گفت و گو با مدرسه حفظ تعالی

گفت و گو با مدرسه حفظ تعالی

00:41:56
9

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

بنده هم تشکر دارم از عزیزان و خدا قوت می‌گویم بهشان که در این دوره حفظ شرکت کردند. خیلی خبر مسرت‌بخشی است که بعضی از عزیزان الان هفت جزء قرآن را حفظ کرده‌اند یا دارند حفظ می‌کنند. خب، این خیلی اتفاق مهم و بزرگی است. خدا را شاکریم که این جریان ادامه دارد. ان‌شاءالله که در آینده نه چندان دور، جشن حافظان کلام‌الله را در مدرسه تعالی برگزار کنیم و عزیزانی را که از اول قرآن شروع کرده‌اند، به‌عنوان حافظان کل قرآن، به‌زودی و با تعداد زیاد ببینیم. ان‌شاءالله همین‌طور که ما از این حرکت‌ها و این فعالیت‌ها خوشحال می‌شویم، امام زمان (ارواحنا فداه) هم از این اقدامات راضی باشند.

خب، بحث انگیزه با همین مسئله حل می‌شود. اولاً بدانید که مسیر معنویت و مسیری که نورانیت دارد، همیشه با سختی‌هایی همراه است. شرایط طوری است که طبع اولیه انسان به این کارها نمی‌کشد، شیطان هم مزاحمت ایجاد می‌کند و فضای زندگی روزمره هم موانعی دارد. این‌ها همه باعث می‌شود که انسان سرد شود یا دچار گرفتاری‌هایی شود و عملاً از کارهای خوب فاصله بگیرد. حفظ قرآن یکی از آن کارهای بسیار مفید است که انس با قرآن را در انسان قوی می‌کند. بنده برای خودم هم از خدا می‌خواهم که چنین انسی با قرآن نصیب ما بکند و توفیق دهد ما هم بتوانیم حافظ قرآن باشیم.

قبلاً هم عرض کردم خدمتتان، رهبر معظم انقلاب به یکی از قاریان معروفمان، آقای پرهیزگار، قریب به این عبارت را فرموده بودند که: «من حاضر بودم به جای دستم، نصف تنم معلول باشد ولی حافظ کل قرآن باشم.» خب، ایشان طی این سال‌ها خودشان حفظ قرآن را شروع کردند. تا تقریباً ۱۰ سال پیش خبری که داشتیم این بود که ایشان ۲۳ جزء حفظ کرده‌اند. الان دیگر قاعدتاً باید حافظ کل شده باشند. با همه مشکلات و دغدغه‌ها و کمبود وقت، ایشان در این امر موفق بودند که واقعاً اعجاب‌انگیز است. الحمدلله، واقعاً ایشان انسان موفقی در همه ابعاد رشد هستند؛ رشد ایشان حیرت‌آور است. خب، نکته‌ای در این حفظ قرآن وجود دارد که کسی با مشغله و گرفتاری‌های ایشان این‌طور وقت می‌گذارد و این‌طور قرآن را حفظ می‌کند. من الان دیگر عرض کردم، احتمالاً ایشان حافظ کل قرآن است.

خود ایشان، رهبر انقلاب، فرمودند که حفظ قرآن باعث می‌شود انسان در تدبر هم قوی‌تر شود؛ کسی که حافظ قرآن است، بهتر قرآن را می‌فهمد و بهتر تدبر می‌کند، آیات را کنار هم می‌چیند و معانی جدید و خاصی منتقل می‌شود. به هر حال، کمک همدیگر بودن و دیدن رشد دیگران در این مسیر، خیلی به حفظ انگیزه‌ها کمک می‌کند. اینکه دوستان با هم ارتباط داشته باشند و در جریان باشند که افرادی که با هم شروع کرده‌ایم، هنوز ادامه می‌دهند، سرعتشان خوب است، رشد کرده‌اند و با همین مشکلات ما (آن‌ها هم بچه دارند، همسر دارند، شاغل‌اند و مشکلات زندگی دارند)، در عین حال دارند قرآن را هم حفظ می‌کنند. همین افرادی که این شکل‌اند و موفق‌اند، خیلی می‌تواند به ما کمک کند. خود سرکار خانم برهانی با سه فرزند و این همه مشغله که ماشاءالله در جاهای مختلفی مشغولیت و فعالیت دارند (در مسجد، در مدرسه، در دارالقرآن، در مدرسه تعالی)، در عین حال برنامه حفظشان با قدرت و استحکام ادامه دارد. خب، این عزیزانی که این‌طورند، وقتی به آن‌ها توجه می‌شود، الگو می‌شوند و مسیر را برای ما تسهیل می‌کنند.

اینکه پرسیدند چرا در اثر انس با قرآن مشکلات حل نشده، من نفهمیدم مشکلاتشان چه بوده که باید حل می‌شده؛ مشکلات مادی بوده یا معنوی؟ ولی خیلی ربطی ندارد. مشکلات خانوادگی و این‌ها هم ربطی ندارد. اتفاقاً شیطان بیشتر سنگ‌اندازی می‌کند وقتی آدم در مسیر قرار می‌گیرد. اتفاقاً بیشتر دیگران را تحریک می‌کند تا مانع حفظ قرآن شوند. یک جوری می‌خواهد دیگران را سد راه ما بکند تا از این فیض محروم شوند. این یک بخشش است و خیلی ربطی ندارد که حالا ما شروع کردیم به حفظ قرآن، لزوماً باید تمام مشکلاتمان حل شود.

نه، قرآن الفاظش نیست که مشکلات را حل می‌کند. اگر الفاظش بود، کشور لیبی با این همه حافظ قرآن باید بهشت روی زمین می‌شد؛ نه اینکه الان بدترین وضع دنیا را دارد و کشوری است که بیشترین مشکل را دارد. مهم عمل به قرآن، انس با قرآن است. فکر ما را باید عوض بکند، نگاه و دیدمان را باید عوض بکند، قلبمان را باید جلا بدهد و رشد بدهد؛ نه اینکه حالا موقعیت دنیایی ما را عوض بکند، وضعمان خوب بشود، پول بیاید، نمی‌دانم بچه‌مان آن‌طور بشود، همسرمان آن‌طور بشود. نه، البته این‌ها خیلی‌هایش در اثر تغییر نگاه ما و تغییر رفتار ما تغییر خواهد کرد. آیا به صرف قرآن خواندن نیست که این‌ها تغییر می‌کند، بلکه ما باید حرکتی داشته باشیم که ان‌شاءالله نتایجش این باشد.

در مورد شهریه هم بنده در جریان نیستم که شهریه چقدر است و فعالیتی که انجام می‌شود به چه نحوی است دقیقاً؛ ولی خب، همین جا دوباره به دوستان دست‌اندرکار عرض می‌کنم یک بازبینی داشته باشند نسبت به هزینه‌ها و خدمات و اگر احیاناً احساس می‌کنند که قیمت‌ها کمی بالاست و غیرمنصفانه است، تجدیدنظر بکنند ان‌شاءالله تا مشکلی برای عزیزان پیش نیاید و فشاری روی آن‌ها نباشد.

نکته آخر هم که عرض بکنم و عرض ما تمام، امروز روز مهمی است واقعاً در تاریخ انقلاب. شاید یکی از روزهای (شاید اگر ما پنج روز در تاریخ انقلاب، ده روز در تاریخ انقلاب روزهای حیاتی داشته باشیم) حیاتی، امروزه. این انتخابات نفس‌گیر و بسیار حساس، خب اصل مشارکت خیلی مهم است. به حمدالله امروز هم مشارکت افزایش پیدا کرده. خود این مشارکت یک رفراندوم است. ان‌شاءالله به ۵۰ درصد برسد و این مشارکت ۵۰ درصدی بسیاری از مسائل را حل خواهد کرد. عده‌ای هم هستند می‌گویند که نه، این رای به جمهوری اسلامی نیست و اینها. اتفاقاً رای به جمهوری اسلامی است، کاملاً رای به جمهوری اسلامی. برای اینکه یک اقلیتی (حالا هی هم اقلیت اقلیت می‌کنند) یک اقلیتی دور و بر آقای پزشکیان هستند، مصادره می‌کنند ایشان را و می‌خواهند بگویند که رای پزشکیان رای به ماست. این‌طور نیست. ایشان مؤلفه‌هایی دارد، بخش عمده‌ای از رای به ایشان بابت آن مؤلفه‌هاست. یکیش آذری بودن ایشان و ترک‌زبان بودنشان است. به هر حال، این خودش یک شوقی ایجاد می‌کند در طیف وسیعی از مردم ترک‌زبان. آن هم نه فقط تعصبات قوم و قبیلگی، بلکه امید به اینکه به هر حال کسی که همشهری ماست، مشکلات ما را بهتر می‌فهمد، نماینده ما می‌تواند باشد، می‌تواند پیگیر باشد و مشکلاتمان را حل بکند.

یک بخشی از رای به ایشان، مسائل عاطفی و احساسی است. به هر حال ایشان آدم ساده و بی‌شیله‌پیله‌ای به حسب ظاهر خود را نشان می‌دهد. سی سال رنج نبود همسر و بزرگ کردن بچه‌ها، این‌ها جاذبه‌هایی است که برای ایشان رای تولید می‌کند و اقبال ایجاد می‌کند. خود این عبارت مقام معظم رهبری که از زبان ایشان نمی‌افتد: «یک دختر چادری نجیب و باوقار داشتن»، این‌ها مؤلفه‌هایی است که برای مذهبی‌ها هم جذاب است و ایشان گفت که رسماً من اجازه نمی‌دهم کسی به رهبری توهین کند و خودم هم ذوب در رهبری هستم. این برای تعدادی جذابیت و کشش دارد. خود اینکه ایشان پزشک جراح است، برای تعدادی این ذهنیت را می‌آورد که ایشان به هر حال شخصیت علمی دارد و به هر حال پزشکان در جامعه ما به عنوان نخبگان شناخته می‌شوند، خصوصاً جراح وجهه ممتازی دارد. ایشان تلفیقی از این خاستگاه‌ها است و رای به ایشان، رای به همه این‌ها است و خصوصاً رای به مثلاً بعضی مواضع در مورد زن، زندگی، آزادی و مهسا امینی و این‌ها نیست. اصلاً عموم مردم این‌ها را خبر ندارند. پایگاه رای جدی ایشان اساساً در بین عموم به این شکل نیست. البته یک بخشی از رای ایشان هم نه به هر حال، افرادی که ممکن است در نگاه این رای‌دهندگان افراطی و تندرو و خوش‌مغز تلقی شوند. یک بخشی از رای به ایشان اعتراض به وضع موجود و در واقع امید به تغییر است. این‌ها به هر حال آرای ایشان است.

آرای ایشان هم به هر حال به جناب آقای جلیلی بسیار نزدیک است و ما صبح فردا رئیس جمهوری خواهیم داشت با رای لب مرزی و فاصله بسیار کم؛ یا آقای جلیلی خواهد بود رئیس جمهور، یا آقای پزشکیان. خب، اینجا مطالبی هست که ما از الان باید به آن توجه داشته باشیم. یکیش این است که رای به آقای جلیلی هم لزوماً رای به اصولگرایی و حتی یک قشر خاصی که دور آقای جلیلی هستند (افرادی که هستند که ممکن است بنده هم به بعضی‌هایشان ارادتی نداشته باشم)، رای به اینها هم نیست. رای جلیلی هم بخش عمده‌ای علاقه مردم به مرحوم شهید رئیسی است. یک بخشیش اعتماد مردم به برنامه‌های خود ایشان است. یک بخشیش «نه» گفتن به آقای روحانی و فعالیت‌های عقیم دولت ایشان است. اساساً این انتخابات، انتخاباتی نیست که دو سر قضیه لزوماً اصلاح‌طلب به قول مشهدی‌ها، اصلاح‌طلب «ذق» و اصولگرای «ذق» این‌گونه نیست. البته دو گفتمانند که یکی متمایل به غرب و می‌خواهد مسائل را آنجا حل بکند، یکی هم متکی به مردم خودش است؛ ولی حالا چقدر عموم مردم هم این مسئله و این تقابل این دو تا گفتمان را می‌فهمند، آن چیز دیگری است. به نظر نمی‌رسد که واقعاً تمام رای‌دهندگان به این دو نفر کاملاً در جریان این تقابل گفتمانی باشند و با التفات به این رای داده باشند. ولی مجموع آرای این دو نفر بسیار مهم است و واقعاً کسی که پای صندوق حاضر شده، این ساز و کار جمهوری اسلامی را پذیرفته است.

دو طرف کسانی‌اند که استدلالشان در این انتخابات، استنادشان به کلام رهبری بود. دو طرف کسانی‌اند که از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده‌اند. دو طرف کسانی‌اند که به افرادی که معتبر در این نظام بودند، ارجاع می‌دادند. آقای پزشکیان بارها و بارها گفت در ستاد من از ستاد آقای قالیباف و آقای رئیسی افرادی هستند. معلوم می‌شود که ایشان آقای قالیباف و آقای رئیسی را قبول دارد و افتخار می‌کند به اینکه افرادی که تا دیروز با این‌ها کار می‌کردند، امروز دارند با من کار می‌کنند. خودش را یک جریانی در تقابل این‌ها نمی‌بیند. خب، این‌ها نکات مهمی است و اصل ساز و کار شورای نگهبان را پذیرفته‌اند، اصل انتخابات را پذیرفته‌اند، اعتماد کرده‌اند به نهادی که دارد انتخابات را برگزار می‌کند و نتیجه‌ای که اعلام می‌کند. دور اول آقای پزشکیان رای‌اش بالاتر بود، دور دوم هم هر نتیجه‌ای که حاصل شود عین رای مردم است و کسی حق دبه کردن ندارد و مشخص است که تقلب و دست بردن در آرا یا تغییر و تحول آرا افسانه‌ای بیش نیست، دروغی بیش نیست که اگر افسانه نبود، آقای روحانی دو بار با همین ساز و کار رئیس جمهور نمی‌شد و خود آقای روحانی باز با این ساز و کار انتخابات نمی‌باخت در سال ۱۴۰۰.

بانک با یک حرکت غیرقانونی تا ساعت ۲ شب انتخابات را تمدید کردند که خب معمولاً آن آخر شب افرادی رای می‌دهند که متمایل به ایشانند. دولت و حالا کارشکنی‌هایی هم بود سال ۱۴۰۰ که یادتان است، من نمی‌خواهم مطرح بکنم. تا ۲ شب، اولین بار بود در تاریخ جمهوری اسلامی تا ساعت ۲ شب انتخابات تمدید کردند، باز هم گزینه مطلوبشان دو میلیون و خورده‌ای بیشتر رای نیاورد. انتخابات سازوکارش مشخص است و کسی حق دبه کردن ندارد. این نکته اساسی است که پیروز این انتخابات مردمند و جمهوری اسلامی که هنوز طیف وسیعی از مردم را پشت خودش دارد و به آن اعتماد دارند؛ به سازوکار اجرایی او، به انتخاباتی که او برگزار می‌کند، آری گفتن به انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار می‌کند، آری گفتن به خود جمهوری اسلامی، قبول داشتن خود جمهوری اسلامی، صادق دانستن جمهوری اسلامی.

هیچ‌کس احتمال نمی‌داد در دور اول هیچ نظرسنجی نمی‌گفت که مشارکت ۴۰ درصد باشد، بلکه پایین‌تر باشد. از این فرصت صدا و سیما و نهادهای قدرت می‌توانستند نهایت سوءاستفاده را بکنند و مشارکت را روی ۴۵ درصد، ۵۰ درصد به دروغ بیاورند؛ ولی صادقانه آمد گفت ۳۹.۹ درصد، نزدیک ۴۰ درصد مشارکت در این دوران. باز کسی احتمال نمی‌داد مشارکت این‌طور جهش بکند. معلوم می‌شود مردم همه کاره‌اند، این دیگر برای همه ثابت شده است و هیچ چیز از پیش تعیین شده‌ای نداریم، هیچ چیز دیکته‌شونده‌ای نداریم. این‌ها صداقت جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی بازی می‌کند؛ هفت دهم درصد رای، ۲۶۰ هزار تا رای آقای روحانی سال ۹۲ داشت و با آن رئیس جمهور شد که می‌شد به راحتی هرچه تمام‌تر این ۲۶۰ هزار تا از هر صندوقی دو تا انتخابات دور دوم را می‌کِشید و احتمال زیاد ایشان دیگر پیروز انتخابات در دور دوم نبود.

صداقت جمهوری اسلامی ثابت شده است و امروز آقای موسوی و آقای کروبی روسیاه‌تر از هر روزگاری هستند که با فاصله بیش از ۱۱ میلیون، این دو نفر با رئیس جمهور منتخب سال ۸۸ ادعای تقلب کردند، مردم را کف خیابان کشاندند، زمینه آشوب فراهم کردند، اعتراضات را از مسیر قانونی خارج کردند، راه را باز کردند برای ضد انقلاب، افرادی کشته شدند، جاهایی به آتش کشیده شد، امور مملکت چند ماه مختل شد، آسیب به روح و روان و اقتصاد مردم وارد شد، فشار خارجی به ما بیشتر شد. بازنده ابدی هر انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران هستند.

پس این نکته اول در مورد انتخابات فعلی. نکته دوم، ما به عنوان یک شهروند در این مملکت با بررسی رویکردها، سابقه‌ها، برنامه‌ها اعلام کردیم در این انتخابات در دور دوم به آقای جلیلی رای می‌دهیم. بنده ممکن است در دور قبلم به آقای جلیلی رای نداده باشم که حالا نمی‌خواهم در مورد آن صحبت بکنم ولی این دور با افتخار اعلام کردیم که به آقای جلیلی رای می‌دهیم و هر کاری هم آن‌قدری که می‌توانستیم فکر می‌کردیم از دستمان بر می‌آمد انجام دادیم. دو حالت دارد: یا این بزرگوار رای می‌آورد یا رای نمی‌آورد. اگر رای نیاورد، فرصتی که در مملکت ایجاد شد توی این چند روز، یک فرصت استثنایی بود. ظرفیت‌ها و استعدادهای بی‌نظیری فعال شد در این چند روز. شبکه وسیعی از افراد وارد گفتگو شدند با مردم، به تکاپو افتادند که استدلال بیاورند، قانع کنند دیگران را، از نظام و خدماتش دفاع کنند. این اتفاق بسیار مهم و مبارکی است. اگر جلیلی رای هم نیاورد، این ظرفیت چند میلیونی (حالا شاید ۱۲، ۱۳ میلیون، نمی‌دانم حالا فردا اعلام می‌شود) یک ظرفیت بی‌نظیری است. این‌ها در صندوق نظام پس‌انداز می‌شود. آرای آقای جلیلی پس‌انداز جمهوری اسلامی است، حتی اگر ایشان رئیس جمهور نشود و کارهای بزرگی می‌شود با آن کرد.

اگر به هر دلیلی ایشان امشب رئیس جمهور نبود، از فردا باید این ظرفیت چند میلیونی بسیار عالی رابطه‌شان را از همدیگر گسسته نکنند، احساس شکست نکنند، سرخورده نشوند، به کار ادامه دهند و بدانند که پیروزی قطعاً در دراز مدت از آن این‌هاست، به شرط اینکه متفرق نشوند، متشتت نشوند، از فردا شروع نکنند یقه همدیگر را بگیرند، داد و بیداد بکنند، سر هم بزنند، دعوا بکنند که خب ما قبلاً هم از اول انتخابات می‌گفتیم طرفداران آقای جلیلی و قالیباف این کار را با هم نکنند و حرف ما شنیده نمی‌شد. ما خودمان ولی واقعاً سعی کردیم در عمل به آن عمل بکنیم و واقعاً تخریب نسبت به کسی از جبهه انقلاب نداشته باشیم و واقعاً جز برادری و وفاق سعی کردیم کاری نکنیم. خب این هم احتمالاً اگر این اتفاق رخ بدهد خدای نکرده، خیلی‌ها گوش نمی‌دهند، گوششان خریدار این حرف‌ها نیست و این تفرقه خیلی خیلی آسیب می‌زند. این احساس شکست و به جان هم پریدن و به جان هم افتادن خیلی به ما آسیب می‌زند و جریان رقیب را مستحکم‌تر می‌کند. این صفی که شکل گرفته، این صف به هم پیوسته چند میلیونی فوق‌العاده است. رای چهار و نیم میلیونی سال ۹۲ ایشان تقریباً سه برابر شده. این اتفاق بسیار مهمی است و این حکایت از موفقیت آقای جلیلی دارد به فعالیت درست و با برنامه ایشان که ما کم مسئولی در جمهوری اسلامی داریم این‌قدر نگاه کلان و دراز مدت داشته باشد و عملکردش هم در دراز مدت نشان بدهد که درست رفته و به ثمر نشسته. ایشان رای ۴ میلیونی را تقریباً سه برابر کرده. این اتفاق بسیار بزرگ و مهم است.

اگر جبهه رقیب رای آورد، حالا آنجا صحبت‌هایی هست ان‌شاءالله فردا شب که شب اول محرم باشد مفصل تحلیل خواهیم کرد و به آن خواهیم پرداخت. اگر هم آقای جلیلی امشب رای آوردند که ما آرزومندیم و واقعاً این چند وقت از اعماق جان دعا کردیم، اینجا هم اول کار ماست نه اول پیروزی ما و ما از فردا باید پاسخگو باشیم به همه این افرادی که با آن‌ها صحبت کردیم و سعی کردیم برحذر داریم از تجربه تلخ سه ساله دولت آقای رئیسی که ما پشت دولت را خالی کردیم و میدان جهاد تبیین و گفتگو و استدلال و دفاع از این حرکت و از این خدمات را رها کردیم و گرفتار شدیم به اینکه زبان‌های درازی را تحمل بکنیم که این‌ها باید الان در زندان می‌بودند. آقای روحانی، آقای ظریف، این‌ها الان باید در این سه سال در زندان می‌بودند ولی الان زبانشان دراز است. این‌ها به خاطر کم‌کاری‌های ماست و اگر پیروزی نصیب شد ان‌شاءالله این خط را باید عوض کنیم. دیگر باید کف میدان باشیم. همین کارهایی که این چند روز کردید و باید ادامه بدهیم. این تماس گرفتن، این گفتگو کردن، این در جریان بودن‌ها، شبهات را شناختن، اینکه چه زبانی شبهه ایجاد می‌کند، چه مدلی دارد شبهه ایجاد می‌کند، شناختن، پاسخ دادن، دفع کردن، کاری که متاسفانه نسبت به دولت آقای رئیسی نکردیم و از این آدم فوق‌العاده و منحصر به فرد در تاریخ جمهوری اسلامی محروم شدیم متأسفانه.

ان‌شاءالله از خدا می‌خواهیم که در دقیقه آخر پیروزی، همان‌طور که اصل مشارکت پیروزی برای همه مردم است، چون تفرقه همه را به شکست می‌اندازد، کم بودن سرمایه اجتماعی این نظام شکست است، حتی آن ۴۰ درصدی که رای می‌دهند. در پس این پیروزی امیدواریم که کسی که بیشترین صلاحیت را دارد پیروز بشود و با جان و دل کار بکند و بهانه نیاورد و برنامه داشته باشد.

در این دقایق آخر اولاً از فعالیت‌های میدانی غافل نشویم، حضور در کنار صندوق‌ها، کمک‌هایی که می‌شود رساند، کارهایی که می‌شود کرد. این خودش یک کار است. تا دقیقه آخر ناامید نشدن و موج ناامیدی نینداختن. هر کسی که شروع کرد طبل شکست ما را زدن و سروصدا کردن و آه و ناله کردن را ساکتش بکنیم و تا ساعت ۱۲ شب کسی حق ندارد غر بزند، نق بزند، پالس منفی بدهد. به بعدش هم همین‌طور تا وقتی نتیجه نهایی اعلام بشود. احتمالاً توی اعلام نتایج خیلی بالا و پایین می‌شود، چند بار احتمالاً نفر اول بالا و پایین بشود چون رای‌ها واقعاً به همدیگر نزدیک است و احتمالاً با فاصله کمی ما رئیس جمهور خواهیم داشت که این به هر حال برای پیروز میدان هم کار سخت می‌کند.

از این دقایق نهایت استفاده را بکنیم. عصر جمعه وقت استجابت دعاست، نماز جعفر طیار را ان‌شاءالله بخوانیم و در سجده بعد از نماز با اشک چشم از خدای متعال بخواهیم هم مشارکت حداکثری را نصیبمان بکند در این انتخابات هم پیروزی گزینه اصلح یا به تعبیر بهتر گزینه صالح. گزینه صالح، چون آن‌قدری توانمندی‌ها به همدیگر نزدیک نیست بین صالح و اصلح بشود بحث را مطرح کرد و واقعاً یک طرف را آدم فاقد کارآمدی و صلاحیت نمی‌داند. ولی به هر حال از دعا غافل نشویم، نماز جعفر طیار، دعای بعدش با اشک چشم از کار تا دقیقه آخر غافل نشویم و ناامید نشویم. به محض اینکه یکی یک چیزی می‌گوید سریع حس ناامیدی نگیریم که همین جا هم داریم الحمدلله منتظریم که کسی یک چیزی بگوید سریع حس ناامیدی بگیریم، نه. شیطان، تا دقیقه آخر باید دوید بدون ذره ناامیدی. حتی آن وقتی که مطمئنیم داریم شکست می‌خوریم. رهبر انقلاب فرمودند آن وقت دیگر مطمئنی داری شکست می‌خوری، آنجا اگر بدویی و مبارزه کنی، آنجا فتح و نصرت خدا می‌رسد. آیه قرآن فرمود که کار به یک جایی می‌رسد که "حتی یقول الرسول والذین آمنوا معه متی نصر الله"، این‌ها هم، رسولی که خودش وعده داده از جانب خدا به مردم که پیروز می‌شویم، خود او هم دیگر صدایش بلند می‌شود که پس این نصرت خدا کی قرار است برسد؟ "الا ان نصر الله قریب". غصه نخور، می‌رسد.

این جبهه‌ای که بله، بنده هفته پیش می‌گفتم آرایش انتخاباتی‌مان آرایش شکسته است. دیگر صوت‌های ما که موجود است، دیگر از اول رحلت شهادت آقای رئیسی تا حالا صوت کامل موجود است. عرض می‌کردم این شرایط شرایط شکسته است و خواهیم باخت با این وضعی که داریم ولی امروز عرض می‌کنم آرایش امروزمان آرایش پیروزی است. ولو پیروزی کوتاه مدت حاصل نشود، ممکن است مصالحی باشد، خدای متعال به نحوی رقم بزند به حسب ظاهر کار چند روزی دست دیگرانی بیفتد ولی آن هم لطف خداست. یک تب تند گاهی برای این است که عفونت‌ها دفع بشود. غصه نخورید اگر نتیجه دیگری اعلام شد، اگر شما این اخلاص و این مجاهدت و این همتی که امروز دارید، توی این هفته داشتید، داشته باشید، قطعاً پیروزی از آن شماست، پیروزی کامل، فتح کامل. از دعا و استغاثه نباید غافل شد، از ختم صلوات در این ساعات غافل نشوید. الحمدلله نزدیک ۱۸ میلیون در این ایام از آن درگاه ختم صلوات رفقای مدرسه تعالی صلوات فرستادند. یک سرمایه عجیب و غریبی است. ۱۸ میلیون صلوات برای پیروزی جبهه انقلاب در این انتخابات، تاریخ یک مملکت را می‌تواند عوض بکند. حضرت امام به یک مجموعه که در قم ختم صلوات می‌گرفتند، بعد اینکه باخبر شده بودند این‌ها ختم صلوات را تعطیل کردند، ختم صلوات کوچکی، حالا شاید ۱۰، ۲۰ نفر بودند، پیام داده بودند که این ختم صلوات‌ها را ادامه بدهید تا پیروزی انقلاب و آن‌ها ادامه داده بودند و انقلاب پیروز شده بود. یک آقای نخ‌فروشی بود، شیخ ابراهیمی بود در قم که به رحمت خدا رفت، این جلسه را آن‌ها برگزار می‌کردند. امام پیروزی انقلاب را محصول جلسات ختم صلوات ۱۰، ۱۵ نفره می‌دید. می‌گویند که بیش از ۲۰ میلیون صلوات فرستاده شده. این‌ها برکات فوق‌العاده‌ای برای ما خواهد داشت.

ان‌شاءالله ادامه بدهید تا ساعت آخر، تا اعلام نتایج انتخابات تمام نشود، تعطیل نشود. خصوصاً روز جمعه هم روز صلوات است. ثبت نام زندان که عصر جمعه سفارش شده. دعای دم غروب هم که مستجاب است. ان‌شاءالله صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی را بخوانیم و بعد از آن صلوات عرض حاجت بکنیم. گزینه‌ای که مطلوب امام زمان است ان‌شاءالله در این انتخابات پیروز بشود. امید و انگیزه و همت و فعالیتمان را ذره‌ای کم نخواهیم کرد و برای هر نتیجه‌ای هم تسلیمیم. ما طلبکار از خدا نیستیم که اگر هم نتیجه جور دیگری شد بگوییم پس این همه صلوات چی شد. این‌ها عرض کردم همه پس‌انداز می‌شود. آن روز نیاز خود را نشان می‌دهد. بچه ممکن است عیدی‌هایی که جمع کرده، الان از باباش می‌خواهد که برایش توپ بخرد، مثلاً تفنگ بخرد. باباش این‌ها را برایش پس‌انداز می‌کند برای روزی که نیاز واقعی اوست. یک چیز به درد بخور و ماندگار برایش می‌گیرد. یک دوچرخه مثلاً برایش می‌گیرد. می‌دانی، توپ را الان می‌گیرد، می‌رود، می‌ترکد، پولش را به باد می‌دهد. یک چیز الکی دارد می‌گوید همه را می‌خواهد بستنی بخرد. پدر برایش پس‌انداز می‌کند و این صلوات‌هایی که شما فرستادید، این خدماتی که کردید، این گفتگوهایی که کردید، همه‌اش پس‌انداز شد در حساب ذخیره ارزی جمهوری اسلامی. تمام آرای آقای جلیلی پس‌انداز می‌شود و حتی آرای رقیب، چون آن‌ها هم رای به جمهوری اسلامی است. همان‌ها هم ان‌شاءالله مورد لطف و رحمت خدای متعال واقع می‌شود. همان‌ها هم دارند بالاخره صحنه را برای جمهوری اسلامی صحنه قدرتمندی می‌کنند. به هر حال تفاوت بین کسی که رای می‌دهد با کسی که رای نمی‌دهد، اونی که رای می‌دهد به هر حال جلوتر است، نزدیک‌تر است. این‌ها را همه را خدای متعال لحاظ خواهد کرد.

این ناله‌هایی که زدید، حدیث کسایی که خواندید، گریه‌های نیمه‌شبتان، این‌ها ان‌شاءالله وقت حادثه بلاهای بزرگی را دفع خواهد کرد. ولو در کوتاه مدت نتیجه جور دیگری باشد. این‌ها را فقط به عنوان احتمال داریم عرض می‌کنیم، دیگر ما که امیدواریم در کوتاه مدت هم اتفاقی رخ ندهد. اگر هم آقای جلیلی پیروز بشوند باز به هر حال نگرانی‌های دیگری هست از وقوع اتفاقات بدی در مملکت و مشکلات امنیتی که این‌ها همه ان‌شاءالله رفع آن بلاها را خواهد کرد.

در سال ۱۴۰۱ هم همین ناله‌ها و روضه‌ها و گریه‌ها بود که مملکت را از آن تهدیدات سنگین نگه داشت. شرایط طور دیگری رقم خورد. بانک جوان ما را می‌گرفتند، وسط خیابان دوره می‌کردند، به قتل صبر می‌کشتند، عریان می‌کردند، عمامه از سر روحانی ما می‌زدند، استاد روحانی را تو دانشگاه می‌گرفتند می‌زدند. این‌ها را فراموش نکردیم. زن چادری‌مان را می‌زدند. خانم چادری با مترو سخت بود برایش رفت و آمد. به هر حال این‌ها دندان تیز کرده‌اند برای این انتخابات که کمی اوضاع شلوغ بشود، بیایند با قدرت بیشتر. این دعاهای من و شما ان‌شاءالله ذخیره می‌شود در دفع این فتنه‌ها. به هر حال خودمان را باید برای اتفاقات بزرگ‌تری آماده کنیم. از امروز این فعالیت‌هایی که تا به امروز داشتیم، خوب و عالی بود ولی از فردا نتیجه هرچه بشود، قطعاً چه پیروزی آقای جلیلی چه پیروزی آقای پزشکیان، نتیجه‌اش این خواهد بود که من و شما باید وارد یک فعالیت جدی‌تری برای نظام و انقلاب و یک کار در سطح بالاتری را از فردا شروع خواهیم کرد و یک تمرینی بود در واقع این چند روز برایمان. گرم کردن بود، بسیج عمومی بود از شهرها. کأنّهُ مثل زمان جنگ که مردم اعزام می‌شدند منطقه جنگی، این فقط اعزام بود، اصل کار آنجا شروع می‌شود. آنجا باید آموزش ببیند، آنجا باید کار با سلاح را یاد بگیرد، آنجا باید دفاع بکند، آنجا باید گلوله بیندازد، آنجا باید گلوله بخورد، شهید بشود. این‌ها ادامه دارد. ان‌شاءالله که خدای متعال ما را برای این بار سنگین آماده کند و نتیجه این بار سنگین را به دوش گرفتن این باشد که ان‌شاءالله آمادگی خودمان را نشان بدهیم برای یک بار سنگین‌تری که برای ظهور باید ان‌شاءالله به دوش بکشیم و همه این اتفاقات ان‌شاءالله به حول و قوه الهی زمینه‌ساز ظهور آقامان امام زمان باشد و ان‌شاءالله ایمان ما روز به روز تقویت بشود. "ما زادهم الا ایماناً و تسلیماً". ان‌شاءالله که ایمان و تسلیممان بیشتر باشد. ما تسلیمیم نسبت به خدای متعال. سعی کردیم آن چیزی که وظیفه است انجام بدهیم، نتیجه آن چیزی که او بخواهد. تسلیم. و فردا هم تکلیف خودمان را داریم. هر آن چیزی که تکلیفمان باشد فردا از الان ان‌شاءالله باید آماده باشیم که آن را انجام بدهیم حتی اگر میلمان نباشد. ان‌شاءالله این ساعات، ساعاتی باشد که اقبال صورت بگیرد هم به انتخابات هم به گزینه صالح و ان‌شاءالله که شرایط طوری بشود که کام مردم شیرین بشود در اثر این انتخابات و ان‌شاءالله روح شهید رئیسی عزیز و بزرگوار از ما راضی باشد و شرمنده او نباشیم، روسیاه و سر به زیر و سرافکنده نباشیم در برابر او. راه او را ادامه داده باشیم.

من یک خاطره بگویم و عرضم را تمام کنم. شیرینی خاطره هنوز زیر زبانم است. ما سال ۹۶ برای شهید رئیسی فعالیت می‌کردیم و با خانواده رفته بودیم یک شهری کار می‌کردیم و این‌ها. همسر ما موقع باردار بودند و بچه چند ماه بعد از انتخابات به دنیا آمد. همین صحنه معروفی که فیلمش را بارها تلویزیون گذاشته که ما روبروی آقای رئیسی هستیم و ایشان دارد بچه را اذان می‌گوید، این همان کوچولوی سوم ماست که در آن ایام به دنیا آمد. خیلی برایم شیرین بود. آقای رئیسی بابت حالا ایشان لطف داشتند و اذان بچه را گفتند و این‌ها، بابت کارهایی که ایام انتخابات کرده بودیم از ما و خانواده‌مان ایشان تشکر کرد. بانک در دنیا بود تشکر ایشان، تشکر دنیایی ایشان بود ولی خیلی شیرین بود. یعنی من واقعاً خستگی آن کارها و آن چند وقت از تنم درآمد وقتی که ایشان با آن محبت، خب خیلی هم انسان متواضع و بسیار انسان مهربانی بود، آن خستگی از تن ما درآمد وقتی ایشان محبت کرد. این ایام با خودم می‌گویم که آن آقای رئیسی وقتی تشکر کرد ان‌قدر شیرین بود، این شهید رئیسی که الان در جوار قرب امام رضا علیه‌السلام است در قیامت اگر تشکر بکند از ما، آن چقدر شیرین خواهد بود! پیش آن آقای رئیسی اگر ما سربلند باشیم بابت اینکه نگذاشتیم خونش هدر برود. خب دیدید در این انتخابات واقعاً چه توهین‌ها شد به شهید رئیسی، حتی به شهید سلیمانی. ان‌شاءالله که ما کاری بکنیم که قیامت سرمان را بالا بگیریم و افتخار کنیم به اینکه برای دفاع از این بزرگواران ما هم آسیب دیدیم، ما هم حرف شنیدیم، ما هم بد و بیراه شنیدیم، ما هم اذیت شدیم. به هر حال آنچه که در توان داشتیم گذاشتیم برای اینکه از خدمات این شهدای عزیز دفاع کنیم و راه این عزیزان را ادامه بدهیم. ان‌شاءالله که خدای متعال با فضل و کرمش به تلاش‌های دوستان در این ایام برکت بدهد و به ثمر برساند ان‌شاءالله و ان‌شاءالله که پیروزی را نزدیک کند، نصرتش را نزدیک کند. سایه شوم بدخواهی و نفاق و کینه و نفرت نسبت به مبانی این انقلاب را و آسیب انقلاب را از سر این ملت و مملکت دفع و دور بکند. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...