متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و فعال الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی ولل عقدة من لسانی.
یکی از آیات بسیار جامع قرآن کریم که در یک آیه، مشخصات کلی جامعه اسلامی و مردم مسلمان را معرفی کرده، آیه پایانی سوره مبارکه فتح است. آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح، آیهای است که اگر بخواهیم بگوییم جامعه اسلامی، حکومت اسلامی و مردم مسلمان، اگر قرار است در یک توضیح و ترسیم معرفی شوند، چه ویژگیهایی باید داشته باشند، این آیه آن را نشان داده و معرفی کرده است.
آیه جالبی هم هست؛ مثلاً یکی از ویژگیهای جالب این آیه این است که تمام ۲۹ حرف عربی در این آیه استفاده شده است. همانطور که محتوای حضرت و جامعه جامع است، وضعیت حروف هم جامع است و همه حروف را دربرمیگیرد. ویژگیهایی که در این آیه آمده، خیلی میتواند به ما کمک کند. شاخص بسیار مهمی است در بسیاری از انتخابها و تشخیصها. این آیه با این شاخصهایی که فرموده، کمک میکند. آیه را با هم بخوانیم و کمی پیرامون محتوای آیه گفتوگو کنیم.
میفرماید: «محمدٌ رسول الله.» (اللهم صل علی و آل محمد و عجل فرجهم.) از معدود آیات قرآن است که نام پیغمبر را آورده و بعد هم سریع اشاره به این کرده که پیامبر، رسول خداست. «وَالَّذِينَ مَعَهُ» دیگر معروف است که خیلی شنیدهاید و همه بلد هستید. «وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
آنهایی که با پیغمبرند، آنهایی که در خط پیغمبرند. این «با پیغمبر» منظور آنهایی که در مسجدند که نیست، یا آنهایی که کنار جسد و جسم پیغمبرند که نیست. آن که خیلی فضیلتی ندارد و لزوماً هرکه آنجا بود، عاقبتبهخیر نشد. همسر پیغمبر، آتشبیار معرکه بود. کسانی با پیغمبر نماز جمعه خواندند، وسط خطبه پیغمبر صدا آمد: «آه! دمپایی پاره!» نمیدانم، آفتابه ارزان، از اینجور چیزهای ارزان میفروختند. اینها خطبه پیغمبر را رها کردند، پا شدند رفتند جنس ارزان بخرند. خب، اینها هم با پیغمبر بودند دیگر! اینها که مدحی ازشان نمیشود، لزوماً به خاطر اینکه کنار پیغمبر بودند.
اگر اینطور باشد که اصلاً بیعدالتی است که جماعتی تقدیر تاریخیشان به این بوده که کنار پیغمبر باشند، (کما اینکه ما چه گناهی کردیم محرومیم؟) و فقط آنها چون کنار جسم پیغمبر بودند، مجانی میروند بهشت. اینها توهماتی است که بعضی وقتها بعضیها دارند. متأسفانه در عالم اسلام هم گاهی ما اینها را میبینیم. بعضی از اهل، بعضی از فرقههای اسلامی از این حرفها میزنند: «هرکه صحابه پیغمبر باشد...»
بعد خندهدار و بامزه این است که مثلاً یزید ۷۰۰ تا صحابه پیغمبر کشته است! شخصاً یک دانه یزید ۷۰۰ تا صحابه پیامبر را کشت. مشخص است. صحابه پیغمبر داشتیم درگیر بودند؛ عثمان مثلاً با ابوذر درگیر بود. بعد مثلاً معاویه حجر بن عدی را کشته است. بهشت... آدم یک وقتهایی فکر میکند که یک بخشهایی از تاریخ را نوشتند برای اینکه تو بخوانی بعد برگردند بگویند: «دوربین مخفی بود!» اینجوری است واقعاً. یعنی معاویه اینور ایستاده، حجر بن عدی آنور. اینها دنبالند که آن یکی را بکشند، هرکدام دنبال کشتن آن یکیاند، بعد جفتی میروند بهشت!
خب، اگر این قتلش واجب است، چطور معصوم است؟ اگر قتلش واجب نیست، این چطور دارد آدمی را که قتلش واجب نیست و قتلش حرام است، میکشد و میرود بهشت؟ پس این «وَالَّذِينَ مَعَهُ» منظور اینهایی که پای منبر پیغمبر بودند، در مسجد پیغمبر بودند، در دست پیغمبر بودند، نیست. نمیتواند باشد. قطعاً نیست. «وَالَّذِينَ مَعَهُ» یعنی آنهایی که افقشان با پیغمبر مشترک است.
در آیه دیگر در سوره مبارکه فرقان فرمود که روز قیامت همه حسرت میخورند از اینکه با پیغمبر نبودند: «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا». ای کاش با پیغمبر بودیم. معلوم میشود که با پیغمبر بودن برای همه من و شما هست و آنی که این مسیر را نرفت، قیامت حسرت میخورد. چه کسانی این مسیر را میروند؟ شاخصش این است که اگر نرفتیم، باختیم؛ هم خسارت دنیوی، هم خسارت اخروی، هم خسارت فردی، هم خسارت اجتماعی. شخص شما از مسیر پیغمبر فاصله بگیرد، شخص خودت شکست میخوری. جامعه شما از مسیر پیغمبر فاصله بگیرد، جامعهتان شکست میخورد.
آن امتی که خدا امضا کرده برایشان پیروزی را، فتح و غلبه را، در سوره مبارکه فتح و آیات دیگری از قرآن: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا». نصر و فتح را خدا اینجا قرار داده و برای این قرار داده که مردم بیایند در دین پیغمبر. این را خدا نصرت کرده و پیروز دانسته. این را پیروز میکند. این را امضا کرده و وعده داده که من پیروز میکنم آنهایی که با پیغمبرند. پیغمبر و رفقایش، پیغمبر و آنهایی که باهاشند. هر مسیر دیگری هم که باشد، قرآن گفته این شکست تویش است. یک مسیر برنده فقط آنهایی که با پیغمبرند.
چه کسانی با پیغمبرند؟ «وَالَّذِينَ مَعَهُ» چه ویژگیای دارند؟ دو تا ویژگی اصلی گفته. اول اینکه همین دو تا را اگر بگیریم، تمام است. همین دو تا را فقط بخواهیم ملاک قرار دهیم، خیلی از مسائل حل میشود. «وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
آنهایی که با پیغمبرند، اولاً «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»، بعد هم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». بالاخره یعنی با همدیگر ترحم دارند، محبت دارند. ممکن است اثر نفاق باشد، سالوسبازی باشد، ادا و اطوار باشد. دم انتخابات چقدر آدمهایی میبینیم که همه مهربان، دلسوز، فداکار، متواضع. شام میدهند، ناهار میدهند، به خانواده شهدا سر میزنند، در مساجد پیداشان میشود. اصلاً کف خیابان «رحماء بینهم» ولی روی هوا. «بینهم» انتخاباتی! بزرگوار، دیگر برای همین شاخص اولی که گفته، محک واقعی بودنش اینکه معلوم بشود واقعی است یا کیک است، اینجا معلوم میشود. «رحماء بینهم» کیک زیاد داریم. «رحماء بینهم» واقعی آنی است که قبلش «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» باشد. وگرنه از این لبخندها، اینجور احترامات، تواضع، دستبهسینه، ارادت، چاکریم، مخالف واقعیشان کفار باشند.
چون «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» هزینه دارد. «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» همیشه هزینه ندارد، منفعت هم دارد. و آنجایی که منفعت است، نفاق شکل میگیرد. آنجایی که هزینه است که نفاق شکل نمیگیرد. منافقانه فداکاری نمیکند که! اثر نفاق که من نمیآیم جلو گلوله بایستم مثلاً به من بخورد، من جانباز بشوم، میخواستم ادا در بیاورم، رفتم جانباز شدم، تیر خورده تو کمرم. اسباب نفاق برود مثلاً جانباز بشود، سلامتیاش بگذرد، جوانیاش بگذرد. وقت هزینهها، منافقین معلوم میشوند. وقتی منفعت است که همه هستند. «رحماء بینهم» منفعت است. احترام پیدا میکنم، اعتبار پیدا میکنم، رأی میآورم، خوبم را میگویند، تعریف میکنند. کفار تهمت میخورم، فحش دارد، شبنامه درست میکند، اذیتم میکند، تهدیدم میکند، ترورم میکند، تبعیدم میکند.
«کفار» جلو گذاشته. آنی که با پیغمبر است، اولین ویژگیاش این است که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ». خیلی بامزه است. ما خود پیغمبر را به عنوان... معرفی نمیکنیم. پیامبر کلاً رحمت للعالمین! بابا! رحمت را بد گفته برای یاران پیغمبر. رحمت را بد گفته. بعد تو خود پیغمبر فقط رحمتش را نگاه میکنی. اسلام رحمانی که میگویند، پیامبر مهربان دوستداشتنی، همش تو کوچه داشته با بچهها بازی میکرده. پیغمبر اکرم.
پیامبری که بعضی کتابها آدم میخواند، ابوسفیان و معاویه و جنگ و بدر و احد و شمشیر و زندان و اینها اصلاً به پیامبر نمیخورد. اصلاً تهمت است اینها! خیلی خندهدار. حالا نمیدانم واقعیت دارد یا لطیفه است. میگفتند که این اوشینو وقتی که داده بودند به ایران، پخش کرده بود. اوایل انقلاب یک جاهاییاش بالاخره به مصالح سانسور کرده بودند. میگفتند آنقدر این سانسور زیاد شده و شخصیت اوشین عوض شده، شوخی جدی میگفتند: «ژاپن گفته بود آقا مجدداً این را به ما بدهید ما به عنوان سریال جدید پخش بکنیم.» اوشین عوض شده بود. سانسورچی ما آنقدر از پیغمبر هی زدیم: «نه این زشت است، این این بچهها بدشان میآید، پیغمبر اینجا ترسناک میشود، نه این آنجوری است، نه این نفرت میآید.» اینها اصلاً پیغمبر جدید شده که الان خود خدا از ما میخرد. پیغمبر جا بزنم. عیدهای مبعث، میلاد پیغمبر، اینها در این پیجهای اینستاگرام و اینها که دور بزنید، قشنگ پیغمبر را میبینید.
البته ما منکر نیستیم که پیغمبر خیلی مهربان بوده. پیغمبر شمشیر... والا به خدا! شمشیرم دستش بود، جنگ میرفت، فرمانده جنگ هم بود. پیغمبر زخم هم برمیداشت، اسیر میگرفت، از دشمن میکشتند. آنجا میرفتند مثلاً حلوای دهین تقسیم... «دو کانتینر حلوای دهین آوردم، پخش ابوسفیان و بچههایش بخورند، کیف کنند.» جنگ بوده آقا! حلوا خیرات نمیکردند آنجا. توپ و ترقه و تفنگ و اینها بوده.
اول «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» گفته. اگر میخواهید شما با پیغمبر باشید، خب با پیغمبر باشیم یعنی چه؟ یعنی با پیغمبر برویم دیگر. تا آخر با پیغمبر بودن که به خودی خود که اثر و خاصیتی ندارد که. با پیغمبر باشیم چون شما انسانید و انسان یعنی موجود در حرکت و هدف دارید، مقصد دارید. با پیغمبر باش یعنی اگر میخواهی حرکتت درست باشد و به هدف برسی، باید با پیغمبر باشی. تو را در مسیر درست میبردت و به نتیجه میرساندت. با پیغمبر باشی یعنی این. با پیغمبر نباشی سر از بیراهه در میآوری. اگر هم میخواهی با پیغمبر باشی، اولین ویژگیاش این است: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ».
دستت در دست پیغمبر نیست و مسیرت مسیر درست نیست و دیگران را هم به مسیرهای دیگر خواهی برد. این خیلی شاخصهای عجیبی است. خیلی به درد میخورد. هم به درد انتخاباتتان میخورد، هم به درد ازدواجتان میخورد، هم به درد شغلتان میخورد، به درد شهری که میخواهی تویش زندگی کنی، مملکتی که میخواهی زندگی کنی. درس میخوانی، باسواد میشوی، دکتر میشوی، دانشگاه خوب دنیا هم از علم تو گاهی استفاده میکند ولی «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» نیستی، میشوی پیچسفتکن موشکها و جتهای آمریکایی و اسرائیلی که میخورد تو سر بچههای مظلوم. خیلی آدم خوب و مفیدی هم هستی. تو اگر نباشی، این همه موشک از کجا بیاورم بزنم؟ همه حاصل دسترنج تو است که میتوانند در چند روز خیلی مختصر ۳۰ هزار نفر را تکهتکه کنند. تو اگر درس نخوانده بودی، زحمت نکشیده بودی، مقاله آیاسآی نداشتی، اینها چطور میتوانستند ۳۰ هزار نفر را در چند روز...؟ خیلی تو عنصر مفیدی هستی برای دنیا. آفرین به تو! آدم درسخوان! با همین درسها که خواندی، میروی جهنم.
«عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ». قرآن میگوید همه جهنمیها مشت آدم شل و ول مفتخور نبودند، خیلیهایشان زحمتکش بودند. «عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ». ناصبه! (نصب) رفتم جهنم ولی خیلی هم تلاش کردم. شیمون پرز روزی ۱۸ ساعت کار میکرد. رهبر قبلی اسرائیل، سالی نمیدانم ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا، چقدر؟ یک وقتی من خوانده بودم شرح حالش را. ۱۰۰، ۱۰۰ و خردهای سفر خارجی فقط داشت. با هشتاد و خردهای سال سن کار میکرد. کار میکرد. صهیونیستها بعضیهاشان مثل بولدوزر کار میکنند. کارهای علمی میکنند، کارهای اجرایی میکنند، کار نظامی.
تو اگر نقشه نداشته باشی، طرح نداشته باشی، طرح دشمن را نشناسی، با همه خدمتها، با همه ویژگیهای خوب و با همه زحمتها، با همه دوندگیهایت، میشوی مهره اینها. از درس خواندنت استفاده میکنند، از نماز جماعتت استفاده میکنند، از قرآن خواندنت استفاده میکنند. اولین ویژگی، کفار است. آدمی را میخواهی انتخاب بکنی، میخواهی رأی بدهی، میخواهی تأیید بکنی، اولین ویژگی که در آن پیدا کنی این است. خاص و ویژهای اینجا دارد. هم «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» گفته، هم آن ور گفته: «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً». دشمن باید یکطوری باشد که در تو نسبت به خودش غلظت احساس کند. غلیظ، غلاظ و شداد میگویند. غلظت. اینجا این غلیظی که میگوییم آقا مثلاً غلظت خون دارد و اینها معنایش این نیست. غلظت یعنی سختی.
خیلی جالب است. دشمن میداند که این تند است، این معتدل است. خیلی این خندهدار است. بدبختی و خاک بر سریاش اینجاست که او میگوید معتدل است بعد بین ما پخش میشود: «این معتدل است!» چرا وقتی او گفته معتدل، تو باز همان آدم را با همان ادبیات و با همان تعریفی که از اعتدال و معتدل میشناسی، تو... دست تو در دست پیغمبر نیست. تو «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» نیستی. اگر خودت... تکی چرا جداست؟ تو «مع الرسول» نیستی. «مَعَهُ» نیستی. تو با جرج بوش و با نتانیاهو و اینها هستی، با یکی دیگر هستی. «وَمَعَكُمْ، مَعَكُمْ». تو زیارت جامعه کبیره حرم امام رضا میخوانی دیگر، زیارت جامعه را: «فَمَعَكُمْ، مَعَكُمْ». یک نسخه دارد: «لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ». یک نسخه دیگر دارد: «غَيْرِكُمْ». فقط با شما، فقط با شما. نه با دشمنتان. بر اساس نسخه دوم، نه با کسی غیر شما. نه اصلاً دشمن غیر شما. او میگوید معتدل، بعد تو میگویی معتدل است. به همان آدمی که گفته معتدل است، باز تو میگویی معتدل و بهدردبخور است!
این ادبیات یک زمانی در مملکت ما خیلی پررنگ بود ها! اوایل انقلاب که بنده خواندم، در سخنرانی حضرت امام و اینها که امام فرموده بود: «هرکه آنها دست گذاشتند و تأیید کردند، از چشم شما بیفتد.» واقعاً تعریف و تأیید نکنند. از یک دورههایی به بعد کمکم فروکش کرد. در این سالهای اخیر و این ۸ سال نکبتبار و ذلتباری که رخ داد، دیگر به اوج رسید. به اوج رسیدگی رسمأ در وقت تلفنکردن با اوباما: «مؤدب و باهوش یافتم.» کریسمس میشود برای آن وندی شرمن هدیه میفرستد. بعد او هم برای شما مصاحبه کرده بود، گفته بود: «این فلانفلانشده، نمیدانم یهودیم، برای من کریسمسها هدیه میفرستد.» به قول شماها، «یخها آب شده بودند» با همدیگر. بعد وجهه پیدا میکرد. یعنی مثلاً آمریکا، اسرائیل، انگلیس وقتی میگفتند که این معتدل است، واقعاً در یک طبقهای از مردم... خیلی چیز فاجعهباری است.
کفار وقتی کم بشود، شما پیغمبر... فاصله میگیرد. از پیغمبر فاصله گرفتی، مسیرت گم میشود، هدفت گم میشود، مایه و هویت دینیت فراموش میشود. میشود مثل خیلی از این کشورهای منطقه. چون ترکیه را نگاه کنید، اصلاً آدم خندهاش میگیرد. رؤسایش شعار «مرگ بر اسرائیل» میدهند، صادراتش به اسرائیل! شما اگر بگویید مثلاً یک دبه هم کم نکرد، یک دبه بگو آقا، یک دبه کاهش دادم من صادراتم را. روزی ۱۰۰ تن میوه فلان میفرستادم، یک دبه کاهش! یک کیلو کم کرد؟ یک کیلو به خاطر مردم غزه؟ شاید بیشتر کرده باشد که کمتر نکرده. خیلی عجیب است. گفته: «ببین، مراودات تجاریمان جداست!» استایل خیلی کثیفی است. مراودات تجاری و بودجهمان را این بسته. اردوغان که حالا بهش میگوییم اردوغان، این نیروی... حزباللهی ترکیه است. به عنوان نیروی تندرو مذهبی در ترکیه میشناسندش. ترکیه به عنوان انصار حزبالله ترکیه رأی آورده است. حزباللهیشان این است. یعنی رقبای این، رقبای اردوغان، اشکالشان به اردوغان این بوده که «این خیلی مذهبی است! این میخواهد جامعه ما را مذهبی کند.» ترکیه چیست؟ مسلمان! یک نادانی از اینجا پا میشود، میرود ترکیه را میبیند، برمیگردد میگوید: «بابا! اسلام آنجا بود! چقدر پرتیم!»
اسلام این دارد معرفی میکند. آیه جامعه اسلامی دارد معرفی میکند. جامعه اسلامی ویژگیهایش این است. اول، اول از همه «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»، دوم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». این دایره تنگی ندارد که من و تو نهایتاً همسایه بالاییمان تویش میماند. با ارفاق و تسامح، داداشم را یک کمی میتوانم من جزء جامعه مؤمنین حساب بکنم. مؤمنانشان تنگ است. دو سه نفر، من و آقای بهجت و سید علی قاضی، شاید با اغماض بتوانیم حالا بعضی از مراجع حی و حاضر را هم در دایره بگنجانیم. نه! دایره مؤمنین هم خیلی وسیع است.
«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» و «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ». آن کسی که چشم ندارد ما را ببیند، کسی که چشم ندارد دین ما را ببیند، کسی که چشم ندارد خوشی و شادی ما را ببیند، منافع ما را ببیند، پیشرفت ما را ببیند، عزت ما را ببیند. اینور خط هرکه هست، همه «بینهم» هستند. و جامعه اسلامی، جامعهای است که بین اینها ترحم و رحمت حرف اول را میزند. رحمت. رحمت خیلی مهم است. محبت، عشق، صفا، صمیمیت. رحمت را وقتی گفته میشود، این را توجه داشته باشید. رحمت معمولاً در برابر ضعف است. «ارحم ضعفی». ضعف. رحمت یعنی نقاط ضعف را نادیده گرفتن. یعنی من... اینها را خوب دقت بکنید نکاتی که عرض میکنم را. یعنی من در ارتباط با تو دنبال این نیستم که یک نقطه ضعف، یک گیر، یک اشکال، یک خطا، یک لغزش پیدا بکنم، آن را بکوبم تو سرت. بعضیها را دیدی میروند جنس طرف را یکجوری هم میزنند، یک اشکالی، یک ردی، یک پارگی چیزی پیدا کنند ۲۰۰ تومان تخفیف بگیرند رویش. عقلانیت اقتصادی جامعه ایمانی، جامعه ترحم «رحماء بینهم». خوب است دیگر بابا! بنده خدا نیاز دارد. حالا آن هم که از قصد، اگر پارگی هم داشته باشد که نرفته آن پشت یک تقه... اینجور پیش آمده دیگر. حالا بار میآوردند، جنس میآوردند، این بنده خدا متضرر است دیگر. حمل و نقل پاره شده. عمداً رفته چاک داده این را درست کنند، از بغلش برش بدهند. این چیست اینجا؟ کفارش هم خوب باشد ها! دست بزنمان کلاً بعضی وقتها... ولی به همدیگر که میرسیم، آن دسته نوازش است. دو تایش با هم. آنهایی که با پیغمبرند، این مدلی است. هم دست بزن خوبی دارند، یکی بخواهد چپ نگاه بکند، تعرض بکند، لگد بزند، پدرش را در میآورند. هم کسی لگد خورده باشد، آسیب دیده باشد، رفیقش هم حمایت میکند. این باید فرهنگ بشود بین من و شما، بین ماها در جامعهمان.
وقتی فرهنگ شد، ببین آقا! اینها که عرض میکنم نکات مهمی است. وقتی فرهنگ شد، آن وقت دیگر کسی نمیتواند تخلف بکند. آن وقت دیگر شما نمیآیی بگویی آقا چرا مثلاً در مسئولینمان این مشکلات را ما میبینیم. وقتی فراگیر شد، مسئول هم از همینجا در میآید دیگر. مسئول که تو آسمان که نمیافتد. مسئول کجا تربیت میشود؟ ما مثلاً یک کوره داریم تویش میزنیم. مایکروفر مثلاً چشم میچرخانیم، یک زمان هم بهش میدهیم مثلاً سه سال و شش ماه دیگر. میگذاریم یکی تو مایکروفر، سه ساله، ۶ ماه بعد تحویل میگیریم به عنوان کاندیدای نماینده مجلس. انیمیشن خوب، ورز آمده، پخته شده، آماده است. بفرستیمش تو مجلس. بعد میبینیم اینها خوب نپختند، درست نشدند. میگویند آقا مایکروفر خراب است. آن مایکروفر اسمش را گذاشتیم نظام جمهوری اسلامی. این نماینده، این کاندید همینجا بین شماها بزرگ شده. هیئت و مسجد و مدرسه و خیابان و خانواده و فامیل و... وقتی یک چیزی فرهنگ شد، فراگیر شد، از یک جایی هم شروع شد یا لااقل در یک جایی بود، این شعاعش متأثر میشود ازش. یک سری آدم متفاوت اینجا شکل میگیرد.
چرا جبهه آنقدر متفاوت بود؟ آدمهای جبهه آنقدر متفاوت بودند. واقعاً جبهه کارخانه آدمسازی بود. البته برمیگشتند. واقعاً برمیگشتند. خدا را در جبهه میگذاشتند، برمیگشتند. با مواردی داشتیم. یک طرف اختلاس کردیم، مثلاً رفیق فابریک باکری بودم. باکری و فلانی این دو تا با همدیگر. شهید باکری با حالات معنوی دارد نماز میخواند، آن رفته شهید اختلاسگران بغلیش. اینجوری نبود که هرکه رفت جبهه معصوم میشود، برمیگردد اینجا اعجاز از خودش نشان میدهد. ولی محیط یکطوری است، فضای یکطوری است، هرکه وارد میشد آن جو، آن اتمسفر متأثرش میکرد. خاشعش میکرد، خاضعش میکرد، نرمش میکرد، «اذلّةٍ علی المؤمنین» میشد، فداکار میشد، از طمع و حرص و چپاول دور میشد، اهل ترحم میشد. ما تو جبهه کسی دنبال مچگیری از کسی دیگر نبود. وقتی یک فرمانده اشتباه میکرد، او فرمانده... اثر اقتدار و قدرتطلبی و سلطنت نمیآمد یک چیزی دستور بدهد بعد بعداً اشتباه در فکر میکرد، بررسی میکرد، مشاوره میکرد، تواضع داشت. فرمانده سگدو نمیزد که فرمانده بشود. بقیه التماس میکردند برایش بهشت که «بیا فرمانده شو». رقیب مثلاً یک کاندید دیگر بود برای فرمانده، آن را تخریب نمیکرد. از چشم نمیانداخت که بیاید فرمانده بشود. بلکه خوبیهای آن را میگفت، خودش میرفت تو حاشیه او بیاید بالا. به زور وقتی میآوردنش بالا، از ۱۰۰ نفر مشورت میگرفت. اگر هم احیاناً از دستش در میرفت، یک خطای اشتباهی رخ میداد، کسی به رو نمیآورد. کسی نمیگذاشت اصلاً اشتباه سر جایش بنشیند. تا متوجه میشدند یکجوری رفع و رجوع میکردند از کانالهای مختلف که این اشتباه رخ ندهد. خیلی اینها مهمها!
جامعه اسلامی مدلی است. آن وقت جامعهای که این شکلی بود، آن نماینده و وکیل من و شما مجلسش میشود عصاره فضایل ملت ما. ما نماینده داشتیم تو مجلس کف گرگی میزد. الان هم لیست داده تهران. کف گرگی میزنی یعنی چه کف گرگی؟! بعد فحش میداد پشت تریبون. من نمیتوانم فحشش را الان بگویم. بعد بهش گفتم: «میدانی این فحش یعنی چه؟» میگوید: «نه من تا حالا نمیدانستم.» و بعد که فحش را دادم رفتم مراجعه... گفته: «اینها را به باباش نگاه نکن! جزء ارکان انقلاب است. صد جلد کتاب دارد، تدریس میشود.» «از فضل پدر تو را چه حاصل؟» ما خودمان باید یک تکانی بخوریم. فرهنگمان باید یک تکانی بخورد. البته مسئولین خیلی اثر دارند. فرهنگ ما مردم، شخصیت مسئولین خیلی اثر دارد در تربیت مسئولین. خیلی اثر دارد. انتخابات که میشود همش یادمان میافتد مسئولین این کار را نکردند، مسئولین آن کار را نکردند، مسئولین این کار را بکنند، مسئولین این کار را نکنند. درست هم هست ها! اصلش درست است ولی بخشی از مطلب است. بخش دومش هم این است که ما باید تربیت بکنیم. ما باید بسازیم. ما باید مطالباتمان عوض بشود. ما باید حال و هوایمان عوض بشود.
این دو تای اول بود: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». بعد ویژگیهای معنویشان را میگوید: «تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». به اینها که نگاه کنی، آثار رکوع و سجده را میبینی. معنویت اینها نمایان است. آنهایی که با پیغمبرند این شکلیاند. فقط این نیست که آقا شمشیر خوب میزند و نطق خوب میکند و نه! حال و هوای معنویشان به زیارت، باصفا، سحر، نماز شب، خلوت، دعا، مناجات، صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، دعای کمیل، مسجد، حرم... شما حاج قاسم سلیمانی را ببینید. خیلی ویژگیها واقعاً تطبیق دارد با ایشان. خودش را تطبیق بده با «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» را کدامش را من توضیح بدهم؟ چند تا مثال به من بگویید کفار؟ ۱۰۰ تا مثال میتوانیم بگوییم. «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» ۱۰۰ تا مثال از آن محبت و صمیمیتی که حاج قاسم نامهای که به حسین پورجعفری میدهد، شما نگاه کنید. رابطه دو تا همکار با همدیگر نیست. رابطه همکاری نیست. رابطه اداری نیست. رابطه کارمندی نیست. رابطه عشق است. حسین پورجعفری بازنشسته شده. حاج قاسم بهش نامه میدهد: «من در این سفر اخیر که رفتم تو بغلم نبودی، هی ناخودآگاه صدایت زدم حسین، حسین، حسین. من دیدم بدون تو نمیتوانم. باید برگردی با هم باشیم.» بازنشست شده، کارش تمام شده. به عشق حاج قاسم برمیگردد. بعد بعضی منابع موثق غیر معروف شنیدم که آخرین سفر هم که میخواست برود، ظاهراً سردار پورجعفری مریض بوده. حاج قاسم زنگ میزند، میگوید که: «میآیی برویم؟» میگوید: «حاجی بیمارم.» میگوید: «با هم شروع کردیم، با هم تمامش کنیم.» تمامش کنیم یعنی چه؟ «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»!
رابطهاش با بچههای یتیم و مادر شهید و خانواده شهدا و اینها که دیگر برایتان واضح است دیگر. ولی حاج قاسم اینها را توی یک خلوتی برای خودش تولید کرده. این ویترین حاج قاسم. کسی که میخواهد «مَعَهُ» باشد، با پیغمبر باشد. ما واقعاً اگر شاخصمان و توقعمان از مسئولین همینها باشد و دائم اینها را هی در جامعه تکرار بکنیم و ۲۴ ساعته هی اینها مطرح بشود، اینها علم باشد، خیلی اوضاع جامعهمان عوض میشود. یقین داشته باشید. رئیس جمهوری این مدلی باشد، نماینده مجلس این مدلی باشد، عضو شورای شهر این مدلی باشد، قاضی این مدلی باشد، به به به به به به! و هی این تکرار بشود و این توقع بشود و این فرهنگ باشد.
«تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». نگاهشان که میکنی، آثار رکوع و سجده میبینی. مشخص است. حال معنوی. زیارتی که حاج قاسم میآید، میبرندش تو ضریح. برای اولین بار غیر عالم، غیر روحانی را راه میدهند حرم. این مثلاً چی کم دارد از بقیه؟ گفتم: «حاج قاسم هم بیاید.» حاج قاسم میرود برای غبارروبی. حال حاج قاسم را شما ببینید غبارروبی چه حالی است. وقتی پرچم را به صورت میگذارد، وارد میشود، نماز میخواند. میشود «تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». گزافهای جدی که در بعضی از مسئولین ما هست، ضعف معنوی است. ضعف اخلاص. استاد اخلاق ندیده، جلسه معنوی نرفته، حال و هوای معنوی ندارد. نکات مهمی است. چند نفر شما این برایشان مهم است: «آقا آدم خوبی است این نماینده مجلس مثلاً سابقهاش این است که میخواهیم رأی بدهیم. سابقه خوبی دارد، فلان جا موضوع در مورد برجام گرفته، اینجا هم یک سری خدمات شهری داشته. چطور است؟» دنبال این هستی آب و هوای معنویش با کی در ارتباط است؟ کجاها میرود؟ حاج قاسم سلیمانی هرجایی، هر شهری، هر نقطهای وقتی میفهمید یک عالم اخلاقیای، صاحب نفسی هست، میرفت مشهد. اسم بیاورم، به واسطه بعضی دوستانش چگونه ارتباط داشتند با آن آقا. چند بار آمده بود خانهمان. آقا تلمذ کرده، گفتوگو میکرد، یاد میگرفت. خیلی اینها مهم است.
«يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا». دنبال ایناند که از جانب خدا فضل و رضایتی بیاید. «سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ». در چهرههایشان اثر سجده نمایان است. حال و هوای معنوی نمایان است. «ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ». اینهایی که گفتم، معرفینامه جامعه اسلامی و امت اسلامی در تورات بود. در تورات شما را چه شکلی معرفی کرده؟ این ویژگیها را گفتم. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». قشنگ هم مشکلات امت حضرت موسی همینها بود دیگر. کفار بودند. امت اسلامی، امت پیغمبر را گذاشتم کنار. بعداً میآیم که میگویند: «تو با خدا برو! ما همینجا نشستهایم.» میگویند: «به همدیگر رحم بکنیم.» بنیاسرائیل غذای مفصلی... حال و هوای معنوی هم که نداریم. گوساله هم که میرسیم، میگوییم که این خدای موسی است. آنقدر تعطیلیم در حال و هوای معنوی. این موسی شما بنده خدا آنقدر اهل دعا و چلهنشینی، بالای کوه رفتن و این هم وضع حال و هوای معنوی شماها و عبادت و درست حسابی. در تورات شماها را این شکلی معرفی کرد.
در انجیل چه شکلی معرفی کرده؟ خیلی قشنگ است. حضرت عیسی در انجیل... خوب حال و هوای انجیل حال و هوای بشارت است دیگر. تورات بیشتر حال و هوای دنیایی دارد. قانون و ضابطه و زندگی و نظم و اینها. انجیل حال و هوای معنوی دارد. دعا و مناجات و خدا و عرفان و خلوت و ذکر و ریاضت و... امت اسلامی را خدا پز امت پیغمبر و آنهایی که با پیغمبرند را هم به یهودیها داده، هم به مسیحیها. هم در تورات، هم در انجیل. در تورات با حال و هوای توراتی اینها گفته. در انجیل هم با حال و هوای انجیلی اینها گفته. حال و هوای توراتی: «اینها حرف گوشکن نیستیم. زندگیتان به درد نمیخورد. شما در ارتباطتان با دشمن روی ضابطه عمل میکنید.» در انجیل یک چیز دیگر گفته و «وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ».
این بخش را هم بخوانم. مثال اینها در انجیل چیست؟ مثل کِشتی زراعتی که «أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ». کمکم رشد کرده و در یک بعد وسیعی جوانه زده است. این جوانههای گندم که باهاش سبزه درست میکنند برای نوروز، دیدید دیگر! تکثیر میکند خودش را. به آن موازات آن محیطی که در اختیارش گذاشتند، تمام محیط را میگیرد. میگوید: «امت پیغمبر، آنهایی که با پیغمبرند، در انجیل این شکلی معرفی کردهاند.» گفته آقا اینها شبیه یک کِشتی که در محوطهای توسعه پیدا میکند. کمکم جوانه میزند، رشد میکند، «فَاسْتَغْلَظَ» محکم میشود. «فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ» روی پای خودش میایستد.
خیلی تعبیر عجیب و جالبی است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید که عبارت ایشان را برایتان بخوانم. خیلی عبارت قشنگی است. به درد این جلسه الانمان هم میخورد. آیه میگوید که آقا اینها وقتی اینجوری رشد میکنند، «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ». همه آنهایی که در کار کشت هستند به تعجب میافتند که مگر میشود یک کِشتی آنقدر پویا، آنقدر محکم، آنقدر فراگیر و وسیع؟ همه آنهایی که اهل کشت هستند به تعجب میافتند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه نکته خیلی قشنگی دارد. در جلد ۱۸ المیزان ایشان میفرماید که: «فيه اشاره» خوب دقت کنید: «الی اخذ المؤمنین فی الزیادة و العدة و القوة». دیگر معنایش این است که مؤمنین در یک مدت کوتاه، جامعه اسلامی با همه فشارها، با همه تهدیدها، با همه آسیبها، یک رشد عجیبی دارد. به یک بلوغی میرسند، به یک رشدی میرسند. تعدادی که پیدا میکنند، رشدی که پیدا میکنند، عدهای که پیدا میکنند، قوتی که پیدا میکنند، روز به روز رشدشان با یک مقیاسی است که هرکه نگاه میکند میبیند آقا این رشد، رشد طبیعی نیست.
خیلی جالب است. شما در انقلاب خودمان نگاه کنید. شما همین انتخاباتی که الان فردا داریم را نگاه کنید. آقا یک تعدادی چند ده شبکه و کانال و سایت به زبانهای مختلف عربی، انگلیسی، فارسی، صبح تا شب در مورد این انتخابات دارند میگویند که آقا انتخابات جمهوری اسلامی به درد نمیخورد، فایده ندارد. در الجزایر وقتی مردم یک بار انتخاب میکنند، چقدر مگر بعدش تحول؟ همان است دیگر معمولاً. چند بار شنیدید مثلاً شبکههای بینالمللی که مرور بکنیم آقا این یک هفته همه گرفتند روی انتخابات الجزایر؟ تا حالا پیش آمده برایتان؟ انتخابات الجزایر کیست اصلاً؟ الجزایر انتخابات دارد یا ندارد؟ عربستان که به قول رهبر انقلاب فرق صندوق رأی با صندوق میوه را نمیدانند چیست. کسی کار ندارد. آقا انتخابات پاکستان مثلاً. این همه کشور با هم در دنیا داریم. آقا آنجا هم قاعدتاً انتخابشان بیخاصیت نیست یا همه جا با خاصیت است. فقط به ما که رسید... معمولاً انتخابات شما هرجای دنیا بروی با مردم صحبت کنی، همه میگویند آقا ما مسئولین بهدردنخورند، مجلس ما بیخود است، دولت ما بیخود است. اصلاً رأی نمیدهند. غالب کشورها اصلاً مردم مشارکتشان ۲۰ درصد، ۳۰ درصد است. اصلاً قبول ندارند انتخاباتها را. فایده هم ندارد. نه این کشورهای درب و داغان! فرانسه هم همین است، اتریشش هم همین است، هلندش هم همین است. شما درصد مشارکت مثلاً فکر میکنید در هلند چقدر است؟ در فرانسه؟ در رؤیاشان هم مثلاً انتخابات به ۴۰ درصد برسد. چراغ به فرانسه کسی کار ندارد. الان یک هفته مانده به انتخابات فرانسه. همه باید الان ۵۰۰ تا شبکه باید بگویند: «مردم رأی ندهید ها! بهدردبخور نیست.» کسی پول خرج نمیکند که بخواهد به مردم فرانسه بگوید رأی ندهید. میگوید من بیایم امکانات بدهم، ماهواره هوا کنم، شبکه بسازم، صبح تا شب به تهیهکننده، کارگردان، برنامهساز پول بدهم، سالی چند میلیون دلار خرج بکنم که این برنامه برود روی آنتن که بعد مثلاً اعلام بکنم: «مردم فرانسه رأی ندهید!» میخواهند بدهند یا ندهند؟ خب چرا اینها را برای ایران خرج میکنند؟! سؤال نیست الان برای شما؟ سؤال است دیگر.
«ببین، من رأی دادم سری قبل بهدردنخور بود، ببین نماینده بهدردنخور است.» تو چرا این همه دلار خرج... خیلی خرج کردی این چند وقت. این همه کانال، این همه سایت، این همه شبکه ماهوارهای. یک ساعت شبکه ماهوارهای برنامه اجرا کردن چند دلار هزینه دارد؟ این آمار را در بیاورید. شبکه... حالا اسم نیاورم که سوءتفاهم نشود. بعضی شبکههایی که حالا بنده خبر دارم، شبکههای مذهبی که در ماهواره فعالاند، مثلاً نمیدانم ساعتی نمیدانم ۵۰ هزار دلار... چقدر است؟ آمار عجیبی است که یک ساعت میخواهم برنامه بیاورم روی ماهواره. ۲۴ ساعته چند صد تا کانال، چند ده تا سایت، چند صد تا شبکه ماهوارهای... همان نکتهای که بشارتی است که در انجیل داده. گفته اینها آقا رشدشان و تکثیرشان اصلاً در محاسبات بشری نمیگنجد. این بشارتی است که از امت پیغمبر در انجیل آمده است. با هر امتی، با هر جامعهای، با هر مردمی اینها تفاوت دارند. امت پیغمبر، تکثیرشان خیلی عجیب غریب است. و اگر وا نایستد، دشمن سفت نکوباند تو سر اینها، ول کند، صبح تا شب اگر تو سرشان نزند که به صورت عادی و طبیعی تکثیر بشوند و انتخابات و رأی بدهند، یکهو کل دنیا را میگیرند! واقعاً هم همین است. یعنی بعد از ظهور ما یکهو کل دنیا را میگیریم. الکی! الان که هیچ کاری نکردیم، پول نداشتیم خرج نکردیم.
شما یمن را الان نگاه کن. بعد این تز مقاومتی که از ما رفته در یمنیها. شما ببین چه تکذیری دارد. در خود یمنیها بیشتر میشود آمار حزباللهیها، مجاهدین، آدمهای پاکار، اهل دشمنی و وایسادن روبروی آمریکا و اسرائیل. در یمن روزبهروز دارد کم میشود یا بیشتر میشود؟ دشمنیها با یمنیها دارد کمتر میشود یا بیشتر میشود؟ این اصلاً عادی نیست. «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ». نمیشود که من هی آفت توی مزرعه بفرستم، ببینم درختش یکی دیگر هم از آنور جوانه زد. ۵ تا آفت دیگر میفرستم، ببینم ۵ تا دیگر درخت از پشت جوانه زد. نمیشود آخه! این بشارتی است که در مورد امت پیغمبر در انجیل داده. گفته سرعت رشد و تکثیر اینها اعجاببرانگیز است، قابل محاسبه نیست. از چی میترسند؟ از این تکثیر است و از این جمعیت است و از این با هم بودن است. حالا شما فردا خواهید دید مشارکت یک رقم میخورد. بعضی رفقا میگفتند آقا این برف بد موقع است، انگار خدا هم میخواهد مردم رأی ندهند. نه! اتفاقاً خدا میخواهد «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» بکند. فردا مردم میآیند تو برف تو صف رأی میایستند. در انتخاباتی که با دلار نزدیک ۶۰ تومان بوده، با اجاره خانه ۱۸ میلیونی بوده، با این همه فشار. انتخاباتی که شش ماهه دارند شبانهروز میگویند ملت... طرف من و تو را دارد تعطیل میکند. از یک ماه پیش این الان مافیا را که زدند، دارد وصیت میکند. وصیتش فقط این است، به یک چیز وصیت دارد. میگوید: «فقط رأی ندهید.» همین یک دانه. چرا؟ الان چه علامت همبستگی، اتصال و این هویت جمعی است که ما این همه سم انداختیم، این درخت هنوز سرپا است، شاخ و برگ دارد، میوه میدهد. هنوز ملت... من یک سمی آوردم، دیگر این را میزنم، دیگر نمیدانی اینها چی میشوند. بعد فردا میبینی ۱۰ تا میوه از پشت در آمده است.
استایل من... من میخواهم از تو آب دریا بریزم توی این کانالهایی که حماس آن زیر زده، آب نبندند. البته ما پشت... ما اصلاً شمال غزه کار نداریم، دعوا نداریم برای شمال غزه. چی شد؟ تخریب میکند من را، هویت برای من نمیگذارد. اینها با همند، اینها به هم چسبیدهاند و دائم دارند تکثیر میشوند و دائم دارند میوه میدهند. فردای «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ»ش این است که خدا حالا این همه سال در اسفند برف نفرستاده. خدا خیلی باحال است. ۲۲ بهمن در هوای بهاری رفتیم تظاهرات. حالا من که نبودم، رفتید شما تظاهرات. الله اکبر گفتیم. در هوای کاملاً بهاری کیف کردیم. خدا یک حال بهت ۲۲ بهمن داده، هوا گفته بهاری. شمال. ولی اسفند یک انتخابات در برف داریم، خودت را آماده کن. دنیا بیاید بگوید بابا این... این اصلاً دیگر من به اختلاس و دلار ۶۰ تومن کار ندارم، این ملت دارند میلرزند! این را چرا اینها آنقدر باید تکثیر بشوند؟ چرا من هرچی میگویم رأی بیرأی، بعد بعداً آن تزی که میگوید ملت رأی بدهد، آن تکثیر میشود، او قالب میشود، میماند.
اول اینکه چرا میماند؟ کدام تزی در دنیا وقتی این حجم از آدم و دشمنی باهاش درگیر میشود اصلاً میماند؟ تکثیر میشود. یعنی ایران را میزنند. اول انقلاب ما قم را میزنند، تبریز بلند میشود. تبریز را میزنند، لبنان بلند میشود. فلسطین و یمن و لبنان را با هم میزنند، کل اروپا بلند میشود. از تو کره طرف مسلمان میشود، پا میشود میآید مشهد، میشود مشکی. من الان فلسطین را زدم، باید دوز انقلابیگری در فلسطین بخوابد. این بشارتی است که خدا در معرفی امت پیغمبر در انجیل داده. گفته این را هرچی بزنند یکجا دیگر بیشتر در میآید. جمله رهبری: «هرجا که ما از یک جایی ریزش داشتیم، رویش دو برابر بود.» ویژگی امت پیغمبر به این شرطش این است که با پیغمبر باشید. اگر با پیغمبر بودید، یکجا را اگر زدند، امام فرمود: «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.» یعنی یک سلیمانی را میزند، یکهو ۱۰۰ تا سلیمانی. احمدی روشن را زدند، یکهو ۳۰۰ تا نقطه ما اعلام کردند میخواهند تغییر رشته بدهند به انرژی هستهای. خیلی خندهدار است. هرجایی میزنند ملت میگویند: «دیگر نریا اینجا!» میگوید: «پسرم، بورس، بورس هستهای که داری میخوانی، از فردا میرود هستهای.»
امت پیغمبر، این بشارتی است که خدا داده و این تکثیری که میشویم فردای جمعیتی میآید. انشاءالله. من اصلاً نمیخواهم تشویق بکنم، کار از تشویق و نمیدانم و... گذشته. من دارم خبر بهتان میدهم از آینده. انشاءالله خبر غیبی نیست ها! اینها بر اساس معارف قرآن است. البته محاسباتی، چیزهایی هم به هر حال از اینور و آنور گاهی به آدم میرسد. حرفهایی که شاید بشود آدم دلش به آن گرم باشد. انشاءالله این ماه رمضانی که در پیش است، خبرهای خوبی خواهیم شنید و میشنویم انشاءالله از اسرائیل و وضعیت اسرائیل و فلسطین که شرطش البته این مشارکت فردای شماست. یک بنزین و یک سوخت و یک انرژی جدید به امت اسلام. فردا یک کیسهکشی امت اسلام داریم در ایران. امت اسلام شاد و شاد از همان میآید بیرون. ماشاءالله! میوههای این راهی که فردا میدهید، یک دو سه هفته دیگر انشاءالله در اسرائیل خوشهای و بمبهایی که میخورد تو سر اینها به مرور. و جلوتر این قدرت دست و این قوت بازوی رأیتان صدایش از آنجا در میآید. طرف گفت: «دارم ساز میزنم.» گفت: «چرا صدا ندارد؟» بگو: «فردا صدایش در میآید.» داشت دزدی میکرد، صدایش دو سه هفته دیگر از اسرائیل در میآید.
این تکثیر است، این انرژی است. بعضیها فکر کردند که حالا مثلاً جمهوری اسلامی دیگر دارد تمام میشود و زن، زندگی، آزادی گفتند که میرویم آقا چهار تا عمامه میزنیم، آخوندهایشان میترسند، مینشینند تو خانه. ملت راه افتادند همه از ماها بوس میکردند. کلاه خاخامهای یهودی را میخواهیم بزنیم. اگر از فردا خاخامی دیگر جگر کرد بیا تو خیابان با کلاه. شما بگو ما در قم اعلام کردند که آقا... یعنی پیغمبر دائم در حال تکثیر است. «لِیَغیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ». صدای کفار در میآید، ناله کفار بلند است که ما چرا نمیتوانیم اینها را زمینگیر کنیم؟ چرا اینها نمیخورند؟ چرا هرجا میزنیم در جای دیگر در میآید و همبستهتر میشوند، محکمتر میشوند، رفیقتر میشوند، «رحماء بینهم»شان بیشتر میشود.
چهار تا شبهه و سلیمانی زدن با ابومهدی، تا قبلش عراق شعاری که در خیابان بغداد میزدند میگفتند: «ایران بره، بغداد طبق حرة»، «ایران بره بیرون تا بغداد آزاد بشه.» زدن شهید سلیمانی را ترور کردند. اولین کسی که تجمع و راهپیمایی میلیونی را انداخت در مراسم تشییع حاج قاسم، عراقیها بودند! خیلی خندهدار! همه با هم جشن بگیرند تو عراق «ایران بره بیرون». خب اول فرماندتان را انداختند بیرون، بقیهتان هم بروید. محاسبه همه دنیاست. فقط مادرشان را بزنند، فداتان بشوم! کجا میخواهیم برویم؟ سلیمانی، ابومهدی ندارد. این وحدتی که خدا قرار داده انشاءالله حفظش بکنیم. فردا انشاءالله این مانور بیاییم «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» کفار بشود. ببینند این همه خرج کردند، این همه فحش دادند، این همه سر و صدا کردند، بعد در برف، در سرما، با لرز، در این صفهای طولانی ملت ایستادند رأی بدهند. خدا اینجوری کرده بر شکوه قضیه بیفزاید. حالت معمولی در هوای طبیعی میرفتیم رأی میدادیم، خیلی حال نمیداد. باید بسوزد. خدا طراحی کرده بسوزد. این برف اصلاً فلسفهاش این است. شما را خنک میکند، نتانیاهو از ۸۰ جا میسوزد.
خدا انشاءالله فرج آقامون امام زمان را برساند. و حالا مراسم امشب را رفقا جشن گرفتند. یک شوخی هم بگویم با رفقا و مجلس میلاد حضرت رقیه سلاماللهعلیها. مراسم جشن گرفتند. البته اشکالی ندارد. حالا یک مجلس نام حضرت رقیه میلادی باشد، به هر حال ایشان یک روزی به دنیا آمده دیگر. ما یادبود روز میلاد ایشان جمع بشویم، جشن بگیریم، اشکال ندارد. برای اینکه حالا در شعبان روزش مشخص باشد، بنده سند معتبری ندیدم مبنی بر اینکه روز خاصی را گفته باشند. حتی عامش، یعنی اصلاً یک روزی را گفته باشند، چه برسد به اینکه در شعبان گفته باشد. ولی حالا شوخیاش این است که شاید بعضیها دیدند که بالاخره امام سجاد شعبان به دنیا آمدند، حضرت علی اکبر شعبان به دنیا آمدند، گفتند که قاعدتاً حضرت رقیه هم سلاماللهعلیها شعبان به دنیا آمده. شاید محاسبه دوستان این بوده برای اینکه در شعبان میلاد حضرت رقیه سلاماللهعلیها را جشن بگیرند. ولی به هر حال ما ابراز ارادت و علاقه میکنیم به حضرت رقیه سلاماللهعلیها و انشاءالله که عنایات و برکات این بانوی بزرگوار در این شب جمعه که شب رحمت است، بر ما جاری بشود و این «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» انشاءالله از رحمتی که از جانب امام حسین که رحمتاللهالواسعه است، جاری بشود در جامعه ما و قلب امت لبریز از محبت و رحمت نسبت به همدیگر بشود و آن «لیغیظ» برای کفار انشاءالله حاصل بشود از دیدن این همه همبستگی و محبت و رفاقت و صمیمیت و پشت مردم ما.
خدایا این امت را به بالاترین موقعیتها و پیروزیها، به همین سرعت و زودی این پیروزیها و این موقعیتهای عالی را نصیب این امت بگردان. دشمنان را خوار و ذلیل و منکوب بفرما. روز به روز بر غیظ، سوزش، بر حسرت و خودخوری دشمنان ما بیفزا. روز به روز بر عزت و عظمت و شکوه امت اسلام بیفزا. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت و عنایت بفرما. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و فعال الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی ولل عقدة من لسانی.
یکی از آیات بسیار جامع قرآن کریم که در یک آیه، مشخصات کلی جامعه اسلامی و مردم مسلمان را معرفی کرده، آیه پایانی سوره مبارکه فتح است. آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح، آیهای است که اگر بخواهیم بگوییم جامعه اسلامی، حکومت اسلامی و مردم مسلمان، اگر قرار است در یک توضیح و ترسیم معرفی شوند، چه ویژگیهایی باید داشته باشند، این آیه آن را نشان داده و معرفی کرده است.
آیه جالبی هم هست؛ مثلاً یکی از ویژگیهای جالب این آیه این است که تمام ۲۹ حرف عربی در این آیه استفاده شده است. همانطور که محتوای حضرت و جامعه جامع است، وضعیت حروف هم جامع است و همه حروف را دربرمیگیرد. ویژگیهایی که در این آیه آمده، خیلی میتواند به ما کمک کند. شاخص بسیار مهمی است در بسیاری از انتخابها و تشخیصها. این آیه با این شاخصهایی که فرموده، کمک میکند. آیه را با هم بخوانیم و کمی پیرامون محتوای آیه گفتوگو کنیم.
میفرماید: «محمدٌ رسول الله.» (اللهم صل علی و آل محمد و عجل فرجهم.) از معدود آیات قرآن است که نام پیغمبر را آورده و بعد هم سریع اشاره به این کرده که پیامبر، رسول خداست. «وَالَّذِينَ مَعَهُ» دیگر معروف است که خیلی شنیدهاید و همه بلد هستید. «وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
آنهایی که با پیغمبرند، آنهایی که در خط پیغمبرند. این «با پیغمبر» منظور آنهایی که در مسجدند که نیست، یا آنهایی که کنار جسد و جسم پیغمبرند که نیست. آن که خیلی فضیلتی ندارد و لزوماً هرکه آنجا بود، عاقبتبهخیر نشد. همسر پیغمبر، آتشبیار معرکه بود. کسانی با پیغمبر نماز جمعه خواندند، وسط خطبه پیغمبر صدا آمد: «آه! دمپایی پاره!» نمیدانم، آفتابه ارزان، از اینجور چیزهای ارزان میفروختند. اینها خطبه پیغمبر را رها کردند، پا شدند رفتند جنس ارزان بخرند. خب، اینها هم با پیغمبر بودند دیگر! اینها که مدحی ازشان نمیشود، لزوماً به خاطر اینکه کنار پیغمبر بودند.
اگر اینطور باشد که اصلاً بیعدالتی است که جماعتی تقدیر تاریخیشان به این بوده که کنار پیغمبر باشند، (کما اینکه ما چه گناهی کردیم محرومیم؟) و فقط آنها چون کنار جسم پیغمبر بودند، مجانی میروند بهشت. اینها توهماتی است که بعضی وقتها بعضیها دارند. متأسفانه در عالم اسلام هم گاهی ما اینها را میبینیم. بعضی از اهل، بعضی از فرقههای اسلامی از این حرفها میزنند: «هرکه صحابه پیغمبر باشد...»
بعد خندهدار و بامزه این است که مثلاً یزید ۷۰۰ تا صحابه پیغمبر کشته است! شخصاً یک دانه یزید ۷۰۰ تا صحابه پیامبر را کشت. مشخص است. صحابه پیغمبر داشتیم درگیر بودند؛ عثمان مثلاً با ابوذر درگیر بود. بعد مثلاً معاویه حجر بن عدی را کشته است. بهشت... آدم یک وقتهایی فکر میکند که یک بخشهایی از تاریخ را نوشتند برای اینکه تو بخوانی بعد برگردند بگویند: «دوربین مخفی بود!» اینجوری است واقعاً. یعنی معاویه اینور ایستاده، حجر بن عدی آنور. اینها دنبالند که آن یکی را بکشند، هرکدام دنبال کشتن آن یکیاند، بعد جفتی میروند بهشت!
خب، اگر این قتلش واجب است، چطور معصوم است؟ اگر قتلش واجب نیست، این چطور دارد آدمی را که قتلش واجب نیست و قتلش حرام است، میکشد و میرود بهشت؟ پس این «وَالَّذِينَ مَعَهُ» منظور اینهایی که پای منبر پیغمبر بودند، در مسجد پیغمبر بودند، در دست پیغمبر بودند، نیست. نمیتواند باشد. قطعاً نیست. «وَالَّذِينَ مَعَهُ» یعنی آنهایی که افقشان با پیغمبر مشترک است.
در آیه دیگر در سوره مبارکه فرقان فرمود که روز قیامت همه حسرت میخورند از اینکه با پیغمبر نبودند: «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا». ای کاش با پیغمبر بودیم. معلوم میشود که با پیغمبر بودن برای همه من و شما هست و آنی که این مسیر را نرفت، قیامت حسرت میخورد. چه کسانی این مسیر را میروند؟ شاخصش این است که اگر نرفتیم، باختیم؛ هم خسارت دنیوی، هم خسارت اخروی، هم خسارت فردی، هم خسارت اجتماعی. شخص شما از مسیر پیغمبر فاصله بگیرد، شخص خودت شکست میخوری. جامعه شما از مسیر پیغمبر فاصله بگیرد، جامعهتان شکست میخورد.
آن امتی که خدا امضا کرده برایشان پیروزی را، فتح و غلبه را، در سوره مبارکه فتح و آیات دیگری از قرآن: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا». نصر و فتح را خدا اینجا قرار داده و برای این قرار داده که مردم بیایند در دین پیغمبر. این را خدا نصرت کرده و پیروز دانسته. این را پیروز میکند. این را امضا کرده و وعده داده که من پیروز میکنم آنهایی که با پیغمبرند. پیغمبر و رفقایش، پیغمبر و آنهایی که باهاشند. هر مسیر دیگری هم که باشد، قرآن گفته این شکست تویش است. یک مسیر برنده فقط آنهایی که با پیغمبرند.
چه کسانی با پیغمبرند؟ «وَالَّذِينَ مَعَهُ» چه ویژگیای دارند؟ دو تا ویژگی اصلی گفته. اول اینکه همین دو تا را اگر بگیریم، تمام است. همین دو تا را فقط بخواهیم ملاک قرار دهیم، خیلی از مسائل حل میشود. «وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
آنهایی که با پیغمبرند، اولاً «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»، بعد هم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». بالاخره یعنی با همدیگر ترحم دارند، محبت دارند. ممکن است اثر نفاق باشد، سالوسبازی باشد، ادا و اطوار باشد. دم انتخابات چقدر آدمهایی میبینیم که همه مهربان، دلسوز، فداکار، متواضع. شام میدهند، ناهار میدهند، به خانواده شهدا سر میزنند، در مساجد پیداشان میشود. اصلاً کف خیابان «رحماء بینهم» ولی روی هوا. «بینهم» انتخاباتی! بزرگوار، دیگر برای همین شاخص اولی که گفته، محک واقعی بودنش اینکه معلوم بشود واقعی است یا کیک است، اینجا معلوم میشود. «رحماء بینهم» کیک زیاد داریم. «رحماء بینهم» واقعی آنی است که قبلش «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» باشد. وگرنه از این لبخندها، اینجور احترامات، تواضع، دستبهسینه، ارادت، چاکریم، مخالف واقعیشان کفار باشند.
چون «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» هزینه دارد. «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» همیشه هزینه ندارد، منفعت هم دارد. و آنجایی که منفعت است، نفاق شکل میگیرد. آنجایی که هزینه است که نفاق شکل نمیگیرد. منافقانه فداکاری نمیکند که! اثر نفاق که من نمیآیم جلو گلوله بایستم مثلاً به من بخورد، من جانباز بشوم، میخواستم ادا در بیاورم، رفتم جانباز شدم، تیر خورده تو کمرم. اسباب نفاق برود مثلاً جانباز بشود، سلامتیاش بگذرد، جوانیاش بگذرد. وقت هزینهها، منافقین معلوم میشوند. وقتی منفعت است که همه هستند. «رحماء بینهم» منفعت است. احترام پیدا میکنم، اعتبار پیدا میکنم، رأی میآورم، خوبم را میگویند، تعریف میکنند. کفار تهمت میخورم، فحش دارد، شبنامه درست میکند، اذیتم میکند، تهدیدم میکند، ترورم میکند، تبعیدم میکند.
«کفار» جلو گذاشته. آنی که با پیغمبر است، اولین ویژگیاش این است که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ». خیلی بامزه است. ما خود پیغمبر را به عنوان... معرفی نمیکنیم. پیامبر کلاً رحمت للعالمین! بابا! رحمت را بد گفته برای یاران پیغمبر. رحمت را بد گفته. بعد تو خود پیغمبر فقط رحمتش را نگاه میکنی. اسلام رحمانی که میگویند، پیامبر مهربان دوستداشتنی، همش تو کوچه داشته با بچهها بازی میکرده. پیغمبر اکرم.
پیامبری که بعضی کتابها آدم میخواند، ابوسفیان و معاویه و جنگ و بدر و احد و شمشیر و زندان و اینها اصلاً به پیامبر نمیخورد. اصلاً تهمت است اینها! خیلی خندهدار. حالا نمیدانم واقعیت دارد یا لطیفه است. میگفتند که این اوشینو وقتی که داده بودند به ایران، پخش کرده بود. اوایل انقلاب یک جاهاییاش بالاخره به مصالح سانسور کرده بودند. میگفتند آنقدر این سانسور زیاد شده و شخصیت اوشین عوض شده، شوخی جدی میگفتند: «ژاپن گفته بود آقا مجدداً این را به ما بدهید ما به عنوان سریال جدید پخش بکنیم.» اوشین عوض شده بود. سانسورچی ما آنقدر از پیغمبر هی زدیم: «نه این زشت است، این این بچهها بدشان میآید، پیغمبر اینجا ترسناک میشود، نه این آنجوری است، نه این نفرت میآید.» اینها اصلاً پیغمبر جدید شده که الان خود خدا از ما میخرد. پیغمبر جا بزنم. عیدهای مبعث، میلاد پیغمبر، اینها در این پیجهای اینستاگرام و اینها که دور بزنید، قشنگ پیغمبر را میبینید.
البته ما منکر نیستیم که پیغمبر خیلی مهربان بوده. پیغمبر شمشیر... والا به خدا! شمشیرم دستش بود، جنگ میرفت، فرمانده جنگ هم بود. پیغمبر زخم هم برمیداشت، اسیر میگرفت، از دشمن میکشتند. آنجا میرفتند مثلاً حلوای دهین تقسیم... «دو کانتینر حلوای دهین آوردم، پخش ابوسفیان و بچههایش بخورند، کیف کنند.» جنگ بوده آقا! حلوا خیرات نمیکردند آنجا. توپ و ترقه و تفنگ و اینها بوده.
اول «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» گفته. اگر میخواهید شما با پیغمبر باشید، خب با پیغمبر باشیم یعنی چه؟ یعنی با پیغمبر برویم دیگر. تا آخر با پیغمبر بودن که به خودی خود که اثر و خاصیتی ندارد که. با پیغمبر باشیم چون شما انسانید و انسان یعنی موجود در حرکت و هدف دارید، مقصد دارید. با پیغمبر باش یعنی اگر میخواهی حرکتت درست باشد و به هدف برسی، باید با پیغمبر باشی. تو را در مسیر درست میبردت و به نتیجه میرساندت. با پیغمبر باشی یعنی این. با پیغمبر نباشی سر از بیراهه در میآوری. اگر هم میخواهی با پیغمبر باشی، اولین ویژگیاش این است: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ».
دستت در دست پیغمبر نیست و مسیرت مسیر درست نیست و دیگران را هم به مسیرهای دیگر خواهی برد. این خیلی شاخصهای عجیبی است. خیلی به درد میخورد. هم به درد انتخاباتتان میخورد، هم به درد ازدواجتان میخورد، هم به درد شغلتان میخورد، به درد شهری که میخواهی تویش زندگی کنی، مملکتی که میخواهی زندگی کنی. درس میخوانی، باسواد میشوی، دکتر میشوی، دانشگاه خوب دنیا هم از علم تو گاهی استفاده میکند ولی «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» نیستی، میشوی پیچسفتکن موشکها و جتهای آمریکایی و اسرائیلی که میخورد تو سر بچههای مظلوم. خیلی آدم خوب و مفیدی هم هستی. تو اگر نباشی، این همه موشک از کجا بیاورم بزنم؟ همه حاصل دسترنج تو است که میتوانند در چند روز خیلی مختصر ۳۰ هزار نفر را تکهتکه کنند. تو اگر درس نخوانده بودی، زحمت نکشیده بودی، مقاله آیاسآی نداشتی، اینها چطور میتوانستند ۳۰ هزار نفر را در چند روز...؟ خیلی تو عنصر مفیدی هستی برای دنیا. آفرین به تو! آدم درسخوان! با همین درسها که خواندی، میروی جهنم.
«عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ». قرآن میگوید همه جهنمیها مشت آدم شل و ول مفتخور نبودند، خیلیهایشان زحمتکش بودند. «عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ». ناصبه! (نصب) رفتم جهنم ولی خیلی هم تلاش کردم. شیمون پرز روزی ۱۸ ساعت کار میکرد. رهبر قبلی اسرائیل، سالی نمیدانم ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا، چقدر؟ یک وقتی من خوانده بودم شرح حالش را. ۱۰۰، ۱۰۰ و خردهای سفر خارجی فقط داشت. با هشتاد و خردهای سال سن کار میکرد. کار میکرد. صهیونیستها بعضیهاشان مثل بولدوزر کار میکنند. کارهای علمی میکنند، کارهای اجرایی میکنند، کار نظامی.
تو اگر نقشه نداشته باشی، طرح نداشته باشی، طرح دشمن را نشناسی، با همه خدمتها، با همه ویژگیهای خوب و با همه زحمتها، با همه دوندگیهایت، میشوی مهره اینها. از درس خواندنت استفاده میکنند، از نماز جماعتت استفاده میکنند، از قرآن خواندنت استفاده میکنند. اولین ویژگی، کفار است. آدمی را میخواهی انتخاب بکنی، میخواهی رأی بدهی، میخواهی تأیید بکنی، اولین ویژگی که در آن پیدا کنی این است. خاص و ویژهای اینجا دارد. هم «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» گفته، هم آن ور گفته: «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً». دشمن باید یکطوری باشد که در تو نسبت به خودش غلظت احساس کند. غلیظ، غلاظ و شداد میگویند. غلظت. اینجا این غلیظی که میگوییم آقا مثلاً غلظت خون دارد و اینها معنایش این نیست. غلظت یعنی سختی.
خیلی جالب است. دشمن میداند که این تند است، این معتدل است. خیلی این خندهدار است. بدبختی و خاک بر سریاش اینجاست که او میگوید معتدل است بعد بین ما پخش میشود: «این معتدل است!» چرا وقتی او گفته معتدل، تو باز همان آدم را با همان ادبیات و با همان تعریفی که از اعتدال و معتدل میشناسی، تو... دست تو در دست پیغمبر نیست. تو «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» نیستی. اگر خودت... تکی چرا جداست؟ تو «مع الرسول» نیستی. «مَعَهُ» نیستی. تو با جرج بوش و با نتانیاهو و اینها هستی، با یکی دیگر هستی. «وَمَعَكُمْ، مَعَكُمْ». تو زیارت جامعه کبیره حرم امام رضا میخوانی دیگر، زیارت جامعه را: «فَمَعَكُمْ، مَعَكُمْ». یک نسخه دارد: «لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ». یک نسخه دیگر دارد: «غَيْرِكُمْ». فقط با شما، فقط با شما. نه با دشمنتان. بر اساس نسخه دوم، نه با کسی غیر شما. نه اصلاً دشمن غیر شما. او میگوید معتدل، بعد تو میگویی معتدل است. به همان آدمی که گفته معتدل است، باز تو میگویی معتدل و بهدردبخور است!
این ادبیات یک زمانی در مملکت ما خیلی پررنگ بود ها! اوایل انقلاب که بنده خواندم، در سخنرانی حضرت امام و اینها که امام فرموده بود: «هرکه آنها دست گذاشتند و تأیید کردند، از چشم شما بیفتد.» واقعاً تعریف و تأیید نکنند. از یک دورههایی به بعد کمکم فروکش کرد. در این سالهای اخیر و این ۸ سال نکبتبار و ذلتباری که رخ داد، دیگر به اوج رسید. به اوج رسیدگی رسمأ در وقت تلفنکردن با اوباما: «مؤدب و باهوش یافتم.» کریسمس میشود برای آن وندی شرمن هدیه میفرستد. بعد او هم برای شما مصاحبه کرده بود، گفته بود: «این فلانفلانشده، نمیدانم یهودیم، برای من کریسمسها هدیه میفرستد.» به قول شماها، «یخها آب شده بودند» با همدیگر. بعد وجهه پیدا میکرد. یعنی مثلاً آمریکا، اسرائیل، انگلیس وقتی میگفتند که این معتدل است، واقعاً در یک طبقهای از مردم... خیلی چیز فاجعهباری است.
کفار وقتی کم بشود، شما پیغمبر... فاصله میگیرد. از پیغمبر فاصله گرفتی، مسیرت گم میشود، هدفت گم میشود، مایه و هویت دینیت فراموش میشود. میشود مثل خیلی از این کشورهای منطقه. چون ترکیه را نگاه کنید، اصلاً آدم خندهاش میگیرد. رؤسایش شعار «مرگ بر اسرائیل» میدهند، صادراتش به اسرائیل! شما اگر بگویید مثلاً یک دبه هم کم نکرد، یک دبه بگو آقا، یک دبه کاهش دادم من صادراتم را. روزی ۱۰۰ تن میوه فلان میفرستادم، یک دبه کاهش! یک کیلو کم کرد؟ یک کیلو به خاطر مردم غزه؟ شاید بیشتر کرده باشد که کمتر نکرده. خیلی عجیب است. گفته: «ببین، مراودات تجاریمان جداست!» استایل خیلی کثیفی است. مراودات تجاری و بودجهمان را این بسته. اردوغان که حالا بهش میگوییم اردوغان، این نیروی... حزباللهی ترکیه است. به عنوان نیروی تندرو مذهبی در ترکیه میشناسندش. ترکیه به عنوان انصار حزبالله ترکیه رأی آورده است. حزباللهیشان این است. یعنی رقبای این، رقبای اردوغان، اشکالشان به اردوغان این بوده که «این خیلی مذهبی است! این میخواهد جامعه ما را مذهبی کند.» ترکیه چیست؟ مسلمان! یک نادانی از اینجا پا میشود، میرود ترکیه را میبیند، برمیگردد میگوید: «بابا! اسلام آنجا بود! چقدر پرتیم!»
اسلام این دارد معرفی میکند. آیه جامعه اسلامی دارد معرفی میکند. جامعه اسلامی ویژگیهایش این است. اول، اول از همه «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»، دوم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». این دایره تنگی ندارد که من و تو نهایتاً همسایه بالاییمان تویش میماند. با ارفاق و تسامح، داداشم را یک کمی میتوانم من جزء جامعه مؤمنین حساب بکنم. مؤمنانشان تنگ است. دو سه نفر، من و آقای بهجت و سید علی قاضی، شاید با اغماض بتوانیم حالا بعضی از مراجع حی و حاضر را هم در دایره بگنجانیم. نه! دایره مؤمنین هم خیلی وسیع است.
«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» و «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ». آن کسی که چشم ندارد ما را ببیند، کسی که چشم ندارد دین ما را ببیند، کسی که چشم ندارد خوشی و شادی ما را ببیند، منافع ما را ببیند، پیشرفت ما را ببیند، عزت ما را ببیند. اینور خط هرکه هست، همه «بینهم» هستند. و جامعه اسلامی، جامعهای است که بین اینها ترحم و رحمت حرف اول را میزند. رحمت. رحمت خیلی مهم است. محبت، عشق، صفا، صمیمیت. رحمت را وقتی گفته میشود، این را توجه داشته باشید. رحمت معمولاً در برابر ضعف است. «ارحم ضعفی». ضعف. رحمت یعنی نقاط ضعف را نادیده گرفتن. یعنی من... اینها را خوب دقت بکنید نکاتی که عرض میکنم را. یعنی من در ارتباط با تو دنبال این نیستم که یک نقطه ضعف، یک گیر، یک اشکال، یک خطا، یک لغزش پیدا بکنم، آن را بکوبم تو سرت. بعضیها را دیدی میروند جنس طرف را یکجوری هم میزنند، یک اشکالی، یک ردی، یک پارگی چیزی پیدا کنند ۲۰۰ تومان تخفیف بگیرند رویش. عقلانیت اقتصادی جامعه ایمانی، جامعه ترحم «رحماء بینهم». خوب است دیگر بابا! بنده خدا نیاز دارد. حالا آن هم که از قصد، اگر پارگی هم داشته باشد که نرفته آن پشت یک تقه... اینجور پیش آمده دیگر. حالا بار میآوردند، جنس میآوردند، این بنده خدا متضرر است دیگر. حمل و نقل پاره شده. عمداً رفته چاک داده این را درست کنند، از بغلش برش بدهند. این چیست اینجا؟ کفارش هم خوب باشد ها! دست بزنمان کلاً بعضی وقتها... ولی به همدیگر که میرسیم، آن دسته نوازش است. دو تایش با هم. آنهایی که با پیغمبرند، این مدلی است. هم دست بزن خوبی دارند، یکی بخواهد چپ نگاه بکند، تعرض بکند، لگد بزند، پدرش را در میآورند. هم کسی لگد خورده باشد، آسیب دیده باشد، رفیقش هم حمایت میکند. این باید فرهنگ بشود بین من و شما، بین ماها در جامعهمان.
وقتی فرهنگ شد، ببین آقا! اینها که عرض میکنم نکات مهمی است. وقتی فرهنگ شد، آن وقت دیگر کسی نمیتواند تخلف بکند. آن وقت دیگر شما نمیآیی بگویی آقا چرا مثلاً در مسئولینمان این مشکلات را ما میبینیم. وقتی فراگیر شد، مسئول هم از همینجا در میآید دیگر. مسئول که تو آسمان که نمیافتد. مسئول کجا تربیت میشود؟ ما مثلاً یک کوره داریم تویش میزنیم. مایکروفر مثلاً چشم میچرخانیم، یک زمان هم بهش میدهیم مثلاً سه سال و شش ماه دیگر. میگذاریم یکی تو مایکروفر، سه ساله، ۶ ماه بعد تحویل میگیریم به عنوان کاندیدای نماینده مجلس. انیمیشن خوب، ورز آمده، پخته شده، آماده است. بفرستیمش تو مجلس. بعد میبینیم اینها خوب نپختند، درست نشدند. میگویند آقا مایکروفر خراب است. آن مایکروفر اسمش را گذاشتیم نظام جمهوری اسلامی. این نماینده، این کاندید همینجا بین شماها بزرگ شده. هیئت و مسجد و مدرسه و خیابان و خانواده و فامیل و... وقتی یک چیزی فرهنگ شد، فراگیر شد، از یک جایی هم شروع شد یا لااقل در یک جایی بود، این شعاعش متأثر میشود ازش. یک سری آدم متفاوت اینجا شکل میگیرد.
چرا جبهه آنقدر متفاوت بود؟ آدمهای جبهه آنقدر متفاوت بودند. واقعاً جبهه کارخانه آدمسازی بود. البته برمیگشتند. واقعاً برمیگشتند. خدا را در جبهه میگذاشتند، برمیگشتند. با مواردی داشتیم. یک طرف اختلاس کردیم، مثلاً رفیق فابریک باکری بودم. باکری و فلانی این دو تا با همدیگر. شهید باکری با حالات معنوی دارد نماز میخواند، آن رفته شهید اختلاسگران بغلیش. اینجوری نبود که هرکه رفت جبهه معصوم میشود، برمیگردد اینجا اعجاز از خودش نشان میدهد. ولی محیط یکطوری است، فضای یکطوری است، هرکه وارد میشد آن جو، آن اتمسفر متأثرش میکرد. خاشعش میکرد، خاضعش میکرد، نرمش میکرد، «اذلّةٍ علی المؤمنین» میشد، فداکار میشد، از طمع و حرص و چپاول دور میشد، اهل ترحم میشد. ما تو جبهه کسی دنبال مچگیری از کسی دیگر نبود. وقتی یک فرمانده اشتباه میکرد، او فرمانده... اثر اقتدار و قدرتطلبی و سلطنت نمیآمد یک چیزی دستور بدهد بعد بعداً اشتباه در فکر میکرد، بررسی میکرد، مشاوره میکرد، تواضع داشت. فرمانده سگدو نمیزد که فرمانده بشود. بقیه التماس میکردند برایش بهشت که «بیا فرمانده شو». رقیب مثلاً یک کاندید دیگر بود برای فرمانده، آن را تخریب نمیکرد. از چشم نمیانداخت که بیاید فرمانده بشود. بلکه خوبیهای آن را میگفت، خودش میرفت تو حاشیه او بیاید بالا. به زور وقتی میآوردنش بالا، از ۱۰۰ نفر مشورت میگرفت. اگر هم احیاناً از دستش در میرفت، یک خطای اشتباهی رخ میداد، کسی به رو نمیآورد. کسی نمیگذاشت اصلاً اشتباه سر جایش بنشیند. تا متوجه میشدند یکجوری رفع و رجوع میکردند از کانالهای مختلف که این اشتباه رخ ندهد. خیلی اینها مهمها!
جامعه اسلامی مدلی است. آن وقت جامعهای که این شکلی بود، آن نماینده و وکیل من و شما مجلسش میشود عصاره فضایل ملت ما. ما نماینده داشتیم تو مجلس کف گرگی میزد. الان هم لیست داده تهران. کف گرگی میزنی یعنی چه کف گرگی؟! بعد فحش میداد پشت تریبون. من نمیتوانم فحشش را الان بگویم. بعد بهش گفتم: «میدانی این فحش یعنی چه؟» میگوید: «نه من تا حالا نمیدانستم.» و بعد که فحش را دادم رفتم مراجعه... گفته: «اینها را به باباش نگاه نکن! جزء ارکان انقلاب است. صد جلد کتاب دارد، تدریس میشود.» «از فضل پدر تو را چه حاصل؟» ما خودمان باید یک تکانی بخوریم. فرهنگمان باید یک تکانی بخورد. البته مسئولین خیلی اثر دارند. فرهنگ ما مردم، شخصیت مسئولین خیلی اثر دارد در تربیت مسئولین. خیلی اثر دارد. انتخابات که میشود همش یادمان میافتد مسئولین این کار را نکردند، مسئولین آن کار را نکردند، مسئولین این کار را بکنند، مسئولین این کار را نکنند. درست هم هست ها! اصلش درست است ولی بخشی از مطلب است. بخش دومش هم این است که ما باید تربیت بکنیم. ما باید بسازیم. ما باید مطالباتمان عوض بشود. ما باید حال و هوایمان عوض بشود.
این دو تای اول بود: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». بعد ویژگیهای معنویشان را میگوید: «تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». به اینها که نگاه کنی، آثار رکوع و سجده را میبینی. معنویت اینها نمایان است. آنهایی که با پیغمبرند این شکلیاند. فقط این نیست که آقا شمشیر خوب میزند و نطق خوب میکند و نه! حال و هوای معنویشان به زیارت، باصفا، سحر، نماز شب، خلوت، دعا، مناجات، صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، دعای کمیل، مسجد، حرم... شما حاج قاسم سلیمانی را ببینید. خیلی ویژگیها واقعاً تطبیق دارد با ایشان. خودش را تطبیق بده با «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» را کدامش را من توضیح بدهم؟ چند تا مثال به من بگویید کفار؟ ۱۰۰ تا مثال میتوانیم بگوییم. «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» ۱۰۰ تا مثال از آن محبت و صمیمیتی که حاج قاسم نامهای که به حسین پورجعفری میدهد، شما نگاه کنید. رابطه دو تا همکار با همدیگر نیست. رابطه همکاری نیست. رابطه اداری نیست. رابطه کارمندی نیست. رابطه عشق است. حسین پورجعفری بازنشسته شده. حاج قاسم بهش نامه میدهد: «من در این سفر اخیر که رفتم تو بغلم نبودی، هی ناخودآگاه صدایت زدم حسین، حسین، حسین. من دیدم بدون تو نمیتوانم. باید برگردی با هم باشیم.» بازنشست شده، کارش تمام شده. به عشق حاج قاسم برمیگردد. بعد بعضی منابع موثق غیر معروف شنیدم که آخرین سفر هم که میخواست برود، ظاهراً سردار پورجعفری مریض بوده. حاج قاسم زنگ میزند، میگوید که: «میآیی برویم؟» میگوید: «حاجی بیمارم.» میگوید: «با هم شروع کردیم، با هم تمامش کنیم.» تمامش کنیم یعنی چه؟ «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»!
رابطهاش با بچههای یتیم و مادر شهید و خانواده شهدا و اینها که دیگر برایتان واضح است دیگر. ولی حاج قاسم اینها را توی یک خلوتی برای خودش تولید کرده. این ویترین حاج قاسم. کسی که میخواهد «مَعَهُ» باشد، با پیغمبر باشد. ما واقعاً اگر شاخصمان و توقعمان از مسئولین همینها باشد و دائم اینها را هی در جامعه تکرار بکنیم و ۲۴ ساعته هی اینها مطرح بشود، اینها علم باشد، خیلی اوضاع جامعهمان عوض میشود. یقین داشته باشید. رئیس جمهوری این مدلی باشد، نماینده مجلس این مدلی باشد، عضو شورای شهر این مدلی باشد، قاضی این مدلی باشد، به به به به به به! و هی این تکرار بشود و این توقع بشود و این فرهنگ باشد.
«تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». نگاهشان که میکنی، آثار رکوع و سجده میبینی. مشخص است. حال معنوی. زیارتی که حاج قاسم میآید، میبرندش تو ضریح. برای اولین بار غیر عالم، غیر روحانی را راه میدهند حرم. این مثلاً چی کم دارد از بقیه؟ گفتم: «حاج قاسم هم بیاید.» حاج قاسم میرود برای غبارروبی. حال حاج قاسم را شما ببینید غبارروبی چه حالی است. وقتی پرچم را به صورت میگذارد، وارد میشود، نماز میخواند. میشود «تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا». گزافهای جدی که در بعضی از مسئولین ما هست، ضعف معنوی است. ضعف اخلاص. استاد اخلاق ندیده، جلسه معنوی نرفته، حال و هوای معنوی ندارد. نکات مهمی است. چند نفر شما این برایشان مهم است: «آقا آدم خوبی است این نماینده مجلس مثلاً سابقهاش این است که میخواهیم رأی بدهیم. سابقه خوبی دارد، فلان جا موضوع در مورد برجام گرفته، اینجا هم یک سری خدمات شهری داشته. چطور است؟» دنبال این هستی آب و هوای معنویش با کی در ارتباط است؟ کجاها میرود؟ حاج قاسم سلیمانی هرجایی، هر شهری، هر نقطهای وقتی میفهمید یک عالم اخلاقیای، صاحب نفسی هست، میرفت مشهد. اسم بیاورم، به واسطه بعضی دوستانش چگونه ارتباط داشتند با آن آقا. چند بار آمده بود خانهمان. آقا تلمذ کرده، گفتوگو میکرد، یاد میگرفت. خیلی اینها مهم است.
«يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا». دنبال ایناند که از جانب خدا فضل و رضایتی بیاید. «سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ». در چهرههایشان اثر سجده نمایان است. حال و هوای معنوی نمایان است. «ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ». اینهایی که گفتم، معرفینامه جامعه اسلامی و امت اسلامی در تورات بود. در تورات شما را چه شکلی معرفی کرده؟ این ویژگیها را گفتم. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». قشنگ هم مشکلات امت حضرت موسی همینها بود دیگر. کفار بودند. امت اسلامی، امت پیغمبر را گذاشتم کنار. بعداً میآیم که میگویند: «تو با خدا برو! ما همینجا نشستهایم.» میگویند: «به همدیگر رحم بکنیم.» بنیاسرائیل غذای مفصلی... حال و هوای معنوی هم که نداریم. گوساله هم که میرسیم، میگوییم که این خدای موسی است. آنقدر تعطیلیم در حال و هوای معنوی. این موسی شما بنده خدا آنقدر اهل دعا و چلهنشینی، بالای کوه رفتن و این هم وضع حال و هوای معنوی شماها و عبادت و درست حسابی. در تورات شماها را این شکلی معرفی کرد.
در انجیل چه شکلی معرفی کرده؟ خیلی قشنگ است. حضرت عیسی در انجیل... خوب حال و هوای انجیل حال و هوای بشارت است دیگر. تورات بیشتر حال و هوای دنیایی دارد. قانون و ضابطه و زندگی و نظم و اینها. انجیل حال و هوای معنوی دارد. دعا و مناجات و خدا و عرفان و خلوت و ذکر و ریاضت و... امت اسلامی را خدا پز امت پیغمبر و آنهایی که با پیغمبرند را هم به یهودیها داده، هم به مسیحیها. هم در تورات، هم در انجیل. در تورات با حال و هوای توراتی اینها گفته. در انجیل هم با حال و هوای انجیلی اینها گفته. حال و هوای توراتی: «اینها حرف گوشکن نیستیم. زندگیتان به درد نمیخورد. شما در ارتباطتان با دشمن روی ضابطه عمل میکنید.» در انجیل یک چیز دیگر گفته و «وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ».
این بخش را هم بخوانم. مثال اینها در انجیل چیست؟ مثل کِشتی زراعتی که «أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ». کمکم رشد کرده و در یک بعد وسیعی جوانه زده است. این جوانههای گندم که باهاش سبزه درست میکنند برای نوروز، دیدید دیگر! تکثیر میکند خودش را. به آن موازات آن محیطی که در اختیارش گذاشتند، تمام محیط را میگیرد. میگوید: «امت پیغمبر، آنهایی که با پیغمبرند، در انجیل این شکلی معرفی کردهاند.» گفته آقا اینها شبیه یک کِشتی که در محوطهای توسعه پیدا میکند. کمکم جوانه میزند، رشد میکند، «فَاسْتَغْلَظَ» محکم میشود. «فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ» روی پای خودش میایستد.
خیلی تعبیر عجیب و جالبی است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید که عبارت ایشان را برایتان بخوانم. خیلی عبارت قشنگی است. به درد این جلسه الانمان هم میخورد. آیه میگوید که آقا اینها وقتی اینجوری رشد میکنند، «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ». همه آنهایی که در کار کشت هستند به تعجب میافتند که مگر میشود یک کِشتی آنقدر پویا، آنقدر محکم، آنقدر فراگیر و وسیع؟ همه آنهایی که اهل کشت هستند به تعجب میافتند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه نکته خیلی قشنگی دارد. در جلد ۱۸ المیزان ایشان میفرماید که: «فيه اشاره» خوب دقت کنید: «الی اخذ المؤمنین فی الزیادة و العدة و القوة». دیگر معنایش این است که مؤمنین در یک مدت کوتاه، جامعه اسلامی با همه فشارها، با همه تهدیدها، با همه آسیبها، یک رشد عجیبی دارد. به یک بلوغی میرسند، به یک رشدی میرسند. تعدادی که پیدا میکنند، رشدی که پیدا میکنند، عدهای که پیدا میکنند، قوتی که پیدا میکنند، روز به روز رشدشان با یک مقیاسی است که هرکه نگاه میکند میبیند آقا این رشد، رشد طبیعی نیست.
خیلی جالب است. شما در انقلاب خودمان نگاه کنید. شما همین انتخاباتی که الان فردا داریم را نگاه کنید. آقا یک تعدادی چند ده شبکه و کانال و سایت به زبانهای مختلف عربی، انگلیسی، فارسی، صبح تا شب در مورد این انتخابات دارند میگویند که آقا انتخابات جمهوری اسلامی به درد نمیخورد، فایده ندارد. در الجزایر وقتی مردم یک بار انتخاب میکنند، چقدر مگر بعدش تحول؟ همان است دیگر معمولاً. چند بار شنیدید مثلاً شبکههای بینالمللی که مرور بکنیم آقا این یک هفته همه گرفتند روی انتخابات الجزایر؟ تا حالا پیش آمده برایتان؟ انتخابات الجزایر کیست اصلاً؟ الجزایر انتخابات دارد یا ندارد؟ عربستان که به قول رهبر انقلاب فرق صندوق رأی با صندوق میوه را نمیدانند چیست. کسی کار ندارد. آقا انتخابات پاکستان مثلاً. این همه کشور با هم در دنیا داریم. آقا آنجا هم قاعدتاً انتخابشان بیخاصیت نیست یا همه جا با خاصیت است. فقط به ما که رسید... معمولاً انتخابات شما هرجای دنیا بروی با مردم صحبت کنی، همه میگویند آقا ما مسئولین بهدردنخورند، مجلس ما بیخود است، دولت ما بیخود است. اصلاً رأی نمیدهند. غالب کشورها اصلاً مردم مشارکتشان ۲۰ درصد، ۳۰ درصد است. اصلاً قبول ندارند انتخاباتها را. فایده هم ندارد. نه این کشورهای درب و داغان! فرانسه هم همین است، اتریشش هم همین است، هلندش هم همین است. شما درصد مشارکت مثلاً فکر میکنید در هلند چقدر است؟ در فرانسه؟ در رؤیاشان هم مثلاً انتخابات به ۴۰ درصد برسد. چراغ به فرانسه کسی کار ندارد. الان یک هفته مانده به انتخابات فرانسه. همه باید الان ۵۰۰ تا شبکه باید بگویند: «مردم رأی ندهید ها! بهدردبخور نیست.» کسی پول خرج نمیکند که بخواهد به مردم فرانسه بگوید رأی ندهید. میگوید من بیایم امکانات بدهم، ماهواره هوا کنم، شبکه بسازم، صبح تا شب به تهیهکننده، کارگردان، برنامهساز پول بدهم، سالی چند میلیون دلار خرج بکنم که این برنامه برود روی آنتن که بعد مثلاً اعلام بکنم: «مردم فرانسه رأی ندهید!» میخواهند بدهند یا ندهند؟ خب چرا اینها را برای ایران خرج میکنند؟! سؤال نیست الان برای شما؟ سؤال است دیگر.
«ببین، من رأی دادم سری قبل بهدردنخور بود، ببین نماینده بهدردنخور است.» تو چرا این همه دلار خرج... خیلی خرج کردی این چند وقت. این همه کانال، این همه سایت، این همه شبکه ماهوارهای. یک ساعت شبکه ماهوارهای برنامه اجرا کردن چند دلار هزینه دارد؟ این آمار را در بیاورید. شبکه... حالا اسم نیاورم که سوءتفاهم نشود. بعضی شبکههایی که حالا بنده خبر دارم، شبکههای مذهبی که در ماهواره فعالاند، مثلاً نمیدانم ساعتی نمیدانم ۵۰ هزار دلار... چقدر است؟ آمار عجیبی است که یک ساعت میخواهم برنامه بیاورم روی ماهواره. ۲۴ ساعته چند صد تا کانال، چند ده تا سایت، چند صد تا شبکه ماهوارهای... همان نکتهای که بشارتی است که در انجیل داده. گفته اینها آقا رشدشان و تکثیرشان اصلاً در محاسبات بشری نمیگنجد. این بشارتی است که از امت پیغمبر در انجیل آمده است. با هر امتی، با هر جامعهای، با هر مردمی اینها تفاوت دارند. امت پیغمبر، تکثیرشان خیلی عجیب غریب است. و اگر وا نایستد، دشمن سفت نکوباند تو سر اینها، ول کند، صبح تا شب اگر تو سرشان نزند که به صورت عادی و طبیعی تکثیر بشوند و انتخابات و رأی بدهند، یکهو کل دنیا را میگیرند! واقعاً هم همین است. یعنی بعد از ظهور ما یکهو کل دنیا را میگیریم. الکی! الان که هیچ کاری نکردیم، پول نداشتیم خرج نکردیم.
شما یمن را الان نگاه کن. بعد این تز مقاومتی که از ما رفته در یمنیها. شما ببین چه تکذیری دارد. در خود یمنیها بیشتر میشود آمار حزباللهیها، مجاهدین، آدمهای پاکار، اهل دشمنی و وایسادن روبروی آمریکا و اسرائیل. در یمن روزبهروز دارد کم میشود یا بیشتر میشود؟ دشمنیها با یمنیها دارد کمتر میشود یا بیشتر میشود؟ این اصلاً عادی نیست. «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ». نمیشود که من هی آفت توی مزرعه بفرستم، ببینم درختش یکی دیگر هم از آنور جوانه زد. ۵ تا آفت دیگر میفرستم، ببینم ۵ تا دیگر درخت از پشت جوانه زد. نمیشود آخه! این بشارتی است که در مورد امت پیغمبر در انجیل داده. گفته سرعت رشد و تکثیر اینها اعجاببرانگیز است، قابل محاسبه نیست. از چی میترسند؟ از این تکثیر است و از این جمعیت است و از این با هم بودن است. حالا شما فردا خواهید دید مشارکت یک رقم میخورد. بعضی رفقا میگفتند آقا این برف بد موقع است، انگار خدا هم میخواهد مردم رأی ندهند. نه! اتفاقاً خدا میخواهد «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» بکند. فردا مردم میآیند تو برف تو صف رأی میایستند. در انتخاباتی که با دلار نزدیک ۶۰ تومان بوده، با اجاره خانه ۱۸ میلیونی بوده، با این همه فشار. انتخاباتی که شش ماهه دارند شبانهروز میگویند ملت... طرف من و تو را دارد تعطیل میکند. از یک ماه پیش این الان مافیا را که زدند، دارد وصیت میکند. وصیتش فقط این است، به یک چیز وصیت دارد. میگوید: «فقط رأی ندهید.» همین یک دانه. چرا؟ الان چه علامت همبستگی، اتصال و این هویت جمعی است که ما این همه سم انداختیم، این درخت هنوز سرپا است، شاخ و برگ دارد، میوه میدهد. هنوز ملت... من یک سمی آوردم، دیگر این را میزنم، دیگر نمیدانی اینها چی میشوند. بعد فردا میبینی ۱۰ تا میوه از پشت در آمده است.
استایل من... من میخواهم از تو آب دریا بریزم توی این کانالهایی که حماس آن زیر زده، آب نبندند. البته ما پشت... ما اصلاً شمال غزه کار نداریم، دعوا نداریم برای شمال غزه. چی شد؟ تخریب میکند من را، هویت برای من نمیگذارد. اینها با همند، اینها به هم چسبیدهاند و دائم دارند تکثیر میشوند و دائم دارند میوه میدهند. فردای «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ»ش این است که خدا حالا این همه سال در اسفند برف نفرستاده. خدا خیلی باحال است. ۲۲ بهمن در هوای بهاری رفتیم تظاهرات. حالا من که نبودم، رفتید شما تظاهرات. الله اکبر گفتیم. در هوای کاملاً بهاری کیف کردیم. خدا یک حال بهت ۲۲ بهمن داده، هوا گفته بهاری. شمال. ولی اسفند یک انتخابات در برف داریم، خودت را آماده کن. دنیا بیاید بگوید بابا این... این اصلاً دیگر من به اختلاس و دلار ۶۰ تومن کار ندارم، این ملت دارند میلرزند! این را چرا اینها آنقدر باید تکثیر بشوند؟ چرا من هرچی میگویم رأی بیرأی، بعد بعداً آن تزی که میگوید ملت رأی بدهد، آن تکثیر میشود، او قالب میشود، میماند.
اول اینکه چرا میماند؟ کدام تزی در دنیا وقتی این حجم از آدم و دشمنی باهاش درگیر میشود اصلاً میماند؟ تکثیر میشود. یعنی ایران را میزنند. اول انقلاب ما قم را میزنند، تبریز بلند میشود. تبریز را میزنند، لبنان بلند میشود. فلسطین و یمن و لبنان را با هم میزنند، کل اروپا بلند میشود. از تو کره طرف مسلمان میشود، پا میشود میآید مشهد، میشود مشکی. من الان فلسطین را زدم، باید دوز انقلابیگری در فلسطین بخوابد. این بشارتی است که خدا در معرفی امت پیغمبر در انجیل داده. گفته این را هرچی بزنند یکجا دیگر بیشتر در میآید. جمله رهبری: «هرجا که ما از یک جایی ریزش داشتیم، رویش دو برابر بود.» ویژگی امت پیغمبر به این شرطش این است که با پیغمبر باشید. اگر با پیغمبر بودید، یکجا را اگر زدند، امام فرمود: «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.» یعنی یک سلیمانی را میزند، یکهو ۱۰۰ تا سلیمانی. احمدی روشن را زدند، یکهو ۳۰۰ تا نقطه ما اعلام کردند میخواهند تغییر رشته بدهند به انرژی هستهای. خیلی خندهدار است. هرجایی میزنند ملت میگویند: «دیگر نریا اینجا!» میگوید: «پسرم، بورس، بورس هستهای که داری میخوانی، از فردا میرود هستهای.»
امت پیغمبر، این بشارتی است که خدا داده و این تکثیری که میشویم فردای جمعیتی میآید. انشاءالله. من اصلاً نمیخواهم تشویق بکنم، کار از تشویق و نمیدانم و... گذشته. من دارم خبر بهتان میدهم از آینده. انشاءالله خبر غیبی نیست ها! اینها بر اساس معارف قرآن است. البته محاسباتی، چیزهایی هم به هر حال از اینور و آنور گاهی به آدم میرسد. حرفهایی که شاید بشود آدم دلش به آن گرم باشد. انشاءالله این ماه رمضانی که در پیش است، خبرهای خوبی خواهیم شنید و میشنویم انشاءالله از اسرائیل و وضعیت اسرائیل و فلسطین که شرطش البته این مشارکت فردای شماست. یک بنزین و یک سوخت و یک انرژی جدید به امت اسلام. فردا یک کیسهکشی امت اسلام داریم در ایران. امت اسلام شاد و شاد از همان میآید بیرون. ماشاءالله! میوههای این راهی که فردا میدهید، یک دو سه هفته دیگر انشاءالله در اسرائیل خوشهای و بمبهایی که میخورد تو سر اینها به مرور. و جلوتر این قدرت دست و این قوت بازوی رأیتان صدایش از آنجا در میآید. طرف گفت: «دارم ساز میزنم.» گفت: «چرا صدا ندارد؟» بگو: «فردا صدایش در میآید.» داشت دزدی میکرد، صدایش دو سه هفته دیگر از اسرائیل در میآید.
این تکثیر است، این انرژی است. بعضیها فکر کردند که حالا مثلاً جمهوری اسلامی دیگر دارد تمام میشود و زن، زندگی، آزادی گفتند که میرویم آقا چهار تا عمامه میزنیم، آخوندهایشان میترسند، مینشینند تو خانه. ملت راه افتادند همه از ماها بوس میکردند. کلاه خاخامهای یهودی را میخواهیم بزنیم. اگر از فردا خاخامی دیگر جگر کرد بیا تو خیابان با کلاه. شما بگو ما در قم اعلام کردند که آقا... یعنی پیغمبر دائم در حال تکثیر است. «لِیَغیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ». صدای کفار در میآید، ناله کفار بلند است که ما چرا نمیتوانیم اینها را زمینگیر کنیم؟ چرا اینها نمیخورند؟ چرا هرجا میزنیم در جای دیگر در میآید و همبستهتر میشوند، محکمتر میشوند، رفیقتر میشوند، «رحماء بینهم»شان بیشتر میشود.
چهار تا شبهه و سلیمانی زدن با ابومهدی، تا قبلش عراق شعاری که در خیابان بغداد میزدند میگفتند: «ایران بره، بغداد طبق حرة»، «ایران بره بیرون تا بغداد آزاد بشه.» زدن شهید سلیمانی را ترور کردند. اولین کسی که تجمع و راهپیمایی میلیونی را انداخت در مراسم تشییع حاج قاسم، عراقیها بودند! خیلی خندهدار! همه با هم جشن بگیرند تو عراق «ایران بره بیرون». خب اول فرماندتان را انداختند بیرون، بقیهتان هم بروید. محاسبه همه دنیاست. فقط مادرشان را بزنند، فداتان بشوم! کجا میخواهیم برویم؟ سلیمانی، ابومهدی ندارد. این وحدتی که خدا قرار داده انشاءالله حفظش بکنیم. فردا انشاءالله این مانور بیاییم «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» کفار بشود. ببینند این همه خرج کردند، این همه فحش دادند، این همه سر و صدا کردند، بعد در برف، در سرما، با لرز، در این صفهای طولانی ملت ایستادند رأی بدهند. خدا اینجوری کرده بر شکوه قضیه بیفزاید. حالت معمولی در هوای طبیعی میرفتیم رأی میدادیم، خیلی حال نمیداد. باید بسوزد. خدا طراحی کرده بسوزد. این برف اصلاً فلسفهاش این است. شما را خنک میکند، نتانیاهو از ۸۰ جا میسوزد.
خدا انشاءالله فرج آقامون امام زمان را برساند. و حالا مراسم امشب را رفقا جشن گرفتند. یک شوخی هم بگویم با رفقا و مجلس میلاد حضرت رقیه سلاماللهعلیها. مراسم جشن گرفتند. البته اشکالی ندارد. حالا یک مجلس نام حضرت رقیه میلادی باشد، به هر حال ایشان یک روزی به دنیا آمده دیگر. ما یادبود روز میلاد ایشان جمع بشویم، جشن بگیریم، اشکال ندارد. برای اینکه حالا در شعبان روزش مشخص باشد، بنده سند معتبری ندیدم مبنی بر اینکه روز خاصی را گفته باشند. حتی عامش، یعنی اصلاً یک روزی را گفته باشند، چه برسد به اینکه در شعبان گفته باشد. ولی حالا شوخیاش این است که شاید بعضیها دیدند که بالاخره امام سجاد شعبان به دنیا آمدند، حضرت علی اکبر شعبان به دنیا آمدند، گفتند که قاعدتاً حضرت رقیه هم سلاماللهعلیها شعبان به دنیا آمده. شاید محاسبه دوستان این بوده برای اینکه در شعبان میلاد حضرت رقیه سلاماللهعلیها را جشن بگیرند. ولی به هر حال ما ابراز ارادت و علاقه میکنیم به حضرت رقیه سلاماللهعلیها و انشاءالله که عنایات و برکات این بانوی بزرگوار در این شب جمعه که شب رحمت است، بر ما جاری بشود و این «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» انشاءالله از رحمتی که از جانب امام حسین که رحمتاللهالواسعه است، جاری بشود در جامعه ما و قلب امت لبریز از محبت و رحمت نسبت به همدیگر بشود و آن «لیغیظ» برای کفار انشاءالله حاصل بشود از دیدن این همه همبستگی و محبت و رفاقت و صمیمیت و پشت مردم ما.
خدایا این امت را به بالاترین موقعیتها و پیروزیها، به همین سرعت و زودی این پیروزیها و این موقعیتهای عالی را نصیب این امت بگردان. دشمنان را خوار و ذلیل و منکوب بفرما. روز به روز بر غیظ، سوزش، بر حسرت و خودخوری دشمنان ما بیفزا. روز به روز بر عزت و عظمت و شکوه امت اسلام بیفزا. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت و عنایت بفرما. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...