دفاع سراسر مقدس

دفاع سراسر مقدس

00:29:55
14

معرفی
* علت تقدس دفاع در جنگ تحمیلی بر اساس سوره مبارکه عادیات

* قسم خداوند به مَرکب‌های جنگی و ردپای آن در قرآن کریم

* شکست خلفا در نبرد «ذات السلاسل» و رشادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

* امتناع حضرت علی علیه‌السلام از جنگ در وقت شب

* خطاب قرآن به انسان=>«لکنود»:ناسپاس

* حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها روایتگر جنگ اُحد

* تواضع شهید سلیمانی در مقابل خانواده شهدا، نمونه یک کار قرآنی است.

* روضه غربت دختران حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و ابوالقاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی من الان قیام یوم الدین. اشرح لی صدری.

این ایام در تقویم کشور ما، این هفته را به نام «هفته دفاع مقدس» نام‌گذاری کرده‌اند؛ یادبود این هشت سالی که سربازان این مرزوبوم در برابر دشمنانی ایستادند که هم به خاک ما تجاوز کردند و هم به دین ما. خب، این واقعه را با عنوان «دفاع مقدس» از آن یاد می‌کنند و کلمه «مقدس» برای این دفاع استفاده می‌شود. ممکن است برای برخی سؤال باشد که چرا این کلمه، واژه «مقدس» استفاده می‌شود. حالا به هر حال جنگ بوده، دفاع بوده، دیگر تقدسش را از کجا می‌آوریم؟ ممکن است چنین سؤالی برایش پیش بیاید که دیگر تقدسی که ندارد، اینکه بخواهیم بگوییم مقدس است مثلاً مقدس بوده؛ ولی اینکه تمام این قضایایی که در این هشت سال رقم خورده را بخواهیم بگوییم که همه این‌ها مقدس بوده، تمام دفاع مقدس بوده، ممکن است برای برخی سؤال باشد.

امشب طی چند دقیقه‌ای آیاتی را خدمت عزیزان ان‌شاءالله مرور می‌کنیم که نشان می‌دهد در نگاه قرآن کریم، دفاع در برابر دشمن، همه‌چیزش مقدس است. آیاتی را از سوره مبارکه عادیات خدمت عزیزان امشب قرائت می‌کنم ان‌شاءالله. سوره‌ای است که شاید خیلی از شما با این سوره انس داشته باشید. در نماز در رکعت دومش سفارش شده که سوره عادیات خوانده بشود. در نمازهای صبح هم خواندن این سوره خوب است. البته اصل این سوره و نزول این سوره به واسطه دلاوری‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام و رشادت‌هایی که امیرالمؤمنین در میدان جنگ از خودش نشان داد و این آیات بعد از این قضیه نازل شد. ولی این اختصاصی به امیرالمؤمنین و آن واقعه ندارد؛ در مورد همیشه تاریخ و هر کسی می‌تواند (بهره ببرد) از کسانی که قرآن در توصیفش این‌ها را خوب (توصیف می‌کند). این آیات در سوره مبارکه عادیات می‌فرماید: «وَالْعَادِیَاتِ».

خدای متعال قسم خورده. قسم را در قرآن به چه چیزهایی خورده؟ خدای متعال (در) تفسیر علامه طباطبایی (آمده است که) قسم در قرآن برای امور مقدس است یا امور مثبت. معلوم می‌شود همه این چیزهایی که در این آیات خورده شده مقدس است؛ دفاع مقدس. حالا ببینیم قرآن چه چیزهایی را مقدس دانسته؟ کلمه «عادیات» به معنای یورش بردن و هجوم بردن و تاختن است. البته خود کلمه «عادیات» یک چیزی حذف شده از آن. توصیف است؛ «پاکیزه، گوشی پاکیزه، دستمال پاکیزه، خانه پاکیزه، پاکیزگان.» آن موصوفش نیامده، فقط توصیفش آمده. خدای متعال قسم خورده به یورش‌برندگان در میدان جنگ. طبیعتاً وقتی که این آیات نازل شد، چیزی که یورش می‌برد در میدان جنگ، اسب است. اسب‌هایی که در واقع مرکب جنگی بودند. و بعدها سلاح‌های پیشرفته‌تر و مجهزتری (هم) آمده شامل آن‌ها هم می‌شود. این اسب‌ها وقتی که هجوم می‌آوردند، آن صدای شیهه و صدای نفسشان بلند می‌شود. خدای متعال به آن سوارکار در میدان جنگ قسم خورده؟ نخیر، خدای متعال به اسبی که در میدان جنگ یورش می‌برد، بلکه به شیهه و صدای نفس و آن صدایی که این اسب از خودش بیرون می‌آورد در میدان جنگ قسم خورده. نه تنها میدان جنگ، همه‌چیزش (مقدس است). یک رزمنده‌ای که ایستاده (و) دفاع می‌کند.

این آیات بعد از قضیه ذات‌السلاسل بود. جنگ ذات‌السلاسل جنگ سختی بود. به پیغمبر اکرم خبر دادند که یک طایفه‌ای دارند هجوم می‌آورند به سمت مدینه. «چشم خودم دیدم پانصد نفر بودند. این‌ها قسم خوردند به لات و عزّی، بت‌های معروف قریش، ما می‌خواهیم برویم و دودمان این پیغمبر را به باد بدهیم.» این شخص باخبر (آمد و پیامبر اکرم) اشکشان جاری شد از مظلومیت مسلمین. مردم مدینه، اطرافیان ایستاده بودند و امیرالمؤمنین از دور نگاه کرد، دیدند که پیغمبر اکرم دارد گریه می‌کند. وارد شد. امیرالمؤمنین عبایش را (گرفت)، امیرالمؤمنین دست گرفت (و) شروع کرد اشک پیغمبر اکرم را پاک کرد. «عسگر فدایتان شوم، چرا گریه می‌کنی؟» پیامبر (قبلاً) نقل‌های دیگری دارد که پیغمبر روز اول خلیفه اول را، ابوبکر را فرستادند با یک گروهی که برود دفاع کند. نتوانست، شکست خورد (و) برگشت. روز دوم عمر بن خطاب را فرستادند، او هم رفت و برگشت. روز سوم عمرو عاص گفت: «مرا بفرستید. من می‌روم (و) غلبه می‌کنم.» کاری نکرد و برگشت. و بعد از همه این‌ها بود که امیرالمؤمنین هجوم آورد به این‌ها برای دفاع. جنگ سختی هم بود. خیلی کسی گمانی نمی‌داد که مسلمین با این وضعیت پیروز بشوند (و) بتوانند دشمن را دفع کنند.

لشکر بود با امیرالمؤمنین. (یک نفر) هی می‌ترسید. آنجایی که امیرالمؤمنین دستور داده که ما توقف بکنیم، خیمه بزنیم، (آن شخص گفت): «اینجا سگ زیاد دارد، گرگ زیاد دارد. ما کارمان به فردا صبح نمی‌رسد که بخواهیم با دشمن بجنگیم. همین امشب است که سگ‌ها و گرگ‌ها ما را می‌خورند.» (امیرالمؤمنین) به خلیفه اول، به ابوبکر، گفت: «تو بگو.» ابوبکر گفت به امیرالمؤمنین. حضرت سکوت کردند، جواب ندادند. شب را به سحر رساندند. نماز صبح را که خواندند، چون سیره امیرالمؤمنین بر این بود که همیشه در روز می‌جنگید. فرمود: «می‌خواهم ملائکه روز شاهد جنگ من باشد.» هیچ‌وقت در شب نمی‌جنگید، مگر آن قضیه در (جنگ) و بعد از اینکه آفتاب کمی بالا آمد، امیرالمؤمنین به میدان جنگ وارد شد. اشاره به آن قضیه امیرالمؤمنین هم دارد. و رفت و کار را مختومه کرد و بر لشکر دشمن غلبه داد. ۱۲۰ نفر را اسیر کرد. برگرد.

واقعه بسیار عجیب و غریبی بود. بنده با خودم فکر می‌کردم، می‌گفتم که ما (و) برادران اهل سنتمان، اگر فقط تاریخ پیغمبر را بخوانند، حالا ایام هفته وحدت هم دلیل نجف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام). اگر واقعاً برادران اهل سنتمان تاریخ را عادلانه بخوانند، منصفانه بخوانند، از عشق به عنوان صحابه درجه یک پیغمبرم که شده. ما نجف که می‌رویم باید ببینیم از ده تا زائری که آمده‌اند زیارت امیرالمؤمنین، نُه تاشان اهل سنتند، یکی‌شان شیعه است. اهل سنت حرم امیرالمؤمنین. چه کسی را داریم در طول تاریخ اسلام این همه رشادت و دلاوری و مردانگی؟ پا به رکاب پیغمبر، صحابه اول پیغمبر اکرم، امیرالمؤمنین! ولی افسوس از اینکه اول مظلوم هم امیرالمؤمنین است و اول مظلوم عالم (بود). این همه رشادت!

هر سوره‌ای، هر آیه‌ای از قرآن وقتی که امیرالمؤمنین آیه قرآن (است). فرمود: «قسم به آن مرکب‌هایی که هجوم می‌آورد به لشکر دشمن. قسم به آن شیهه و صدای او (آن) مرکب.» اگر امروزیش را بخواهیم بگوییم و معادل‌گذاری کنیم، باید بگوییم مثلاً این موشکی که پرتاب می‌شود، خدای متعال به این موشک هم قسم خورده، به صدای آن موشک هم قسم خورده؛ مقدس است. این تانکی که دارد می‌رود و صدایی که می‌دهد، خدای متعال به صدای این تانک قسم خورده. ناوشکنی که دارد حرکت می‌کند روی آب، خدای متعال هم به خود او قسم خورده، هم به صدایی که می‌دهد، هم به آن بوقی که ازش صدایش درمی‌آید. «وَالْعَادِیَاتِ». خدای متعال به این‌ها قسم خورده. امور مقدس است.

دیگر چه؟ «فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا». وقتی (اسب) در منطقه‌ای دارد هجوم می‌برد، اگر زیر پایش منطقه سنگلاخی باشد، سنگ باشد، این وقتی می‌دود، در اثر اصابت سم با این سنگ‌ها جرقه می‌زند. خدای متعال به آن جرقه‌ای که این اسب در میدان در اثر تاختنش تولید می‌شود، خدا به آن جرقه هم قسم خورده. «فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا». مثلاً ردی که یک، عرض کنم که مثلاً توپی پرتاب می‌شود، دودی که از آن منتشر می‌شود، آتشی که از آن منتشر می‌شود، یک گلوله وقتی پرتاب می‌شود، حرارتی که در امتداد این گلوله تولید می‌شود و از این قبیل، خدای بزرگ به این‌ها قسم خورده. دفاع مقدس بود.

نخیر، منطقه‌ای که شما خیلی‌هایتان تشریف بردید، راهیان نور جنوب رفتید، غرب (هم) شاید بعضی‌هایتان. تمام این سرزمین مقدس است. این طلاییه مقدس است. این فکه مقدس است. این شلمچه مقدس است. وقتی خدا به صدای شیهه اسبی که در این میدان تاخته قسم خورده. قمقمه خالی رزمنده‌ای که با لب تشنه جان داده، قمقمه‌اش خالی بوده. تانکی که آمده راه را بر دشمن بسته، نگذاشته دشمن جلوتر بیاید (و) مردم را حفظ کرده. به آن پلی که روی یک (رود) این رزمنده‌ها زدند برای اینکه شب هجوم بیاورند به دشمن یا دفاع بکنند از حرکت دشمن. خدا به این‌ها قسم نمی‌خورد؟ خدا به تمام ذرات این خاک، این مناطق قسم خورده. خدای متعال به همه اینجا قسم خورده. به همه فکه و طلاییه و شلمچه و منطقه فتح‌المبین و شلّحه و اروند. و آن اروندی که رزمنده‌های ما در والفجر هشت، در زمستان، در شب سرد، رودخانه‌ای که دو بار جزر و مد در شبانه‌روز دارد. غیرممکن (است) حرکت در رودخانه در شب. این بچه‌ها در سرمای زمستان از داخل این آب رفتند و فاو را گرفتند. خدا به این‌ها قسم نمی‌خورد؟ خدا به آن لباس غواصی این‌ها قسم نمی‌خورد؟ به فیلمی که این‌ها زدند (و) عبور کردند قسم نمی‌خورد؟ مقدس است.

به چشم مقدس. این سربندهایی که از این رزمنده‌ها مانده، مقدس است. این پوتین‌هایی که از این‌ها مانده، مقدس است. پوکه‌هایی که، گلوله‌هایی که استفاده کردند، مانده، مقدس است. خدا به این‌ها قسم می‌خورد. عظمت این‌ها (روز) قیامت معلوم می‌شود. شفاعت می‌کنند.

«وَالْعَادِیَاتِ فَالْمُغِیرَاتِ سُبْحًا». «مُغِیرَ» هجومی است که وارد می‌شود (و) لشکر دشمن را به غارت می‌برد. «مُغِیرَاتِ» که در صبح، عرض کردم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هجوم را (بر) لشکر دشمن وارد کرد. خدا به این هم قسم خورده. هجومی که آوردند. این رد پا، این اثری که از این‌ها باقی ماند را خدا به این‌ها قسم خورده. رد پایی که از این اسب‌ها باقی مانده. به این گرد و خاکی که از حرکت این اسب‌ها بلند شده، خدا به آن گرد و خاک هم قسم خورده (و) به رد پای اسب‌ها هم قسم خورده. خیلی چیز عجیبی است! این اسب حمله کرده برای پس زدن دشمن. خدا به تمام چیزهایی که به این اصل (دفاع) بوده قسم خورده. نه رزمنده! به لباس رزمنده قسم نخورده. به شمشیر رزمنده قسم نخورده. آن هم چرا؟ از «الا ذوالفقار» شمشیرش. شمشیر امام زمان (علیه‌السلام). به آن‌ها. نه، به اسب او، به اسب او هم نه، به گرد و خاکی که از زیر پای اسب او بلند شده خدا قسم خورده.

رفت وسط معرکه، دور تا دور او را گرفتند، در وسط معرکه واقع شده، دورش را گرفتند، دورش کردند. خدا به همین هم قسم. به این وضعیت. لیکن آدم حواسش نیست خدای او کیست. متوجه این‌ها (بودند) که این جنگ را تحمیل کردند، این لشکر مسلمین را وادار به دفاع کردند. همین آدمیزادی بود که آدم سرکش غافلی که لطف و محبت (را)، ما یادمان می‌رود نعمت‌هایی که داریم مدیون کیست. مدیون این دلاوری‌هاست. مدیون این رزمنده‌هاست. غافل (می‌شود). آسیاب (در) می‌افتد. اوضاع که به روال طبیعی برمی‌گردد، رشادت این‌ها گم می‌شود. غافل می‌شویم. زندگی‌مان. مدافع حرم نبودند. گذشته. کف خیابان مثل شهید آرمان علی‌وردی عزیز، مثل شهید عجمیان عزیز، به فجیع‌ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند. اوضاعمان چه بود؟ این همسر چادری بنده و شما. پارسال کمی اوضاع به هم (ریخته بود). اوضاع همین مساجد را به آتش کشیده بودند. این حرم‌ها را به آتش کشیده بودند. برنامه‌اش مدیون کیست؟ این اربعینی که شما رفتید مدیون کیست؟ زیارت امام رضایی که شما روز آخر ماه صفر، این قلقلی که در این حرم بود، شور و شوقی که در این حرم بود، این جمعیت میلیونی که در این حرم بود مدیون کیست؟ شهدای عزیزی که بعضی‌هایشان عکسشان پشت بنده است. بعضی‌هایشان عکس گل سر بچه‌ها (بود). اهل همین محل بودند بعضی از این شهدا. شهید عزیزمان اللهیار صالحی، مادر بزرگوارشان از نمازگزاران مسجد. الانم شاید در مسجد حضور داشته باشند. این‌ها محصول دلاوری‌های این بچه‌هاست. این سیاهی و پرچمی که چه نعمت‌هایی داریم چون چشم (ما را) دنیا پر کرده. دعوا و رقابت سر اینکه آقا این ثبت‌نام ماشین‌ها چی شد و این وام چی شد و فلان جا خانه می‌دهند. این‌قدر که غرق این‌ها شدیم و محو این‌ها شدیم، یادمان رفت که این امنیتی که داریم، ماشینی که می‌خریم و این ماشینی که سوار می‌شویم و این‌ها از کیست، از کجاست. غرق دنیا شدیم، غافل شدیم.

یک روزی، یک ساعتی، همه این حقایق، هرچه در سینه‌ها، در باطن ماست، بیرون (می‌ریزد). نیت‌ها و انگیزه‌ها معلوم می‌شود. آنجا نمره آدم‌ها درمی‌آید. آنجا معلوم می‌شود ارزش واقعیت مال کی بود؟ رفتند و این جوان مردم رفت و خودش را به کشتن داد و این یکی‌ها نشستند می‌خورند و می‌برند و رئیس شدند و آن تلف شد و... نه، فردا معلوم می‌شود که شهدا «گذاشت رئیس جمهور مدیر شد به گردنشه». همین دنیا پرواز کرد (به) آسمان. تو چه جشن شادی کمک بکند. ما قدردان نعمت این شهدا باشیم. قدردان نعمت خانواده‌های این شهدا باشیم. از مزار این شهدا غافل نشویم. فاطمه زهرا سلام‌الله علیها هفته (ای) یک بار، هفته‌ای دو بار زیارت مزار خود حضرت. روایتگری می‌کرد، با اینکه ایشان بانویی بود که به‌شدت مقید بود که در حریم او نامحرمی نباشد. روایت می‌کرد جنگ احد را برای مردم. یاد این شهدا، این بچه‌هایی که رفتند، دلاوری کردند، مردانگی (کردند و) پر کشیدند. الان شب جمعه همه‌شان مهمان امام حسین در کربلا که خوشبخت شدند، شیرین‌ترین وصال ممکن در این عالم. ما هم در مسیر حرکت بکنیم که این شهدا (علاقه دارند).

رهبر انقلاب در پیامی که برای تسلیت شهادت سردار بزرگوار حاج قاسم سلیمانی دادند، شب گذشته، نیمه‌شب گذشته: «دوستان حاج قاسم او را در آغوش کشیدند.» «بوستان شهیدش او را در آغوش» (گرفت). به حال آن کسی که همچین رفقایی آن طرف دارد که منتظرش هستند؛ شهدای اینکه چشم به راه این شهید بزرگوار. حاج قاسم عزیزم یکی از ویژگی‌های ممتازش این بود که خاک پیشگاه خانواده‌های شه (را می‌بوسید). روی زمین چهار زانو می‌شد. کفش مادر شهید را می‌بوسید. کفش مادر، احترام فرزند. احترامی که به همسر (و) پدر و مادر (می‌گذارد). خدایی که به جرقه پای یک اسبی قسم خورده و این‌قدر برایش عزیز است. احترام به خانواده شهید، در جایگاه شهید، چقدر در چشم خدا عزیز است. چقدر محترم! آدم و این چیزها عزیز می‌شود.

شب جمعه اول بعد از محرم و صفر، حتماً دل‌هایتان تنگ شده برای محرم و صفر و شب جمعه‌هایی که در محرم و صفر اشک (می‌ریختید و) مشکی پوشیده بودید. احیاناً شب جمعه‌هایی که در این محرم و صفر توفیق مشرف بودید در حرم اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در کربلا. خیلی‌ها این ایام کربلا مشرف شدند. شب جمعه قبل اربعین توفیق داشتم در حرم امام حسین علیه‌السلام. لابد دلشان تنگ (است).

خدای متعال در قرآن به آن رزمنده‌ای که در مقام دفاع از دین بود، از مردم بود و هجوم آورده بود به دشمن، حتی به جرقه (قسم خورده). امشب سوره عادیات را خواندیم. روضه‌ای از این سوره عادیات بخواهم عرض بکنم خدمتتان در مورد بالاترین شهید این عالم که سیدالشهداست. می‌خواهم از شما مردم عزیز و متدین و عاشق شهدا سؤال کنم. اگر خدای متعال قسم (به) اسبی که در میدان جنگ هجوم آورده (بر) لشکر دشمن، رد پا و به آن گرد و غبار پای این اسب، به آن جرقه سم این اسب، به آن نفس نفس این (اسب)، خدای متعال قسم خورده. من از شما می‌پرسم، شما بگویید، آن شهیدی که در راه خدا زیر سم اسب (افتاد)، خدا در مورد او چه خواهد (گفت)؟ شهیدی که لگدمال شده. به تن مقدس روی خاک گرم بیابان زیر سم اسب. خدا در مورد او چه باید (بگوید)؟ این سیدالشهداست.

«فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا». خدا به آن جرقه‌ای که زیر سم اسب، یک جرقه کوچکی، یک آتش‌پاره کوچکی زیر پای این اسبی که زیر پای یک مجاهد بود، قسم خورده. من از شما سؤال می‌کنم، شما بگویید خدا در مورد آن خیمه‌هایی که بی‌سروسامان بود، بی‌کس و کار و آتش گرفت، در مورد آن خیمه‌ها خدا به چه (چیزی قسم می‌خورد)؟

«فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا». به آن کسی که حمله کرد به لشکر دشمن، لشکر دشمن را غارت‌زده کرد، خدا قسم خورده. حالا در مورد آن لشکری که در میدان جنگ بی‌کس و کار بود و غارت‌زده شد، خدا در مورد آن‌ها چه باید (بگوید)؟ به آن رزمنده‌ای که در میدان جنگ در محاصره قرار گرفت ولی غلبه کرد بر لشکر دشمن. با اینکه رزمنده‌ای بود که سلاح داشت، دفاع داشت، حمله کرد به دشمن، دشمن را پس زد، شکست داد. به همین رشادت و دلاوری که این مرد میدان وسط معرکه قرار گرفته، خدا قسم خورده. من از شما سؤال می‌کنم. خدا در مورد آن دختربچه دستیاری شب در وسط بیابان، (در میان) نامحرم، خدا در مورد او چه باید بگوید؟ دختربچه‌ای که از هر طرف می‌خواست فرار بکند، می‌دید لشکر دشمن محاصره کرده، بی‌کس و کار، یتیمه، بابا ندارد. خیمه‌ها را غارت کردند، آتش (زدند). خدا در مورد این بچه چه باید بگوید؟

السلام علیک یا اباعبدالله و الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علیک.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...