گزینه های نمایان

گزینه های نمایان

00:17:00
12

معرفی
* حبیب‌بن‌مظاهر؛ شهیدی که برای امام حسین (علیه‌السلام) یار جمع نمود [00:43]

❇️ کار من و شما فقط رأی دادن نیست، بلکه باید برای جبهه انقلاب رأی جمع کنیم [2:09]

⚠️ ویژگی‌های پدیده عجیبی به اسم مسعود پزشکیان [2:41]

1⃣ اسطوره تناقض

🖋 با هواپیمای خصوصی پرواز می‌کند و از جدا بودن سفره مردم و مسئولین می‌نالد! [3:35]

🖋 چند ساعت قبل به اصلاح‌طلب بودن اعتراف می‌کند بعد می‌گوید من حزبی نیستم! [4:18]

2⃣ مسئولیت‌ناپذیری

🖋 می‌گوید چیزی که مسئولین ستاد من گفتند به من ربطی ندارد! [4:48]

🖋 با وجود داشتن مسئولیت نسبت به رانت در دولت خاتمی کاری انجام نمی‌دهد [6:02]

3⃣ بی‌عرضگی

🖋 رئیس‌جمهوری که می‌گوید هیچ برنامه‌ای ندارم [5:34]

📍 امروز حجت تمام است اگر این‌ها رأی آوردند و به مشکلات عدیده برخوردید کسی را ملامت نکنید [6:39]

* مردم کوفه هم فکر نمی‌کردند چنین اتفاقاتی بیفتد اما... [10:00]

4⃣ دروغگویی

🖋 می‌گوید رهبری را قبول دارم اما برخلاف رهبری دولت شهید رئیسی را ناکارآمد معرفی می‌کند [11:11]

🖋 دائم از کارشناس و رهبری می‌گوید اما نظرات کارشناسی رهبری را قبول نمی‌کند [12:06]

* تا بحال این‌چنین انتخاب نمایان و روشنی در انتخابات نداشتیم [12:42]

⚜️ با مسئول بی‌دین می‌توان کنار آمد ولی با مسئول بی‌عرضه خیر [14:05]

5⃣ بی‌احترامی

🖋 جلوی دوربین و مقابل چشم مردم به یک کارشناس بی‌احترامی می‌کند چه رسد به سایر اوقات [14:48]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

توفیقی است که امروز خدمت شما برادران و خواهران عزیزم باشیم. شهرستان کرد ۱، سه شب تا محرم مانده و ایاممان متبرک می‌شود به یاد امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا.

شهدای کربلا دو جور بودند: بعضی‌ها فقط آمدند از امام حسین (علیه السلام) حمایت کردند، دفاع کردند، کشته شدند؛ ولی بعضی شهدا در کربلا بودند که کمک کردند به امام حسین (علیه السلام). اما بعضی شهدا بودند نه تنها کمک کردند، بلکه برای امام حسین یار جمع کردند. همه‌تان حتماً کربلا مشرف شدید. کنار ضریح امام حسین (علیه السلام)، ضریح کدام بزرگوار را یادتان هست؟ نزدیک ضریح امام حسین (علیه السلام)، ضریح یکی از شهدای کربلاست؛ حبیب بن مظاهر.

حبیب بن مظاهر پیرمردی بود که وقتی آمد کربلا به امام حسین ملحق شد. دور امام حسین خلوت است و لشکر روبروی امام حسین شلوغ. با اینکه امام حسین هم محاصره بود، از حضرت اجازه گرفت و گفت: "آقا جان، اجازه بدهید - به قول ماها - من بروم برایتان رأی جمع کنم." برگشت به منطقه خودش. با اینکه خطر داشت، شبانه بین قبیله بنی‌اسد سپاهی برای امام حسین فراهم کرد. افرادی که شاخص هم بودند و اسمشان هم در تاریخ آمده، این‌ها را راه انداخت تا شبانه به امام حسین ملحق کند که لشکر عمر سعد ۴۰۰۰ نفر کمین کردند و نگذاشتند این لشکر عبور کند. حبیب خودش دوباره تنها خودش را به امام حسین رساند. ظهر عاشورا هم پا شد رو به لشکر دشمن سخنرانی کرد.

امروز کاری که من و شما باید انجام دهیم، فقط رأی دادن نیست؛ باید از جنس کار حبیب انجام دهیم تا زیر دین این شهدا نباشیم. چهل روز ۲ است که آقای رئیسی عزیز را از دست دادیم. این شهدای گران‌قدر و برجسته که هر کدامشان یک شهید شاخص بودند. شهید رئیسی، شهید امیرعبداللهیان، شهید آل‌هاشم، شهید رحمتی، همه‌شان برجسته بودند. شرمنده این شهدا نشویم، خدای نکرده.

ما امروز با پدیده عجیبی مواجهیم. آقای پزشکیان اولی که می‌آید ثبت نام می‌کند، می‌گوید: "من آمدم راه شهید رئیسی را ادامه بدهم." هرچه جلوتر می‌رود، کار به اینجا می‌رسد که به ایشان توهین می‌کند. مشاور ایشان که سیاست خارجی ایشان را در واقع به عهده دارد، دوره آقای رئیسی را دوره فلاکت می‌نامند. خیلی عجیب است. ما با افراد عجیبی امروز مواجهیم. رهبر انقلاب فرمود: "دلم برای رئیسی سوخت." تازه این را کی فرمودند؟ فرمودند که این‌هایی که بعد از شهادت رئیسی از او تعریف می‌کنند، ولی زمان حیاتش چیزی نمی‌گفتند، دل من سوخت. حالا با تناقض‌های عجیبی ما مواجهیم.

یک مسئولی، یک کاندیدایی می‌آید می‌نشیند می‌گوید که: "آقا، ۴۰ سال است مشکل ما این است که سفره مسئولین از سفره مردم جداست." چند بار این جمله را شنیدید؟ خنده‌دار این است که آقای جلیلی هر سفری که می‌خواهد برود، سفر تبلیغاتی، پول می‌دهد، بلیط هواپیما می‌خرد، با هواپیمای عمومی سفر می‌کند. اما پزشکیان را با هواپیمای اختصاصی این ور و آن ور می‌برند. دوربین نگاه می‌کند و می‌گوید: "۴۰ سال سفره مسئولین از مردم جداست." با پدیده عجیبی مواجهیم. بعد نگاه می‌کند می‌گوید: "من با مردم روراستم، دروغ نمی‌گویم." دیگر شما دروغ بخواهی بگویی، چه باید بگویی؟

وایمیستد می‌گوید: "من حزبی نیستم." می‌گوید: "آقای جلیلی به من تهمت زد، به من می‌گوید تو حزبی هستی." خنده‌دارش این است که چند ساعت قبلش در جمع - چند ساعت قبل نه، چند هفته قبل - چند ساعت قبلش در جمع اهالی فرهنگ و هنر اعلام می‌کند، می‌گوید: "من اصلاح‌طلبم." می‌رود در جلسه اصلاح‌طلبان، تعهدنامه را امضا می‌کند. رسماً روبروی دوربین می‌نشیند، می‌گوید: "من دولت سوم آقای روحانی نیستم، من دولت سوم آقای خاتمی‌ام. مردم دولت آقای خاتمی را دیدند. اگر خوب بود، به من رأی بدهند؛ اگر بد بود، به این‌ها رأی بدهند." بعد وقتی به او می‌گوییم: "خب همین رفقای خاتمی الان دور شما هستند، دولت‌های آقای خاتمی، دولت‌های آقای روحانی این‌جوری بودند." شما جواب بده، می‌گوید: "آن‌ها به من چه ربطی دارد؟"

ما با مسئولی مواجهیم که رسماً مسئولیت‌ناپذیر است. این خیلی خطر بزرگی است، خیلی خطر بزرگی. می‌شود همان آدمی که وعده داد "۱۰۰ روزه همه‌چیز را درست می‌کنم." بعد آمد گفت: "مگر اینکه آدم عقلش کم باشد." ۳ ما چند بار باید گزیده شویم از این جور آدم‌ها؟ چند بار چوبش را بخوریم؟ می‌شود همان آدمی که از سه‌شنبه، از دوشنبه به نهادهای امنیتی گفته بود که آماده باشید، بنزین را می‌خواهیم گران بکنیم. در جلسات اعلام کردند، بعد می‌آید می‌گوید: "من صبح جمعه فهمیدم." باز او یک کم مدیریت داشت، باز او چهار برگه کاغذ دستش بود، چهار تا برنامه داشت. این‌ها را رسماً روی کاغذش نوشته: "برنامه هم ندارم."

با پدیده عجیبی امروز مواجه هستیم. می‌آید می‌گوید: "دولت آقای خاتمی دولت خوبی بود." چند روز قبلش رو به همین دوربین. این‌ها دیگر حرف‌های ستاد نیست که بگوییم آقا به ایشان ربطی ندارد. مگر می‌شود هم ربطی نداشته باشد؟ مسئول ستاد یعنی وزیر دولت من. مگر می‌شود به من ربطی نداشته باشد؟ ربطی بهت ندارد؟ باید بیرونشان کنی. رئیس ستاد آمده گفته: "ما بنزین ۲۵ تومانی را با آرامش می‌آوریم، با آرامش گران می‌کنیم." خود ایشان هم قبلاً گفته: "قیمت واقعی بنزین ۲۰ تا ۲۵ تومان است." پدیده‌های خطرناکی است. جدای از اینکه مردم را متنفر از اسلام و حکومت اسلامی می‌کند، پدر مردم را هم در می‌آورد. گرانی‌های وحشتناک، بی‌مسئولیتی، بی‌تعهدی، کارنابلدی، بی‌عرضگی. این‌ها خطراتی است که ما را تهدید می‌کند.

می‌گوید: "من به کارشناس احترام می‌گذارم." آقای جلیلی می‌گوید: "خب من کارشناسم، فلانی‌ام." می‌گوید: "آره، خیلی آدم خوبی است، خیلی نخبه." ولی او هم نمی‌تواند. خب نه آن مسئول ۷۷۰۸۰ ۴ طلاهایی که دور و برت هستند که تجربه هم پس دادند، که نخبه هم نیستند، این‌ها می‌توانند؟ بعد می‌گوید: "آن‌ها به من..." می‌آید می‌گوید: "من دولتم ادامه دولت آقای خاتمی است." چند روز قبلش آمده روبروی دوربین نشسته، می‌گوید: "من خیلی آدم خوبی هستم. مردم، زمان آقای خاتمی ما را بردند، یادتان هست؟" این‌ها دیگر همین چند روز بوده دیگر، چند سال که نگذشته که بخواهند حاشا کنند. رسانه‌ها هم که جابجا نکردند، چون ایشان می‌گوید رسانه‌ها این ور و آن ورش را می‌زنند.

آمد روبروی دوربین نشست، اولین گفت‌وگوی تلویزیونی ایشان. گفت: "زمان آقای خاتمی ما وزرا را برداشتند، بردند کنار سد لتیان. یادتان هست یا نه؟" بله. همه بگویند: "سد لتیان. گفتند نفری ۱۰ هکتار بهتان اینجا زمین می‌دهیم." سد لتیان الان زمینش چقدر است؟ آنجا به ما می‌خواستند خانه بدهند. "من قبول نکردم." گفتم: "خودم می‌روم کار می‌کنم، پول در می‌آورم، خانه می‌خرم." گفت یا نگفت؟ گفت: "من کنار سد لتیان ۱۰ هکتار زمین را قبول نکردم." خب، یعنی بقیه آن دولت قبول کردند یا قبول نکردند؟ اگر بقیه هم قبول نکردند، که این امتیاز برای شما نیست. اگر بقیه قبول کردند، پس چرا از این دولت حمایت می‌کنی؟ تعریف می‌کنی؟ "دولت سوم آقای خاتمی باشم." حرف‌های خودش را به خودش می‌گوید که: "آقا، تو فلان تاریخ این حرف را زدی." گردن نمی‌گیرد.

با پدیده عجیبی مواجه هستیم، واقعاً. آقای پزشکیان را می‌شود بی‌عرضه‌ترین رئیس جمهور طول تاریخ این انقلاب نامید. بدون تعارف، بدون ترس. من این حرف‌ها را امروز می‌زنم تا پس فردا کسی یقه من را نگیرد که چرا شماها چیزی نمی‌گویید؟ چرا هیچ کاری نمی‌کنید؟ چرا ساکتید؟ چرا رهبری این‌طور کرد؟ چرا شورای نگهبان؟ ما امروز دادمان را زدیم. ما زن و بچه‌مان را ول کردیم، از شهر خودمان با پول خودمان راه افتادیم، شهر به شهر رفتیم، وقتمان را گذاشتیم، عمرمان را گذاشتیم. هیچ‌کس هم از ما حمایت نکرد. رفتیم به مردم گفتیم: "مردم، به این‌ها که رأی می‌دهید، به خاک سیاه نشستید. پس فردا یقه ما را نگیرید. پس فردا نگویید تقصیر نظام است، تقصیر رهبری است، تقصیر سپاه است، تقصیر موشک است، تقصیر فلان است." بی‌عرضگی و بی‌صلاحیتی این آدم را دیدید؟ خدا یک هفته هم بیشتر بهتان فرصت داد که بیشتر ببینید. ۶ ساعت مناظره بیشتر کرد که بیشتر بفهمید. اخلاق دارند؟ نه. تقوا دارند؟ نه. ادب دارند؟ نه. فهم دارند؟ نه. برنامه دارند؟ هیچی ندارند. یک چیز دارند فقط: رو، زبان دراز.

فردا یقه ما را نگیر، فردا اونی که مدعی ماییم، شما امروز گفتیم ما حجت را تمام کردیم. مردم دیدید و شنیدید، دو روز وقت مانده. ساکت ننشینید، نظاره‌گر نباشید. مردم کوفه - بلا تشبیه مردم ما - جنس کارشان را می‌خواهم بگویم. فکر می‌کردند چیزی نمی‌شود، یک دعوایی بین بنی‌امیه و بنی‌هاشم حل می‌شود. حالا امام حسین می‌روند مذاکره، گفت‌وگو می‌کنند، حل می‌شود. مسئله تمام می‌شود. یک‌هو دیدند اهل بیت امام حسین را با دست بسته وارد شهر کوفه کردند. یک‌هو دیدند سر بریده امام حسین (علیه السلام) وارد شهر کوفه شد. به سر زدند، گریه کردند، ناله زدند. امام سجاد بهشان خطاب کرد: "تَبکُونَ لَنا وَ مَنْ قَتَلَنا؟" ۵ شما برای ما گریه می‌کنید؟ پس کی ما را کشت؟ آن روزی که باید کمک می‌کردی، روزی که باید حرف می‌زدی. امروز آن روزی است که من و شما باید نقشمان را نشان دهیم. ما کم نیستیم، الحمدلله.

این‌ها حرف‌های ترسناکی است که آدم می‌شنود. می‌گوید: "آقا، خیلی از هیئتی‌ها نمی‌خواهند رأی بدهند، خیلی از مسجدی‌ها نمی‌خواهند رأی بدهند." انگار خوشی زیر دلمان زده. بله، ما مشکلات اقتصادی خیلی داریم، ولی در این چند سال شروع شد به سمت درمان. پزشکیان نمی‌گوید: "من ذوب در رهبری‌ام." مگر رهبری نفرمود: "دولت آقای رئیسی اگر ادامه پیدا می‌کرد، بخش عمده‌ای از مشکلات اقتصادی حل می‌شد." چرا این‌قدر دروغ می‌گویی، پزشکیان؟ ما از شما توقع نداریم از رهبری دفاع کنی. راحت بگو: "آقا، من رهبری را قبول ندارم." از شما می‌پذیریم. باید برویم کار را در کف خیابان، در ارتباطمان با بقیه حل کنیم. با شعار من و شما اینجا الان چیزی درست نمی‌شود. اینکه ضد ولایت فقیه و منافق معرفی کنیم. ما می‌خواهیم واقعیت ایشان را معرفی کنیم. کارهای ایشان، تصمیمات ایشان ربطی به رهبری ندارد. هی می‌گوید: "من سیاست‌های رهبری، سیاست‌های رهبری." کلاً دو تا جمله است که ایشان هی تأکید می‌کند: یکی کارشناس، یکی مقام معظم رهبری. و خنده‌دار این است که دقیقاً آن‌جاها نظریات کارشناسی رهبری را کلاً قبول ندارد. رهبری نظریه کارشناسی‌شان را می‌دهند: در فرهنگ، در اقتصاد، در سیاست خارجی، در سیاست داخلی، در مورد دولت آقای رئیسی، در مورد دولت آقای احمدی‌نژاد. همین‌ها را قبول ندارد، ولی ذوب در رهبری است. "آمدم سیاست‌های رهبری را اجرا کنم." این‌ها مسائل امروز ماست.

مسئله امروز خیلی شفاف است، واقعاً. بنده در عمرم، در این جمهوری اسلامی هیچ‌وقت با همچین انتخاباتی مواجه نبودم که دو تا کاندیدا باشد و این‌قدر نمایان تفاوت‌ها، این‌قدر واضح. یک کسی کاربلد. سال‌ها با اینکه مسئولیت نداشته، همه کشور را رفته بررسی کرده. خنده‌دار این است که آقای پزشکیان با آقای جلیلی می‌گوید: "تو یک اداره را تا حالا نچرخاندی." ولی همه کارهای دولت آقای رئیسی را باید آقای پزشکیان جواب بدهد؟ پزشکیان نمی‌خواهد جواب بدهد. با اینکه اصلاً دولت قبلی. اصلاً ما کار به نماینده مجلس بودیم. وزرا را تو رأی دادی. بهش می‌گویند وزیر مسکن آقای روحانی گفته مسکن مهر مزخرف است. می‌گوید: "حرف‌های او به من چه ربطی دارد؟" الان ربطی ندارد، ولی آن وقتی که رأی دادی که ربط داشت. آن وقتی که باید استیضاحش می‌کردی که ربط داشت. این‌قدر آدم بی‌مسئولیت. آن موقع چی گفتی؟ الان ربطی ندارد. باشد، اگر ربط ندارد، چرا بغلت چسبیده؟ چرا همه جا با تو است؟ چرا به عنوان کارشناس برش داشتی؟ باشد، الان ربطی ندارد. وقتی که وزیر بود، چرا یقه او را نگرفتی؟ وقتی که قطار تبریز-مشهد دچار سانحه شد، می‌خواستند استیضاح کنند این وزیر را، شما اجازه ندادید. این‌ها بی‌مسئولیتی است. این‌ها خیلی خطرناک است، این‌ها خیلی خطرناک. با مسئول بی‌دین می‌شود کنار آمد، ولی با مسئول بی‌عرضه نمی‌شود کنار آمد. به این قرآن و نهج‌البلاغه‌ای که ایشان گاهی هم غلط و غلوط می‌خواند، این‌ها خطر را بیشتر می‌کند، چون به اسم نهج و اسم قرآن هم تمام می‌شود. بسم الله. تمام نشود.

من و شما در شرایط حساسی هستیم عزیزان. این‌ها تعارف نیست، این‌ها شعار نیست. کما اینکه سال‌های قبلم وقتی می‌گفتیم، بعضی می‌گفتند آقا همه این‌ها یکی‌اند. دیدند یکی نیستند. دیدند آقای روحانی با آقای رئیسی چقدر فرق می‌کند. همین شب‌ها شما ادبیات این‌ها را دیدید. نوع حرف زدن آقای پزشکیان را ببینید. خودش دعوا ۶. جلیلی می‌گوید: "تو کارشناسی." بعد به ایشان توهین می‌کند. احترام به کارشناس این بود؟ احترام به متخصص این بود؟ جلوی دوربین که فیلم بازی می‌کنید این است. پشت پرده چه خبر است؟ خدا می‌داند. بعد تو می‌گویی احترام دانشجو را نگه دارند؟ تو احترام دانشمند را نگه نمی‌داری، جلو چشم ۸۰-۹۰ میلیون ایرانی. احترام دانشجو را نگه دارم؟

حرف زیاد است عزیزان. خیلی نمی‌خواهم طولانی کنم و به اتمام است، ان‌شاءالله. این دو روزی که وقت داریم را وقت بگذارید، تماس بگیریم، گفت‌وگو کنیم، در شهر راه بیفتیم، با هر که می‌توانیم: در اقواممان، همسایه‌مان، دوستمون، آشنایمون. اگر اهل روستا هستیم، برویم روستای خودمان. یکی دو روزه صحبت کنیم، این مسائل را بگوییم. چیزهایی که می‌فهمیم را مطرح کنیم، بدون تهمت. این‌هایی که بنده عرض کردم، یک دونش پشت پرده و مخفی نبود. همه‌اش چیزهایی بود که این چند وقت جلو چشمتان بود، خودتان دیدید همه این‌ها. خدای متعال به ما لطف کند. نعمت شهید رئیسی که از ما سلب شد، ان‌شاءالله از نعمت راه رئیسی محروم نشویم و آقای سعید جلیلی ان‌شاءالله راه ایشان را ادامه بدهد وگرنه خسارت. خسارت همچین رئیس جمهوری را این‌قدر زود از دست بدهیم، هم راه ایشان این‌قدر زود فراموش شود. ان‌شاءالله شرمنده این شهید و شهدای انقلاب نباشیم و ان‌شاءالله که قرص و محکم وایستیم در این مسیر تا روز قیامت خدای نکرده شرمنده نباشیم.

خدایا، به فضل و کرمت بهترین تقدیرات را برای این مردم در این جمعه رقم بزن. خدایا، روز به روز این مملکت را به سمت پیشرفت، به سمت قله‌ها، این حرکت را ادامه و این سرعت را بیشتر بفرما. هدیه به روح شهدا، امام بزرگ و همه کسانی که برای این...

۱ احتمالاً منظور "شهرستان کرد" نبوده و یک اشتباه تایپی است، اما با توجه به درخواست شما برای عدم تغییر معنی، این عبارت حفظ شده است.
۲ عدد ۴۰ روز ممکن است به زمان مشخصی اشاره داشته باشد که در متن اصلی بیان نشده و معنای دقیقی برای آن وجود ندارد، اما به دلیل حفظ متن اصلی، آن را نگه می‌داریم.
۳ اشاره به سخن حسن روحانی در مورد وعده ۱۰۰ روزه خود.
۴ اشاره به ماجرای "۷۷۰۸۰ سکه طلا" که در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی مطرح شد.
۵ نقل قول از سخن امام سجاد (ع) در کوفه.
۶ این قسمت ممکن است یک اشتباه تایپی باشد، اما به دلیل حفظ معنا و لحن اصلی، آن را حفظ می‌کنیم.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...