اعتکاف خانوادگی
00:21:25
«اعتکاف خانوادگی» در پایان اعتکاف و برای جمعی از فعالان حوزه خانواده، به لایهای از تربیت میپردازد که پیش از مدرسه و آموزش رسمی آغاز میشود. این مجموعه با استناد به روایاتی درباره پاکی نسل و محبت اهلبیت، بر تأثیر کیفیت رابطه زن و مرد، شرایط انعقاد نطفه، دوران بارداری و حالات والدین بر تربیت فرزند تأکید میکند. در این چارچوب، تربیت فقط به حرفهایی که بعداً به کودک گفته میشود محدود نیست و از مراحل بسیار زودتر آغاز میگردد.
معرفی
📌 نقش خانواده در تربیت انسان
* پیامبر اکرم (صلاللهعلیهوآله): یا علی، حلالزاده هیچگاه با تو دشمنی ندارد [2:14]
* تفاوت حلالزاده و پاکزاده [2:38]
* مهندسی شیطان در آلودگی نطفه [3:31]
* تأثیر عجیب رفتارِ والدین پیش از تولد فرزند در تربیت او [4:49]
* مضاعف شدن اجر فرزندی که با وجود خانواده ناصالح راه صلاح را در پیش میگیرد [7:57]
* دعای بندگان صالح: رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ [15:35]
* پیامبر اکرم (صلاللهعلیهوآله): یا علی، حلالزاده هیچگاه با تو دشمنی ندارد [2:14]
* تفاوت حلالزاده و پاکزاده [2:38]
* مهندسی شیطان در آلودگی نطفه [3:31]
* تأثیر عجیب رفتارِ والدین پیش از تولد فرزند در تربیت او [4:49]
* مضاعف شدن اجر فرزندی که با وجود خانواده ناصالح راه صلاح را در پیش میگیرد [7:57]
* دعای بندگان صالح: رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ [15:35]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین الی قیام یوم الدین.
عرض خدا قوت داریم به همه برادران و خواهران عزیزی که موفق بودند ایامالبیض، سه روز میانی ماه رجب را به اعتکاف مشغول باشند. خدا انشاءالله از همه شما قبول بکند. خوش به سعادتتان! این نعمت را انشاءالله شاکر باشید که خدا همچین توفیقی به شما داد؛ سلامت بهتان داد، توفیق روزهگیری، خلوتی را برایتان فراهم کرد که در این چند روز بتوانید در مسجد معتکف باشید. دقایق پایانی اعتکاف شماست و به هر حال امروز هم بنا دارید اعمال امداوود را انجام بدهید. ما سعی میکنیم خیلی وقت دوستان را نگیریم. چند کلمهای عرایضی داشته باشیم تا انشاءالله عزیزان به بقیه اعمال هم برسند.
گفته شد که تعدادی از عزیزانی که در این اعتکاف حضور دارند، از برادران و خواهران فعالان مسئله خانواده هستند؛ در حوزه خانواده فعالیت میکنند. چند کلمهای در این موضوع و این حوزه مطالبی را عرض بکنیم و خیلی وقت عزیزان را نگیریم. یک بُعد از موضوع خانواده را میخواهم اشاره بهش بکنم که خیلی بُعد مهمی است و کمتر هم شاید بهش توجه داشته باشیم.
پیغمبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که: «یا علی، لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا وَلَدُ الزِّنَا»؛ فرمود: "علی جان، کسی بغض تو را ندارد، دشمنی و کینه و نفرت از تو را ندارد، مگر اینکه حلالزاده نیست." یا به تعبیر دقیقتر و کاملتر، پاکزاده نیست. چون بعضی وقتها به حسب ظاهر حلالزاده هستیم، ولی پاکزاده نیستیم؛ با همدیگر تفاوت دارند. بعضی وقتها عقد شرعی مثلاً ممکن بوده باشد بین یک پدر و مادر، ولی آن مراقبتهای دیگر نبوده. مثلاً در ایامی که حرام بوده این ارتباط، ایام خاص یک خانم بوده، مثلاً نطفه منعقد شده. اینها هم زمینهای است که حالا به تعبیری میشود گفت پاکزاده نیست؛ آلوده است، نطفه آلوده دارد. فرمود هر کسی که بغض و کینه و نفرت و دشمنی تو را دارد، این محصول یک نطفه آلوده است.
این یکی از آن ابعاد مهم مسئله خانواده است و این مهندسی شیطانی را شما در طول تاریخ میبینید. دشمنان اهل بیت روی این مسئله حساب باز میکردند و حواسشان جمع بود. آنها میدانستند، انگار این قاعده شیطانی را میدانستند که هر چقدر این نطفهها بیشتر آلوده بشود، آن آدمهایی که محصول این نطفهها هستند، بیشتر به ما متمایلاند، بیشتر شیطانیاند، راحتتر میشود خرابشان کرد، میشود بهشان آسیب زد. این یکی از آن ابعاد مهم حوزه خانواده است. یکی از ابعادی است که باید بهش توجه داشت. یک بخش مهمی از تربیت ما اینجا رقم میخورد.
یک فضایی است که شاید خیلی هم بهش توجه نداریم. حتی شاید گاهی خیلی هم نقشی هم آنجا نداشته باشیم. پدر و مادر ما خیلی نقش دارند. پدر و مادر یک نقشهایی دارند در تربیت فرزند که ممکن است خیلی به چشم ما نیاید. ما فکر میکنیم مثلاً آقا حرفی که با بچههایمان میزنیم، مدرسهای که میفرستیم، کلاس آموزشی، کتابی که بهش میدهیم، اینها خیلی مهم است در تربیت بچه. ولی در روایات ما، در دستوراتی که اهل بیت به ما دادند، روی یک زوایای دیگری تمرکز کردند. آن رابطهای که از اول شکل میگیرد بین زن و مرد، آن رابطهای که زمینهساز انعقاد نطفه میشود، دوران بارداری مادر، اینها بسیار در شکلگیری خلقوخو و ملکات و صفات انسان اثرگذار است. حتی حرفهایی که رد و بدل میشود بین پدر و مادر، احوالاتی که پدر و مادر دارند در خلوت، اینها اثر دارد. روایاتی در این زمینه داریم که نمیخواهم الان در این جلسه بهش بپردازم.
تذکر بسیار جدی و مهم برای ما، نقش خانواده در تربیت، سیر و صعود انسانی و رشد انسانی انقدر مهم است. بچهای که نطفهاش آلوده باشد، خیلی زمینههای سقوطش بیشتر است. البته اینها هیچ کدام مانع از اختیار ما نمیشود. یعنی اینجوری نیست که اگر کسی پدر و مادرش مراعات نکردند و نطفه او خوب شکل نگرفت، این دیگر مجبور است که برود جهنم، مجبور است که دیگر دشمن باشد با اهل بیت، این بخواهد و نخواهد. ما حتی در روایتی داریم که در بهشت جایگاهی داریم برای کسانی که اینها حلالزاده نبودند. معلوم میشود که غیر حلالزاده هم میتواند بهشت برود. اینجوری نیستش که حالا هر که حلالزاده نبود، الا و لابد جهنم میرود، نه. ولی زمینههای رشد برایش خیلی مسیر سختتر است.
شما تصور کنید یک وقتی یک مسیری را میخواهید بروید، همین امامزاده داوودی که نزدیک شما و بغل شماست، آن جاده قدیمش را حتماً عزیزان رفتهاند دیگر. امامزاده داوود را همه این جمع قاعدتاً رفتهاند. ما بچهتر که بودیم، رفته بودیم آن مسیر قدیمی را رفته بودیم. مسیر جدیدی هم که بعدها ساختند هم رفتهایم. آن مسیر قدیمی را حتی ما پیاده هم رفته بودیم؛ کسر دل کوه همینجور هی دامنه کوه را میرود بالا و قله میرود و از آن ور باز میآید پایین. مسیری است، مسیر سنگلاخ، مسیر مالرو. یک وقت هم یک مسیر، یک مسیر آسفالته قشنگ، کمربندی کردهاند، حاشیه جاده را ایمن کردهاند. این دو تا خیلی با همدیگر تفاوت دارد. جفتش هم راه است، جفتش مسیر است، ولی خیلی با همدیگر تفاوت دارد.
بستر خانواده این شکلی است. آن خانوادهای که تخیلات دارد، محافظت دارد، مراقبت دارد، تقوا دارد، این میشود مثل یک جاده آسفالته برای تربیت انسان. آن خانوادهای که این مراقبتها را ندارد، او مسیر سنگلاخ است. البته از مسیر سنگلاخ هم میشود رفت، ولی رفتن سختتر است و اتفاقاً آن کسی که از مسیر سنگلاخ میرود و مسیر سخت میرود، اجرش هم مضاعف است. این را بدانید! این نکته هم هست. آن کسی که مسیر سختتری را میرود، با سختی بیشتری میرود. یک کسی یک وقتی در خانواده محجبه میشود که حجاب داشتن در آن خانواده سختتر است. این اجر حجابش دو برابر است.
الان بنده در دانشگاه برای بچههای معتکف سخنرانی داشتم. از جلسه آمدم بیرون. یک خانمی از این بچهها آمده بود از ما سؤال بپرسد. گفت: "من مال یکی از این شهرهای حاشیهایم. سه ماه است که شیعه شدهام. اهل سنت بودهام و پدر و مادرم هنوز نمیدانند که من شیعه شدهام و من شهر خودمان که میروم، در خانهمان مدل اهل سنت نماز میخوانم." و گفت: "حالا اینهایش مشکلی نیست. الان مسئله اصلی من، مسئله ازدواج من است. پدر و مادر من بخواهند به خواستگار اهل سنت جواب مثبت بدهند، من نمیتوانم با او ازدواج کنم. چکار بکنم؟"
یک چالشی. ما خیلی نعمتهایی را داریم که اصلاً یک بار در ذهنمان به عنوان نعمت به این نگاه نکردهایم. همینکه تا حالا در خانه دغدغه این را نداشتیم که میخواهیم مثل یک شیعه نماز بخوانیم، تا حالا به این نعمت فکر کردهایم؟ تا حالا به چشم نعمت بهش نگاه کردهایم؟ شما الان اینجا معتکف شدهاید، اعمال امداوود انجام میدهید، دعا میخوانید، توسل دارید، هیچ هم نگرانی از این ندارید که در خیابان افرادی بخواهند شما را تهدید بکنند، متمرکز بشوند روی آن جماعتی که به این مسجد رفتهاند. ولی خیلی کشورها این شکلی است. خیلی از حتی کشورهای اسلامی این شکلی است.
در پاکستان مگر میتوانند چهار تا شیعه این شکلی دور هم جمع بشوند، معتکف بشوند، راحت بگویند آقا ما اعمال امداوود انجام میدهیم، زیارت عاشورا میخوانیم، توسل میکنیم؟ در افغانستان مگر میشود این کارها را کرد؟ در بحرین مگر میشود این کارها را کرد؟ در اردن مگر میشود این کار را کرد؟ در عربستان مگر میشود این کارها را کرد؟ کدام کشور اسلامی این نعمت را دارد که انقدر راحت بخواهند معتکف بشوند، روضه حضرت زینب سلاماللهعلیها بخوانند، سیزده رجب برای امیرالمؤمنین مولودی بگیرند؟ اینها نعمتهایی است که اصلاً به چشم ما نمیآید. اینها همان جاده آسفالتهایی است که انقدر فضا را برای ما فراهم کرده: پدر و مادر شیعه، جامعه شیعه، مملکت شیعه، سران شیعه. ببین چقدر راحت است الان شما برای اعتکاف خیلی دغدغهای ندارید، خیلی سنگلاخی، خیلی مزاحمتی نداریم. تهش این است که مثلاً باید یک مرخصی از اداره بگیرید و بچهتان را به کسی بسپارید و کارهای خانه را یک چند روزی مثلاً مدیریت بکنید که نیستید، چکارش بکنید. ته دغدغهتان این است. اینها آن هموار شدن مسیر است، آن فراهم شدن مسیر است.
البته وقتی هم که این مسیر فراهم نباشد، اجر آدم مضاعف است. این دختری که در خانواده اهل سنت شیعه میشود، این اجرش مضاعف است. یک شخصیتی به نام ادواردو آنیلی در خانواده ثروتمند و فاسد، هم ثروتمند، هم فاسد، هم فساد اقتصادی دارند، هم فساد اخلاقی دارند. پدرش مالک شرکت فیات، مالک باشگاه یوونتوس است. باشگاه یوونتوس را به بچه تقدیم میکند. با آن همه قدرت و ثروت و امکانات، این آدم وجدان پاک و بیداری دارد. یک وقت در تلویزیون، در یک مصاحبه تلویزیونی جملهای میشنود، فطرت بیدارش تلنگر میخورد، علاقمند میشود به اینکه بیاید سمت اسلام.
الان میبینی دنیا چه جوی است دیگر؟ این فضایی که به واسطه اتفاقات غزه پیش آمده، همه دلها را متوجه کرد به عظمت اسلام، عظمت قرآن. این چه مکتبی است که اهل این مکتب انقدر دلشان قرص است در مشکلات، انقدر آرامش دارند، انقدر نشاط دارند. ادواردو آنیلی متمایل میشود به عالم، مسلمان میشود، شیعه میشود و کتمان هم میکند شیعه شدنش را. خانوادهای که میشود گفت یک خانواده صهیونیستی است. ثروتش را جمع میکند، با طراحی و برنامهریزی تصمیم میگیرد بیاید قم طلبه بشود و ثروتش را تقدیم بکند به حوزه علمیه قم. چطور؟ روزهای پایانی که میخواهد حرکت بکند و منتقل بشود. البته ایران چند باری رفت و آمد کرده بوده. دفعه آخری که میخواهد بیاید قم ساکن بشود، چند روز قبلش صبحگاهی میبینند که از روی پل پرتاب شده روی زمین، زیر پل افتاده که بعدها در رسانهها اعلام میکنند که این خودکشی کرده که خب بعد مشخص میشود خانواده او در قتل او دخالت داشتند. قبر شریفش هم در مقبره خانوادگی که کنار همینهاست. یک همچین شهید با عظمتی میشود.
معلوم میشود که راه به هر حال بسته نیست. اینها حجت خداست. کسی نمیتواند بگوید آقا من در خانواده بدی بودم، پدر عیاشی داشتم، مادر آلودهای داشتم، فضا برای من بسته بود. و اتفاقاً اجر این جور آدمها هم مضاعف است. ولی قرار نیست ما مسیری که قرار است خودمان برویم یا برای دیگران فراهم بکنیم، یک مسیر سنگلاخ باشد. بله، الان اگر شما اعتکاف را در یک ناامنی کامل برگزار میکردید، فضیلتش دو برابر بود. ولی برای اینکه الان فضیلتش دو برابر باشد، بیاییم بگوییم آقا منطقه را ناامن کنیم؟ چهار تا داعشی بریزید اینجا، هر که دارد میرود اعتکاف تکتیرانداز بزندش؟ اشکال ندارد، ثواب اعتکاف میرود بالا! این حرف درستی است؟ حرف مقبولی است؟ یا برعکس میگویی: میگوید که آقا شما آرامش را حاکم کنید، مردم بیشتری بیایند، فضا فراهمتر باشد. اصلاح شرایط خانوادگی همچین اثری دارد، همچین موقعیتی.
حالا در مورد خانواده میخواستم نکاتی بگویم که چون وقت کم است، هیچ کدام از آن نکاتی که مد نظرم بود مطرح نکردم. چون آن بحثی که میخواستم عرض بکنم، لااقل یک ساعت و نیم وقت میخواست که مطالبی را عرض بکنم خدمتتان. با توجه به شرایطی که در جلسه حاکم است و به هر حال احساس میکنم که شاید کمی استرس داشته باشند عزیزان برای اعمال امداوودشان، به نظرم دیگر بیشتر از این ما صحبت نکنیم بهتر باشد و انشاءالله عزیزان به اعمال امداوود مشغول باشند.
بهترین روز رحلت زینب کبری سلاماللهعلیها. از این بانوی با فضیلت و کسی که جزء این خاندان با کرامت و این خانواده با شرافت اهل بیت پیامبر اکرم و زینت امیرالمؤمنین، زینب، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، از این بزرگوار بخواهیم که انشاءالله ما را موفق بکنند، خانوادههایمان را توفیقاتشان را افزون بکنند.
یکی از دعاهایی که خیلی خوب است شما هم در این اعمال امداوودتان بهش توجه داشته باشید، این هم مطلب آخر، مطلب کاربردی عرض میکنم و بحث را تمام بکنم. یکی از آن دعاهای خیلی خوب، به عنوان حاجت شما به این دعا میتوانید نگاه بکنید. در این اعمال امداوود دنبال این باشید، یکی از چیزهایی که به عنوان حاجت دنبالش میتوانید باشید، همین دعاست: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ». از خدا بخواهیم خدا همسران و فرزندانی نصیب بکند، یا اگر همسر و فرزندی داریم، خدا اینجور قرار بدهد که قرةالعین ما باشند.
قرةالعین یعنی چه؟ آقا ما فکر میکنیم ترجمه قرةالعین یعنی نور چشمی. خیلی ترجمه دقیقی نیست. نور چشم برای غرةالعین. چشم آدم میچرخد دیگر. کسی که یک کمبودی دارد، یک کاستی دارد، همش چشمش به اینور و آنور است. مضطرب است، نگران است. فرض کنید مثلاً شما الان اینجا روزهدارید، دم افطار است. موقع افطارتان افطاری نیاوردهاند. هی چشمتان به در است، کی دارد میآورد؟ کی افطاری میآورند؟ سفره افطاری کجا پهن میکنند؟ هی چشمتان میچرخد، بیتابید، نگرانید. ولی وقتی که سفره افطار را آوردند، پهن کردند، غذای افطاری را گذاشتند، دیگر چشمتان قرار پیدا میکند. چشمتان انقدی نمیچرخد، درست است؟ دیگر هی اینور و آنور نگاه نمیکنید. یعنی قرةالعین، چشم قرار پیدا میکند، از این بیتابی و هی با دلنگرانی اینور و آنور چرخیدن در میآید.
بعضیها ممکن است همسر هم داشته باشند، ولی همسرشان قرةالعینشان نیست. اینجوری نیست که این همسر قرار به او داده باشد که دیگر چشمش اینور و آنور نرود. بعضیها بچه دارند، بچهشان قرةالعین نیست. چشمش همش به این بچههای این و آن است. بچههای خوب و نمونه را که میبیند، دلش میرود. این بچه خودش قرةالعین نیست. یکی از آن دعاهایی که خیلی سفارش شده برای ما که قرآن نقل میکند، میگوید دعای بندگان صالح من این است، در سوره مبارکه فرقان: "بندگان صالح من این شکلی دعا میکنند، حاجت دائمی که از من دارند این است." این خوب است ما در قنوت این دعا را بخوانیم، در سجده نمازمان به عنوان دعا، نه به عنوان آیه قرآن به عنوان دعا. چون بحثی که حالا کراهت مثلاً دارد آیه قرآن را در سجده خواندن و اینها، به عنوان دعا میشود خواند. و در همین اعمالی که دارید انجام میدهید، در کنار همه حاجتهایی که دارید.
بعضیها هم فکر میکنند که آقا مثلاً ما یک حاجت فقط باید داشته باشیم، فقط فرج آقا امام زمان. نه، اینجوری نیست. از ما خواستهاند که هر چه میشود بیشتر بخواهیم از خدا. در روایت به حضرت موسی فرمود که: "تو حتی ملح عجینک، حتی نمک سفرت را از من بخواه!" یا "ملح طعامک"، نمک سفره و نمک غذایت را هم از من بخواه. اشکالی ندارد شما حاجتهای ریز و درشت داشته باشید. جزء حاجتهای ریزتان، نمک سفرتان هم باشد. در این ادعیهای که اهل بیت به ما یاد دادند، ببینید چقدر حاجات ریز و درشتی داریم. ریزترین مسائل ما از خدا خواستهایم. در این ادعیه ماه رجب، دعا میکند، میگوید خدایا من را برسان به ماه رمضان. آقا بالاخره یا تقدیرت هست یا نیست دیگر؟ یا خدا برایت این عمر را قرار داده یا عمر را قرار نداده. چرا انقدر به خودت فشار میآوری؟ "من حاجتم است، دوست دارم ماه رمضان را ببینم." حالا مگر چقدر این حاجت مهم است؟ "تو برای فرج امام زمان دعا کن!" بله، برای آن هم دعا میکنیم، برای این هم دعا میکنیم. دعای بزرگ هم داریم، دعای کوچک هم داریم.
شما در کنار حاجتهای بزرگی که دارید، در این اعمال امداوود، در این ساعات پایانی اعتکافتان، سه روز مهمان خدا بودید، دعاتان مستجاب است. سه روز روزه بودید، وقت افطار دعاتان مستجاب است. صد آیه قرآن، روایت دارد اگر کسی بخواند، صد آیه قرآن. شما امروز پنج جزء قرآن، حدود پنج جزء قرآن میخوانید در اعمال امداوود. صد آیه قرآن اگر کسی بخواند، بعدش دعایش مستجاب است. یادگاری داشته باشید، صد آیه قرآن وقتی بخوانید، هر وقت دیگر هم حاجتی داشتید، این را بدانید، صد آیه قرآن که بخوانید، حاجتتان مستجاب است، دعاتان مستجاب است.
این همه اسباب دست به دست هم داده که شما دعاتان امروز مستجاب باشد. در این وقت پایانی این روز برای شما وقت استجابت دعاست. خود بارانی که دارد میآید، وقت نزول باران موقع استجابت دعاست. بعد از نمازهای واجب، موقع استجابت دعاست. این همه اسباب فراهم است برای استجابت دعا. دلشکستهاید، خودش زمینه استجابت دعاست. چه بخواهیم در این استجابت دعا؟ هم حاجتهای بزرگ مثل ظهور امام زمان، هم همین حاجتهای پایینتر: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ». انشاءالله که این دعا در حق همه مستجاب بشود. جوانهای ما خوشبخت بشوند. آنهایی که همسر ندارند، همسر خوب نصیبشان بشود. آنهایی که همسر دارند، همسرانشان خوب و موافق باشند. آنهایی که فرزند ندارند، خدا فرزند خوب نصیبشان کند. آنهایی که فرزند دارند، خدا فرزندشان را فرزند صالح برایشان قرار بدهد تا انشاءالله امتی باشیم در اختیار و در خدمت امام زمان و انشاءالله مورد دعا و مورد عنایت حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه.
خدایا در فرج امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش را از ما راضی بفرما. ادعیهای که امروز معتکفین و مسلمین انجام میدهند، در آستانهات به فضل و کرمت به هدف اجابت برسان. و صلی الله علی سیدنا محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین الی قیام یوم الدین.
عرض خدا قوت داریم به همه برادران و خواهران عزیزی که موفق بودند ایامالبیض، سه روز میانی ماه رجب را به اعتکاف مشغول باشند. خدا انشاءالله از همه شما قبول بکند. خوش به سعادتتان! این نعمت را انشاءالله شاکر باشید که خدا همچین توفیقی به شما داد؛ سلامت بهتان داد، توفیق روزهگیری، خلوتی را برایتان فراهم کرد که در این چند روز بتوانید در مسجد معتکف باشید. دقایق پایانی اعتکاف شماست و به هر حال امروز هم بنا دارید اعمال امداوود را انجام بدهید. ما سعی میکنیم خیلی وقت دوستان را نگیریم. چند کلمهای عرایضی داشته باشیم تا انشاءالله عزیزان به بقیه اعمال هم برسند.
گفته شد که تعدادی از عزیزانی که در این اعتکاف حضور دارند، از برادران و خواهران فعالان مسئله خانواده هستند؛ در حوزه خانواده فعالیت میکنند. چند کلمهای در این موضوع و این حوزه مطالبی را عرض بکنیم و خیلی وقت عزیزان را نگیریم. یک بُعد از موضوع خانواده را میخواهم اشاره بهش بکنم که خیلی بُعد مهمی است و کمتر هم شاید بهش توجه داشته باشیم.
پیغمبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که: «یا علی، لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا وَلَدُ الزِّنَا»؛ فرمود: "علی جان، کسی بغض تو را ندارد، دشمنی و کینه و نفرت از تو را ندارد، مگر اینکه حلالزاده نیست." یا به تعبیر دقیقتر و کاملتر، پاکزاده نیست. چون بعضی وقتها به حسب ظاهر حلالزاده هستیم، ولی پاکزاده نیستیم؛ با همدیگر تفاوت دارند. بعضی وقتها عقد شرعی مثلاً ممکن بوده باشد بین یک پدر و مادر، ولی آن مراقبتهای دیگر نبوده. مثلاً در ایامی که حرام بوده این ارتباط، ایام خاص یک خانم بوده، مثلاً نطفه منعقد شده. اینها هم زمینهای است که حالا به تعبیری میشود گفت پاکزاده نیست؛ آلوده است، نطفه آلوده دارد. فرمود هر کسی که بغض و کینه و نفرت و دشمنی تو را دارد، این محصول یک نطفه آلوده است.
این یکی از آن ابعاد مهم مسئله خانواده است و این مهندسی شیطانی را شما در طول تاریخ میبینید. دشمنان اهل بیت روی این مسئله حساب باز میکردند و حواسشان جمع بود. آنها میدانستند، انگار این قاعده شیطانی را میدانستند که هر چقدر این نطفهها بیشتر آلوده بشود، آن آدمهایی که محصول این نطفهها هستند، بیشتر به ما متمایلاند، بیشتر شیطانیاند، راحتتر میشود خرابشان کرد، میشود بهشان آسیب زد. این یکی از آن ابعاد مهم حوزه خانواده است. یکی از ابعادی است که باید بهش توجه داشت. یک بخش مهمی از تربیت ما اینجا رقم میخورد.
یک فضایی است که شاید خیلی هم بهش توجه نداریم. حتی شاید گاهی خیلی هم نقشی هم آنجا نداشته باشیم. پدر و مادر ما خیلی نقش دارند. پدر و مادر یک نقشهایی دارند در تربیت فرزند که ممکن است خیلی به چشم ما نیاید. ما فکر میکنیم مثلاً آقا حرفی که با بچههایمان میزنیم، مدرسهای که میفرستیم، کلاس آموزشی، کتابی که بهش میدهیم، اینها خیلی مهم است در تربیت بچه. ولی در روایات ما، در دستوراتی که اهل بیت به ما دادند، روی یک زوایای دیگری تمرکز کردند. آن رابطهای که از اول شکل میگیرد بین زن و مرد، آن رابطهای که زمینهساز انعقاد نطفه میشود، دوران بارداری مادر، اینها بسیار در شکلگیری خلقوخو و ملکات و صفات انسان اثرگذار است. حتی حرفهایی که رد و بدل میشود بین پدر و مادر، احوالاتی که پدر و مادر دارند در خلوت، اینها اثر دارد. روایاتی در این زمینه داریم که نمیخواهم الان در این جلسه بهش بپردازم.
تذکر بسیار جدی و مهم برای ما، نقش خانواده در تربیت، سیر و صعود انسانی و رشد انسانی انقدر مهم است. بچهای که نطفهاش آلوده باشد، خیلی زمینههای سقوطش بیشتر است. البته اینها هیچ کدام مانع از اختیار ما نمیشود. یعنی اینجوری نیست که اگر کسی پدر و مادرش مراعات نکردند و نطفه او خوب شکل نگرفت، این دیگر مجبور است که برود جهنم، مجبور است که دیگر دشمن باشد با اهل بیت، این بخواهد و نخواهد. ما حتی در روایتی داریم که در بهشت جایگاهی داریم برای کسانی که اینها حلالزاده نبودند. معلوم میشود که غیر حلالزاده هم میتواند بهشت برود. اینجوری نیستش که حالا هر که حلالزاده نبود، الا و لابد جهنم میرود، نه. ولی زمینههای رشد برایش خیلی مسیر سختتر است.
شما تصور کنید یک وقتی یک مسیری را میخواهید بروید، همین امامزاده داوودی که نزدیک شما و بغل شماست، آن جاده قدیمش را حتماً عزیزان رفتهاند دیگر. امامزاده داوود را همه این جمع قاعدتاً رفتهاند. ما بچهتر که بودیم، رفته بودیم آن مسیر قدیمی را رفته بودیم. مسیر جدیدی هم که بعدها ساختند هم رفتهایم. آن مسیر قدیمی را حتی ما پیاده هم رفته بودیم؛ کسر دل کوه همینجور هی دامنه کوه را میرود بالا و قله میرود و از آن ور باز میآید پایین. مسیری است، مسیر سنگلاخ، مسیر مالرو. یک وقت هم یک مسیر، یک مسیر آسفالته قشنگ، کمربندی کردهاند، حاشیه جاده را ایمن کردهاند. این دو تا خیلی با همدیگر تفاوت دارد. جفتش هم راه است، جفتش مسیر است، ولی خیلی با همدیگر تفاوت دارد.
بستر خانواده این شکلی است. آن خانوادهای که تخیلات دارد، محافظت دارد، مراقبت دارد، تقوا دارد، این میشود مثل یک جاده آسفالته برای تربیت انسان. آن خانوادهای که این مراقبتها را ندارد، او مسیر سنگلاخ است. البته از مسیر سنگلاخ هم میشود رفت، ولی رفتن سختتر است و اتفاقاً آن کسی که از مسیر سنگلاخ میرود و مسیر سخت میرود، اجرش هم مضاعف است. این را بدانید! این نکته هم هست. آن کسی که مسیر سختتری را میرود، با سختی بیشتری میرود. یک کسی یک وقتی در خانواده محجبه میشود که حجاب داشتن در آن خانواده سختتر است. این اجر حجابش دو برابر است.
الان بنده در دانشگاه برای بچههای معتکف سخنرانی داشتم. از جلسه آمدم بیرون. یک خانمی از این بچهها آمده بود از ما سؤال بپرسد. گفت: "من مال یکی از این شهرهای حاشیهایم. سه ماه است که شیعه شدهام. اهل سنت بودهام و پدر و مادرم هنوز نمیدانند که من شیعه شدهام و من شهر خودمان که میروم، در خانهمان مدل اهل سنت نماز میخوانم." و گفت: "حالا اینهایش مشکلی نیست. الان مسئله اصلی من، مسئله ازدواج من است. پدر و مادر من بخواهند به خواستگار اهل سنت جواب مثبت بدهند، من نمیتوانم با او ازدواج کنم. چکار بکنم؟"
یک چالشی. ما خیلی نعمتهایی را داریم که اصلاً یک بار در ذهنمان به عنوان نعمت به این نگاه نکردهایم. همینکه تا حالا در خانه دغدغه این را نداشتیم که میخواهیم مثل یک شیعه نماز بخوانیم، تا حالا به این نعمت فکر کردهایم؟ تا حالا به چشم نعمت بهش نگاه کردهایم؟ شما الان اینجا معتکف شدهاید، اعمال امداوود انجام میدهید، دعا میخوانید، توسل دارید، هیچ هم نگرانی از این ندارید که در خیابان افرادی بخواهند شما را تهدید بکنند، متمرکز بشوند روی آن جماعتی که به این مسجد رفتهاند. ولی خیلی کشورها این شکلی است. خیلی از حتی کشورهای اسلامی این شکلی است.
در پاکستان مگر میتوانند چهار تا شیعه این شکلی دور هم جمع بشوند، معتکف بشوند، راحت بگویند آقا ما اعمال امداوود انجام میدهیم، زیارت عاشورا میخوانیم، توسل میکنیم؟ در افغانستان مگر میشود این کارها را کرد؟ در بحرین مگر میشود این کارها را کرد؟ در اردن مگر میشود این کار را کرد؟ در عربستان مگر میشود این کارها را کرد؟ کدام کشور اسلامی این نعمت را دارد که انقدر راحت بخواهند معتکف بشوند، روضه حضرت زینب سلاماللهعلیها بخوانند، سیزده رجب برای امیرالمؤمنین مولودی بگیرند؟ اینها نعمتهایی است که اصلاً به چشم ما نمیآید. اینها همان جاده آسفالتهایی است که انقدر فضا را برای ما فراهم کرده: پدر و مادر شیعه، جامعه شیعه، مملکت شیعه، سران شیعه. ببین چقدر راحت است الان شما برای اعتکاف خیلی دغدغهای ندارید، خیلی سنگلاخی، خیلی مزاحمتی نداریم. تهش این است که مثلاً باید یک مرخصی از اداره بگیرید و بچهتان را به کسی بسپارید و کارهای خانه را یک چند روزی مثلاً مدیریت بکنید که نیستید، چکارش بکنید. ته دغدغهتان این است. اینها آن هموار شدن مسیر است، آن فراهم شدن مسیر است.
البته وقتی هم که این مسیر فراهم نباشد، اجر آدم مضاعف است. این دختری که در خانواده اهل سنت شیعه میشود، این اجرش مضاعف است. یک شخصیتی به نام ادواردو آنیلی در خانواده ثروتمند و فاسد، هم ثروتمند، هم فاسد، هم فساد اقتصادی دارند، هم فساد اخلاقی دارند. پدرش مالک شرکت فیات، مالک باشگاه یوونتوس است. باشگاه یوونتوس را به بچه تقدیم میکند. با آن همه قدرت و ثروت و امکانات، این آدم وجدان پاک و بیداری دارد. یک وقت در تلویزیون، در یک مصاحبه تلویزیونی جملهای میشنود، فطرت بیدارش تلنگر میخورد، علاقمند میشود به اینکه بیاید سمت اسلام.
الان میبینی دنیا چه جوی است دیگر؟ این فضایی که به واسطه اتفاقات غزه پیش آمده، همه دلها را متوجه کرد به عظمت اسلام، عظمت قرآن. این چه مکتبی است که اهل این مکتب انقدر دلشان قرص است در مشکلات، انقدر آرامش دارند، انقدر نشاط دارند. ادواردو آنیلی متمایل میشود به عالم، مسلمان میشود، شیعه میشود و کتمان هم میکند شیعه شدنش را. خانوادهای که میشود گفت یک خانواده صهیونیستی است. ثروتش را جمع میکند، با طراحی و برنامهریزی تصمیم میگیرد بیاید قم طلبه بشود و ثروتش را تقدیم بکند به حوزه علمیه قم. چطور؟ روزهای پایانی که میخواهد حرکت بکند و منتقل بشود. البته ایران چند باری رفت و آمد کرده بوده. دفعه آخری که میخواهد بیاید قم ساکن بشود، چند روز قبلش صبحگاهی میبینند که از روی پل پرتاب شده روی زمین، زیر پل افتاده که بعدها در رسانهها اعلام میکنند که این خودکشی کرده که خب بعد مشخص میشود خانواده او در قتل او دخالت داشتند. قبر شریفش هم در مقبره خانوادگی که کنار همینهاست. یک همچین شهید با عظمتی میشود.
معلوم میشود که راه به هر حال بسته نیست. اینها حجت خداست. کسی نمیتواند بگوید آقا من در خانواده بدی بودم، پدر عیاشی داشتم، مادر آلودهای داشتم، فضا برای من بسته بود. و اتفاقاً اجر این جور آدمها هم مضاعف است. ولی قرار نیست ما مسیری که قرار است خودمان برویم یا برای دیگران فراهم بکنیم، یک مسیر سنگلاخ باشد. بله، الان اگر شما اعتکاف را در یک ناامنی کامل برگزار میکردید، فضیلتش دو برابر بود. ولی برای اینکه الان فضیلتش دو برابر باشد، بیاییم بگوییم آقا منطقه را ناامن کنیم؟ چهار تا داعشی بریزید اینجا، هر که دارد میرود اعتکاف تکتیرانداز بزندش؟ اشکال ندارد، ثواب اعتکاف میرود بالا! این حرف درستی است؟ حرف مقبولی است؟ یا برعکس میگویی: میگوید که آقا شما آرامش را حاکم کنید، مردم بیشتری بیایند، فضا فراهمتر باشد. اصلاح شرایط خانوادگی همچین اثری دارد، همچین موقعیتی.
حالا در مورد خانواده میخواستم نکاتی بگویم که چون وقت کم است، هیچ کدام از آن نکاتی که مد نظرم بود مطرح نکردم. چون آن بحثی که میخواستم عرض بکنم، لااقل یک ساعت و نیم وقت میخواست که مطالبی را عرض بکنم خدمتتان. با توجه به شرایطی که در جلسه حاکم است و به هر حال احساس میکنم که شاید کمی استرس داشته باشند عزیزان برای اعمال امداوودشان، به نظرم دیگر بیشتر از این ما صحبت نکنیم بهتر باشد و انشاءالله عزیزان به اعمال امداوود مشغول باشند.
بهترین روز رحلت زینب کبری سلاماللهعلیها. از این بانوی با فضیلت و کسی که جزء این خاندان با کرامت و این خانواده با شرافت اهل بیت پیامبر اکرم و زینت امیرالمؤمنین، زینب، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، از این بزرگوار بخواهیم که انشاءالله ما را موفق بکنند، خانوادههایمان را توفیقاتشان را افزون بکنند.
یکی از دعاهایی که خیلی خوب است شما هم در این اعمال امداوودتان بهش توجه داشته باشید، این هم مطلب آخر، مطلب کاربردی عرض میکنم و بحث را تمام بکنم. یکی از آن دعاهای خیلی خوب، به عنوان حاجت شما به این دعا میتوانید نگاه بکنید. در این اعمال امداوود دنبال این باشید، یکی از چیزهایی که به عنوان حاجت دنبالش میتوانید باشید، همین دعاست: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ». از خدا بخواهیم خدا همسران و فرزندانی نصیب بکند، یا اگر همسر و فرزندی داریم، خدا اینجور قرار بدهد که قرةالعین ما باشند.
قرةالعین یعنی چه؟ آقا ما فکر میکنیم ترجمه قرةالعین یعنی نور چشمی. خیلی ترجمه دقیقی نیست. نور چشم برای غرةالعین. چشم آدم میچرخد دیگر. کسی که یک کمبودی دارد، یک کاستی دارد، همش چشمش به اینور و آنور است. مضطرب است، نگران است. فرض کنید مثلاً شما الان اینجا روزهدارید، دم افطار است. موقع افطارتان افطاری نیاوردهاند. هی چشمتان به در است، کی دارد میآورد؟ کی افطاری میآورند؟ سفره افطاری کجا پهن میکنند؟ هی چشمتان میچرخد، بیتابید، نگرانید. ولی وقتی که سفره افطار را آوردند، پهن کردند، غذای افطاری را گذاشتند، دیگر چشمتان قرار پیدا میکند. چشمتان انقدی نمیچرخد، درست است؟ دیگر هی اینور و آنور نگاه نمیکنید. یعنی قرةالعین، چشم قرار پیدا میکند، از این بیتابی و هی با دلنگرانی اینور و آنور چرخیدن در میآید.
بعضیها ممکن است همسر هم داشته باشند، ولی همسرشان قرةالعینشان نیست. اینجوری نیست که این همسر قرار به او داده باشد که دیگر چشمش اینور و آنور نرود. بعضیها بچه دارند، بچهشان قرةالعین نیست. چشمش همش به این بچههای این و آن است. بچههای خوب و نمونه را که میبیند، دلش میرود. این بچه خودش قرةالعین نیست. یکی از آن دعاهایی که خیلی سفارش شده برای ما که قرآن نقل میکند، میگوید دعای بندگان صالح من این است، در سوره مبارکه فرقان: "بندگان صالح من این شکلی دعا میکنند، حاجت دائمی که از من دارند این است." این خوب است ما در قنوت این دعا را بخوانیم، در سجده نمازمان به عنوان دعا، نه به عنوان آیه قرآن به عنوان دعا. چون بحثی که حالا کراهت مثلاً دارد آیه قرآن را در سجده خواندن و اینها، به عنوان دعا میشود خواند. و در همین اعمالی که دارید انجام میدهید، در کنار همه حاجتهایی که دارید.
بعضیها هم فکر میکنند که آقا مثلاً ما یک حاجت فقط باید داشته باشیم، فقط فرج آقا امام زمان. نه، اینجوری نیست. از ما خواستهاند که هر چه میشود بیشتر بخواهیم از خدا. در روایت به حضرت موسی فرمود که: "تو حتی ملح عجینک، حتی نمک سفرت را از من بخواه!" یا "ملح طعامک"، نمک سفره و نمک غذایت را هم از من بخواه. اشکالی ندارد شما حاجتهای ریز و درشت داشته باشید. جزء حاجتهای ریزتان، نمک سفرتان هم باشد. در این ادعیهای که اهل بیت به ما یاد دادند، ببینید چقدر حاجات ریز و درشتی داریم. ریزترین مسائل ما از خدا خواستهایم. در این ادعیه ماه رجب، دعا میکند، میگوید خدایا من را برسان به ماه رمضان. آقا بالاخره یا تقدیرت هست یا نیست دیگر؟ یا خدا برایت این عمر را قرار داده یا عمر را قرار نداده. چرا انقدر به خودت فشار میآوری؟ "من حاجتم است، دوست دارم ماه رمضان را ببینم." حالا مگر چقدر این حاجت مهم است؟ "تو برای فرج امام زمان دعا کن!" بله، برای آن هم دعا میکنیم، برای این هم دعا میکنیم. دعای بزرگ هم داریم، دعای کوچک هم داریم.
شما در کنار حاجتهای بزرگی که دارید، در این اعمال امداوود، در این ساعات پایانی اعتکافتان، سه روز مهمان خدا بودید، دعاتان مستجاب است. سه روز روزه بودید، وقت افطار دعاتان مستجاب است. صد آیه قرآن، روایت دارد اگر کسی بخواند، صد آیه قرآن. شما امروز پنج جزء قرآن، حدود پنج جزء قرآن میخوانید در اعمال امداوود. صد آیه قرآن اگر کسی بخواند، بعدش دعایش مستجاب است. یادگاری داشته باشید، صد آیه قرآن وقتی بخوانید، هر وقت دیگر هم حاجتی داشتید، این را بدانید، صد آیه قرآن که بخوانید، حاجتتان مستجاب است، دعاتان مستجاب است.
این همه اسباب دست به دست هم داده که شما دعاتان امروز مستجاب باشد. در این وقت پایانی این روز برای شما وقت استجابت دعاست. خود بارانی که دارد میآید، وقت نزول باران موقع استجابت دعاست. بعد از نمازهای واجب، موقع استجابت دعاست. این همه اسباب فراهم است برای استجابت دعا. دلشکستهاید، خودش زمینه استجابت دعاست. چه بخواهیم در این استجابت دعا؟ هم حاجتهای بزرگ مثل ظهور امام زمان، هم همین حاجتهای پایینتر: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ». انشاءالله که این دعا در حق همه مستجاب بشود. جوانهای ما خوشبخت بشوند. آنهایی که همسر ندارند، همسر خوب نصیبشان بشود. آنهایی که همسر دارند، همسرانشان خوب و موافق باشند. آنهایی که فرزند ندارند، خدا فرزند خوب نصیبشان کند. آنهایی که فرزند دارند، خدا فرزندشان را فرزند صالح برایشان قرار بدهد تا انشاءالله امتی باشیم در اختیار و در خدمت امام زمان و انشاءالله مورد دعا و مورد عنایت حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه.
خدایا در فرج امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش را از ما راضی بفرما. ادعیهای که امروز معتکفین و مسلمین انجام میدهند، در آستانهات به فضل و کرمت به هدف اجابت برسان. و صلی الله علی سیدنا محمد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...