حکایت بازدارندگی‌های خدا بر ما نیز چنین است

کودک دائماً در معرض نهی و هشدار پدر و مادر است. هم چاقو را از او می‌گیرند، هم نمی‌گذارند در را باز کند و به خیابان رود، هم نمی‌گذارند درراه پله تنها و رها باشد و هم … شاید این توهم پیش آید که پدر و مادر، این کودک را به دنیا آورده‌اند تا عذابش دهند و از هر چه دوست دارد بازش دارند؛ اما حقیقت این است که پدر و مادر می‌خواهند جلوی آسیب و سقوط او را بگیرند تا به دوران شکوفایی و سرفرازی رسد. حکایت بازدارندگی‌های خدا بر ما نیز چنین است.

مصطفی امینی خواه

حکایت بازدارندگی‌های خدا بر ما نیز چنین است

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

ملکوت اعمال ،بخش سوم

تنظیم زندگی

شب بسط فطرت

یک سال راه برو

یک سال راه برو

عیار تو مشکل دارد…

مهندسی فطرت

توجه به وظیفه

مینِ مَنیّت

اونجا معلوم میشه…

راه جایگزین