غدیر رسانه ولایت

غدیر رسانه ولایت

00:29:42
11

معرفی
* سفارش‌های اهل بیت در مورد آداب و سنن غدیر

* روز غدیر را با اطعام، صله رحم و تبریک به هم متفاوت کنیم.

* حضرت امام (ره): باید پای این مکتب هیاهو کرد؛ مکتبی که هیاهو نداشته باشد، زنده نمی‌ماند.

* در روز غدیر، محبت و علاقه خود را ابراز کنیم.

* خاطره یکی از سفرای اسلامی در ایام غدیر و آشنایی با خلاقیت شیعه

* اطعام روز عید غدیر، به یک نفر معادل اطعام  یک میلیون پیغمبر است.

* تمام انبیاء پیش قراول ولایت امیر المؤمنین علی علیه السلام بودند.

* پیغمبر، اشرف همه انبیاء است.

* چرا غدیر را باید فریاد زد؟

* خلاقیت دادن و نماد سازی برای معرفی روز غدیر

* غدیر، روز ابلاغ ولایت است.

* اهل سنت عبارت "مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ" را چگونه تعبیر می کنند؟

* آیا پیامبر فرمودند با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دوست باشید؟!

* آیا مخاطبین که در آن دوران بودند؛  امیرالمؤمنین علی علیه السلام را دوست داشتند؟

*  مصادره آیاتی در فضیلت و ابراز محبت به ابن ملجم

*داستان غدیر و خطبه پیغمبر همیشه زبان گویا شعیه است.
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله بسم الله الرحمن الرحیم. صلی الله علی سیدنا و نبینا. اللهم صل علی من الان الی قیام. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام). معصومین. هدیه به محضر منور آقا رسول الله و آقا امیرالمومنین صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

در مورد روز غدیر، سفارش‌هایی از جانب اهل بیت (علیهم‌السلام) به ما رسیده و آداب و سننی گفته شده است که از مجموعه این آداب و سنن این‌طور فهمیده می‌شود که فرمودند: «اطعام کنید در روز غدیر، صله رحم بکنید، لباس نو بپوشید، خانه‌هایتان را خانه‌تکانی کنید، عیدی بدهید به همدیگر، تبریک بگویید به همدیگر.» حتی عبارات خاصی را برای تبریک این روز به ما یاد دادند. از این‌ها فهمیده می‌شود که آنچه مد نظر اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) بوده، این بوده که روز غدیر باید یک روز متفاوتی برای ما باشد و روزی که نمود داشته باشد، نمودار ولایت و تعلقمان به اهل بیت را افشا بکنیم، محبت و ولایتمان را بروز دهیم. باید جار بزنیم. به تعبیر حضرت امام (رحمت الله علیه) «باید پای این مکتب هیاهو کرد.» تعبیر هیاهو از حضرت امام است. البته معمولاً این کلمه را با بار معنایی منفی استقبال می‌کنند و می‌فهمند. به معنای مثبت امام فرمود که: «شبی که هیاهو نداشته باشد، زنده نمی‌شود، زنده نمی‌ماند.» خواستند که ما روز غدیر هیاهو داشته باشیم. این هم اثر دارد، ثمرات خیلی مهم.

یکی از سفرای یکی از این کشورهای اسلامی -آنچه یادم هست، حالا مال سمت اندونزی و مالزی و این‌ها بود- یک سفر کاری داشته چند سال پیش به ایران. می‌گوید: «من برنامه‌ریزی کرده بودم فلان تاریخ بیایم و کاری پیش آمد، نتوانستم. مثلاً تابستان باید می‌آمدم، نشد. این پاییز را هماهنگ کردند برای سفر من. اعلام کردند فلان روز پرواز شماست به ایران.» می‌گوید: «من پروازم نشست و حالا ظاهراً فرودگاه مهرآباد. می‌گوید: «من را وارد شهر کردند. از فرودگاه که آمدیم بیرون، دیدم تمام شهر ریسه زده‌اند، شیرینی پخش می‌کنند، شربت پخش می‌کنند. بی‌سر و صدای شادمانه‌ای شهر. اصلاً قیافه‌اش فرق می‌کند.» گفتم: «این شهر تهران همیشه این شکلی است؟» گفتند: «نه.» گفتم: «چرا الان این مدلی است؟» گفتند: «یک مناسبت خاصی است.» گفتم: «چه مناسبتی است؟» گفتند: «اینجا ما بهش می‌گوییم عید غدیر.» خودش مسلمان بود، این آقا. پرسیدم که: «عید غدیر چیست؟» گفتند که: «روزی است که فلان اتفاق افتاد، روزی که پیغمبر فلان چیز را اعلام کرده.» گفتم: «من هم مسلمانم، سال‌ها در کشور اسلامی زندگی کرده‌ام، آدم تحصیل‌کرده هم هستم، سفیرم، دیپلماتم. پس چرا من نشنیده‌ام؟» تا حالا همه شاد بودند، من دچار تشویش بودم. مردم را بیشتر می‌دیدم، بیشتر اضطراب پیدا می‌کردم. «پس چرا من هیچی نمی‌دانم؟» اتفاق به این مهمی! چند میلیون آدم این‌طور دارند شادی و پای‌کوبی می‌کنند. من یک مسلمان مثلاً ۵۰ ساله، با این همه ادعا، با این همه مطالعه، با این همه سواد، هیچی نمی‌دانم. این استرس تمام وجود من را گرفت. سفر تمام شد، برگشتم کشور خودم. متمرکز شدم روی تحقیق روی این مسئله. خواندم، خواندم، خواندم، خواندم، خواندم. هرچه آمدم جلو، بیشتر با این واقعه آشنا شدم. هرچه آمدم جلو، بیشتر با حقانیت مکتب آشنا شدم و مبلغ شیعه شدم.

این پرچم زدن و شربت دادن ماها را دست‌کم می‌گیریم. خیابان‌ها را می‌بندیم، ترافیک می‌شود. معمولاً هر کسی یک مامان‌بزرگ هم دارد که در آن ترافیک می‌میرد. هر شب شلوغی چهار تا مامان بزرگ… وقت‌های دیگر البته هر خبری بشود، همه زنده می‌شوند. علی عید غدیر و عاشورا و این‌ها می‌میرند. تعداد مرگ و میر در ترافیک زیاد می‌شود. یکهو به طرز عجیبی! فیلم مرا سوار... عرض کنم خدمت شما که این‌ها اثر دارد. چرا اطعام روز عید غدیر به یک نفر معادل اطعام یک میلیون پیغمبر است؟ برای اینکه کاری که یک میلیون پیغمبر می‌خواستند بکنند، نتیجه و محصول عصاره‌اش غدیر است و شما وقتی این اتفاق را بروزش می‌دهید، نمودارش می‌کنید در جامعه، زنده‌اش می‌کنید، خبرش را پخش می‌کنید، انگار دارید محصول کار یک میلیون پیغمبر را منتشر می‌کنید. عصاره کار حقیقت دارد که هیچ پیغمبری مبعوث نشد، مگر اینکه طلایه‌دار و داعیه‌دار و مبلغ ولایت امیرالمومنین بود. تمام انبیا پیش‌درآمد و پیش‌قراول ولایت امیرالمومنین بوده‌اند. خود اسلام هم، کأنّه، همه احکامش مقدمه این اتفاق «الیوم اکملت لکم...» بدون این. خود کار پیغمبر هم ناقص بود. پیغمبر ما که اشرف همه انبیاست، «فلم تفعل فما بلغت رسالته.» هیچ کاری از رسالتش را انجام نداده. پیغمبر ما که اشرف انبیا بود، بدون غدیر کارش ناقص بود، چه برسد به بقیه انبیا.

غدیر را باید فریاد زد. گفتند: «الان دنیای امروز، دنیای نماد است، دنیای المان.» این المان‌هاست که مبلغ فرهنگ است. دعوا و جنگ امروز سر این نماد است. این نمادها را باید زنده کرد. این نمادها را باید تقویت کرد. حالا چهار تا چیز را اگر به ما گفتند که بیشتر مال دوران‌های قدیم بوده، بنشینیم خلاقیت به خرج بدهیم، تکثیرش بکنیم این نمادها را. در مشهد این را عرض کردم. البته همان‌جا استقبالی شد. اتفاقی الحمدلله رخ نداد. عرض کردیم که چطور ما برای عزای امام حسین (علیه‌السلام) رنگ خاص داریم، لباس خاص داریم، پرچم خاص داریم. رنگ مشکی در این شهر ما، پیراهن مشکی در این کشور ما، نماد امام حسین و عزای امام حسین است. محرم که می‌شود، چهره این مملکت عوض می‌شود با رنگ مشکی، با پارچه مشکی، با پرچم مشکی. ولی در غدیر ما متأسفانه نمادی نداریم، رنگی نداریم، لباسی نداریم. ذکاوت به خرج بدهیم، خلاقیت به خرج بدهیم. غربی‌ها اگر این اتفاقات را داشتند، تا حالا هزار تا سوژه از آن تولید کرده بودند. پرچم برای این‌ها تولید کردند. شخصیت‌های کارتونی برای شان تولید کردند. شخصیت‌های سینمایی برای شان تولید کردند. هزار و یک نماد و مؤلفه تولید کردند. گروه موسیقی تولید کردند. یک گروه موسیقی اولش هم معلوم نمی‌کند که این‌ها همجنس‌گرایان اند. آرام‌آرام نوجوانان به این‌ها علاقه‌مند می‌شوند. در لایه‌های باطنی است که کم‌کم می‌فهمند که آقا این‌ها داستانشان یک چیز دیگر است. یک فیلم سینمایی، یک شخصیت، یک قهرمان، یک داستان. فصل اول و دوم و سوم در این سریال می‌رود جلو. یکهو کم‌کم بعد چند فصل معلوم می‌شود که این آدم یک مشکلاتی دارد. می‌نشینند طراحی می‌کنند، نمادسازی می‌کنند. بنشینیم ذکاوت به خرج بدهیم. یک غذا تولید کنیم روز عید غدیر. غذای اختصاصی روز عید غدیر. ایرانیان در این روز این غذا را می‌پزند. وقت‌های دیگر هم نمی‌پزند. یک غذای خیلی مثلاً خوش‌طعم، جذاب، متفاوت. ماه سفر خاصی. این‌ها نمادسازی است. این‌ها در ضمیر ناخودآگاه ذهنیت‌ها را عوض می‌کند. تمایلات را عوض می‌کند. خیلی حرف‌ها را دیگر آن وقت شما لازم نیست مستقیم بگویید. همین نمادها آن کار را برای شما می‌کند. آن محبت را برای شما ایجاد می‌کند یا گاهی آن نفرت را برای شما ایجاد می‌کند.

جمهوری اسلامی، این انقلاب اسلامی تا وقتی پابرجاست که این عمامه هست. این نماد تا وقتی زنده است در خیابان. تا وقتی زنده است علما هستند. تا وقتی می‌رود و می‌آید. مردم می‌بینند. تا وقتی نگاه مردم نسبت به این پارچه‌ای که روی سر علماست مثبت است. نمی‌شود فکر کنیم حاکمیت عوض شود، بعد نمادهایش را کوبید، نمادهایش را خراب کرد. روی تیم فوتبال هم حساس شده بودم. تیم فوتبال جام جهانی هم نماد حاکمیت است. نماد آخوند. تیم ملی نیست تیم. از این نباید حمایت کرد. آزادراه تهران-شمال هم راه افتاد. اتوبان‌های آن که زنده باشد، نمادها تا اینجا. شب یلدا را هم حساس شده بودند، یادتان است دیگر پارسال؟ اولین شب یلدایی بود که بچه‌حزب‌اللهی‌ها شب یلدا برگزار کردند. نماد حزب‌اللهی‌ها، نماد طرفداران جمهوری اسلامی. این مسئله نماد را باید جدی گرفت. لباس طراحی بکنیم مخصوص روز غدیر. غذا طراحی بکنیم مخصوص روز غدیر. مخصوص روز غدیر. بازی برای بچه‌ها طراحی بکنیم مخصوص روز غدیر. انگشتر طراحی بکنیم. غدیر، غدیریه، غدیریه. اکثریت و اقلیت تازه خودش را نشان می‌دهد. جمعیت مردم خیلی وقت‌ها وقتی می‌بینند که اقلیتند در زمینه‌ای، منفعل می‌شوند. خانم می‌گوید که: «من آمدم از مترو بیرون، کشف حجاب کرده بودم. نفر اول به من تذکر داد. نفر دوم تذکر داد. نفر سوم تـ…» این‌ها مگر چند نفرند؟ احساس کردم این‌ها اکثریتند. اقلیت فعال. اقلیتی که نمادهایش زنده است. اکثریتی که نمادهایش خوابیده. بعد آن اقلیت وقتی نگاه می‌کند این اکثریت نمادش زنده نیست در جامعه، انرژی می‌گیرد. اقلیت نمادش زنده است، خاموش می‌شود، می‌ترسد، منفعل می‌شود. در همه خانه‌ها هستند؟ در همه دانشگاه‌ها هستند؟ نه، نیستند. سر و صدایشان زیاد است. کار رسانه. از این هیاهو نباید غافل شد.

عمده پیام غدیر را پیغمبر اکرم دستور دادند: «این پیام را هرکه که اینجاست، باید برساند به آنی که نیست.» باید تبلیغ این «بلغ ما انزل الیک» که به پیغمبر گفته شد، که اساساً روز غدیر اصلش همین اتفاق است. مگر امیرالمومنین روز غدیر امیرالمومنین شد؟ از اولی که پیغمبر اعلام پیغمبری کردند، از همان روز اول در قضیه یوم الدار بیعت گرفتند برای امیرالمومنین. «و با نام امیرالمومنین با ایشان بیعت کنید و بهش بگید امیرالمومنین.» این قضیه مربوط به غدیر نیست. غدیر روز ابلاغ ولایت، روز تبلیغ ولایت، نه روز نصب امیرالمومنین. روز منصوب شدن امیرالمومنین نیست. و فقط هم کار پیغمبر نیست. جبرئیل به پیغمبر فرمود، عرض کرد که: «این خبر را ابلاغ کن.» پیغمبر هم به ما فرمود: «شماها ابلاغ کنید، القا شما هم برسانید.» هرکه از این واقعه باخبر شد، به بقیه منتقل کند. هرکه هرجور می‌تواند، هرکه هرجور بلد است، داد بزنید این اعتقادتان را، سر دست بگیرید، افشا بکنید، لو بدهید، شلوغ کنید همه‌جا را.

نکته مهم، نکته دوم که می‌خواهم عرض بکنم این است: از محتوای خطبه غدیر و سخنرانی پیغمبر روز غدیر نباید غافل بشویم. از نکات مهمی که روی آن تمرکز داشته باشیم، خود همین خطبه است. خطبه غدیر را پخش کنیم، بخوانیم، هم به دیگران بگوییم. همین جمله معروف «من کنت مولاه فهذا علی مولاه.» همین جمله خیلی جای کار دارد. اگر روی آن فکر کنیم. یک برادر از برادران اهل سنت ما اکثراً این را می‌گویند: «خطبه غدیر را قبول دارند. روز غدیر روز شلوغی نیست در کشورهای سنی‌نشین. سرزمین غدیر هم یک سرزمین متروکی است. کسی کاری به آن سرزمین هم خیلی ندارد.» این عبارت «من کنت مولاه...» اینجا «من کنت مولاه» این مولا به معنای چیست؟ دوست است، معنای خلیفه نیست. تعبیر خلافت هم دارد اشکال دارد. ایام اهل سنت یک نفر داشت و سفر رفته بود یک شهر دیگر. می‌خواست پرواز کند. گفتم «هرجا هستی سریع خودت را برسان. پروازم، می‌خواهم بروم مثلاً مهرآباد.» آقا! «من پرواز دارم.» گفت: «نه، من کار خیلی واجبی باهات دارم.» با استرس و نگرانی طرف گفته بود که: «آقا چی شده؟ مسخره کرده‌ای؟ من را از پرواز انداختی. این همه هزینه، این همه...» بهش گفته بود که: «نه، من کاری که کردم، کاملاً کار عاقلانه‌ای بود. کاری بود که پیغمبر کرد در غدیر. در آن گرما همه را پیغمبر نگه داشت زیر آفتاب که اعلام بکند مردم علی را دوست داشته باشید.» با تعجب فرد می‌گوید که: «پیغمبر فرمود علی را دوست داشته باشید.» از قرائن تاریخی فهمیده می‌شود که پیغمبر دست امیرالمومنین را بالا نبرده. این بیشتر عکس‌هایی که پیغمبر اکرم بازوی امیرالمومنین را گرفت، با دو دست این دو بازو را بلند کرد. خود در متن روایت دارد که کف پای امیرالمومنین رسید به زانوی پیغمبر که در خطبه غدیر این تعبیر است. رتبه پیغمبر، زانو رسید. پای امیرالمومنین به زانوی پیامبر رسید. امیرالمومنین... خب پیامبر اعلام کردند که علی را دوست بدارید.

حالا سؤال ما این است از برادران اهل سنتمان. دعوا داریم؟ نه، جدال داریم. دو کلمه حرف منطقی. سؤال: آیا واقعاً مخاطبینی که بودند در آن دوران، به همین حرف پیغمبر عمل کردند، یعنی «مَنِ المحبّه می‌گیرم»؟ آیا واقعاً علی را دوست داشتند؟ عایشه، همسر پیغمبر، چند ده‌هزار نفر را بسیج کرد روبروی امیرالمومنین جنگیدند برای کشتن علی. خلیفه نمی‌دانیم. پس چطور شما برای این همسر پیغمبر ارزش و احترام قائل اید؟ اصلاً همان معنایی که شما می‌گویید: «مولا یعنی چی؟» سه روز بعد رحلت پیغمبر رفتند دست امیرالمومنین را بستند، شمشیر را فرقش گذاشتند به زور می‌گفتند «به حسن، مولا به معنای دوست.» پیغمبر فرمود: «با علی دوست باشید.» این وصیت پیغمبر بود. دوست با دوست همچین کاری می‌کند؟ اصلاً خلیفه نه! کاری که خلیفه اول کرد با امیرالمومنین، کدامش به دوستی می‌خورد؟ «در خانه او را آتش زدند که تا آخر عمرم پشیمان بودم.» کارهایی که خلیفه دوم کرد با امیرالمومنین، معاویه کرد، عایشه کرد. برادرها کردند. تا ۷۰ سال، معاذالله، خطبه‌ها در نماز جمعه توسط خلفا وقتی می‌خواست شروع بشود، اول «بسم الله» می‌گفتند، حمد الهی. «حسن، مولا به معنای دوست.» نداشتید و نداشتند. ابن ملجم آیاتی را در قرآن مصادره کردید در فضیلت ابن ملجم، در فضیلت ابن ملجم نازل شده که می‌دانست با این کار می‌کُشندش، خودش را به کشتن داد. آیه در وصف امیرالمومنین برای لیله المبیت. رسماً ابراز محبت ابن ملجم می‌شود. این‌ها. مولا به معنای دوست. سلمنا. امیرالمومنین همان دوستی را هم نداشتند با امیرالمومنین. به همین معنا با امیرالمومنین دوست بودند؟ در شأن قرآن دستور داد که در شام فرمود: «دستور دادند به ما محبت داشته باشید.» این کارها را با ما کردید. اگر دستور داده بودند بغض ما را داشته باشید، با ما دشمنی کنید، هم نمی‌توانستید. یعنی این کارها را کردید که حتی اگر مکلف بودید به اینکه با ما دشمنی کنید هم باز نمی‌توانستید. این یک مقدار زبان ما را باز می‌کند برای داستان غدیر و خطبه غدیر. پیغمبر همیشه زبان گویای شیعه است. زبان باز. با افتخار باید این خطبه را سر دست بگیریم با همه اهل عالم، خصوصاً عزیزانی که پیغمبر اکرم را قبول دارند، استدلال بیاریم.

حکایت از دوستی امیرالمومنین است. ما را شیعه صادق امیرالمومنین قرار بده و این روز غدیر را، ان‌شاءالله خدای متعال، عیدی ما را فرج آقای حضرت حجت الحسن قرار بده و ان‌شاءالله که غدیر سال بعد ما با امام زمان بیعت بکنیم. ان‌شاءالله، ان‌شاءالله که عیدی سال بعد را از سیدالسادات، از حجت بن الحسن (ارواحنا فداه) بگیریم. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...