معرفی
🔹 غربت معارف قرآن درباب ولایت
* بخش مهمی از غربت قرآن در کدام آیات است؟
* اختلاف درکیفیت خاتم بخشی امیر المومنین
* تواتر خاتم بخشی امیر المومنین
* شان نزول آیه خاتم بخشی
* نگرانی پیامبر از کدام حادثه بود؟
* اثبات امامت، بخشی از غربت اهل بیت
* قشنگ ترین آیه برای معرفی امام
* قرائنی که نشان می دهد آیه خاتم بخشی در شان همه ائمه است
* رهزن فکر ما، در فهم آیات قرآن
* تعابیر بلند از امام در آیه مباهله
🔹 ولی کیست؟
* توصیف امام در آیه ولایت
* جلوه دنیایی و مجازی نماز
* نماز اینجا، مصنوعی است
* کدام نماز واقعی است؟
* آیه چی گفت ما چی فهمیدیم؟
* امام بالاترین اتصال به حق وبالاترین احاطه به خلق دارد
* امام هر کاری می کند زکات است
* قلب امام خم در پیشگاه خداوند
* تجلی حالت جمع الجمعی در رکوع
* چرا آیه اشاره به رکوع کرد نه سجده
* تمام وجود ما در قبضه امام است
* امام، قابل مقایسه با هیچ کس نیست
* میزان بهره مندی از زیارت و قبولی عمل
* تعابیر بلند زیارت جامعه از امام
* همه چیز بند به امام زمان است.
* بخش مهمی از غربت قرآن در کدام آیات است؟
* اختلاف درکیفیت خاتم بخشی امیر المومنین
* تواتر خاتم بخشی امیر المومنین
* شان نزول آیه خاتم بخشی
* نگرانی پیامبر از کدام حادثه بود؟
* اثبات امامت، بخشی از غربت اهل بیت
* قشنگ ترین آیه برای معرفی امام
* قرائنی که نشان می دهد آیه خاتم بخشی در شان همه ائمه است
* رهزن فکر ما، در فهم آیات قرآن
* تعابیر بلند از امام در آیه مباهله
🔹 ولی کیست؟
* توصیف امام در آیه ولایت
* جلوه دنیایی و مجازی نماز
* نماز اینجا، مصنوعی است
* کدام نماز واقعی است؟
* آیه چی گفت ما چی فهمیدیم؟
* امام بالاترین اتصال به حق وبالاترین احاطه به خلق دارد
* امام هر کاری می کند زکات است
* قلب امام خم در پیشگاه خداوند
* تجلی حالت جمع الجمعی در رکوع
* چرا آیه اشاره به رکوع کرد نه سجده
* تمام وجود ما در قبضه امام است
* امام، قابل مقایسه با هیچ کس نیست
* میزان بهره مندی از زیارت و قبولی عمل
* تعابیر بلند زیارت جامعه از امام
* همه چیز بند به امام زمان است.
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا مصطفی محمد.
عید سعید ولایت و این عید همه مسلمین و محبین اهل بیت در اقصی نقاط عالم، عید با برکتی باشد. روز جمعه است، شادی دل نازنینشان برای جلب ولایتها و توجهات خاصشان، صلواتی به محضرشان هدیه کنید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
چند دقیقهای خدمت عزیزان – اگر بلد باشیم البته – هستیم انشاءالله. یک بحث مهمی که به این ایام هم مربوط است و کمتر به آن پرداخته میشود و اینها هم همه حاکی از غربت قرآن است، این است که قرآن کریم غریب است و معارف قرآنی بسیار غریبند. اتفاقاً بخش عمدهای از غربت قرآن در همان آیاتی است که همه بلدیم.
این ایام، از یک طرف عید غدیر را داشتیم و از طرفی هم در ایامی که پیش رو داریم، چند قضیه بسیار بزرگ را داریم؛ سه روز متوالی: یکی داستان نزول سوره "هَلْ أَتى"، یکی قضیه مباهله است، یکی هم قضیه خاتمبخشی امیرالمؤمنین. در این ایام، قضیه بسیار مهمی اتفاق افتاده است.
حالا قضیه خاتمبخشی را اکثر ما شنیدهایم و میدانیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در رکوع بودند، کسی، مسکینی، سائلی درخواست کمک کرد. حضرت همانطور که در رکوع بودند، انگشترشان را بخشیدند که اینجا هم روایات متنوعی وجود دارد. این قضیه اساساً قضیهای است که به قول مرحوم علامه طباطبایی، جزء متواترات است، در حد تواتر. این داستان را شیعه و سنی همه نقل کردهاند. شیعه از چندین معصوم روایت را نقل کرده است و اهل سنت هم از صحابه بسیاری این قضیه را نقل کردهاند. البته در کیفیت قضیه اختلافاتی جزئی وجود دارد. در بعضی نقلها دارد که حضرت دستشان را خم کردند تا انگشتر را در بیاورند. در برخی دیگر دارد که خودشان انگشتر را درآوردند و گرفتند و او آمد و گرفت. در برخی دیگر دارد که اول امیرالمؤمنین به مسکین عطا کردند، بعد آیه نازل شد. در برخی هم دارد که اول پیغمبر اکرم فرمودند آیه نازل شده است. تعدادی از صحابه کنار حضرت بودند، قضیه را شنیدند و با هم راه افتادند به سمت مسجد که این نقل ظاهراً نقل معتبرتری است و بیشتر هم نقل شده است.
کسی که در نقل دیگر میگفت: «پیغمبر خوابید، ماری میخواست پیغمبر را بزند، این شخص خوابید که این مار پیغمبر را نزند، این شخص را بزند.» بعد پیامبر بیدار شدند، دیدند کسی کنار ایشان خوابیده است. گفتند: «اینجا چه کار میکنی؟» گفت: «گفتم مبادا شما را بزند، من آمدم اینجا دراز کشیدم.» و فرمودند که به این تعبیر، «حالت خواب نبود، در حال دریافت وحی بودم. این حالتی که داشتم و وقت دریافت این بود که الان دریافت کردم از وحی، این آیه بود که آیه ۵۵ سوره مبارکه مائده است: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ». این آیه را خواندند. پیغمبر اکرم فرمودند که این آیه به من وحی شد و فرمودند که: «بلند شویم و برویم سمت مسجد.» به نحوی در واقع این را برویم اعلام بکنیم به مردم که این آیه نازل شده است.
آمدند سمت مسجد بروند. دیدند یک کسی دارد از مسجد میآید بیرون. گفتگویی صورت گرفت بین این شخص با پیامبر اکرم. حضرت فرمودند: «چه شده؟» گفت: «هیچی، در مسجد بودم، درخواست کمک کردم. نماز میخواندند. من هم ناراحت شدم، گفتم در مسجد پیغمبر، کسی به داد ما نمیرسد. آمدم گله بکنم.» آن شخص ادامه داد: «علی علیهالسلام در رکوع بود، این انگشترش را به من هدیه کرد.» پیغمبر اکرم فرمودند که: «الله اکبر! این آیهای که الان نازل شد»، یعنی قبل از اینکه امیرالمؤمنین این کار را انجام داده باشند، آیه نازل شده بود و سپس امیرالمؤمنین این کار را انجام دادند.
بعد داستان اینجایش جالب است که معمولاً کمتر شنیده میشود. بعد قرار شد که حالا اعلام بکنند که این ولی که در این آیه آمده است، خدایش که مشخص است: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ». خدا و رسول؛ نفر سوم کیست؟ فرمود: «آنهایی که ایمان دارند.» یعنی من توضیح دادم مؤمنین کدام مؤمنین و در چه حدی از ایمان هستند. آنهایی که ایمان دارند، نماز اقامه میکنند و در حال رکوع زکات میدهند. خب، شخصش، فردش، مصداقش امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. پیغمبر اکرم موظف بودند اعلام بکنند که این ولی که در این آیه آمده است، امیرالمؤمنین است.
اینجا آن داستان پیش آمد که پیغمبر نگران شدند که امت یک وقتی پس نزنند و اختلاف و درگیری نشود. آن آیه معروفی که روز غدیر میخوانید و میشنوید، «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ»، کمتر شنیده میشود. غدیر را خیلی بزرگ میدانیم. این قضیه خاتمبخشی امیرالمؤمنین، یک قضیه فرعی است برای ما، در حالی که این دو تا که الان دقیقاً مناسبت قرار گرفتیم، پیوند دارند. آن «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ» که فرمود، همین را فرمود. «فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ»، یعنی همین ولی که قرآن معرفی کرده است را پیغمبر در غدیر بر امیرالمؤمنین تطبیق داد.
حالا دریایی از مطلب آدم را به رقص میآورد از عجایب قرآنی و معارف قرآن. حالا در تفاسیر ما بیشتر دعوا بر سر مظلومیت اهل بیت و مظلومیت معارف ماست. این است که همه عمرمان گذشت به اثبات حقانیت ایشان. علامه امینی فرمود: «من روز قیامت یقه آن دو تا را میگیرم که من عمرم را باید بگذارم برای اینکه اثبات بکنم که علی بر حق است.» این همه معارف باید از امیرالمؤمنین میرسید. چهل سال وقت بگذاریم برای اینکه بگوییم علی خوب بود. چقدر وقت ما را تلف کردند. خدا بر عذابشان بیفزاید.
قرآن آمده است چه به ما بگوید؟ قرآن آمده است امام را معرفی کند، ولی را معرفی کند، در قشنگترین وجه. ما گیر این افتادیم که اول اثبات بکنیم این تعبیر به امیرالمؤمنین ربط دارد. اولین قدمش گیر کردهای. همه تفاسیر ما همین است: اثبات اینکه این آیه در شأن امیرالمؤمنین است. پنجاه صفحه، شصت صفحه، صد صفحه نوشتهاند که اثبات بکنند. خب، چه میگوید این آیه؟ چه توصیفی از امیرالمؤمنین میکند؟ چه ویژگیای از امیرالمؤمنین معرفی میکند؟ ولی کیست؟ ولایت چیست؟ این دیگر عمرها کفاف نداده به آن. داستان تازه از اینجا شروع میشود.
این آیه، آیه بینظیری است. خیلی حرف دارد. اولاً که این آیه اختصاص به امیرالمؤمنین دارد. غیر امیرالمؤمنین نداریم همچین داستانی. نقل اینجوری تاریخی که در حال رکوع زکات داده باشند، صدقه داده باشند. بله، برای اینکه اصلاً ما قضیه را کلاً اشتباه فهمیدیم. قضیه این نیست. نه اشتباه فهمیدیم، یعنی قضیه غلط است، نصفه فهمیدیم. تو کمترین حدش قضیه را گرفتهای. خیلی شکوه دارد این آیه، خیلی معارف.
اولاً که صیغه جمع است، عزیزان! دیگر همه الحمدلله اهل فضلید. دیگر اهل این جلسه همه اهل فضل، همه اهل مطالعه و علم و پژوهش و تحقیق و سخنرانی و منبر هستید. اولاً که آیه جمع است: «الذین آمنوا، الذین یقیمون... و هم راکعون.» فرد صحبت نمیکند. ثانیاً «الذین یقیمون الصلاة»، «یقیمون» چه فعلی است؟ فعل مضارع. «أقام الصلاة» یعنی اقامه کردن، تمام شد رفت. اما «یقیمون» یعنی دائماً استمرار دارد. همانطور که در سوره «إنا أنزلنا» به ما گفتند که از این مضارع بودن استفاده کنید؛ با فعل مضارع که «تنزل الملائکة و الروح»... به این فعل مضارع که شک دارید، بروید با اهل سنت بحث بکنید، به آنها بگویید این کیست که شبهای قدر قرآن به او نازل میشود؟ اهل بیت، به تکتک این کلمات کار دارند.
حضرت آدم، وقتی به امام کاظم علیهالسلام گفتند که آقا بعد از شما کسی هست ما به ایشان مراجعه کنیم؟ حضرت فرمود: «مگر خلیفه خدا دائماً در حال جعل خلیفه است؟ دائماً دارد خلیفه انتخاب میکند.» داستان امامت استمرار دارد تا آخر، تا آخر ما خلیفه داریم، تا آخر خدا خلیفه انتخاب خواهد کرد، خلیفه جعل خواهد کرد. مضارع، آنجا «جاعلون» اسم فاعل است، اینجا فعلش فعل مضارع است. «الذین» کسانی که، اولاً جمع، ثانیاً مستمر. کسانی که همیشه در حال اقامه صلاتند، همیشه در حال رکوع، در حال دادن زکاتند. یعنی چه؟
خیلی جالب شد! پس یک قضیه تاریخی نیست که امیرالمؤمنین بود و یک بار در رکوع زکاتی داد و تمام شد رفت. در مورد بقیه معصومین هم که نداریم. نه، عزیز من! این آیه الان درباره امام زمان هم صادق است. نه یک بار و دو بار و یک روز و دو روز، دائماً امام زمان در حال نمازند و دائماً در رکوع دارند زکات میدهند. خب، این یعنی چه؟ این تازه اصل داستان است. هزار و چهارصد سال است گیر این بودیم که این آیه چه میگوید. اینها چقدر مظلومند! چه گفته ابن تیمیه و دیگران؟ خودکشی کردند. نقلهای تاریخی را یکییکی آمدند تویش سوزن کردند، بترکانند. «من این ربطی ندارد، آن ربطی ندارد، آن ربطی ندارد، این ربط ندارد، آن ربط ندارد.» هزار و چهارصد سال است با اینها درگیریم. دیگر همه وقتمان به اینها گذشت. نرسیدیم به اینکه ببینیم قرآن چه دارد میگوید در مورد اهل بیت. این است که بحثهای ما ضعیف است، عمق ندارد. امامشناسی میگوییم مطالعه میکنیم، اما یک آیه قرآن بحث نمیشود. اگر هم بگوییم، در همین حد است.
در مباهله، داستان مباهله مربوط به کیست؟ بابا این «انفسنا و انفسکم». این «انفسنا» میدانی چقدر حرف دارد؟ «ما جانمان را میآوریم، شما هم جانتان را بیاورید.» امیرالمؤمنین فقط حدیث نیستند، قرآن دارد حرف میزند. قرآن میخواهد اثبات بکند، قرآن دارد تعریف میکند امام را، ولی را. این است که ما باید برگردیم به قرآن، این است که باید برگردیم به معارف قرآنی.
حالا اینها یعنی چه؟ بسم الله! حالا داستان از اینجا شروع میشود. یعنی چه که ولی شما فقط اینها هستند؟ «ولی شما خدا، رسول خدا.» رسول را توصیف نکرده، گفته: «خدا و رسول.» امام را توصیف کرده، نگفته: «امام.» خدا، رسول، امام. خدا، رسول، اولی الامر. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ». اونی که در حال اقامه صلات و در رکوع زکات میدهد.
اولاً اینکه همه معارف دین، همه عبودیت، در دو جلوه خلاصه میشود: صلات و زکات. «أوصاني بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ» در سوره مبارکه مریم. از حضرت یحیی «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ»، «یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة»، «مقیمین الصلاة، مؤتون الزکاة»، «مقیمین الصلاة». هرجا نماز را گفته، زکات را هم گفته است.
بعد، نماز یک معنای بسیار عالی دارد، زکات هم یک معنای بسیار عالی دارد. اینی که ما به آن میگوییم اینجا نماز و زکات، یک چیز فرمالیته است. نماز از صلات، اینجا جلوه دنیایی نماز و صلات است. به تعبیر قشنگتر، اینها نماز و صلات مجازی است. اینها مجازی است. چرا؟ برای اینکه اصلاً این دنیا دارد، مجازی است. هرچه که اینجا هست، مجازی است. همه واقعیها چیست آقا؟ کجاست؟ کلاس مجازی با دوستان گذاشتیم. دیدیم شیخ عبدالعظیم، شهرری، ایشان آمده بود خانه یکی از شاگردانش، آن پسر صاحبخانه ایشان هم حکیم واقعی، نجات عالی حکمت (رضوان الله). نه گذاشت، نه برداشت. به این پسره گفت که فیلمش هست این تیکه: «یک گل مصنوعی.» گفت: «این را چند وقت، چند وقت آب میدهی؟» پسر پیچاندن حرف نداشت. «تو پیچش خوردهای، تو پیچانده شدهای.» پسر جواب رساله چیزی نگفت: «مصنوعی است.» این دنیا همهاش مصنوعی است، همهاش مصنوعی است. یعنی این نماز هم، این نماز اینجاییاش، این وایسادن و نشستن و رکوع و سجده، این هم مصنوعی است. دار مجازی دیگر. امیرالمؤمنین فرمود دیگر. قرآن هم که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْآخِرَةُ»، زندگی واقعی آنجاست.
پس در واقع صلات واقعی اصلاً اینجا نیست. زکات واقعی اینجا نیست. رکوع واقعی اینجا نیست. پس اصلاً داستان رکوع و انگشتر و این قضایا نیست. ماها چون ذهنمان مادی است، تصور میکنیم. خدا آمده برای امیرالمؤمنین یک جلوهای داده در این رکوع ظاهری، امیرالمؤمنین یک صدقه ظاهری دادهاند که ماها باورمان بیاید آقا این آیه به امیرالمؤمنین ربط دارد. قضیه، قضیه رکوع و انگشتر و توسط بالا و دائماً در حال رکوع است. دائماً در حال زکات است. دائماً در حال نماز است. کدام نماز؟ پس چه شکلی به بقیه کارهایشان میرسند؟ مشکل این سوال در چیست؟ کسانی که دائماً در صلاتند یعنی چه؟
سوره معارج: «إِلَّا الْمُصَلِّينَ، خُلِقَ الْإِنْسَانُ هَلُوعًا جَزُوعًا، إِلَّا الْمُصَلِّينَ». آدم نگفته: «همه بدن غیر از آنهایی که خودسازی کردهاند.» خیلی لطیف است، شوخی نیست. کتاب مجلس ختم نیستش، قرآن کتاب درس، کتاب تعالی است. میگوید: «همه بدن، غیر از مُصلین.» اینکه آقا هرچی اختلاس و دزدی و ممالک، مُصلین که الحمدلله فتح فراوان است. نه، عزیز من! «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ». اینها دائم روی نمازشان میمانند. نمازش را میبرد تو بازار، نمازش را میبرد پمپ بنزین، نمازش را میبرد تو آشپزخانه، نمازش را میبرد تو مطب. الو صلاته دائمون! از نماز بیرون نمیآید. همیشه از نماز میآید بیرون، قلبش از این مُصلی است که ساخته شده است، از تزکیه شده است. باز آیه قرآن: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»، ادامهاش: «وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ». جان! میفرماید: «حقیقت نور الله، نور السماوات و الارض» را کی فهمید؟ «رجال». یک مردانی که اینها کاسبی و تجارت و بیع و مشغولیتهای دنیایی مشغولشان نمیکند از ذکر خدا. ذکر خدا دیگر از چی مشغولش نمیکند؟ از اقامه صلات و ایتاء. یعنی چه آقا؟ این آیه میگوید: «پاس میکند تو نماز هم در حال اقامه صلات، هم در حال مادیترین شئون زندگیاش را که دارد انجام میدهد.» نان از تنور در میآورد، پوشک بچه عوض میکند، دارد درس میدهد، لباس، هر کاری که انجام میدهد، لباس اتو میکند. دنیایی است، هیچکدام از اینها «لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ»، «وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ». همه این حالاتش هم صلات است، هم زکات.
خب، آقا چرا صلات و زکات؟ چون عبودیت دو حیثیت دارد. یک حیثیتش، حیثیت به قول عرفا و علما، «یَلهُ الخالق»، یکیش اتصال به خداست، یکی تو اتصال به مخلوق. تو اتصال به خدا دائماً در حال صلات است، تو اتصال به خلق دائماً در حال زکات است.
این ولی، انگشتر را درآورد داد یا نداد؟ بعد حالا سوالات این است که حالا چه جور حضور قلبشان از بین نرفته است؟ این سوال تازه اول داستان است. دیگر بنده خدا چقدر زور زده که به اینجا رسیده است. قضیه از اینجا شروع میشود. نماز بخوانی، دیگر زکات نمیتوانی بدهی. قلهای از معرفت و اتصال به خداست که بالاترین اتصال را به خدا دارد، بالاترین خلق را دارد. جواب این است تولید امیرالمؤمنین در عرش بودن، ناله مظلوم در عرش میآمد. صدای نو یعنی آنجا شدید لطیفه است. دیگر جواب این است که نماز چیست؟ امیرالمؤمنین دائماً در نماز است. «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ».
آیه دیگر سوره مبارکه مؤمنون: «وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ». «زکات فاعلون». چقدر این قرآن میگوید چیزی وقتی مقدم میشود، چیزی که باید مؤخر بشود، وقتی مقدم میشود، معنایش چیست آقا؟ «فاعلون للزکاة» یعنی انجام میدهند زکات را. چه میگوید؟ «الذین هم للزکاة فاعلون». فقط زکات انجام میدهند. این هر کاری که انجام میدهد، هر کاری که میکند زکات است. آقا لبخند میزند زکات است، داد میزند، قضاوت میکند زکات است. تو ارتباط با شما هر کار میکند زکات است. معنای مجازیاش را تا حالا داشتیم میگرفتیم دنیایی. آن زکاتی هم که انجام میدهد، روبهرو شماست. خیلی لطیف، خیلی لطیف. چون در سجود دیگر انقطاع محض است. در رکوع که حواسش هست به اینکه دور و بر دارد چه اتفاقی میافتد؟ تسلیم خم، خم. هیچ از خودش ابراز وجودی ندارد ولی کاملاً به سجده نرفت، رکوع ولی کاری میکند. در رکوع، دائماً در رکوع. این قلب خم است پیش خدا. «من کسیام.» انقطاع محض. آن حالات سحر، آن مال سحر اهل بیت. حالا دیگر امیرالمؤمنین در سحر داشت غش میکرد. حالا تا آنچنانی، وقتی بین مردمند، در رکوع. کلمات قلمبهسلمبه استفاده بکنم. بزرگان از این تعبیر میکنند به «جمع الجمعی»، «جمع ال جمع». خیلی دنبال اصطلاحات نباشیم. وحدت در کثرت، کثرت کلماتی که به کار میبرند.
ولی امیرالمؤمنین تو نماز حضور قلب دارد. انگشتر را بخشیدند. «توهمات قلمبه نور». آن بغل وایساده، اگر الان حواسم از آن پرت نشود، دیگر میپرد میرود. نه، خدا را دارد با همه این کسرات میبیند. این کلام امیرالمؤمنین است: «إِلَّا رَأَيْتُ اللَّهَ فِيهَا». خدا را قبلش دیدم، بعدش دیدم، باهاش بودم. هرچی جلویم است، هرچی پشتم است، هرچی ما بین اینهاست مال خداست. قول ملائکه است. ملائکه این درک را دارند. هرچی پیش رویم است مال خداست. هرچی پشتم است مال خداست. هرچی ما بین این دوتاست مال خداست. نماز را برو کنار. کسرات میبیند. بابا، آن ولی است دیگر. نمیخواهم بیشتر از اینها بازش بکنم. این گدایی که الان آمد، این خود این گدایی و در قبضه قدرت کیست؟ نفس او در قبضه قدرت کیست؟ این گداییاش را کی نوشته است؟ شب قدر، «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» هست یا نیست؟ میخواهیم مسجد گدایی کنیم؟ خیلی پرتیم نسبت به امام. کدام یک از شهدا مثلاً دو لول بهتر؟ مثلاً امام جماعت مسجد، یک درجه بهتر؟ عالم ربانی، یک عارف نورانی، دو درجه بهتر؟ بابا، فاصله صفر و صد بحث دیگری است.
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ». ولی فقط همین سه تا است: الله، رسول، آن کسی که در حال رکوع، در نماز و در حال رکوع است و زکات میدهد. رکوع در حال زکات است. این ولی، ولایت تشریعیه. برای اینکه کارهایت روی زمین نماند. پدر مصلحت را تشخیص میدهد. این بچه حالا تا بزرگ بشود، بتواند خودش مصلحتش را تشخیص بدهد. مصلحت عمومی کشور، مصلحت اجتماع، یک چیز دیگر است. این ولایت، یک چیز دیگر است. ولی فقط این است. این حقیقت ولایت. بعد با این حقیقت اتصال برقرار کنیم.
ما نسبت به بحث امامشناسی، این را بنده این چند وقت، خصوصاً زیاد عرض کردهام: ما خیلی کسر داریم. حالا یک جنبه جدی کسر معارفمان بحث معاد بود، بازارش رونق پیدا کرده است، اگر تو بازار آزاد نیفتد البته. بازار آزادش هم دارد قوی میشود، تجربیات نزدیک به مرگ و اینها. نگرانیم که کارت به حاشیه هم برود. کمی الحمدلله خیلی کمها، یک لکههای خیلی ضعیفی از این بحثها دارد تو جامعه میآید. ولی بحث امامت نه. خیلی کار داریم تو بحثهای امامت. تلقی ما نسبت به امام عوض بشود. عید غدیر از فضایل امیرالمؤمنین. فقط میگوییم داستانهایی که فقط جنبه عاطفی و احساسی دارد. یعنی فضای مجازی را پر میکند: استوریها و فلان و نجف و پرچم گنبد و صحن امیرالمؤمنین. خوب است اینها. اینها بالاخره اتصالی دارد به امام. بالاخره اتصالی دارد، خوب است. ولی ماها نباید تو این سطح بمانیم. نگاهمان نسبت به امام باید عوض بشود. معرفت باید پیدا بکند. میزان بهرهمندی انسان از زیارت به میزان معرفتش به امام. میزان قبولی اعمالش به میزان معرفتش به امام. میزان درکش از معارف دینی به میزان معرفتش به امام. ما امام رضا را یک کسی میدانیم داخل ضریح، آن هم فقط داخل ضریح در مشهد، پشت علیاکبر.
ایشان فرمودند: «قُبُورُكُمْ فِي الْآثَارِ، أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ، نُفُوسُكُمْ فِي النُّفُوسِ». چقدر این تعابیر عجیب است. «سیمانی گودال قبر سیمانی». تو تو همه قبرهای سیمانیهای. «القبر هو المرزق عالم مثال». شما در همه این عالمهای مثال، حاکم ثابت جاری. «أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ، أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ، نُفُوسُكُمْ فِي النُّفُوسِ». علیاکبر حمید! جانها از امیرالمؤمنین است. همه جانها متصل به جان امام زمان است. همه جانها جان بودنش و جانداریاش از جان امام زمان است. حمید! جانها متصل به امام زمان است. دیوار برمیگردد. احتمالاً تایم موضوع تولد. «عَيْنُ وَجْهِ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ». وجه الله کیست؟ امام زمان. هر طرف رو کنی، وجه الله آنجاست. همه عالم وجه الله است. همهاش جلوه خداست. همهاش جلوه امام است. همه کمالات جلوه کمالات امام. همه خوبیها جلوه خوبیهای امام. همه زیباییها جلوه زیباییهای امام.
مطلب با این فهمیده نمیشود. چرا؟ برای اینکه ما از این دار مجاز بیرون نمیآییم. یعنی چه؟ مثلاً آخرش آخرش امیرالمؤمنین مگر نه؟ یعنی این یک آقایی که الان اینجاست. چه جوری امام زمان تو همه مجالس ده اول محرم حاضرند؟ ثانیه تصور کن. این نمیداند ثانیهها بسته به امام زمان است. نه امام زمان بسته به ثانیهها و مکان است. نمیدانم مکان بسته به حضرت است. به وجود آسمان، آسمان بسته به وجود زمین، زمین بسته به وجود امام. زمین بسته به اوست. زمین خوراک امام زمان است. بسته به خوراک است. از کمبود بعد افتاد و در مسیر افزایش معرفت موفق نشود. در انجام وظایفمان، وقتمان هم دیگر...
«أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ» چه شکلی میشود؟ یعنی اینکه این جسدها، این بدنهایی که در این عالم ماده در این دنیا هست، همه به این بدن مادی شما متصل است. به واسطه بدن مادی، اگر حجت خدا روی زمین نباشد، زمین سفرهاش جمع میشود. همه بدنها در شعاع حضور بدن معصوم در این عالم هستند.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا مصطفی محمد.
عید سعید ولایت و این عید همه مسلمین و محبین اهل بیت در اقصی نقاط عالم، عید با برکتی باشد. روز جمعه است، شادی دل نازنینشان برای جلب ولایتها و توجهات خاصشان، صلواتی به محضرشان هدیه کنید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
چند دقیقهای خدمت عزیزان – اگر بلد باشیم البته – هستیم انشاءالله. یک بحث مهمی که به این ایام هم مربوط است و کمتر به آن پرداخته میشود و اینها هم همه حاکی از غربت قرآن است، این است که قرآن کریم غریب است و معارف قرآنی بسیار غریبند. اتفاقاً بخش عمدهای از غربت قرآن در همان آیاتی است که همه بلدیم.
این ایام، از یک طرف عید غدیر را داشتیم و از طرفی هم در ایامی که پیش رو داریم، چند قضیه بسیار بزرگ را داریم؛ سه روز متوالی: یکی داستان نزول سوره "هَلْ أَتى"، یکی قضیه مباهله است، یکی هم قضیه خاتمبخشی امیرالمؤمنین. در این ایام، قضیه بسیار مهمی اتفاق افتاده است.
حالا قضیه خاتمبخشی را اکثر ما شنیدهایم و میدانیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در رکوع بودند، کسی، مسکینی، سائلی درخواست کمک کرد. حضرت همانطور که در رکوع بودند، انگشترشان را بخشیدند که اینجا هم روایات متنوعی وجود دارد. این قضیه اساساً قضیهای است که به قول مرحوم علامه طباطبایی، جزء متواترات است، در حد تواتر. این داستان را شیعه و سنی همه نقل کردهاند. شیعه از چندین معصوم روایت را نقل کرده است و اهل سنت هم از صحابه بسیاری این قضیه را نقل کردهاند. البته در کیفیت قضیه اختلافاتی جزئی وجود دارد. در بعضی نقلها دارد که حضرت دستشان را خم کردند تا انگشتر را در بیاورند. در برخی دیگر دارد که خودشان انگشتر را درآوردند و گرفتند و او آمد و گرفت. در برخی دیگر دارد که اول امیرالمؤمنین به مسکین عطا کردند، بعد آیه نازل شد. در برخی هم دارد که اول پیغمبر اکرم فرمودند آیه نازل شده است. تعدادی از صحابه کنار حضرت بودند، قضیه را شنیدند و با هم راه افتادند به سمت مسجد که این نقل ظاهراً نقل معتبرتری است و بیشتر هم نقل شده است.
کسی که در نقل دیگر میگفت: «پیغمبر خوابید، ماری میخواست پیغمبر را بزند، این شخص خوابید که این مار پیغمبر را نزند، این شخص را بزند.» بعد پیامبر بیدار شدند، دیدند کسی کنار ایشان خوابیده است. گفتند: «اینجا چه کار میکنی؟» گفت: «گفتم مبادا شما را بزند، من آمدم اینجا دراز کشیدم.» و فرمودند که به این تعبیر، «حالت خواب نبود، در حال دریافت وحی بودم. این حالتی که داشتم و وقت دریافت این بود که الان دریافت کردم از وحی، این آیه بود که آیه ۵۵ سوره مبارکه مائده است: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ». این آیه را خواندند. پیغمبر اکرم فرمودند که این آیه به من وحی شد و فرمودند که: «بلند شویم و برویم سمت مسجد.» به نحوی در واقع این را برویم اعلام بکنیم به مردم که این آیه نازل شده است.
آمدند سمت مسجد بروند. دیدند یک کسی دارد از مسجد میآید بیرون. گفتگویی صورت گرفت بین این شخص با پیامبر اکرم. حضرت فرمودند: «چه شده؟» گفت: «هیچی، در مسجد بودم، درخواست کمک کردم. نماز میخواندند. من هم ناراحت شدم، گفتم در مسجد پیغمبر، کسی به داد ما نمیرسد. آمدم گله بکنم.» آن شخص ادامه داد: «علی علیهالسلام در رکوع بود، این انگشترش را به من هدیه کرد.» پیغمبر اکرم فرمودند که: «الله اکبر! این آیهای که الان نازل شد»، یعنی قبل از اینکه امیرالمؤمنین این کار را انجام داده باشند، آیه نازل شده بود و سپس امیرالمؤمنین این کار را انجام دادند.
بعد داستان اینجایش جالب است که معمولاً کمتر شنیده میشود. بعد قرار شد که حالا اعلام بکنند که این ولی که در این آیه آمده است، خدایش که مشخص است: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ». خدا و رسول؛ نفر سوم کیست؟ فرمود: «آنهایی که ایمان دارند.» یعنی من توضیح دادم مؤمنین کدام مؤمنین و در چه حدی از ایمان هستند. آنهایی که ایمان دارند، نماز اقامه میکنند و در حال رکوع زکات میدهند. خب، شخصش، فردش، مصداقش امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. پیغمبر اکرم موظف بودند اعلام بکنند که این ولی که در این آیه آمده است، امیرالمؤمنین است.
اینجا آن داستان پیش آمد که پیغمبر نگران شدند که امت یک وقتی پس نزنند و اختلاف و درگیری نشود. آن آیه معروفی که روز غدیر میخوانید و میشنوید، «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ»، کمتر شنیده میشود. غدیر را خیلی بزرگ میدانیم. این قضیه خاتمبخشی امیرالمؤمنین، یک قضیه فرعی است برای ما، در حالی که این دو تا که الان دقیقاً مناسبت قرار گرفتیم، پیوند دارند. آن «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ» که فرمود، همین را فرمود. «فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ»، یعنی همین ولی که قرآن معرفی کرده است را پیغمبر در غدیر بر امیرالمؤمنین تطبیق داد.
حالا دریایی از مطلب آدم را به رقص میآورد از عجایب قرآنی و معارف قرآن. حالا در تفاسیر ما بیشتر دعوا بر سر مظلومیت اهل بیت و مظلومیت معارف ماست. این است که همه عمرمان گذشت به اثبات حقانیت ایشان. علامه امینی فرمود: «من روز قیامت یقه آن دو تا را میگیرم که من عمرم را باید بگذارم برای اینکه اثبات بکنم که علی بر حق است.» این همه معارف باید از امیرالمؤمنین میرسید. چهل سال وقت بگذاریم برای اینکه بگوییم علی خوب بود. چقدر وقت ما را تلف کردند. خدا بر عذابشان بیفزاید.
قرآن آمده است چه به ما بگوید؟ قرآن آمده است امام را معرفی کند، ولی را معرفی کند، در قشنگترین وجه. ما گیر این افتادیم که اول اثبات بکنیم این تعبیر به امیرالمؤمنین ربط دارد. اولین قدمش گیر کردهای. همه تفاسیر ما همین است: اثبات اینکه این آیه در شأن امیرالمؤمنین است. پنجاه صفحه، شصت صفحه، صد صفحه نوشتهاند که اثبات بکنند. خب، چه میگوید این آیه؟ چه توصیفی از امیرالمؤمنین میکند؟ چه ویژگیای از امیرالمؤمنین معرفی میکند؟ ولی کیست؟ ولایت چیست؟ این دیگر عمرها کفاف نداده به آن. داستان تازه از اینجا شروع میشود.
این آیه، آیه بینظیری است. خیلی حرف دارد. اولاً که این آیه اختصاص به امیرالمؤمنین دارد. غیر امیرالمؤمنین نداریم همچین داستانی. نقل اینجوری تاریخی که در حال رکوع زکات داده باشند، صدقه داده باشند. بله، برای اینکه اصلاً ما قضیه را کلاً اشتباه فهمیدیم. قضیه این نیست. نه اشتباه فهمیدیم، یعنی قضیه غلط است، نصفه فهمیدیم. تو کمترین حدش قضیه را گرفتهای. خیلی شکوه دارد این آیه، خیلی معارف.
اولاً که صیغه جمع است، عزیزان! دیگر همه الحمدلله اهل فضلید. دیگر اهل این جلسه همه اهل فضل، همه اهل مطالعه و علم و پژوهش و تحقیق و سخنرانی و منبر هستید. اولاً که آیه جمع است: «الذین آمنوا، الذین یقیمون... و هم راکعون.» فرد صحبت نمیکند. ثانیاً «الذین یقیمون الصلاة»، «یقیمون» چه فعلی است؟ فعل مضارع. «أقام الصلاة» یعنی اقامه کردن، تمام شد رفت. اما «یقیمون» یعنی دائماً استمرار دارد. همانطور که در سوره «إنا أنزلنا» به ما گفتند که از این مضارع بودن استفاده کنید؛ با فعل مضارع که «تنزل الملائکة و الروح»... به این فعل مضارع که شک دارید، بروید با اهل سنت بحث بکنید، به آنها بگویید این کیست که شبهای قدر قرآن به او نازل میشود؟ اهل بیت، به تکتک این کلمات کار دارند.
حضرت آدم، وقتی به امام کاظم علیهالسلام گفتند که آقا بعد از شما کسی هست ما به ایشان مراجعه کنیم؟ حضرت فرمود: «مگر خلیفه خدا دائماً در حال جعل خلیفه است؟ دائماً دارد خلیفه انتخاب میکند.» داستان امامت استمرار دارد تا آخر، تا آخر ما خلیفه داریم، تا آخر خدا خلیفه انتخاب خواهد کرد، خلیفه جعل خواهد کرد. مضارع، آنجا «جاعلون» اسم فاعل است، اینجا فعلش فعل مضارع است. «الذین» کسانی که، اولاً جمع، ثانیاً مستمر. کسانی که همیشه در حال اقامه صلاتند، همیشه در حال رکوع، در حال دادن زکاتند. یعنی چه؟
خیلی جالب شد! پس یک قضیه تاریخی نیست که امیرالمؤمنین بود و یک بار در رکوع زکاتی داد و تمام شد رفت. در مورد بقیه معصومین هم که نداریم. نه، عزیز من! این آیه الان درباره امام زمان هم صادق است. نه یک بار و دو بار و یک روز و دو روز، دائماً امام زمان در حال نمازند و دائماً در رکوع دارند زکات میدهند. خب، این یعنی چه؟ این تازه اصل داستان است. هزار و چهارصد سال است گیر این بودیم که این آیه چه میگوید. اینها چقدر مظلومند! چه گفته ابن تیمیه و دیگران؟ خودکشی کردند. نقلهای تاریخی را یکییکی آمدند تویش سوزن کردند، بترکانند. «من این ربطی ندارد، آن ربطی ندارد، آن ربطی ندارد، این ربط ندارد، آن ربط ندارد.» هزار و چهارصد سال است با اینها درگیریم. دیگر همه وقتمان به اینها گذشت. نرسیدیم به اینکه ببینیم قرآن چه دارد میگوید در مورد اهل بیت. این است که بحثهای ما ضعیف است، عمق ندارد. امامشناسی میگوییم مطالعه میکنیم، اما یک آیه قرآن بحث نمیشود. اگر هم بگوییم، در همین حد است.
در مباهله، داستان مباهله مربوط به کیست؟ بابا این «انفسنا و انفسکم». این «انفسنا» میدانی چقدر حرف دارد؟ «ما جانمان را میآوریم، شما هم جانتان را بیاورید.» امیرالمؤمنین فقط حدیث نیستند، قرآن دارد حرف میزند. قرآن میخواهد اثبات بکند، قرآن دارد تعریف میکند امام را، ولی را. این است که ما باید برگردیم به قرآن، این است که باید برگردیم به معارف قرآنی.
حالا اینها یعنی چه؟ بسم الله! حالا داستان از اینجا شروع میشود. یعنی چه که ولی شما فقط اینها هستند؟ «ولی شما خدا، رسول خدا.» رسول را توصیف نکرده، گفته: «خدا و رسول.» امام را توصیف کرده، نگفته: «امام.» خدا، رسول، امام. خدا، رسول، اولی الامر. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ». اونی که در حال اقامه صلات و در رکوع زکات میدهد.
اولاً اینکه همه معارف دین، همه عبودیت، در دو جلوه خلاصه میشود: صلات و زکات. «أوصاني بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ» در سوره مبارکه مریم. از حضرت یحیی «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ»، «یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة»، «مقیمین الصلاة، مؤتون الزکاة»، «مقیمین الصلاة». هرجا نماز را گفته، زکات را هم گفته است.
بعد، نماز یک معنای بسیار عالی دارد، زکات هم یک معنای بسیار عالی دارد. اینی که ما به آن میگوییم اینجا نماز و زکات، یک چیز فرمالیته است. نماز از صلات، اینجا جلوه دنیایی نماز و صلات است. به تعبیر قشنگتر، اینها نماز و صلات مجازی است. اینها مجازی است. چرا؟ برای اینکه اصلاً این دنیا دارد، مجازی است. هرچه که اینجا هست، مجازی است. همه واقعیها چیست آقا؟ کجاست؟ کلاس مجازی با دوستان گذاشتیم. دیدیم شیخ عبدالعظیم، شهرری، ایشان آمده بود خانه یکی از شاگردانش، آن پسر صاحبخانه ایشان هم حکیم واقعی، نجات عالی حکمت (رضوان الله). نه گذاشت، نه برداشت. به این پسره گفت که فیلمش هست این تیکه: «یک گل مصنوعی.» گفت: «این را چند وقت، چند وقت آب میدهی؟» پسر پیچاندن حرف نداشت. «تو پیچش خوردهای، تو پیچانده شدهای.» پسر جواب رساله چیزی نگفت: «مصنوعی است.» این دنیا همهاش مصنوعی است، همهاش مصنوعی است. یعنی این نماز هم، این نماز اینجاییاش، این وایسادن و نشستن و رکوع و سجده، این هم مصنوعی است. دار مجازی دیگر. امیرالمؤمنین فرمود دیگر. قرآن هم که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْآخِرَةُ»، زندگی واقعی آنجاست.
پس در واقع صلات واقعی اصلاً اینجا نیست. زکات واقعی اینجا نیست. رکوع واقعی اینجا نیست. پس اصلاً داستان رکوع و انگشتر و این قضایا نیست. ماها چون ذهنمان مادی است، تصور میکنیم. خدا آمده برای امیرالمؤمنین یک جلوهای داده در این رکوع ظاهری، امیرالمؤمنین یک صدقه ظاهری دادهاند که ماها باورمان بیاید آقا این آیه به امیرالمؤمنین ربط دارد. قضیه، قضیه رکوع و انگشتر و توسط بالا و دائماً در حال رکوع است. دائماً در حال زکات است. دائماً در حال نماز است. کدام نماز؟ پس چه شکلی به بقیه کارهایشان میرسند؟ مشکل این سوال در چیست؟ کسانی که دائماً در صلاتند یعنی چه؟
سوره معارج: «إِلَّا الْمُصَلِّينَ، خُلِقَ الْإِنْسَانُ هَلُوعًا جَزُوعًا، إِلَّا الْمُصَلِّينَ». آدم نگفته: «همه بدن غیر از آنهایی که خودسازی کردهاند.» خیلی لطیف است، شوخی نیست. کتاب مجلس ختم نیستش، قرآن کتاب درس، کتاب تعالی است. میگوید: «همه بدن، غیر از مُصلین.» اینکه آقا هرچی اختلاس و دزدی و ممالک، مُصلین که الحمدلله فتح فراوان است. نه، عزیز من! «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ». اینها دائم روی نمازشان میمانند. نمازش را میبرد تو بازار، نمازش را میبرد پمپ بنزین، نمازش را میبرد تو آشپزخانه، نمازش را میبرد تو مطب. الو صلاته دائمون! از نماز بیرون نمیآید. همیشه از نماز میآید بیرون، قلبش از این مُصلی است که ساخته شده است، از تزکیه شده است. باز آیه قرآن: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»، ادامهاش: «وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ». جان! میفرماید: «حقیقت نور الله، نور السماوات و الارض» را کی فهمید؟ «رجال». یک مردانی که اینها کاسبی و تجارت و بیع و مشغولیتهای دنیایی مشغولشان نمیکند از ذکر خدا. ذکر خدا دیگر از چی مشغولش نمیکند؟ از اقامه صلات و ایتاء. یعنی چه آقا؟ این آیه میگوید: «پاس میکند تو نماز هم در حال اقامه صلات، هم در حال مادیترین شئون زندگیاش را که دارد انجام میدهد.» نان از تنور در میآورد، پوشک بچه عوض میکند، دارد درس میدهد، لباس، هر کاری که انجام میدهد، لباس اتو میکند. دنیایی است، هیچکدام از اینها «لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ»، «وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ». همه این حالاتش هم صلات است، هم زکات.
خب، آقا چرا صلات و زکات؟ چون عبودیت دو حیثیت دارد. یک حیثیتش، حیثیت به قول عرفا و علما، «یَلهُ الخالق»، یکیش اتصال به خداست، یکی تو اتصال به مخلوق. تو اتصال به خدا دائماً در حال صلات است، تو اتصال به خلق دائماً در حال زکات است.
این ولی، انگشتر را درآورد داد یا نداد؟ بعد حالا سوالات این است که حالا چه جور حضور قلبشان از بین نرفته است؟ این سوال تازه اول داستان است. دیگر بنده خدا چقدر زور زده که به اینجا رسیده است. قضیه از اینجا شروع میشود. نماز بخوانی، دیگر زکات نمیتوانی بدهی. قلهای از معرفت و اتصال به خداست که بالاترین اتصال را به خدا دارد، بالاترین خلق را دارد. جواب این است تولید امیرالمؤمنین در عرش بودن، ناله مظلوم در عرش میآمد. صدای نو یعنی آنجا شدید لطیفه است. دیگر جواب این است که نماز چیست؟ امیرالمؤمنین دائماً در نماز است. «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ».
آیه دیگر سوره مبارکه مؤمنون: «وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ». «زکات فاعلون». چقدر این قرآن میگوید چیزی وقتی مقدم میشود، چیزی که باید مؤخر بشود، وقتی مقدم میشود، معنایش چیست آقا؟ «فاعلون للزکاة» یعنی انجام میدهند زکات را. چه میگوید؟ «الذین هم للزکاة فاعلون». فقط زکات انجام میدهند. این هر کاری که انجام میدهد، هر کاری که میکند زکات است. آقا لبخند میزند زکات است، داد میزند، قضاوت میکند زکات است. تو ارتباط با شما هر کار میکند زکات است. معنای مجازیاش را تا حالا داشتیم میگرفتیم دنیایی. آن زکاتی هم که انجام میدهد، روبهرو شماست. خیلی لطیف، خیلی لطیف. چون در سجود دیگر انقطاع محض است. در رکوع که حواسش هست به اینکه دور و بر دارد چه اتفاقی میافتد؟ تسلیم خم، خم. هیچ از خودش ابراز وجودی ندارد ولی کاملاً به سجده نرفت، رکوع ولی کاری میکند. در رکوع، دائماً در رکوع. این قلب خم است پیش خدا. «من کسیام.» انقطاع محض. آن حالات سحر، آن مال سحر اهل بیت. حالا دیگر امیرالمؤمنین در سحر داشت غش میکرد. حالا تا آنچنانی، وقتی بین مردمند، در رکوع. کلمات قلمبهسلمبه استفاده بکنم. بزرگان از این تعبیر میکنند به «جمع الجمعی»، «جمع ال جمع». خیلی دنبال اصطلاحات نباشیم. وحدت در کثرت، کثرت کلماتی که به کار میبرند.
ولی امیرالمؤمنین تو نماز حضور قلب دارد. انگشتر را بخشیدند. «توهمات قلمبه نور». آن بغل وایساده، اگر الان حواسم از آن پرت نشود، دیگر میپرد میرود. نه، خدا را دارد با همه این کسرات میبیند. این کلام امیرالمؤمنین است: «إِلَّا رَأَيْتُ اللَّهَ فِيهَا». خدا را قبلش دیدم، بعدش دیدم، باهاش بودم. هرچی جلویم است، هرچی پشتم است، هرچی ما بین اینهاست مال خداست. قول ملائکه است. ملائکه این درک را دارند. هرچی پیش رویم است مال خداست. هرچی پشتم است مال خداست. هرچی ما بین این دوتاست مال خداست. نماز را برو کنار. کسرات میبیند. بابا، آن ولی است دیگر. نمیخواهم بیشتر از اینها بازش بکنم. این گدایی که الان آمد، این خود این گدایی و در قبضه قدرت کیست؟ نفس او در قبضه قدرت کیست؟ این گداییاش را کی نوشته است؟ شب قدر، «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» هست یا نیست؟ میخواهیم مسجد گدایی کنیم؟ خیلی پرتیم نسبت به امام. کدام یک از شهدا مثلاً دو لول بهتر؟ مثلاً امام جماعت مسجد، یک درجه بهتر؟ عالم ربانی، یک عارف نورانی، دو درجه بهتر؟ بابا، فاصله صفر و صد بحث دیگری است.
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ». ولی فقط همین سه تا است: الله، رسول، آن کسی که در حال رکوع، در نماز و در حال رکوع است و زکات میدهد. رکوع در حال زکات است. این ولی، ولایت تشریعیه. برای اینکه کارهایت روی زمین نماند. پدر مصلحت را تشخیص میدهد. این بچه حالا تا بزرگ بشود، بتواند خودش مصلحتش را تشخیص بدهد. مصلحت عمومی کشور، مصلحت اجتماع، یک چیز دیگر است. این ولایت، یک چیز دیگر است. ولی فقط این است. این حقیقت ولایت. بعد با این حقیقت اتصال برقرار کنیم.
ما نسبت به بحث امامشناسی، این را بنده این چند وقت، خصوصاً زیاد عرض کردهام: ما خیلی کسر داریم. حالا یک جنبه جدی کسر معارفمان بحث معاد بود، بازارش رونق پیدا کرده است، اگر تو بازار آزاد نیفتد البته. بازار آزادش هم دارد قوی میشود، تجربیات نزدیک به مرگ و اینها. نگرانیم که کارت به حاشیه هم برود. کمی الحمدلله خیلی کمها، یک لکههای خیلی ضعیفی از این بحثها دارد تو جامعه میآید. ولی بحث امامت نه. خیلی کار داریم تو بحثهای امامت. تلقی ما نسبت به امام عوض بشود. عید غدیر از فضایل امیرالمؤمنین. فقط میگوییم داستانهایی که فقط جنبه عاطفی و احساسی دارد. یعنی فضای مجازی را پر میکند: استوریها و فلان و نجف و پرچم گنبد و صحن امیرالمؤمنین. خوب است اینها. اینها بالاخره اتصالی دارد به امام. بالاخره اتصالی دارد، خوب است. ولی ماها نباید تو این سطح بمانیم. نگاهمان نسبت به امام باید عوض بشود. معرفت باید پیدا بکند. میزان بهرهمندی انسان از زیارت به میزان معرفتش به امام. میزان قبولی اعمالش به میزان معرفتش به امام. میزان درکش از معارف دینی به میزان معرفتش به امام. ما امام رضا را یک کسی میدانیم داخل ضریح، آن هم فقط داخل ضریح در مشهد، پشت علیاکبر.
ایشان فرمودند: «قُبُورُكُمْ فِي الْآثَارِ، أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ، نُفُوسُكُمْ فِي النُّفُوسِ». چقدر این تعابیر عجیب است. «سیمانی گودال قبر سیمانی». تو تو همه قبرهای سیمانیهای. «القبر هو المرزق عالم مثال». شما در همه این عالمهای مثال، حاکم ثابت جاری. «أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ، أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ، نُفُوسُكُمْ فِي النُّفُوسِ». علیاکبر حمید! جانها از امیرالمؤمنین است. همه جانها متصل به جان امام زمان است. همه جانها جان بودنش و جانداریاش از جان امام زمان است. حمید! جانها متصل به امام زمان است. دیوار برمیگردد. احتمالاً تایم موضوع تولد. «عَيْنُ وَجْهِ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ». وجه الله کیست؟ امام زمان. هر طرف رو کنی، وجه الله آنجاست. همه عالم وجه الله است. همهاش جلوه خداست. همهاش جلوه امام است. همه کمالات جلوه کمالات امام. همه خوبیها جلوه خوبیهای امام. همه زیباییها جلوه زیباییهای امام.
مطلب با این فهمیده نمیشود. چرا؟ برای اینکه ما از این دار مجاز بیرون نمیآییم. یعنی چه؟ مثلاً آخرش آخرش امیرالمؤمنین مگر نه؟ یعنی این یک آقایی که الان اینجاست. چه جوری امام زمان تو همه مجالس ده اول محرم حاضرند؟ ثانیه تصور کن. این نمیداند ثانیهها بسته به امام زمان است. نه امام زمان بسته به ثانیهها و مکان است. نمیدانم مکان بسته به حضرت است. به وجود آسمان، آسمان بسته به وجود زمین، زمین بسته به وجود امام. زمین بسته به اوست. زمین خوراک امام زمان است. بسته به خوراک است. از کمبود بعد افتاد و در مسیر افزایش معرفت موفق نشود. در انجام وظایفمان، وقتمان هم دیگر...
«أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ» چه شکلی میشود؟ یعنی اینکه این جسدها، این بدنهایی که در این عالم ماده در این دنیا هست، همه به این بدن مادی شما متصل است. به واسطه بدن مادی، اگر حجت خدا روی زمین نباشد، زمین سفرهاش جمع میشود. همه بدنها در شعاع حضور بدن معصوم در این عالم هستند.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...