلی مجلس، مجلس انقلابی. اول که رفتم خدمت ایشان، ایشان فرمود: «جهنم همهتان که قطعی شد.» مجلس! این نگاه اسلام همینه. روایت از پیغمبر هم همینه. فرمود: «هر کی مدیر ۱۰ نفر باشد با دست و پای بسته وارد میشود در قیامت.» همان ۱۰ نفر حسابرسی بشود. جواب پس بده. اگه از پس حساب فرهنگی که باید بشود و نمیشود. گفتم: «بابا! این برنامه خطرناک است. این بستر فتنه است.» خب دیدید دیگر محصولاتش توی همین فتنه در آمد. چرا خوششان میآمد؟ صدا و سیما را تحریم میکردند. به زیرزمین فحش میدادند. عصر جدید را دوست داشتند. از این برنامه خوششان میآید. فیروزه و... چرا این برنامه مصرفساز. خیلی فرق میکند. شما میتوانی یک شخصیت را چهره کنی، برجسته کنی، مشهور ولی زاویه این پرداخته خیلی متفاوت است. اینکه این محصول کدام گروه بشود؟ توی مشت کی بیاید؟ کدام جریان؟ اینها را میقاپه. نیرو برای کدام جناح، کدام جریان فکری و تمدنی و فرهنگی دارد ساخته میشود؟ این خیلی مهم است.
تلویزیون. با بعضی حضرات توی همین مشهد ما بحث میکردیم. پاتوق کتاب مترو پارک ملت. آنجا چند سال پیش به خاطر این حرفت من مقید شدم که تا آخر عمرم هیچ صحبتی ازت گوش ندهم. هیچ کتابی ازت نخوانم. عصر جدید را مخالفید؟ البته ما از مخالفتمان معلوم بود سر چیست. شما نمیفهمید که این باعث شده که مخاطبین صدا و سیما رشد کند. تحلیل کشتی مخاطبین. ۱۰۰ تا کار دیگر بهت یاد میدهم. مخاطبین هزار برابر رشد. درک نداریم از زمین، از این بازی، از این موقعیت و نمیدانیم این یک عقبه دارد، یک فرمی دارد، یک ریتمی دارد، یک هندسهای دارد. این مطرفین به کار میگیرند. از هر قطعهای کجا و چگونه استفاده میکنند؟ کجا میسازنش؟ چه جور میسازنش؟ یکم شما تحلیل داشته باشید. با این نگاه، نگاه کنید. همین فضای مجازی را رصد کنید، دستتان میآید که الان مستقیم گردن گنده میکند توی کدام عرصه. کی را دارند بها میدهند؟ ۶۰ تا مجری ورزشی داریم، چرا روی یکی کلیک کردند؟ کارشناس خانواده داریم، ۶۰ تا روانشناس داریم، ۶۰ تا فلان جا. لزوماً آدم آدم الان فاسد و منحرف و اینها نیست. یک ظرفیتی. شیطان خیلی قوی است. خیلی وارد است. ظرفیتهای مستقیم که حالا امشب فقط یک کلیدواژه عرض کردم، فرصت طرح بحثش نشد. عرض کردم لااقل یک دهه باید در موردش صحبت بشود. قرآن خیلی تمیز به این کلمه پرداخته. روش کار کرده. تقویم معادلشان شکمسیر، مرفه بیدرد، بیخاصیت، پرمدعای، پرسروصدای، همیشه طلبکار، همیشه مرفه. هر چقدر این تکانههای اقتصادی میآید، آن بالا روی آب است و همیشه هم سود آن دارد افزایش پیدا میکند. صدای آن هم همیشه در میآید. رسانه و تریبون هم دست آن است. سینما مال آن است. هنرپیشهها و بازیگران آدمهای آنند. به این معنا که عرض میکنم.
بعد یک بشکن که میزند، یک جریانی را جمع میکند. سینمایی. مدلی است دیگر. چهار تا آدم که این چهار تا نطق همه را میکشند. کسی جرأت نمیکند حرف بزند. این چهار تا پدر همه را در میآورد. این چهار تا همه بحث جلسه، جلسه دشمنشناسی. زمین را دستت باشد. موقعیت باید دستت باشد. هر حرکتی که میخواهد شروع بشود، اول صدای کیها در میآید؟ پیوست فرهنگی و رسانهای برای کارت ندارید. یکی از مشکلاتی که معمولاً نیروهای انقلابی و با یک رویکرد انقلاب و تحول و اینها وارد میشویم، بعد نمیدانیم اگه این کار را کردیم، بعد قراره صدای کیها در بیاید؟ چه حرفی اول تولید میشود؟ چگونه با ما برخورد میکنند؟ اینها را دیگر لحاظ نمیکنیم. ما میگوییم اصل کار خوب است. با مردم هم حرف زدیم. این هم لازم است. بسمالله انجام میدهیم. آن جریان میآید وسط کلاً خوانش را عوض میکند. برد ۱۰۰ درصدی را باخت ۱۰۰ درصدی جلوه میدهد. باخت ۱۰۰ درصدی را برد ۱۰۰ درصدی. یک نمونهاش برجام. مترفین بلدند. ۱۰ سال گذشته. بدبخت شدیم. موسوی. هنوز که هنوز است نبض فکر جامعه دستشان است.
هضم یک بخش دیگرش این است که بازی میخورند. مطرفین مثالهای بدی میزنم. ببخشید. نمیداند که این اول کدام کارت را شروع میکند. مسئول زمین بازی دستش باشد. راحت سوخت بدهیم. یک چیزی میگوییم، یک واکنشی. یک زمینی طراحی میکنند. صدای من طلب، بابت یک چیزی در بیاید. بعد این دادی که باید ذخیره بشود یک جایی، این انرژی که با این داد ۵۰۰ نفر بیایند توی میدان. یک دادی میشود ۵ نفری هم که بودند به شک میافتند میروند. بازی که سر بعضی از علمای بزرگ. فلان آقا در فلان مسائل مهم هیچ موضعی نگرفته. مختارنامه دارد پخش میشود. صورت حضرت عباس علیه السلام. حالا ما سال ۸۸ کف خیابان جریان داشتیم که آمده هیئت آتش زده، پرچم آتش زده. به امام حسین توهین کرده. در سال ۸۹ مختارنامه پخش شده. آن بزرگوار که توی حمام غذای ساکت بوده، اعلام کرده: «اگر تلویزیون تصویر حضرت عباس علیه السلام را نشان داد، من هر فتوایی که دادم دیگر...» پیام دادی است که میتوانست یک جامعه را تکان بدهد، یکهو سر یک چیزی سوخت. سرمایه مرجعیت سوخت. سرمایههای فکری اجتماعی مردم. ولی کارتهای اردن کنار سوزاندن با لشکر درجه ۱۰. این زمین بازی خیلی مهم است.
وقت دوستان را گرفتم. ببخشید. مقدمهای بود از یک بحث مفصلی که وقتی فرصت بشود بپردازیم و از امام صادق هم یک چیزی بگویم که حلال بشود. بالاخره مجلس برای امام صادق علیه السلام بوده. یک روایت بسیار خطرناکی میخوانم و میروم. توضیحم از من نکنید. از خود امام صادق علیه السلام. اگر مشکل دارد از خود حضرت بپرسید. قطعاً این روایت را نشنیدهاید و نخواهند گذاشت بشنوید. «ان الناس مفتقروا و لا جو و لا ارب...» مردم فقیر نشدند، محتاج نشدند، گرسنه نشدند، عریان مگر به یک دلیل. «الا بذنوب الاغنیاء.» اگر به خاطر گناه پولدارها، مردم فقیر نشدند، محتاج نشدند، گرسنه نشدند، عریان نشدند مگر به واسطه گناه پولداران. «بذنوب الاغنیاء.» اختلاس هم گناه پولدارها. بیپولها اختلاس نمیکنند. ازت ریاست مال پولدارهاست. مدیران بد، شعبه گناه پولداران. اصلش آن است. گناه پولدارها. اغنیا صحبت بکنیم. امیرالمؤمنین فرمود: «فقیر، فقیه نشد مگر به واسطه تمتع غنی.» «الا بما متعه به غنی.» غریب است. گمنام است. روش کار نشده.
انشاءالله که توانسته باشم شبههافکنی خوبی امشب کرده باشم و ذهنهایتان را به هم ریخته باشم. از علما بگیرید. ما کارمان فقط خراب کردن است. ساختمان میسازد. انشاءالله که منطقمان، فکرمان، قلبمان و زندگیمان...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد.
ما بنا بود ساعت هفت و نیم خدمت دوستان باشیم و چون جلسه داریم، بعد از ساعت ۸ باید تحویل دهیم، نگران بودیم با ۴۵ دقیقه چه کنیم. با این بحثی، الحمدلله نگرانی برطرف شده. ۳۵ دقیقه بعد از دیدن خودتون! حالا برای اینکه بالاخره وقت عزیزان طلب، خیلی تلف نشده باشد، چند کلمهای، کلمات بزرگان، چند تا نکته را با هم مرور میکنیم تا انشاءالله دقایقی سلام... بالاخره ثواب تفکر.
موضوع این جلسه طبق فرمایش دوستان و درخواست، موضوع «دشمنشناسی» است. خب بحث دشمنشناسی بحث مفصلی است و ابعاد وسیعی دارد. یک نکتهای را امشب میخواهم، نکته جزئی بهش بپردازیم و توجه داشته باشیم. شاید کمک بکند. بحثمان برعکس عمده مباحث که مباحث کلی است معمولاً، امشب تقریباً بحث ابعادی، البته دارد که ابعاد کلی است و بیشتر ناظر به شرایط روزمان و فضایی است که در آن هستیم و غفلتهایی که گاهی متأسفانه در این ماههای اخیر، یکی دوبار برای بچههای انقلابی و حزباللهی رکب خوردن از رهبری و جا خوردن یکهو از برخی از مواضع رهبری و جا ماندن.
بعضی لیدرهای محترم فضاسازی میکردند علیه فوتبالیستها و بازیگرها و اینها، یکهو رهبری گفتند: «بسیاری از این فوتبالیستها و بازیگران خوباند. بچه حزباللهی» آچمز شدند و ماندند چه کار باید بکنند. اوج این شکست عشقی وقتی بود که وسط میدان داشتیم بیحجاب و بدحجاب و باحجاب را از هم تفکیک میکردیم. بدحجاب را در این کشاکش میچسباندیم به باحجاب و میزدیم توی سر بیحجاب. با لگد بیحجاب را میزدیم آنور. بدحجاب را میکشیدیم اینور. قشنگ مرزبندی کرده بودیم با بیحجاب. یکهو رهبری آمدند فرمودند: «من به همین بیحجابان غ...» شکست عشقی خوردیم! «طرف بیحجابها را هم بگیرم؟ بدحجابها که هیچی!» آنجا که یک دور باز آنجا هم آچمز شده بودیم. دیگر وقتی بیحجابها را هم ایشان دفاع کرد، گفت: «اینها نمیدانند که خواست دشمن است. اگر بدانند این کار را نمیکنند.» تحلیل ماها این نیست. یک مرزبندی... یکمی البته این چون خیلی تازه بود جا خوردیم، وگرنه ما مرزبندیهای دیگر هم داشتیم که آن دیگر چون خیلی گذشته، خیلی با اهل سنت در واقع مرزبندی نکردن، هممرز بودن با اهل سنت از چیزهایی است که بالاخره چون خیلی سال گذشته، عادی شده برایمان دیگر. بدنمان سر شد، وگرنه هنوز که هنوز است جایش درد میکند.
بعضی موارد یک سری مواضع دیگر هم ایشان دارد که این هم به شخصه برای خود من عجیب است. حالا نمیدانم شما... سال ۹۴ در کوران جنگ با داعش، ایشان در ۱۴ خرداد سال ۹۴ چیزی در حرم امام خمینی فرمود که من همانجور پوکر فیس به تلویزیون نگاه میکردم و مات و مبهوت از این جمله و از این تحلیل، تا مدت مدیدی که هنوز هم مدت مدید ادامه دارد، مانده بودم این یعنی چه؟ ایشان فرمودند که: «ما داعشیها را دشمن خودمان نمیدانیم» و خطاب به داعشیها آن آیهای را میخوانیم که هابیل خطاب به قابیل: «سگ دست دراز کنی من را بکشی، من دست دراز نمیکنم تو را بکشم.» این دیگر واقعاً من هنوز نتوانستم هضمش کنم. یعنی چه؟
این نشان میدهد ایشان یک منظومه فکری خاصی دارد توی مرزبندی با دشمن و دشمنش. جان مطلب و جالبش این است، ایشان توی مرزبندی با دشمنانش اینها را که دشمن نمیدانست که ما واقعاً آچمز شدیم. یک طیفهایی را دشمن میداند که باز ما سر آنها هم آچمز خواهیم شد و این روش کار نشد. مظلوم است. این همه تریبون در دسترس بودن و در مقام بیان.
یکی از رفقا که کار کرده روی مبحثهای ایشان، میگفتش که: «ما روی بیانات رهبری، مطالب ایشان کار کردیم. مثلاً حول و حوش ۶۰ سالی که ایشان تولید علمی داشته، از ۴۲ که سخنرانیهای رسمی و مهم ایشان شروع شده تا الان که ۱۴... ۱۸ هزار صفحه تولید علم خالص، بدون تکرار. در زمان حضرت آدم تا الان ما همچین چیزی نداشتیم. ۱۸ هزار صفحه! ۱۸ هزار سال بگذرد تا معلوم شود کی آمده بود توی تاریخ و رفت.» ما هنوز لنگ یک سری مسائل حاشیهای، نفهمیدیم با چه ابرمردی مواجه شدیم. ابرمردی از تاریخ خدا ما را محاصره باهاش کرده و خیلی جا دارد تا بفهمیم عمق فکر این مرد، عمق تحلیل این مرد. گندهگندههایش این را میگویند. آنهایی که اوستای کارند، این کارهاند، توی فن خودشان ختم روزگارند، آنها تویش ماندهاند. عمق فکر ایشان یک عمق قرآنی است. این خیلی مهم است که ما روی این، بارها این نکته را عرض کردیم. چطور مباحث اندیشه... در بحثهای انسان ۲۵ تأکیدترین ویژگی ناو ایشان و حضرت امام این است که فکرشان فکر خالص قرآنی است.
کمتر دیده... یادم است یک بار همین مشهد، یکی از دوستانمان که درگیر بود، البته سابقاً خودش تعلق داشت به جریان ضد فلسفه. با هم یک بار هم مناظرهای به مناسبت یک جایی کرده بودیم. بعداً به شرایطی، نمیخواهم بگویم ایشان نظرش نسبت به فلسفه عوض شد، علاقمند، فازش عوض شده و خیلی همسو، الان تمایل پیدا کرده بود با آن رفقای سابقه همفکر سابقش. بنده برایم خیلی جالب بامزهای بود. میگفتش که: «این رفقای سابق ما که حالا مثلاً جریان فلان، جریانی که حالا توی مشهد مثلاً فعال است، خیلی چیزی ازش نمانده و حالا مثلاً فضای اخباری به روایات نظر دارد. رفقایی که همفکر ما بودند، بحث میکنیم، اینها انتقاد دارند به رهبری. مثلاً به امام و رهبری. بعد یکی از انتقاداتشان را میگفت. میگفت: «میگویند که ایشان خیلی از حرفهایی که میزند توی روایات نیست.» بعد میگفت: «مثل چی؟ تقسیمبندی میکنند، میگویند مستکبرین، مستضعفین. ما اصلاً توی روایات همچین چیزی نداریم.»
بیشتر وقتی میخوانی فضا اینجوری است، یعنی فضای تندی علیه خلفا و این توی روایات نیست. «چرا! توی قرآن هست ولی توی روایات نیست.» خودش جواب دارد میدهد، میگوید: «توی قرآن هست، توی روایات نیست.» این عمق یک آدم را نشان میدهد. این فقهش، فکرش قرآنی است. از قرآن به روایت آمده نه از روایت به قرآن. این تفاوت با بقیه. این یک فکر خالص قرآنی است. آن سرخطهای اصلی را از قرآن گرفته. حضرت امام رحمتالله علیه روایات را توی آن منظومه فکری قرآن کشف میکردند، میفهمیدند. روایات پاورقی متن تفسیر کنیم، بعد عوض کنیم. تفاوت فکر این بزرگوار با یک جریانی که بالاخره ادعا دارد که کار علمی دارد میکند، اتفاقاً تفاوتهای این شکلی که دیده میشود همین است. اینکه مثلاً نسبت به داعش واکنش ایشان این است، نسبت به بیحجاب واکنش ایشان آن است، نسبت به هنرپیشه واکنش ایشان آن است، ریشهاش به تحلیل قرآنی برمیگردد. این یک چکیدهای و مقدمهای است از یک بحثی که امشب دارم عرض میکنم. مفصل در یک دهم لااقل صحبت بشود.
قرآن یک خطکشیهایی دارد. معمولاً توی روایات هم نیست و معمولاً روش هم کار نشده. یک تعاریفی دارد. یک دستهبندی دارد. یک کدگذاریهایی دارد. یک افرادی را جبهه مقابل تعریف میکند که ما معمولاً اینها را به عنوان جبهه مقابل تعریف نمیکنیم. مقابل دو دستهبندیهامان همینه، باحجاب، بیحجاب مثلاً شیعه، سنی یا لااقل شیعه، داعشی، شیعه ناصبی. قرآن یکم فضایش متفاوت است. دستهبندی دیگری دارد. انبیا را دارد در برابر طاغوت. بعد طاغوت را لولبندی میکند، رنگبندی میکند، طیفبندی میکند. بعد مثلاً میگوید: «آقا! در این طاغوت ما یک گروه داریم به اسم ملئه.» برای اولین بار. اگر کلمات بعضی فضلا و اینها بود که خیلی میشنیدید. یک گروه به نام «ملئه»، یک گروه به نام چیه؟ «مترفین». این کلمه امشب کار دارم. چند تا کلمه است. قرآن دارد با این حال حسابی درگیر میشود. متخصصین. یکی از این کلمات توی منطق امام و آقا این دستهبندی را شما میبینید. همانقدر که با بیحجاب و هنرپیشه و داعشی و اینها کار ندارد، با مترفین کار دارد و ما همانقدر که با داعشی، بیحجاب و اینها کار داریم، با مترفین کار نداریم. این است که کار پیش نمیرود، درست نمیشود. فرمانده یک فکری دارد، آن نیروی جزء این را ندارد. این اختلال ایجاد میکند. مشکل هم این است که آن متنی که او بهش تکیه دارد، این از آن متن خبر ندارد.
بگذارید. ایشان میفرماید: «قرآن کتاب انقلاب.» قرآن! بفهمید! تعبیر رهبر معظم انقلاب. نماز جمعه سالگرد علامه طباطبایی را فرموده بودند. هم اخیراً چند سال پیش به یکی از فضلای مشهد که: «ما تا المیزان نخوانده بودیم، انقلابی نشده بودیم. ما با المیزان که خواندیم انقلاب...» حالا چقدر ما مجموعههای انقلابی داریم که یک خط نه المیزان تویش خوانده میشود نه قرآن خوانده میشود. نه! باگ اصلی کارمان این است. قرآنی فکر کنیم. منطق و منظومه باید دستمان بیاید.
یک دستهبندی و تقابل و رویارویی که قرآن تعریف میکند، دعوای کی و کی است؟ چند کار شده، خیلی کار کرده. توی سخنرانیهاش هم خیلی به این پرداخت. حضرت امام رحمتالله علیه کدگذاریهایی دارد. زمانی البته جملات معروفی بود، الان مثل قدیمها خیلی مشتری ندارد. جملات عجیبی است. شنیدهاید بعضی از این عبارات امام را. میفرماید: «واکنش شما چیست؟» امام با این جملات انقلاب کرد. «پیغمبر خودمان که تاریخش نزدیک است و همه آقایان لابد میدانند، این یک شخص بود که از همین تودهها و جمعیتها بود و با همینها بوده از بدو بعثت تا آخر.» خب حالا با کیا در جدال بود پیغمبر ما؟ پیغمبر با کیا در جدال بود؟ منافقین، اهل فحشا، چهار پنج تا کلمه. با قدرتمندها، با قدارها و مکنتدارها و سرمایهدارها.
در جای دیگر امام چی میگوید؟ میگوید: «امروز...» این دیگر فوقالعاده است. این جمله را یادگاری داشته باشید. این دیگر اصل جنس است. جمله اصل جنس. میگوید: «امروز...» چهار تا کلمه به صورت مقابل میآورد. «خط و مسیر و راه و استراتژی امروز جنگ حق و باطل ۱: جنگ فقر و غنا.» این دو تا. «جنگ استضعاف و استکبار.» این سه تا. گل. این تقابل امام توی چهارمی نشان میدهد و «جنگ پابرهنهها...» «پابرهنهها و مرفهین بیدرد.» یک عبارت «کاخنشین، کوخنشین» مال امام است. این عبارت «بالاشهری، پایینشهری» مال امام است. این کلمه بسیار حساسیتزاست و تفرقه ایجاد میکند توی جامعه. خیلی کلمه تندی است. بالاشهری، پایینشهری. امام میفرماید: «در تمام جبههها اگر بگردید، یک نفر از این بالاشهریها را در جبهه پیدا نمیکنید.» انقلاب کرد. میگوید: «رزمندهها مال پایینشهر. انقلابیها مال پایینشهرند. پابرهنهها، کوخنشینان.» میگوید: «از بالاشهری چیزی درنمیآید. از پولدار جماعت چیزی درنمیآید.»
آقا! پولدارها داریم! ما هم تحقیق میکند. نه! «بازاریهای مؤمن داریم.» با کلمه «مترفین». کلمه قرآنی. مترفین در نگاه قرآن یکی از شعبههای لشکر دشمن است که بین خود شماست. نه! بین خود شماست. بعضی وقتها خود شماست. اصلاحطلب، اصولگرا. بعد میگوییم: «آقا! این با جاسوس ارتباط داشته. مجلس انقلابی خودمونو داره میگیره، میبره. اصولگراست. با آقای حاج قاسم قبول داره اینو، فلانه.» اصولگرا! اینها مگر شاخص حق و باطل است؟ پابرهنه هست یا نه؟ گرسنه هست یا نه؟ «فقط تنها کسانی تا آخر با ما میمانند، این جمله امام در وصیتنامه، که درد فقر استضعاف و محرومیت را چشیده باشد.» ممکن است بچه بسیجی شما برود مجلس. آدم خوبی باشد. موضعش هم انقلابی باشد. راهپیمایی روز قدس هم شرکت کند. سخنرانی رهبری هم با دفتر بنشیند یادداشت کند. شکمش هم سیر باشد. یکی از شعبه دشمنان انبیا. آیه قرآنش را باید برایت بخوانم تا باورت بشود. آیه قرآنش چی میگوید؟ آیات بحث بسیار فوقالعاده است. میفرماید که: «وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْیَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ.» مترفین وایسادن گفتن قبول نداریم. شکمسیرها درگیر بودن.
روی سلبریتی چرا از این واژه استفاده میکنی؟ «نقد درون سازمانی. در جریان هنرپیشه و بازیگر میآرید. چرا سوخت میدهی؟ چرا زمین را نفهمیدی؟» اگر که بازیگر و یکی معروف است، مگر که هنرپیشه است. این ظرفیت را به باد میدهی. ایشان به شدت به ظرفیت بازیگرها، ورزشکارها حساساند. از این ظرفیت استفاده میکنند. بنده اینها را مطالعه کردم، کار کردم روش. ایشان: «فرهنگ بشود. سعی کنید از ورزشکارهایی که قهرمانی المپیک دارند، الگوسازی و فرهنگسازی کنید به مردم. مردم حرف اینها را میشنوند، میفهمند.» بچههای دارالقرآن آمده بودند چند روز پیش برای گفتگو، مشاوره و اینها. بچههایی که برنامه محفل ساخته بودند برای شبکه ۳. گفتند ایده بده، این طرح را ادامه بدهیم. گفتم: «این محفل مثلاً فدراسیون کشتی. قهرمان کشتی قاره، بینالمللی بیارین دور تا دور قهرمان.» همین چون پنج تا فدراسیون که اینجوری رفتید، قهرمان که دیدن این محفل قرآنی شلوغ میشود. «آقا! این که سلبریتیبازی شد!» اصلاً کی به تو سلبریتی را گفت به عنوان دشمن؟ سلبریتی نداریم. مطرفین منحرفند. مترفین با سلبریتیها فرق میکند. استفاده کنیم ولی نه سلبریتی که تابلوی مطرفین دارد به پیشانیش خورده. جزء مطرفین است.
همین آقای دبیر فشار قرار میدهند و قرار دادند و اینها. خب از دوستان خوب ماست. بچه بسیار مؤمن، بسیار حزب، بسیار پاکار. خیلی حاج قاسم را علاقمند بود. تریلیاردر هم هست. وضع مالیش خیلی خوب است. یک ذره شما روحیه نه اشرافی، نه مطرف و چون چه مجلسی نشسته، ترک نمیشود. نماز شب اس... نافلهها فلان. دفتر شخصیاش عکس. ۵ تا عکس قبر و قیامت و فلان. پشت کدام فدراسیون کشتی پیدا میکنی؟ کدام رئیس فدراسیون عکس سالن کشتی، هر سالن به اسم شهید کرده. دور تا خودش پول داده. خودش زمین را خریده. خودش همه کار تجهیز و دفن را انجام داده. اثر عشقش. نه سر و صدایی هم دارد نه توقعی هم دارد نه فیلمبازی هم دارد. توی مجلس هم نشسته. حالا نماز میخواند. پدر بنده خدا را درآوردند. علی دایی سمبل! اینکه ۶۰ برابر او افتخار آفریده برای هیچی نیست. یک بچه بسیجی کودن و زرد. چرا در سلبریتی بودن تفاوت. نه در مطرف بودن تفاوت. مترفیناند که روبروی انبیا وایمی ایستند و مستضعفینی هم که روبروی انبیا وایمی ایستند به واسطه بچهها با متفقین باید خطکشی داشته باشی.
تعبیر رهبری را برایتان بخوانم. در مورد جدال داعش. «جنگ نداریم با داعشی.» ایشان گفته بود: «اولی که برای دفاع از حرم فرستادن از سلاح استفاده نکنید. سعی کنید تا جایی که دو طرف کشته کمتر بزن، داعشیها کمتر کشته شوند.» همان آدم. ببینید چی میگوید: ۱۹/۶/۱۳۸۰ میفرماید که: «شما در قرآن ملاحظه میکنید...» جملات رهبر انقلاب. میدانم تا حالا نشنیدهاید اینها را. «شما در قرآن ملاحظه میکنید که انبیای عظام الهی با حکومتها و قدرتها و طواغیت و مطرفین و مسلطین بر امور جامعه در حال مبارزه بودند. قدرتها، حکومتها، طواغیت، مطرفین، مسلطین بر امور جامعه. اولین دشمنان اینها در جوامعی که انبیا در اینها مبعوث میشدند، کیها بودند؟ همان کسانی بودند که در سرنوشت جامعه، در گذران زندگی جامعه نقش داشتند. اگر دین فقط برای این بود که در خلوت انسان، در اعماق روح و زوایای خلوت کنج مثلاً خانهها یا معابد مورد استفاده قرار بگیرد، مخالفت لازم نبود. مخالفت طواغیت لازم نبود با انبیا. آنها چرا مخالفت میکردند پس؟ چرا؟ پس قرآن میفرماید که: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ.» چرا مترفین اول مقابله میکردند؟ چرا سلاطین و طواغیت و قدرتمندان و سیاسیون، اولین کسانی بودند که به مقابله با آنها، با انبیا میآمدند؟»
اینکه میگویم باید شما یک فضای فکری داشته باشید توی جامعه. الان ما در مورد قاضی، قاضیان محترم، قضات، اینها را آدمهای بدی نمیدانیم ولی جایگاه قاضی را جایگاه خطیری میدانیم. اصل اولیه که در مورد قاضی، بکگراند ذهنی، آن زمینه ذهنی که نسبت بهش داریم چیست؟ با یک هول و هراس و ترس و بدبینی و انزجار و اینها نگاه میکنیم به بازی، با اینکه ممکن است اکثرشان آدمهای خوبی باشند ولی اسم قاضی که میآید بسمالله اعوذبالله. اینها میگوید که بخواهد بگوید من قاضیام. جایگاه، جایگاه ویژهای است. ما اینی که در مورد قاضی داریم، در مورد پولدار نداریم. پولدار مشهور نداریم. جهنم! مشهور هم باید باشد که این جهنم باید زور بزند بیاید بیرون. باید با ترس و لرز برسم تا پولدار شدن و شهرت. بعد تنش بلرزه. بعد شبی ۷۰ بار گریه کند.
این فضای فرهنگی جامعه اسلامی خطرخیز پول و شهرت. عرصهای که بذر فتنه توش کاشته شده. موقعیت واسه محیط آلوده کرونایی. شما بیمارستانهایی که میرفتید زمان کرونا، آن اتاقی که کروناییها بستری بودند. حالا توی خیابان چقدر مراقبت داشتی نسبت به کرونا؟ توی آن اتاق چه کار میکردی؟ محیطی است که کرونا منتشر میشود. توی در و دیوار. محیط پول، محیط قدرت، محیط ثروت، محیط شهرت.
یکی از علمای اخلاق به این نمایندههای فعلی مجلس، مجلس انقلابی. اول که رفتم خدمت ایشان، ایشان فرمود: «جهنم همهتان که قطعی شد.» مجلس! این نگاه اسلام همینه. روایت از پیغمبر هم همینه. فرمود: «هر کی مدیر ۱۰ نفر باشد با دست و پای بسته وارد میشود در قیامت.» همان ۱۰ نفر حسابرسی بشود. جواب پس بده. اگه از پس حساب فرهنگی که باید بشود و نمیشود. گفتم: «بابا! این برنامه خطرناک است. این بستر فتنه است.» خب دیدید دیگر محصولاتش توی همین فتنه در آمد. چرا خوششان میآمد؟ صدا و سیما را تحریم میکردند. به زیرزمین فحش میدادند. عصر جدید را دوست داشتند. از این برنامه خوششان میآید. فیروزه و... چرا این برنامه مصرفساز. خیلی فرق میکند. شما میتوانی یک شخصیت را چهره کنی، برجسته کنی، مشهور ولی زاویه این پرداخته خیلی متفاوت است. اینکه این محصول کدام گروه بشود؟ توی مشت کی بیاید؟ کدام جریان؟ اینها را میقاپه. نیرو برای کدام جناح، کدام جریان فکری و تمدنی و فرهنگی دارد ساخته میشود؟ این خیلی مهم است.
تلویزیون. با بعضی حضرات توی همین مشهد ما بحث میکردیم. پاتوق کتاب مترو پارک ملت. آنجا چند سال پیش به خاطر این حرفت من مقید شدم که تا آخر عمرم هیچ صحبتی ازت گوش ندهم. هیچ کتابی ازت نخوانم. عصر جدید را مخالفید؟ البته ما از مخالفتمان معلوم بود سر چیست. شما نمیفهمید که این باعث شده که مخاطبین صدا و سیما رشد کند. تحلیل کشتی مخاطبین. ۱۰۰ تا کار دیگر بهت یاد میدهم. مخاطبین هزار برابر رشد. درک نداریم از زمین، از این بازی، از این موقعیت و نمیدانیم این یک عقبه دارد، یک فرمی دارد، یک ریتمی دارد، یک هندسهای دارد. این مطرفین به کار میگیرند. از هر قطعهای کجا و چگونه استفاده میکنند؟ کجا میسازنش؟ چه جور میسازنش؟ یکم شما تحلیل داشته باشید. با این نگاه، نگاه کنید. همین فضای مجازی را رصد کنید، دستتان میآید که الان مستقیم گردن گنده میکند توی کدام عرصه. کی را دارند بها میدهند؟ ۶۰ تا مجری ورزشی داریم، چرا روی یکی کلیک کردند؟ کارشناس خانواده داریم، ۶۰ تا روانشناس داریم، ۶۰ تا فلان جا. لزوماً آدم آدم الان فاسد و منحرف و اینها نیست. یک ظرفیتی. شیطان خیلی قوی است. خیلی وارد است. ظرفیتهای مستقیم که حالا امشب فقط یک کلیدواژه عرض کردم، فرصت طرح بحثش نشد. عرض کردم لااقل یک دهه باید در موردش صحبت بشود. قرآن خیلی تمیز به این کلمه پرداخته. روش کار کرده. تقویم معادلشان شکمسیر، مرفه بیدرد، بیخاصیت، پرمدعای، پرسروصدای، همیشه طلبکار، همیشه مرفه. هر چقدر این تکانههای اقتصادی میآید، آن بالا روی آب است و همیشه هم سود آن دارد افزایش پیدا میکند. صدای آن هم همیشه در میآید. رسانه و تریبون هم دست آن است. سینما مال آن است. هنرپیشهها و بازیگران آدمهای آنند. به این معنا که عرض میکنم.
بعد یک بشکن که میزند، یک جریانی را جمع میکند. سینمایی. مدلی است دیگر. چهار تا آدم که این چهار تا نطق همه را میکشند. کسی جرأت نمیکند حرف بزند. این چهار تا پدر همه را در میآورد. این چهار تا همه بحث جلسه، جلسه دشمنشناسی. زمین را دستت باشد. موقعیت باید دستت باشد. هر حرکتی که میخواهد شروع بشود، اول صدای کیها در میآید؟ پیوست فرهنگی و رسانهای برای کارت ندارید. یکی از مشکلاتی که معمولاً نیروهای انقلابی و با یک رویکرد انقلاب و تحول و اینها وارد میشویم، بعد نمیدانیم اگه این کار را کردیم، بعد قراره صدای کیها در بیاید؟ چه حرفی اول تولید میشود؟ چگونه با ما برخورد میکنند؟ اینها را دیگر لحاظ نمیکنیم. ما میگوییم اصل کار خوب است. با مردم هم حرف زدیم. این هم لازم است. بسمالله انجام میدهیم. آن جریان میآید وسط کلاً خوانش را عوض میکند. برد ۱۰۰ درصدی را باخت ۱۰۰ درصدی جلوه میدهد. باخت ۱۰۰ درصدی را برد ۱۰۰ درصدی. یک نمونهاش برجام. مترفین بلدند. ۱۰ سال گذشته. بدبخت شدیم. موسوی. هنوز که هنوز است نبض فکر جامعه دستشان است.
هضم یک بخش دیگرش این است که بازی میخورند. مطرفین مثالهای بدی میزنم. ببخشید. نمیداند که این اول کدام کارت را شروع میکند. مسئول زمین بازی دستش باشد. راحت سوخت بدهیم. یک چیزی میگوییم، یک واکنشی. یک زمینی طراحی میکنند. صدای من طلب، بابت یک چیزی در بیاید. بعد این دادی که باید ذخیره بشود یک جایی، این انرژی که با این داد ۵۰۰ نفر بیایند توی میدان. یک دادی میشود ۵ نفری هم که بودند به شک میافتند میروند. بازی که سر بعضی از علمای بزرگ. فلان آقا در فلان مسائل مهم هیچ موضعی نگرفته. مختارنامه دارد پخش میشود. صورت حضرت عباس علیه السلام. حالا ما سال ۸۸ کف خیابان جریان داشتیم که آمده هیئت آتش زده، پرچم آتش زده. به امام حسین توهین کرده. در سال ۸۹ مختارنامه پخش شده. آن بزرگوار که توی حمام غذای ساکت بوده، اعلام کرده: «اگر تلویزیون تصویر حضرت عباس علیه السلام را نشان داد، من هر فتوایی که دادم دیگر...» پیام دادی است که میتوانست یک جامعه را تکان بدهد، یکهو سر یک چیزی سوخت. سرمایه مرجعیت سوخت. سرمایههای فکری اجتماعی مردم. ولی کارتهای اردن کنار سوزاندن با لشکر درجه ۱۰. این زمین بازی خیلی مهم است.
وقت دوستان را گرفتم. ببخشید. مقدمهای بود از یک بحث مفصلی که وقتی فرصت بشود بپردازیم و از امام صادق هم یک چیزی بگویم که حلال بشود. بالاخره مجلس برای امام صادق علیه السلام بوده. یک روایت بسیار خطرناکی میخوانم و میروم. توضیحم از من نکنید. از خود امام صادق علیه السلام. اگر مشکل دارد از خود حضرت بپرسید. قطعاً این روایت را نشنیدهاید و نخواهند گذاشت بشنوید. «ان الناس مفتقروا و لا جو و لا ارب...» مردم فقیر نشدند، محتاج نشدند، گرسنه نشدند، عریان مگر به یک دلیل. «الا بذنوب الاغنیاء.» اگر به خاطر گناه پولدارها، مردم فقیر نشدند، محتاج نشدند، گرسنه نشدند، عریان نشدند مگر به واسطه گناه پولداران. «بذنوب الاغنیاء.» اختلاس هم گناه پولدارها. بیپولها اختلاس نمیکنند. ازت ریاست مال پولدارهاست. مدیران بد، شعبه گناه پولداران. اصلش آن است. گناه پولدارها. اغنیا صحبت بکنیم. امیرالمؤمنین فرمود: «فقیر، فقیه نشد مگر به واسطه تمتع غنی.» «الا بما متعه به غنی.» غریب است. گمنام است. روش کار نشده.
انشاءالله که توانسته باشم شبههافکنی خوبی امشب کرده باشم و ذهنهایتان را به هم ریخته باشم. از علما بگیرید. ما کارمان فقط خراب کردن است. ساختمان میسازد. انشاءالله که منطقمان، فکرمان، قلبمان و زندگیمان...
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...